آخرین خبر

  • • سیزدهمین شماره ماهنامه «اقلیم نقد» منتشر شد
  • سه شنبه 05 شهریورماه 92

    12 145.gifسیزدهمین شماره ماهنامه تخصصی اقلیم نقد- ویژه شهریور ماه 92- منتشر شد. این نشریه به مدیر مسئولی و سردبیری محمدرضا سرشار و زیر نظر هیئت تحریریه‌ای شامل رضا اسماعیلی، عباسعلی براتی‌پور، محمود پوروهاب، راضیه تجار، دکتر محسن پرویز، کامران پارسی‌نژادشیرازی، پدرام پاک آیین اداره می‌شود.
    اقلیم نقد، شامل سه بخش نقد داستان، نقد شعر کودک و نقد شعر بزرگسال است؛ و دبیری سه بخش مذکور را به ترتیب سرشار،  پوروهاب و اسماعیلی بر عهده دارند.

    در این شماره نقد موضوعات و کتابهای؛ بادبادک‌باز(خالد حسینی)؛ زنان و نقشهای زنانه؛ کاذب ضلالت؛ سرزمین نوچ(کیوان ارزاقی)؛ در غرب خبری نیست(اریش ماریا رمارک)؛ ناصر ارمنی(رضا امیرخانی)؛ من و سنگ و لیلای مجنون(عبدالمجید نجفی)؛ نقد شناسی توصیفی کتابهای داستان در مطبوعات؛نقدی بر سه کتاب فاضل نظری؛ من مرگ را او خطاب می کنم(سید ضیاءالدین شفیعی)؛ دویدن در لانگ شات(علی یاری)؛ آسیب شناسی شعر امروز دشتستان؛ ساراییسم(سید احمد حسینی)؛ شعر های پشت جلد کتاب؛ باد مخابره خواهد کرد( غزال مرادی) مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌اند.

    منتقدین بخش داستان: دکتر محسن پرویز، محمدرضا سرشار، شهریار زرشناس، مریم بصیری، علی معصومی، محمدعلی گودینی، زینب گودینی، ابوالفضل طاهرخانی، فرخنده حق شنو، یوسف نیکفام، و در بخش شعر: محمدکاظم کاظمی، حمیدرضا شکارسری، بهروز سپیدنامه، سید حسن مبارز، دکتر محمدرضا شالبافیان، سودابه امینی، علی داوودی، قربان بهاری هستند.

    سیزدهمین شماره ماهنامه اقلیم نقد در 191صفحه قطع وزیری کوتاه، به قیمت 5000 تومان منتشر شده، و از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران - خ. سیدجمال الدین اسدآبادی - بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادی - بعد از کوچه 44 - شماره 358 - ت. 88214440  قابل دریافت است

آخرين نظرات خوانندگان

  • اقبال اذر: سلام،اولا اگه میخواین در مورد یه کسی نقد کنین لطفا ادامه
  • م.طالبی: سلام.همگی دوستانی که به هر دلیلی درصدد پوشاندن گند های ادامه
  • محمود: يه سري به اين آدرس بزنيد بعد قضاوت كنيد. http://www.rajanews.com/detail.asp?id=105606 ادامه
  • محمود: من فقط با صداش حال ميكنم وگرنه يه شاهي هم ادامه
  • ایرانپور : من علاقه زیادی به استاد دارم.و بیشتر زمان خود رابا ادامه
  • هنر آموزی کوچک: جناب آقای سرشار واقعا از شما بعیده که با آن ادامه
  • نامشخص: البته شجریان روبیش ازحدبزرگ کرده اند.ایشان درزمانی که بزرگان آوازایران ادامه
  • مدیر: سلام علیکم. از شما برای تذکراتتان متشکرم. اما اظهار نظرهایتان ادامه
  • یکی از خوانندگان آثار شما: آقای سرشار، سلام بر شما! من از کودکی با آثار ادامه
  • سکادا sakada: با سلام و تحیت. مطلب بنده ارتباط مستقیم با متن ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • , «افسانه ها و داستانهای تاریخی مذهبی برای کودکان و نوجوانان» به قلم سرشار منتشر شد
  • اثر پژوهشی - آموزشی "داستانها و افسانه های تاریخی مذهبی برای کودکان و نوجوانان" به قلم محمد رضا سرشار، انتشار یافت.
    این کتاب، که ششمین مجلد از سلسله کتابهای "در باره ادبیات داستانی " است، همچون مجلدات قبلی این مجموعه، به وسیله کانون اندیشه جوان - وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی - چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
    مباحث مطروحه در کتاب مذکور عبارت اند از: پیشینه؛ داستان تاریخی دینی؛ تفاوتهای تاریخ و داستان تاریخی؛ داستان تاریخی مذهبی و واقعیتگرایی؛ انواع داستانهای تاریخی: ا. داستانهای تاریخی عمومی(داستانهای تاریخی مستند؛ داستانهای تخیلی تاریخی)؛ 2. داستانهای تاریخی مذهبی(داستانهای زندگی پیامبران؛ داستانهای زندگی رسول اکرم(ص)؛ داستانهای زندگی اهل بیت(ع)؛ داستانهای زندگی صحابه؛ داستانهای زندگی شهیدان و جانبازان بزرگ اسلام و تشیع؛ داستانهای زندگی دانشمندان و دیگر شخصیتهای برجسته اسلامی)؛ 3. داستانهای تاریخی نما. 4. اساطیر و افسانه های تاریخی مذهبی. 5. داستانهای علمی و علمی - تخیلی دینی. 6. داستانهای تصویری(فتورمان)؛ فواید داستانهای تاریخی مذهبی برای کودکان و نوجوانان؛ ملاحظاتی در مورد داستانهای تاریخی مذهبی(منابع؛ مخاطبان؛ امتیازی که می تواند به ضعف و مشکل تبدیل شود؛ بی طرف نمایی نویسنده؛ شور مذهبی؛ زبان و بیان مناسب و درخور مخاطبان)؛ فهرستی از چند کتاب داستان تاریخی مذهبی مناسب کودکان و نوجوانان.
    قابل ذکر است: از مجموعه "در باره ادبیات داستانی" به قلم محمدضا سرشار که به وسیله کانون اندیشه جوان منتشر می شود، پیش از این، پنج عنوان "پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان"، "نقد ادبی؛ کارکردها و آفات"، "انواع نقد ادبی" ، "مبانی ادبیات کودک و نوجوان" و "سلول بنیادین داستان" روانه بازار کتاب شده است. مخاطبان این آثار پژوهشگران، نویسندگان، مدرسان، منتقدان، دانشجویان و دیگر علاقه مندان ادبیات داستانی و ادبیات کودکان و نوجوانان اند.
    این مجموعه را می توان از طریق انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به شماره تلفن 88505402 تهیه کرد.


