آخرین خبر

  • • برگزاری مراسم یادبود ۷ شاعر فقید در سالروز درگذشت نصرالله مردانی
  • چهارشنبه 06 اسفندماه 93

    مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری از برگزاری مراسم یادبود در قالب برنامه ادبی برای ۷ شاعر درگذشته طی سال‌های اخیر، به مناسبت سالگرد درگذشت مرحوم نصرالله مردانی خبر داد.
    خبرگزاری فارس: برگزاری مراسم یادبود ۷ شاعر فقید در سالروز درگذشت نصرالله مردانی
    علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس ضمن اشاره به مراسم یادبود شاعران در مشهد مقدس اظهار داشت: روز شنبه نهم اسفند ماه همزمان با سالگرد نصرالله مردانی مراسمی در مشهد مقدس برگزار خواهد شد.

    قزوه در توضیح بیشتر ابراز داشت: به مناسبت سالگرد درگذشت مرحوم نصرالله مردانی و به همت مدکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری و همکاری بخش فرهنگی آستان قدس رضوی مراسم یادبودی برای 7 خانواده شاعران و نویسنده فقید، در جوار حرم رضوی برپا می‌شود.

    به گفته این مدیر حوزه هنری، در این مراسم خانواده 7 شاعر و نویسنده از جمله مرحوم نصرالله مردانی، احمد زارعی، امیرحسین فردی، حسین حداد، شاهرخ اورامی، تیمور ترنج، مشفق کاشانی و دیگر شاعران و نویسندگان درگذشته حضور خواهند داشت.

    وی در توضیح بیشتر افزود: در این مراسم که در قالب برنامه‌ای ادبی برگزار می شود، اشعاری از سوی شاعران قرائت می شود و در ادامه یاد شاعران مرحوم گرامی داشته خواهد شد ضمن اینکه این مراسم همزمان با چهلمین روز درگذشت استاد مشفق کاشانی است از این رو برای این شاعر نیز یادبودی برقرار خواهد بود.

    گفتنی است، نصرالله مردانی شاعر غزل‌سرای انقلاب 19 اسفند 1382 بعد از گذراندن یک دوره بیماری در کربلا درگذشت. از او مجموعه‌های شعری چون: قانون عشق، ستیغ سخن،قیام نور و سمند طاعقه منتشر شده‌اند. همچنین نصرالله مردانی چهره ماندگار سال 82 است.

    انتهای پیام/و

    - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931206000447#sthash.6w6yM2Ta.dpuf

آخرين نظرات خوانندگان

  • نامشخص: بسمه تعالي با سلام و احترام خدمت استاد ارجمند ارائه ادامه
  • طاهرخانی : استاد عزیز زحمت کشیدی،تشکر می کنم . طاهرخانی ادامه

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


نقد سه داستان در کارگاه نقد حوزه هنری با حضور استاد سرشار/ ابوالفضل طاهرخانی

داستانهای «زخم چشم »و «شب یخ برفی» نوشته رقیه مهری و «نویسنده» نوشته مصطفی رضایی با حضور محمدرضا سرشار و دیگر اعضای کارگاه نقد معاونت پژوهش و آموزش حوزه هنری در روزهای سه شنبه (ابوالفضل طاهرخانی ، یوسف یزدیان، موسوی، شهین عالی، سهیلا ازگلی، پروانه بابک، شیرین حمزه، رقیه مهری ، ،علیرضاعیوضی، ،نداخیریان، مصطفی رضایی، ...) نقد و بررسی شد .
«خلاصه داستان «زخم چشم
گروهی از سران کفار به نزد مفلس می آیند و از او می خواهندکه به وسیله زخم چشم پیامبر اکرم را از بین ببرد . آنها می گویند که پیامبر دین جدیدی آورده است و بساط پرستش بتها کساد شده و برده ها دیگر از ما اطاعت نمی کنند . آنها برای مفلس هدایایی آورده اند و می گویند اگر بتواند پیامبر را از بین ببرد هدایای دیگری به او می دهند . مفلس سه روز نه آب می خورد نه غذا . بعد از سه روز به همراه غلامش به طرف مکه می رود. او در راه با نگاه کردن کوهی را متلاشی می کند، دو پرنده را به هلاکت می رساند و شتری را از بین می برد .و سرانجام به مسجدالحرام می رود و سعی می کند با نگاه کردن پیامبر را ازبین ببرد،اما چشم زخمش اثری ندارد .تا اینکه یکی از اصحاب پیامبر می گوید که بخاطر نزول َآیه و ان یکاد زخم چشم بر پیامبر و مومنین اثری ندارد.

