آخرین خبر

  • • بیانیه انجمن قلم ایران در باره شکنجه و هتک حرمت شاعره جوان بحرینی به دست رژیم دست نشانده آل خلیفه
  • جمعه 02 اردیبهشتماه 90

    "یک نفر نیست که مردی کند و برخیزد
    حجم این داغ بزرگ از دل ما بردارد؟!"
    ""آیات القرمزی"، دوشیزه شاعره انقلابی بیست ساله بحرینی، پس از روزها اسارت در چنگ نیروهای امنیتی سفاک رژیم غاصب آل خلیفه - با حمایت همه جانبه آل سعود و معرکه گردان اصلی ماجرا:آمریکا- ، در حالی که در اثر شکنجه ها و تجاوزهای بیرحمانه جنسی، در کما فرو رفته بود، در بیمارستانی در منامه پیدا شد.
    جرم(!) این دختر جوان دانشجوی سرشناس شیعه آن بود که با خواندن شعرهای افشاگرانه و تهییج کننده انقلابی خود - به لهجه محلی - در میدان اللؤلؤ منامه ، شوری در میان مردم انقلابی کشورش افکنده، و به این وسیله رژیم بدوی وابسته و سرسپرده حاکم بر این کشور کوچک را یک گام دیگر، به سقوط محتوم خود نزدیک کرده بود.
    انجمن قلم ایران، ضمن محکوم کردن این جنایت وقیحانه و سکوت شرم آور شخصیتها و مجامع جهانی مدعی دفاع از حقوق بشر، از همه شاعران و نویسندگان متعهد جهان دعوت می کند که با هر وسیله ممکن، فریادهای در گلوشکسته این دوشیزه مبارز شیعه را، در واپسین لحظه های مقاومت مظلومانه اش، به گوش مردم حق طلب جهان برسانند، ودر حافظه تاریخ، جاودانه سازند. باشد که ازاین پس، جهان این گونه شاهد هتک ناموسها و به خون درغلتیدن های دختران مسلمان، به جرم حقجویی و حق طلبی نباشند.
    "آیات" نام کوچک مهتاب است
    نام بلند هرچه که خورشید است.
    سیلی خور کسوف نخواهد ماند
    صبحی که صبح روشن امید است."

    هیئت مدیره انجمن قلم ایران

    شعرها به ترتیب از: مریم سقلاطونی، علی محمد مؤدب.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. سلامت باشید خداوند عاقبت همه ما را ختم به ادامه
  • جلال توکلی: سلام آقای سرشار هم مردگان باغ سبز آقای بایرامی را ادامه
  • مدیر: سلام. سلامت باشید ان شاءالله. سی دی نقد "برف و ادامه
  • مدیر: سلام. از شما برای بذل توجه و محبتتان سپاسگزارم. ادامه
  • غلامرضاگراوندی: سلام استاد این داستان واقعی است. پنجشنبه غروب سوار تاکسی ادامه
  • سید احمد میرزاده : با سلام مجدد.پیام قبلی حقیر(به دلیل شتاب در کلیک دکمه ادامه
  • سید احمد میرزاده : سلام استاد .بهارتان سبز باد.از این بوستان (کتابهایی که مطالعه ادامه
  • نامشخص: چه خوب که این همه حوصله دارید و کتاب های ادامه

آخرين تصاوير

  • IMG_3513.JPG
  • IMG_3505.JPG
  • IMG_3451.JPG
  • IMG_1301.JPG
  • IMG_1427.JPG
  • IMG_1243.JPG
  • IMG_1201.JPG
  • IMG_1540.JPG