در باره آقای محمدرضا شجریان و کشمکش اخیرش با رسانه ملی


اخیرا برای چندمین بار طی سالهای پس از پیروزی انقلاب،شاهد صدور نامه ای سرگشاده از سوی آقای شجریان،خطاب به مدیر عامل وقت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم که طی آن با لحنی از موضع بالا ،خواستار پخش نشدن ترانه هایش از این رسانه عظیم ملی شده است.
البته هر کس اختیار آثار خود را دارد ؛و می تواند اجازه بدهد یا ندهد که اثرش در جایی انتشار بیابد یا نیابد.با این رو در ارتباط با این عمل آقای محمدرضا شجریان چند ملاحظه ویژه وجود دارد که بد نیست به آنها پرداخته شود.اما پیش از ورود به این بحث ،ذکر مقدمه ای کوتاه ،برای روشن تر ساختن آنچه در پی می آید،ضروری است:
آقای شجریان که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران،از دهه 1340 همکاری خود را با رادیو تلویزیون ملی رژیم منحط ّپهلوی آغاز کرد ،در آن زمان - به سنت رایج - نام هنری "سیاوش "را برای خود انتخاب کرد.و تا پیروزی انقلاب ترانه هایش پیوسته از آن بلندگوی تبلیغاتی انحرافی و غفلت زای رژیم دست نشانده و استبدادی و فاسد پخش می شد.با این همه ،و پس از آن همه سال فعالیت در عرصه موسیقی ،به دلایل مختلف - و از همه مهم تر ،رواج بیمارگونه موسیقیهای تقلیدی غربی - هرگز نتوانست مقبولیت عام یابد و به چهره ای مطرح در این عرصه در سطح جامعه تبدیل شود.
اسقاط رژیم دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی ،به رهبری امام خمینی و با جانفشانی مردم متدین و ایثارگرمان در بهمن 1357،علاوه بر همه دستاوردهای عظیمش برای کشور ،خدمتی بسیار بزرگ نیز به موسیقی سنتی و ملی ایران کرد. به گونه ای که اگر بگوییم به آن حیاتی دوباره بخشید ،اصلا سخنی به گزاف نگفته ایم.
به دنبال این تحول بنیادین بود که زندگی عده ای از دست اندر کاران فعال این عرصه چه به لحاظ معنوی و چه مادی ، دچار دگرگونی مثبت جدی ای شد.
یکی از اهالی این عرصه که بیشتریهره مثبت مادی و معنوی را از پیروزی انقلاب برد ،شخص آقای محمدرضا شجریان بود.به طوری که همسر نخست او ،در مصاحبه ای ،صریحا به این رونق بزرگ مادی و معنوی رو کرده به زندگی شان در دوران پس از پیروزی انقلاب ،اقرار کرد.
با این رو آقای شجریان ،که در اکثر سالهای فعالیت هنری خود در رژیم منحط پهلوی (تا سال 1355) ،همکار رادیو تلویزیون فاسد آن بود ،و خواه نا خواه در جهت اهداف ضد فرهنگی آن یاری اش می کرد ،در دوران پس از پیروزی انقلاب به جای آن که قدردان این نعمت بزرگ باشد و در ضمن با همه توان و استعداد در صدد جبران آن سالیان دراز خدمت به رادیو تلویزیون شاهنشاهی برآید،جز اجرای یکی دو سرود ملی ، راه خود را از انقلاب جدا کرد.
در این دوران ،او با گرفتن ژست یک هنرمند مستقل ،ترجیح داد با فعال تر کردن شرکت خصوصی هنری اش در جهت تکثیر و توزیع نوار وسپس سی دی ترانه ها و کنسرتهایش ،همچنین راه افتادن به دور دنیا و اجرای کنسرت برای ایرانیان مهاجر وساکن غرب به فعالیتهای هنری خود ادامه دهد.
اما به همین نیز اکتفا نکرد .بلکه در برخی بزنگاههای سیاسی که نظام تحت فشار یا هجوم تبلیغاتی سیاسی دشمنان قسم خورده خود بود ، شاهد انتشار نامه سرگشاده یا مصاحبه او در جهت مخا لفت با پخش صدایش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم .که آخرین آنها نامه پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشور و ظهور فتنه و توطئه عظیم براندازی طراحی شده توسط استکبار جهانی به رهبری آمریکا و انگلیس و اذنابشن بود ؛که با شکایت از صدا وسیما نیز همراه شد و همان گونه که انتظار می رفت ،مورد استقبال و استفاده وسیع آمریکا و انگلیس و یارانشان در جهت حمله تبلیغاتی به نظام ما قرار گرفت..
اینک آنچه به اجمال در این باره باید گفت این است که :
1.در رژیم منحط پهلوی -با آن همه جنایات و خیانتها در حق ملت ایران -چه شد که شاهد انتقاد و اعتراض آقای شجریان به رادیو تلویزیون شاهنشاهی از سوی وی و دستور قطع پخش ترانه هایش از آن نبودیم که هیچ ،به عکس در اکثر آن سالها نامبرده در خدمت آن رسانه فاسد باقی ماند؟ آقای شجریان برای آن سکوت و بی عملی طولانی تاسفبار خود در آن دوران ذلتبار خفقان و سرکوب وحقارت ملی توسط بیگانگان ،و در مقابل ،این موضعگیریهای -خواه ناخواه - همسو با عناصر واهداف دشمنان داخلی و خارجی نظام و انقلاب ، چه پاسخ و توجیهی برای ملت بزرگ انقلابی ایران دارد؟
2.اگر حق امتیاز استفاده از همین معدود آثار نامبرده ،به صدا وسیما (یا رادیو تلویزیون رژیم گذشته ) واگذار شده است که او اصولا حق اعتراض و اظهار نظر در مورد پخش کردن یا نکردن آنها از صدا وسیما و یا زمان و جایگاه پخش آن در این رسانه را ندارد.(اینکه از صدا وسیما خواسته شده است اگر مدارکی دال بر این واگذاری دارد ارائه کند ،خود به تنهایی می تواند موید آن باشد که ولو به شکل غیر کتبی ،این واگذاری صورت گرفته است.)
3.چرا عده ای از اصحاب رسانه ، قضیه به این سادگی را این قدر بزرگ می کنند و در حقیقت احساسات و تعلق خاطر شخصی خود را نسبت به این خواننده ، به کل جامعه تسری می دهند و می کوشند چنین القا کنند که با پخش نشدن همین معدود آثار آقای شجریان از صدا وسیما ی جمهوری اسلامی ایران ،گویی فاجعه ای رخ خواهد و نکثی عظیم در ارکان این رسانه فراگیر پدید خواهد آمد؟!حال آنکه این گونه نیست.افرادی به مراتب نامدارتر و محبوب تر از این خواننده از این رسانه وبعضا حتی کشور رفته اند یا صدا و سیما راسا از پخش برنامه آنان خودداری کرده است و هیچ اتفاقی نیفتاده است. به عکس ،آن که در این میان ضرر کرده است ،آن هنر پیشگان بوده اند.
در حقیقت صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران ،به آن دلیل که یک رسانه ملی -آن هم متعلق به یک نظام انقلابی و اسلامی عزتمند همچون نظام جمهوری اسلامی - است رسانه ای است که همکاری با آن و انتشار اثری از کسی در آن ،مایه افتخار کسی است که با آن همکاری می کند یا اثرش از طریق آن انتشار می یابد ؛نه بالعکس.حال اگر شخصی -به هر دلیل - می خواهد خود را از این افتخار محروم کند ،دیگران چرا باید بر این امر اصرار ورزند؟!
4.مهارت و توانایی حرفه ای مقوله ای است و جذابیت وجنس صدا و مقبولیت عام یافتن آن مقوله ای دیگر.جنس صدای آقای شجریان ،دست کم برای امثال من -به عنوان یک مخاطب دلی موسیقی؛که البته در این زمینه بی تجربه هم نیست - هرگز جاذبه و برجستگی خاصی نداشته است و ندارد.و تا آنجا که اطلاع دارم ،امثال من هم ،کم نیستند.ضمن آنکه اگر این نیز نمی بود ،برای قاطبه مردم انقلابی متدین ما ،صرف هنر برای هنر و آواز برای آواز ،ارزشی ندارد .بلکه آنان ،به هنری ارج می گذارند که در جهت بسط و تعمیق ارزشهای متعالی اسلامی - انقلابی در جامعه باشد. و طبق یک اصل بدیهی ، هنرمندی که شخصا نخواهد هنرش در این سمت و سو مورد استفاده قرار گیرد ،خود و اثرش ،خود به خود از این دایره خارج است.لذا همان به که در مسیری که صاحبش دوست دارد مورد استفاده قرارگیرد.
5.سیاست یک بام و دو هوای پخش صدای فرزند (همایون شجریان ) -که به هر حال فردی نوخاسته در این عرصه است و نیازمند پخش صدایش از رسانه ای پر نفوذ همچون صدا و سیما ،برای شناخته شدن و کسب شهرت در میان توده مردم است - و مخالفت با پخش صدای خود ،که این مراحل را پشت سر گذاشته است ، از سوی این خواننده قدیمی ،بیانگر نگاه ابزاری او به این رسانه است. به عبارت دیگر ،چیزی که در این میان ظاهرااصلا مطرح نیست ،مردم اند.چنین مردمی چرا باید نسبت به چنین هنرمندی احساس تعلق خاطر کنند؟ا !)


