آخرین خبر

  • • برگزاری نشست نقد «آه با شین» با حضور دکتر محسن پرویز و محمدرضا سرشار
  • سه شنبه 25 فروردینماه 94

    «جلسه نقد داستان " آه با شین " نوشته محمدکاظم مزینانی ، روز سه شنبه اول اردیبهشت ماه جاری ، ساعت 15 ، در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می شود . این جلسه با حضور دکتر محسن پرویز و محمدرضا سرشار به عنوان منتقدان اصلی و با مشارکت منتقدانی چون ابوالفضل طاهرخانی ، اکرم سرداری ، مریم شریف رضویان ، سیداحمد موسوی ، سهیلا ازگلی ، رقیه مهری ، یوسف یزدیان و سیدصالح یوسفی برگزار می شود .
    " آه با شین " داستانی است که تاکنون موفق شده جوایزی همچون داستان انقلاب از جشنواره داستان انقلاب حوزه هنری ، جشنواره قلم زرین ، جایزه جلال آل احمد را دریافت کند و نقد و تفسیر و توصیف های متفاوت و گاه متناقضی نیز از آن صورت گرفته است .
    این جلسه نقد با مشارکت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و انجمن قلم ایران برگزار می شود و بنا به سیاق نقدهایی از این دست ، پیش بینی می شود حاصل آن ، فنی ترین و قابل اعتناترین نقد در نوع خود ، بر این اثر باشد .
    ورود برای کلیه علاقه مندان و اصحاب رسانه آزاد است .
    نشانی : تهران ـ خیابان سمیه ، نرسیده به خیابان حافظ ، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، طبقه دوم ، سالن کنفرانس معاونت پژوهش و آموزش

آخرين نظرات خوانندگان

  • غلامرضاگراوندی: امام علی ع میفرمایندتمام اصول وارکان دین دربرابرامربه معروف ونهی ادامه
  • marmooz :D: چه ربطی داشت ؟!!!!!! ادامه

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


توسل هاشمی و روحانی به حجاب، امر به معروف، بیت امام و خاطرات قدیمی برای انحراف افکار عمومی از مذاکرات لوزان و دشمنیهای عربستان

 بدحجابی و مقابله با بدحجابان، امر به معروف زنان و خوانندگان، ماجرای ورود زنان به ورزشگاه‎ها، حمله شدید و حتی بعضا توهین‎آمیز به منتقدین و مواردی شبیه به این، تیرهایی مشقی است که در زمان انفعال جریان اعتدالی در عرصه سیاسی کشور از ترکش راهبران این جریان رها شده است تا شاید اذهان و افکار را به سمتی دیگر منحرف کرده و ماجرای این  انفعال خاتمه یابد.


بدحجابی و مقابله با بدحجابان، امر به معروف زنان و خوانندگان، ماجرای ورود زنان به ورزشگاه‎ها، حمله شدید و حتی بعضا توهین‎آمیز به منتقدین و مواردی شبیه به این، تیرهایی مشقی است که در زمان انفعال جریان اعتدالی در عرصه سیاسی کشور از ترکش راهبران این جریان رها شده است تا شاید اذهان و افکار را به سمتی دیگر منحرف کرده و ماجرای این انفعال خاتمه یابد.

گروه سیاسی - رجانیوز:  بدحجابی و مقابله با بدحجابان، امر به معروف زنان و خوانندگان، ماجرای ورود زنان به ورزشگاه‎ها، حمله شدید و حتی بعضا توهین‎آمیز به منتقدین و مواردی شبیه به این، تیرهایی مشقی است که در زمان انفعال جریان اعتدالی در عرصه سیاسی کشور از ترکش راهبران این جریان رها شده است تا شاید اذهان و افکار را به سمتی دیگر منحرف کرده و ماجرای این  انفعال خاتمه یابد.

به گزارش رجانیوز اما به نظر می‎‎رسد این جریان در روزهای اخیر به دلیل دو موضوع بسیار مهم به حدی زیر سوال رفته و تحت فشار افکار عمومی است که امروز همه چهره‎های شاخص این جریان به میدان آمدند تا با طرح ملغمه‎ای از همه این موارد، ساعاتی و حتی چند روزی بتوانند افکار مخاطبان خود و افکار عمومی را به سمت و سویی غیر از مذاکرات منفعلانه لوزان و تجاوز شنیع سعودی‎ها به دو نوجوان ایرانی منحرف کنند.

