آخرین خبر

  • • از شبکه افق پخش می‌شود؛ تلاش مسلمانان اروپا برای معرفی اسلام حقیقی در مستند «سایه ابرها»
  • سه شنبه 17 فروردینماه 95

    نخستین قسمت مجموعه مستند «ابرها در راهند» با موضوع زندگی مسلمانان در اروپا و لزوم اصلاح نگاه‌ها به اسلام در کشورهای غربی، دوشنبه ۱۶ فروردین از شبکه افق پخش می شود.


    به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، مجموعه مستند «ابرها در راهند» محصول سازمان سینمایی سوره با مضمونی دینی در آلمان ساخته شده است.

    این مستند زندگی شیعیانی را روایت می کند که در اروپا زندگی و تلاش می کنند تا نگاه صحیح و انسانی دین اسلام را به دیگر ادیان بشناسانند.

    یکی از حقایق موجود در جهان امروز آن است که در جریان تحولات و فضای کلی بین المللی طی سال ‌های اخیر، تصوری اشتباه نسبت به مسلمانان در ذهن برخی مردمان کشورهای اروپایی از شکل گرفته است؛ «ابرها در راهند» و افرادی که سوژه آن قرار گرفته ‌اند سعی دارند این تصور غلط را اصلاح کنند.

    شیخ حسین تیم لایبنر و برهان الدین داغ مشاوران تحقیق این مستند بوده اند.

    نخستین قسمت مجموعه مستند «ابرها در راهند» با عنوان بعضی ها برابرترند، کاری از محمد علی فارسی و با روایت گری محمدرضا سرشار برای پخش از شبکه افق در روز دوشنبه 16 فروردین ساعت 21 در نظر گرفته شده است.

    تکرار این برنامه را می توانید در ساعت های 11 و 15.30 روز بعد از همین شبکه ببینید.

آخرین کتاب

  • • انتشار چاپ چهاردهم «هدهد و ملکه بلقیس» از محمدرضا سرشار
  • سومین مجلد از مجموعه ده مجلدی «قصه های حیوانات در قرآن» با نام «هدهد و ملکه بلقیس» ترجمه محمدرضا سرشار به چهاردهمین چاپ خود رسید.
    این مجموعه که ابتدا در دهه 1370 با تصاویر اصلی تصویرگر لبنانی خود توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر شد پس از هشت بار چاپ به وسیله این ناشر، در دهه 1380 با تصویرگری چهار رنگ تصویرگران ایرانی از طریق انتشارات منادی تربیت انتشار یافت.
    «هدهد و ملکه بلقیس» که سومین مجلد از این مجموعه است در سال 1394 با شمارگان 3000 نسخه و بهای 3500 تومان توسط منادی تربیت به چاپ ششم رسید.
    نویسنده این مجموعه، عبدالودود امین - نویسنده لبنانی- است و مخاطبان آن دانش آموزان سالهای آخر دبستان اند.
    داستانهای این مجموعه همگی برگرفته از قصه های قرآن اند که در آنها حداقل یک حیوان نقش آفرینی دارد.
    ابتکار نویسنده در این است که هر یک از این داستانها از زبان و نگاه همان حیوانی نقل می شود که در آن نقش مهمی دارد. در این مجلد روایتگر داستان هدهد یا همان وزیر امور آب حضرت سلیمان نبی است.
    مجموعه ده مجلدی «قصه های حیوانات در قرآن» را می توان از انتشارات منادی تربیت با شماره تلفن مرکز88894292 پخش تهیه کرد.


