آخرین خبر

  • • ا ماجرای جدایی محمدرضا سرشار از بنیاد ادبیات داستانی
  • چهارشنبه 25 اسفندماه 89

    لیست اعضای جدید هیئت امنای بنیاد ادبیات داستاتی درحالی معرفی شده که نام محمدرضا سرشار در آن به چشم نمی خورد، با این حال این نویسنده می گوید به میل و اراده خود از این بنیاد کناره گیری کرده است.

    به گزارش خبرنگار شبستان، پس از آنکه فهرست اعضای جدید بنیاد ادبیات داستانی اعلام شد، مهمترین نکته ای که در این لیست توجه همگان را جلب کرد، غیبت نام محمدرضا سرشار، نویسنده پیشکسوت ادبیات انقلاب بود که جدای از حواشی و جنجال های 6 ماه اخیر درباره ادامه فعالیت و یا انحلال این بنیاد، خبر مهمی تلقی می شود.


    با اینحال محمد رضا سرشار در گفتگو با خبرنگار شبستان می گوید: از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز به حمدالله هیچ جایی با میل و اراده خودم نرفتم و همیشه با اصرار مسئولان و مدیران نهادهای مختلف رفتم.


    وی می افزاید: هرگاه نیز که به همکاری با موسسه ای پایان دادم، با میل و اراده خودم بوده است و کسی هیچ گاه عذر مرا از هیچ جایی نخواسته است، در اغلب موارد مدیران جدید اصرار داشتند که مجموعه را ترک نکنم و به فعالیت ام ادامه دهم.


    سرشار در ادامه با رد این گمانه که رفاقت چندین ساله اش با محسن پرویز _ بنیان گذار بنیاد ادبیات داستانی_ عامل انصرافش از همکاری با بنیاد بوده، تصریح کرد: در سال جاری تصمیم گرفتم کلیه کارهای پراکنده در محدوده طرح ترافیک را حذف کنم. درباره بنیاد ادبیات داستانی نیز حدود یک ماه پیش از آقای دری، معاون فرهنگی ارشاد خواهش کردم، اسم مرا از فهرست هیئت امنای جدید بنیاد حذف کند.


    گفتنی است، هیئت امنای قبلی این بنیاد متشکل از محمد میرکیانی، راضیه تجار، محمدرضا سرشار، امیرحسین فردی و محمود حکیمی به همراه اعضای حقوقی آن محمد اللهیاری فومنی، علی شجاعی‌صائین و محمدرضا وصفی بودند که دوره ماموریتشان اواخر مهرماه به اتمام رسید و در پی آن محمود سالاری مدیرعامل بنیاد ادبیات داستانی از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد خواست اعضای جدید هیئت امنا را اعلام کند.


    اما بهمن دری با انتقاد از عملکرد بنیاد ادبیات داستانی، خواستار تحول جدی در فعالیت های این بنیاد شد، و در نامه‌ای در جواب به درخواست سالاری برای تعیین اعضای جدید هیئت امنا اینگونه نوشته بود: با تشکر از زحمات جنابعالی، همانطور که در جلسه شورای مدیران اعلام شد بنیاد ادبیات داستانی اگر قرار بود به فعالیتهای خود سروسامانی بدهد باید از فرصتها و ظرفیتهای لازم استفاده می‌کرد.متأسفانه با گذشت سه سال و فقدان ساز و کار قانونی سبب شده بنیاد عملاً مسلوب‌الاختیار گردد. جمع‌بندی صورت‌گرفته حاکی است که پس از جلسه با هیئت مدیره که قرار بود مطالبات معاونت پاسخ داده شود رخ نداد. لذا لازم است بنیاد در مؤسسه خانه کتاب به فعالیتهای خود ادامه دهد."


    پس از 6 ماه ابهام درباره سرنوشت آن، سرانجام اواخر هفته گذشته محسن مومنی شریف، محمود حکیمی، احمد شاکری، امیرحسین فردی، محمد حسنی، مجتبی رحماندوست، منوچهر اکبری و رحیم مخدومی را به عنوان اعضای جدید معرفی کرد.


