آخرین خبر

  • • نخستین نشست خبری رئیس جدید حوزه هنری تهران برگزار می شود
  • دوشنبه 11 دیماه 91

    خبرگزاری فارس: نشست مطبوعاتی محمد سرشار رئیس حوزه هنری استان تهران به زودی برای تشریح برنامه‌های وی برگزار خواهد شد.
    خبرگزاری فارس: اولین نشست خبری رئیس جدید حوزه هنری برگزار می‌شود

    به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، محمد سرشار هفته گذشته با با حکمی از سوی مومنی شریف، رییس حوزه هنری تهران شد.

    سرشار پس از قبول مسئولیت از ابتدای هفته جاری به حوزه هنری استان تهران رفت و در سمت جدید خود قرار گرفت.

    رئیس جوان حوزه هنری استان تهران در گفت‌وگو با فارس درباره برنامه‌ها به نشست خبری اشاره کرد که بزودی با اصحاب رسانه برگزار و تمام موارد و ماموریت‌ها را تشریح خواهد کرد.  

    نشست مطبوعاتی با حضور اصحاب رسانه در آینده نزدیک برپا می‌شود تا همانگونه که سرشار در معارفه اشاره کرده بود ماموریت‌ها را برای اهالی قلم بازگو کند.

    محمد سرشار در مراسم معارفه خود اینگونه عنوان کرده بود که؛ در حوزه هنری استان تهران، قرار است چهار مأموریت را دنبال کنم. دو مأموریت پیش از این توسط فاضل نظری عزیز پیش رفته و به امید خداوند دو مأموریت پس از این، همدلی او و دیگر برادران و خواهرانمان، پیش خواهد رفت. انجام وظایف استانی حوزه هنری و شناسایی، آموزش حرفه‌ای و همکاری با هنرمندان و ادبیان جوان، کارهای بزرگی بود که در هشت سال گذشته، به همت این برادر جلو رفته و ادامه پر توان آن امید این حقیر است، تعیین حوزه هنری کودک و نوجوان و برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی، نقد و نظریه‌پدرازی در عرصه ادبیات و هنر از توقعات جدید است که باید برای آن برنامه بریزیم و اقدام کنیم. امیدوارم خداوند این توان را به سرمایه گرانبهای انسانی حوزه هنری تهران، بیش از پیش عنایت فرماید تا از پس این چهار مأموریت مهم برآییم.

    وی گفته بود، برای انجام این مأموریت‌ها، الگوها و فرایندها را در نظر داریم که ارائه آنها، در این فرصت به اطاله کلام می‌انجامد. انشاءالله در آینده‌ای نزدیک و در نشستی ویژه، به تبیین این طراحی‌ها و برنامه‌ها خواهیم پرداخت.(شرح کامل مراسم را اینجا بخوانید)

    زمان و مکان و تاریخ دقیق برگزاری این نشست قرار است از سوی حوزه هنری اعلام شود.

آخرين نظرات خوانندگان

  • جلیل: جالبه ... جدا دنیای جالبیه هر کس فکر می کنه ادامه
  • مدیر: کجای کاری عزیزم! وابسته به حکومت که چیزی نیست؛ ما ادامه
  • نامشخص: شما وابسته به حكومت هستيد.اگر بزرگترين نويسنده ايران هم بودبداين ادامه
  • ناشناس: احمد محمود چه در رژيم شاه و چه بعد از ادامه
  • مدیر: سلام. کسی قزار نبوده در حق نامبرده ناجوانمردی کند. ادامه
  • نامشخص: سلام من نقد شما را خوانده ام و دقیق ترین ادامه
  • فاطمه: با سلام خدمت آقای سرشار تذکر بسیار به جایی بود. ادامه
  • Anonymous: با سلام خدمت آقای سرشار بنده همچون خیل ایرانی ها ادامه
  • رخسار: خیانتی که مهاجرانی به اسلام و در مرحله ی بعد ادامه
  • سید احمد میرزاده : سلام استاد.ازشما سپاسگزارم که این توضیح را نوشتید.تمام ادعای جناب ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


حکایت من وحذف نام آقای احمد محمود از فهرست نویسندگان برتر ادبیات داستانی کشور در سال78 و یادداشت اخیر آقای مهاجرانی

