آخرین خبر

  • • فراخوان حوزه هنری برای طراحی شخصیت دختر ایرانی
  • شنبه 06 دیماه 93

    حوزه هنری کودک و نوجوان، طراحی‌های برگزیده شخصیت(کاراکتر) دختر جوان ایرانی را خریداری می‌کند.
    خبرگزاری فارس: فراخوان حوزه هنری برای طراحی شخصیت دختر ایرانی

    به گزارش خبرگزاری فارس، لیلا نیرومند، دبیر فراخوان، با اعلام این خبر افزود: از کلیه طراحان کاراکتر، تصویرگران، مجسمه‌سازان و ... که در زمینه طراحی شخصیت دختران ایرانی طبع‌آزمایی کرده‌اند، دعوت می‌شود با شرکت در این فراخوان، آثار خویش را به دبیرخانه طرح ارسال کنند.

    وی گفت: ویژگی شخصیت مورد نظر، یک دختر بالغ ایرانی در محدوده سنی 16 تا 22 سال با فیزیک و ظاهری ایرانی است که قابلیت استفاده در پویانماییهای سه بعدی و ساخت عروسک را داشته باشد. همچنین برای اطمینان طراحان محترم از حفظ مالکیت معنوی آنان، امکان صدور گواهی کتبی دبیرخانه مبنی بر دریافت و ثبت هر شخصیت پیش‌بینی شده است.

    نیرومند اضافه کرد: هر کاراکتر باید در زمینه‌ای ساده و در قالب یک فایل (ترجیحاً با فرمت Jpeg) و با حجم کمتر از یک مگابایت به همراه پیشینه هنری مختصری از طراح آن، به نشانی رایانامه info@hhkoodak.ir ارسال شوند. مهلت ارسال آثار نیز 26 دی ماه 1393 می‌باشد.

    براساس این فراخوان، حوزه هنری کودک و نوجوان پس از بررسی شخصیتهای دریافت‌شده، آثار برگزیده را خریداری خواهد کرد. اطلاعات بیشتر در پایگاه خبری حوزه هنری کودک و نوجوان به نشانی www.hhkoodak.ir قابل دسترسی است.

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13931006000588#sthash.chO71Lo6.dpuf

آخرين نظرات خوانندگان

  • نامشخص: جمیله کدیورهمسرمهاجرانی انتشاراتش رافعال کرد http://kayhan.ir/fa/issue/323/3 ادامه
  • مدیر: سلام علیکم. خواهش می کنم! ادامه
  • مصطفی رضایی: سلام استاد خیلی استفاده کردیم. به نظر حقیر باید انتشارات ادامه
  • حمید: خب وقتی کتاب خوانده نمیشه تفاوت اینکه مارکسیست ها چاپ ادامه
  • مدیر: سلام جناب طاهرخانی عزیز. خواهش می کنم! ادامه
  • طاهرخانی : سلام استاد استفاده کردیم . ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • رمانی از زندگی پیامبر(ص) به قلم محمد رضا سرشار
  • چاپ هشتم رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» که به قلم محمدرضا سرشار نگاشته شده در مورد زندگی پیامبر(ص) است که توسط سوره مهر در آستانه سالروز وفات نبی مکرم اسلام به علاقه مندان کتاب معرفی می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، سرشار درباره انگیزه خود برای نوشتن نسخه نوجوانانه این اثر گفت: «فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که می‌‌دیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.دوم اینکه میدانستم که اگر چنین کاری صورت بگیرد، در نگاه خواننده‌ی نوجوانان این اثر نسبت به دین‌‌شان یک تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنکه زندگی پیامبر ما آنقدر و پرکشش است که جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یک داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنکه این موضوع، در دست یک نویسنده، به معنی درست کلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این کار بی‌‌تاثیر نبود».

