آخرین خبر

  • • انجمن نویسندگان گلستان برگزار می کند: دوره نویسندگی هوران با حضور استاد محمد رضا سرشار
  • یکشنبه 25 آبانماه 93

    دوره کارگاهی نویسندگی هوران، با حضور استاد محمد رضا سرشار

    .انجمن نویسندگان گلستان پس از گذشت یک سال با استفاده از تجربیات و برگزاری کارگاه های استانی، این دوره نویسندگی را با استفاده از اساتید برتر کشور از انجمن قلم ایران، استاد محمد رضا سرشار بهرمند خواهد شد.

    علاقه مندان به حضور در این دوره می توانند درنمایشگاه کتاب که به همت نهاد کتابخانه های گلستان بر گزار می گردد از شنبه تا پنج شنبه به نشانی: گرگان جنب ارشاد گلستان، غرفه هوران مراجعه، ثبت نام و فرم مصاحبه را تکمیل نمایند.

    در ضمن بعد از اتمام نمایشگاه طبق روال قبل به انجمن نویسندگان گلستان واقع در گرگان: خیابان شهدا - لاله 13 - سبزه مشهد مراجعه کنید.

    تکمیل فرم مصاحبه جهت شرکت در کارگاه دوره ائی استاد محمد رضا سرشار الزامی است. این دوره کارگاهی 5 روز صبح و عصر می باشد.

    سر فصل های دوره :

    شرایط و لوازم نویسندگی - ٢ ساعت
    تعریف داستان کوتاه - 2 ساعت
    راههای ایده یابی برای داستان - ۴ ساعت
    پیرنگ (طرح) - ۶ ساعت
    شخصیت پردازی - ۶ ساعت
    زاویه دید - ۴ ساعت
    زبان و لحن - ٢ ساعت
    پرداخت و فضا - ٢ ساعت
    درون مایه - ٢ ساعت
    کارگاه: خواندن و نقد چند داستان کوتاه - ٢ ساعت

    منابع دوره:

    پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان - محمدرضا سرشار - کانون اندیشه جوان

    نقد ادبی: کارکردها و آفات - محمدرضا سرشار - کانون اندیشه جوان

    سلول بنیادی داستان - محمدرضا سرشار - کانون اندیشه جوان
    الفبای قصه نویسی (مجلدهای 1 و 2)- محمدرضا سرشار - پیام آزادی

    محل برگزاری دوره: انجمن نویسندگان استان گلستان

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام علیکم. نه دوست عزیز اشتباه نکنید. این یادداشت هیچ ادامه
  • منصور شاه صفی : با سلام جناب آقای سرشار پیشاپیش اگر برداشت اشتباهی دارم ادامه
  • مدیر: درود بر استاد اکبر خلیلی عزیز! متشکرم. ادامه
  • اكبرخليلي: استاد عزيز، كمي صبرداشته باشيد . آن ها را ادامه
  • حمید فراهانی: سلام استاد به واقع که در طول تاریخ به هنگام ادامه
  • محسن پرویز: باسلام، استاد عزیز، بخشی از این اشکال به نشناختن آدمها ادامه
  • مهدی کرد فیروزجایی: با سلام خدمت استاد ارجمند جناب آقای سرشار. آن وقت ادامه
  • گریوانی: به نام خدا سلام و وقت بخیر متأسفانه کم کاریها، ادامه
  • م.رضایی: در یک جنگ ، فرمانده ای که به آداب جنگ ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • از سرزمین نور: و آن ستاره که دنباله دار می آید

    • قیمت :3,000 ریال


      عنوان :از سرزمين نور3: و آن ستاره كه دنباله‌دار مي‌آيد ... (داستان تولد پيامبر (ص))
      نویسنده / مولف :محمدرضا سرشار
      ناشر :پيام آزادي
      کد کتاب :500612
      تعداد صفحات :32
      قطع :رقعي
      جلد :شميز
      نوبت چاپ :3
      سال / تاریخ چاپ :85
      موضوع :منابع ويژه كودكان و نوجوانان




      از سرزمين نور3/و آن ستاره كه دنباله‌دار مي‌آيد ... (داستان تولد پيامبر (ص)) - 500612

    اندر مقوله کیش‌شخصیت و خودکم‌بینی برخی جوانان متدین و غلط اندیشی بعضی مشاوران و مسئولان فرهنگی