محمد رضاسرشار ، نویسنده ، پروهشگر ومنقد ادبی با اشاره به داستانهای تاریخی مذهبی ، گفت در این گونه داستانها در باره پیامبر و امامان معصوم در خطوط اصلی و آنچه از زبان و ذهن این مقدسان مطرح می شود نمی شود از تخیل استفاده کرد و باید داستان متکی به مستندات محکم و متقن باشد . اما در ایجاد اشخاص و سحو.ادث فرعی که اصل موضوع رانقض نکند اشکال ندارد .
سرشار با ذکر اینکه لازمه یک کار خلاقه این است که به بازنویسی صرف تاریخ بسنده نکرد ، افزود : متأسفانه بسیاری از نویسندگان نسل کنونی و دهه شصت برای نوشتن داستان تاریخی مذهبی از حد یک بازنویسی فراتر نرفته اند.
وی گفت : نویسنده می تواند از رویدادهای تاریخی بعنوان مصالح استفاده نماید با با حفظ خطوط اصلی، یک بنای جدید بسازد؛ کار خانم مهری و بسیاری دیگر از نویسندگان در همین حد است .
وی به داستان والعادیات سید مهدی شجاعی اشاره کرد وگفت : من همان سالها نیز در نقد این داستان گفتم که نویسنده در حد چهارچوب تاریخی داستان محدود شده است و نتوانسته است به آن ساختار لازم داستانی بدهد.
سرشار گفت : ساختار داستان زخم چشم در حد ساختار خاطره باقی مانده است .
نویسنده آن یتیم نظرکرده با اشاره به مسئله زخم چشم گفت: چشم زخم یک مسئله ارادی مثل جادو یا جن گیری نیست که با آموزش و تمرینات مخصوص بدست آید بلکه امواجی منفی و مخرب است که بطور ناخودگاه از فرد ساطع می شود .
سرشار با اشاره به اینکه نوشتن اینگونه داستانها نیازمند استفاده از منابع غنی است ، افزود : در مورد زندگی پیامبران در قران کریم به حد کافی اطلاعات مورد نیاز برای داستان نویس درج نشده است .لذا بعضی از نویسندگان برای نوشتن زندگی پیامبران به تورات (عهد عتیق) مراجعه می کنند که در آن، در این موارد، اغلب همه چیز عین یک انسان نویسنده به طور مفصل نوشته است.
وی گفت شاید از جمله به همین سبب، بعضی از نویسندگانی که در باره پیامبران می نویسند تحت تأثیر اسرائیلیات هستند .
رهگذر گفت: اگر قرار است برای نوشتن داستانی از تفسیر قران استفاده کنیم لازم است که به تفسیرهای معتتبر رجوع کنیم .
نویسنده گرداب سکندر گفت: نویسنده در نوشتن داستانهای تاریخی مذهبی باید بی طرف نمایی کند . چراکه هدف از نوشتن داستانهای مذهبی این است که باور معتقدین به مذهب را قوی تر کنیم و آنهاییکه اعتقاداتی ندارند ، اعتقاد و باور مذهبی در آنها بوجود بیاوریم . حال اگر نویسنده در هنگام نوشتن داستان طوری بنویسد که از همان اول تا آخر داستان از عقایدی جانبداری کند، خب شخصی که به آن مذهب باور ندارد ، اصلا داستانش را نمی خواند.
ابوالفضل طاهرخانی از نویسندگان و منتقدین کارگاه با استناد به تفاسیر معتبر قرآن کریم به شأن نزول آیه وان یکاد اشاره کرد و افزود بر اساس روایات اسلامی نمی شود منکر زخم چشم شد.
وی با اشاره به حدیثی از پبامبر اکرم گفت : زخم چشم مرد را درقبر و شتر را دردیگ فرو می برد .
ایشان با اشاره به آثار استاد شهید مطهری گفت :چشم زخم اگرهم حقیقت داشته باشد ، به این معنای رایج امروز در میان ما بالاخص در میان طبقه نسوان که فکرمی کنند همه مردم چشمشان شور است ، قطعا نیست .
وی افزود : در مورد شخصیت مفلس اغراق شده است ، اینگونه نیست که یک نفر بتواند با چند روز غذا نخوردن کارهای اینچنین خارق العاده ای انجام دهد مثلا با نگاه کردن و تعریف کردن کوه را منفجر کند و پرنده ها و شتر را به هلاکت برساند .
این منتقد گفت : داستان از پرداخت و نثرقابل قبولی برخوردار است .
عیوضی از دیگر منتقدین کارگاه نقد با اشاره به اینکه داستان از تعلیق خوبی برخورداربود ، افزود: اینگونه داستانها نویسنده رامحدودمی کند که از حدی که برایش معین شده فراتر نرود.
وی با اشاره به اینکه روابط علت معلولی پیرنگ باید منطقی باشد ، افزود :چرا یکی از اصحاب مسئله نزول آیه وان یکاد را مطرح می کند و خود پیامبر در این مورد سخنی نمی گوید.
عیوضی افزود : باور پذیری اینکه شخصی بتواند با تشنگی و گرسنگی اینچنین کارهای عجیبی انجام دهد، مشکل یه نظر می رسد .