    این کتاب که پیش از این، توسط انتشاراتی دیگری منتشر می شد، سرانجام پس از حدود دو سال وقفه در تجدید چاپ و نایاب بودن ، به وسیله انتشارات سوره مهر، به چاپ هشتم خود (اول سوره مهر) رسید و به بازار نشر عرضه شد.«آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبحهای جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری قرار گرفت. که از آن جمله می توان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد.

    بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی - به همت حوزه هنری - و چاپ مجلد اول ترجمه عربی آن در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. همچنین چاپ ترکی استانبولی این اثر به تازگی توسط حسن علیمی بکتاش ترجمه و منتشر شده است.

خواندني‌هاي وب


محمدرضا سرشار: مارکسیستها هنوز در نشر کتاب ایران فعالند

* لطفاً به صورت کلی تاریخچه‌ای از حضور مارکسیست‌ها و توده‌ای‌ها در صنعت نشر و بازار کتاب کشور بفرمایید.
باید سؤال را گسترده‌تر مطرح کرد، به دلیل اینکه کشور ما در قبل از انقلاب فقط عرصۀ تاخت و تاز مارکسیست‌ها نبود. از آن طرف آمریکا با تاسیس بنگاه انتشاراتی فرانکلین و فرانسه با تاسیس بنگاه ترجمه و نشر کتاب در ایران، هم به صورت مستقیم به نوعی دیگر در صنعت نشر ‌ما دخالت داشتند. به نظرم اگر تاریخچه‌ای از حضور هر دوی این‌ها گفته شود، بهتر است.
شاید اولین نفوذ مارکسیست‌ها در نشر ما، در اواسط دهۀ دوم قرن حاضر هجری شمسی بود. در سال‌های 15-1314 هجری شمسی، دکتر تقی ارانی و سایر اعضای گروه 53 موسوم به نفره که بعدها مشهور شدند و به واسطۀ همین گروه به زندان افتادند، نشریۀ دنیا را منتشر کرد. نشریۀ ظاهراً علمی بود، منتها با نگاه کاملاً ماتریالیستی. بدین معنا که افکار ماتریالیستی را در قالب مطالب علمی منتقل می‌کردند. البته ظاهرا در آن سال‌ها برای نشر این‌گونه مطالب انتشاراتی خاصی وجود نداشت و این آثار توسط ناشران مختلف چاپ و منتشر می‌شد. ولی نویسنده‌های مارکسیست فعّال بودند. مثلا
از سال‌های 16-1315 به بعد، بزرگ علوی که از نویسنده‌های مارکسیست و بعدها جزو گروه کمونیست‌های 53 نفره بود و در دهه 1320 هم به حزب توده پیوست، به طور منفرد کارهایی می‌نوشت و منتشر می‌کرد. صادق هدایت هم بعضی از آثارش مانند «حاجی آقا» یا داستان کوتاه آب زندگانی را در دهه 1320، تحت تأثیر همین افکار متمایل به حزب توده نوشت. حاجی آقا، که کتاب خیلی ضعیفی هم بود، در آن زمان توسط دولت اتحاد جماهیر شوروی به چند زبان کشورهای اقماری آن رژیم ترجمه و چاپ و منتشر شد. امّا در دهۀ بیست، بعد از اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، برای اولین بار به طور منظم