    محمود سالاری مدیر عامل بنیاد ادبیات داستانی، به تازگی در گفتگویی با یکی از رسانه ها در واکنش به اعلام این اسامی گفته است: در این فهرست، اسامی مشترکی با هیئت امنای قبلی وجود دارد. البته هیئت امنای پیشین شأن بالای ادبی داشت و چهره‌های شاخص ادبیات داستانی در آن فعالیت می‌کردند.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. سال نو بر شما هم مبارک باشد ان شاءالله. ادامه
  • سیده فخرالسادات موسوی: سلام بزرگوار . این روزها : سجده ی باران بر ادامه
  • مدیر: سلامت باشید. برای شما نیز. ادامه
  • مهدی کرد فیروزجایی: آرزومند سالی خوش همراه با سلامتی ادامه
  • آشنا: استاد؛ خسته نباشید.داریم استفاده می بریم. اما حیف که این ادامه

آخرين تصاوير

  • IMG_1301.JPG
  • IMG_1346.JPG
  • IMG_1427.JPG
  • IMG_1516.JPG
  • IMG_1243.JPG
  • IMG_1201.JPG
  • IMG_1540.JPG
  • IMG_1243.JPG
  • 16676.jpg
  • ResizeofzohreAshoora.jpg

آخرین کتاب

  • • اثر سرشار در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب، پژوهش برگزیده شد
  • برترين هاي جشنواره پژوهش فرهنگي سال معرفي شدند
    برنامه پاياني دوازدهمين جشنواره پژوهش فرهنگي سال با معرفي 15 اثر برگزيده در محورهاي چهارگانه فرهنگي پژوهشي برگزار شد.
    به گزارش خبرنگارفرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، اين مراسم با حضور سيد محمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و جمعي از محققان حوزه و دانشگاه در تالار وحدت برگزار شد.

    برترين هاي جشنواره پژوهش فرهنگي سال با دريافت جايزه، تنديس و لوح سپاس، مورد قدرداني قرار گرفتند.

    در محور فرهنگ، دين و مذهب، رتبه اول به كتاب جريان شناسي ضد فرهنگ ها و جريان شناسي فكري ايران معاصر نوشته حجت الاسلام، عبدالحسين خسروپناه و رتبه دوم به كتاب هشت جلدي نقد و بررسي جنبش هاي نوظهور معنوي اثر حجت الاسلام محمد تقي فعالي تعلق گرفت.

    كتاب هاي بيداري و بين الملل اسلامي با مروري بر نقش داعيان قرآني در دو سده اخير و حمل قرآن، پژوهشي در روش شناسي تعليم و تحفيظ قرآن مجيد تاليف ابوالفضل خوش منش و كتاب رويارويي غرب معاصر با جهان اسلام نوشته ابراهيم متقي نيز به طور مشترك، رتبه سوم اين بخش را به دست آوردند.

    كتاب ساختار گزاره هاي اخلاقي قرآن، نوشته صديقه مهدوي كني نيز در اين بخش جشنواره مورد تقدير قرار گرفت.

    در محور فرهنگ، سياستگذاري و آينده نگري فرهنگي نيز رتبه اول به كتاب اخلاق سازماني اثر احد فرامرز قراملكي، رتبه دوم به طرح پژوهشي، مباني علمي و حقوقي پيش نويس لايحه قانون تبليغات بازرگاني، نوشته محسن اسماعيلي اختصاص يافت و هيچ اثري موفق به دريافت رتبه سوم اين بخش نشد.

    كتاب مباني و الگوي مهندسي فرهنگي تاليف حجت الاسلام عليرضا پيروزمند نيز عنوان شايسته تقدير در اين بخش رقابتي را به دست آورد.

    طرح پژوهشي فراتحليل مطالعات انجام شده در حوزه تهاجم فرهنگي اثر احمد رمضاني فرخد، فرهنگ پسوند در زبان فارسي‌ نوشته علي رواقي و كتاب ادبيات داستاني ايران در دوران پس از انقلاب اسلامي نوشته محمدرضا سرشار نيز به ترتيب رتبه هاي اول تا سوم در محور فرهنگ، زبان و هويت ايراني اين جشنواره را كسب كردند.

    كتاب بررسي ريشه شناختي افعال در زبان فارسي نوشته يدالله منصوري و جميله حسن زاده نيز به عنوان اثر شايسته تقدير در اين بخش از جشنواره، دست يافت.

    در محور فرهنگ، هنر و ارتباطات نيز جايزه اول به پايان نامه دكتري بازنمايي فرهنگي در مجلات عامه پسند، بررسي تحول گفتمان فرهنگي مجلات عامه پسند در ايران' اثر نادر منصور كيايي اهدا شد.