خلاصه داستان «نویسنده»
در دوست با نامهای آرش و سعید وارد کافه ای می شوند و پیرامون داستان و شرکت در یک جشنواره صحبت می کنند . آرش طرفدار داستانهای مدرن و پست مدرن است ولی سعید طرفدار داستانهای واقعیتگراست .
َآرش دوست دارد با روح نویسندگان بزرگ ارتباط برقرار کند تا از این طریق بتواند بر معلومات خود بیافزاید . پیرمردی وارد کافه می شود که می تواند ارواح را احضار کند . به درخواست آرش روح تولستوی ، کافکا ، جلال آل احمد و ... را احضار می کند و می گوید که احضار هر یک از ارواح اینها قیمتی دارد . در پایان داستان سعید از کافه بیرون می رود اما آرش از پیرمرد میخواهد که روح داوران جشنواره داستان را احضار کند تا با آنها صحبت کند . پیرمرد به او می گوید آنقدر که من در کارم ریاضت می کشم آیا تو درد استان نویسی کار می کنی ؟
ابوالفضل طاهرخانی با اشاره به شخصیت های داستان گفت : آرش طرفدار نویسندگان مدرن است ولی سعید طرفدار نویسندگان واقعیتگراست و با آرش در این زمینه جدل می کند .
وی گفت مهمترین عنصر داستان درونمایه آن است و جمله پایانی می تواند یکی از درونمایه اصلی داستان باشد .
آقای عیوضی گفت : داستان نویسنده یک داستان تقریحی است و برای سرگرمی نوشته شده است .
شهین عالی گفت : آیا یک نفر در آن واحد می توان چند روح را احضار کند .
محمد رضا سرشار در جمع بندی داستان نویسنده گفت : در تشخیص غالب بودن عنصر درونمایه در داستان چند شاخص وجود دارد. اول اینکه هسته مرکزی داستان درونمایه باشد و سایر اجزا حول محور درونمایه باهم مرتبط شده باشند .
بنابر این جمله آخری که آقای طاهرخانی اشاره کرد نمی تواند به عنوان درونمایه اصلی تلقی کرد.
استاد سرشار گفت : این داستان یک داستان عقاید است که دو نفر پیرامون موضوعات مختلف ادبی بحث و گفتگو می کنند . اما در پیرنگ دچار اشکال جدی است. به همین سبب می توان گفت در این نوشته، عملا پیرنگ داستانی فنی شکل نگرفته است.
خلاصه داستان شب یخ برفی
غلامعلی نامی با صدای شیون زنی از خواب بیدار می شود ، تفنگش را برمی دارد و ار خانه بیرون می آید و به خانه همسایه می رود و می بیند که زن به خاطر بیماری شوهرش کمک میخواهد . برف و بوران شدیدی است .غلامعلی برای آوردن طبیب خیابانهای آنجا را یکی پس از دیگر ی طی می‌کند . درمیانه راه چندگرگ به او حمله می کنند،تیراندازی می کند گرگی رامی کشد بقیه گرگها فرار میکنند . به در خانه طبیب می رسد .طبیب می گوید من خودم بیمارم نمی توانم توی این برف و بوران بیایم . دارویی به او می دهد تا بیرد و همسایه ا ش را درمان کند. وقتی به خانه همسایه می رسد می بیندکه او مرده ا ست . غلامعلی با خود فکر می کند که چگونه صبح در میان برف و یخبندان جنازه اورا به خاک بسپارند .