مارکسیست‌ها در زمینۀ نشر در ایران فعّال شدند. حزب توده هم انتشارات، هم چاپ‌خانه و هم نشریه‌های متعدّد داشت. همچنین انجمن فرهنگی ایران و شوروی، در زمینه نشر افکار مارکسیستی و آثار نویسندگان مارکسیست ایرانی بسیار فعال بود. حزب توده توسط کسانی مانند دکتر فاطمه سیاح که اولین زن دارای دکتری ادبیات روس، تحصیل کرده مسکو و مدرس دانشگاه تهران بود و احسان طبری دیگر نظریه پرداز حزب توده به صدور تئوری در زمینه ادبیات می‌پرداختند. و در این زمینه به قدری پر قدرت و نفوذ بودند که در دوره‌ای از دهۀ 1320، بخش قابل توجهی از نویسنده‌های کشور را تحت
تأثیر قرار دادند. کسانی مانند جلال آل احمد و ابراهیم گلستان که مستقیما به حزب توده پیوستند و در بخش نشریه ها و انتشارات آن‌ها مسئولیت داشتند و با آن‌ها همکاری می‌کردند و اشخاص دیگری مانند بزرگ علوی به نوع دیگر در این زمینه فعالیت داشتند. یا افرادی مانند صادق هدایت که عضو حزب توده نشدند ولی عملاً شیفته و هوادار این تفکر شده بودند. این سیطره به قدر ی شدید بود که در آن زمان بعضی از نویسنده‌ها معتقد بودند که اگر نویسنده‌ای توسط حزب توده مورد حمایت قرار گیرد، می‌تواند پیشرفت داشته باشد و در غیر این صورت منزوی خواهد شد. بدین معنا که
اگر از جانب آن‌ها بایکوت شود، انگار که مرده است. آن‌ها در عرصۀ نشر و تبلیغات کتاب و ادبیات به قدرت بسیار زیادی دست پیدا کرده بودند به نحوی که بعدها در اوایل دهۀ چهل به بعد، انتشاراتی به نام انتشارات گوتنبرگ در تهران تأسیس کردند. این انتشاراتی مستقیماً کتاب‌های هدفمند ترجمه و چاپ شده به زبان فارسی در مسکو را وارد ایران می‌کرد و به فروش می‌رساند. حزب کمونیست روسیه، انتشاراتی به نام «پروگرس» داشت، که بخشی از آثار نویسنده‌های اتحاد جماهیر شوروی را که احساس می‌کردند برای اشاعۀ افکارشان در قالب ادبیات در کشوری مانند ایران مفید است،
توسط توده‌ای‌های پناهنده شده به شوروی با نام‌های مستعار ترجمه می‌کردند و بعد همان جا حروف نگاری و چاپ می‌شد. سپس کتاب چاپ شده را با قیمت بسیار نازلی به ایران صادر می‌کردند و جالب اینجاست که دولت شاهنشاهی هم هیچ ممانعتی از ورود این کتابها نمی‌کرد. این انتشاراتی ابتدا در خیابان منوچهری بود، سپس به جلوی دانشگاه منتقل شد. کتاب‌های روسی ارزان قیمت بودند و در سطح وسیعی وارد کشور و فروخته می‌شدند. تعداد قابل توجهی از ناشران در آن زمان و بعد از انقلاب اصلا مارکسیست بودند که هنوز هم به فعالیت خود ادامه می‌دهند. کار اینها چاپ و نشر
کتابهای ماتریالیستی، ضد یا غیرمذهبی و در صورت امکان کاملا مارکسیستی بود و هست. گمان می‌کنم اگر آمار بگیرند عدۀ ناشران چپ کمتر از ناشران غیر چپ نیست (چپ به عنوان مارکسیست). آمار دقیقی در دست ندارم، اما تعدادی از انتشارات چپ دیگر هم بودند که در دوره‌ای به فعالیت پرداختند امّا چندی نگذشت که تعطیل شدند. مخصوصاً در سه چهار سال اول بعد از انقلاب تعداد زیادی از ناشران چپ، خلق الساعه پیدا شدند که البته عمر کوتاهی داشتند و سرانجام به تعطیلی کشیده شدند.