در همین ارتباط، "ماهیت جشن هنر شیراز" - 1 و 2 را نیز در همین سایت بخوانید.

No TrackBacks

TrackBack URL: http://www.sarshar.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/4

76 نظر

درود بر استاد ارجمند
کاش شجریان صدای قلم شما را می شنید، گویی این فرصت طلبان از یاد برده اند که نردبان این جهان افتادنی ست و باید در انتظار شکست باشند.
امیدوارم این رفتارشان از جهل مرکب نشات بگیرد نه از خیانت ؛ و الا ...

جناب اقای استاد محمد رضا سرشار(رضا رهگذر)اگر به نظر شما این قضیه پیش پا افتاده که حتی ارزش باز گو کردن آن در اصحاب رسانه امری ناپسند است .حال چه شده که بعد از این همه مدت شما شروع به دادن بیانه علیه استاد شجریان کردید.آیا همین موضوع نشان از اهمیت والای ایشان در جامعه نیست؟؟؟؟؟
واما اصرار استاد بر پخش نشدن اثارش بعد از انتصابات:
نمیدانم اثار استاد شجریان را در قبل از انقلاب گوش کرده اید یا خیر.در هیچیک از اثار ایشان سرودی که بیانگر اتحاد مردم با دولت منحوس پهلوی را نشان دهد پیدا نخواهید کرد وبه همین علت دولت وقت هیچ گاه نتوانست از آن سرودها بهره برداری سیاسی کند.ولی ما بعد از این به اصطلاح انتخابات دیدیم وشنیدیم که صدا وسیما به دفعات سرودهایی که استاد در اوایل انقلاب برای آن روزها خوانده بودند چگونه با نشان دادن صحنه های انتصابات به نفع این دولت نا مشروع مصادره میکرد (حال که اگر این نامردی ونامردمی ها در حق مردم روا نمیشد وکاندیدایی که واقعا آرا را از آن خود کرده بود به مردم معرفی میشد چه بسا استاد نیز راضی از این حرکت بودند).

جناب رهگذر شما را به نیکی می شناسم و کودکی ام را با داستانهای زیبای شما شکل داده و متاثر از این داستانها به اخلاق انسانی پای بندم. آقای رهگذر عزیز جدای از اینکه آقای شجریان را هنرمندی ارزشمند بدانیم یا خیر ، آیا خود شما واقعاً به آنچه در باره صدا و سیما گفته اید اعتقاد دارید؟ حیف است عمری تلاش فرهنگی را در پای سیاست سیاستمدارانی که از هر جناح و گروه سیاسی که باشند ، رفتنی اند ؛ قربانی کنیم. ایام عزت مستدام

کاش قصه گوی خوب دوران کودکیم، همان قصه گوی خوب دوران کودکیم میماند.

نمیدونم واقعا چشمتون رو روی حقایق بستین، یا اینکه صرفا وانمود می‌کنین...

من در حدی نیستم که بخوام از استاد شجریان دفاع کنم، و ایشون هم نه به دفاع امثال من و نه به نقد اینگونهٔ امثال شما نیاز دارند.

ولی‌ به زعم من، شما صلاحیت قضاوت در مورد ایرانیان خارج کشور را ندارین، چون به نظر میاد تنها تصویری که از اونها تو ذهنتون هست، تصویری هست که
صدا و سیمای با عزّت مون به نمایش می‌گذاره، که یک سری آدم بی‌ سر و پا هست که همه جا با پرچم شیر و خورشید می‌رن...

