در طول مدت کمی که از پذیرش مسئولیت دبیری جشنواره های کتاب سال و ... توسط اینجانب می گذرد ، به ضرورت در دو سه جا سخنان کوتاهی ایراد کرده ام ؛ که طبق روال معمول ، در وسایل ارتباط جمعی بازتاب یافته است.اما هر بار که این بازتاب ها را خوانده ام ، در بسیاری موارد از برخی...
در اخبار هفته گذشته وسایل ارتباط جمعی آمده بود که یک عضو هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان ، به نمایندگی از سوی این انجمن، در جشن (!) چهل وششمین سالگرد تاسیس شورای کتاب کودک شرکت کرده و ضمن گفتن تبریک این سالگرد ، آرزو کرده است که در آینده ، انجمن متبوع او و شورای کتاب کودک...
امروز در دبیرخانه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بودم.به من گفته شد که حداقل چهار سال است که پس از اعلام نتایج و اسامی برگزیدگان ، نامهای داوران نیز به تفکیک و تدریج در کتاب هفته و ایبنا اعلام می شود.البته ممکن است در مجموع ، از این قریب به 1200 داور ، حدود 10 نفر با اعلام اسامی...
لزوم گویا کردن برخی از کتابها ، از جمله مقوله هایی است که از مدتها پیش مورد توجه برخی از دلسوزان امر تعلیم و تربیت ، خاصه علاقه مندان به ترویج مطالعه در کشور بوده است ؛ با این وصف ،این امر ، در مرحله عمل ، تا امروز در کشور ما ، وضع رضایتبخشی ندارد.به گونه ای که تعداد...
در سفر هفته اخیرم به گرگان، برای شرکت در نخستین جشنواره شعر و داستان این استان،در بخش دوم برنامه ، در میان جمع داستانیان(لغت من درآوردی) این استان ، در حین نقد یکی از آثار خوانده شده ،به مطلبی در باره ساختار کلی داستان اشاره کردم ، که سالها پیش نیز در مجلد دوم کتاب "الفبای قصه نویسی "...
فیلم مربوط به به ضرب و شتم و اهانت به پیکر نیمه جان بسیجی جوانی که در جریان اغتشاشهای روز عاشورا توسط اراذل و اوباش مدعی هواداری از جنبش سبز و آقای میرحسین موسوی را از یکی از سایتهای مدافع این جریان ضبط کرده بود.بارها وبارها پیکر آش ولاش و غرقه به خون او را که بیهوش بر زمین افتاده...
این روز ها که بحمدالله ماهیت واقعی سران جریان فتنه موسوم به سبز و اعوان و انصار آن، به تدریج بر اکثریت افراد جامعه و نیز عده ای از طرفداران فریب خورده این جریان دارد آشکار می شود،و تابوی(!) صحبت محاکمه سران اصلی این جریان شوم بی منطق شکسته می شود،شاهد انتشار نخستین مطلب کارشناسانه حقوقی از سوی جوانی شجاع...
در صبح اول وقتی به سراغم آمد.با بغضی گره خورده در گلو،که تنفس را برایش مشکل کرده بود؛و برای آنکه جلو ریزش اشکهایش را بگیرد،هر چند گاه یک بار - همچون لقمه ای گلوگیر - بغضش را فرومی خورد. شب گذشته از شدت ناراحتی ،تنها پس از خوردن سه قرص اعصاب توانسته بود بخوابد.ناراحتی اصلی اش از دشمنی و سرکوفت...
( در تظاهرات شگفت انگیز سراسری روز چهارشنبه ،مردم با سران فتنه ،قوه قضائیه و قوه مجریه ،اتمام حجت کردند.)حضرت ایت الله آملی لاریجانی!سلام علیکماخیرا با یک واسطه،شنیدم که جناب عالی،در اظهاری رسمی گفته اید که قوه قضائیه،تحت تاثیر تظاهرات و تجمعات و اعلامیه ها و بیانیه ها قرار نخواهد گرفت و....(نقل به مضمون)اگر این سخن به این معنی باشد...
با منطق و آرامش صحبت می کرد و برای هر مدعایش می کوشید سندی ارائه کند.مخاطبش نیز سعی می کرد پاسخ او را به به شیوه خودش بدهد.اما زمانی رسید که از دادن پاسخ درماند. ابتدا تلاش کرد به شیوه اهل مغلطه ،موضوع را به سمت و سویی دیگر بکشاند و به این طریق خود را از مخمصمه برهاند.حریف اما...
حماسهها معمولاً از واقعيتهاي بزرگ تاريخي سرچشمه ميگيرند. دستهاي قابل توجه از اين واقعيتها، مربوط به دوران پيش از تاريخ، يعني زمانهايي است كه هنوز خط و نوشتن فراگير نبوده، و حوادث تاريخي، به صورت نقل شفاهي و سينه به سينه، از نسلي به نسل بعد، منتقل ميشده است. اما حماسه، ميتواند به حوادث ثبتشده در دورانهاي تاريخي نيز مربوط...
در مجلسی ,از جمله,یک نویسنده و یک اهل فلسفه ,نشسته بودند.استاد فلسفه , تقریبا روی هر کلمه ای که می خواست بر زبان بیاورد ,قدری فکر و - در نتیجه - مکث می کرد. انگار ابتدا کلمات را مضمضه می کرد ,یا حتی برخی واژه ها را اول می مکید و بعد بر زبان می آورد.طوری که گاه حتی از...
خدا رفتگان شما را بیامرزد؛مادر بزرگی داشتیم که مانند اکثر پیران همنسل خود,انبانی انباشته از تجربه های عملی و نظری و حکمت بود.یکی از سخنانی که بعضا به مناسبت بر زبان می آورد این بود که"ننه؛هر کس یک جا,همه جه.هر که همه جا ,هیچ جا."(بیانی دیگر از همان ضرب المثل حکیمانه "آدم همه کاره,هیچ کاره است.") این موضوع,تازه مربوط به...
