آخرین خبر

  • • اعلام آمادگی انجمن قلم ایران برای ایجاد زمینه ورود دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتب درسی،
  • شنبه 08 بهمنماه 90

    در پی ترور ناجوانمردانه دانشمند جوان هسته ای، شهید احمدی روشن، هیئت مدیره انجمن قلم ایران، با ارسال نامه ای به وزیر آموزش و پرورش، آمادگی این تشکل ادبی را برای طرح هنرمندانه دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن در کتابهای درسی اعلام کرد.
    متن این نامه به قرار ذیل است:
    "جناب آقای حاجی بابایی

    وزیر محترم آموزش و پرورش

    با سلام؛

    به استحضار می رساند : در ایامی که دشمنان میهن اسلامی تصور می کنند با ترور چند دانشمند می توانند مردم ایران را از جهاد علمی خویش بازدارند ، عمومی کردن دانش هسته ای و موضوع ضرورت دستیابی کشور به این دانش مهم ، ضروری می نماید . انجمن قلم ایران با نزدیک به دویست و پنجاه نویسنده و شاعر عضو خود ، آمادگی کامل دارد تا در طرح هنرمندانة موضوع و تبدیل مسائل مشکل علمی مرتبط با آن به زبان قابل فهم مخاطبان ، زمینة ورود «دانش هسته ای و ضرورت پرداختن به آن» ، برای درج آن در کتب درسی ، با آن وزارتخانة محترم ، همکاری کند.

    با احترام
    محمدرضا سرشار
    رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. شما آمار مطمئن متفاوتی دارید؟چه باعث شده تردید کنید؟ ادامه
  • بنده ای که امیدواره خداوند همه ی ما رو به راه خودش برگرد: سلام استاد شما از تعداد پیامک ها مطمئنید و یا ادامه
  • سلامي: باز هم ان نويسندگان واهل فرهنگ اگردين ندارند لااقل انقدرازاده ادامه
  • مدیر: سلام و تشکر. شعرهای موزون و مقفا زیاد بخوانید و ادامه
  • fereshte: با عر ض سلام و احوال پرسی... من هم ادامه
  • نامشخص: باعرض سلام واحترام خدمت استاد ارجمند وقتی اعضای کمیسیون فرهنگی ادامه
  • پترس فداکار: سلام. چند سال پیش بود که رهبری درباره لزوم طنز ادامه
  • مدیر: تشکر می کنم. ان شاءالله نوشته تان را بخوانیم و ادامه
  • حسین: خسته نباشید من بر خلاف دیگران کمتر با شما آشنا ادامه
  • معصومه ابراهیمی: تحلیل عاطفی بر روی کتاب مهاجر کوچک شما انجام دادم. ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • "بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا" از محمد سرشار منتشر می شود
  • خبرگزاری فارس: دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به زودی کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» را منتشر می‌کند.

    خبرگزاری فارس: بررسی تطبیقی حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا منتشر می‌شود

    محمد سرشار، پژوهشگر در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: این کتاب به بررسی تطبیقی وضعیت حقوقی مطبوعات در دو کشور ایران و آمریکا پرداخته است و تلاش می‌کند با بررسی همه‌جانبه این رسانه، وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران را پیشنهاد کند.

    سرشار افزود: در این مطالعه تطبیقی، آزادی‌های نشریات، امتیازات آنها، محدویت‌های مطبوعات، جرایم مطبوعاتی، کیفرهای مطبوعات و نظام دادرسی به جرایم نشریات، مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.
    وی اضافه کرد: در این کتاب برای نخستین بار، پانزده محدودیت قانونی آزادی بیان در حقوق آمریکا به مخاطبان فارسی‌زبان معرفی شده است. در واقع می‌توان گفت که مطالعه حقوق ایالات متحده آمریکا در حوزه نشریات، در کشور ما کم‌سابقه بوده است.

    سرشار اظهار داشت: کشور آمریکا در حوزه رسانه‌های مدرن، پیشتاز دنیای غرب است و مطالعه این کشور به ما کمک می‌کند تا با استفاده از این تجربیات و البته براساس الگوی اسلامی ـ ایرانی، راه‌های میانبری را برای پیشرفت رسانه‌ها در جمهوری اسلامی ایران طراحی و اجرا کنیم. این وظیفه پژوهشگران ایرانی است که با نگاه انتقادی غرب‌شناسانه، نقاط قوت و ضعف آنان را شناسایی کنند و به تسریع در حرکت تمدنی نظام جمهوری اسلامی، کمک نمایند.

    او گفت: در کتاب حقوق مطبوعات در ایران و آمریکا، پیشینه تاریخی نشریات در این دو کشور مورد بررسی قرار گرفته و برمبنای فقه اسلامی، قانون اساسی و اندیشه‌های رهبران جمهوری اسلامی ایران، تلاش شده وضعیت مطلوب مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران ترسیم گردد.
    کتاب «حقوق مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا» در 314 صفحه و شمارگان 2000 جلد، توسط انتشارات دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها در بهمن ماه منتشر خواهد شد.

    محمد سرشار کارشناس ارشد حقوق و دانشجوی ترم آخر دکتری مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی است.


آخرين نوشته‌ها در دسته‌بندي موضوعي يادداشت‌ها

نخستين همايش علمي جشنواره هنري ايران 1404 امروز (شنبه، هشتم بهمن‌ماه) در تالار مهر حوزه هنري برگزار شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين همايش كه با حضور مسؤولان حوزه هنري همراه بود، به تبيين اهداف افق ايران 1404 و ارائه راهكارهايي براي آينده مطلوب پرداخته شد. محمدرضا سرشار كه به عنوان سخنران در اين جلسه حضور...
"پارک ملت"+شبکه یک سیما+فرهاد+ ترانه"وحدت"(محمد)
"بدرود بغدا"،"گلچهره"،"گلوگاه شیطان"،"معبد جان"،"انجمن قلم ایران"،"معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی"،"کانون اندیشه جوان"،"پژوهشگاه فرهنگ و اندیش اسلامی"
به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب باشگاه خبری فارس «توانا»، «انجمن ادبی امین» با هدف معرفی الگوهای متعهد و انقلابی به نویسندگان جوانُ ، تقدیر از چهره‌های ادبی متعهد و دلسوز را از وظایف اصلی خود می‌داند و به همین منظور مراسم تجلیل از محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) را برگزار کرد. * می‌خواستم تابویی را که درباره نویسندگان انقلابی...

تجلیل انجمن ادبی امین از محمدرضا سرشار

به گزارش خبرگزاری فارس، انجمن ادبی امین با هدف معرفی الگوهای متعهد و انقلابی به نویسندگان جوانُ و تقدیر از چهره‌های ادبی متعهد و دلسوز را از وظایف اصلی خود می‌داند و به همین منظور مراسم تجلیل از محمدرضا سرشار(رضا رهگذر)را برگزار می‌کند. این مراسم با با حضور استادان، دانشجویان، مسولین سازمان بسیج دانشجویی و جمعی از نویسندگان مشهور از...
چندی پیش، ارجمندی از نویسندگان مراجعه کننده به سایت نکته راجع به داستان نویسی پرسیده بودند؛ که در پاسخ ایشان، به اقتضای پاسخ چنین پرسشهایی، جواب کوتاهی دادم. اخیرا در همین مورد به یاد تجربه دیگری ـ اضافه بر آنچه در آن پاسخ بیان کرده بودم ـ افتادم. از آنجا که پرسش مهم و بحث بدیع بود، احساس کردم...

سوز نینوا

شعری جدید در باره عاشورا+ نینوا+ امام حسین(ع+ محرم+ اربعین+ علی اصغر(ع))+ مهدی یار سرشار

تمام روح دین، حیدر!

نه یک کمتر، نه افزون تر، تمام روح دین، حیدر! زلال روح پیغمبر،امیرالمؤمنین، حیدر! خدا نادیده ام؛اما،خدا را می شناسم با تجلی صفات حق؛ حقیقت در زمین، حیدر! علی جان نبی بود و نبی جانانه حیدر گل دردانه عالم؛ امین بعد از امین، حیدر! علی اعلا؛ علی بالا؛ علی جان و دل زهرا علی سررشته طوبا؛ علی نور مبین؛...
دیروز آقای حمزه زاده، قائم مقام حوزه هنری و مدیرعامل انتشارات سوره مهر، تلفن کرد و برای حضور در مراسم گردهمایی امروز مجمع ناشران جهان اسلام در تالار یاس هتل استقلال تهران دعوت کرد. با آنکه سخت گرفتار بودم، اما نتوانستم دعوتش را رد کنم. مراسم از ده صبح تا یک بعد از ظهر بود.اما امروز با همه تلاشی...

رها شده به امان خدا...!

به حالت اعتراض و با ناراحتی به طرف صحبتش گفت: حرفم را شهید نکن. گفتم: شهادت که چیز بدی نیست. شهادت فوز عظیم است. خیلی هم دلت بخواهد. افزودم: چرا مدتی است بر سر زبان عده ای - حتی از آدمهای خوب و معتقد - این طورافتاده، که این کلمه مقدس را در مواضع منفی به کار می برند؟!...

روزهای زندگی!

حدود چهار هفته پیش، در سفری - برای من پیش بینی نشده - ، برای شرکت در مراسم بله بران جوانی از خویشان سببی عازم شیراز شدیم؛ و حدود یک هفته پیش، در یک سفر اضطراری ، برای شرکت در مراسم تشییع و خاکسپاری و سوم خاله همان جوانی که قبلا برای شرکت در مراسم بله برانش رفته بودیم....

آرزو!

ظهر جمعه ای که گذشت، در سفری پیش بینی نشده به شیراز، در خیابان بلوار مانند زینت یافته با درختان سر بر آسمان سای اکالیپتوس و نخلهای زینتی رشید و بوته های پربرگ و گل و انبوه خرزهره - با رنگهای شاد و چشمنواز - و باغچه طولی وسط خیابان پوشیده از چمن سبز و شمشادهای یکسان نظام یافته میان...