مسئله دیگر مهم‌تر از نشر و ناشران، مسئله توزیع کتاب است. حتی در همین سال‌های اخیر می‌بینید اشخاصی مانند محمود گلابدره‌ای که اخیراً فوت کرد، قویا معتقد بود که شبکه توزیع کتاب در کشور ما همچنان در دست توده‌ای‌هاست. می‌گفت توده‌ای‌ها اگر اراده کنند کتابی پشت ویترین‌های کتاب‌فروشی جلوی دانشگاه قرار می‌گیرد و اگر نخواهند قرار نمی‌گیرد. ضعف اصلی ما در زمینۀ نشر و توزیع کتاب این است که با گذشت زمان زیادی از انقلاب اسلامی و با وجود این‌که امکانات بسیاری در اختیارمان بوده است تا به امروز نتوانسته ایم یک سازمان پخش قوی کتاب ایجاد
کنیم که بتواند سراسر کشور را تحت پوشش قرار دهد. حتی در زمینه مطبوعات هم، عده‌ای معتقدند که شبکه‌های اصلی توزیع مطبوعات کشور متعلق به همین تفکرات چپ و توده‌ای سابق است.
نفوذ دیگر مارکسیستها در کتابخانه های عمومی کشور و بخش کتاب‌داری است که فعالیت آن‌ها در این زمینه هم بسیار خطرناک و به ضرر جامعه کتاب‌خوان کشورمان است. حتی در دوره‌ای مهمترین کتابخانه‌های کشور را از جمله کتابخانه‌ ملی در حتی بعد از انقلاب، با حضور برخی کتاب‌دارهای دارای تفکر مارکسیستی اداره می‌شد. در حال حاضر هم، بقایای پیروان این تفکر مارکسیستی در میان کتاب‌دارها دیده می‌شود. به اعتقاد، من تشکل‌های بدسابقه و بدلاحقه ای مانند شورای کتاب کودک هم در این قضیه انحرافی بسیار موثر بودند. آنها از دهه 1340، چه از طریق تدریس اعضایشان
در رشته کتابداری دانشگاهها و چه برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت کتابداران دولتی یا مشارکت در برگزاری این دوره ها، در پرورش و تربیت کتاب‌دارها و فرستادن آن‌ها به کتابخانه‌های عمومی کشور نقش بسزایی داشتند. علاوه آنکه، با انتشار فهرست کتابهای از نظر خودشان مناسب برای مقطع سنی کودک و نوجوان، برگزاری سخنرانی و ترجمه و تالیف مقالات در زمینه کتاب و کتابداری، به هدایت کتابداران در سمت و سوی مورد نظر خودشان اشتغال داشتند. با این ترتیب، کتابدارن داری تفکر مارکسیستی اولاً کتاب‌هایی را که باب میل‌شان نبود و مخالف افکارشان بودند، در
اختیار مردم قرار نمی‌دادند. در ثانی حتی‌الامکان سعی می‌کردند کتاب‌ها و نویسنده‌های همفکر و مورد علاقه خودشان را به مخاطب معرفی کنند. آنها حتی در مواردی روی بعضی از جوانان کتا‌ب‌خوان و مستعدی که به کتابخانه‌های عمومی می‌رفتند، کار فکری می‌کردند و با طرح دوستی با آنان، آرام آرام جوانان ما را به سمت کتاب‌هایی که مورد نظر خودشان بود سوق می‌دادند. با این ساز و کار پیچیده و در هم تنیده، این جریان فکری، در نشریات، انتشارات، توزیع و کنترل کتابخانه‌ها به شکل شبکه‌هایی وسیع نفوذ داشتند و قطعا همچنان دارند. چون با پشتکاری که از
اعضای این جریان سراغ داریم و پشتیبانیهایی که از خارج و داخل از آنان می‌شود، بسیار بعید است که این شبکه به طور کامل متلاشی شده باشد. همان طور که هنوز هم رد پای این‌ تفکر را در کتابخانه‌های عمومی کشور احساس می‌کنیم.