دوشنبه هفته گذشته حدود ساعت 5/12 (بعد از ظهر)بود که آقای جوانی از - نمی دانم کدام بخش - صدا و سیما زنگ زد ؛که "به مناسبت تمدید حکم مدیریت عاملی آقای ضرغامی بر این رسانه,در حال تهیه گزارشی از هنرمندان در مورد نظرات و توقعات این قشر از صدا و سیما در دوره جدید مدیریت آن هستیم.خوشحال می...
قبل از انقلاب، اداره برخی امور جزئی مسجد دانشگاه علم و صنعت - و شاید بعضی دیگر از مساجد دیگر دانشگاهها - به عهده بچه های انجمن اسلامی دانشجویان بود.یک روز برای اولین بار - از زمان ورودم به دانشگاه - هنگام ظهر سر کلاس بودم که از بلندگوی مسجد دانشگاه صدای اذان بلند شد. ابتدا جز در حد معمول،...
در دوران انقلاب، من دانشجو بودم.یکی از از دوستان دانشجو برادری داشت که افسر نیروی هوایی بود.این افسر جوان حق طلب،تحت تاثیر القائات پیوسته ای که در محل کار به او و همفکرانش می شد ،ابتدا با تردید به انقلاب و رهبری آن نگاه می کرد.اما به تدریج تغییر عقیده داد و به انقلاب پیوست. یکی دیگر از دانشجویان...
در سالهای پس از پیروزی انقلاب در کشور،مواجهه با جریانها و افراد سابقا مشهور به مذهبی و انقلابی که ناگهان و - به ظاهر - یکشبه تغییر موضع داده و از آن طرف پشت بام افتاده اند بسیار مشاهده شده است .و این موضوع ،هر چه از مبدا انقلاب دورتر شده ایم ،بیشتر مشاهده می شود.آغاز تدریجی این امر،همان...
با نام و شخص وحيد نيكخواه آزاد و مهدي ارگاني، در نخستين سمينار ادبيات كودكان و نوجوانان كشور(1) در بعد از انقلاب، كه در سال 1358 توسط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان برگزار شد، آشنا شدم. در آن زمان، مگر به طور اتفاقي، روزنامه نميخواندم. در يكي از همين روزنامه خواندنهاي اتفاقي، در آگهي سمينار مذكور، اسم خودم...
فرق مسلمان و غیر مسلمان می گویند روزی ملای بزرگ یکی از ادیان(غیر از اسلام)در حال وعظ برای پیروانش و گله از اعمال ایشان بود.از جمله می گفت:شما دروغ که می گویید. مشروب که می خورید . دزدی که می کنید.سر همدیگر که کلاه می گذارید...راحت بگویید "ما ...(اسم پیروان دین رقیبشان را آورد) نیم و خلاص! صرف نظر از...
از سال 1363تا1385 من کارمند حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی (حوزه اندیشه و هنر اسلامی سابق)بودم.از این مدت ،تا پایان سال 1368 را با کسانی چون مرحومان سید حسن حسینی ،قیصر امین پور ،و آقایان فریدون عموزاده خلیلی ،محسن و نقی سلیمانی ،حسن احمدی ،مهرداد غفارزاده ،وحید امیری - ز قدیمی ترها - و بیوک ملکی ،مهدی حجوانی و...
نخستین میتینگ انتخاباتی جناح موسوم به اصلاح طلب ،در انتخابات ریاست جمهوری دهم ،با حضور اکثر چهره های شاخص این جناح ،از جمله آقایان محمد خاتمی و میرحسین موسوی ،در برج میلاد ،با دعوت از آقای محمود دولت آبادی ،نویسنده مارکسیست متمایل به حزب توده ،و سخنرانی نامبرده علیه انقلاب فرهنگی و عوامل و دست اندرکاران آن ،همراه بود....
» روزي نامهاي از پاكستان براي سيدمرتضي آمده بود. چون پسر بزرگم، محمد كه ده يازده سالي داشت - تمبر جمع ميكرد، از سيد خواستم كه تمبر روي پاكت را به من بدهد تا براي پسرم ببرم. سيدمرتضي با خوشرويي پذيرفت؛ و از آن پس، هر بار كه نامهاي خارجي برايش ميآمد، تمبرهاي روي پاكتش را جدا ميكرد و به...
در سال1368 بین آقای محسن مخملباف و دوستانش در واحد ادبیات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ،با آقای محمدعلی زم ،رئیس وقت حوزه هنری ،اختلاف و سپس کشمکش شدیدی شروع شد ؛و دامنه آن به بیرون از حوزه نیز کشیده شد. یکی از کسانی که از بیرون حوزه هنری - دقیقا به دلایل سیاسی - به خصوص با کشاندن...
محمدرضا سرشار حوزۀ هنری، ورود به عرصۀ مطبوعات را با جنگهای «سوره» و «بچههای مسجد»، از ابتدای دهۀ 60 آغاز كرد. جُنگ سوره، هفت هنر را در بر میگرفت؛ اما زمان انتشار منظمی نداشت، و در واقع به صورت «گاهنامه» منتشر میشد. به گونهای كه، خاصه در اواخر عمرش، گاه حداكثر سالی یك شماره منتشر میشد. با انتشار چند...
تا امروز هیچ گاه افتخارملاقات از نزدیک یا کار در مجموعه هایی را که آقای کروبی مسئولیت آن را بر عهده داشته است نداشته ام.اما به عنوان یک چهره متفاوت و خبرساز ،اغلب - خواسته یا نا خواسته - در جریان سخنان و کارهای او قرار گرفته ام ؛و - حقیقتش را بخواهید - از بعضی سخنان و کارهای...
محمدرضا سرشار سرانجام دوران ده ساله ریاست آقای شاهرودی بر قوه قضائیه به پایان رسید و فقیه جوان و دانشمند ،آقای لاریجانی به جای وی منصوب شد. به اقرار موافق و مخالف ،در این ده سال،در قوه قضائیه تحولات مثبت بسیاری رخ داد که در جای خود قابل تقدیر است و بابت آنها باید از آقای شاهرودی و همکارانش تشکر...