حکایت من وحذف نام آقای احمد محمود از فهرست نویسندگان برتر ادبیات داستانی کشور در سال78
اخیرا آقای عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی گستاخانه در اعتراض به پخش ویژه برنامه سیما در باره خودش - خطاب به یک مسئول عالیرتبه نظام - ، ذکری هم از من به میان آورده است، مبنی براینکه رهبر معظم انقلاب گویا به استناد نامه ای از اینجانب ("ظاهرا بر اساس نامه آقای رضا رهگذر فرموده بودید جشنواره متوقف شود") ، از وی - به عنوان وزیر ارشاد وقت و بانی این جایزه - خواسته اند که نام احمد محمود را - که از قضا بنا بوده به عنوان برترین نویسنده آن بیست سال معرفی شود - از فهرست برندگان حذف کند؛ و ....
نامبرده همچنین در مورد دلیل حذف نام آقای محمود، اظهار داشته است که مقام معظم رهبری گفته اند به این سبب که اثری که آنها از احمد محمود انتخاب کرده اند، یک داستان "ضد جنگ" است.
" تنها نقطه مقاومت شما رمان « مدار صفر درجه» احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیده بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچگاه نگاه بهت زده و غم آلود احمد محمود را از یاد نمی برم. همه هیات داوران می دانستند که مدار صفر درجه ستاره جشنواره ادبیات داستانی است.
حتما به یاد دارید فرمودید این رمان ضد جنگ است. گفتم مگر شما ضد جنگ نیستید؟! جنگ یک شر ناگزیر است و نه یک خیر لازم..."
در این بخش از اظهارات مشارالیه دو مورد ناصواب وجود دارد؛ که به احتمال زیاد ناشی از فراموشی (پس از گذشت این سالها) و تصور یا القائات نادرست به وی(در همان زمان) است:
در مورد اول، باید بگویم: کتابی که از آقای احمد محمود از سوی ارشاد آقای مهاجرانی - به سرپرستی آقای قاسمعلی فراست - نامزد دریافت جایزه برتر بیست سال مذکور شده بود، "مدار صفر درجه" بود؛ که اصولا ربطی به جنگ تحمیلی ندارد؛ بلکه مربوط به انقلاب است؛ و ماجرایش در بهمن 1357 هم (مدتها قبل از آغاز جنگ تحمیلی) به پایان می رسد.بنابراین - به فرض صحت آن ملاقات آقای مهاجرانی با رهبر معظم انقلاب در این ارتباط و با توجه به اینکه حضرت آقا در آن زمان "مدار صفر درجه" را خوانده بودند - به طور طبیعی رهبر این رمان را "ضد جنگ" قلمداد نکرده اند. حتی به فرض که این اثر را نخوانده بودند و صرفا براساس نقد من هم آن تصمیم را گرفته بودند، باز طبیعی است که من می دانستم که این اثر اصولا ربطی به جنگ تحمیلی ندارد.
در مورد احتمال اینکه رهبر بر اساس نامه این ضعیف چنان تصمیمی در باره آن رمان گرفته اند، تا امروز چیزی به من گفته نشده است.هرچند هم مصاحبه های آقای احمد محمود و هم برخی اظهارات همفکران آقای مهاجرانی ، بر این موضوع - به طور سربسته و بدون ذکر دلیل و شاهد - تاکید داشته است که من باعث این قضیه شده ام.
واقعیت این است که فقیر تا امروز هرگز افتخار این را نداشته ام که چه برای خودم و چه برای دیگران ، نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری بنویسم.دلیلش هم این است که اولا اصولا از از اینکه برای خودم چیزی از کسی بخواهم ابا دارم(امیدوار م همیشه همین طور باقی بمانم). در ثانی ، وقت شخصیتی بزرگ و والامقام همچون مقام معظم رهبری را - با آن همه گرفتاری - بسیار ذیقیمت تر از آن می دانم که صرف مسائل شخصی کسی چون من شود.در مورد مسائل ملی و اجتماعی البته قضیه به کل فرق می کند.ولی همان را هم به نظرم باید در وهله اول از طریق مسئولان امر ذیربط حل کرد.لذا در این مورد هم تا کنون نامه ای به معظم له ننوشته ام.
مورد آقای احمد محمود هم از این گونه بود.البته من به این دلیل که "مدار صفر درجه " را اثری در جهت تحریف انقلاب اسلامی ایران می دانستم و می دانم، طبعا با انتخاب آن و نویسنده اش به عنوان برترین نویسنده بیست سال اول پس از انقلاب توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نظام مخالف بودم.اما نه به رهبری و نه به هیچ مسئول مملکتی دیگر ، در این باره نامه ای ننوشتم ( یکی هم به این دلیل به مسئولان نامه ننوشتم که دولت وقت دوم خردادی بود و از اساس به این مسائل اهمیت نمی داد).
قضیه از این قرار بود که من مدتها قبل از این جشنواره(!)وزارت ارشاد، "مدار صفر درجه" را در حوزه هنری و بنیاد جانبازان نقد شفاهی کرده بودم.با تاسیس روزنامه انتخاب، به خواست مسئول صفحه ادب و هنر این روزنامه، نقد مزبور را مکتوب کردم و در اختیار او قرار دادم.از آنجا که نامبرده دلبستگی ای به آقای احمد محمود داشت و به خانه اش رفت و آمد می کرد، از او خواستم دستنویس نقد مرا به وی بدهد تا قبل از چاپ بخواند و اگر پاسخی دارد بنویسد ؛ تا همراه با نقد من در روزنامه انتخاب چاپ شود. مشارالیه همین کار را کرده بود.آقای احمد محمود نقد مفصل مرا که دیده بود، گفته بود:"سلام مرا به آقای سرشار برسانید و از ایشان به خاطر وقتی که برای مطالعه و نقد رمان من گذاشته اند تشکرکنید.اما من فعلا وقت مطالعه این نقد را ندارم.شما آن را در روزنامه تان چاپ کنید.بعد من اگر لازم دیدم، به آن جواب می دهم."
مسئول صفحه ادب وهنر روزنامه اتنخاب - که خود اینها را برای من تعریف کرد - ، نقد مرا در سه شماره پیوسته روزنامه - هر شماره در یک صفحه کامل و گاه بیشتر روزنامه - چاپ کرد.(بعد هم آن را در کتابم: "ورود نویسنده به ساحت داستان و خروج شخصیتها از آن"؛ چاپ اول:1380؛به نشر، چاپ کردم.)آقای محمود هم با آنکه سالها بعد از چاپ آن نقد زنده بود ، پاسخی به آن نداد.تا آنکه در سال 78 ، وقتی به رغم چاپ آن نقد - که مستدلا ثابت می کرد اثر مذکور انقلاب را تحریف کرده و ...- ،آقای فراست و دوستانش با حمایت آقای مهاجرانی، آن رمان و نویسنده اش را به عنوان برترین رمان بیست سال اول پس از انقلاب برگزیدند، عده ای با همت تر از من، نسخه ای از آن نقد را به همراه نامه اعتراض آمیزی برای مسئولان فرستاده بودند(لابد این طور که آقای مهاجرانی نوشته است، برای رهبر هم فرستاده اند).در نتیجه دستور حذف این اثر و نویسنده اش از فهرست برگزیدگان مذکور شده است.
من البته از اینکه نقدم باعث وقوع چنین اتفاق مثبت مهمی شده است بسیار خوشحالم و خدا را شکر می کنم و از هر مسئولی که بر اساس نقد مذکور دستور حذف اثر مذکور را از فهرست مورد اشاره داده است صمیمانه سپاسگزارم.اما امیدوارم در مورد سایر مطالب آمده در سایر بخشهای آن یادداشت آقای مهاجرانی ،از این قبیل اشتباهات وجود نداشته باشد.

