آخرین خبر

  • • به مناسبت آغاز هفته وحدت: معرفی کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» در برنامه چراغستان رادیو ایران
  • شنبه 13 دیماه 93

    رادیو ایران به منظور ترویج فرهنگ کتاب و کتاب خوانی، روزهای یکشنبه، سه شنبه و پنج شنبه؛ برنامه ای را با عنوان «چراغستان»، تقدیم علاقمندان می کند.

    این برنامه که از بخش ها و آیتم های متنوعی تشکیل شده است؛ این هفته در بخشی، کتابی را با عنوان «آن یتیم نظرکرده»، نوشته محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، معرفی می کند.

    توضیح درباره آیات قرآنی با مضمون کتاب و قلم در قالب نمایش، از دیگر بخش های برنامه «چراغستان» را تشکیل می دهد.

    برنامه ی «چراغستان»، روز یکشنبه چهاردهم دی، ساعت 12:45، بر روی موج اف ام ردیف 90 مگاهرتز و ای ام ردیف 900 کیلوهرتز؛ به تهیه کنندگی «زهرا فقیه میرزایی» و «محمد محسن رفیعی»، از رادیو ایران پخش می شود.

آخرین کتاب

  • • رمانی از زندگی پیامبر(ص) به قلم محمد رضا سرشار
  • چاپ هشتم رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» که به قلم محمدرضا سرشار نگاشته شده در مورد زندگی پیامبر(ص) است که توسط سوره مهر در آستانه سالروز وفات نبی مکرم اسلام به علاقه مندان کتاب معرفی می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، سرشار درباره انگیزه خود برای نوشتن نسخه نوجوانانه این اثر گفت: «فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که می‌‌دیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.دوم اینکه میدانستم که اگر چنین کاری صورت بگیرد، در نگاه خواننده‌ی نوجوانان این اثر نسبت به دین‌‌شان یک تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنکه زندگی پیامبر ما آنقدر و پرکشش است که جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یک داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنکه این موضوع، در دست یک نویسنده، به معنی درست کلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این کار بی‌‌تاثیر نبود».

    این کتاب که پیش از این، توسط انتشاراتی دیگری منتشر می شد، سرانجام پس از حدود دو سال وقفه در تجدید چاپ و نایاب بودن ، به وسیله انتشارات سوره مهر، به چاپ هشتم خود (اول سوره مهر) رسید و به بازار نشر عرضه شد.«آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبحهای جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری قرار گرفت. که از آن جمله می توان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد.

    بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی - به همت حوزه هنری - و چاپ مجلد اول ترجمه عربی آن در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. همچنین چاپ ترکی استانبولی این اثر به تازگی توسط حسن علیمی بکتاش ترجمه و منتشر شده است.


شعر زیبای برقعی در وصف رسول گرامی اسلام (ص)

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت/ زادگاهش برهوت عربستان باشد

حمیدرضا برقعی در کتاب «رقعه» شعر بسیار زیبایی در وصف پیامبر اعظم(ص) سروده است.

خبرگزاری فارس: مگر اعجاز جز این است که باران بهشت/ زادگاهش برهوت عربستان باشد

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، «رقعه» جدیدترین مجموعه شعر سیدحمیدرضا برقعی است که بازار کتاب آمده است. در این کتاب، این شاعر جوان شعر بسیار زیبایی در وصف نبی اکرم(ص) دارد که در ادامه می‌آید:

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد

زنده در گور غزلهای فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت

نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن

مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت

زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست

تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده

از تحیر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد

نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست

ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی

رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید

و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته

جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد

چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد

آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز

سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد

چتر بردار که این رایحه باران دارد...  

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931018000274#sthash.ACpO6xIV.dpuf

ارسال نظر