    طرح پژوهشي بازنمايي ايران و اسلام در 10 فيلم سينمايي برجسته خارجي با تمركز بر هاليوود نوشته عبدالله بيچرانلو و كتاب جنگ نرم در فضاي رسانه و سايبر تاليف مهسا ماه پيشانيان نيز به عنوان دارندگان رتبه هاي دوم و سوم اين بخش، معرفي شدند.

    دوازدهمين جشنواره پژوهش فرهنگي سال به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ترتيب يافت و آثار برگزيده از ميان 335 اثر ارسالي به دبيرخانه جشنواره، انتخاب و معرفي شدند./انتهاي پيام/


یادداشت های سفر به سوریه - 6

یکی از سخنرانانU ایمن ناصر، مجسمه ساز، نقاش و جدیدا نویسنده بود؛ که ظاهرا یک رمان چاپ شده داشت. او تنها سخنران اهل همان استان رقه، و تنها کسی بود که محاسن - البته با کراوات - داشت. مردی خوش سیما،با موی سر وروی مرتب سیاه، زیر پنجاه سال داشت، و متین، و نگاهش به من ، توام با احترام و محبت آشکار بود.
او ابتدا شکسته نفسی کرد وگفت که خود را رمان نویس نمی داند. که همان نویسنده عراقی با صدای بلند گفت: پس چرا آمده ای در این مرسم شرکت کرده ای؟!
چند نفری می خواستند برایش کف بزنند.
ایمن ناصر، به مقایسه بین زبان نقاشی و داستان پرداخت؛ و زبان نقاشی را گویاتر و قوی تر معرفی کرد. سپس گفت: بین رنگ پاکیزه و رنگ کثیف،رنگ پاک را ترجیح می دهم. به همین سبب، در نوشتن نیز، دوست دارم زبانی پاک را برای رمانم پیدا کنم.
افزود: هر روز هزاران نفر جلو تابلوهای نقاشی می ایستند و برداشت ویژه خود را از آنها می کنند.
ناصر، شروع رشد توانایی نوشتن را در خود، دوران کودکی و ناشی از زندگی در دامان پاک طبیعت دانست.همان طور که جزاوی - شرکت کننده ای دیگر در سمینار - نیز در مورد خود، به همین نکته اشاره کرد.
- در چهار سالی که وارد وادی نوشتن داستان شده ام، دریافته ام که نویسندگی فقط تسلط بر زبان نیست، بلکه انفجار تخیل است.
سخنران دیگر، نبیل سلیمان، سوری بود.شصت سال را رد کرده بود. تیپ عمومی ظاهری اش، مانند مردان میانسال بوروکرات سوری بود ( در سوریه، مشابه خیلی داشت.) قد میانه متمایل به کوتاه؛ پوست روشن؛ چهارشانه و در کل دارای استخوانبندی نسبتا درشت؛ دارای کمی شکم؛ موهای سر کوتاه متمایل به سفید تنک، که جلو آن کاملا خالی شده بود؛ با نوشخندی پیوسته بر لب، و اعتماد به ئنفسی ویژه.
او که فردی کاملا لائیک به نظر می رسید، سخنرانی اش را تحت عنوان "رمان و حرام" آغازکرد. در مقدمه صحبتش از سلمان رشدی نام برد. امام خانم ح. - نمی دانم چرا - این بخش صحبتش را برای ما ترجمه نکرد.
افزود: ما نویسندگان عرب، از حرام اسلامی و حرام عربی، خیلی زجر می کشیم.این حرامها، از دین، وارد سیاست و جامعه هم شده است. چیزهایی مانند: حدود ، ملک، قائد ....
با آنکه ما در قرن بیست ویکم زندگی می کنیم، اما مثل زمان قدیم، برایمان تابو و حرام گذاشته اند! حرام می کنند، بی آنکه بگویند برای چه حرام است! فشار حرام در گذشته تاریخی ما، کمتر از امروز بود.
مدعی بود: فلاسفه اسلامی، محدودیتها را از فلسفه یونانی، یهودی و مسیحی گرفته اند. فاصله گذاشتن بین روح و جسم، عقل و احساس و تحقیر لذات جسمی، از جمله تبعات این امر است.
به عنوان شاهد مثال، از ابن سینا و ابن جوزی، نمونه هایی در تحقیر جسم ذکر کرد.
- در گذشته، سلطه سیاسی هم تحت تاثیر سلطه دینی بوده است.
با این مقدمه، وارد بحث در رمان عربی شد. محور بحثش را هم رمان "تفکک" از رشید جبرا قرار داد؛ و نتیجه گرفت: در این اثر، نویسنده، رابطه بین سکس و نحو را مطرح کرده است.