برگزاری مراسم رونمایی از چاپ دوم ترجمه عربی آنک آن یتیم نظر کرده در لبنان

 ساعت حدود 8 صبح دوشنبه 9 فروردین - با حدود یک ساعت تاخیر در پرواز با دعوت ناشر چاپ دوم ترجمه عربی مجلد اول "آنک آن یتیم نظر کرده" - معارف الحکمیه- نوشته اینجانب - محمدرضا سرشار- با عنوان «ها هو الیتیم بعین الله» از فرودگاه امام خمینی تهران عازم لبنان شدیم.  قرار بود در مراسم رونمایی از کتاب در دو شهر لبنان شرکت کنیم.
ساعت 14 عازم یک حوزه - دانشگاه با ساختار شبیه مدرسه عالی شهید مطهری شدیم.
آنجا پس از برگزاری جلسه ای با برخی مسوولان این مرکز در ساعت 17 در جمع دانشجویان ای مرکز سخنرانی حدودا دو ساعته ای در باره مراحل شکل گیری این کتاب و برخی مبانی نگارش داستانهای تاریخی مذهبی داشتم و به چند پرسش خاضران پاسخ گفتم.
مدیر جلسه دکتر علی از استادان و مسوول بخش پزوهش این حوزه - دانشگاه و مترجم صحبتهایم خانم دکتر مشکین فام بود.
مراسم اول رونمایی از سوی ناشر لبنانی این کتاب و با همکاری معاونت فرهنگی شهرداری منطقه حاره حریک بیروت در تاریخ سه شنبه 10 فروردین 1395 ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر در تالار اجتماعات شهرداری منطقه مذکور برگزار شد.
در این مراسم علاوه بر نویسنده کتاب, خانم دکتر بتول مشکین فام مترجم کتاب, خانمها دکتر رجاء ابوعلی و دکتر مها خیربک اساتید زبان و ادبیات و ترجمه دانشگاههای ایران و لبنان به عنوان سخنران و جمعی بالغ بر 130 نفر از استادان دانشگاههای لبنان از جمله دکتر علی زیتون که بر چاپ دوم کتاب مقدمه نوشته, رایزن فرهنگی ایران در لبنان, شهردار منطقه و دانشجویان رشته زبان و ادبیات و ترجمه و علاقه مندان به کتاب لبنانی شرکت داشتند.
این مراسم در فضایی گرم و صمیمی برگزار شد.
در پایان نیز جلسه پرسش و پاسخ با نویسنده و مترجم اثر و امضای کتاب برای علاقه مندان توسط نویسنده و مترجم آن و گرفتن عکسهای یادگاری برگزار شد.

دکتر زیتون استاد زبان و ادبیات عرب دانشگاههای ایران و لبنان و  خود منتقد و پژوهشگر و دارای کتابها و مقالات متعدد ادبی منشره است. خانم دکتر خیربک نیز از داستان نویسان لبنانی است.
رایزن فرهنگی ایران در لبنان پس از پایان مراسم خود را معرفی کرد. و من هم از ایشان برای حضورش تشکر کردم. او گفت" فردا عازم تهران ام وگرنه وظیفه داشتم خدمتتان برسم." 
بعد که موضوع را برای یکی از همراهان گفتم گفت: متاسفانه ایشان در انجام وظایف خود به عنوان رایزن فرهنگی کوتاهی کرده است.
پرسیدم: چرا؟
گفت: در لبنان کارهای بسیار بزرگی می شوذ انجام داد. اما متاسفانه رایزن فرهنگی ما آن طور که باید فعال نیست.
در ادامه صحبتهایش افزود: برای مثال ترجمه و رونمایی از چاپ دوم این کتاب یک رویداد مهم و افتخاری برای ادبیات کشور ما بود. اما ایشان نه تنها مشارکتی در این موضوع نداشت بلکه نه قبل و نه پس از دو روز از ورود شما به لبنان حتی یک تماس تلفنی با شما نگرفت تا ترتیب ملاقاتی را بدهد یا برنامه هایی برای استفاده از حضور این گروه در زمان اقامتت ان در لبنان بکند. تازه پس از دعوت, مثل یک مهمان رسمی آمد و رفت. بعدش هم که گفت عازم ایران است بدون اینکه لااقل جانشین یا معاون خود را معرفی و مامور کند که جبران مافات کند. در حالی که یک رایزن فرهنگی وقتی در قضایایی اینچنی نه مشارکتی داشته باشد و نه استفاده ای از آن بکند پس اصولا در یک کشور خارجی چه می کند و واقعا چه کارهای مهمتری دارد که اشتغال به آنها مانع از همکاری او در این قبیل فعالیتهای فرهنگی و بهره برداری مناسب از آنها می شود!؟