    در اوایل دهه 1370، در سرمقاله‌ای با عنوان «متاسفانه ما همیشه 20 می‌گیریم» به نکاتی از مطلبی که خیال دارم در این یادداشت کوتاه به آن بپردازم اشاره کردم (آن یادداشت بعدا در کتاب «پیش از آنکه دیر شود» و بعدتر در کتاب «ما برگزیدگان» چاپ شد). دو - سه سال پیش نیز، با ذکر مواردی، به یکی از مشاوران فرهنگی بزرگی گفتم: در مواردی، حمایتهای نسنجیده و بیش از اندازه امثال شما از برخی هنرمندان و فعالان فرهنگی - که البته اغلب راه تظاهر و نزدیک کردن خود به مسئولان را هم بسیار خوب بلدند - باعث ارتقای زودهنگام و بادکنکی موقعیت اجتماعی وبه تبع آن، رفاه مادی بیش از استحقاق آنان شد ( تا آنجا که یکی از تازه‌ترین و داغترین آنها در تاختن به رهبری و نظام را به گرفتن چهار همسر عقد رسمی همزمان توانا ساخت)؛ و به مصداق «عاقبت سرک‌انگبین صفرا فزود»، از قضا همین امر، زمینه اصلی چرخش 180 درجه‌ای به ظاهر ناگهانی بعدی آنان به سمت مخالف و گاه حتی خروجشان از دایره انقلاب و اسلام را فراهم آورد.
    اما متاسفانه این موضوع، هنوز توسط این مسئولان و جوانان پاکدلی که اغلب در وسایل ارتباط جمعی به قربان صدقه رفتن این افراد می پردازند- فهم نشده، و همچنان مشاهده می‌شود آنان به این رویه غلط و خسارتبار ادامه می‌دهند؛ تا سر دراز این قصه همچنان ادامه یابد!
    نکته جالبتر و البته خطرناکتر این است که این توجه و رانت ویژه حمایتی مادی و معنوی و سیاسی ، از دهه 1370 به این سو، اغلب شامل حال افراد زاویه‌دار و دارای افکار التقاطی‌ای می‌شود که نقطه‌ضعف این طیف را شناخته‌اند و با تیزبازی بازاری، دکان دونبشی باز کرده‌اند که از قضا نبش بزرگترش به سوی جریانها و جناحهای مقابل است. چه، خاصه در عرصه هنرهای پرهزینه‌ای مانند سینما، نانشان در دست این طرف است و دلشان در گرو آن طرف؛ و عقل معاش حکم می‌کند که به هر حال و با هر لطایف‌الحیل ، با دست خویش، نان خود را آجرنکنند!
    این مسئولان کم بصیرت و جوانان ساده‌دل، اشباع از حمایتها و همراهیهای رایگان بی‌چشمداشت همیشگی هنرمندان مخلص متعهد، با این تصور غلط که «هنرمندان نشاندار خودی فاقد ارزش تبلیغاتی و استفاده‌های ویژه- در جهت اهداف سیاسی آنان - اند، و از طرفی، با اعتماد به اعتقادات محکمشان، نباید نگران از دست رفتن ایشان بود» به گمان آنکه علی‌آباد هم دهی است، هم و غم خویش را مصروف لی‌لی گذاشتن به لالای همان افراد التقاطی نان به نرخ روزخور صاحب مغازه‌های دو نبش کرده اند. با یک لبخند یا دو کلام ساده آنان که اندکی بوی انتقاد از جناح مقابل یا طرفداری از این طرف دارد، چنان ذوقمرگ می‌شوند که - به خیال کودکانه خود؛ مبنی بر اینکه برای دیگران هم این افراد و مواضعشان تاثیرگذار و مهم اند - با زیر پا گذاردن حتی اصول اولیه خبری و رسانه‌ای، می‌کوشند دنیا را از هیاهوی آن پرمی‌کنند! با خودکم‌بینی و حقیرساختن خویش، قربان صدقه این افراد می‌روند و به زبان بی‌زبانی و گاه نیز آشکارا، به این دست‌پرورده‌های کوچک دیروز خود، التماس و در حقیقت از ایشان گدایی محبت می‌کنند؛ تا به تصور خود، در جناح خویش نگاهشان دارند یا دست کم از پیوستن کامل ایشان به جناح مقابل جلوگیری کنند!
    تاسف باز هم بیشتر اینکه، این نگاه غلط، متاسفانه به برخی از مهمترین مراکز مشورت‌دهی به بالاترین رده‌های تصمیم‌گیری نظام و حتی صدا و سیما نیز کشیده شده است!
    حاصل این کوته‌بینی‌ها، جز این نخواهد بود که هنرمندان و فعالان فرهنگی خودی و در خط، به دو گروه تقسیم شوند: یا همانند همین جماعت، خود را به بادسنج مجهز کنند و کاسبکارانه به بازی «کی بود کی بود من نبودم» آنان با نظام بپیوندند؛ تا شاید ایشان نیز عزیزکرده شوند و به تمتعات دنیایی وخواسته‌های نفسانی خود برسند و در سربزنگاههای تاریخی نیز به سلامت (!) و با کمترین خسارت شخصی، گلیم خود را از حوادث زمانه بیرون بکشند. یا آنکه حساب خود را از مجموعه‌ای که نگاهش به هنرمند و فعال فرهنگی مخلص متعهد این گونه نادرست و سخیف است جدا کنند و خویش را به یک انزوای خودخواسته ناگزیرتبعید کنند. که خسارت واقعی آن برای نظام، در آینده‌ای نه چندان دور خود را نشان خواهد داد. اگر گروه سومی در این طیف باقی بمانند که همچنان حاضر باشند خون دل بخورند و بسوزند و بسازند، ظاهرا باید آنان را از اولیای خدا دانست!