10 نظر

سلام استاد.ازشما سپاسگزارم که این توضیح را نوشتید.تمام ادعای جناب مهاجرانی در آن نامه این بود که در آن برنامه ی سیما دروغ گفته شده است .و برای اعتراض به این امر ،خود، چنین دروغ شگفتی گفته اند .و جالب تر کار سایت هایی بود که از این نامه با تعبیر افشاگری !نام برده بودند.
راستش خود من که هم مدارصفر درجه و هم نقد شما را مطالعه کرده بودم -و توفیق نمونه خوانی کتاب «ورود نویسنده به ساحت داستان ...»را داشته ام - از مطلب ایشان و جوابی که از سوی حضرت آقا-مبنی برضدجنگ بودن آن رمان- نقل کرده بودند شگفت زده بودم .اکنون با این توضیح شما می توانم صحت باقی نکات مندرج در آن نامه رانیز حدس بزنم.
ضمن آن که اگر دغدغه های ارزشی و محتوایی را هم به کنار بگذاریم و صرفا موضوع را به لحاظ فنی بسنجیم بازهم باید گفت جشنواره ای که درآن «بامدادخمار» به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات داستانی بعد از انقلاب معرفی شده ، انصافا چه اعتباری داشته ؟

خیانتی که مهاجرانی به اسلام و در مرحله ی بعد به فرهنگ کشور ما کرد، بر هیچ اهل فرهنگی پوشیده نیست.
و این به فضل روشنگریها و تلاشهای بی شائبه ی حضرتعالی و دوستان شماست.
از خداوند توفیق روزافزون شما را خواستارم.

