آخرین خبر

  • • حافظ هفت - سفرنامه داستانی مقام معظم رهبری به استان فارس -به چاپ سوم رسید
  • پنجشنبه 26 آبانماه 90

    چند روز پیش، با خوشحالی خبردار شدم "حافظ هفت" سفرنامه داستانی رهبر معظم انقلاب به استان فارس، در ظرف حدود دو ماه که از انتشار چاپ اولش می گذرد، به چاپ سوم رسیده است.
    نویسنده این اثر جذاب و ارزشمند، نویسنده شیرازی،آقای اکبر صحرایی و ناشر آن نیز انتشارات سوره مهر است. پیش بینی می شود این اثر، رکورد همه کتابهایی را که تا کنون در مورد سفر آیت الله خامنه ای نوشته و منتشر شده است، بشکند.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «صدای تير در گردنه» نویسنده قرقیز برای سومين بار شنيده می‌شود
  • 18 آبان 1390 ساعت 14:58
    چاپ سوم داستان بلند «صدای تیر در گردنه» نوشته یک نویسنده قرقیزستانی با ویرایش محمدرضا سرشار توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شد. اين داستان، روایتی است از تقابل طبقه ضعیف و قدرتمند در نظامی خودكامه. سرشار این کتاب را دارای پیامی توحیدی می‌داند.-

    به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا)، داستان بلند «صدای تیر در گردنه»، اثر نویسنده قرقیز، مختار عوض اوف، روایتی است از تفاوت طبقه ضعیف جامعه و قدرتمندان كه در نظام‌های خودكامه دیده می‌شود.

    محمدرضا سرشار كه ویرایش این اثر را بر عهده داشته، درباره این داستان گفت: «صدای تیر در گردنه» اثری است از نویسنده قرقیز كه آن را در دوره حاكمیت شوروی سابق نوشته است. در این داستان یك روستایی در خدمتی خانی است و همه زندگی خود و خانواده‌اش را در خدمت به او می‌گذارد. بعد از سال‌ها این خان به بهانه‌ای واهی او را از هستی ساقط و از خود می‌راند.

    «صدای تیر در گردنه» در یک جامعه روستایی ملوک‌الطوایفی در قرقیزستان می‌گذرد و ماجرای دو برادر فقیر مزدور روستایی از طایفه فرودست و بی‌پشتوانه است که پس از عمری خدمت به یک خان و خانواده‌اش، به سبب یک اشتباه کوچک و کاملا طبیعی، مورد غضب او قرار می‌گیرند. سپس از سرناچاری به خدمت خانی دیگر در منطقه كه رقیب ارباب قبلی‌اش است درمی‌آیند و این بار همه توان و زندگی‌شان را در خدمت این یك می‌گذارند.

    در این اثر، پرداختن به موضوعی چون انتخابات محلی در بخش‌ها و روستاهای قرقیزستان به محور اصلی داستان تبدیل و رقابت‌های ناسالم خان‌های مناطق مختلف برای كسب قدرت را به تصویر كشیده می‌شود. در این انتخابات قهرمان فقیر داستان نیز بدون این‌كه نفعی به او برسد به اجبار در ماجراهای مربوط به انتخابات به نفع ارباب جدیدش درگير و در نهایت با ضربه سختی روبه‌رو می‌شود.

    به گفته سرشار، اربابی كه در انتخابات پیروز می شود، قهرمان فقیر داستان را از خود می‌راند و او را در برابر اتهامات وارده از سوی ارباب قبلی‌اش تنها می‌گذارد. در حالی كه همه اقداماتی كه اكنون به عنوان اتهام‌های او مطرح می‌شود به دستور ارباب پیروز و در جهت پیروزی او در انتخابات صورت گرفته است.

    سرشار این كتاب را دارای مضامینی سیاسی و اجتماعی دانست و افزود: نویسنده در این داستان، در صدد است نشان دهد در رژیم‌های فاسد و آلوده، افراد بی‌پشتوانه هرقدر هم با استعداد باشند، ابزاری بی‌اراده در دست قدرتمندان هستند. این قدرتمندان،‌ گرچه ممكن است به ظاهر در جناح‌های مخالف هم باشند، اما در مقاطعی كه منافع‌شان اقتضا كند به هم می‌پیوندند و وقتی به كام دل رسیدند طبقات محروم را فدای خواسته‌های خود می‌كنند.