فاصله هوایی بین تهران تا بیروت با هواپیمای ایران ایر حدودا سه ساعت و بهای بلیط عادی آن تقریبا 975000 تومان برای هر طرف است. افق بیروت نیز یک و نیم ساعت عقبتر از ایران است. سفر ایرانیها به لبنان نیاز به ویزا ندارد. در عوض برای سفر به کشورهای اروپایی و امریکا و اقمار آن, لبنان از کشورهایی است که سفر به آن یک سوء پیشینه و نقطه سیاه در گذرنامه محسوب می شود و شخص مسافر را در مظان اتهام ارتباطات تروریستی قرار می دهد.
تقریبا اکثر لبنان - جز شمال و بخشهایی از جنوب آن - بر ساحل دریای مدیترانه قرار دارد و هوای بیروت در این فصل سال روزها دو سه درجه ای گرمتر از تهران و تفاوت دمای روز و شب آن هم سه چهار درجه ای از تفاوت دمای روز و شب تهران کمتر است.
شاید بتوان گفت دمای روزهایش مثل شیراز است. با این تفاوت که هوا رطوبتی مناسب دارد که باعث نرمی پوست می شود.
قیافه های مردم بیش از سایر کشورهای عرب به ایرانیها نزدیک است.


سه شنبه شب 11 فروردین 95
 در جامع سیده زینب در بیروت که بنایی بسیار بزرگ و زیبا و با شکوه داشت نماز مغرب و عشا را خواندیم.
وقتی ما رسیدیم دعای توسل تمام شده بود و عده ای از نمازگزاران برای مراسم قرائت قرآن قاریانشان مانده بودند.

پنجشنبه 95/1/12
 از مجتمع فرهنگی المهدی (ع) در بیروت بازدید کردم و در جریان فعالیتهای انتشاراتی آنان قرار گرفتم و  در جمع اعضای هیات تحریریه مجله های این مجموعه در باره برخی اصول و مبانی ادبیات کودکان و نوجوانان صحبت کردم.

 دانشگاه مسیحی بلمند و دیر باستانی واقع در ضلع جنوب غربی آن است. این دانشگاه خصوصی که موسس آن یک کشیش مسیحی است در یکی از ارتفاعات حومه شهر طرابلس لبنان قرار دارد.

