آخرین خبر

  • • قرارداد چاپ ترجمه ترکی استانبولی «آنک آن یتیم نظرکرده» با ناشر ترکیه ای منعقد شد
  • یکشنبه 22 اردیبهشتماه 92

    امروز - 22 اردیبشت 1392 - طی قراردادی، مجوز چاپ ترجمه ترکی استانبولی «آنک آن یتیم نظرکرده» از سوی نویسنده کتاب - محمدرضا سرشار - از طریق انتشارات سوره مهر، به ناشر استانبولی کتاب داده شد.
    این رمان دو مجلدی در باره زندگانی پرفراز و نشیب رسول گرامی اسلام - درود خدا بر او و خاندانش - است و قبلا به زبانهای انگلیسی، عربی و اردو نیز ترجمه شده بود. ضمن آنکه ترجمه مجلد اول عربی آن به قلم دکتر بتول مشکین فام، با عنوان «ها هوالیتیم بعین الله» - توسط ناشری لبنانی در بیروت منتشر شده و در سال 91، جایزه جهانی جمهوری اسلامی را در بخش کتابهای خارجی را به خود اختصاص داده بود. ترجمه های انگلیسی (به قلم پروفسور جیمز کلارک آمریکایی) ، اردو و ترکی استانبولی (به ترجمه حسن عالمی) این رمان، به همت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی توسط مترجمانی متعلق به کشورهای مقصد صورت گرفته و پس از بازبینی و احیانا ویرایش توسط زباندانان خبره، آماده چاپ و انتشار شده است. همچنین پیش از این، مجلداتی از نسخه ویژه نوجوانان این مجموعه - با عنوان کلی «از سرزمین نور» - در کشور ترکمنستان، به زبان ترکمنی ترجمه و منتشر شده بود.
    چاپ هشتم نسخه فارسی این رمان، اخیرا در بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.

آخرين نظرات خوانندگان

  • رضاپارسی پور: بسمه ی تعالی چهارشنبه 25 اردیبهشت 1390 با سلام و ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار «زندگی که گریخت» (مجموعه ای از داستانهای کوتاه جلال آل احمد، به انتخاب محمدرضا سرشار)
  • ا
    مجموعه داستان «زندگی که گریخت» (گزیده ای از داستانهای کوتاه جلال آل احمد، به انتخاب محمدرضا سرشار)، در بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران چاپ و منتشر شد.
    داستانهای این مجموعه عبارت اند از: خانم نزهت الدوله، زندگی که گریخت، گناه، نزدیک مرزون آباد، دهن کجی، آرزوی قدرت، اختلاف حساب، دفترچه بیمه، عکاس با معرفت، دزد زده، جا پا، مسلول، زن زیادی، بچه مردم، وسواس، لاک صورتی، و الگمارک و المکوس.
    جلا آل احمد، در زندگی چهل و شش ساله خود، دورانهای فکری مختلفی را پشت سر گذاشت؛ و
    کتابها و نوشته های او، حاصل و دربردارنده اندیشه های او در این دورانهای فکری چندگانه است. به همین سبب و نیز اینکه او در حتی بهترین دورانهای فکری اش هم برخی حساسیتهای جامعه اسلامی فعلی را در طرح بعضی مسائل اخلاقی در نوشته هایش نداشت، نیز تفاوت سطح فنی داستانهای او، باعث می شود که نتوان همه آثار داستانی وی را به نوجوانان و جوانان متعهد کشور توصیه کرد. گزینش و انتشار داستانهای مجموعه «زندگی که گریخت» به قصد تهیه مجموعه ای نسبتا مطمئن برای این مقاطع سنی صورت گرفته است.
    این کتاب، در 328 صفحه قطع رقعی، با شمارگان 2000 نسخه، به بهای 8700 تومان، توسط نشر تکا - وابسته به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - انتشار یافته؛ و هم اکنون در غرفه این انتشاراتی، واقع در تالار شبستان نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، قابل تهیه است.


سالگشت تولد امام پنجم - سلام بر او!

همان گونه که می دانید، امروز روز اول ماه مبارک رجب و سالروز تولد فرخنده پنجمین پیشوای شیعیان، امام محمدبن¬علی- علیه السلام - مشهور به باقرالعلوم است.
آیا می دانستید این امام - که به «شکافنده علوم» شهره شده - در قیام خونبار کربلا، در سال 61 هجری قمری، همراه پدر نازنین خود، علی بن الحسین (معروف به «زین العابدین»: زینت عبادت کنندگان؛ یا به تعبیر زنده یاد دکتر علی شریعتی: روح زیبای پرستنده) حضور داشته و همه آن فجایع بشری از یکسو و عظمتهای بی نظیر انسانی را از سوی دیگر، از نزدیک دیده؛ در حالی که فقط چهار سال سن داشته است؟!

1 نظر

بسمه ی تعالی چهارشنبه 25 اردیبهشت 1390

با سلام و عرض ادب و ارادت حضور شما عزیز و مهربان و سرشار از مهر و مروت جناب " آقای محمد رضا سرشار " .
غزلنامه ای تقدیم به :

پیشگاه مبارک مقام معظّم رهبری ،

حضرت آیت الله خامنه ای.

غزلنامه ی دوازدهم

" شرح هجران " ، ( ری و ماه خراسان )

به رهبر نامه گریان می نویسم

ز سختیهایم آسان می نویسم

دلم تنگ تماشایش دوباره است

ری و ماه خراسان می نویسم

خداوندا تو می دانی که از جان

برای آن دل و جان می نویسم

دلم گرم از دو دست پر ز مهرش

وجودش مهر رخشان می نویسم

نگاهش با نگاهم الفتی داشت

وگرنه کی من این سان می نویسم

رقیبان دورم از رویش نمودند

چه روشن شرح هجران می نویسم

چو مولانا ملولم از دد و دیو

به مولایم ، به انسان می نویسم

خدایا رحم کن تا بینمش باز

که دارم درد و درمان می نویسم

ندارم طاقت رنج فراوان

ببخشا گر فراوان می نویسم

چه باید کرد با این مایه حسرت

بهارا از زمستان می نویسم

" رضا " از دامغان من این غزل را

به آن پیر سخندان می نویسم !!
نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 0:34 توسط رضا پارسی پور| 4 نظر
از وبلاگم : باغ باران

ارسال نظر