چاپ هفتم"قصه های ببر",نوشته نویسنده بنگالی, خانم لیلا مجومدار ، به ترجمه محمد رضا سرشار, در فاصله زمانی کمتر از سه هفته از انتشار چاپ قبلی آن، به وسیله انتشارات سوره مهر ,منتشر شد.این کتاب ,که در واقع اولین کتاب ترجمه ای سرشار از انگلیسی برای سالهای آخر دبستان و دوره راهنمایی تحصیلی است,نخستین بار در سال 1367,با شمارگان 22,000 نسخه منتشر شد و حدود سه هفته پیش به چاپ ششم رسید.
"قصه های ببر" شامل یک مقدمه کوتاه از تریگانا سن - وزیر آموزش و پرورش وقت هند - در تجلیل آن , یک مقدمه داستانی از نویسنده ,که بیانگر آن است که حکایتهای این کتاب,برگرفته از واقعیتهای دوران زندگی کودکی خود اوست,و یازده حکایت شیرین و اغلب طنزآمیز است.شخصیت محوری همه این حکایتها یک یا چند ببر است؛که ماجراهای آن در ارتباط با زندگی مردم بومی منطقه بنگال غربی هند,مطرح می شود.
این حکایتها عبارت اند از:ماجرای یک گوساله,فایده دیگر نارگیل,تعقیب,یک داستان غم انگیز,میهمان صاحب سیاه,ساعت شماطه دار,ببر آدمخوار,در میان طبیعت وحشی,در تپه های لوشایی,ببری که برای شام آمد,حیوانات دست آموز خطرناک.
چاپ هفتم کتاب با تصاویر دو رنگ از تصویرگر هندی کتاب,در قطع وزیری کوتاه ,با تعداد صفحه های 72و شمارگان 2500 نسخه,به بهای 1900 تومان,در اختیار مخاطبان کودک و نوجوان است.تلفن مرکز پخش:66460993 - انتشارات سوره مهر.
نکاتی چند در باره خطبههای نماز جمعه مورخ 26/4/88 آقای هاشمی رفسنجانی
1. آن بخش از سخنان مشار الیه که در سمت و سوی نظرات مقام معظم رهبری بود (و البنه پیشتر در موضعگیریای همسو با آقای موسوی، خواستار ابطال انتخابات اخیر ریاست جمهوری بود) در جای خود، قابل تقدیر بود. اما بخشهایی از این بیانات حاوی نکاتی بود که لازم است مورد کنکاش قرار گیرد.
2. کسی چون ایشان که به تعبیر آن دون ژوان انگلیس نشین، در هر مقام و موقعیتی که قرار بگیرد؛ در هر حال شخصیت دوم نظام باقی خواهد ماند(نقل به مضمون)(!) در طی کمتر از یک ماه، دو بار از تریبون عمومی با مسئولان عالی رتبه نظام صحبت کرد (نامه سرگشاده به رهبر و مطالب مطروحه راجع به انتخابات در این نماز جمعه).
برای کسی مانند او، که به سهولت میتواند در هر زمان که مایل باشد؛ به طور کاملا خصوصی مطالب مورد نظر خود را با هر یک از این مسئولان رده بالای نظام در میان بگذارد؛ چنین اقدامی دور از انتظار و بسیار معنیدار است،و کمترین معنی آن، سمتدهی به افکار و جهتگیری طیفی از مردم (بخوانید طرفداران اصلاحطلبان و کسان دیگری که از اساس هر دو طرف را قبول ندارند و پیوسته آمادهاند تا از آب گلآلود ماهی بگیرند) بود.
3. در بخش اول این خطبهها، او ـ لابد به قصد یک نظیرهسازی نمادین ـ از روزهای آخر عمر رسول اکرم(ص) و دلتنگی ایشان از برخی مسلمانان یاد کرد. در حالی که شرایط امروز جامعه ما ـ اگر هم شباهتی با دورانی از تاریخ صدر اسلام داشته باشد ـ این شباهت با دوران پس از رحلت آن حضرت (فتنه سقیفه، جنگ جمل، جنگ صفین و ...؛در یک کلام ،تنهایی و مظلومیت علی(ع) به سبب فریفتهشدن طیفی از اصحاب به چرب و شیرین دنیا و بیتقواییهایی از این دست از سوی برخی مسلمانان است که آن انحرافها را در مسیر دین خدا پدید آورد و شد آنچه نباید میشد ....
4. بعد از آن همه توضیحات و روشنگریهای مقامات مسئول و غیر مسئول و آن دعوتها و تمدید مهلتها از سوی شورای نگهبان و استنکافهای آقای موسوی از اجابت این دعوتها و استفاده نکردن از این فرصتها ـ که بعضا نیز در واقع در حکم یک رانت برای او بود ـ و ارائه نشدن هیچ مدرک قابل ذکر دال بر تایید ادعاهای وی و یارانش، باز تاکید آقای رفسنجانی بر وجود تردید در میان عدهای و لزوم جلب اعتماد آنان، جای شگفتی بسیار دارد! چه، در این مدت، عمده کسانی که اهل منطق و پیروی از حرف حق بودند؛ باید قانع شده باشند.