روز چهارشنبه 11 فروردین 95 همراه با دکتر احمد (لبنانی_ میزبانمان), دکتر بتول مشکین فام , دکتر رجاء ابوعلی و راننده موسسه میزبانمان با هماهنگی قبلی به بازدید  دانشگاه مسیحی بلمند در نزدیکیهای طرابلس رفتیم. 
ابتدا به دانشکده ادبیات آن رفتیم و با رئیس این دانشکده ملاقات کردیم. او اصلا ارمنی بود . دکتر احمد ار رابطه حسنه ایرانیان با ارمنیها از گذشته های دور تا امروز گفت و او از مشاغلی که در گذشته ارمنیان اغلب به آنها اشتغال داشتند. کار اصلی او نقد ادبی بود. می گفت بسیاری از نویسندگان لبنانی قبل از چاپ, آثار داستانی خود را برای اظهار نظر و نقد برای او می فرستند.
مقداری هم در باره اوضاع داستان نویسی لبنان صحبت کرد.
بعد ما را به دفتر رئیس دانشگاه برد که در اواخر دهه 80 میلادی وزیر امور خارجه لبنان بوده است.
رئیس دانشگاه مردی خونگرم و صمیمی و بی تکلف بود که فلسفه اسلامی و به طور خاص موضوع خوارج در اسلام را درس می داد و شخصیتهای دینی اهل قلم ما را به خوبی می شناخت.
خانم مشکین فام به او و رئیس دانشکده ادبیات یک نسخه از ترجمه عربی آنک ...و جعبه ای سوهان و گز ایران هدیه داد و هر دو با تاکید گفتند حتما کتاب را می خوانند و اگر نظری داشتند منتقل می کنند.
بعد عکسهایی دسته جمعی گرفتیم. از قبل اصرار داشتند ما را برای ناهار نگه دارند که نماندیم.
سپس رئیس دانشکده ادبیات ما را به بازدید از کلیسا و دیری که می گفت متعلق به 1100 سال پیش است و در ضلع جنوب غربی دانشگاه قرار داشت برد.
در داخل دیر عکس گرفتن ممنوع بود. فقط دو عکس از بیرونش گرفتم.
دانشگاه بلمند مجموعه وسیع و تمیز و زیبایی بود که بر بالای کوههای کوتاهی ساخته شده بود و چشم اندازش دریای مدیترانه و دامنه های کوه زیر پا و جاده ساحلی بیروت طرابلس بود.
بیشتر دانشجویانش مسیحی بودند و تک و توکی هم دانشجویان مسلمان میانشان دیده می شد.
رئیس دانشگاه مسیحی بلمند طرابلس می گفت: دو دختر دارم که یکی پزشک و یکی فارغ التحصیل فلسفه است اما هر دو علاقه مند به هنر معماری و عاشق ایران اند. به همین سبب سالی چند ماه را در ایران به دیدن بناهای باستانی و تحقیق در معماری آن می گذرانند. اما خودم به علت گرفتاری در کار اجرایی توفیق آمدن به ایران را ندارم.
هم رئیس دانشگاه و هم رئیس دانشکده ادبیات در سنین بالای هفتاد و حدود هفتاد سالگی بودند. که این سالمندگرایی در مدیریت دانشگاه هم نکته قابل تاملی بود.
بعد از بازدید از دانشگاه مسیحی بلمند به شهر طرابلس که تا دانشگاه حدود ده دقیقه راه بود رفتیم.
به خلاف بیروت که بخش زیادی از بناها و خیابانهای آن بر دامنه شیبدار کوهها ساخته شده و یک سمتش هم دریاست طرابلس بر زمینی مسطح بنا شده و خیابان بندی صافتر و منظمتر و خیابانهای نسبتا عریضتری دارد.
هیچ شیعه ای در این شهر زندگی نمی کند و جریانی از سنیان تندرو متمایل به  عربستان ضد شیعه و خاصه ایرانیان در این شهر ساکن و مسلط اند.
میزبانمانمان به خانم دکتر مشکین فام که با چادر ایرانی بود توصیه اکید کرد که از خودرو پیاده نشود چون برایش خطر دارد. وقتی هم دید که من از خودرو پیاده شده فوری خودش را به من رساند و با من همراه شد. 
به خانم مشکین فام می گفت: شما اولین زن ایرانی هستید که با چادر وارد این شهر شده اید.
شهر بر کنار دریای مدیترانه واقع شده بود و در کنار اسکله قایقرانان محلی از ما برای قایق سواری تفریحی دعوت می کردند.
ظاهر شهر مشخصا شهرستانی تر و فقیرانه تر از بیروت بود و جابه جا بنرهای بزرگ تبلیغاتی تصویر ریفی, وزیر سابق امنیت و دادگستری لبنان, که به شدت ضد شیعیان و حزب الله است و بر اثر افشاگری جریانهای مخالف, اسناد فسادش رو و به همین سبب از سِمت خود عزل شده در معابر عمومی دیده می شد که همراه با شعارهای حماسی و مبارزه جویانه بود.
برخی از عکسهای او در کنار عکس شاه فعلی عربستان بود و زیرش درشت نوشته شده بود: مرد یعنی این!
به دلایل امنیتی راننده ناهاری ساده از نوع فست فود خرید و ما در داخل خودرو در یکی از نقاط ساحلی خلوت ناهار را خوردیم.
شیشه های دودی خودرو هم کمک می کرد به طور واضح داخلش پیدا نباشد.
 از مسیر غار طبیعی استلاگنیت و استلاگتیت جعیتا در حومه بیروت_ لبنان نیز بازدید داشتیم.
سه شنبه 10 فروردین, قبل از ظهر از طرف میزبان لبنانی مان به دیدن این غار رفتیمِ.
عکسبرداری از داخل این غار طولانی و بزرگ ممنوع است.
مسیر رفت را با تله کابین رفتیم و برگشتن را پیاده آمدیم.