یادگاری از سفر کرمانشاه

سال 1367 یا 1368، به دعوت امور تربیتی استان کرمانشاه، برای شرکت در مراسم اختتامیه جشنواره شعر و قصه آن استان، به آن شهر رفتم. مراسم با حضور صدها دانش آموز دختر و پسر مقطع راهنمایی و دبیرستان، در تالاری بزرگ برگزار شده بود. من هم به خواست میزبانم، دقایقی بر صحنه رفتم و برای دانش آموزان صحبت کردم.بعد...

کمیت لنگ دل!

از دم صبح، کمیت دل شیدا لنگ است. بی تو تهران همه جا تار و سحر بی رنگ است. تو که یک روز ز ما دوری و کرمانشاهی قدر یک سال، برای تو، دل ما تنگ است. (پیامک رسیده در اولین روز دوری رهبر از تهران)...

مثل زندگی...!

جمعه گذشته، صبح، با کت و شلوار یشمی و پیراهن سیاه، در بهشت زهرا، در مراسم هفتم پسر بیست و پنج ساله یکی از منسوبان، بر سر مزار او نشسته بودم و با صدای سوزناک مداحی که زیارت عاشورا می خواند اشک میریختم؛ و شب همان روز، با همان کت وشلوار، اما پیراهن سفید، در مراسم عروسی دختر یکی...

فقط...!

خواهر یکی از خانمهای عضو جلسه نقد داستان هفتگی - که البته خود عضو جلسه نقد ما نیست - با این تصور که علی آباد هم دهی است، نشانی کلاسهای آموزش داستان نویسی یکی از نویسندگان لامذهب چپ را از یکی دیگر از خانمهای جلسه نقد پرسیده بود. علتش هم این بود که خانم دومی، خود قبلا در دوره...

وضعیت شیعیان سوریه در زمان حاکمیت حافظ و بشار اسد

در سفری که بهمن ماه سال گذشته(قبل از پیدا شدن موج بیداریهای اخیر در کشورهای عربی)، به اتفاق همسرم،به دعوت جشنواره دکترعبدالسلام العجیلی به سوریه داشتیم، ملاقاتی هم با با یک دوست باصفای خانوادگی سوری داشتیم. این زن و شوهر که در ایران، سالها با ما در یک مجتمع آپارتمانی زندگی می کردند، یکی دو سالی پس از فوت...

آرزوی مرگ

می گفت: دلم می خواهد بمیرم. پرسیدم: چرا؟! گفت: می خواهم ببینم آن طرف چه خبر است....

تهراکستان

- ترکی؟ - نه. - پس تهران چه کار می کنی؟!...

هشدار!

"از نافرمانی خدا در خلوتها بپرهیزید. زیرا همان کسی که امروز گواه است فردا داوراست!" نهچ البلاغه...

پروا از بندگان خدا!

نماز ظهر و عصرش به اخرین دقایق نزدیک به غروب افتاده بود. در اداره، دنبال گوشه پس و پناهی می گشت تا دور از چشم دیگران نمازش را بخواند. یکی از همکارانش متوجه شد. با لحنی کنایه آمیز گفت: تو از خدا پروا؛ از بندگان خدا پروا می کنی؟! پاسخ داد: من تا آنجا که می توانم، اغلب نمازهایم را...

ترکیه، مدل ژنریک انقلاب اسلامی ایران!

با وقوع انقلاب اسلامی و متعاقب آن، برقراری نظام جمهوری اسلامی در ایران، پیروان همه ادیان الهی در سراسر جهان، جانی دوباره گرفتند؛ یک بار دیگر احساس هویت کردند؛ و توانستند در برابر مکاتب فکری بشرساخته - که مدعی جانشینی دین در حیات مادی و معنوی انسان بودند -، سر خود را بالا بگیرند و با افتخار بگویند که...

معرفت حضور

در مجلسی در محضر رهبر معظم انقلاب بودیم. در خلال بحث، صحبت به برنامه های سیما کشید. ایشان فرمودند: من هر وقت مجری به بییندگان سلام می کنند، جواب سلامش را می دهم(می فرمایند: علیکم السلام). با خود گفتم:"اگر مجریان سیما می دانستند چه بینندگان عظیم الشانی دارند، چه بسا بعضیهایشان بیشتر مراقب رفتار( حتی طرز نشستن) و گفتارشان...
به تازگی دو سفرنامه جدید مربوط به سفرهای رهبر معظم انقلاب - این بار توسط انتشارات سوره مهر - به نامهای "حافظ هفت" و "قایق راندن به اقیانوس"روانه بازار نشر شده است. این دو سفرنامه در باره سفر معظم له به استانهای فارس و یزد است؛ که به ترتیب به وسیله اکبر صحرایی و مظفر سالاری - نویسندگان شیرازی...
خداوند در مورد دوستانش و افراد با ایمان، رفتاری متفاوت با افراد معمولی دارد. رفتاری که در مواردی، از سوی کسانی که با آنها آشنا نیستند و حکمت نهفته در پس آن را نمی دانند، ممکن است بد تعبیر شود. از جمله این رفتارها، به هم ریختن برخی حساب و کتاب های آنان، خاصه در مواردی است که خیلی...

آدم بدشانس و دعوتهای چندگانه!

خدا رحمت کند رفتگان همه مان را؛ پدران ما می گفتند:"آدم بدشانس را دوجا دوجا دعوت می کنند." با اتفاقی که در چند روز اخیر برای من افتاد، گمان می کنم برای به روز کردن این ضرب المثل، باید در آن تغییری داد. قضیه از این قرار است که، از حدود دو هفته قبل، بنا به رسم معمول سه...

از کجا تا به کجا!

در سفر اخیر به سرزمین مغصوب، با عده ای از مشاهیر و نیکان همکاروان بودیم. از جمله آقایان دکتر حداد عادل، که پرینت نهایی ترجمه قرآن کریمش را هم برای بازبینی با خود آورده بود. مهندس چمران. محمد رضا سلطانی؛ مجری سیما. هلالی و آهنگران؛ مداحان اهل بیت. آقای خاتمی و اقای رجبی؛ کارشناسان تاریخ سریال مختار در سیما....

بیداری مرگ

الناس نیام. اذا ماتوا، انتبهوا. مردم خواب اند. چون بمیرند، بیدار می شوند. (سخنی منسوب به رسول گرامی اسلام.)...

آرام؛ وقت به خیر

تخت روان فایبرگلاس را که از پشت آمبولانس نعش کش زمین گذاشتند، کسی به میان جمعیتی که دور و بر قبر آماده کنده شده ایستاده بودند آمد و به مداحی که پشت میکروفن بود، گفت: آمبولانس آمد. چند نفر بیایند مشایعت مرده. دو نفر از پسران متوفا، با جمعی از مردان، به طرف آمبولانس رفتند و تخت روان را...

روزه های مرحوم بهلول

در جلسه ای در محضر بزرگی بودیم که از سالیان پیش از انقلاب مرحوم بهلول مشهور را از نزدیک می شناخت و چند بار نیز از نزدیک با وی ملاقات داشت. آن بزرگوار می فرمود:" بهلول دائم الصوم[:همیشه روزه] بود. در یکی از شهرستانهای استان خراسان، روزی در جلسه ای به یکدیگر برخوردیم. با من گرم گرفت و احترام...

نماز با صدای پرندگان

زنی جوان، از کارمندان سیماست. دلی بسیار صاف و زلال دارد. و چندی است گویا مورد عنایتی ویژه قرار گرفته است. برای خانمی از آشنایان تعریف کرده بود: " گاهی که می روم برای نماز صبح خواب بمانم، پرنده ها می آیند پشت پنجره اتاق خوابم، و با نوک زدن به شیشه ، بیدارم می کنند." یک بار هم...

علت نرفتن به حج

گفتم: ظاهرا شما باید مستطیع شده باشید. گفت: چطور مگر؟ پرسیدم: تا به حال به حج مشرف شده اید؟ گفت: نه . پرسیدم: چرا؟ گفت: من عمری با آبروداری بین این مردم زندگی کرده ام. نمی خواهم این چند صباح باقی مانده عمر، همه "حاجی فیروز" صدایم کنند. تازه یادم آمد که اسم کوچکش "فیروز" است !...

سفر به سرزمین غصب شده

در سال گذشته، در دوازدهمین "جشنواره پژوهش فرهنگی سال" که از سوی "پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات" وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می شود، متن دستنویسس کتاب در دست انتشار من به نام "ادبیات داستانی پس ازانقلاب"، جزء برگزیدگان معرفی و موفق به دریافت سه سکه بهار آزادی شد.(این متن، بدون اطلاع من، با لطف دبیر گروه ادبیات...

معرفت رهبر انقلاب نسبت به امام رضا (ع)

گفت:کی به مشهد تشریف آوردید؟ گفتم:دیروز مشرف شدیم. افزودم: کسی به مشهد تشریف نمی آورد. همه به اینجا مشرف می شوند. برایش جالب بود. معلوم بود خوشش آمده است. گفتم: هیچ می دانید، زمانی که "آقا" رئیس جمهور شدند، دستور دادند هیچ مسئول مملکتی - از جمله خودشان به عنوان رئیس جمهور - ، وقتی برای بازدید به مشهد...