*چه عواملی منجر به ورود این جریان‌های سیاسی به عرصۀ صنعت کتاب شد؟
کتاب مقولۀ بسیار مهمی است. یکی از مهمترین ابزارها برای اشاعۀ تفکرات این گروهک‌ها - به خصوص در گذشته - کتاب بود، و بالاخص هم تأکیدشان بیشتر روی کتاب‌های ادبیات داستانی است. آنها به ندرت کتاب‌های تئوریک مارکسیستی را تبلیغ و ترویج می‌کردند. دلیلشان هم این بود که کتاب‌های نظری، هم برای مخاطب جوان دشوار بود و جذابیت خاصی نداشت و هم این‌که ممکن بود بعضی بی‌منطقی‌ها و خشونت‌های موجود در این کتابها، خیلی زود خودش را به یک خوانندۀ تحلیل‌گر نشان ‌دهد. در حالی که در قالب داستان بلند، رمّان و داستان کوتاه به صورت بزک کرده و آرمانی و
خزنده و غیر مستقیم افکار خودشان را القاء می‌کردند. همچنان که یکی از نویسنده‌های بعد از انقلاب که مدتی هم در زندان رژیم گذشته با مارکسیستها حشر و نشر از نزدیک داشت، در مقاله ای اظهار کرده بود که یک پژوهش سردستی در مورد زندانیان سیاسی کمونیست رژیم پهلوی نشان می‌دهد که بیشتر آن‌ها نه از طریق مطالعه کتاب‌های تئوریک مارکسیستی مثل کاپیتال یا مثلا دیالتیک ماتریالیستی و مانیفست حزب کمونیست شوروی یا چین، بلکه از طریق مطالعه ادبیات مارکسیستی، مثل مادر ماکسیم گورکی و خرمگس اتل ایلیان ویلیچ یا چگونه پولاد آبدیده شد و دن آرام و زمین نو
آباد میخائیل شولوخف و مانند آنها مارکسیست شده اند.
از طرف دیگر این افراد جز رادیو فارسی شوروی، دیگر وسیله‌های ارتباط جمعی، مانند رادیو، تلویزیون و به مانند امروز وسیلۀ سهل الوصولی مثل اینترنت و شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای خارجی در اختیارشان نبود. نشریات و مطبوعات، مشکلات خاص خود را داشتند و امکان پذیر نبود در نشریات هر مسئله‌ای را عنوان کرد، امّا کتاب و کتابخانه‌ها فرصت وسیع و بی انتهایی برای اشاعه ایدئولوژی و پیشبرد اهداف در اختیارشان می‌گذاشت و به خصوص ادبیات که می‌توانستند به وسیله آن، حرف‌های خود را در قالب غیر مستقیم بزنند و از این طریق حساسیت دستگاه‌های سانسور
رژیم را زیاد تحریک نکنند. حسن دیگر کتاب این بود که قابلیت جابجایی و انتقال ساده به دورترین مناطق کشور حتی دورترین روستاها را هم داشت. یعنی همان کاری که افرادی مانند صمد بهرنگی - به تقلید از محمود ماکال ترکیه‌ای - اهتمام اصلی‌شان بود ...
*برخی از مصادیق برجسته، در حوزۀ کتاب‌های خاص یا نویسندگان خاص که در جریان سازی این گروه‌های سیاسی نقش سرنوشت ساز داشته‌اند بیان کنید.
یکی از مشهورترین آن‌ها، «مادر» مارکسیم گورکی «و» دن ارام «و زمین نو آباد» شولوخف «بود. »داستان پداگوژیکی «آ. ماکارنکو؛ »چگونه فولاد آب دیده شد «برمی گردیم گل نسترن بچینیم، خرمگس، حتی تا حدودی خوشه‌های خشم از جان اشتاین بک. در زمینۀ کتاب‌های تئوریک، کتاب» چه باید کرد «چرنیشفسکی، از کتاب‌های نویسنده‌های داخلی که در این مسیر به قلم تحریر در آمده بود کتاب‌های همچون» ورق پاره‌های زندان «بزرگ علوی، کتاب» از رنجی که می‌بریم «جلال آل احمد، »همسایه‌ها «احمد محمود و همچنین کتاب‌هایی که بعد از انقلاب نوشته شد، کتاب» مدار صفر درجه
«و خیلی از کارهای احمد محمود و برخی از کارهای دولت آبادی مانند کتاب» کلیدر «به نوعی همین افکار را ترویج می‌کند. اگر بخواهیم نویسنده‌های کمتر نشان‌دار و مشهور را در این زمینه نام ببریم از کسانی مثل منصور یاقوتی» مردان فردا «گل خاص، ... تقریباً همه کارهای علی اشرف درویشیان مانند» ابشوران «از این ولایت»، «سلول 18»، صمد بهرنگی به خصوص در بعضی از آثارش مانند، «یک هلو هزار هلو»، «24 ساعت در خواب و بیداری»، «ماهی سیاه کوچولو» که کانون پرورش فکری کودکان رژیم گذشته آن‌ را چاپ کرد، بعضی از کارهای م. ا. به‌آذین، بزرگ علوی، محمود برآبادی،
فریدون تنکابنی، نسیم خاکسار، رضا براهنی، ناصر ایرانی و جمال میرصادقی در دورانی، ناصر پور پیرار، غلامحسین ساعدی، ....