محمدرضا سرشار یکی از شگردهای غیراخلاقی که برای ایجاد شبهه بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ذهنهای مردم صورت گرفت و از قضا باغث گمراهی عده زیادی از افراد فاقد قدرت تجزیه و تحلیل شد ،اعلام پیروزی در انتخابات توسط آقای میرحسین موسوی ،پیش از حتی آغاز به شمارش آراء ؛وسپس تبریک پیروزی گفتن مطبوعات و سایتهای همسو...
در دوران دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت ،همرشته ای داشتیم که بعد ها آشکار شد از هواداران گروهک موسوم به سازمان مجاهدین خلق (اکنون مشهور به" منافقین")بوده است.در سال1358 ، او لابد به تصور خود ،به قصد تحت تاثیر قراردادن من ،روزی نوار های کاستی برایم آورد و گفت : اینها را گوش کن. پرسیدم:چی هست؟ گفت:تفسیر سوره"...
اخیرا برای چندمین بار طی سالهای پس از پیروزی انقلاب،شاهد صدور نامه ای سرگشاده از سوی آقای شجریان،خطاب به مدیر عامل وقت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بودیم که طی آن با لحنی از موضع بالا ،خواستار پخش نشدن ترانه هایش از این رسانه عظیم ملی شده است. البته هر کس اختیار آثار خود را دارد ؛و می...
مومن پیوسته در معرض آزمایش خداوند است تا درجه ایمان و صحت مدعاهای او در این عرصه ،بر خودش و دیگران آشکار شود.و یکی از دشوارترین این آزمایشها،امتحان به وسیله فرزندان و داراییها است.خاصه امتحان به وسیله فرزندان به قدری دشوار و طاقتفرساست که پیامبر اولوالعزمی همچون نوح -علیه السلام- نیز در آن آزمون تاریخی توفان،نزدیک بود به قول امروزیها...
حکایت طرح تشکیل حزب و بعد جبهه سیاسی توسط آقای میرحسین موسوی ، که طی روزهای اخیر توسط روزنامه ها و شخصیتهای هوادار یا هم جناح او مرتب تکرار می شود و اصولگرایان را نیز درگیر خود کرده و به واکنش و اظهار نظرهای مخالفانه واداشته است در حقیقت ترفندی زیرکانه -هر چند تکراری و نخ نما برای اهل...
1. آن بخش از سخنان مشار الیه که در سمت و سوی نظرات مقام معظم رهبری بود (و البنه پیشتر در موضعگیریای همسو با آقای موسوی، خواستار ابطال انتخابات اخیر ریاست جمهوری بود) در جای خود، قابل تقدیر بود. اما بخشهایی از این بیانات حاوی نکاتی بود که لازم است مورد کنکاش قرار گیرد. 2. کسی چون ایشان که به...
و نوبت به مهدی آذر یزدی رسید... امروز هیجدهم تیر 88 مهدی آذریزدی در هشتاد و هفت سالگی دار فانی را وداع گفت. با "قصه های خوب برای بچه های خوب"او از قبل از انقلاب،آشنا بودم.بعدها با دیگر آثارش،از جمله "قصه های تازه از کتابهای کهن"و...آشنا شدم.این گذشت، تا در جریان نقد بیست سال فعالیتهای مجموعه بدسابقه وبدلاحقه"شورای کتاب کودک"(کتاب...
باسمه تعالی خرده کاریهای دیگر 1. شرکت در دهها ساعت مصاحبهٔ آقای مهدی کاموس با عنوان طرح "تاریخ شفاهی ادبیات کودکان و نوجوانان پس از انقلاب " . این گفتگوها عمدتاً در محل دفتر مجله "ادبیات داستانی" ٬ در بعد از ظهرهای یکشنبه انجام می شد ؛ و بناست به صورت یک کتاب مستقل چاپ شود . مشابه این...
باسمه تعالیچند کار نوشتنی : الف) در سال 1367 ٬ به دنبال خواهش مسئول وقت صفحهٔ ادب و هنر روزنامهٔ کیهان ٬ آقای محمود ا. ٬ در قالب یک مقالهٔ نیمه مفصل ٬ به بررسی ادبیات داستانی بزرگسالان دههٔ اول پس از پیروزی انقلاب پرداختم . اما پس از آنکه این نوشته را به او تحویل دادم ٬بی هماهنگی با...
خبرگزاري فارس: درست در ايامي كه ميبايست هر لحظهاش در جهت تبليغات انتخاباتي استفاده ميشد، از طرف دوست جانبازم، آقاي مجتبي شاكري، كه مدير "دفتر ادبيات ايثار" بنياد مستضعفان و جانبازان تهران بود، سفري آموزشي به اصفهان، برايم تدارك ديده شد. هم از آن جهت كه از ابتداي مديريت او، به صورت جنبي با اين دفتر همكاري داشتم و...
باسمه تعالی4. اشتغال به چند کار مقطعی ٬ اما وقتگیر در این سال ٬ من ٬ به رغم عهدی که در پایان سال 85 با خود کرده بودم که دیگر هیچ کار اجرایی و غیر اجرایی جدید نپذیرم ٬ به دلایل مختلف ٬ به ناچار وارد چندین خرده کاری شدم ٬ که بخش مهمی از وقت آزادم را گرفت...
يكشنبه 26/10/78، آقاي محمدعلي رامين، طبق قرار قبلي، با اكيپ فيلمبرداري كوچك تلويزيونياش به دفتر انجمن قلم ايران آمد، و يك مصاحبة كوتاه تلويزيوني راجع به آخرين فرمايشات مقام معظم رهبري، با من انجام داد. شب، براي شركت در جلسات مشترك هفتگي نامزدها، به دفتر مركزي جامعة روحانيت مبارز رفتم. آنجا تازه متوجه شدم كه عكاس آورده و در يكي...