اضافه کرد: سمیر الملغ در رمانش از درآمیختن زبان سکس و سیاست حرف می زند. داستان او ماجرای روزنامه نگار عربی است که سردبیرش لغات خاصی را به او می گوید و اعلام می کند که اینها نباید در متنش باشد.
با حالتی تمسخرآمیزافزود: اگر این طور باشد که، قرآن باید در صدر کتابهای توقیفی باشد. چون این لغتها در آن هست.
رهنمود داد: دین - روحش جدا - نویسنده باید تابوهای شعائر و احکامش را - آن هم در عمل - بشکند.
- می خواهم خودخواهی کنم و راجع به آثار خودم صحبت کنم: من در نوشته هایم فقط محظورات تکنیکی را رعایت می کنم؛ و هزینه آن را هم خودم و هم خانواده ام خیلی داده ایم.
من رمانی دارم به اسم "چگونه انسان خدا می شود"؛ که تبدبل به فبلم سینمایی هم شده است. در آن، همین تابو شکنی ها را کرده ام.
با این همه، ما انسانهای خوشبختی هستیم. چون طی این سالها توانسته ایم از خیلی موانع گذر کنیم. به طوری که چیزهایی که در گذشته ممنوع بود، حالا عادی شده است. شهادت می دهم که سانسور در سوریه امروز، خیلی کمتر از ده سال قبل شده است.
نوبت پرسش و پاسخ که رسید، دکتر عمار از عراق که اصرار داشت راجع به تک تک سخنرانیها نظر بدهد، گفت: اینکه گفته شد خون در کشور ما بی بهاست، دلیلش رضایت مردم نیست . آنها می ترسند که چیزی نمی گویند.( ظاهرا اشاره اش به یکی از سخنرانیهای این نشست بود که مربوط به یک پژوهشگرعراقی بود؛ و ما به بخشی از سخنان او نرسیدیم. اما در مجموع، او از معدود سخنرانانی بود که مطلب مرتب مدونی برای سخنرانی اش تدارک دیده بود؛ و حرفهای منسجمی برای گفتن داشت.
یکی دیگر از حضار در اعتراض به صحبتهای نبیل سلیمان گفت: این طور نیست که دین، همه اش محدودیت باشد. برای مثال، عرفان نوعی اعتراض علیه محدودیتهاست؛ نه همراه آنها.
دیگری از قول جبران خلیل جبران گفت: لباس ظاهری، زیباییهای بدن انسان را می پوشاند؛ اما خود، نوعی دیگر از زیبایی را ایجاد می کند. آیا زبان، در بیان این مسائل، باید از زیباییهای خود بگذرد؟(یا ترجمه کامل نبود یا گوینده در بیان مقصودش مشکل داشت یا ...، به رغم جالب بودن حرف، ربطش را با صحبتهای مطرح شده در این نشست متوجه نشدم.)
عربی درشت هیکل و بلندقد، که تنها مرد دارای لباس عربی، با چپیه شطرنجی با نقشهای قرمز و عقال بود، بدون استفاده از میکروفن، با صدایی فوق العاده غرا و مردانه به نبیل سلیمان گفت: گفته می شود جریانهای مختلف فرهنگی را رسانه های صهیونیستی می سازند. نظر شما در این باره چیست؟
(آقای ح. با لبخند خاص خودش گفت: آدم در مقابلش ، احساس حقارت می کند." و البته منظورش به واسطه جنبه های جسمانی او بود.)
نبیل سلیمان - با پرهیزی آشکار- در جوابش گفت: این چیزهایی را که شما گفتید، من نشنیده ام.
مرد لباس عربی، با همان صدای بم غرای مردانه گفت: تشریف بیاورید خانه ما، از شما پذیرایی کنم؛ یادتان می دهم.
که چند نفری خندیدند.
ان شاءالله ادامه دارد.

5 نظر

استاد؛ خسته نباشید.داریم استفاده می بریم. اما حیف که این دفعه خاطره ای از خانمتان تعریف نکردند. دلمان برایشان تنگ شده است. بدجور ما رابه حضورشان در خاطراتتان عادت داده اید.

آرزومند سالی خوش همراه با سلامتی

سلام بزرگوار .
این روزها : سجده ی باران بر خاک نوید رویشی است دوباره و رستخیز برگ ...
بهاریه ... ام پیشکشی است برای نگاه گرم و نظر ارزنده تان .
همراه با نوروز، روزی نو و روزگاری خوش برایتان آرزومندم .

ارسال نظر