12 فروردیم 95 ساعت 1:30 بعد از ظهر شبکه تلویزیونی المنار یک مصاحبه تلویزیونی با من و یک مصاحبه با مترجم کتاب آنک... در باره این کتاب داشت.
مصاحبه گر دکتر ... استاد تاریخ اسلام دانشگاههای بیروت و مجری برنامه احسن القصص شبکه بود و این مصاحبه هم برای این برنامه انجام شد.
ترجمه آنک ... را خوانده بود و خیلی از کتاب خوشش آمده بود.
بعد از اتمام مصاحبه به خانم مشکین فام گفته بود: عجب مصاحبه ای شد!
می گفت: جاهایی از کتاب را که خوشم آمده لبه برگش را تا کرده ام. 
وقتی کتاب را باز کرد دیدیم لبه  بیش از نیمی از ورقهای کتاب را تا کرده است.

جمعه 95/1/13 شبکه تلویزیونی لبنانی الصراط,  از ساعت 8:30,  هشت مصاحبه تقریبا نیم ساعته پی در پی با من در باره رمان "آنک آن یتیم نظر کرده" داشت که تا ساعت 13 طول کشید.
مجری جوان و خوش سیمای برنامه که تمام ترجمه عربی کتاب را خوانده بود در اولین سوالش در ملاقات حضوری با اعجاب پرسید: شما این رمان را با عقلتان نوشتید یا با دلتان!





سه روز پی در پی، بعد از ظهرها از ساعت 16:30 تا 18:30 در تالار اجتماعات موسسه رسالات در جمع نویسندگانشان در باره شخصیت پردازی در داستان صحبت کردم. موسسه مزبور ناشر مجموعه سیزده مجلدی کتابهای قلم رصاص (کتابهای داستان نویسندگان جوان لبنانی در باره جنگ 33 روزه) است که به عنوان کتاب خارجی برگزیده سال 1389 جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات داستانی برگزیده شد. این مجموعه در ایران به سفارش انتشارات پرستا به فارسی ترجمه و به سرویراستاری من ویرایش و سپس منتشر شد. 
برخی از مجلدات این مجموعه توسط برخی اعضای جلسات نقد روزهای سه شنبه من در حوزه هنری نقد و در ماهنامه اقلیم نقد منتشر شد.
در این سفر یک نسخه از این نقدها را به لبنان آوردم و به مدیر موسسه مزبور تحویل دادم تا به عربی ترجمه کنند و در اختیار نویسندگان این آثار قرار بدهند.
خانم دکتر طحان, مدیر بخش داستان این موسسه از من خواسته بود که یک دوره آموزش فشرده داستان نویسی برای نویسندگان عضو موسسه شان بگذارم. 
این جلسات در بعد از ظهر روزهای سه, چهار و پنجشنبه 10,11و 12 فروردین 95 , هر روز به مدت دو ساعت برگزار شد و در آن, در باره شخصیت پردازی در داستان برایشان صحبت کردم.
در روز آخر, مدیر موسسه دکتر علی ظاهر با اهدای یک لوح از من قدردانی کرد.


 شنبه 14 فروردین بنده و مترجم کتاب آنک... در برنامه زنده صبحگاهی خانواده شبکه کوثر بیروت یک مصاحبه تلویزیونی در باره ترجمه عربی این رمان داشتیم.
خانم جوان مجری برنامه کتاب را به طور کامل خوانده و بسیار تحت تاثیر آن قرار گرفته بود.
در پایان او بخشی از کتاب را که در توصیف شام و لبنان آن روزگار بود برای مخاطبان خواند و عکسی به یادگار با ما گرفت.
دکور برنامه بسیار زیبا و شاد و مجریان نیز بسیار با نشاط بودند.