آخرین کتاب

  • • آثار محمد رضا سرشار، پر اقبال ترین کتابهای منتشره توسط سوره مهر در سال 89
  • مخاطبان در سال 89 بیش از تولیدات دیگر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، به داستان اقبال نشان دادند.
    به گزارش خبرنگار ادبیات برنا، کتاب‌های چال مورچه ضیاءالدین ترابی، جاده جنگ منصور انوری، کوچه اقاقیا، آرام شب به خیر راضیه تجار، به دنبال صدای او، بر لبه پرتگاه، در ییلاق، سایه ملخ محمدرضا بایرامی، گل انارها را باد می‌برد هادی حکیمیان، مهاجر کوچک، گرداب سکندر، اگه بابا بمیرد، شهری که مردم آن با زانو راه می‌رفتند، قصه پرغصه ما، غیر از خدا هیچ کس نبود، سه‌شنبه‌های دوست‌داشتنی، دوستی پردردسر از محمدرضا سرشار، آنان که رفتند رحیم مخدومی، قصه‌های شنیدنی دائی جان سید سعید هاشمی، زمانی برای بزرگ شدن محسن مومنی، توپ پاشنه، سمت ساعت دو فیروز زنوزی جلالی، توپچنار انسیه شاه‌حسینی، زیبای زیر خاک خفته محمد اعظم رهنورد، شطرنج با ماشین قیامت حبیب احمدزاده، گردان چهارنفره احمد دهقان، نورد، سیلاب محمدعلی گودینی، افسانه سهند و سندباد داریوش عابدی، محمدرضا سرشار، شب ایوب داود غفارزادگان، افسانه‌های لکی کیومرث امیری کله‌جویی، مردگان باغ سبز محمدرضا بایرامی، پاییز در قطار محمدکاظم مزینانی، پسرم قدش بلند است آناهیتا آروان، نمکی و مارعینکی فرهاد حسن‌زاده داستان‌های تولید شده در مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری هستند که در سال 89 با اقبال مخاطب مواجه شده و تجدید چاپ شده‌اند.

    این مرکز در سال گذشته شاه بی‌شین (رمان انقلاب) محمد کاظم مزینانی، صد درجه سانتیگراد (مجموعه داستان) به کوشش سارا عرفانی، از روزهای برفی (مجموعه داستان کودک و نوجوان) محمدرضا محمدی پاشاک، روایت گل سرخ (برگزیده حکایت امام حسین (ع)) مهدی الماسی، مثل همیشه‌ ای کاش (داستان نوجوان) عزت‌‌الله الوندی، سه‌شنبه‌های دوست‌داشتنی (داستان‌های کوتاه) محمدرضا سرشار، مینودر (هفتمین مجموعه داستان جشنواره سراسری آزاد جوان تهران) افسون امینی، سرخی من از تو (کتاب مهر 3) خسرو باباخانی، مرغ شل (داستان کودک و نوجوان) بهناز ضرابی زاده، دوستی پر دردسر (مجموعه داستان نوجوان) محمدرضا سرشار، تفنگ پدر بر بام‌های تهران (رمان انقلاب) حسین بهرامی، گل سنگ (رمان انقلاب) سید هاشم حسینی، فصل کبوتر (رمان انقلاب) حسین فتاحی و چقدر حرف نمی‌زند (مجموعه داستان) آثار منتشر شده در سال 89 مرکز آفرینش‌های ادبی را برای اولین بار در حوزه داستان منتشر کرده است.

    همچنین در بخش شعر، مجموعه‌های شروه‌ها احد ده‌بزرگی، سه‌گانه آن‌ها فاضل نظری، الف‌های غلط علی محمد مودب، شعر عترت محمدرضا یاسری، کوچه باران عبالرضا رضائی‌نیا تجدید چاپ شده‌اند.


    16 کتاب‌ آتش سواران (مجموع شعر دفاع مقدس) سروده عباس براتی‌پور، روایت 5 (مجموعه شعر) محمدحسین محمدی، از ابتدای غنچه تا انتهای یک گل (شعر نوجوان) داود لطف‌الله، بیدل به انتخاب بیدل (شعر) شریف حسین قاسم و علیرضا قزوه، خواب ارغوانی (شعر دفاع مقدس) علی موسوی گرمارودی، سفر به فطرت گل سنگ (قطعه‌ها و چکامه‌ها) علی موسوی گرمارودی، بر آشفتن گیسوی تاک (غزل) علی موسوی گرمارودی، تا محراب آن دو ابرو (شعر کلاسیک) علی موسوی گرمارودی، پیوند زیتون بر شاخه ترنج (اشعار نیمایی و آزاد) علی موسوی گرمارودی، پاینده و زنده باد ایران (مجموعه شعر شاعران) بابک نیک‌طلب، مینودر (هفتمین مجموعه شعر جشنواره سراسری آزاد جوان تهران) افسون امینی، سیر غزل ترکی صالح سجادی، شرحه‌شرحه است صدا در باد (مجموعه شعر) علی معلم، آخر شخص مفدر (رباعی) عارفه دهقانی، روایت 6 (مجموعه شعر) محمدحسین محمدی و عشق ‌علیه‌الاسلام (مجموعه شعر) علیرضا قزوه تولیدات مرکز آفرینش‌های ادبی در زمینه شعر در سال 89 هستند.