*آیا چپ‌ها برای ترویج کتاب‌خوانی از شیوه‌های تبلیغاتی خاصی بهره می‌بردند؟
یک شیوۀ تبلیغاتی‌شان بزرگنمایی نویسندگان داخلی و خارجی همفکر یا همجهتشان و آثار آنان بود. که به عنوان نمونه به حاجی آقای صادق هدایت اشاره شد. روش دیگر شهید (!) سازی های دروغین از برخی نویسندگان مارکسیست و بهره برداری های بسیار وسیع تبلیغاتی از این موضوع برای ترویج هر چه بیشتر نام و آثار آنان بود. مانند استفاده‌ای که از مرگ به ظاهر مشکوک صمد‌ بهرنگی کردند، اما بعدها مشخص شد او واقعاً در رودخانه ارس غرق شده، و مرگش ربطی به رژیم گذشته ندارد. منتها آن زمان جلال آل احمد به کمک غلامحسین ساعدی شایعه‌ای را بر سر زبان‌ها انداختند مبنی بر
این که رژیم شاهنشاهی صمد بهرنگی را در ارس غرق کرده است. از صمد بهرنگی که وقتی که در قید حیات بود خواننده‌ای نداشت و نویسنده‌ گمنامی بود، شهید دروغینی درست کردند و تبلیغات سرسام آوری در باره اش به راه انداختند که موجب شد پس از مرگش آثار او مورد استقبال شدید مردم قرار گرفت؛ در حالی که اکثر مردم نمی‌دانستند مواضع این شخص مارکسیستی است. به محض این که یکی از آن‌ها به زندان می‌افتاد به عنوان یک چهره مبارز و انقلابی تبلیغات وسیعی برای او به راه می انداختند که باعث می شد استقبال خاصی از آثارشان ‌بشود. در آثارشان از ملاحظات اخلاقی که باید
رعایت شود خبری نبود. بعضی از این آثاری که نام بردم سراسر انباشته از صحنه‌های جنسی است و این برای یک عده جاذبه دارد. شعارهای اصلی مارکسیسم برادری، برابری، عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، مبارزه با استثمار، مبارزه با سرمایه داری است، همه پسند هستند. با جملات قشنگی که به هر حال مورد قبول همه مردم و به خصوص طبقات محروم و عدالت خواه بود مردم را به آثار خودشان جذب می‌کردند با توجه به این‌که می‌دانستند همۀ انسان‌ها در دنیا تشنۀ عدالت هستند و مخالف استثمار و تبعیض اند. مارکسیستها هم برای کودکان و نوجوانان و جوانان به طور جداگانه فهرست
مرحله بندی شده مطالعاتی منتشر می کردند. در مواردی هم می شنیدیم که بعضی کتابهای دشوارتر را به صورت دسته جمعی مطالعه می کردند. ولی اینکه در کتاب‌خوانی روش خاصی داشتند، اطلاعاتی ندارم.

