آخرین خبر

  • • همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم
  • دوشنبه 11 بهمنماه 89

    به این وسیله، خبر تاسفبار درگذشت مادر مکرم جناب آقای دکتر محسن پرویز- عضو هیئت مدیره و رئیس محترم هیئت موسس انجمن قلم ایران - به اطلاع می رسد.
    مراسم سوم آن مرحومه، چهارشنبه، 13/11/89 ، ساعت 30/18 در مسجد النبی، واقع در خیابان کارگر شمالی برگزار می شود.
    شرکت اعضای گرامی انجمن و دیگر دوستداران ادبیات در این مراسم، موجب تسلای خاطر بازماندگان و قدردانی از ادیبان متعهد کشورخواهد بود.
    روابط عمومی انجمن قلم ایران

آخرين نظرات خوانندگان

  • غلامرضاگراوندی: سلام. اینها تازه تازه دارند به سمتی میروندکه صادق هدایت ادامه
  • نوبخت: اميدي به عربهاوادبياتشان نيست مگر انقلابي بزرگ در سياست وفرهنگشان ادامه

آخرين تصاوير

  • 16676.jpg
  • ResizeofzohreAshoora.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • 1_890917_M200.jpg
  • 2_890917_M200.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • mohsen-parviz.jpg
  • dastan-yek-ensan.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg

آخرین کتاب

  • • دکتر بتول مشکین فام از ترجمه مجلد دوم "آنک آن یتیم نظر کرده" خبر داد
  • گروه ادب: مترجم «آنك يتيم نظركرده» از ترجمه جلد دوم اين كتاب خبر داد و افزود: به سوره مهر پيشنهاد داده‌ام كه اين كتاب را به همراه متن فارسی محمدرضا سرشار به چاپ برساند و اين مؤسسه اين موضوع را پذيرفت.


    بتول مشكين‌‌فام، مدرس ادبيات عرب دانشگاه الزهرا(س)، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، از جلد اول كتاب «آنك آن يتيم نظركرده» كه به عربی ترجمه شد ياد كرد و گفت: پس از اين‌كه اين اثر در انتشارات سوره مهر به چاپ رسيد، در بيروت نيز منتشر شده است.

    وی با بيان اين مطلب افزود: اكنون در اواسط مرحله نگارش جلد دوم اين كتاب هستم. در نگارش اين كتاب از فرهنگ لغاتی كه خودم گردآوری كرده‌ام، استفاده می‌كنم. اين فرهنگ لغت را كه برای اين كار به كار می‌برم، هنوز پاك‌نويس نكرده‌‌ام كه بعد از انجام اين كار، آن را به چاپ می‌رسانم.

    مشكين‌فام اظهار كرد: انتشارات «دار احيا التراث العربی» به چاپ «ها هو اليتيم بعين‌الله» در بيروت اقدام كرده است. اين كتاب به زبان عربی نوشته شده و ترجمه «آنك آن يتيم نظركرده» اثر محمدرضا سرشار است.

    وی ادامه داد: در نگارش اين كتاب از منابع تاريخی و سيره پيامبر اكرم(ص) همان گونه كه برای جلد نخست استفاده كرده‌ام بهره گرفته‌ام. برای نگارش جلد نخست «ها هو اليتيم بعين‌الله» 50 منبع تاريخی و سيره را مورد مطالعه و بررسی قرار دادم.

    مشكين‌فام همچنين گفت: حتی در ترجمه اين كتاب، اشعار شاعران عرب را نيز استفاده كردم. چون برخی از ابيات به فارسی آورده شده كه بايد با اشعار عربی آن انطباق داده می‌شد.

    اين نويسنده ادامه داد: در ترجمه اين كتاب هم حداقل 50 منبع را بررسی می كنم. سيره ابن هشام وكتاب‌هايی كه درباره سيره و زندگی پيامبر(ص) است، از جمله آثاری است كه برای ترجمه اين كتاب بايد مورد مطالعه قرار دهم.

    وی افزود: اكنون هم درباره زندگی صحابه در حال مطالعه هستم و تاكنون 12 كتاب را درباره زندگی ابوذر غفاری مطالعه كرده‌ام. ترجمه اين كتاب بسيار سنگين است، به طوری كه می‌توان گفت فقط ترجمه نيست، بلكه همراه با تحقيق است.

    مشكين‌فام اظهار كرد: تلاش می‌كنم تا فرارسيدن تابستان ترجمه اين كتاب را تمام كنم و آن را برای نشر به ناشر عربی بيروت بدهم .

    وی از پيشنهاد ارائه و انتشار اين كتاب همراه با متن فارسی آن توسط سوره مهر ياد كرد و گفت: چنانچه بخواهم اين كتاب را در ايران منتشر كنم ،آن را به سوره مهر خواهم داد و آنان نيز پذيرفته‌اند كه اين كتاب را همراه با متن فارسی آن به چاپ برسانند.