24/10/78, محمد, به پيشنهاد و اصرار خودش, گزارش سخنراني مرا در جلسه رابطان مساجد شمال غرب تهران, براي روزنامهها دورنگار كرد. به اين ترتيب, اولين استفاده را, از اين دستگاه دورنگار, كرديم. شب, يكي از منسوبان ـ كه قاضي دادگستري است ـ از شيراز, تلفن كرد. سلام و احوالپرسي و... : ـ در روزنامه خواندم, كه براي مجلس, نامزد شدهايد!...
ستاد تبليغاتي جامعة روحانيت مبارز، از ما خواسته بود كه هر جا براي سخنراني ميرويم به آنها خبر بدهيم، تا گزارشگري را براي تهية گزارش، همراه ما بفرستند. يا خودمان، كسي را براي اين كار، با خود ببريم. قرار بر اين بود كه آنها، گزارش مذكور را، براي روزنامهها، ارسال كنند. به دفتر نشر فرهنگ اسلامي رفتم. آنجا بريدة يادداشتي...
خبرگزاري فارس: چهارشنبه 22/10/78، صبح، در منطقة شمال شهر، سوسه برف بسيار كمي باريد. شب، بعد از نماز مغرب و عشا، با پسر بزرگم، محمد، عازم كوي نصر شديم، تا در جمع رابطان مساجد منطقة شمال غرب تهران، كه به سرپرستي حاج آقا موسوي، در دفتر جامعة روحانيت مبارز آن منطقه گرد هم ميآمدند، شركت كنيم.آقاي موسوي، روحاني سيدي با...
خبرگزاري فارس: دوشنبه 20/10/78، ساعت دوازده و ربع، در دفتر نشر فرهنگ اسلامي بودم. كمي بعد، آقاي ملكي - مديرعامل - آمد.وارد اتاق كار من شد؛ و بعد از سلام و عليك و احوالپرسي، از اوضاع انتخابات پرسيد. بهطور فشرده، برايش گفتم. گفت: شما بايد در دانشگاهها و مدارس، سخنراني كنيد. راجع به توصيه دكتر ولايتي در مورد چاپ تراكت...
باسمه تعالی3. عضویت مجدد در هیئت مدیره انجمن قلم ایران پس از سه دوره و اندی ریاست هیئت مدیره انجمن قلم ایران ٬ سرانجام پس از دوـ سه ماهی ریاست هیئت مدیره چهارم ٬ با اطمینانی نسبی که از ترکیب آن هیئت مدیره داشتم ٬ از ریاست و عضویت آن استعفا دادم ٬ تا "انجمن" بتواند به تدریج بر...
باسمه تعالی2.تجدید چاپ 9 کتاب کودک و نوجوان در سال 86 سه کتاب ترجمه ای "درخت انار سحر آمیز" ، "یک شب در باغ وحش" و "ساختن یک پل جدید" ٬ از من ٬ توسط انتشارات "منادی تربیت" ٬ هر یک با شمارگان 5000 نسخه ٬ به چاپ سوم رسید . این کتابها مختص گروه سنی "ب" (اول ٬...
باسمه تعالي1. استعفا از سردبيري دو مجله آخر ارديبهشت ماه اين سال ، از سردبيري ماهنامه "سروش کودکان" و آخر آذر ماه ، از سردبيري ماهنامه "ادبيات داستاني" استعفا دادم . سردبيري سروش کودکان را ، ابتداي اسفند 1385 ، با اصرار زياد مدير عامل وقت انتشارات و مطبوعات "سروش" پذيرفتم . از آذر 1382 ، در پي اصرار مدير...
خبرگزاري فارس: جمعه 17/10/78، شب در منزل آقاي دكتر عليرضا زاكاني، افطار دعوت داشتيم. آقاي نجات هم با خانوادهاش بود. صحبت انتخابات پيش آمد. به آقاي نجات گفتم كه آقاي باهنر گفته است كه اگر مذهبيها، فعال در انتخابات شركت كنند، اكثريت مجلس به دست نيروهاي متعهد خواهد افتاد. گفت: اين را بايد در مصاحبهها و سطح عموم اعلام كنند. چون...
پيشدرامدشنبه، 14/12/86، در «حسينيه مهربانيها»ي شهرري، سي نامزد «ائتلاف بزرگ مردمي جنوب شهر تهران»، در جمع صدها نفري مردم نواحي جنوبي تهران حضور يافتند، و به ايراد سخناني در اين ارتباط پرداختند.يکي از اين سخنرانان، محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) بود، که طي سخنان کوتاه خود، روال فعلي تبليغي رايج در انتخابات در تهران را ناکارآمد و غير عادلانه خواند، و...
خبرگزاري فارس: يك صندلي معمولي آوردند. آيت الله مهدوي كني روي آن نشست. آقاي سيد رضا تقوي، در مقدمهاي به قصد آماده كردن جمع براي شنيدن سخنان حاج آقا، گفت: ما ايشان را به عنوان مراد خود برگزيدهايم. حقيقتا نيز، هم رفتار او و هم مهندس باهنر، هنگام ايستادن و گزارش دادن در برابر مشاراليه، مانند رفتار يك شاگرد...
خبرگزاري فارس: چهارشنبه 8/10/78 ، روزنامة "آفتاب امروز" (متعلق به جناح موسوم به اصلاح طلبان)، فهرست ائتلاف بزرگِ خط امام و رهبري را، كه اسم بنده هم جزئشان بود، تحت عنوانِ جهتدار "ائتلاف جناح راست" منتشر كرد. اما متأسفانه، در آن ، من ، با نام مستعار "رضا رهگذر" معرفي شده بودم. اين اسم مستعار هم، گاهي باعث دردسرهايي...