سرسبز چو شالیزار منی

من یارم و تو، دلدار منی دلداده و تو، مهوار منی. تو ماه شبان تار منی شبها همه شب، غمخوار منی. در غصه و غم،تیمار منی درمان دل ، بیمار منی. آشفته ام و، هنجار منی آرام دل، افگار منی. ویرانه ام و ، معمار منی درمانده من و، دادار منی. گنگم من و تو، گفتار منی تو محرم...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت نهم و آخر

17. آقای قادری در جایی از نوشته اش اظهار کرده است:"آیا مراد شما از "همذات پنداری" همدلی است که در اثر ترس و ترحم ایجاد می شود؟ اگر چنین است آیا می دانید که "همدلی مخاطب در اثر فقط با "کاراکتر اصلی" است! و گاهی بر اساس حکم شما کاراکتر اصلی نیست! آیا مراد شما "همدلی" با اندامواره اثر[!] است؟...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت هشتم

16. آقای نصرالله قادری، در جایی دیگر از - به تعبیر خود - ، نقدش به نقد صاحب این قلم بر"طوفان دیگری در راه است"، در قالب نوعی استفهام انکاری، خطاب به من، آورده است:"اصلا "مفهوم" روایت چیست؟ آیا آن را معادل "اپیک" گرفته اید؟ یا معادل سیر رمان، یا پیشبرد[:پیشرفت] حادثه، یا نقل واقعه؟ یا...می دانید که از...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت هفتم

15.آقای نصرالله قادری، به عنوان موکل متعصب ادبی آقای مهدی شجاعی - نویسنده کتاب "طوفان دیگری در راه است " - ، در بخش سوم از افاضات پردامنه ادبی - اخلاقی اش(!)، افاضه فرموده است: "لطفا یک بار دیگر به جمله پارامتر دوم عنایت کنید؟ "مدتی که از کتاب می گذرد"! یعنی چه؟ آیا به همین جهت نیست که شما...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت ششم

13.آقای قادری در بخش شماره 3 از دفاعیه اش از نویسنده "طوفان دیگری ..." آورده است: "لطفا یک بار دیگر به جمله پارامتر[؟!] دوم عنایت کنید؟[معلوم نیست چرا علامت سؤال گذاشته است!] "مدتی که از کتاب می گذرد"! یعنی چه؟" در پاسخ باید بگویم: یعنی اشتباه گزارشگر خبر گزاری در ثبت گفته من! به همین سادگی! به احتمال قریب به...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت پنجم

9. آقای نصرالله قادری، با شهامتی مثال زدنی(!)- که قاعدتا ناشی از ندانستن، و ناآگاهی از این ندانستن است - نوشته است: "تفاوت صوری و ماهوی در مفهوم "داستان"و"رمان" هست. توفان دیگری در راه است، رمان است. اما شما[:من] دائما آن را داستان می نامید." چند سطر پایین تر افزوده است:"آیا شما واقعا نمی دانید که "داستان"و "رمان" با...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت چهارم

7.آقای نصرالله قادری خوب است بداند که، اولا افلاطون، از جمله فلاسفه یونانی است که نظریاتش، در موارد قابل توجهی، با آراء فلاسفه اسلامی، همخوانی یا نزدیکی دارد. در ثانی،اگر آقای قادری، خودش - بی واسطه - نظریات افلاطون را در این زمینه خوانده بود، می دانست که منظور او از "سیاست"، چیزی فراتر از معنی مبتذل شده و...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت سوم

5.آقای نصرالله قادری در مقام وکیل مدافع دلسوز نویسنده کتاب مورد نقد ما، خطاب به من نوشته است:"تا آن پایه کمر به ویرانگری شخصیت سید بسته اید که اساسا در مسلمانی ایشان هم تردید دارید. او حتی به عنوان یک عوام هم از مسائل دینی ادراک ندارد ...." و در کل، غرض خود از نوشتن و انتشار مطلبش را نیز...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت دوم

سؤال دیگری که در همان بدو امر شنیدن این خبر - با تعجب - به ذهنم خطور کرد، این بود که، با توجه به گذشت حدود یک سال از انتشار نقد من بر آن داستان، چرا حالا کسی به فکر جوابگویی به آن افتاده است؟! خوشبختانه، آقای قادری هم، احساس کرده بود که برای این همه تاخیر، لازم است...

یکی این طفلک را تحویل بگیرد - قسمت اول

پریروز در کتابخانه محل کارم بودم که دوستی نویسنده، منتقد و مدرس ادبیات داستانی، با لبخندی آمیخته به طنز گفت: نقدی را که یکی بر نقدتان بر "طوفان دیگری در راه است" نوشته، خوانده اید؟ گفتم: نه. حالا کی نوشته؟ گفت: کسی به نام نصرالله قادری. گویا یکی دو کتابش را هم [...] [: نویسنده آن کتاب مذکور] در...

کارنامه من در سال 1389 - قسمت چهارم

دیگر کارهای پراکنده ای که در این سال انجام دادم: - بنا شد تصویب نهایی 70 اثر داستانی دیگر - اضافه بر 100 اثر قبلی - و نظارت بر ویرایش آنها، برای چاپ و نشر در نشر تکا - وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - به عهده من با شد. حدود 20 اثر را به سرانجام رسانده بودیم...

کارنامه من در سال 1389 - قسمت سوم

کتابهای حاشیه ای: جز کتابهایی که در این سال از خودم منتشر شد، چهار کتاب نیز به صورت حاشیه ای در ارتباط با من انتشاریافت: 1.غریبه ها(قصه های اتنقلاب - مجلد ششم)؛ به کوشش محمد رضا سرشار؛ چاپ دوم: 2500 نسخه؛ سوره مهر. 2. جاسوس(قصه های انقلاب؛ مجلد ششم)؛ به کوشش محمد رضا سرشار؛ چاپ دوم: 2500 نسخه؛ سوره...

کارنامه من در سال 1389 - قسمت دوم

اولین سفرم در این سال، به شیراز، شهر آبا و اجدادی ام - به همراه همه اعضای خانواده - ، به مدت ده روز در ایام نوروز، از راه زمینی بود؛ که طی آن، با اقوام و آشنایان، دیداری تازه شد. بقیه سفرها، عمدتا کاری بود: در فروردین ماه، یک سفر دو و نیم روزه به بوشهر، به دعوت مشترک...

یک آبروریزی دیگر سایتهای مربوط به سبزها

در روز هفتم فروردین ماه سال جاری, سایت خبرگزاری فارس, در قسمت کتاب و ادبیات خود, در استقبال از نامگذاری سال 1390 به سال "جهاد اقتصادی" توسط رهبر معظم انقلاب, چند دوبیتی سروده شده شاعران مختلف در این ارتباط را منتشر کرد. من هم عین همان خبر را در بخش "خواندنیهای وب" این سایت قرار دادم. در ابتدای این...

کارنامه من در سال 1389 - یک

الف) چاپ کتابها: 1.نگو نمی توانم؛ 3000 نسخه؛ سروش. 2.پیش از آنکه سرها بیفتند؛ 2،500 نسخه؛ سوره مهر. 3.قصه های حیوانات در قرآن(ده مجلد)؛هر مجلد 3،000 نسخه - جمعا: 30،000 نسخه؛ منادی تربیت. 4.صدای تیر در گردنه؛ 2،500 نسخه؛ سوره مهر. 5.گذری در ادبیات کودکان و نوجوانان پس از انقلاب؛ 2،200 نسخه؛ انجمن قلم ایران. 6.جنگ سلطه و رسالت هنرمندان؛...

یادداشتهای سفر به سوریه - 8

در دومین نشست صبح روز پنجشنبه، احمد المدینی از مغرب، رئیس نشست و شهلا العجیلی - برادر زاده عبدالسلام العجیلی - ، جمال ناجی از اردن، فؤاد مرعسی از سوریه ، دیگر سخنرانان بودند. دکتر العجیلی سخنانش را با بیان تاریخچه ای در باره اسطوره گیلگمش شروع کرد. یعنی زمانی که الهه ها زن بودند؛ و اینکه بعدها چگونه...

یادداشتهای سفر به سوریه - 7

افتتاحییه و جلسات بعد از آن در روز اول جشنواره العجیلی، در تالار بزرگ - به نسبت مرکز یک استان کوچک سوریه مثل رقه - برگزار شد. افتتاحیه، به علت برنامه های جنبی ای مثل ساز و رقص و آواز و حضور و سخنرانی استاندار و مدیر کل اداره فرهنگ استان و امکان دیدن حدود پنجاه نویسنده و منتقد...

یادداشت های سفر به سوریه - 6

یکی از سخنرانانU ایمن ناصر، مجسمه ساز، نقاش و جدیدا نویسنده بود؛ که ظاهرا یک رمان چاپ شده داشت. او تنها سخنران اهل همان استان رقه، و تنها کسی بود که محاسن - البته با کراوات - داشت. مردی خوش سیما،با موی سر وروی مرتب سیاه، زیر پنجاه سال داشت، و متین، و نگاهش به من ، توام با احترام...

یادداشتهای سفر به سوریه - 5

خانم می خالد از مصر، از تجارب خود در نویسندگی برای غلبه بر سه محظور مورد بحث گفت: با بازیهای زبانی می توان بر مثلث این تابوها غلبه کرد. از موسیقی کلام می توان برای بیان حسهای مورد نظر استفاده کرد. من از سانسور خارجی نمی ترسم. از شخصیتهای داستانهایم می ترسم؛ که بگویند: چرا این طور به ما نگاه...

پیام استاد

تو سرشاری از شور عشق و وفا محمد بود نام تو با رضا. دعایت دلم را صفا می دهد چو باران رحمت به فصل شتا. پیامکی از تنها استاد و نخستین مشوقم در زمینه ادبیات کودکان و نوجوانان؛ جناب آقای علی اکبر کسائیان....

یادداشت های سفر به سوریه - 4

در یکی از نشستها، نویسنده مصری، خلیل الگیزاوی( مصریها "ج" را "گ" می گویند)، فصلی از داستان خودش - خاطرات معلم[مرد] دختران - را می خواند. خانم ح. می گوید: داستانش مرا یاد "مدیر مدرسه" آل احمد می اندازد. (بعد که در دمشق، به طور تصادفی با رونویسی ای که یکی از اساتید دانشگاه قاهره از نقد من بر...