من نمایندهٔ ایرانی‌‌های خارج از کشور نیستم، ولی‌ انقدر اینجا زندگی‌ کردم که بدونم ایرانی‌‌های "ساکن غرب" از این جنسی‌ که شما و صدا و سیمای با عزّت فکر می‌کنید نیستن،

و ما هم چندان دل‌ خوشی‌ از پرچم داران شیر و خورشید نداریم...


خدا همه رو به راه راست هدایت کنه،


با احترام،

دوستدار سابق شما و هم کلاسی پسرتون

من شما رو نمی شناسم لینک این مطلب رو تو سایت خوابگرد دیدم.نوشته ی شما پراز سفسطه و مغالطه و پیش فرض های بی اساس است.فقط میخواستم دو مطلب رو بگم.یک اینکه بدون اینکه بخواهم از صدا و سیمای قبل از انقلاب دفاع کنم(چون من نه سنم به اون دوره قد میده و نه واقعن علاقه ایی به اون صدا و سیما دارم ،همون طور که نسبت به صدا و سیمای بعد انقلاب هم این علاقه رو نمی بینم) میخواستم اینو بگم که در مقایسه با بعد انقلاب ، در مورد احترام و حرمت و عذت قایل بودن برای هنر و هنرمند و ابزار هنری این دو قابل مقایسه نیستند.واسه اثبات گفته ام هم میتونیم به برخورد صدا و سیمای به قول شما "ملی" بعد انقلاب با هنر ، ابزار کار هنرمندو همچنین اعمال مرز بندی های سیاسی و ایدئولوژیک در مورد هنر ( هنر مند و ابرار کار هنرمند) ووووووو اشاره کرد.
،بی احترامی و تحقیر نسبت به هنر و هنرمند رو میتونیم در سیاست صدا و سیما (باز به قول شما "ملی")در نشان ندادن ابزار کار هنرمند (در اینجا موسیقی) و خیلی وقتا پنهان کردن این ابزار (که برای هنرمند حرمت و احترام خاصی داره)پشت دکور برنامه ملاحظه کرد.دومین مطلبی که میخواستم بگم اینه که آقای همایون شجریان در مورد پخش و وسیله عرضه ی موسیقی شون مختار هستن و به آقای شجریان ربطی نداره! فکر میکنم دلیل این گفته ی شما به خاطر دیدگاه سنتی تون در مورد این قضیه است که انتظار دارید که پدر"شجریان" همیشه و در هر زمان در مورد کار و رفتار و زندگی فرزندش"همایون" تصمیم بگیره!!
فقط خواستم به این دو نکته اشاره کنم!چون جواب دادن به همه ی گفته هاتون نه در حوصله ی منه نه وظیفه ی من!من یکی از شنونده های موسیقی آقای شجریان هستم.

سلام جناب سرشار!
ظاهراً مقام " استاد" آنچنان مخاطبانشون رو مدهوش کرده که هیچگونه نقدی رو بر نمی تابن!
خدا عاقبت به خیرمون کنه!

جناب استاد سرشار واقعا از روشنگریهاتون کمال تشکر را دارم در این کوفه بازار هیچ هنر مندی تحت هیچ شرایطی کار قلندری نمیکند چراکه آماج کژ رفتاریها از سوی افرادی که حتی غرضی هم نداشته وندارند ولی در جبر روانی غیر سالم ایجاد شده قرار میگیرند و سرگشته وفرمانبردار سخنی بر زبان جاری میکنند وهمین جاست که هنرورز متعهد از اغیاربازشناخته میشود به شخصه افرادی رو میشناسم که از ایشان به بزرگی یاد میکنند ولی هیچ تمایلی به شنیدن صدای ایشان ندارند وشاید به جهت این باشد که در جامعه رونمایی صحیحی از نام آوران نمیشود

با سلام
استاد عزیز در عرصه سیاست بمانید که این جبهه نیرو ندارد؛ نیروی مخلص متعهد ارزشی و ولایی.
منتظر حضور پررنگترتان در عرصه سیاست هستم.

من نگاهی کاملا بی طرف به قضیه شما و شجریان دارم
صدای گرم شما در دوران کودکی ام در ظهر های جمعه و ربنای جانبخش شجریان در زمان افطار ماه مبارک رمضان هر دو ماندگارند.اما: صدای آقای شجریان از دو جنبه قابل برسی است 1-از نظر اهل موسیقی که مربوط به دانگ صدا است که ایشان دارای دانگ کامل هستندواین فرموده استادان ایشان است .که البته فقط ایشان نیستند که از این موهبت خدایی بهره مندند(مرحوم بسطامی دانگ بالاتری داشت ولی صدایش برای همه افراد دلنشین نبود وتبلیغاتش هم کم بود)
2- از نظر مردم عادی بضی از موسیقیهایش فوق اعاده وبعضی معمولی است ولی از نظر نوع صداو زیبایی آن سلیقه ها مختلف است .
شهرت شجریان به خاطر هنر و دانگ کامل صدای اوست هستند کسانی که صدای زیباتری دارند ولی هنر خوانندگی و کنترل صدا را ندارند

من از خیلی از موسیقیهای شجریان خوشم میاید ولی از خودش نه میدانید چرا
چون هنرمندان از روحیه بسیار حساسی برخوردارند ولی از شجریان می پرسند بهترین تفریح شما چیست؟ میگوید
شکار و ماهیگیری
آیا گل کاری نمیتوانست تفریح بهتری برای یک هنرمند باشد
من که از جان گرفتن بدم میاید.

دو بار متن مفصلی را برایتان در جواب متن بسیار کم محتوا و متعصبانه‌ی آقای سرشار یا نمی دانم رهگذر ارسال کردم ولی گویا فقط با کامنت هایی که ازتان تعریف می کنند موافقت می کنید و بقیه را به شیوه ی این روزهای صداوسیما و... حذف می کنید.
واقعا برایتان متاسفم.
شما هم مانند دستگاه متبوعتان از انصاف بی بهره هستید گویا.

آقاي سرشار.
من شما رو دوست دارم ولي عاشق آقاي شجريانم.
متاسفانه شما كه نه منتقد موسيقي هستيد نه اطلاعات دقيقي از تاريخ موسيقي اين مملكت داريد به خودتون اجازه ميديد راجع به هر چيز و از همه جالب تر راجع به جنس صدا(!) ي شجريان اطهار نطر كنيد!
اين عمل في نفسه توهينه.چه بزسه به اينكه با اون قلم "كيهاني" نوشتيد!
متاسفانه شما فقط از شهرتتون براي يك اظهار نظر عجولانه استفاده كرديد.