شنبه 95/1/14 ساعت 9:30 با دو نفر از موسسه ناشر کتاب که یکی شان مصطفی و دیگری شیخ حسن نام دارند و خانمم و خانمها دکتر مشکینن فام و دکتر ابوعلی و راننده موسسه عازم شهر بعلبک در شمال لبنان شدیم. این شهر حدودا در 150 کیلومتری بیروت واقع است و طبیعت مسیر به خصوص از جایی به بعد زیبا و چشمنواز است و در دور دستها نیز بر فراز قله های سلسله کوهها برف دیده می شود.
به خلاف مسیرهای قبلی اینجا شاهد دشتهای نسبتا گسترده در مسیری که مدام رو بالا می رود هستیم.
مزارع و باغهای سیب و زردآلو و انگور و درختان میوه دیگری که از دور قابل تشخیص نبود در دو سوی جاده دیده می شود. در بناهای این مسیر به مراتب بیش از بیروت و طابلس و ... از تزیینات سنگ استفاده شده است.
خاک تقریبا سراسر لبنان قرمز است که این نشان از غنای املاح و حاصلخیزی فوق العاده آن است.
در مسیر در مناطق مسیحی نشین شاهد کلیساها و مجسمه های حضرت مریم و ...و دیگر نمادهای مسیحی و در مناطق شیعه نشین تصاویر رهبران حزب الله و امام خامنه ای و جاهایی نیز امام خمینی بودیم.
بین راه میزبانمان ما را به ساندویج سرشیر و عسل با نان محلی و نوشیدنی مهمان کرد.
در یکی از شهرکها به منزل ویلایی دکتر زیتون رفتیم که او با دوستش دکتر حسن که دکتری باستان شناسی است و همسرش و یک خانم بنگلادشی که اصلا عربی نمی دانست و کارهای خانه شان را انجام می داد از ما استقبال کردند.
 در آنجا از ما با توت فرنگی و چغاله بادام و سیب و پرتقال و گلابی پذیرایی کرد.
نماز را آنجا خواندیم و همراه آنان و ون BMW شان عازم بعلبک شدیم که محل برگزاری دومین رونمایی ترجمه عربی آنک... بود.

از پرستشگاه (کعبه) بت پرستان در زمان فنیقیان در بعلبک لبنان که در دوره رومیان به کاخ نرون و در دوره مسلمانان به یک قلعه نظامی تبدیل شده بود به اتفاق دکتر حسن و دکتر زیتون و دیگر همراهان بازدید کردیم. گزیده ای از توضیحات دکتر حسن در باره این بنای باستانی:
در این بنای معظم مجسمه های چندین خدای فنیقها و رومیها قرار داشته است و بت پرستان برای انجام قربانی و پرستش خدایان و سپس نوشیدن شراب و استعمال حشیش و خوشگذرانی به این معبد می آمده اند.
اصل این بنا متعلق به دوره فنیقیان یعنی حدود 4000 سال پیش است.
بعدها در حدود 2500 سال قبل با حفظ بقایای سالم آن, رومیان بنایی جدید بر آن برآوردند. 12 ستون بلند و سنگین یکپارچه آن که از سنگ گرانیت است توسط کشتی از مصر آورده شده است.
در دوره اسلامی در قرن هفتم هجری از این بنا _با تغییراتی _به عنوان یک قلعه نظامی استفاده می شده است. همچنین در ضلع جنوب شرقی آن یک مسجد ساخته بوده اند که اکنون ویرانه های آن باقی است.
ساخت بنای اصلی این معبد 350 سال طول کشیده است.
بعل یعنی خدا. بعلبک یعنی پرستشگاه خدا.
نام شهر بعلبک از نام همین پرستشگاه گرفته شده است.

دکتر حسن می گفت: در روزگار باستان هر سال در ایام مخصوص حج کافران حدود سی هزار نفر در این مراسم شرکت می کردند. حالا هم لبنان دو خواننده زن پرطرفدار دارد که بعضی کنسرتهایشان را در همین بنای باستانی برگزار می کنند و تا حدود سی هزار تماشاگر در هر کنسرتشان دارند.


ارسال نظر