5. درخواست آزادی کسانی که در این جریانها دستگیر شده اند (و لابد در راس آنان،سرهای فتنه، از جمله بخشی از افراطیهای سران جریان موسوم به دوم خرداد) نیز از جمله مطالب شگفت مطروحه توسط شخص ایشان بود! جز شواهد غیر قابل انکار دال بر دست داشتن این عده در فتنه اخیر، خود فرو خفتن آشوبها ـ به مقداری قابل توجه ـ پس از دستگیری این عده، بالاترین دلیل بر نقش موثر آنان در این آشوبهاست. از آن گذشته، وقتی عدهای با شواهد و مدارک لازم و در طی روندی قانونی دستگیر شدهاند؛ آیا طرح چنین درخواستی، آن هم در تریبون مقدس نماز جمعه، جو سازی آشکار علیه قوه قضائیه و دخالت غیرقانونی در امور قوهای که طبق قانون اساسی مستقل است و باید استقلال آن محفوظ باقی بماند و بدعتی خطرناک در این زمینه نیست؟! از این گذشته، پاسخ آن همه خسارات وارده بر بیت المال و اشخاص و آسیبهای روانی وارد آمده بر مردم و آن خونهای ریخته شده و خسارات وارده بر آبرو و اعتبار نظام در سطح بین المللی را چه کسانی باید بپردازند؟! به عکس، عدالت و قانونمداری حکم میکرد که آقای رفسنجانی در مقام امامت جمعه، درخواست دستگیری و محاکمه برخی دیگر ـ و خاصه یکی از اصلیترین عاملهای این آشوبها ـ را میکرد. در نظامی که بر اساس قانون و شرع، همه بدون استثناء، باید در برابر قانون یکسان باشند؛ چرا عدهای همچون این افراد، باید از چنین حاشیههای امنی برخوردار باشند؟! واقعا آیا اگر فردی عادی و غیروابسته به بعضی جریانهای قدرت، مرتکب جرایم سیاسی و اجتماعیای بارها کمتر از این نیز میشد، این گونه آزادانه میگشت و قوه قضائیه متعرض او نمی شد؟!
در یک جمله تحبیب قلوب اگر چه در نفس خود امری پسندیده است اما نه به هر قیمتی! وحدتی که با چشمپوشی از حقوق مسلم مردم و نظام بخواهد به دست بیاید، نه شرعی و عقلانی است و نه خیری در آن است. نتیجه ایجاد حاشیه امنیت به ناحق برای عدهای عزیزکرده بیجهت، اگر هم در کوتاه مدت سبب وحدتی(!) ظاهری شود؛ چنین وحدتی علاوه بر شکننده و بیدوام بودن، نوعی جایزه دادن به خطاکار و باعث یاس و سرخوردگی دوستداران اصیل و مخلص نظام و فاصله گرفتن تدریجی طیفی از ایشان از حکومت خواهد شد. ضمن آنکه تجربه نشان داده است: به عکس، عمده کسانی که در فتنه اخیر، بیشترین نقش مخرب را بر عهده داشتند،عمدتا از جمله کسانی بودند که ـ خاصه در دولتهای آقایان رفسنجانی و خاتمی ـ از بیشترین رانتهای سیاسی و اقتصادی ـ یکی یا هر دو ـ برخوردار بودند.
6. در یک نظام مبتنی بر ولایت فقیه، تریبون نماز جمعه، باید مختص بیانات مبتنی بر (یا دستکم، غیر مغایر) با نظرات ولی فقیه باشد. خاصه در مورد مسئلهای همچون فتنه اخیر ـ که مقام معظم رهبری، نظر نهایی خود را در باره آن به صراحت بیان فرمودهاند ـ آن هم در زمانی که مدتی است اوضاع به سوی آرامش میل کرده است، طرح بیاناتی بعضا متفاوت در این باره، آن هم از سوی امام جمعهای در سطح آقای رفسنجانی، نوعی تخطی از این اصل مهم و حیاتی، و بدعتی غیرقابل توجیه است؛ که جدا از از بین بردن قداست و معنویت این مراسم بزرگ عبادی ـ سیاسی، باعث ایجاد شکاف میان مردم متدین و سوء استفادههای عظیم آتی دشمنان و جریان نفاق، از این پایگاه مهم نظام خواهد شد.
متاسفانه آقای رفسنجانی، با طرح برخی مطالب در این نماز جمعه، آغازگر این بدعت خسارتبار شد. که نمونههایی ابتدائی از آن را در شعارهای پراکنده دوگانهای که چند بار در این نماز جمعه داده شد؛ شاهد بودیم.
تصور تریبون نماز جمعه به عنوان یک شرکت سهامی احزاب و جریانهای سیاسی، یا مکانی مانند هاید پارک لندن،تصوری غیر اسلامی ـ صرفا سیاسی -ـو ستم به جایگاه بزرگ دینی این عبادت مهم- که از جمله دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی است ـ میباشد. (متاسفانه در زمان محاکمه و محکومیت شهردار اسبق تهران توسط قوه قضائیه نیز شاهد اظهارات جانبدارانه مشابهی ـ هر چند در ابعادی بسیار کوچکت ـ مغایر شان چنین جایگاهی، از تریبون نماز جمعه از سوی آقای رفسنجانی بودیم! تا آنجا که گروهی از نمازگزاران قصد داشتند از ادامه نماز پشت سر ایشان خودداری کنند.)
7. بی تردید مبارزات پیگیر آقای رفسنجانی در راه انقلاب، هرگز از خاطر مردم مسلمان و انقلابی ما نخواهد رفت. (همچنان که امام به ما آموخت که میزان را حال فعلی افراد بگیریم.) لذا تداوم آن محبويیت، کاملا در گرو تبعیت ایشان از ولی فقیه بر حق زمان، قائل نشدن جایگاهی متفاوت و فراقانونی برای خویش، و جدا کردن راه خود از کسانی است که چه در دوره هشت ساله حاکمیت جناحشان و چه پس از آن، نشان دادند که منافع شخصی و جناحی، برای آنان از هر چیز ـ حتی مصالح اسلام و انقلاب ـ مهمتر است.
ارسال نظر