امروز در همایشی که به بهانه بزرگداشت بانوی انقلاب اسلامی خانم خدیجه ثقفی که در سالن اجلاس سران برگزار شد، هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی انتقادات تندی را به منتقدین وارد کرده و باز هم به بهانه روز زن موضوعات مناقشه برانگیزی چون موضوع امر به معروف، نهی از منکر، حضور زنان در جامعه و مسائلی تکراری از این دست را مورد توجه و اشاره قرار دادند تا به نحوی سوژه‎ای جدید به رسانه‎ها برای فرار از فشار مطالبات مرتبط با مذاکرات لوزان و همچنین سکوت در قبال تخاصم عربستان با ایران بیابند.

این در حالی است که پیش از این نیز سابقه چنین راهبرد رسانه‎ای پس از توافق ژنو و حتی پس از انتقادات گسترده در قبال نحوه توزیع سبد کالا در دستور کار دولت قرار گرفته بود که با حمله شدید به منتقدین، فضای گفتگوها و بحث‎ها به سمتی غیر از موضوع هسته‎ای و یا سبد کالا کشیده شود.

امروز نیز هاشمی رفسنجانی همین رویه را در پیش گرفت و گفت: « اگر بعضی خشکه‌مقدس‌ها یا دلواپس‌ها گاهی اذیت هایی می‌کنند همان‌هایی هستند که قبلا هم امام را اذیت می کردند اما همه به خوبی می دانیم که جامعه این خانواده را قبول دارند.»

هاشمی در بخشی دیگر از سخنانش افزود:‌ البته که توجه به فروع دین جزو واجبات است و حجاب زنان و نوع پوششان در جامعه دارای اهمیت است اما نباید بقیه مسائل از جمله ظلم‌ها، زندان‌های بی‌جا، سرکوب ها و حقوق ضایع شده مردم را فراموش کنیم.

روحانی هم سخنانی شبیه به این را امروز مطرح کرد. وی که درباره امر به معروف و نهی از منکر سخن می‎گفت عنوان داشت: مرد و زن در کنار هم در مسائل اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر هستند. هرچند متأسفانه در جامعه امروز نهی از منکر را فقط و فقط در بعضی از خیابان‌ها آورده‌اند آن هم علیه زنان و بس.

روحانی گفت: امروز بزرگترین منکر ما بیکاری در جامعه است. امروز بزرگترین معروف توسعه کشور است. امروز بزرگترین منکر کم آبی و بی‌آبی است. چطور شد مقام این منکر و معروف این‌قدر پایین آمد؟ چه کسی منکر و معروف را به چند فرع اسلامی تنزل داد؟

به نظر می‎رسد سرنوشت نامشخص مذاکرات لوزان و از سوی دیگر فشار افکار عمومی برای انتشار جزئیات توافق صورت گرفته با ۱+۵ درکنار مطالبه از دولت برای واکنش جدی به تعرض سعودی‎ها به دو نوجوان ایرانی، فضایی را برای دولت ایجاد کرده که باز هم جریان اعتدال را به سمت باز کردن جبهه‎های جدید رسانه‎ای برای انحراف افکار از این موضوعات اصلی وادار کرده است.

اما نکته مهم آنجاست که اینبار این دو موضوع آنچنان مهم، فراگیر و اجتماعی شده است که امکان فرار را به این جریان سیاسی نخواهد داد.

2 نظر

چه ربطی داشت ؟!!!!!!

امام علی ع میفرمایندتمام اصول وارکان دین دربرابرامربه معروف ونهی ازمنکرمانندقطره اب دربرابر دریااست.
این اقای اکبرالمتکبرین واذنابش به چه دلیلی اینگونه مسایلی رابازیچه اغراض سیاسی خودقرار میدهند.وای برانان!چراکاری میکنندکه حتی معاویه وعمروعاص نیز جرات انجام انرا نداشتند؟چه بدعت زشت وسنگینی!


ارسال نظر