    به عقیده سرشار، درونمایه این كتاب برای تمام جریان‌ها و نظام‌های غیرالهی صادق است و اساس كسب قدرت به هر شكل، امری است كه از قدیم وجود داشته و در آینده نیز دیده خواهد شد.

    وی در پایان افزود: آخرین پیام «صدای تیر در گردنه» به مخاطب این است كه در ارتباط با نظام‌ها و جریان‌های سیاسی و اجتماعی غیرالهی، انسان‌هایی كه در خارج از دایره قدرت هستند نباید هیچ‌گاه به دنبال نقطه اتكا و دریچه امیدی در طرف‌های صاحب قدرت باشند.

    در بخشی از این كتاب می‌خوانیم: «قتشه آفتابه را از آب گرم پركرد و شوهرش را صدا زد و به او پیشنهاد كرد كه دست‌هایش را بشوید. بقتیقول به زحمت پلك‌هایش را باز كرد. چشم‌هایش تار شده بودند و مقابل شعله دود اجاق به نظر می‌رسید كه خون به چشم‌هایش ریخته شده بود. هنگام خواب پشتش یخ كرده و پاهایش كرخت شده بودند. بقتیقول خواب آلوده خمیازه‌ای كشید و تكان خورد و بچه‌ها را كنار زد كه كنارش خوابیده بودند...»

    چاپ سوم کتاب «صدای تیر در گردنه» نوشته نویسنده قرقیز، مختار عوض اوف (1897 - 1961) به وسیله «گاما یون» ترجمه شده است. چاپ سوم این کتاب در 176 صفحه، قطع پالتویی و با شمارگان دوهزار و 500 نسخه، با ویرایش محمدرضا سرشار و قیمت سه هزار و 200 تومان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.