نمی روی از یاد...(شعری درباره انتظار)

دوباره خاطر تنگم به یاد یار افتاد از این زمین فسرده از این زمان فریاد. دلیل هر نفس من امید دیدار است شبیه قصه مجنون، حکایت فرهاد. تمام ثروتم این چند روز عمر من است بیا که غیبت تو می دهد همه بر باد. به حق پیر جماران ظهورکن آقا که لحظه لحظه من گشته نیمه خرداد. به دام عشق...

غزل آخر دیوان غم

برای عقیله عرب؛ زینب کبری سخن هجر میان آمد و خون بر دل شد دوری عاشق و معشوق ز هم مشکل شد. آن چنان کشتی غم با دل او محرم گشت که به توفان بلا، دور ز هر ساحل شد. یک نگه گرد خود انداخت،غریبانه گریست محرم راز دلش چوب در محمل شد. هر زمان بار اسارت به دلش سنگین...
یادداشتهای سفر به سوریه - 3 اشاره کردم که، یکی از معضلهای من و آقای پ. در این جشنواره، ندانستن زبان عربی بود. البته مرا به این عنوان که خانم ح. مطالب را برایم ترجمه خواهد کرد راضی به آمدن به این سفر کرده بودند. آ قای پ. هم که آشنایی قبلی با خانم ح. داشت و اصلا با...
يادداشت/ محمدرضا سرشار خبرگزاري فارس: محمدرضا سرشار در يادداشتي به «نحوه تعامل نويسنده با سه عنصر جنسيت، دين و سياست در آثارش» پرداخته است. به گزارش خبرگزاري فارس محمدرضا سرشار در يادداشتي با عنوان «نحوه تعامل نويسنده با سه عنصر جنسيت، دين و سياست در آثارش» كه در جشنواره ادبي العجيلي سوريه قرائت كرد نوشته است: اهالي فن، نيك آگاهند...
یادداشت های سفر به سوریه - 2 آنچه که در فرصتی که برای قرائت ترجمه مطالبم در اختیار من قرار گرفت خوانده شد، حدود نیمی از آن متنی بود که برای این مراسم آماده کرده بودم. تازه همین تلخیص هم نه به وسیله خودم، که توسط خانم ح. به عربی صورت گرفته بود. ضمن آنکه همان متن فارسی هم...
همان طور که در خبر منتشر شده توسط خبرگزاری فارس - مندرج در همین سایت - آمده است، از سه شنبه 30 آذر 89 تا پایان روز جمعه 3 دیماه 89، از سوی اداره فرهنگ سوریه، ششمین دوره جشنواره ادبی دکتر عبدالسلام العجیلی در شهر رقه این کشور برگزار شد؛ که در آن علاوه بر نویسندگان و مترجمان شانزده...

برخیز عمو...!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}  دارد  زمان  آمدنت   دیر  می شود.  دارد  سکوت  دشت  نفسگیر  می شود.  سقا؛  رجز  بخوان  که  نلرزد...

تغییر مجری برنامه قصه ظهرجمعه پس از چهار سال

در خبری در یکی از خبر گزاری ها به نقل از سردبیر برنامه قصه ظهر جمعه رادیو آمده بود که از ابتدای آبانماه جاری خانم مریم نشیبا از این برنامه می رود و یک گوینده آقا جایگزین وی می شود. امروز دقایقی از این برنامه را با صدای مجری جدید- که یک آقاست - شنیدم. به خانم مریم نشیبا خسته...

بودن یا نبودن...؟

گفت: رو به روی ایستگاه متروی خیابان شهید بهشتی، تابلو دیجیتالی ای هست که وضعیت هوای تهران را در هر زمان نشان می دهد. امروز صبح که سر کار می آمدم، این تابلو، وضعیت هوای تهران را در حالت هشدار، و وضعیت هوای خیابان شهید بهشتی( محل کار ما) و میدان آزادی را در حالت اضطرار اعلام می کرد....

قدرشناسی به شیوه بهنام!

می گفت: از مراسمی برمی گشتیم. مسیرمان از خیابان اصلی یک بوستان محله ای قدیمی می گذشت. آنجا گروهی از پسربچه ها را دیدیم که بهنام- نوجوان همشهرکی را که از چند سال پیش، در اثر تصادف، دچار نوعی اختلال ذهنی خفیف شده است - دوره کرده بودند و به او سنگ می پراندند و دسته جمعی فریاد می...

آشی به نام "انقلاب"!

کسانی که - به اقتضای سن و سال و موقعیت و استعدادها و امکانات شخصی - از همان ابتدای نهضت امام خمینی در سال 1342 ، با همان مقدوراتی که در اختیار داشتند با امام و نهضت همراهی کردند یا در طول سالهای بعد به آن پیوستند و در راهش از خود مایه گذاشتند، به احتمال زیاد، افرادی مخلص...

تو چه خواهی کشید، فرزندم!

گفت: یک روز صبح، فرزند چهارساله ام، وقتی از خواب بیدار شد، خیلی پکر بود. اخم کرده بود و در خودش فرورفته بود.او را روی زانویم نشاندم و نوازشش کردم و پرسیدم: چته عزیزم؟ چرا ناراحتی؟ گفت: حوصله م سر رفته. پرسیدم: آخه چرا ؟ گفت: همه ش شب می شه، صبح می شه؛ شب می شه صبح می...

جمعه 89/8/14؛؛مشهد مقدس؛ شرکت هواپیمایی ماهان

به دعوت موسسه خدمات مشاوره ای جوانان و پژوهشهای اجتماعی آستان قدس رضوی ، برای تدریس چهار ساعت(دو جلسه) روشهای فعال کردن ذهن برای ایده یابی،به برگزیدگان مسابقه فیلمنامه نویسی این مرکز، عازم مشهد مقدس شدم. پرواز رفت 45/8 صبح و برگشت 20/23 جمعه 14 آبانماه بود. پرواز رفت، طبق معمول با تاخیری حدودا نیم ساعته انجام شد.حدود نه و...

دوشنبه 89/8/10؛ نمایشگاه مطبوعات

دیروز آقایی با پیش شماره 0919 تلفن همراه زنگ زد.خودش را معرفی کرد. از اهالی یکی از کشورهای عربی بود. به نمایندگی از دو روزنامه قطری: "الشرق" و "العرب". گفت که مایل اند مرا ببینند و برای روزنامه شان مصاحبه ای در باره ادبیات کودک و نوجوان داشته باشند. - اگر می توانید امشب بیایید هتل ....در غیر این...

دروغهایی که تمامی ندارند!

اخیرا سایت جرس - متعلق به جریان موسوم به سبز - اقدام به انتشار خبر کذب، آشفته و مغشوشی کرده، و طی آن مدعی شده است که "انجمن قلم ایران،اقدام به صدور اعلامیه ای به شکل کتبی، تلفنی و پیامک برای نویسندگان کشور نموده[!] که در این اطلاعیه (تحت عنوان "افشای فتنه گران")از نویسندگان و هنرمندان کشور خواسته شده...

غلبه روزافزون نفسانیت در طیفی از جامعه هنری- ادبی

در گذشته های نه چندان دور، پرهیز از ریا و خودنمایی، به نیت حفظ خلوص عمل و جلب هرچه بیشتر رضای پروردگار متعال، فضای هنری و ادبی جامعه را نیز به شمیم خود معطر ساخته بود. چه هنرمندان متدین و مخلصی، که چه بسیار آثار ارزشمند و مانای هنری را با نیت خالص و قصد قربت پدید می آوردند...
بنا بر آنچه برخی استخوان خردکرده ها و آشنایان بی واسطه با مسائل جبهه و جنگ هشت ساله اظهار می دارند، یکی از خطرهایی که کارنامه مکتوب این سالها را تهدید می کند، مبالغه هایی - مثبت یا منفی - ، بیان آن مطالب با نگاه و از منظر امروز، و در مواردی جعل خاطرات(!) به قصد تحریف، جلب مشتری،...

آقای مومنی عزیز؛ حالا نوبت شماست!

دیروز شاهد یادداشتی تحت عنوان"نامه سرگشاده...به ..." در سایتی - متاسفانه ارزشی و اصولگرا؛ که پیش تر نیز مطلبی از همین سنخ را از دوست هنرمند دیگرمنتشر کرده بود- بودم؛ که غمگینم کرد.البته به دوستی که در این مورد با من تماس گرفته بود گفتم که این گونه مطالب اگرچه تاسفبار و نوعی تف سربالا هستند، که - به...

ماجراي دايه و مادر

محمد رضا سرشار به دنبال مصاحبه‎هاي انجام شده با مريم صباغ‎زاده و اميرحسين انبارداران، در شماره 49 نشريه پنجره، محمدرضا سرشار جوابيه‎اي را ارسال داشته است كه از نظر مي‎گذرانيد. 1- اين پاسخ كاملا شخصي است؛ و ربطي به مسئوليت اينجانب در انجمن قلم ايران، ندارد. 2- خانم مريم صباغ‎زاده ايراني و آقاي اميرحسين انبارداران، با تفاوت‎هايي، از حدود...

روحانیت بدون اسلام و اسلام بدون روحانیت!

اواخر دهه 1360، زمانی که هنوز عده ای از دوستان ما - در عرصه ادبیات و هنر- هنوز از اسلامشان شرمنده نشده بودند - یا لااقل هنوز شرایط را مناسب اعلام این شرمندگی نمی دیدند - یکی از همین دوستان می گفت: دو چیز خیلی خطرناک است: روشنفکری که بخواهد ادای آخوندها را درآورد؛ و آخوندی که بخواهد ادای روشنفکرها...

آقای دکتر پرویز عزیز، خسته نباشید!

