آخرین خبر

  • • برپایی مجدد كلاس‌های نقد داستان استاد محمدرضا سرشار در حوزه هنری
  • سه شنبه 26 مردادماه 95

    پس از یك سال تعطیلی، از ابتدای مهرماه سال جاری، مجددا جلسات نقد داستان هفتگی استاد محمدرضا سرشار در حوزه هنری تشكیل می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، پس از یك سال تعطیلی كلاس‌های نقد داستان استاد محمدرضا سرشار و بنا به درخواست عده ای از هنرجویان و شاگردان، از ابتدای مهرماه سال جاری، مجددا جلسات نقد داستان هفتگی وی در حوزه هنری تشكیل گردد.

    در همین زمینه واجدان شرایط علاقه مند برای شركت در این جلسات می‌توانند برای ثبت نام اعلام آمادگی كنند.

    جلسات نقد داستان استاد محمدرضا سرشار در حوزه هنری سالیان طولانی محل آمد و شد نویسندگان جوان بود كه از همین كلاس‌ها نیز داستان‌نویسانی خوبی به جامعه ادبی كشور معرفی شدند.

آخرين نظرات خوانندگان

  • نامشخص: بد نشد به بهانه آقای قادری یک دوره کلاس های ادامه

آخرین کتاب

  • • تعریفی برای ادبیات کودکان و نوجوان/ محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)
  • شنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۵
    .
    به مناسبت 18 تیر، روز ادبیات کودکان و نوجوانان
    .
    ادبیات کودکان و نوجوانان، عبارت است از مجموعه داستان‌ها، اشعار و نمایشنامه‌هایی که ضمن برخورداری از جوهره و کیفیت ادبی لازم، با توجه به خاصه‌های ذهنی و روانی (استعداد‌ها، علایق، تمایلات) و نیازهای کودکان و نوجوانان، در چارچوب اصول تعلیم و تربیت مورد تأیید شرع، پدید آمده باشد.
    وجود قید «در چارچوب اصول تعلیم و تربیتِ مورد تأیید شرع» از آن رو است، که ادبیات سازنده‌ی کودکان و نوجوانان، در عین رعایت اقتضای سنی و علایق و تمایلات مخاطبان کم سن و سال خود، نمی‌تواند و نباید عنان خود را کاملاً به دست این عوامل بسپارد. بلکه در هر حال، علاوه بر ارضای خواست‌هایِ درست مخاطبان، باید آنچه را که آنان برای رشد صحیح و متعادل شخصیت‌شان به آن «نیاز» دارند و چه بسا خود از آن بی‌خبر باشند، در اختیار ایشان قرار دهد. ضمن آنکه تکیه‌ی صرف بر یافته‌های روانشناسی غرب و اصول تعلیم و تربیت آن، بنیانگذاری بنای سترگ شخصیت آینده‌سازان کشور بر گذرگاه سیل*؛ و نمونه‌ی عینی و محصول فرجامین آن، جوامع غرقه در فساد، سر در گم و درمانده در کاار خودِ امروزِ غرب است.

    .
    .
    * «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ، أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ »
    آيا كسى‏كه بنيان مسجد را بر ترس از خدا و خشنودی او نهاده بهتر است،‌یا آن کس که بنیان مسجد را بر کناره‌ی سیلگاهی که آب زیر آن را شسته باشد نهاده است، تا با او، در آتش جهنم سرنگون گردد؟» (توبه: 109)
    .
    .
    منبع: از دفتر چهارم مجموعه کتاب «درباره ادبیات داستانی» به نوشته استاد محمدرضا سرشار، انتشارات کانون اندیشه جوان


یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت هشتم

16. آقای نصرالله قادری، در جایی دیگر از - به تعبیر خود - ، نقدش به نقد صاحب این قلم بر"طوفان دیگری در راه است"، در قالب نوعی استفهام انکاری، خطاب به من، آورده است:"اصلا "مفهوم" روایت چیست؟ آیا آن را معادل "اپیک" گرفته اید؟ یا معادل سیر رمان، یا پیشبرد[:پیشرفت] حادثه، یا نقل واقعه؟ یا...می دانید که از ساحت[!] "فنی و تکنیک[ی] میان اینها تفاوت وجود دارد؟"
از اشکال جمله("از ساحت نقد وتکنیک") که بگذریم، باید گفت:
الف) اپیک" که یعنی حماسه! (حال آقای قادری چه اصراری دارد تعبیر فرنگی نامها و اصطلاحهایی را استعمال کند که فارسی آنها وجود دارد و هیچ سوء تعبیری نیز برا ی مخاطب ایجاد نمی کند، این هم بماند!) البته حماسه "اثری داستانی روایتی است با زمینه ای قهرمانی و رنگ قومی و ملی و سبکی فاخر؛ که در آن، حوادث خارق العاده در گذشته ای دور اتفاق می افتد."(واژه نامه هنر داستان نویسی؛ ص 86) این، چه ربطی به "طوفان دیگری ..." یا آنچه من در آن بخش از نقدم راجع به روایت گفته ام دارد!؟
ب) "از ساحت فنی و تکنیک"(!)،فرق "سیر رمان" با "پیشرفت(نه "پیشبرد"؛ در اینجا) حادثه" یا حتی "نقل واقعه" های آن، چیست؟
ج) اما معنی "روایت" "از ساحت فنی و تکنیک(!)":
"روایت را به شکلهای متفاوتی تعریف کرده اند. هر مکتب، روایت را با توجه به بنیانهای فکری خود تعریف می کند؛ و بدون توجه به شالوده های فکری آن، نمی توان دریافت دقیقی از آن تعاریف به دست آورد."(احمد اخوت؛ دستور زبان داستان؛ اصفهان: فردا؛ چاپ اول: 1371؛ ص 8)
"شاید بتوان روایت را در ساده ترین و عام ترین بیان، متنی دانست که قصه ای را بیان می کند[همان "نقل واقعه" مورد نظر آقای قادری!] و قصه گویی(راوی) دارد. به طور مثال، اسکولز و کلاگ، در کتاب "ماهیت روایت"، روایت را این گونه تعریف می کنند: "کلیه متون ادبی را که دارای دو خصوصیت وجود قصه و حضور قصه گو است، می توان یک متن روایی دانست. "(همان)
گریما(Greimas) هم روایت را بیشتر محدود به قصه و داستان می داند؛ و اینها را متونی می داند که ماهیت مجازی دارند؛ متونی که کنشگر(: شخصیت داستانی ) مخصوص به خود دارند. کنشگرانی که دست به کنش می زنند؛ و بدین گونه شخصیت آنها شکل می گیرد."(همان؛ص 9)
مایکل تولان، روایت را مختصر و مفید، این طور تعریف می کند:"توالی حوادث ملموسی است از حوادثی[:همان " پیشرفت حوادث"] که به صورت غیرتصادفی در کنار هم آمده اند."(پیشین؛ ص 10)
"تولان می گوید مقصود از غیراتفاقی بودن حوادث این است که "ارتباط میان حوادث باید مشخص و باانگیزه باشد."
به عبارت دیگر، روایت، توالی حوادثی است که دارای ارتباط استنتاجی باشد و یکی از دیگری منتج شود(و یا سلسله ای از حوادث، منتج به سلسله دیگری شود)."(همان؛ ص 11)
"روایت، داستان[قابل توجه آقای قادری!]، قصه یا نقل واقعیت است.
آنچه داستانها را از تجربه ابتدایی متمایز می کند، این است که داستان از مجموعه وقایعی ساخته می شود که بر اهمیت ارتباط میان آنها تاکید می ورزد. بنابراین، خلق روایت یا نقل داستان، در واقع، گفتن و تنظیم کردن روابط میان سلسلهای از حوادث است. تاریخ نیز روایت است. گرچه به طور معمول، این واژه بیشتر به داستان تخیلی(Fiction) ارتباط دارد."(فرهنگ اصطلاحات ادبی در زبان انگلیسی؛ ص 212)
و ختم کلام - در این بخش - اینکه:"باید بدانیم که رمان یک روایت است[قابل توجه آقای نصرالله قادری!].این بدان معنا است که در رمان، سیر وقایع وجود دارد[باز هم قابل توجه آقای قادری!]. برای نشان دادن این سیر، معمولا از واژه داستان استفاده می شود.[...] واژه روایت، دقیق تر از واژه داستان است. زیرا معنای ضمنی گفته، کذب یا امر عینی را در خود ندارد."(کاترین لور؛ شناخت هنر رمان؛ ترجمه محمدرضا قلیچ خانی؛روزنه ؛ چاپ اول : 1381 ؛ ص 19 - 20)
ان شاءالله ادامه دارد.

1 نظر

بد نشد به بهانه آقای قادری یک دوره کلاس های آموزش رایگان هم پشت سر گذاشتیم.

ارسال نظر