آخرین خبر

  • • وام‌گیرنده «۶۵۰۰میلیارد تومانی» بازداشت شد
  • جمعه 22 اسفندماه 93

    یک منبع آگاه از بازداشت وام‌گیرنده «۶۵۰۰میلیارد تومانی» با دستور مرجع قضایی خبر داد.
    این منبع در گفت‌وگو با تسنیم با تأیید این خبر اظهار داشت: این فرد اخیراً با دستور مرجع قضایی بازداشت شده و تحقیقات از وی ادامه دارد.
    به‌گفته این منبع آگاه، فرد بازداشت شده عمده منابع مالی مربوط به وام اخذشده را به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس منتقل کرده و این در حالی است که کارخانه‌های متعددی در ایران و این کشور در اختیار دارد.
    وی ادامه داد: تسهیلات اخذ شده توسط این فرد مربوط به حدود ۵ بانک بوده است.
    آیت‌الله آملی‌لاریجانی ۲۸ بهمن‌ماه در جلسه شورای اداری لرستان به افشای این پرونده پرداخت و گفت: هم‌اکنون چند پرونده فساد مالی داریم که باید آنها را بررسی کنیم. در یکی از آنها شخصی ۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از بانک‌ها وام گرفته است. بانک‌ها نباید اینگونه بی‌حساب و کتاب وام دهند و باید با اخذ وثیقه‌های درست اقدام به وام‌دهی کنند و اگر گیرنده وام بدحسابی کرد دیگر به او وام ندهند.
    وی افزود: این شخص بخشی از این پول را به صورت ارز از کشور خارج کرده است. بانک‌ها باید با اخذ وثیقه‌های درست وام بدهند اما می‌بینیم که این وام‌های کلان را به راحتی به بعضی افراد می‌دهند اما کسی که ۵۰ میلیون تومان برای راه‌اندازی یک کارگاه کوچک وام می‌خواهد را به سختی می‌دهند. در صورتی که برای این فرد بدون حساب و کتاب و وثیقه لازم وام پرداخت شده است که اگر وثیقه لازم موجود بود سراغش می رفتیم.
    محسنی‌اژه‌ای هم در نشست خبری خود در تاریخ ۱۱ اسفندماه با اشاره به این پرونده گفت:این وام بدون وثیقه نبوده بلکه وثیقه کافی نداشته است نه اینکه اصلا وثیقه نداشته باشد. این فرد هم هفته‌های اخیر در دادگستری پرونده‌اش تکمیل شد و جزء اسامی که بانک مرکزی اعلام کرده بود، قرار داشت.
    سخنگوی قوه قضائیه ادامه داد: مبلغی که بانک مرکزی در خصوص این فرد اعلام کرد کمتر از آن چیزی بود که ما (دستگاه قضایی) طی بررسی‌ها به آن رسیدیم، در واقع مبلغ بیشتر بود و پرونده در حال رسیدگی است.
    وی بیان کرد: کل مبلغ تمام تسهیلات نبوده است بلکه دیرکرد به آن خورده و مبلغ افزایش یافته است. مسئولان ذیربط خارج از قوه قضائیه مطرح کردند که این موضوع مربوط به ۱۰ سال پیش بوده است که همین جا باید بگویم چرا باید دیرکرد صورت گیرد که مبلغ افزایش یابد اگر ۴ سال پیش جلوی آن را می‌گرفتیم کار به اینجا نمی‌رسید. باید بانک تکالیف خود را انجام می‌داد و به دنبال این نبود که صرفا دستگاه قضایی وارد شود.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. چرا موافق نباشم؟! خیلی هم از شما و همه ادامه
  • مریم مصدق : سلا م بزرگوار- خسته نباشید.بااجازتون شمالینک شدید.اگرموافق نیستیدنظرتان رااعلام بفرمایید.متشکرم ادامه
  • مدیر: سلام و رحمت الله و برکاته. عامل و مشوقش خود ادامه
  • نامشخص: کیهان امروز تهمينه ميلاني: مردم ايران عقده اي هستند! يك ادامه
  • سید احمد میرزاده : سلام استاد عزیز.ممنون از نوشتن این سلسله مطالب جذاب.برای من ادامه

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .

خواندني‌هاي وب


کارنامه من در سال 1389 - قسمت دوم

اولین سفرم در این سال، به شیراز، شهر آبا و اجدادی ام - به همراه همه اعضای خانواده - ، به مدت ده روز در ایام نوروز، از راه زمینی بود؛ که طی آن، با اقوام و آشنایان، دیداری تازه شد. بقیه سفرها، عمدتا کاری بود:
در فروردین ماه، یک سفر دو و نیم روزه به بوشهر، به دعوت مشترک بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان و مدیر کل ارشاد این استان - آقای شفیعی - برای تدریس مبانی داستان به داستان نویسان جوان این استان داشتم. قبلا - در اسفند 1388 - نیز برای تدریس همین درس، همراه همسر و پسر آخری ام - سفری سه روزه به این شهرداشته بودم. این سفر که تنها بودم، برای تکمیل این دوره بود؛ که بحمدالله همین طور هم شد.
یک سفرم - در مردادماه - به تبریز بود. این سفر را به دعوت سازمان بسیج هنرمندان تبریز - همراه همسر و پسر آخرم - رفتم. همسر و پسرم برای نخستین بار بود تبریز را می دیدند؛ و خودم بعد از بیست و سه سال، تجدید دیداری از این شهر - که حدود دو سال از دوران کودکی ام را هم در آن گذرانده ام - داشتم.
در این دوره، که اولین بار بود به این شکل در تبریز برگزار می شد، من یک ترم کامل مبانی داستان را - البته به صورت فشرده - تدریس کردم. ضمن آنکه به لطف میزبانان خونگرم، توانستیم از مسجد تاریخی کبود، خانه مشروطیت - آن هم درست در سالروز جشن مشروطیت؛ و طی مراسم پر رونقی که به همین مناسبت در آنجا برگزار بود- و مقبره الشعرا(من برای دومین بار)، همچنین روستای بسیار جالب کندوان دیدن کنیم. خانواده، دیدار کوتاهی هم از بازار تبریز - که گفته می شد طولانی ترین بازار سرپوشیده دنیاست - داشتند.در این سفر، ترافیک سنگین بخشهای مرکزی شهر، کاملا توجه هر تازه واردی را جلب می کرد.
سه سفر به مشهد مقدس داشتم. سفر اول در اوایل تابستان، به دعوت ستاد سراسری اقامه نماز، برای تدریس اصول نویسندگی به دانش آموزان - مقطع دبیرستان - برگزیده انشا نویسی در باره نماز از سراسر کشور توسط این ستاد کشور بود. این سفر را با همسرم رفتم؛ و سه روز به طول انجامید. تدریسم هم با آقای جواد محدثی(روحانی ادیب) مشترک بود.نکته جالب در این سفر، این بود که یکی از دانش آموزان برگزیده حاضر در این دوره، پسر یکی از شاگردانم در دوره سرباز - معلمی در سالهای 1352 - 1353 در روستای شکورکندی حومه میاندوآب از کار درآمد؛ که از پدرش - فریدون چوپانی - در آن زمان، هفت سال بزرگ تر بود!(حالا ببینید دیدن پسری که از آخرین تصویری که از پدرش داری هفت سال بزرگ تر، یا تصور پدری که آخرین تصویری که از او داری از پسرش هفت سال کوچک تر است، چه از کار درمی آید و چه حس غریبی به انسان می دهد!)
سفر دوم که به دعوت ستاد مرکزی جشنواره رضوی - وابسته به آستان قدس رضوی - بود، صرفا برای شرکت در مراسم افتتاحیه این جشنواره بود. در این سفر، رفت و آمدها و گپ و گفت هایی نیز با آقای مهدی کلهر - مشاور هنری سابق رئیس جمهور - داشتم. ساعاتی هم با آقای داوود رشیدی همراه و همنشین بودم و نکاتی از کارهایش برایم گفت. این سفر، حدودا یک شبانه روز طول کشید؛ و تنها رفتم. اما شب، در برگشت از مراسم، با آقای علی اکبر حلیمی - مسئول بخش نمایش مجله "سوره نوجوانان" در زمان سردبیری این مجله توسط خودم - همراه شدم. نامبرده اصلا مشهدی است؛ و در آن دوران، مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دانشجوی رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. آقای میرزاده هم محبت کرد، شب، با یک جعبه شکلات در هتل الغدیر به دیدنم آمد.
یک سفر یک روزه تنها نیز - صبح تا شب - به دعوت مرکز پژوهشهای آستان قدس رضوی، برای تدریس در جمع برگزیدگان مسابقه فیلمنامه نویسی این مرکز از سراسر ایران داشتم. شرکت کنندگان در این کلاسها بزرگسال(جوان) بودند(یکی از آنها یکی از اساتید دوره آموزشی ای بود که بسیج هنرمندان تبریز در همین سال در تبریز برگزار کرده بود؛ و در آن سفر، خود و همسرش، به من و همراهمانم محبتهایی کرده بودند؛ و از قضا، شام بدفرجام آن شب را در مشهد، با ایشان و آقای سید احمد میرزاده صرف کردم). در این سفر، من در دو جلسه، در باره راههای فعال سازی ذهن، برای موضوع یابی - برای داستان و فیلمنامه - صحبت کردم. که در برگشت - به سبب محبت بسیار(!)کارکنان شرکت هواپیمایی ماهان مستقر در فرودگاه مشهد - به پرواز نرسیدم؛ و شرحش را در یادداشتی در همین سایت آورده ام.
چهارمین سفر سال 1389 ام، به سوریه برای شرکت در ششمین دوره جشنواره العجیلی در شهر رقه این کشور، به دعوت وزارت فرهنگ سوریه، به همراه همسرم، به مدت یک هفته(چهار روزش مهمان آنها) بود. در این سفر، حدود پنجاه نفر از نویسندگان، منتقدان و پژوهشگران ادبیات داستانی شانزده کشور عرب و من و دو نفر دیگر از ایران شرکت داشتیم؛ و من نیز مقاله ای در موضوع جشنواره - سه محظور دین، سیاست و ... در نوشتن داستان - خواندم. که تا کنون هشت قسمت از یادداشتهای خاطرات این سفر را روی همین سایت گذاشته ام؛ و امیدوارم فرصت کنم بقیه را هم بنویسم.
ان شاءالله ادامه دارد