یادداشت های سفر به سوریه - 4

در یکی از نشستها، نویسنده مصری، خلیل الگیزاوی( مصریها "ج" را "گ" می گویند)، فصلی از داستان خودش - خاطرات معلم[مرد] دختران - را می خواند. خانم ح. می گوید: داستانش مرا یاد "مدیر مدرسه" آل احمد می اندازد.
(بعد که در دمشق، به طور تصادفی با رونویسی ای که یکی از اساتید دانشگاه قاهره از نقد من بر "باغ بلور " مخملباف کرده، و آن را برای ارتقاء رتبه دانشگاهی اش به دانشگاهشان ارائه کرده است رو به رو می شوم، می پذیرم که این، امر بعیدی از این آقایان نیست.)(تفصیلش را ان شاءالله در یکی از قسمتهای آتی این یادداشت ها خواهم آورد.)
الجیزاوی( یا به تلفظ خودش"الگیزاوی")، بعد از خواندن این فصل از داستان خود، در باره زمینه تاریخی نوشته اش صحبت می کند.شاخصه اصلی مورد نظر او در این داستان، همان پرده دری های اخلاقی آن است.
الحبیب السالمی، نویسنده تونسی ساکن یکی از کشورهای اروپایی و - به گفته مدیر جلسه - برنده جایزه بوکر، سخنران بعدی است. خانم ح.، با شیفتگی می گوید: با این حساب، خیلی گنده است!
و آقای پ. در باره مهم، جدی و بسیار ارزشمند بودن این جایزه می گوید.در حالی که من با سابقه ای که از تعلق گرفتن این گونه جوایز غربی به نویسندگان وطنی دارم، به جای آنکه تحت تاثیر قرار بگیرم، به او مشکوک می شوم. و از قضا، به زودی معلوم می شود که این شک، بی جا نبوده است.
مدیر جلسه، ابتدا نام او را اشتباهی می گوید. السالمی، با طنزی خشن، اشتباه او را به رخش می کشد.به خلاف آنچه مشهور است که عربها "ژ" ندارند،اینجا متوجه می شوم که تونسیها "ج" را "ژ"، می گویند!
خانم ح. می گوید، جدا از اختلاف تلفظهای بعضا چشمگیر در میان اعراب کشورهای مختلف عربی، گاه بعضی اصطلاحها و تعابیر هم در میان آنها، معانی بسیار متفاوتی دارد. برای مثال، "اکرمکم الله"(خداوند شما را گرامی بدارد) که در عربی سودانی به همین معنی و در تجلیل اشخاص به کار می رود، در زبان مصری، یعنی"بلا نسبت شما"!
در رفتار و گفتار این تونسی مهاجر، نوعی تبختر و تکبر احساس می شود، که می کوشد آن را در زیر لایه ای از طنز بپوشاند.
می گوید:هر نوشتنی، نوعی شکست تابوهاست.
گاهی موضوع اثر جنسی است، گاهی نوع بیان اثر جنسی است. شکستن تابوی جنسیت که در حال حاضر درجهان عرب در جریان است، نشانگرتحولاتی است که در این جامعه در حال وقوع است، و نوعی عصیان بر ضد شرایط و سنن حاکم به حساب می آید.
ادبیات ما در گذشته عاقلانه تر بود؛ اما امروز انگار آن را بر برگ گل می نویسند( احساساتی تر شده است.)
ادبیات داستانی جدید ما، تعبیر صادقانه تری نسبت به جنسیت(سکس) دارد.این برخورد، به معنای آزاد شدن زن و مرد از قیود اخلاقی ای است که در گذشته آنان را احاطه کرده بود.
(خانم ح. که خود سفری به تونس داشته است، می گوید: در تونس - با آنکه یک کشور اسلامی است - برخورد حکومت با حجاب، بدتر از فرانسه [لائیک] است.)
السالمی، صحبت را به داستان خودش که موفق به دریافت جایزه بوکر شده است می کشاند؛ که خانم ح. - متوجه نمی شوم چرا - آن را برای ما ترجمه نمی کند.
بعد از جلسه، از طریق کسی دیگر، متوجه می شوم که امتناعش از این کار، به سبب رکیک بودن محتوای آن داستان السالمی، و شرم از بیان آن برای ما بوده است.این داستان مشعشع، ماجرای دختری تونسی است که به بکارت و لزوم حفظ آن برای دختران اعتقاد ندارد؛ و در صدد فرصتی است که از خود ازاله بکارت کند. اما چون در تونس - به دلیل قبحی که این موضوع در افکار عمومی دارد - نمی تواند به خواسته خود جامه عمل بپوشاند، به سفری کوتاه مدت به یک کشور اروپایی همجوار دست می زند؛ و در آنجا از طریق برقراری ارتباط نامشروع با مردی، این کار را با خود می کند، و سپس به کشورش برمی گردد!
گفتم: معلوم است که وقتی قرار می شود بوکر را به یک نویسنده افریقایی اسما مسلمان بدهند، به چه اثری و کدام شخص می دهند!
ان شاءالله ادامه دارد.

2 نظر

اميدي به عربهاوادبياتشان نيست مگر انقلابي بزرگ در سياست وفرهنگشان روي دهد.از جماعتي كه حدود صدسال است درراحت طلبي ولذت وعيش غرقه اند چه درس نيكويي ميتوان اموخت؟

سلام.
اینها تازه تازه دارند به سمتی میروندکه صادق هدایت تا اخرش رفت ودراخر هم ازشدت احساس پوچی وبی هویتی خودراخفه کرد وننگ وجودی خودراپنهان کرد.کاش میتوانستید کتابهایی که خوددر موردهدایت وجریانهای همسوبااو نوشته اید ونقدهایی که در حلقه های مختلف نقد پزوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی براین جریان شده است رابه دست انان رساند تابفهمند که کجا میروند واگرتااخربروندبه چه میرسند.

ارسال نظر