بعد از ظهر روز سه شنبه،از ساعت 5 تا 8 بعد از ظهر، مراسم دوازدهمین دوره کتاب فصل در محل تالار سوره مهر واقع در حوزه هنری برپا بود.مراسمی که به گفته مسئولانی که در دوره های مختلف پیشین آن حضور داشته بودند، بحمدالله از بیشترین استقبال مخاطبان برخوردار بود. در این مراسم بنا بود آقای دکتر محمد حسینی...
حکایت من وحذف نام آقای احمد محمود از فهرست نویسندگان برتر ادبیات داستانی کشور در سال78 اخیرا آقای عطاءالله مهاجرانی در یادداشتی گستاخانه در اعتراض به پخش ویژه برنامه سیما در باره خودش - خطاب به یک مسئول عالیرتبه نظام - ، ذکری هم از من به میان آورده است، مبنی براینکه رهبر معظم انقلاب گویا به استناد نامه ای...

سازنده موسیقی آغاز برنامه "قصه ظهر جمعه" کیست؟

موسیقی نشان(آرم) برنامه قصه ظهر جمعه، یکی از خاطره انگیزترین موسیقیها و آرمهای برنامه های رادیویی برای شنوندگان قدیمی این رسانه است. به طوری که برای آنان نوعی حالت نوستالژیک و شرطی پیدا کرده است.تا آنجا که یکی از مراجعه های همیشگی و قابل توجه دوستان به همین سایت، برای شنیدن و دانلود این موسیقی است. ضمن آنکه بعضی...

پنج قصه ظهر جمعه را رایگان بشنوید یا دانلود کنید

امروز اتفاقی گذارم به سایت ایران صدا افتاد. با کمال تعجب دیدم حداقل پنج برنامه قصه ظهر جمعه با صدای مرا به طور رایگان روی سایت گذاشته اند.البته دور صدای چهار تا از این برنامه ها تند شده بود ؛ و کیفیت صدا طبیعی نبود؛ اما به مصداق کاچی به از هیچ چی، برای دوستانی که به دنبال این...
بعد از ظهر پریروز ، در ضلع جنوبی شبستان اصلی مصلای تهران(محل برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب) در حال عبور بودم، که به یکی از غرفه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران رسیدم که سی دی های صوتی نمایشهای رادیویی را می فروخت. پرسیدم: سی دی قصه های ظهر جمعه رادیو را هم دارید؟ متصدی غرفه گفت :...

یک خاطره از شهید سید مرتضی آوینی

ایام نمایشگاه بین المللی کتاب سال 71 یا 70 مصادف با زمان سردبیری همزمان سید مرتضی آوینی بر سوره و من بر "سوره نوجوانان" ، به عنوان یکی از برنامه های جنبی نمایشگاه، یک سخنرانی هم برای آقا مرتضی گذاشته بودند. روز برگزاری سخنرانی ، یکی از اعضای مجله " سوره" ، خبرش را به ما داد ؛ و...
دوره چهار ساله دوم ریاست مهندس بنیانیان بر حوزه هنری به پایان رسیده ، و حجت الاسلام سید مهدی خاموشی در نظر دارد گزینه ای جدید را جایگزین وی کند . و در این میان ،نام آقای محسن مومنی ، به عنوان گزینه مذکور ، رسانه ای شده است . صاحب این قلم ، پیش از این ، در...

کاری که احمدی نژاد با این نظام کرد

وقتی بدن کسی ، در اثر خوردن غذای فاسدی مسموم می شود ، یکی از اولین و بهترین مداواها برای او ، این است که کاری کنند آنچه را که خورده است ، بالا بیاورد .یعنی غذایی را که باعث آن مسمومیت شده است ، از معده اش خارج کند.این کار البته توام با ناراحتی و رنج است ....
محسن مومنی یا به تعبیر دیگر ، محسن مومنی شریف ، دارای تحصیلات رسمی و حوزوی ، دبیر سابق آموزش و پرورش ، از نویسندگان شناخته شده ادبیات داستانی کشور ، مدیر داخلی مجله "سوره نوجوانان" به مدت حدود چهار سال ، عضو موسس، بازرس و عضو اسبق هیئت مدیره انجمن قلم ایران ، رئیس مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری...
حدود دو سال پیش ، در سفری به مشهد ، با آقای رضا میرکریمی - نویسنده و کارگردان سینما - همراه شدیم. در راه ، صحبت از ساده زیستی رهبر انقلاب - حضرت آیت الله خامنه ای - شد . آقای میرکریمی خاطره ای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد ؛ که بسار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسید...

کارنامه من در سال 1388 - قسمت دوم

ا.کتابهای چاپ اول: در این سال چهار کتاب زیر برای اولین بار از این قلم منتشر شد: - عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد؛سوره مهر ؛ چاپ اول ؛ 2500 نسخه. - عکس انتخاباتی با کت دکتر احمدی نژاد ؛ سوره مهر ؛ چاپ دوم ؛2500 نسخه (جمع شمارگان:5000 نسخه ). - گذری در ادبیات کودکان و نوجوانان...

کارنامه من در سال 1388 - قسمت اول

یکی از کارهایی که از سال 1376 شروع کردم ، ثبت - البته نه کاملا دقیق - کارهایی بود که در طول سال انجام می دادم یا ماجراهایی که بر من واقع می شد .بعد ، در انتهای هر سال ، جمعبندی و خلاصه آنها را در دفتری که مخصوص این کار بود - فهرست وار - می نوشتم...

ماهیهای شیدای بهارمست

پیرایشگر ( کلمه درستش همین است ) محله ما - مثل خیلی دیگر از پیرایشگرهای تهران - شمالی است.از هر فرصت و تعطیلی حتی کوتاهی استفاده می کند و سری به ولایت می زند ؛ ومثل خیلی دیگر از همسنخهایش ، در هر سفر جنسی ( برنجی ، چایی ، ...) هم با خود می آورد و به مشتریهای خاصش...
در طول مدت کمی که از پذیرش مسئولیت دبیری جشنواره های کتاب سال و ... توسط اینجانب می گذرد ، به ضرورت در دو سه جا سخنان کوتاهی ایراد کرده ام ؛ که طبق روال معمول ، در وسایل ارتباط جمعی بازتاب یافته است.اما هر بار که این بازتاب ها را خوانده ام ، در بسیاری موارد از برخی...
در اخبار هفته گذشته وسایل ارتباط جمعی آمده بود که یک عضو هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان ، به نمایندگی از سوی این انجمن، در جشن (!) چهل وششمین سالگرد تاسیس شورای کتاب کودک شرکت کرده و ضمن گفتن تبریک این سالگرد ، آرزو کرده است که در آینده ، انجمن متبوع او و شورای کتاب کودک...
امروز در دبیرخانه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بودم.به من گفته شد که حداقل چهار سال است که پس از اعلام نتایج و اسامی برگزیدگان ، نامهای داوران نیز به تفکیک و تدریج در کتاب هفته و ایبنا اعلام می شود.البته ممکن است در مجموع ، از این قریب به 1200 داور ، حدود 10 نفر با اعلام اسامی...
لزوم گویا کردن برخی از کتابها ، از جمله مقوله هایی است که از مدتها پیش مورد توجه برخی از دلسوزان امر تعلیم و تربیت ، خاصه علاقه مندان به ترویج مطالعه در کشور بوده است ؛ با این وصف ،این امر ، در مرحله عمل ، تا امروز در کشور ما ، وضع رضایتبخشی ندارد.به گونه ای که تعداد...

شباهتهای داستان با زندگی ، یا زندگی با داستان

در سفر هفته اخیرم به گرگان، برای شرکت در نخستین جشنواره شعر و داستان این استان،در بخش دوم برنامه ، در میان جمع داستانیان(لغت من درآوردی) این استان ، در حین نقد یکی از آثار خوانده شده ،به مطلبی در باره ساختار کلی داستان اشاره کردم ، که سالها پیش نیز در مجلد دوم کتاب "الفبای قصه نویسی "...
فیلم مربوط به به ضرب و شتم و اهانت به پیکر نیمه جان بسیجی جوانی که در جریان اغتشاشهای روز عاشورا توسط اراذل و اوباش مدعی هواداری از جنبش سبز و آقای میرحسین موسوی را از یکی از سایتهای مدافع این جریان ضبط کرده بود.بارها وبارها پیکر آش ولاش و غرقه به خون او را که بیهوش بر زمین افتاده...
این روز ها که بحمدالله ماهیت واقعی سران جریان فتنه موسوم به سبز و اعوان و انصار آن، به تدریج بر اکثریت افراد جامعه و نیز عده ای از طرفداران فریب خورده این جریان دارد آشکار می شود،و تابوی(!) صحبت محاکمه سران اصلی این جریان شوم بی منطق شکسته می شود،شاهد انتشار نخستین مطلب کارشناسانه حقوقی از سوی جوانی شجاع...

ما از کدام گروهیم؟

در صبح اول وقتی به سراغم آمد.با بغضی گره خورده در گلو،که تنفس را برایش مشکل کرده بود؛و برای آنکه جلو ریزش اشکهایش را بگیرد،هر چند گاه یک بار - همچون لقمه ای گلوگیر - بغضش را فرومی خورد. شب گذشته از شدت ناراحتی ،تنها پس از خوردن سه قرص اعصاب توانسته بود بخوابد.ناراحتی اصلی اش از دشمنی و سرکوفت...

نامه ای سرگشاده ،به رئیس محترم قوه قضائیه

( در تظاهرات شگفت انگیز سراسری روز چهارشنبه ،مردم با سران فتنه ،قوه قضائیه و قوه مجریه ،اتمام حجت کردند.)حضرت ایت الله آملی لاریجانی!سلام علیکماخیرا با یک واسطه،شنیدم که جناب عالی،در اظهاری رسمی گفته اید که قوه قضائیه،تحت تاثیر تظاهرات و تجمعات و اعلامیه ها و بیانیه ها قرار نخواهد گرفت و....(نقل به مضمون)اگر این سخن به این معنی باشد...