اختلاف اصلي استاد شجريان با صدا و سيما به خاطر مسائل مالي بوده و به خاطر همين هم از دهه ي هفتاد با صدا و سيما اين مشكلات را داشتند ... مسئله ي تاسف بار اين است كه ايشان از اين مسئله ي مالي بهره برداري سياسي كرده اند ...

آقاي شجريان هيچگاه ارادتي به اين انقلاب نداشتند و همكاري هاي اول انلابشان هم فقط به خاطر سرپوش نهادن بر كثافتكاري هاي قبل از انقلابشان بود ، آنهايي كه ايشان را مي شناسند مي دانند دانستني ها را...

هر آن چه را که نمی توانید پاسخ بدهید پاک کنید.
این روش خوبی است.
خودتان هم خوشحال می شوید و خیال تان راحت است که وظیفه ی انقلابی و ارزشی خودتان را انجام داده اید. خوش باشید آقای رهگذر و سرشار از رضایت درونی.
یا علی

دوست عزیز سلام
فقط جهت اطلاع باید به عرضتان برسانم که استاد شجریان در پرورش گل و گیاه نیز تبحر کافی داشته و جهت اطلاع بیشتر می توانید از پرورش دهندگان گل منطقه هشتگرد که باغ استاد در آن واقع است پرس و جو نمایید .

سلام
خيلي متاسف شدم وقتي ديدم قصه گوي دوران كودكيم همان صداي مانوس كه هر ظهر جمعه براي شنيدنش بي قرار بودم
حالا رنگ سياهي به خود گرفته
اي كاش قصه گوي محبوبم چشمش رابه روي حقايق باز كند.

انقلاب بزرگ اسلامی ما با تار وتنبور وساز و آواز به پیروزی نرسید ،که حالا با قهر خوانندگانی مثل آقای شجریان دچار مشکل شود.آنهایی که نمی دانند "جشن هنر "های رژیم طاغوت مرکز چه فسق و فجورها و فسادهایی بود و شاه چه استفاده هایی از آن در جهت تخریب فرهنگ ملی و مذهبی ما می کرد ،خوب است در ااین باره کمی مطالعه کنند!آقای شجریان در سایت و زندگینامه اش به صراحت به شرکتش در لااقل سه جشن هنر آن رژیم فاسد اقرار است!مدافعان وی ،این نقطه سیاه را در پرونده هنری استادشان چگونه توجیه می کنند!
به فرموده سرور آزادگان:حتی اگر دین هم ندارید ،لااقل در دنیایتان آزاده باشید.

پس از انتقاد شما به اقدام اخیر آقای شجریان-در حمایت از جریان هواخواه میرحسین موسوی - و به زیر سوال رفتن سابقه سیاسی این خواننده،هواداران او به شدت به دست و پا افتادند و در سایتهای خود،شروع به جوسازی علیه شما و توجیه گذشته نامبرده کردند.از جمله ادعا کردند که آقای شجریان و گروه موسیقی ای که او با آن کار می کرد،بعد از واقعه 17 شهریور 1357 به عنوان اعتراض ،از رادیو و تلویزیون آن رژیم بیرون آمده اند.
سوال من و دوستانم این است که:آقای شجریان که به ادعای خودش، قبلا یک بار در سال 55به عنوان "اعتراض به جو حاکم بر رادیو تلویزیون "آن زمان -نه به دلایل سیاسی و مخالفت با حکومت وقت -از آنجا بیرون آمده و به طور کامل با آن سازمان قطع رابطه کرده بود.با این ترتیب،کسی که حدود دو سال بوده در رادیو تلویزیون نبوده ،چطور دوباره از آنجا بیرون آمده؟!
ذوم:به فرض که این اشکال جواب قانع کننده ای داشته باشد،سوال دیگری که پیش می اید این است که: اگر آن ادعا درست است،اولا چرا خود آقای شجریان در سایتش آن را مطرح نکرده است؟!ثانیا،لااقل نشانی دقیق یکی از نشریات آن زمان(بعد از 17 شهریور57)را که خبر به این مهمی در آن چاپ شده است به ما هم بدهند؛تا شکمان در این مورد برطرف شود.در غیر این صورت این ادعا را تکرار نکنند.

متاسفانه استاد شجريان دچار غرور شده

با سلام و درود بی پایان بنده نه تنها موافق هستم بلکه امیدوارم به زودی این [...]هنرمند [...]را از این آب وو خاک مقدس [...]

اللهم ادفع الذالمین بالذالمین

درود بر خسرو آواز ایران

مصاحبه ی دیشب استاد با صدای آمریکا پوزه ی خیلی ها
رو به خاک مالوند!

برو محمدرضا شجریان با ان صدای دلخراشی که داری ...وقتی شنیدم ازبعضی ها که صدای خوبی داری چند تااز اثارت را خریداری کردم برو [...] باید [...] همون خارجی هارابکنی کسی که [...] به ملت باشد دوستار مردم نیست

با سلام
من واقعاٌ عاشق آقای شجریان بود (پدر) اما با صحبت های 16/6/88 ایشان در صدای آمریکا از ایشان واقعاٌ ناراحت شدم آخه آدم از هرچه و هرکس که ناراحتی چرا باید کشور عزی

سلام استاد عزیز جنای آقای سرشار!
دل نوشته قشنگی درباره شجریانِ وطن[...] نوشته اید،دستمریزاد اما بنده معتقدم که نباید برخی از دیدگاههای افرادی که اهل توهین هستند را به نمایش می گذاشتید چون برخی ها نه اهل گفتگواندو نه اهل منطق
راستی خاطره محبت های شما را در روزنامه جوان هیچگاه فراموش نمی کنم.
به وبلاگ من هم سر بزنید.یاعلی مدد . التماس دعا

من فارس نیستم ولی این آقای شجریان بود که‌ فرهنگ غنی ایران را به‌ من آموخت. شما هم آقای رهگذر، بمان و "همراه‌ شو عزیز".