خبرگزاري فارس: سه شنبه شب، حداكثر چهار ساعت توانستم بخوابم. صبح چهارشنبه، 1/10/78، بچهها را به مدرسهشان رساندم. به دفتر انجمن قلم ايران، واقع در ميدان هفت تير ـ كوچة بختيار رفتم و راديو ضبط اهدايي مهندس سيد عباس مستجابي را به منشي انجمن دادم. با شخصي كه قرار بود ثبت انجمن را به انجام برساند ديدار كردم و...
خبرگزاري فارس: دوشنبه 29/9/78 ، صبح، به روزنامه كيهان رفتم. صفحه ادب و هنر را نيمهبسته بودند. مطالب را ديدم و بعضي تذكرات را ـ براي بخشهاي خالي صفحه ـ دادم. مطلبي از آقاي پارسينژاد را خواندم؛ ويرايش كردم، و براي حروفنگاري فرستادم. كلا مطالب بخش ادب و هنر را، براي ويرايش، به ويراستاران روزنامه نميدهم. همچنان كه به...
خبرگزاري فارس: يكشنبه 28/9/78، در خانه بودم. تازه روزهام را افطار كرده بودم كه آقاي محمد نوريزاد ـ نويسنده، كارگردان، عضو هيئت موسس و هيئت مديره انجمن قلم ايران ـ زنگ زد و گفت: مگر به همراهِ ساير اعضاي هيئت مديره انجمن، افطار، خانه ما دعوت نداشتيد؟ چرا نيامديد؟! آن زمان ما جلساتمان را، به تناوب، در منازل اعضاي...
روز 24/9/78 ، روزنامه «بيان» که چند روزي بود به مدير مسئولي آقاي علي اکبر محتشمي ـ از اعضاي مرکزيت مجمع روحانيون مبارز ـ منتشر مي شد، به منزل زنگ زدند، و راجع به نامزدي ام براي مجلس، چهار سوال مطرح کردند. از هفته نامة «حريم» به مدير مسئولي آقاي اختري ـ متعلق به جناح اصولگرا ـ هم تماس گرفتند...
از وقتي موضوع نامزديام براي مجلس جدي شد، آقاي جوادي شور و علاقه و حرارت ويژهاي از خود نشان ميداد. روز 19/9/78 تلفن زد، و ضمن صحبتهايي، پرسيد که چه کار ميتواند برايم انجام دهد. خودش هم پيشنهادهايي داشت. روز بعد نيز بلند شد، به گروه ادب و هنر روزنامه کيهان آمد، تا تتمه صحبتها را ـ که تلفني نتوانسته...
بسم الله الرحمن الرحیمچند نکته راجع به یادداشت مورخ7/12/86 وزیر ارشاد دولت اصلاحات :پیشدرآمد دیروز ، پیامکهایی از برخی عزیزانم به من رسید ، که به انتشار یادداشتی از جناب آقای عطاءالله مهاجرانی ، در پاسخ یکی از خاطرات سیاسی من با عنوان "حکایت من و عطاء الله مهاجرانی" - مندرج در سایت خبرگزاری فارس- اشاره داشت . بی...
روزي که خبر قرار گرفتن اسمم در فهرست جامعة روحانيت مبارز به من داده شد ـ اگر حمل بر ناشکري نشود ـ ميتوانم بگويم تقريباً احساس خاصي پيدا نکردم. شايد فقط کمي خوشحال شدم. قدري که گذشت، دلشوره پيدا کردم. دوران جديدي ـ ولو براي همان مدت کوتاه فعاليت انتخاباتي ـ در زندگي من آغاز شده بود؛ که از هر...
در سال 1378 و حول و حوش انتخابات مجلس ششم، مانند امروز، تعدد سلايق و گرايشهاي خاص در جناح اصولگرا، وجود نداشت. پس از جامعة روحانيت مبارز و با فاصلة بسيار زياد از لحاظ نفوذ اجتماعي، هياتهاي موتلفه ـ به دبير کلي آقاي حبيب الله عسکر اولادي ـ و جامعة اسلامي مهندسين ـ به رياست دکتر علي غفوري فرد ـ...
سرانجام، طلسم، بسيار راحتتر از آنچه که تصورش را ميکردم، شکست: جمعه 19/9/78 ، شب هنگام، آقاي سيد رضا تقوي با منزل تماس گرفت (آن زمان هنوز تلفن همراه نداشتم) و گفت که براي انتخابات مجلس، نامم در فهرست سي نفرة جامعة روحانيت مبارز تهران، براي تهران قرار گرفته است.بنا به گفته مشاراليه، از ميان يک فهرست حدوداً صد نفره،...
با نزديك شدنِ زمان ثبتنام براي انتخابات دوره ششم مجلس، احساس كردم دیگر زمانِ ايستادن بيرونِ گود و صرفاً در مطبوعات يا سخنرانيهاي معدود و محدود، به انتقاد از وضع موجود پرداختن، گذشته است. براي واقعاً مؤثر بودن، بايد به مصداق «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوّه...» مستقيم وارد گود شد. وگرنه، بيمايه فطير است. آقاي محمدرضا جوادي، از اولين و...
شنبه 11/2/78، روز استيضاح نخستين وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت آقاي خاتمي، آقاي عطاء الله مهاجراني، در مجلس پنجم ـ که اکثريت نمايندگان آن را، طيف موسوم به اصولگرا تشکيل مي دادند ـ بود. اين جريان، بنا بود به طور همزمان، از شبکه راديويي فرهنگ ـ که هميشه صبحها مذاکرات مجلس را به طور زنده پخش مي کند ـ ...
پيشگفتارصاحب اين قلم، که از چندي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در کشور، با انتشار داستانهايي به عنوان نويسنده به جامعة ادبي کشور معرفي شد، پس از انقلاب، با قلمزني در عرصههاي ادبيات کودک و نوجوان، ادبيات داستاني بزرگسالان و مباحث نظري و نقد ادبيات داستاني، به فعاليت در همان مسير ادامه داد. هرچند بيست و چهارسال گويندگي قصه ظهر...