مزدور واقعی کیست؟

با منطق و آرامش صحبت می کرد و برای هر مدعایش می کوشید سندی ارائه کند.مخاطبش نیز سعی می کرد پاسخ او را به به شیوه خودش بدهد.اما زمانی رسید که از دادن پاسخ درماند. ابتدا تلاش کرد به شیوه اهل مغلطه ،موضوع را به سمت و سویی دیگر بکشاند و به این طریق  خود را از مخمصمه برهاند.حریف اما...

اسیران سخن و امیران سخن

در مجلسی ,از جمله,یک نویسنده و یک اهل فلسفه ,نشسته بودند.استاد فلسفه , تقریبا روی هر کلمه ای که می خواست بر زبان بیاورد ,قدری فکر و - در نتیجه - مکث می کرد. انگار ابتدا کلمات را مضمضه می کرد ,یا حتی برخی واژه ها را اول می مکید و بعد بر زبان می آورد.طوری که گاه حتی از...
دوشنبه هفته گذشته حدود ساعت 5/12 (بعد از ظهر)بود که آقای جوانی از - نمی دانم کدام بخش - صدا و سیما زنگ زد ؛که "به مناسبت تمدید حکم مدیریت عاملی آقای ضرغامی بر این رسانه,در حال تهیه گزارشی از هنرمندان در مورد نظرات و توقعات این قشر از صدا و سیما در دوره جدید مدیریت آن هستیم.خوشحال می...

دو خاطره از زنده یاد حسین صبحدل

قبل از انقلاب، اداره برخی امور جزئی مسجد دانشگاه علم و صنعت - و شاید بعضی دیگر از مساجد دیگر دانشگاهها - به عهده بچه های انجمن اسلامی دانشجویان بود.یک روز برای اولین بار - از زمان ورودم به دانشگاه - هنگام ظهر سر کلاس بودم که از بلندگوی مسجد دانشگاه صدای اذان بلند شد. ابتدا جز در حد معمول،...

تفاوت ره از کجا تا به کجا!

در دوران انقلاب، من دانشجو بودم.یکی از از دوستان دانشجو برادری داشت که افسر نیروی هوایی بود.این افسر جوان حق طلب،تحت تاثیر القائات پیوسته ای که در محل کار به او و همفکرانش می شد ،ابتدا با تردید به انقلاب و رهبری آن نگاه می کرد.اما به تدریج تغییر عقیده داد و به انقلاب پیوست. یکی دیگر از دانشجویان...

زیر ورو شدن های یکشبه!

در سالهای پس از پیروزی انقلاب در کشور،مواجهه با جریانها و افراد سابقا مشهور به مذهبی و انقلابی که ناگهان و - به ظاهر - یکشبه تغییر موضع داده و از آن طرف پشت بام افتاده اند بسیار مشاهده شده است .و این موضوع ،هر چه از مبدا انقلاب دورتر شده ایم ،بیشتر مشاهده می شود.آغاز تدریجی این امر،همان...
با نام و شخص وحيد نيكخواه آزاد و مهدي ارگاني، در نخستين سمينار ادبيات كودكان و نوجوانان كشور(1) در بعد از انقلاب، كه در سال 1358 توسط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان برگزار شد، آشنا شدم. در آن زمان، مگر به طور اتفاقي، روزنامه نمي‌خواندم. در يكي از همين روزنامه خواندن‌هاي اتفاقي، در آگهي سمينار مذكور، اسم خودم...

آسیب شناسی رفتارهای سیاسیون در انتخابات اخیر

فرق مسلمان و غیر مسلمان می گویند روزی ملای بزرگ یکی از ادیان(غیر از اسلام)در حال وعظ برای پیروانش و گله از اعمال ایشان بود.از جمله می گفت:شما دروغ که می گویید. مشروب که می خورید . دزدی که می کنید.سر همدیگر که کلاه می گذارید...راحت بگویید "ما ...(اسم پیروان دین رقیبشان را آورد) نیم و خلاص! صرف نظر از...

آقای مخملباف ،از کجا تا به کجا!

از سال 1363تا1385 من کارمند حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی (حوزه اندیشه و هنر اسلامی سابق)بودم.از این مدت ،تا پایان سال 1368 را با کسانی چون مرحومان سید حسن حسینی ،قیصر امین پور ،و آقایان فریدون عموزاده خلیلی ،محسن و نقی سلیمانی ،حسن احمدی ،مهرداد غفارزاده ،وحید امیری - ز قدیمی ترها - و بیوک ملکی ،مهدی حجوانی و...
نخستین میتینگ انتخاباتی جناح موسوم به اصلاح طلب ،در انتخابات ریاست جمهوری دهم ،با حضور اکثر چهره های شاخص این جناح ،از جمله آقایان محمد خاتمی و میرحسین موسوی ،در برج میلاد ،با دعوت از آقای محمود دولت آبادی ،نویسنده مارکسیست متمایل به حزب توده ،و سخنرانی نامبرده علیه انقلاب فرهنگی و عوامل و دست اندرکاران آن ،همراه بود....

یک خاطره از شهید آوینی

» روزي نامه‌اي از پاكستان براي سيدمرتضي آمده بود. چون پسر بزرگم، محمد كه ده يازده سالي داشت - تمبر جمع مي‌كرد، از سيد خواستم كه تمبر روي پاكت را به من بدهد تا براي پسرم ببرم. سيدمرتضي با خوشرويي پذيرفت؛ و از آن پس، هر بار كه نامه‌اي خارجي برايش مي‌آمد، تمبرهاي روي پاكتش را جدا مي‌كرد و به...

سید حسن حسینی :ما لشکر زن نمی شویم

در سال1368 بین آقای محسن مخملباف و دوستانش در واحد ادبیات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ،با آقای محمدعلی زم ،رئیس وقت حوزه هنری ،اختلاف و سپس کشمکش شدیدی شروع شد ؛و دامنه آن به بیرون از حوزه نیز کشیده شد. یکی از کسانی که از بیرون حوزه هنری - دقیقا به دلایل سیاسی - به خصوص با کشاندن...

دو خاطره ک از شیخ اصلاحات

تا امروز هیچ گاه افتخارملاقات از نزدیک یا کار در مجموعه هایی را که آقای کروبی مسئولیت آن را بر عهده داشته است نداشته ام.اما به عنوان یک چهره متفاوت و خبرساز ،اغلب - خواسته یا نا خواسته - در جریان سخنان و کارهای او قرار گرفته ام ؛و - حقیقتش را بخواهید - از بعضی سخنان و کارهای...

انتظاری - به ظاهر -کوجک ،از رئیس جدید قوه قضائیه

محمدرضا سرشار سرانجام دوران ده ساله ریاست آقای شاهرودی بر قوه قضائیه به پایان رسید و فقیه جوان و دانشمند ،آقای لاریجانی به جای وی منصوب شد. به اقرار موافق و مخالف ،در این ده سال،در قوه قضائیه تحولات مثبت بسیاری رخ داد که در جای خود قابل تقدیر است و بابت آنها باید از آقای شاهرودی و همکارانش تشکر...
محمدرضا سرشار یکی از شگردهای غیراخلاقی که برای ایجاد شبهه بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ذهنهای مردم صورت گرفت و از قضا باغث گمراهی عده زیادی از افراد فاقد قدرت تجزیه و تحلیل شد ،اعلام پیروزی در انتخابات توسط آقای میرحسین موسوی ،پیش از حتی آغاز به شمارش آراء ؛وسپس تبریک پیروزی گفتن مطبوعات و سایتهای همسو...

خاطرات و خطورات

در دوران دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت ،همرشته ای داشتیم که بعد ها آشکار شد از هواداران گروهک موسوم به سازمان مجاهدین خلق (اکنون مشهور به" منافقین")بوده است.در سال1358 ، او لابد به تصور خود ،به قصد تحت تاثیر قراردادن من ،روزی نوار های کاستی برایم آورد و گفت : اینها را گوش کن. پرسیدم:چی هست؟ گفت:تفسیر سوره"...
اخیرا برای چندمین بار طی سالهای پس از پیروزی انقلاب،شاهد صدور نامه ای سرگشاده از سوی آقای شجریان،خطاب به مدیر عامل وقت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم که طی آن با لحنی از موضع بالا ،خواستار پخش نشدن ترانه هایش از این رسانه عظیم ملی شده است. البته هر کس اختیار آثار خود را دارد ؛و می...

فرزندان و داراییها،دو وسیله آزمایش مومنان

مومن پیوسته در معرض آزمایش خداوند است تا درجه ایمان و صحت مدعاهای او در این عرصه ،بر خودش و دیگران آشکار شود.و یکی از دشوارترین این آزمایشها،امتحان به وسیله فرزندان و داراییها است.خاصه امتحان به وسیله فرزندان به قدری دشوار و طاقتفرساست که پیامبر اولوالعزمی همچون نوح -علیه السلام- نیز در آن آزمون تاریخی توفان،نزدیک بود به قول امروزیها...
حکایت طرح تشکیل حزب و بعد جبهه سیاسی توسط آقای میرحسین موسوی ، که طی روزهای اخیر توسط روزنامه ها و شخصیتهای هوادار یا هم جناح او مرتب تکرار می شود و اصولگرایان را نیز درگیر خود کرده و به واکنش و اظهار نظرهای مخالفانه واداشته است در حقیقت ترفندی زیرکانه -هر چند تکراری و نخ نما برای اهل...
1. آن بخش از سخنان مشار الیه که در سمت و سوی نظرات مقام معظم رهبری بود (و البنه پیشتر در موضعگیری‌ای همسو با آقای موسوی، خواستار ابطال انتخابات اخیر ریاست جمهوری بود) در جای خود، قابل تقدیر بود. اما بخشهایی از این بیانات حاوی نکاتی بود که لازم است مورد کنکاش قرار گیرد. 2. کسی چون ایشان که به...

و نوبت به مهدی آذر یزدی رسید...