با همه احترامي که براي جناب عالي قائلم ،به گمانم قدري تند رفته ايد . موضوع روشن است و خالي از پيچيدگي هايي که شما نوشته ايد. حرف استاد شجريان اين است که ترانه هاو کليپ هاي او در خدمت اغراض سياسي و کج فهمي هاي اقليتي حاکم که با هنر و ادب اين کشور بيگانه اند ، در نيايد و شما داريد چشم بر اين خواسته برحق مي بنديد. بلهمن هم با شما هم نظرم که حضور در رسانه اگر ملي و در خدمت مردم باشد موهبتي بزرگ است اما شايد اگر روزي تصنيف هاي همايون شجريان را هم سياسي کنند ، او نيز راه پدر اختيار کند . ديگر اينکه کنسرت محل عرضه مي خواهد و ما متاسفانه در کشور جز تعداد محدودي سالن استاندارد در اختيار نداريم ؛ نه براي ترانه و نه حتي براي قرائت قرآن ( گله هاي مکرر قاريان مصري از جمله غلوش و مرحوم شحات انور از سالن و سيستم صوتي ايران را در زمان اجراي برنامه به ياد آوريد. ) خوب ، با اين اوصاف حرف ديگري براي گفتن مي ماند؟

استاد سرشار عزیز
شجریان قدیمی شده. لطفا جواب دندان شکنی به امثال دکتر سروش بدهید. منتظر بیانات روشنگرانه شنا در مورد دکتر سروش هستم

با سلام
واقعا متاسفم

یگانه پرچم دار موسیقی ملی را بعضی ها هنوز نمی شناسند

آقای سرشار اگر ممکن است درباره ی سخنان اخیر و نیز نامه ی آقای نوری زاد به مقام معظم رهبری نیز مطالب و نظرات خود را بیان کنید. به نظرم کمی جوگیر شده اند (با دیدن آن همه کامنت - حدود 400 تا-). لطفاً اگر به ایشان دسترسی دارید، نصیحت شان کنید تا شاید به راه حق بازگردند، البته به نظر من برخی موارد نامه شاید درست باشد، اما هیچ جای انتشار آن وجود نداشته و ندارد. با تشکر

نقد صحیح و خوبی بود

مگه شماترانه هاي استاد شجريان رونشنيديد؟آخه مگه مي شه شجريان رو دوست نداشت؟ چرا عقايد سياسي شو با هنرش قاطي ميكنيد؟

آقای رهگذر :حافظ از مشرب قسمت گله بی انصافی است .

طبع جون آب روان و غزلهای روان ما را بس .

من که هیج صدایی را جانشین صدای استاد نمی کنم .

سلام استاد.ایا شما تخصصی در مورد موسیقی سنتی یا آلات موسیقی دارید. به نظر من شما به شهریار موسیقی ایران توهین نکردید.چرا هنر رو با سیاست قاطی میکنید؟لطفا جواب منو بدید؟

به نظرم بحث احمدی نژاد و موسوی نیست شجریان با مصاحبه با یه تلویزیون افراطی در مباحث سیاسی خودشو خراب کرد من خودم از دوستداراش بوم سال ها با برنامه گل ها و آوازش زندگی کردم اما خیانت به وطنم را نمی بخشم


جناب رهگذر با این نامه نشان دادید که هنرمند واقعی نیستیدواز هنر موسیقی هم دل خوشی ندارید

خدایا فرج امام زمان رو برسون نجاتمون بده من 20 سالمه چند ساله تو زندگیم جز زجر چیزی نبوده همیشه بعد از تمام خستگیام فقط یکی از تصنیفای ایشون منو اروم کرده چرا خودشونو بخاطر سیاست درگیر میکنن بخدا هنرشون ماندگاریشونه نه افکار سیاسیشون من کاری ندارم حق با کدوم طرفه اما ایشون از هنرشون از طرفداراشون و از نفوذشون در دل ما سواستفاده کردن امیدوارم یه روز بیاد که فقط یه نفر فقط حرف خدا رو بزنه ما هم با اطمینان گوش بدیم و قبول کنیم.

اقای شجریان شعر وموسیقی را با سیاست اشتباه گرفته است در موسیقی انسان با اشتباه استاد می شود ولی در سیاست با اشتباه اسفالت می شود .درود بر مرد قصه گو ازادی خواهی شما از بخش نظراتتان معلوم است

در جواب ساسان بگویم که شجریان سیاست را با هنر قاطی کرد و استاد ان را بروز داد مثل اینکه ساسان عزیز خیلی روشن دل {کور} است

با سلام در جلسه 14/ تیر ماه برای عموم آزاد است
با تشکر

سلام با تشکر از افشاگری شما در مورد این مرد [...]

اقای شجریان اصلن قابل دفاع نیست

سلام به تمامی اهل اوطان اسلامی
تورو به خدا این مردک رو هستاد نخونید من تعجب میکنم کسی که قاری قرآن بوده حالا هم شده مطرب وهم شده مخالف دولت قرآنی
یاد داستان عبور امیرالمومنین وکمیل بن زیاداز یکی از کوچه های کوفه آدم می افته که کمیل به خاطر مناجات های زیبا یک آدمی مثل شجریان ایستاد تا به صوت حزینش گوش کند امیرالمومنین فرمودند بیا برویم کمیل
کمیل گفت:بگذار لحظاتی را بایستیم وگوش فرا دهیم
علی علیه السلام فرمودند بیا برویم کمیل به صوت حزینش گوش فرا نده او نمیفهمد چه می خواند او ولایت ندارد
وگذشت تادر جنگ نهروان علی علیه اسلام کمیل رو فرا خوندبرسرجنازه شخصی از خوارج وگفت:کمیل این شخص آن شخصی است که آن شب می خواستی به صوت حزینش گوش فرا دهی
آری برادر دجال هم که ظهور میکند بعضی ها را با موسیقی مرکبش جذب ومنحرف میکند پس مراقب باشید گیراین دجال های مشابه نشوید
آری فتنه آخرالزمان از این عظیم تر است که بعضی ها این انسان فاسد ومنافق روبپرستند وبستایند
در ضمن تو رو به خدا بگویید در حال حاضر چرا آقای x
رییس فرهنگسرای موسیقی ایران است ازاین باج هم بزرگتر
ای بسیجی تفگنت رو به دوش نگهدار
که دشمن زما بیزاراست

به نام مهربان ترین
سلام
البته بنده حقیر کسی نیستم که افاظه نظر کنم لکن حقیقت این است که در جامعه فعلی ما و همین طور در کل جوامع دنیا سلیقه ها و فرهنگ ها عوض شده , چه بخواهیم چه نخواهیم و فی الواقع هم نمیتوان آن را انکار کرد .
باید بگویم اگر صدا و سیما نبود واقعا همان چند آهنگ را هم بالای 70 درصد مردم جامعه از صدای آقای شجریان نمیشنیدند ...
خودتان تحقیق کنید (بنده انجام داده ام ) از 200 جوان بخواهید 2 اثر از شجریان , 2 اثر از خوانندگان مدرن یا جدید برایتان بگویند ..
100 اثر از جدیدا بهت میگن اما ممکنه بگن شجریان رو فقط اسمش رو شنیدیم !!!! اونم از تلوزیون
ایشان صدای زیبایی دارند قبوی اما سبک خواندشان امروزه طلبه ندارد ...
farazock25@yahoo.com
مهران