فرزندان و داراییها،دو وسیله آزمایش مومنان

مومن پیوسته در معرض آزمایش خداوند است تا درجه ایمان و صحت مدعاهای او در این عرصه ،بر خودش و دیگران آشکار شود.و یکی از دشوارترین این آزمایشها،امتحان به وسیله فرزندان و داراییها است.خاصه امتحان به وسیله فرزندان به قدری دشوار و طاقتفرساست که پیامبر اولوالعزمی همچون نوح -علیه السلام- نیز در آن آزمون تاریخی توفان،نزدیک بود به قول امروزیها کم بیاورد.
در دوران پس از پیروزی انقلاب نیز شاهد مواردی از این آزمون دشوار برای برخی از چهره های شاخص -خاصه روحانی - انقلاب بودیم.از ان جمله آقایان طالقانی، علی گلزاده غفوری،لاهوتی،محمدی گیلانی،خزعلی،- به شکلی دیگر- منتظری...و از آخرین موارد آنها،هاشمی رفسنجانی.
در این میان برخی - که از ذکر اسامی شان در می گذریم -اگر چه در برابر این آزمون ، آن گونه که از جایگاه معنوی و روحانی شان انتظار می رفت ، قوی و مومنانه ظاهر نشدند ،اما به هر حال موجد لطمه های قابل توجهی نیز نشدند.
در این میان اما،کسانی چون آیت الله محمدی گیلانی و خزعلی ، به راستی از این
ازمون مهیب سرفراز بیرون آمدند و نشان دادند که ایمان اسلامی واقعا در دل و جانشان رسوخ یافته و دین تنها لقلقله زبانشان نیست.
پیگیران اخبار انقلاب نیک آگاه اند که در مورد این ابرمرد و روحانی پیرو واقعی علی
(ع) ،در زمانی که دادستانی انقلاب را بر عهده داشت چنین مشهور بود که دو تن از پسرانش را به سبب فعالیتهای ضد انقلابی ،شخصا به اعدام محکوم کرد.و هنگامی که استنکاف ماموران تحت امر خود را از اجرای این حکم - لابد از نظر خودشان مهیب - دید ، برخاست تا به دست خود این حکم را اجرا کند.و تنها در این هنگام بود که آن ماموران - برای آنکه پسرانی به دست پدر خود اعدام نشوند -به ناچار تن به اجرای این احکام دادند.یا آیت الله خزعلی با انتشار آن نامه سرگشاده مومنانه و شجاعانه - به دلیل همین خروج پسرش از راه ومسیر مورد رضای خدا - ،از او و اعمالش ابراز بیزاری و برائت کرد.
متاسفانه در میان برخی شخصیتهای روحانی و سیاسی ذی نفوذ فعلی نیز - با کم و زیادهایی - فرزاندانی از این سنخ وجود دارند که با سوء استفاده از موقعیت روحانی و سیاسی پدر ،ضمن تخریب وجهه معنوی پدران خود،لطمات جبران ناپذیری به وجهه انقلاب و اسلام،در داخل و خارج وارد می کنند.اما شاهد برخوردی حداقلی نیز از سوی پدرانشان با آنان نیستیم.که این امر مایه تاسف بسیار است.
موضوع فعالیتهای شبهه برانگیز اقتصادی و اخیرا دخالتهای بسیار وسیع و اغلب غیر قانونی فرزندان،داماد و همسر آاقای هاشمی رفسنجانی در امور سیاسی (از جمله انتخابات ریاست جمهوری دهم ) -تا حد ایستادن در برابر نص صریح قانون،شورای نگهبان،و حتی نظرات مقام معظم رهبری ،که بعضا منجر به تو قیف کوتاه مدت برخی از آنان نیز شد،این بار این آزمون دشوار داراییها و فرزندان را در برابر آقای هاشمی رفسنجانی قرار داده است.
نوشتن آن نامه دور از انتظار به اصطلاح سرگشاده به رهبر ،آن اظهارات دور از انتظار در نماز جمعه اخیر توسط وی ،غیبت غیر معمولش در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری،و بخشی از اقدامات پشت صحنه صورت گرفته توسط او که در اعترافات آقایان ابطحی و عطریانفر و... افشا شده است ؛همچنین آنچه پیش از این از مشارالیه در ارتباط با این قبیل اقدامات اعضای خانواده اش مشاهده شده است ، بیانگر آن است که این چهره پرسابقه و موثر انقلابی ، به رغم آن ایستادگیها در عرصه های دیگر ،در این مورد متاسفانه اصلا امتحان خوبی پس نداده است ؛و اگر به همین نحو ادامه دهد ،بیم آن می رود که خدای ناخواسته،کل آن مجاهدات و سوابق درخشان اسلامی - انقلابی خود را تحت الشعاع قراردهد.و در شکل حاد خود ،مشابه همان آخر و عاقبتی را برای خویش رقم بزند که دیگرانی که پیش از او پا در این مسیر پر آفت گذاشتند به آن مبتلا شدند.یعنی همان چیزی که خداوند جل و علا ،در قرآن کریم ،بندگان مومن خود را از آن بر حذر داشته است. (از جمله:"و بدانید که داراییها و فرزندان، وسیله آزمایش شمایند."(انفال،28)"در روز قیامت نه خویشاوندان برایتان سود کنند و نه فرزندانتان."(ممتحنه،3)"ای کسانی که ایمان آورده اید،اموال و فرزندانتان شما را از ذکر خداوند به خود مشغول ندارد.که هر که چنین کند،زیانکار است. "(منافقون،9)"جز این نیست که اموال و اولاد شما آزمایشی هستند ."(تغابن ،15)
و در این ارتباط ، مسئولیت کسانی چون آقای رفسنجانی که در چنین جایگاههای رفیع و موثرسیاسی ای قراردارند،بی هیچ تردید چندین و چند برابر است.چه ،تبعات منفی و خسارات ناشی از هر تصمیم و اقدام غلط ونا سنجیده این قبیل افراد ،تنها دامان خود آنان را نمی گیرد. بلکه مستقیما بر سرنوشت ملت ،انقلاب و نظام اسلامی ما نیز تاثیر منفی می گذارد .
امیدواریم آقای رفسنجانی هر چه زودتر و پیش از آن که دیگر خیلی دیر شده باشد به خود بیاید و با جداکردن راه خویش از فرزندان و دیگر اعضای در گیر در این قبیل مسائل خانواده اش،همچنین قطع حمایت خود از آنان،ضمن احیای مجدد محبوبیت خود در میان مردم مومن و انقلابی ،از خود نام نیکی در تاریخ پر افتخار انقلاب بر جا بگذارد.
واسلام علی من یخدم الحق لذات الحق