*چپ‌ها و توده‌ای‌ها با حضور پر رنگ در بازار کتاب ایران در دورۀ پیش از انقلاب به چه دستاوردهایی رسیدند؟
آن‌ها توانستند افکار خود را در سطحی وسیع ترویج کنند. در دوره‌ای، برخی نویسنده‌های غیر توده‌ای و غیرچپ متعلق به جریان شبه روشنفکری، چنین تصور می‌کردند اگر با حزب توده و جریان چپ همراه نباشند، منزوی می شوند. توده‌ای‌ها و مارکسیستها توانستند در جوامع دانشگاهی و طبقات تحصیل‌کرده و کارگری فوق العاده نفوذ کنند و از آن‌ها در جهت پیشبرد اهدافشان بهره بگیرند.

* آیا تأثیراتی که نگاه غالب چپ بر بازار کتاب در دورۀ پیش از انقلاب داشت، به دورۀ پس از انقلاب نیز سرایت داشته است؟
بله سرایت داشته است. در یک دوره‌ای که حتی شدیدتر از قبل انقلاب هم شد. همان طور که عرض کردم، الان بخش قابل توجهی از ناشران کشور به خصوص در تهران در جلوی دانشگاه و مناطق دیگر مارکسیست یا لااقل ماتریالیست اند. حتی برخی از شهرکتاب‌های تهران دست مارکسیستهای سابق است. این‌ها همچنان در بخش نشر نفوذ دارند. من قبل از انقلاب سعی کردم یک کتاب را به وسیله یک انتشاراتی مقابل دانشگاه چاپ و منتشر کنم. ناشر خودش مارکسیست نبود (انتشارات رز، یک انتشارات شبه روشنفکر بود). با اینکه داستان مرا کاملاً پسندیده و تصویب کرده بود حاضر نشد یک بسم الله
الرحمن الرحیم در اول کتاب بگذارد و با تمام قدرت در برابر این کار ایستادگی کرد. ولی من قبول نکردم و حاضر شدم کتابم را برای چاپ به یک ناشر خیابان ناصر خسروی بدهم اما بسما الله در اولش باشد.
یعنی در یک کشور اسلامی، گذاشتن بسم الله در ابتدای کتاب و چاپ آن در یک انتشاراتی مقابل دانشگاه یک امر محال بود. همچنان که حالا در نظام جمهوری اسلامی هم خیلی از ناشران جلو دانشگاه در ابتدای کتابهایی که چاپ می کنند بسم الله نمی گذارند. همۀ ناشران در آن زمان این‌گونه فکر می‌کردند. اینقدر غیر یا ضد مذهبی بودند که شما نمی توانید قبل از انقلاب در میان آثار منتشره توسط ناشران جلو دانشگاه کتابی را پیدا کنید که حتی یک «به نام خدا» در ابتدایش داشته باشد. به نظر می‌رسد هم اکنون ناشران دارای تفکر چپ و ضد یا غیر مذهبی قویترین شبکه‌های توزیع در
سطح کشور را دارند. به طوری که کتابی را که نمی پسندند، توزیع نمی‌کنند.
گفتگو کننده: زهره شفیع زاده


6 نظر

سلام استاد
استفاده کردیم .

خب وقتی کتاب خوانده نمیشه تفاوت اینکه مارکسیست ها چاپ اش کنند یا انار حزب اله در چیست؟ کالایی که قرار است خاک بخورد یا 500 نسخه تیراژ داشته باشد، از یک وبلاگ هم کم طرفدار تر است.

سلام استاد
خیلی استفاده کردیم.
به نظر حقیر باید انتشارات های ارزشی و انقلابی خیلی بیشتر و حرفه ای تر و با تبلیغ بیشتر کار کنند.

جمیله کدیورهمسرمهاجرانی انتشاراتش رافعال کرد
http://kayhan.ir/fa/issue/323/3

ارسال نظر