نمدانم هرکسی از ظن خود شد یار ما ولی من هرگز ظهر جمعه وهنگام اذان ماه مبارک رمضان را فراموش نمی کنم

گاه انسان به چند رو در می اید
و من استادو به دو رو میبینم
1_هنرمند
2_خیانت به ملت
من گوش برای شنیدن صفات زشت انسانهارو ندارم و گزینه ی دو رو میذارم کنار
اما چه زیبا میگویند از صفات خوش هر انسان چه بد و چه خوب
هرکار زشتی که کرده به خودش مربوطه ما هم اعوذوبالله خدا که نیستیم
صدای استاد هنریست جاودانه

دورود بر تو

سلام
مشتاق خواندن ونوشتنم.راهنماییم کنید.
تشکر

درود به استاد عزیز

با سلام خدمت جناب اقای سرشار

مگر غیر از این است که موسیقی ایرانی

در همه جای دنیا با استاد ارجمند محمد رضا شجریان

شناخته میشود هرکس به جای ایشان بود همین عکسل العمل

را نشان میداد چون ارزشی که باید به ایشان داده نمیشد

مگر استاد شجریان از شعرهای لسان الغیب استفاده

نمیکندمگر شعرهای حضرت حافظ غیر از عشق پروردگار است

مگر علی علیه السلام غیر از عشق به خدا چیز دیگری

هم داشت مردمی که هنر شناس هستند نیاز به گفتن

ندارند اقای سرشار استاد در دل ما جادارد

یک عده ارزش هنر را نمیدانند انوقت استاد را

میخواهند بی ارزش کنند در اخر هم از شما تقاضا دارم

به فکر خودتان باشید نهاین درباره استاد اظهار نظر

کنید همین بهتر که قصه ظهر جمعه را ادامه دهید

یا حق

سلام اقای سرشار شما کاندیدای ریاست جمهوری 92 نمی شوید؟ من که پای ثابت هستم.ارادتمند شما

درود بر شما بزرگوار گرامی
بزرگوار استاد محمد رضا شجریان مرد بزرگی است
و بزرگ خواند ماند
مردی که نام موسیقی اصیل ایرانی را زنده کرد
البته شاید شما زیاد با ایشون سر و کار نداشته باشید ولی هستند کسانی که روز و شب با صدای استاد مانوس شده استاد شجریان در دل اهالی هنر در معنای واقعی جای دارد

از سالهای دور حس خوبی نسبت به این آقای هنرمند نداشتم خوشحالم که بعد از اتفاقات 88 چهره واقعی ایشان آشکار شد چناب آقای شجریان بزرگوار عقایدت به متن آوازهایت شباهتی ندارد . خواهش می کنم هنرت را ببر و برای اونایی که باهاشون عکس گرفتی بخون اینجا ایران اسلامی .

من ذاتا از شجریان متنفرم ولی از امثال شما نویسنده متنفرتر.اکر صدا و سیمایی که شما حامی ان هستید در طول سی سال بعد از انقلاب اثار هنرمندان بزرگی چون گلپا و ایرج را پخش میکرد حالا شجریان با دو دانگ صدا اینقدر منم منم نمیکرد.همینطور که در قبل ا انقلاب در برنامه وزین گلها خواننده ردیف دهم هم به حساب نمیامد

سلام.نظرات اقای سرشار بسیار ارزشمنده ولی یه جیزی که هست اینکه آقای سرشار به نظر شما انقلاب اسلامی ایران که من به شخصه قبولش دارم ,باعث رونق فرهنگ ما شده.موسیقی ماو شعر ما عملا داره رو به انحطاط میره.من واقعااز دوستان میخوام که اگر هم با کسی دشمنی دارن جانب عدالت رو نسبت بهش از دست ندن.

با سلام و تحیت. مطلب بنده ارتباط مستقیم با متن نوشته شده توسط شما استاد محترم را ندارد.
مرحوم آل احمد را همه می شناسند و شهرت جلال با کتاب غربزدگی به اوج خود رسید.
یادم می آید که (یعنی نامه را در یکی از کتاب های جلال خواندم) استاد جمالزاده نامه ای برای جلال ارسال کرده اند و در آن کتاب مدیر مدرسه جلال را نقد و تحسین کردند.
جلال هم جوابیه نامه را برایشان ارسال کرد و با کلی انتقاد از اینکه چرا به خارج رفته اید و ایران را رها کردید...
بگذریم...
اگر برای همه ما ایران عزیز است و نواها و اشعار و متن هایمان دم از سربلندی و فدا کردن جان برای ایران می کنیم پس چرا باید در جای دیگر علیه این کشور حرف بزنیم.
همه که براحتی حرفهاتان را می زنید و انواع کلمات اعم از خوب یا زشت را با قلم هاتان می نویسید و حتی در کوچه و خیابان براحتی به همه و هرکس اهانت می کنید و جالب آنکه در آخر می گویید در کشور آزادی نداریم!!!!!
پس چرا به بیگانه پناه بردن...
دوستان عزیز و هموطنان محترم سالهاست که با کلمات بازی میکنیم و دریغ از آنکه بدانیم بازی با کلمات چقدر خطرناک است و همه سرگرم جدل و بحث با هم هستیم.
مطلب آخر اینکه جانان من بهتر است حرف ها و جدل هامان در بین خودمان باشد نه آنکه به دادگاه و رسانه بیگانه برویم ، تازه آنهم کسانی که آرزویشان فقط و فقط و فقط برده کردن ما ایرانیان است...
اگر من یا تو یا او و آنها همدیگر را دوست داریم باید بهره ای به هم رسانیم نه آنکه ادعای مردمی بودن و مردم دوست بودن بکنیم ولی مردم را از حداقل لطف خود نیز بی بهره سازیم...