خوشا به حال كساني كه نعمتهايي را كه آنان را احاطه كرده است ميشناسند، و پيش از ازكف دادن آنها، قدرشان را ميدانند. اينان همان افرادي هستند كه در طول زندگي، كمتر حسرت گذشته و موقعيتهاي از كف رفته را ميخورند و ندامت ميكشند. و چه اندكاند اين گروه مردمان! يكي از بزرگترين نعمتها براي هر جامعه، داشتن رهبر و...
حوزة هنري، ورود به عرصة مطبوعات را با جنگهاي «سوره» و «بچههاي مسجد»، از ابتداي دهة 60 آغاز كرد. جُنگ سوره، هفت هنر را در بر ميگرفت؛ اما زمان انتشار منظمي نداشت، و در واقع به صورت «گاهنامه» منتشر ميشد. به گونهاي كه، خاصه در اواخر عمرش، گاه حداكثر سالي يك شماره منتشر ميشد. با انتشار چند مجلة ادبي ـ...
به فاصله کوتاهي از شرکتم در «نخستين سمينار بررسي ادبيات کودکان و نوجوانان» کشور در محل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، در سال 1359 ، طرح تأسيس يک مرکز پژوهشي ـ توليدي غيردولتي ـ غيرانتفاعي (به معناي واقعي کلمه) در جمعي خصوصي، توسط وحيد نيکخواه آزاد يا مهدي ارگاني يا هر دوي آنها مطرح، و مورد تأييد واقع شد؛...
با هيجاني ويژه و تأسفي عميق، از خرابي روزگار و بد شدن آدمها و جامعه سخن ميگفت؛ و همه تقصيرها را هم به گردن ديگران ميانداخت. گذاشتم خوب صحبتهايش را كرد. گفتم: «گيرم كه همة حرفهايت درست؛ و اوضاع به همان تلخي و تيرگي است كه تصوير كردي. اما تو كه اوضاع و آدمها را با شرايط سالهاي اول بعد...
ديدار اول سال 1364 يا 1365 بود، كه بچههاي واحد ادبيات حوزههنري گفتند: «وقت ملاقات با استاد محمدتقي جعفري گرفتهايم.» قبل از حركت، يك جلسه داخلي هماهنگي، براي استفاده هرچه بيشتر از محضر استاد تشكيل داديم؛ تا مشخص كنيم چه از ايشان بپرسيم و كه بپرسد. يكي از سؤالهايي كه محسن مخملباف اصرار داشت من آن را مطرح كنم، اين...
حماسه معمولاً از واقعيتهاي بزرگ تاريخي سرچشمه ميگيرند. دستهاي قابل توجه از اين واقعيتها، مربوط به دوران پيش از تاريخ، يعني زمانهايي است كه هنوز خط و نوشتن فراگير نبوده، و حوادث تاريخي، به صورت نقل شفاهي و سينه به سينه از نسلي به نسل بعد منتقل ميشده است. اما حماسه، ميتواند به حوادث ثبت شده در دورانهاي تاريخي نيز...
نيم نگاه: يك استحاله فكرى جنگ تحميلى كه به پايان رسيد يك فاصله ذهنى حدوداً ده ساله تا پيروزى انقلاب ايجاد شده بود به همين سبب ديگر برگشتن به آن عالم خاص براى نويسنده از نظر ذهنى مشكل بود. مضافاً اينكه در طيفى قابل توجه از نسل ارزشى وابسته به انقلاب به تدريج يك استحاله فكرى در حال شكل گرفتن...
حدود دو سال و نيم بعد از بيرون آمدنم از «خانه هنر و ادبيات كودكان و نوجوانان»، در يك عصر آفتابي اواخر پاييز سال 1363، جمعي حدوداً پانزده نفر از نويسندگان، شاعران و يك تصويرگر كتابهاي كودكان و نوجوانان، در منزل استيجاري مصطفي رحماندوست، واقع در طبقه دوم يك خانه قديمي آجر بهمني، در يكي از كوچههاي بسيار باريك يكي...
نخستين آشنايي من با آقاي محمود حكيمي، بايد به اوايل دهه 50(از طريق ماهنامه "مكتب اسلام" و بعدها "نسل نو" و "پيام شادي") برگردد. در آن زمان، آثار داستاني او در اين مجلهها چاپ ميشد؛ و من، به عنوان خواننده گهگاهي اين مجلات، كه در ضمن، اهل مطالعه داستان هم بود، بايد لااقل بعضي از اين آثار را خوانده باشم؛...
با نام و شخص وحید نیکخواه آزاد و مهدی ارگانی، در نخستین سمینار ادبیات کودکان و نوجوانان کشور(1) در بعد از انقلاب، که در سال 1358 توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد، آشنا شدم. در آن زمان، مگر به طور اتفاقی، روزنامه نمیخواندم. در یکی از همین روزنامه خواندنهای اتفاقی، در آگهی سمینار مذکور، اسم خودم را...
زمستان 1360 از سوي اداره کتاب امور تربيتي کل وزارت آموزش و پرورش جزوه نيمه محرمانه دفترچه مانندي، در قطع وزيري کوتاه، که به صورت پليکپي تکثير شده بود، براي مراکز امور تربيتي همه استانها ارسال شد، که حاوي فهرست کتابهايي بود که ميبايست از کتابخانههاي مدارس سراسر کشور، پاکسازي ميشد. در اين فهرست، اسامي دو کتاب "اصيلآباد" و "مهاجر...
هنگام ورود امام خميني به ايران، من در زادگاه پدريام، شيراز، بودم. به همين سبب، توفيق شرکت در مراسم استقبال از آن حضرت يا زيارت معظمله در اقامتگاهش را، در آن ايام، نيافتم. پس از پيروزي انقلاب نيز، با آنکه تمام وقت در تهران بودم، با اين فکر که وقت ايشان عزيزتر از آن است که در راه رضاي دل...