    کتاب‌های از سبزوار تا سرزمین رویا (زندگی و آثار حمید سبزواری) فاطمه ابراهیمی و فریبا شادمهر، خاک عشق (زندگی و آثار منیژه آرمین) فاطمه ابراهیمی و فریبا شادمهر، صدای تیر در گردونه نوشته مختار عوض‌اف و ترجمه گامایون با ویرایش محمدرضا سرشار، سنگ در سرزمین آینه‌ها (یادداشت‌های سفر حج) آرش شفاعی، بیعت با بیداری (جشن‌نامه استاد محمدرضا سرشار) از دیگر تولیدات این مرکز در سال 89 هستند.

    در میان همه این آثار بیش از همه آثار داستانی محمدرضا سرشار مورد توجه و اقبال مخاطب مواجه شده‌اند.

    بنابراین گزارش، تجدید چاپ آثار داستانی تولید شده توسط ناشران مختلف نشان از اقبال بیشتر مردم به حوزه داستان دارد.


کارنامه من در سال 1389 - قسمت سوم

کتابهای حاشیه ای:
جز کتابهایی که در این سال از خودم منتشر شد، چهار کتاب نیز به صورت حاشیه ای در ارتباط با من انتشاریافت:
1.غریبه ها(قصه های اتنقلاب - مجلد ششم)؛ به کوشش محمد رضا سرشار؛ چاپ دوم: 2500 نسخه؛ سوره مهر.
2. جاسوس(قصه های انقلاب؛ مجلد ششم)؛ به کوشش محمد رضا سرشار؛ چاپ دوم: 2500 نسخه؛ سوره مهر.
3.سه شنبه های دوست داشتنی(مجموعه داستان هنرجویان جلسات نقد حوزه هنری)؛ به کوشش محمد رضا سرشار؛ چاپ اول: 2500 نسخه؛ سوره مهر.
4. بیعت با بیداری(جشن نامه محمد رضا سرشار)؛ به کوشش حسین حداد؛ چاپ اول: 1100 نسخه؛ سوره مهر.
جمع شمارگان این آثار: 8600 نسخه.
جمع شمارگان به قلم ، به کوشش یا در ارتباط با صاحب این قلم: 94،300 نسخه.

کتابهای داستانی که خواندم:
همه ساله، در طول سال، به ضرورت کاری یا دلایل دیگر، کتابهای داستان متعددی برای مطالعه به این ضعیف پیشنهاد می شود. در این میان، هرگاه فرصتی دست دهد، کتابهایی - هرچند اندک - را هم به انتخاب خودم - گاه برای رصد اوضاع ادبیات داستانی کشور و گاه نیز از روی کنجکاوی یا علاقه شخصی، می خوانم. مهم ترین این آثار در عرصه بزرگسالان در سال 89 عبارت بودند از:
1.مامور؛ نوشته علی مؤذنی؛ 395 صفحه؛ 1/2/89(برای رصد).
2.برف و شقایق؛ نوشته هانری تروایا؛1933 صفحه؛ 2/4/89(به توصیه یک بزرگ).
3.مردگان باغ سبز؛ محمد رضا بایرامی؛ 23/5/89(برای رصد).
4. بر باد رفته؛ مارگارت میچل؛ 1300 صفحه؛ 6/7/ 89 ؛ از روی کنجکاوی.
5. داستانهای کریسمس؛ چارلز دیکنز؛ 605 صفحه؛ 20/8/ 89؛ از روی کنجکاوی.
6. عشق آبی؛ مریم مقانی؛ 10/12/89(برای داوری).
7.آنا کارنینا؛ لئون تولستوی؛ 1032 صفحه؛ 29/12/89(از روی کنجکاوی).

نقدهای شفاهی ام در این سال(در نشستهای نقد روز سه شنبه حوزه هنری):
1.طوفان دیگری در راه است؛بهار 89.
2.برف و شقایق؛ تابستان89.
3.مامور؛ پاییز89.
4.مردگان باغ سبز؛ زمستان89.
از میان نویسندگان داخلی ای که آثارشان را نقد کردم، آقای بایرامی نتوانست برآشفتگی اش را پنهان کند؛ و در مصاحبه ای بدون ذکر هیچ دلیلی، با تعابیری دور از انتظار، به تخطئه من پرداخت. که لزومی ندیدم عکس العمل نشان دهم.
ان شاءالله ادامه دارد.


8 نظر

چه خوب که این همه حوصله دارید و کتاب های قطور می خوانید. ازبس آقایان به خواندن داستان، آن هم از نوع قطورش روی خوش نشان نمی دهند، آدم شاخ درمی آورد. من هم، سال گذشته، از روی کنجکاوی، کتاب های قطور، شوهر آهو خانم و دن آرام را دوبار خواندم. و نکات جالبی از آنها استخراج کردم. رمان هم رمان های قدیم.