و نوبت به مهدی آذر یزدی رسید... امروز هیجدهم تیر 88 مهدی آذریزدی در هشتاد و هفت سالگی دار فانی را وداع گفت. با "قصه های خوب برای بچه های خوب"او از قبل از انقلاب،آشنا بودم.بعدها با دیگر آثارش،از جمله "قصه های تازه از کتابهای کهن"و...آشنا شدم.این گذشت، تا در جریان نقد بیست سال فعالیتهای مجموعه بدسابقه وبدلاحقه"شورای کتاب کودک"(کتاب...

کارنامه من در سال 86 - قسمت آخر(پنجم)

باسمه تعالی خرده کاریهای دیگر           1. شرکت در دهها ساعت مصاحبهٔ آقای مهدی کاموس با عنوان طرح "تاریخ شفاهی ادبیات کودکان و نوجوانان پس از انقلاب " . این گفتگوها عمدتاً در محل دفتر مجله "ادبیات داستانی" ٬ در بعد از ظهرهای یکشنبه انجام می شد ؛ و بناست به صورت یک کتاب مستقل چاپ شود . مشابه این...

کارنامه من در سال 86 – قسمت چهارم

باسمه تعالیچند کار نوشتنی :          الف) در سال 1367 ٬ به دنبال خواهش مسئول وقت صفحهٔ ادب و هنر روزنامهٔ کیهان ٬ آقای محمود ا. ٬ در قالب یک مقالهٔ نیمه مفصل ٬‌ به بررسی ادبیات داستانی بزرگسالان دههٔ اول پس از پیروزی انقلاب پرداختم . اما پس از آنکه این نوشته را به او تحویل دادم ٬‌بی هماهنگی با...

کارنامه من در سال 86 - قسمت چهارم

باسمه تعالی4. اشتغال به چند کار مقطعی ٬‌ اما وقتگیر           در این سال  ٬ من ٬‌ به رغم عهدی که در پایان سال 85 با خود کرده بودم که دیگر هیچ کار اجرایی و غیر اجرایی جدید نپذیرم ٬ به دلایل مختلف ٬ به ناچار وارد چندین خرده کاری شدم ٬ که بخش مهمی از وقت آزادم را گرفت...

کارنامه من در سال 1386 - قسمت سوم

باسمه تعالی3. عضویت مجدد در هیئت مدیره انجمن قلم ایران           پس از سه دوره و اندی ریاست هیئت مدیره انجمن قلم ایران ٬‌ سرانجام پس از دوـ سه ماهی ریاست هیئت مدیره چهارم ٬‌ با اطمینانی نسبی که از ترکیب آن هیئت مدیره داشتم ٬ از ریاست و عضویت آن استعفا دادم ٬ تا "انجمن" بتواند به تدریج بر...

کارنامه من در سال 1386 - قسمت دوم

باسمه تعالی2.تجدید چاپ 9 کتاب  کودک و نوجوان            در سال 86 سه کتاب ترجمه ای "درخت انار سحر آمیز" ، "یک شب در باغ وحش" و "ساختن یک پل جدید" ٬ از من ٬  توسط انتشارات "منادی تربیت"  ٬  هر یک با شمارگان 5000 نسخه ٬ به چاپ سوم رسید . این کتابها مختص گروه سنی "ب" (اول ٬...

کارنامه من در سال 1386 - قسمت اول

باسمه تعالي1. استعفا از سردبيري دو مجله           آخر ارديبهشت ماه اين سال ، از سردبيري ماهنامه "سروش کودکان" و آخر آذر ماه ، از سردبيري ماهنامه "ادبيات داستاني"  استعفا دادم .           سردبيري سروش کودکان را ، ابتداي اسفند 1385 ‌، با اصرار زياد مدير عامل وقت انتشارات و مطبوعات "سروش" پذيرفتم . از آذر 1382 ، در پي اصرار مدير...
پيشدرامدشنبه، 14/12/86، در «حسينيه مهربانيها»ي شهرري، سي نامزد «ائتلاف بزرگ مردمي جنوب شهر تهران»، در جمع صدها نفري مردم نواحي جنوبي تهران حضور يافتند، و به ايراد سخناني در اين ارتباط پرداختند.يکي از اين سخنرانان، محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) بود، که طي سخنان کوتاه خود، روال فعلي تبليغي رايج در انتخابات در تهران را ناکارآمد و غير عادلانه خواند، و...
بسم الله الرحمن الرحیمچند نکته راجع به یادداشت مورخ7/12/86 وزیر ارشاد دولت اصلاحات :پیشدرآمد           دیروز ، پیامکهایی از برخی عزیزانم به من رسید ، که به انتشار یادداشتی از جناب آقای عطاءالله مهاجرانی ، در پاسخ یکی از خاطرات سیاسی من با عنوان "حکایت من و عطاء الله مهاجرانی" - مندرج در سایت خبرگزاری فارس- اشاره داشت .           بی...

مجله ادبیات داستانی از ابتدا تا امروز

حوزة هنري، ورود به عرصة مطبوعات را با جنگهاي «سوره» و «بچه‌هاي مسجد»، از ابتداي دهة 60 آغاز كرد. ج‍ُنگ سوره، هفت هنر را در بر مي‌گرفت؛ اما زمان انتشار منظمي نداشت، و در واقع به صورت «گاهنامه» منتشر مي‌شد. به گونه‌اي كه، خاصه در اواخر عمرش، گاه حداكثر سالي يك شماره منتشر مي‌شد. با انتشار چند مجلة ادبي ـ...

ماجراي من و «خانه هنر و ادبيات کودکان و نوجوانان»

به فاصله کوتاهي از شرکتم در «نخستين سمينار بررسي ادبيات کودکان و نوجوانان» کشور در محل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، در سال 1359 ، طرح تأسيس يک مرکز پژوهشي ـ توليدي غيردولتي ـ غيرانتفاعي (به معناي واقعي کلمه) در جمعي خصوصي، توسط وحيد نيکخواه آزاد يا مهدي ارگاني يا هر دوي آنها مطرح، و مورد تأييد واقع شد؛...

دو ديدار با استاد محمدتقي جعفري

ديدار اول سال 1364 يا 1365 بود، كه بچه‌هاي واحد ادبيات حوزه‌هنري گفتند: «وقت ملاقات با استاد محمدتقي جعفري گرفته‌ايم.» قبل از حركت، يك جلسه داخلي هماهنگي، براي استفاده هرچه بيش‌تر از محضر استاد تشكيل داديم؛ تا مشخص كنيم چه از ايشان بپرسيم و كه بپرسد. يكي از سؤال‌هايي كه محسن مخملباف اصرار داشت من آن را مطرح كنم، اين...

در باب ادبيات انقلاب

نيم نگاه: يك استحاله فكرى جنگ تحميلى كه به پايان رسيد يك فاصله ذهنى حدوداً ده ساله تا پيروزى انقلاب ايجاد شده بود به همين سبب ديگر برگشتن به آن عالم خاص براى نويسنده از نظر ذهنى مشكل بود. مضافاً اينكه در طيفى قابل توجه از نسل ارزشى وابسته به انقلاب به تدريج يك استحاله فكرى در حال شكل گرفتن...
حدود دو سال و نيم بعد از بيرون آمدنم از «خانه هنر و ادبيات كودكان و نوجوانان»، در يك عصر آفتابي اواخر پاييز سال 1363، جمعي حدوداً پانزده نفر از نويسندگان، شاعران و يك تصويرگر كتابهاي كودكان و نوجوانان،‌ در منزل استيجاري مصطفي رحماندوست، واقع در طبقه دوم يك خانه قديمي آجر بهمني، در يكي از كوچه‌هاي بسيار باريك يكي...

آشنايي‌ام با محمود حكيمي

نخستين آشنايي من با آقاي محمود حكيمي، بايد به اوايل دهه 50(از طريق ماهنامه "مكتب اسلام" و بعدها "نسل نو" و "پيام شادي") برگردد. در آن زمان، آثار داستاني او در اين مجله‌ها چاپ مي‌شد؛ و من، به عنوان خواننده گهگاهي اين مجلات، كه در ضمن، اهل مطالعه داستان هم بود، بايد لااقل بعضي از اين آثار را خوانده باشم؛...
با نام و شخص وحید نیکخواه آزاد و مهدی ارگانی، در نخستین سمینار ادبیات کودکان و نوجوانان کشور(1) در بعد از انقلاب، که در سال 1358 توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد، آشنا شدم. در آن زمان، مگر به طور اتفاقی، روزنامه نمی‌خواندم. در یکی از همین روزنامه خواندن‌های اتفاقی، در آگهی سمینار مذکور، اسم خودم را...
زمستان 1360 از سوي اداره کتاب امور تربيتي کل وزارت آموزش و پرورش جزوه نيمه محرمانه دفترچه مانندي، در قطع وزيري کوتاه، که به صورت پلي‌کپي تکثير شده بود، براي مراکز امور تربيتي همه استانها ارسال شد، که حاوي فهرست کتابهايي بود که مي‌بايست از کتابخانه‌هاي مدارس سراسر کشور، پاکسازي مي‌شد. در اين فهرست، اسامي دو کتاب "اصيل‌آباد" و "مهاجر...

اولين و آخرين ديدارم با امام خميني

هنگام ورود امام خميني به ايران، من در زادگاه پدري‌ام، شيراز، بودم. به همين سبب، توفيق شرکت در مراسم استقبال از آن حضرت يا زيارت معظم‌له در اقامتگاهش را، در آن ايام، نيافتم. پس از پيروزي انقلاب نيز، با آن‌که تمام وقت در تهران بودم، با اين فکر که وقت ايشان عزيزتر از آن است که در راه رضاي دل...
با نام دكتر محمدجواد باهنر، نخستين بار، از طريق كتابهاي درسي ديني مقطع راهنمايي تحصيلي در دوران قبل از انقلاب آشنا شدم. سال تحصيلي 55 ـ 56، ضمن تحصيل در دانشگاه علم و صنعت، در يك مدرسه راهنمايي در تهران نو تهران، به تدريس اشتغال داشتم. يكي از موادي كه تدريس مي‌كردم، تعليمات ديني بود. به سبب داشتن گرايشات ضد...