آقای سرشار، سلام بر شما!
من از کودکی با آثار شما و قصه های رادیوتان بزرگ شده ام. همیشه به شما علاقه داشته، و خواندن آثار مختلفتان را هم به دوستان خویش توصیه کرده ام. هرگز احساس نکرده ام اختلاف موضع سیاسیمان دلیل خوبی برای این است که از شما فاصله بگیرم و آن احساس دین خود را به شما فراموش کنم.
به هر حال، خیلی حرفها در دل دارم که تا زنده باشم نخواهم توانست به کس بگویم و این همه از نظر لطف شما ـ و نسل شما ـ می بینم. بااینهمه، تنها می خواهم به شما یادآوری کنم جایی که مخالفانتان مجبورند خفه شوند و به شما میدان بدهند هر چه می خواهید بگویید، سخن زیاده گفتن معنایی جز بی اعتنایی به اصول اخلاق ندارد. به شما پیشنهاد می کنم این اصل اخلاقی را از من بپذیرید و در باقی عمر بدان پابند باشید: «من وقتی و تا اندازه ای حق اظهار نظر در باره ی مسئله ای دارم که همه ی مخالفان من هم آزادانه بتوانند حرفشان را در باره ی آن مسئله ـ و تا همان حدود ـ بزنند». امیدتان را به خدا از دست ندهید و از رحمت خدا مأیوس نشوید. خدا بزرگترین گناهکاران را نیز می بخشد. این قدر غرقه در این دنیای کثیف نشوید که انصاف و وجدان و زیبابینی هنری خود را به سیاستگران بفروشید.
پسرتان در دانشگاه امام صادق (ع) هم کلاسیم بود. بسیار دوست می داشتم یک بار هم که شده، نامه ای بنویسم و بدهم برایتان بیاورد و بدین طریق، اندکی با نویسنده آثار مورد علاقه ام در کودکی سخن بگویم. خیلی مسائل مانع از این کار شد. اکنون، تنها می خواهم بگویم خیلی متأسفم که نویسنده ی کتاب آنجا که خانه ام نیست و دیگر آثار و قصه های ظهر جمعه ای که خط خطش برایم درس و نکته و ادب و شیرینی بود، آخر عمری کارش به اینجا کشیده باشد.
برای شما متأسفم. شما پیش از این هم در باره ی صادق هدایت اظهار نظر جالبی کرده بودید. این حق شماست؛ اما اخلاقی تر آن است که زمانی برای خود حق اظهار نظر قائل باشید که دیگران هم بتوانند حرفشان را بزنند.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

البته شجریان روبیش ازحدبزرگ کرده اند.ایشان درزمانی که بزرگان آوازایران میخواندنداصلاحرفی برای گفتن نداشتند

جناب آقای سرشار واقعا از شما بعیده که با آن همه اعتقاد یا بهتره بگم ادعای اسلام گرایی این طور راجع به دیگران قضاوت و به آنها توهین کنید. استاد شجریان تنها خواننده ای بودند که روش خوانندگی ایشان چه در قبل از انقلاب و چه در بعد از انقلاب تغییر نکرد. در آثار استاد شجریان حتی یک اثر مبتذل( کوچه بازاری ) نمیتوان پیدا کرد پس لطفا قبل از بدست گرفتن قلم راجع به چیزی که مینویسید تحقیق کنید. استاد شجریان در قلب تمام هنرمندان و دوستداران هنر جای دارند و موسیقی ایران مدیون زحمات ایشونه. مگه صدا و سیما در سالهای گذشته از آثار استاد شجریان پخش میکرد؟ الان که استاد شجریان خودشون اجازه پخش ندادن چرا از آثار خوانندگان جوانی مثل سالار عقیلی یا از پیشکسوتانی مانند شهرام ناظری پخش نمیشود؟ آقای سرشار صدا و سیما بیشترین سهم رو در تهاجم فرهنگی داره چون اصلا به هنر موسیقی اصیل اهمیت نمیده مگه غیر از اینه که جلوی ساز گروه های موسیقی آماتوری که دعوت میکنه گلدون میذاره؟ و در عوض موسیقی پاپ پخش میکنه. شما بیشتر از اون که منطقی صحبت کنید با تعصب و افراط گرایی سخن گفتید و کسانی که عاقل هستند این موضوع رو درک میکنند

من علاقه زیادی به استاد دارم.و بیشتر زمان خود رابا استاد. و آ ثارش هستم واژ استاد خواهش میکنم که. خود را از سیاست جدا کنند چون سیاستمداران همیشه به فکر استفاده از هنرمندان در جهت رسیدن به منافع خود هستند بخصوص شبکه بی بی سی که در جهت رسیدن به مقاصدش از هر کسی که معروف است استفاده میکند.

من فقط با صداش حال ميكنم وگرنه يه شاهي هم قبولش ندارم, خب اونم آدمه ديگه دوست داره مطرح بشه, همچين استاد استاد بهش ميبندند كه انگار.... . شهرت وسوسه انگيزه , اگه جنبشو نداشته باشي ميشي آقاي درختيان, ببين اين نظام چقدر آزادي به اين به اصطلاح استاد هنرمند داده كه نامه نگاري ميكنه و تو اغتشاشات شركت ميكنه , حالا تا قبل از انقلاب حتما دستور بهش ميدادن بيا براي فلان مقام پهلوي تو خونش بخون تا خوابش ببره ( جرات داشت بگه نه؟)
هر روز هم يه عكس ازش منتشر ميشه كه بله تو فلان كانال غربي صحبت كرده اونم با عكسهاي اونجوري!! در ضمن هر جفنگي رو كه نبايد جواب داد جناب رهگذر , حيفه وقتي كه شما پاي اين مقاله گذاشتي و حيفه اين وقتي كه من براي نوشتن اين چند تا خط گذاشتم.
بگذريم . كي برميگرديد راديو جناب رهگذر؟؟

يه سري به اين آدرس بزنيد بعد قضاوت كنيد.
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=105606

سلام.همگی دوستانی که به هر دلیلی درصدد پوشاندن گند های این آقای به ظاهر هنرمند هستند یه نگاهی به پیشینه ی این مردک بیاندازند....ایشون قبل از این که اینقدر گندشون میکردید باید قوانین و مبانی هنر متعهد رو یاد میگرفتن که آبروی (!)به ظاهر چندین و چند سالشون رو اینجوری نمی ریختن....خودتونم گول نزنید که آره فقط صداشو دوست داریم!!!!!!!
عروسک نیست که لباسشو دوست داشته باشی یا مو هاشو دوست نداشته باشی.....انشا الله که بچه و احمق نباشیم....؟

سلام،اولا اگه میخواین در مورد یه کسی نقد کنین لطفا با لحن توهین امیز نباشه،ثانیا استاد شجریان هر چی باشه ما دوسش داریم از ته قلبمون،ثالثا درستش این بود که استاد شجریان با سیاست کاری نداشت و به فعالیت هنریش ادامه می داد

ارسال نظر