با نام دكتر محمدجواد باهنر، نخستين بار، از طريق كتابهاي درسي ديني مقطع راهنمايي تحصيلي در دوران قبل از انقلاب آشنا شدم. سال تحصيلي 55 ـ 56، ضمن تحصيل در دانشگاه علم و صنعت، در يك مدرسه راهنمايي در تهران نو تهران، به تدريس اشتغال داشتم. يكي از موادي كه تدريس ميكردم، تعليمات ديني بود. به سبب داشتن گرايشات ضد...
دوستي نويسنده، تعريف ميكرد: «روزي كنار تختخواب پسرم، كتاب داستاني از يكي از نويسندگان سابقاً ماركسيست و در حال حاضر نيز وابسته به جريان منحرف شبه روشنفكري ديدم. ظاهراً آن را از قفسه كتابهايم بيرون آورده، و در حال مطالعهاش بود. از آنجا كه جدا از انحراف فكري نويسندة كتاب، محتواي آن نيز به شدت غير اخلاقي بود، بسيار ناراحت...
يكى از مسائلى كه جامعه ما در دراز مدت پيوسته از آن رنج برده و زيان ديده، زياده روى برخى از اهالى علم و نقد و نظر آن در اظهار چه دوستى و چه دشمنى خود با شخصيت ها، مكتب ها و انديشه ها و رعايت نكردن كافى عقلانيت و انصاف در اين زمينه بوده است. به اين ترتيب كه،...
آشنايي فقير با شهيد سعيد، حبيب غنيپور، بسيار كم، كوتاه و از راه دور بود. به طوري كه مطمئنم با اين مقدار آشنايي، چيز قابل توجه و عرضهاي در مورد او نميتوانم بيان كنم. با اين همه، چون زماني اين كار از من خواسته شد، و به اميد داخل شدن در ثواب ذكر و ياد شهيد، سعي كردم چند كلمهاي...
سال 1350 يا 1351 بود. هيجده يا نوزده ساله بودم. براي پيگيري کاري اداري به تهران آمده، و در يکي از مسافرخانههاي حوالي ميدان توپخانه(امام خميني فعلي) اقامت کرده بودم. ادارهاي که ميبايست به آن مراجعه ميکردم در اطراف ميدان "انقلاب" فعلي قرار داشت. تا آنجا که به خاطر دارم، در حوالي آن اداره، مسجدي نبود. از ميدان انقلاب تا...
اگر کسي بخواهد ميزان رشد کشور را در عرصههاي مختلف ادبي و هنري بسنجد، کافي است نظري به وضعيت همين مقولهها، در آخرين سالهاي پيش از پيروزي انقلاب بيندازد: يکي از قلمروهايي که ما -بخصوص تا پايان دهه شصت خورشيدي- بيشترين پيشرفت را در آن داشتهايم، "ادبيات کودکان و نوجوانان" است. در واقع، در قبل از انقلاب، شاخصترين چهرهي ادبيات...
ضربالمثلي عربي ميگويد: «الکلامُ يَجُر الکلام.» ما در فارسي ميگوييم: «حرف، حرف ميآورد.» حالا مصداق اين ضربالمثل، شده حکايتهاي راجع به داستان "سگ خوب قصهي ما"؛ که کمکم در حال تبديل شدن به يک سريال است. هر چند شايد به شنيدن بيارزد... بعد از آنکه اين داستان را از انتشارات رَز گرفتم، دوست و همکلاسي ديرينم، سيدعباس مستجابي، آن را...
موضوع داستان "سگ خوب قصهي ما" در دوران آموزشي سربازي(1351) در پادگان گرگان به ذهنم خطور کرد. در آن پادگان دَرَندشت، نقاط پرت و دوره افتادهاي بود که مطمئنم پاي فرماندهان و مسئولان رده بالاي آنجا، هرگز به آنها نميرسيد. من، هرگاه که فرصتي پيدا ميکردم، براي تنوع و نيز لحظههايي دور شدن از جمع و هياهو و شلوغي و...
بسيارى از كسانى كه به نوشتن داستان هاى تاريخى - مذهبى روى آورده اند از موضع يك مؤمن معتقد به قضيه نگاه و آن را بيان كرده اند. به اين ترتيب كه، نتوانسته اند تعصب و دلبستگى يا كينه و بغض - به عبارت ديگر: حضور - خود را در داستان، مخفى نگاه دارند و بگذارند سير حوادث و شخصيت...
دومين داستاني که براي چاپ بهصورت کتاب از من آماده شد، "سگ خوب قصهي ما"(در سال 1356) بود. اين داستان هم، مانند اولين کتابم، توسط دوستان عضو انجمن اسلامي دانشگاه علم و صنعت، براي چاپ عرضه شد. آنان، بعد از آنکه کتاب اول مرا(خرگوشها) در سال 1355 توسط انتشارات الهام به چاپ رساندند، به اين نتيجه رسيدند که بهتر است...
اغلب مردمِ عادي عادت دارند كه هنرمندان همه رشتههاي هنري را به يك چشم ببينند و درباره كليه آنها، يك نوع قضاوت كنند. حال آنكه در عين وجودِ برخي اشتراكها در ميان عمومِ اين سنخ، بين هنرمندان رشتههاي مختلف، معمولاً تفاوتهايي قابل توجه وجود دارد، براي نمونه، حتي در يك رشته واحد همچون «ادبيات»، ميان هنرمندان دوشاخه متفاوت اين رشته،...
علماى دين وتعليم و تربيت و روانشناسى، فوايد مختلفى را در مورد تاريخ و داستان هاى تاريخى براى كودكان و نوجوانان ذكر كرده اند؛ كه در واقع اغلب فوايدى را كه براى تاريخ ذكر شده است ـ حتى درمراتبى عالى ترـ در بر مى گيرد.نكته اى كه در ابتداى بحث دراين باره بايد مورد اشاره قرار گيرد،سن مطالعه يا شنيدن...