سلام استاد .بهارتان سبز باد.از این بوستان (کتابهایی که مطالعه کردید )برای دوستان چه ارمغان دارید ؟البته برف و شقایق و تعدادی دیگر از این داستانها را که نقد فرموده اید.مشتاق اظهار نظر شما استادگرامی در خصوص آناکارنینا و بر باد رفته هستیم.اولا کنجکاویم که بدانیم چه عاملی کنجکاوی شمارا نسبت به این کتابها را بدانیم .(چه شد که این آثار و نه آثار دیگر )در ثانی اگر امکان دارد دریکی از قسمتهای این سلسله مطالب ولو به اجمال نظرتان را در خصوص این آثار بفرمایید.آیا آنا کارنینا را در سطحی می دانید که کتابی همچون نگاهی تازه به جنگ و صلح در خصوص آن بنویسید؟مطالعه ی کدام یک از این آثار را توصیه می فرمایید؟(جسارت بنده را ببخشید.لطف شما بنده راجسور کرده که درخواست های پی در پی داشته باشم.)شاد و سربلند باشیداستاد.

با سلام مجدد.پیام قبلی حقیر(به دلیل شتاب در کلیک دکمه ی ثبت ) به غلط دستوری مبتلا شد که امیدوارم استاد ارجمند برمن ببخشایند.

سلام استاد
این داستان واقعی است.
پنجشنبه غروب سوار تاکسی بودم و به رادیو جوان گوش میدادم.موضوع برنامه مسابقه انتخاب بهترین مجری بودوهرچندلحظه یکبارامارپیامکهااعلام میشد.هرمجری تعدادی رای داشت وجالب انکه ارا نامزدهایی با نامهای اقای رضا سرشارواقای محمدرضارهگذرومحمدرهگذر مرتب توسط مجری اعلام میشد.
تاوقتی که به مقصدرسیدم وهنوزرای گیری ادامه داشت نه نام اصلی ونه نامهای مستعارهیچکدام به درستی ادا نشد.حتی نحوه ارائه امارتوسط مجری با حال وپرشور مسابقه طوری بود که انگاراین اسامی متعلق به چند نفرند.
پس از پیاده شدن از تاکسی چندقدم ازتاکسی دور نشده بودم که با بوق بلند وگوشخراش راننده تاکسی سراسیمه به طرف او برگشتم وبادیدن حرکت دست راننده که انگشت شست وسبابه اش رابه هم می مالید متوجه شدم که کرایه نداده ام.
درحالیکه دستپاچه وناراحت به اوپول دادم کلی اظهارشرمندگی کردم وراننده که ازاینهمه اظهار شرمندگی من تعجب کرده واونیزناراحت شده بود بقیه پول راداد وگفت خودتو ناراحت نکن اقاجون چیزی نشده خیلی ها فراموش میکنن کرایه بدن.ناراحت نباش عزیز.
ومن گفتم ازفراموشی ناراحتم ولی نه ازفراموشی کرایه تاکسی.
بقیه پول را گرفتم ودر حالیکه لحن پرنشاط مجری واهنگ شادزمینه رادیوجوان به گوش می رسید ازانجادورشدم.

سلام آقای سرشار
هم مردگان باغ سبز آقای بایرامی را خواندم و هم نقد سازنده شما را. آقای بایرامی را هنوز از نزدیک ندیدم اما بواسطه برنامه آینده سازان که ایشان هم در سالهای 1363-64 با آن برنامه ارتباط داشت، همیشه نسبت به ایشان حس خوبی داشتم. راستش از اینکه می شنوم بایرامی از نقد شما ناراحت شده، خیلی دلم گرفت. نمی فهمم چرا باید از نقد کسی که حق استادی بر گردن بسیاری از نویسندگان مطرح بعد از انقلاب را دارد و همه به نیت خیر او اذعان دارند،ناراحت بشویم؟ به خصوص که ما همه در یک خط و جبهه هستیم. اما شما به دل نگیرید - که نمی گیرید - آقای بایرامی هم انشاءا... منظوری نداشته. کاری نکنیم که بعضی ها از این که بین ما تفرقه می افتد - که نمی افتد- شاد بشوند. من اگر تهران بودم یک جعبه شیرینی می خریدم و می آمدم و بالاخره کدورت ها را برطرف می کردم. البته می دانم شما خطای ما جوانترها را خواهید بخشید. برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

ارسال نظر