ابوالفض طاهرخانی به عنوان اولین منتقد جلسه با اشاره به اینکه داستان از فضا سازی و پرداخت خوبی برخوردار است ، گفت : داستان صرفا حادثه ای را پرداخت کرده است و در پایان فردی براثر بیماری مرده است، بطوریکه هیچ حس همذات پنداری در ما ایجاد نمی کند. به نطر من داستان علاوه بر اینها ،یک چیزی کم دارد. پیام ، محتوی یا درونمایه‌ای لازم است که داستان ندارد.
سمیه مرادی با اشاره به سست بودن عنصر علیت پیرنگ گفت : دکتر از کجا می دانست که بیمار چه دارویی لازم دارد که تجویز کرده است و اینکه فضای فضا روستا به نطر می رسد اما شخصیت اصلی وقتی به خانه دکتر می رود به نظر می رسد که از چند خیابان که فضای شهری دارد عبور می کند .
شیرین حمزه گفت : موضوع تکراری است و داستان درونمایه ارزشمندی ندارد .
محمدرضاسرشار ( رضا رهگذر) با جمع بندی نظرات اعضاء گفت :داستان از نقطه‌ای نزدیک به پایان شروع شده و به نویسنده امکان داده است که با جزیی پردازی داستان را به پیش ببرد .
وی افزود : داستان اشکالات ساختاری چندی دارد اما از زبان و پرداخت خوبی برخودار است .
سرشار در خصوص سست بودن روابط علت و معلولی پیرنگ داستان گفت : داشتن تفنگ خودکار و مشخص نبودن فضای شهری یا روستایی داستان ، نپرداختن لازم به صحنه حضورپزشک از جمله ضعف های پیرنگ است .
وی افزود : موضوع داستان نونیست و پیرنگ نیاز به یک پیچ دارد که داستان را جذاب کند .
وی در مورد پایان داستان نیز گفت همانطور که آقای طاهرخانی گفت : پس از پایان داستان از خودمان می پرسیم که چی ؟ یعنی داستان علاوه بر ایجاد حوادث به عناصر دیگر ی نیاز دارد .
وی افزود : این داستاندارای ساختار داستانهای ایپزودیک است که در آنها حادثه ای به وقوع می پیوندد، تمام می شود و بعد حادثه دیگری شروع می شود....
ماخذ: وبلاگ یک نقد

2 نظر

استاد عزیز زحمت کشیدی،تشکر می کنم . طاهرخانی

بسمه تعالي
با سلام و احترام خدمت استاد ارجمند
ارائه نقد داستانها در سايت مکمل بسيار خوبي براي جلسات سه شنبه است. از اينکه امکان استفاده از مطالب مطرح شده در جلسات را به اين صورت فراهم فرموده ايد، بي نهايت متشکرم. و با تشکر از جناب آقاي طاهر خاني که زحمت ثبت اين مطالب را کشيده اند. اميدوارم اين جلسات هفتگي مانند هميشه با برکت و پربار باشد.

ارسال نظر