با سلام خدمت آقای سرشار

بنده همچون خیل ایرانی ها که نشناخته پیش داوری می کنند در مورد شما با پیش داوری قضاوت می کردم این را صادقانه اعتراف می کنم. اما هنوز هم معتقد هستم که بینش و منش یک نویسنده باید با هم همخوان باشد. البته در مورد شما این اعتقاد را دارم که بینش شما و منش شما همخوان است و احساس نمی کنم شما از روی بد طینتی بخواهید که با نویسندگانی که در جبهه شما قرار ندارند، مخالفت کنید. آقای سرشار شماانسانی شریف و معتقد هستید که بر خلاف نویسندگانی که از برای خوشایند و صله اربابان قدرت می نویسند از روی اعتقاد می نویسید.

اما جناب سرشار صادقانه با شما سخن بگویم انسان به هر دلیلی که بدان پایبند است نمی نواند تیغ سخن را نسنجیده بر هر نویسنده و انسانی که بر خلاف او می اندیشد بکشد. اگر شما در دوران رژیم شاه دست به این کار می زدید نه تنها جای هیچ اشکالی نداشت بلکه نشان از شهامت شما بود اما در زمانه ای که زمین و زمان در این کشور به دست اربابان قدرت که از قضا موافق طبع شما هستند، افتاده، نه تنها این گونه نقد شخصیت نادرست است بلکه خلاف شریعت اسلامی هم محسوب می شود.

اگرچه به زعم شما این نویسندگان در مسیر باطل قرار گرفته اند اما این مسیر باطل را از روی بد طینتی انتخاب نکرده اند. همانطور که بنده معتقدم این مسیر را شما نه از روی بد طینتی و نانجیبی بلکه از روی اعتقاد راسخ برگزیده اید.

انسان ها زندگی های متفاوت دارند و این زندگی شخصیت آنها را در طول زمان شکل می دهد. قصه مردم بابل را به یاد آورید. آنها برجی ساختند تا از امراض و بلایا در امان بمانند و به نحوی با سرنوشت خدایی مقابله کنند اما خدا زبان آنها را تغییر داد وآنها کم کم بدون فهم همدیگر به جان همدیگر افتادند و قصه بردارکشی قابیل و هابیل را در پهنه زمان تکرار کردند.

زبان انسانهای روی زمین _ نه زبان قراردادی و نماد ها_ متفاوت است. این مصداق همان آیه ای است که می فرماید شما را قبیله ها و نژادهای گوناگون آفریدیم.

قرآن هیچ گاه این قبیله های گوناگون را به نزاع و بردار کشی فرا نمی خواند بلکه به صلح و صفا و رعایت حقوق انسانی همدیگر فرا می خواند. شما نیز در عالم نویسندگی مبرا از لغزش نیستید و بهتر است کمی منصافانه در این وادی گام بزنید همانطور که احمد محمود در مواجه با نقد شما منصافانه به شما سلام می رساند و در حالیکه رسانه ها مبلغ نویسندگانی چون شما هستند،از نقد شما و خواندن کتابش تشکر می کند.

با سلام خدمت آقای سرشار
تذکر بسیار به جایی بود.
ای کاش در انتشار این مطلب کوشش بیشتری می شد تا همه در جریان قرار بگیرند.

سلام
من نقد شما را خوانده ام و دقیق ترین نقد در زمینه این کتاب است اما ناجوانمردی در حق محمود ظلم عظیمی است مگر چفدر مثل محمود داریم کمتر از ده نویسنده

احمد محمود چه در رژيم شاه و چه بعد از انقلاب آثاري از خود به جا گذاشته است که نمي توان آنها را ناديده گرفت. شما مي توانيد بر اساس مشرب فکري خود داستاني را نقد و تفسير کنيد اما نمي توانيد بستر داستانويسي کنوني را سد کنيد. يعني به مصداق آيه قران يصدون عن سبيل الله باشيد....

شما وابسته به حكومت هستيد.اگر بزرگترين نويسنده ايران هم بودبداين وابستگي تا ابد با شما خواهد بود

جالبه ... جدا دنیای جالبیه
هر کس فکر می کنه که درست میگه و حق با اونه . همین تفاوت هاست که دنیا رو زیبا و چه بسا زشت و مزخرف میکنه
زیبا وقتی که تفاوت ها در کنار هم قرار بگیرن و زشت موقعی که تفاوت ها در مقابل هم . قابل توجه آقای سرشار و دوستانشون.

ارسال نظر