بعد از ظهر چهارشنبه آتی - 28ام دی ماه -، شاعران، نویسندگان، مترجمان ، پژوهشگران و دیگر اعضای انجمن قلم ایران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و کانون اندیشه جوان، به همراه اعضای خانواده شان، در محل سینما فلسطین تهران(واقع در میدان فلسطین)، به تماشای فیلم سینمایی "گلوگاه شیطان" می نشینند.
این فیلم به کارگردانی حمید بهمنی و با بازیگری کسانی چون امین زندگانی، جمشید هاشم پور و پوریا پورسرخ، به عملیات "والفجر 8" - عملیات آزادسازی فاو - می پردازد.
پس از فیلمهای "گلچهره" و "بدرود بغداد"، این سومین برنامه نمایش اختصاصی فیلمهای سینمایی مخاطب خاص(مضمونگرا) در دوماه اخیر برای اعضای این سه نهاد فرهنگی و خانواده هایشان است؛ که با همکاری معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی محقق می شود.
دو خاطره ک از شیخ اصلاحات
تا امروز هیچ گاه افتخارملاقات از نزدیک یا کار در مجموعه هایی را که آقای کروبی مسئولیت آن را بر عهده داشته است نداشته ام.اما به عنوان یک چهره متفاوت و خبرساز ،اغلب - خواسته یا نا خواسته - در جریان سخنان و کارهای او قرار گرفته ام ؛و - حقیقتش را بخواهید - از بعضی سخنان و کارهای او ،لبخندی بر لبهایم نشسته وبه انبساط خاطر رسیده ام. که خود ،مغتنم بوده است!اما آنچه می خواهم در این یادداشت به آن بپردازم ،چیزی جز آن موارد است:
اولین آشنایی - از راه دور - من با نامبرده،مربوط به زمانی است که در دهه1360 ، سرپرستی بنیاد شهید را بر عهده داشت.
در آن زمان ،به تناوب ،چند بار گذارم به داروخانه ها یا بیمارستان شهید مصطفی خمینی - همگی تحت پوشش بنیاد شهید - افتاد ؛و وقتی دیدم بر دیوار این مکانهای عمومی ،در کنار عکسهای قاب گرفته و به صورت پلگانی ("پلگانی "درست است) نصب شده حضرت امام و رئیس جمهور وقت (رهبر فعلی انقلاب ) ،عکس آراسته قاب گرفته آقای کروبی -لابد به عنوان سومین شخصیت کشور - نصب شده است ، حیرت کردم.و ،نخستین فکری که به ذهنم خطور کرد ، این بود که:این آقا یا اطرافیانش ،یا شاید هم هردو،برای آینده سیاسی مشارالیه ، خیالهایی در سر میپزند.اما هم روششان بسیار ابتدایی و رو بود و هم از نظر نسل انقلاب و پیروان امام ، این کار ، بسیار مذموم و دون شان کسی بود که کسوت مقدس روحانیت را بر تن دارد.
خاطره ک دوم ، مربوط به حاتم بخشی های اقای کروبی از بیت المال است.
ماجرای اهدای سکه های طلا توسط وی به عده ای ،در برخی دیدار ها و مراسم رسمی ، یا گاه صدور حواله برخی کالاهای کمیاب و سهمیه ای - در دوران جنگ تحمیلی - برای برخی متقاضیان مراجعه کننده به او - بدون معیار و قاعده و صرفا به تشخیص شخصی - از سوی مشارالیه ،زبانزد خاص و عام بود.
از جمله ،یکی از پزشکان نماینده مجلس و عضو هیئت رئیسه نظام پزشکی، تعریف می کرد:یک بار از سوی جامعه پزشکان ( یا شاید هم نظام پزشکی) (اینش من درست یادم نمانده است)مراسمی گرفته بوده اند تا از پزشکان برگزیده آن سال خاص، تجلیل کنند.اما از آنجا که بودجه شان محدود بوده است ،ارزش مادی جوایزشان پایین بوده است.آن زمان (ظاهرا اواخر دوره مجلس سوم) آقای کروبی رئیس مجلس بوده .او را هم به این مراسم دعوت می کنند.و مشکل حل می شود:
- وقتی آمد و مشکل را برایش گفتیم ،دستو داد رفتند از داخل اتومبیلش کیسه سکه های طلایش را آوردند .و او هم از طرف خودش ،تعدادی سکه به برگزید گان اهدا کرد.
یک روز هم پاسدار یکی از شخصیتها برای خود من درد دل می کرد:
- رجال سیاسی این طرفی (اصولگرا )خسیس اند.به عکس آن طرفیها (اصلاح طلب ها )به اطرافیانشان خوب می رسند.
گفتم:ولی به فرض هم که این طور باشد ،از خودشان که نمی دهند!از بیت المال می بخشند. که آن هم شرعی نیست.
گفت:ای آقااااا...!
بعد هم به عنوان شاهد مثال تعریف کرد که ،سالها پیش ،مدتها به یک موتور نیاز داشته است. در این سو ،به هر که متوسل می شود تا یک حواله موتور تعاونی بگیرد،به جایی نمی رسد.تا اینکه یک بار که آقای کروبی به دیدار آن شخصیت می آید ،پاسدار مذکور از فرصت استفاده می کند و خواسته اش را برای او مطرح می کند .و به فاصله کوتاهی ،از طریق وی ،حواله مذکور به دستش می رسد ؛و به خواسته اش دست می یابد....
No TrackBacks
TrackBack URL: http://www.sarshar.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/10
سلام!
اول اینکه بابت راهنماییتون در مورد " پلگانی" تشکر می کنم!
دوم اینکه به نظرم "آن طرفیها" در جذب موافق ,از طرق مختلف ,خیلی خوب عمل می کنند!
چه بلايي سر بنياد شهيد آورد ...خدا لعنتش كنه