کتابهای درسی ادبیات فارسی را دریابید

دوستي نويسنده، تعريف مي‌كرد: «روزي كنار تختخواب پسرم، كتاب داستاني از يكي از نويسندگان سابقاً ماركسيست و در حال حاضر نيز وابسته به جريان منحرف شبه روشنفكري ديدم. ظاهراً آن را از قفسه كتابهايم بيرون آورده، و در حال مطالعه‌اش بود. از آنجا كه جدا از انحراف فكري نويسندة كتاب، محتواي آن نيز به شدت غير اخلاقي بود، بسيار ناراحت...

آخرين ديدار

آشنايي فقير با شهيد سعيد، حبيب غني‌پور، بسيار كم، كوتاه و از راه دور بود. به طوري كه مطمئنم با اين مقدار آشنايي، چيز قابل توجه و عرضه‌اي در مورد او نمي‌توانم بيان كنم. با اين همه، چون زماني اين كار از من خواسته شد، و به اميد داخل شدن در ثواب ذكر و ياد شهيد، سعي كردم چند كلمه‌اي...

نماز در برابر قرارگاه مرکزي پليس

سال 1350 يا 1351 بود. هيجده يا نوزده ساله بودم. براي پيگيري کاري اداري به تهران آمده، و در يکي از مسافرخانه‌هاي حوالي ميدان توپخانه(امام خميني فعلي) اقامت کرده بودم. اداره‌اي که مي‌بايست به آن مراجعه مي‌کردم در اطراف ميدان "انقلاب" فعلي قرار داشت. تا آنجا که به خاطر دارم، در حوالي آن اداره،‌ مسجدي نبود. از ميدان انقلاب تا...

يک موتور سيکلت ادبيات کودکان

اگر کسي بخواهد ميزان رشد کشور را در عرصه‌هاي مختلف ادبي و هنري بسنجد، کافي است نظري به وضعيت همين مقوله‌ها، در آخرين سالهاي پيش از پيروزي انقلاب بيندازد: يکي از قلمروهايي که ما -بخصوص تا پايان دهه شصت خورشيدي- بيشترين پيشرفت را در آن داشته‌ايم، "ادبيات کودکان و نوجوانان" است. در واقع، در قبل از انقلاب، شاخص‌ترين چهره‌ي ادبيات...

حکايتي ديگر از سگ خوب قصه ما

ضرب‌المثلي عربي مي‌گويد: «الکلامُ يَجُر الکلام.» ما در فارسي مي‌گوييم: «حرف، حرف مي‌آورد.» حالا مصداق اين ضرب‌المثل، شده حکايت‌هاي راجع به داستان "سگ خوب قصه‌ي ما"؛ که کم‌کم در حال تبديل شدن به يک سريال است. هر چند شايد به شنيدن بيارزد... بعد از آنکه اين داستان را از انتشارات رَز گرفتم، دوست و همکلاسي ديرينم، سيدعباس مستجابي، آن را...

مراحل شکل‌گيري و تکامل يک داستان

موضوع داستان "سگ خوب قصه‌ي ما" در دوران آموزشي سربازي(1351) در پادگان گرگان به ذهنم خطور کرد. در آن پادگان دَرَندشت، نقاط پرت و دوره افتاده‌اي بود که مطمئنم پاي فرماندهان و مسئولان رده بالاي آنجا، هرگز به آنها نمي‌رسيد. من، هرگاه که فرصتي پيدا مي‌کردم، براي تنوع و نيز لحظه‌هايي دور شدن از جمع و هياهو و شلوغي و...

بى طرف نمايى نويسنده در نوشتن داستان تاريخى - مذهبى

بسيارى از كسانى كه به نوشتن داستان هاى تاريخى - مذهبى روى آورده اند از موضع يك مؤمن معتقد به قضيه نگاه و آن را بيان كرده اند. به اين ترتيب كه، نتوانسته اند تعصب و دلبستگى يا كينه و بغض - به عبارت ديگر: حضور - خود را در داستان، مخفى نگاه دارند و بگذارند سير حوادث و شخصيت...

به خاطر يک «بسم‌الله»

دومين داستاني که براي چاپ به‌صورت کتاب از من آماده شد، "سگ خوب قصه‌ي ما"(در سال 1356) بود. اين داستان هم، مانند اولين کتابم، توسط دوستان عضو انجمن اسلامي دانشگاه علم و صنعت، براي چاپ عرضه شد. آنان، بعد از آنکه کتاب اول مرا(خرگوش‌ها) در سال 1355 توسط انتشارات الهام به چاپ رساندند، به اين نتيجه رسيدند که بهتر است...

شاعر يا پاسدار!

اغلب مردمِ عادي عادت دارند كه هنرمندان همه رشته‌هاي هنري را به يك چشم ببينند و درباره كليه آنها، يك نوع قضاوت كنند. حال آنكه در عين وجودِ برخي اشتراكها در ميان عمومِ اين سنخ، بين هنرمندان رشته‌هاي مختلف، معمولاً تفاوتهايي قابل توجه وجود دارد، براي نمونه، حتي در يك رشته واحد همچون «ادبيات»، ميان هنرمندان دوشاخه متفاوت‌ اين رشته،...

واقعيت و داستان

يكي از پرسش‌هاي گروهي از خوانندگانِ آثار هر نويسنده‌ در هنگام ملاقاتِ رو در رو، درباره‌ي پشت صحنه، زمينه‌ها، مراحل شكل‌گيري و نيز گاه ادامه‌ي برخي از داستان‌هاي اوست. اما تاريخ ادبيات حاكي از آن است كه برخي از نويسندگان پيشكسوتِ صاحب‌نام، عالماً و عاملاً، از پاسخگويي به چنين پرسش‌هايي، طفره رفته‌اند. من، بيش و كم، از اين موضوع آگاه...

ماجراي «قصه‌ي پرغصه‌ي‌ ما»

بسياري از داستان‌هاي من در پس از انقلاب، ابتدا در "كيهان بچه‌ها" چاپ شد و بعد به صورت كتاب درآمد. يكي از آن داستان‌ها، "قصه‌ي پر غصه‌‌ي ما" بود. اين داستان كوتاه، در اوايل سال 1360 در "كيهان بچه‌ها" چاپ، و بعدها در مجموعه‌اي به همين نام، در سال 1366، توسط انتشارات «انجام كتاب» منتشر شد.(1) ماجرا‌هاي "قصه‌ي پر غصه‌ي...

عمر ِ كوتاه ِ محبوبيت هنري

يكي از تبعات هنرمندي، شهره‌ي خاص و عام شدن و در معرض توجه ويژه‌ي مردم قرار گرفتن است. البته نسبت اين امر، در مورد هنرمندان رشته‌هاي مختلف فرق مي‌كند. براي مثال، بازيگران سينما و تلويزيون از شهرت به مراتب بيشتري برخوردار مي‌شوند. اما به هر حال، اين موضوع در مورد ساير رشته‌ها نيز، بيش و كم، وجود دارد. شهرت و...

چگونه نويسنده شدم

يكي از اولين و متداولترين پرسش‌هايي كه مردم در برخورد با نويسندگان مطرح مي‌كنند اين است كه «چطور شد نويسنده شديد؟» و اغلب نيز منظور‌شان اين است كه «چه شد احساس كرديد نوشته‌هايتان به سطحي رسيده كه قابل عرضه به اجتماع است؟» يا «چه شد كه مصمم به چاپ اولين اثر‌تان شديد؟» در مورد من، به مصداق «عدو شود سبب...

اداي ديني به آن لبخند‌هاي دلگشا

آشنايي من با سيدمرتضي آويني، در آن حد طولاني و نزديك نبود كه بتوانم از ظرايف و دقايق حالات و روحيات و سكنات و ملكات اخلاقي او صحبت كنم. تازه سه-چهار سالي بود كه چشمم به جمال مباركش روشن شده بود و عمدتاً همديگر را گهگاه در جلسات كاري حوزه‌ي‌هنري مي‌ديديم و در راه‌پله‌ها و راهرو‌هاي محل كار، و يا...

دو خاطره از سيروس طاهباز

ضرب‌المثلي نسبتاً جديد مي‌گويد: «در كشور ما، زنده‌ي خوب و مرده‌ي بد، وجود ندارد.» واقعيت هم اين است كه وقتي كسي از دنيا رفت، اغلب ما، با اين عنوان كه «طرف ديگر دستش از دنيا كوتاه شده است» از بازگويي اشتباهات و كوتاهي‌هاي او خود‌داري مي‌كنيم، و تنها خوبي‌هايش را ذكر مي‌كنيم. در نتيجه، تصويري كه از آن فرد در...

دو ديدار با علي اکبر کسمايي

يکي از روزهاي ماه‌هاي آخر سال ١٣٧١ بود. در دفتر مجله‌ي «سوره‌ي نوجوانان» نشسته بودم، که از طرف دفتر آقاي زم، سرپرست حوزه‌ي هنري، تلفن زدند و گفتند: ناهار را مهمان حاج آقا (زم) هستيد. پرسيدم: مناسبت چيست؟ گفتند: آقاي کسمايي مهمان حاج آقا هستند. حاج آقا گفته‌اند شما و آقاي آويني(سيدمرتضي) هم حضور داشته باشيد. آقاي کسمايي را از...

کاش مي‌دانستم آرامگاهش کجاست!

چند سال پيش، از فقير خواسته شد که آن‌چه را از شهيدِ سعيد، يوسف(کامبيز) ملک‌شامران در خاطر دارم، بنويسم. خاصه که، من، کتاب «و اما بعد...»م را به او تقديم کرده بودم. حقيقتش را بخواهيد، به ياد نمي‌آورم که اولين بار، آن عزيز را کجا ديدم و چگونه با او آشنا شدم. چه، قضيه به حدود شانزده سال پيش بر...