5 نظر

سلام استاد عزیز.ممنون از نوشتن این سلسله مطالب جذاب.برای من بخصوص سفر تیرماه شما به مشهد یکی از زیباترین روزهای عمرم را رقم زد...

کیهان امروز
تهمينه ميلاني: مردم ايران عقده اي هستند!
يك فيلم ساز با حضور در يك برنامه سينمايي سيما، مردم ايران را هدف توهين قرار داد! به گزارش خبرنگار كيهان، تهمينه ميلاني در برنامه هفت شبكه سوم سيما كه شامگاه جمعه گذشته به روي آنتن رفت، مردم ايران را عقده اي معرفي كرد!
اين كارگردان مدعي احترام به مخاطب، با بيان اينكه مردم ايران با مشكلات بزرگ مي شوند، مدعي شد: اين مشكلات مردم را عقده اي كرده است.
ميلاني همچنين در توهين به جوانان كشورمان گفت: جوانان خارج از كشور از جوانان ايراني صادق تراند
طي چند روز گذشته، دست كم دو گروه نمايشي در پايتخت، به تقدير از سران و عوامل فتنه 88 پرداختند.
به گزارش خبرنگار كيهان، پنج شنبه گذشته داريوش مهرجويي، نمايش خود به نام «درس» را به محمد خاتمي - يكي از سران فتنه- تقديم كرد. خاتمي در روز ياد شده، به تماشاي اين نمايش نشست.
همچنين چند هفته پيش نيز، نمايش ضد انقلابي تماشاچي محكوم به اعدام به كارگرداني روح الله جعفري، در حضور فائزه هاشمي به روي صحنه رفت كه با استقبال وي همراه شد. اين نمايش، در حمايت از جريان ضدانقلاب و دربرگيرنده اتهاماتي روشن عليه نظام اسلامي است

سلا م بزرگوار- خسته نباشید.بااجازتون شمالینک شدید.اگرموافق نیستیدنظرتان رااعلام بفرمایید.متشکرم

ارسال نظر