اگر ادبيات دينى كودكان و نوجوانان را مجموعه تلاش هاى هنرمندانه اى بدانيم كه در قالب كلام، با شيوه و زبانى مناسب و در خور فهم، هدف هدايت كودكان و نوجوانان را به سوى رشد ـ به مفهوم قرآنى آن ـ مدنظر دارد، با يك نگاه كلى، مى توان اين ادبيات را به دو دسته داستان و غيرداستان تقسيم كرد....
يكي از پرسشهاي گروهي از خوانندگانِ آثار هر نويسنده در هنگام ملاقاتِ رو در رو، دربارهي پشت صحنه، زمينهها، مراحل شكلگيري و نيز گاه ادامهي برخي از داستانهاي اوست. اما تاريخ ادبيات حاكي از آن است كه برخي از نويسندگان پيشكسوتِ صاحبنام، عالماً و عاملاً، از پاسخگويي به چنين پرسشهايي، طفره رفتهاند. من، بيش و كم، از اين موضوع آگاه...
بسياري از داستانهاي من در پس از انقلاب، ابتدا در "كيهان بچهها" چاپ شد و بعد به صورت كتاب درآمد. يكي از آن داستانها، "قصهي پر غصهي ما" بود. اين داستان كوتاه، در اوايل سال 1360 در "كيهان بچهها" چاپ، و بعدها در مجموعهاي به همين نام، در سال 1366، توسط انتشارات «انجام كتاب» منتشر شد.(1) ماجراهاي "قصهي پر غصهي...
حقيقت اين است كه واقعه عاشورا چنان شگفت، فوق العاده بزرگ، باشكوه، حماسى و زيباست، كه به خلاف حماسه هاى ملى و قومى و نژادى، اصلاً نيازى به افزودن شاخ و برگ به آن و در آميختنش با تخيل و آمال و آرزوهاى بازگوكنندگان، براى هر چه جذاب تر شدن، نيست. به عكس، قهرمانان آن، در چنان ارتفاعى از معنويت،...
يكي از تبعات هنرمندي، شهرهي خاص و عام شدن و در معرض توجه ويژهي مردم قرار گرفتن است. البته نسبت اين امر، در مورد هنرمندان رشتههاي مختلف فرق ميكند. براي مثال، بازيگران سينما و تلويزيون از شهرت به مراتب بيشتري برخوردار ميشوند. اما به هر حال، اين موضوع در مورد ساير رشتهها نيز، بيش و كم، وجود دارد. شهرت و...
يكي از اولين و متداولترين پرسشهايي كه مردم در برخورد با نويسندگان مطرح ميكنند اين است كه «چطور شد نويسنده شديد؟» و اغلب نيز منظورشان اين است كه «چه شد احساس كرديد نوشتههايتان به سطحي رسيده كه قابل عرضه به اجتماع است؟» يا «چه شد كه مصمم به چاپ اولين اثرتان شديد؟» در مورد من، به مصداق «عدو شود سبب...
آشنايي من با سيدمرتضي آويني، در آن حد طولاني و نزديك نبود كه بتوانم از ظرايف و دقايق حالات و روحيات و سكنات و ملكات اخلاقي او صحبت كنم. تازه سه-چهار سالي بود كه چشمم به جمال مباركش روشن شده بود و عمدتاً همديگر را گهگاه در جلسات كاري حوزهيهنري ميديديم و در راهپلهها و راهروهاي محل كار، و يا...
ضربالمثلي نسبتاً جديد ميگويد: «در كشور ما، زندهي خوب و مردهي بد، وجود ندارد.» واقعيت هم اين است كه وقتي كسي از دنيا رفت، اغلب ما، با اين عنوان كه «طرف ديگر دستش از دنيا كوتاه شده است» از بازگويي اشتباهات و كوتاهيهاي او خودداري ميكنيم، و تنها خوبيهايش را ذكر ميكنيم. در نتيجه، تصويري كه از آن فرد در...
يکي از روزهاي ماههاي آخر سال ١٣٧١ بود. در دفتر مجلهي «سورهي نوجوانان» نشسته بودم، که از طرف دفتر آقاي زم، سرپرست حوزهي هنري، تلفن زدند و گفتند: ناهار را مهمان حاج آقا (زم) هستيد. پرسيدم: مناسبت چيست؟ گفتند: آقاي کسمايي مهمان حاج آقا هستند. حاج آقا گفتهاند شما و آقاي آويني(سيدمرتضي) هم حضور داشته باشيد. آقاي کسمايي را از...
چند سال پيش، از فقير خواسته شد که آنچه را از شهيدِ سعيد، يوسف(کامبيز) ملکشامران در خاطر دارم، بنويسم. خاصه که، من، کتاب «و اما بعد...»م را به او تقديم کرده بودم. حقيقتش را بخواهيد، به ياد نميآورم که اولين بار، آن عزيز را کجا ديدم و چگونه با او آشنا شدم. چه، قضيه به حدود شانزده سال پيش بر...
همه ساله، فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، بهانه اى براى خبرگزارى ها و ديگر وسايل ارتباط جمعى است، تا به تناسب حيطه كارى خود، به بررسى ولو اجمالى برخى مسائل در مورد قرآن مجيد و هنرها و ادبيات مرتبط با آن بپردازند. يكى از خبرگزارى ها كه به طور خاص به عنوان خبرگزارى قرآنى تأسيس شده است، در اين ماه...
آنچه از احساس كودكيام نسبت به رنگها به يادم مانده، نوعي شيفتگي و دلباختگي است؛ سِحر شدن و افسونزدگي؛ انبساط دل و احساس بَهجَت و نشاط؛ شادي و شگفتي. هنوز هم، گهگاه كه از زمان و مكان بركندهام، هنگامي كه تلالؤ انبوهِ بادكنكهايِ رنگارنگ صدفي را بر سرِ چوبِ بادكنك فروشِ دورهگرد، زير آفتاب يك جمعهِ كم دود، در حاليكه...
آخرين نظرات خوانندگان