    بعد التحریر:این یادداشت حدود یک ماه و نیم پیش نوشته شد. اما بنا به مصالحی، از انتشارش خودداری کردم.

    9 نظر

    در یک جنگ ، فرمانده ای که به آداب جنگ مسلط نباشد و منطقه جنگی و موقعیت را نشناسد و انگیزه ها و اهداف دشمن را نداند ، شکی نیست که شکست سنگینی خواهد خورد .
    در جنگ نرم هم همینطور است . فرماندهان جنگ نرم -جنگ فکر و سلیقه- که میشود گفت همان مسئولان فرهنگی هستند نه تنها باید با این جنگ و تاکتیکهای آن آشنا باشند ، بلکه تیزبینانه و هوشمندانه فرماندهی کنند .
    راستش با کمی مطالعه اخبار و نقد ها و بررسی عملکردها ، خیلی از این فرماندهان جنگ نرم ، بیشتر به آدمهای هیجانی میخورند تا فرماندهای مدبر و شجاع! شاید اصلا این جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نمیدانند چیست و شاید امیدوارانه بگوییم ، یک چیزهایی از آن شنیده اند...

    به نام خدا
    سلام و وقت بخیر
    متأسفانه کم کاریها، اشتباهات و بی مسؤولیتی های مسؤولین در عرصه حساس و خطیر فرهنگی بسیار زیاد و در خیلی موارد غیر قابل اغماض است.
    رهبر عزیز هر چقدر بر مسأله فرهنگ تکیه و تأکید دارند، مسؤولین یا خوابند و یا خودشان را به خواب می زنند.
    این مسأله کیش شخصیتی هم نکته بسیار ظریف و دقیق در این زمینه است
    خداوند توفیقات شما استاد متعهد، دلسوز و انقلابی را روزافزون کند
    یا حق

    با سلام خدمت استاد ارجمند جناب آقای سرشار.
    آن وقت با این اوصاف، این نیروهای مذهبی هستند که به عنوان سفارشی نویس و حکومتی، مورد سرزنش قرار می گیرند،البته نوشتن برای نظامی که دشمنی چون اسرائیل و آمریکاو... داردو همچنین نوشتن به سفارش دلسوزانِ دانشمند دین، نه تنها عیب نیست، بلکه افتخار است.

    باسلام، استاد عزیز، بخشی از این اشکال به نشناختن آدمها مربوط می شود. متاسفانه متصدیان امور عموما فقط نامهای را شنیده اند و نه از تواناییهای این افراد خبر دارند و نه آثار آنها را مطالعه کرده اند. از طرف دیگر، خطری که از سوی افراد سرشناس و دارای تریبون (والبته بی تقوا یا دارای ضعف ایمانی) می تواند متوجه رؤسا بشود، از سوی افراد متقی و همچنین افراد توانمند ولی فاقد تریبون نمی شود. وقتی منافع این گروه به خطر می افتد یا محدود می شود، از زمین و زمان برای مسؤولان مربوطه می بارد! وآن هم به بهانه های مختلف؛ و بدون آنکه اثری از دلیل اصلی باقی باشد! آن وقت هر کاری بکنی، اشکال دارد و فرهنگ کشور دارد لطمه می خورد و همه چیز از دست رفته است و ...! اما همین که اینها باجشان را گرفتند، دوباره به به و چه چه شروع می شود. و مرد می خواهد در این میانه ی میدان که نهراسد و باج ندهد و همه را به یک چشم ببیند؛ چه آن نویسنده منزوی ولی توانای دور از مرکز را و چه آن آقایی که هر وقت منافعش محدود شود، فریاد وا اسلاماه و وافرهنگاه سر می دهد! نوازشهایی که این دوستان در رسانه ها از بنده در دوران مسؤولیتم کردم، کمتر از هجمه معارضان نبود. حالا همانها که آن روز دائم بهانه ای می گرفتند، نسبت به آشکارترین خطاها ساکتند! به هر حال ما باید سعه صدر داشته باشیم و ازخداوند بخواهیم کمک کند از مسیر منحرف نشویم.

    سلام استاد
    به واقع که در طول تاریخ به هنگام فتنه ها, عیار این افراد معلوم میشود.
    همین افراد به ظاهر متعهد و در خط!!!!! ، وقتی سرها به نیزه رفت، غیرت شان گل می کند و میخواهند قیام توابین و مختار و... راه بیاندازند.
    تشخیص درست و اقدام به موقع، گوهری گرانبهاست که یافت می نشود!

    استاد عزيز،
    كمي صبرداشته باشيد .
    آن ها را بحال خود بگذاريد . كساني كه در اين وادي قديمي تر هشتندمي دانند ... و ديگران كم وبيش .
    رنگ و رخسارشان حكايت از ضميردارد . همان كسان هم كه زيرپروبالشان رامي گيرند و به روزمبادادر آب نمك خوابانده اند، غافلند كه روزمبادا هم بخكارشان نمي آيند .خدارا شكركه رهبري فرزانه داريم كه با يك اشاره هفتادمن مثنوي سخن مي گويند ؛اگرهوشيارباشيم و بصيرت داشته باشيم . آنها خسارت ديدگان اين دنياو آخرت هستند . يادآوري شما قابل تقديراست .

    با سلام
    جناب آقای سرشار پیشاپیش اگر برداشت اشتباهی دارم پوزش می خواهم
    چند بار متن پاسخ شما را خواندم اگر خطاب به این حقیر نوشته اید من فقط بعنوان یک همشیره زاده مثل همه همشیره زاده هادایی خودم را دوست داشتم ایشان با اقوام خود رفت و آمدی نداشت تا جایی که هر چند سال یک بار یکی از افراد فامیل در جمع بیان می کرد راستی قاسم آقا را فلان روز در فلان جا دیدم حتی هیچ آدرس یا نشانی از وی نداشتیم ولی گاهی هم یکباره به منزل یکی از خواهرها یا خواهرزاده ها سر می زد و طبق معمول می گفت کار دارم و می رفت دوست نداشت از کارهایش باخبر شویم ما هم به احترام ایشان چیزی نمی پرسیدیم.
    اینکه چه مسیری را می پیموده؟راهش درست بوده یا غلط ؟ باید دید با چه کسانی اوقات خود را سپری می کرده .
    می گویند بگو با کیستی تا بگویم کیستی
    مواردی که جنابعالی مطرح کردید مربوط به محدوده فامیلی و خانوادگی نمی شود بنده همراه و همرزم ایشان نبودم بلکه امانتی از دایی خود را به همکارانش تقدیم کردم رشته تحصیلی من ادبیات فارسی یا علوم سیاسی نیست با هیچ جناحی ارتباط ندارم من دبیر فیزیک هستم
    فقط یک رابطه ساده ریاضی را به حضرتعالی گوشزد می کنم(متمم مجموعه مرجع تهی می باشد) به عبارت ساده تر هیچ جایی هیچ فضایی وجود ندارد که تحت تسلط خداوند نباشد تا بتوان به آنجا پناه برد که از غضب الهی در امان باشیم .
    به هوش باشیم حتی اگر تهمت به فردی بزنیم که هیچ شناختی از او نداریم (به این حقیر ) باید پاسخگوی خداوند باشیم حق الناس فقط مربوط به تعرض به اموال و دارایی های اشخاص نمی شود

    ارسال نظر