آخرین خبر

  • • سرشار: جایزه قلم زرین متعهدانه است/علی اکبر ولایتی نخستین کسی بود که به ما کمک کرد
  • شنبه 19 اردیبهشتماه 94

    نشست نقد و تحلیل جایزه قلم زرین برگزار شد

    تاریخ انتشار : جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۲۱


    محمدرضا سرشار در نشست نقد و تحلیل جایگاه جایزه قلم زرین گفت: ما در دهه 60 به جز جایزه وزارت ارشاد در زمینه داستان جایزه دیگری نداشتیم. تقریباً از نیمه اول دهه 70 جوایزی خصوصی تأسیس شد که ظاهراً خصوصی بود اما اغلب هزینه‌های آن را وزارت ارشاد تقبل می‌کرد.
    محمدرضا سرشار

    محمدرضا سرشار
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این نویسنده عنوان کرد: تا سال 1380 وزارت ارشاد در جایزه کتاب سال هیچ کتابی را به عنوان داستان برگزیده بزرگسال انتخاب نکرده بود. برای نخستین بار در سال 1381 کتاب مساله داری را به عنوان کتاب تقدیری انتخاب کردند. انجمن قلم در برابر این انتخاب واکنش نشان داد و نامه‌ای به وزیر ارشاد که آن موقع آقای مسجد جامعی بود، نوشت.

    وی افزود: انجمن قلم گفت که این کتاب این مسایل را دارد و بد است که از طرف ارشاد به عنوان کتاب تقدیری مطرح شود. آقایان به جای این‌که مستندات ما قانعشان کند یا توضیحی از ما بخواهند بلافاصله مصاحبه‌ای سفارشی در کتاب هفته، ارگان وزارت ارشاد تدارک دیدند و پرسش کننده و پاسخ دهنده سعی کردند به آن ایرادهایی که ما در آن نامه به آقای مسجدجامعی نوشته بودیم پاسخ دهند. آن‌ها یک طرفه به قاضی رفتند و یک طرفه هم برگشتند.

    این نویسنده کودک و نوجوان و بزرگسال ادامه داد: در دوره ابتدای روی کار آمدن دولت اصلاحات و در زمان وزارت آقای مهاجرانی ، ایشان دید که وزارت ارشاد طی 20 سالی که از انقلاب گذشته هیچ کتابی را در زمینه داستان به عنوان رمان و داستان برگزیده انتخاب نکرده است. فکر کنم تنها در زمینه داستان هم این اتفاق در زمینه جوایز ادبی ارشاد رخ داده بود. آقای مهاجرانی به تصور خودش جشنواره انتخاب 20 سال ادبیات داستانی پس از انقلاب را راه اندازی کرد، یعنی جدای از جوایز رسمی ارشاد. او با روشی بسیار غلط و غیر علمی و کاملاً جهت دار 20 نویسنده را با 20 اثرشان از سال‌های پس از انقلاب انتخاب کرد و در سال 1379 به آن‌ها جایزه دادند که آن موقع هم ما اعتراض‌هایی کردیم اما قدرت در دست کس دیگری بود.

    این منتقد ادبی توضیح داد: این چند اتفاق باعث شد که در سال 79 چند تن از دوستان ما و آن‌هایی که تعهدی به اسلام، انقلاب و قانون اساسی داشتند به انجمن قلم که یکسال بود تأسیس شده بود پیغام دهند و خواهش کنند که چرا شما یک جایزه ادبی مستقل تشکیل نمی‌دهید که دست‌کم کتاب‌های ارزشی و نویسندگان متعهد هم دیده شوند؟. تا آن زمان حدود 5 یا 6 جایزه خصوصی تأسیس شد که ربطی به جریان فکری انقلاب نداشت و هزینه همه را هم وزارت ارسال تقبل می‌کرد. به هر حال ما به عنوان نخستین جایزه ادبی که متعهد به انقلاب و ارزش‌های انقلاب اسلامی است را در سال 1379 تأسیس کردیم منتها نخستین بحث‌هایمان این بود که جایزه هزینه دارد و تشکیلات می‌خواهد.

    وی ادامه داد: آن زمان آقای ولایتی که در جلسه هیأت مؤسس انجمن بود گفت: من هزینه جایزه را می‌پردازم. حتی برای شروع با هزینه خرید کتاب‌ها برای داوری چک 500 هزار تومانی به ما داد. آن موقع وزارت ارشاد بنیاد فعلی ادبیات داستانی را نداشت بلکه دفتر مطالعات و تحقیقات داستانی داشت. جوان خوبی در رأس آن بود که با ما همفکر نبود اما آن‌قدر انصاف داشت که ارزش و جایگاه ما و انجمن قلم را می‌دانست. از او خواهش کردیم وزارت ارشاد کمکی به جایزه ما کند و آن سال هم ما همین هزینه را از ارشاد گرفتیم. نخستین دبیر جایزه ما سمیرا اصلا‌ن‌پور بود و قرار هم بود جشنواره سالانه برگزار شود. ایشان در حین کار اعلام کرد که کار سخت است و نمی‌شود و نمی‌رسیم و اولین جشنواره ما دوسالانه شد و در آبان 1381 برگزار شد. اما از سال بعد به صورت سالانه برگزار شد و دبیر دوره دوم آن آن راضیه تجار بود که در سه شاخه داستان، پژوهش و نقد ادبی و شعربه معرفی و انتخاب آثار برتر دست می زد. ارزش این جایزه تا به امروز بالاترین میزان را نسبت به دیگر جوایز خصوصی داشته و ما با اعطای هشت سکه به هر اثر برگزیده کارمان را شروع کردیم.

    محمود بشیری نیز در این نشست گفت: من به عنوان یک معلم دانشگاه با جایزه قلم زرین آشنا هستم. چون به حوزه شعر و داستان هم علاقه‌مندم. کتاب‌هایی که در انجمن قلم ایران و قلم زرین انتخاب می‌شوند در دانشگاه به عنوان کار پژوهشی به دانشجویان معرفی می‌کنم. به طور مثال در حوزه داستان کتاب «قاعده بازی» فیروز زنوزی جلالی را به عنوان پایان‌نامه به دانشجو دادم و کار خوبی هم از آب در آمد. یا کتاب «مأمور» علی مؤذنی که برای نخستین بار در جایزه قلم زرین به آن جایزه تعلق گرفت.

    احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی نیز در این نشست گفت: اگر قرار باشد بین جایزه قلم زرین و دیگر جوایز تفکیک و تناسبی را بسنجیم باید نمایندگانی را از آن جوایز در این نشست دعوت کنیم. همان‌طور که به لحاظ معنوی خودم را متعلق به جایزه قلم زرین می‌دانم خود را متعلق به جایزه جلال نمی‌دانم گرچه چند دوره هم آنجا داوری کرده‌ام. به گمانم باید نمایندگانی وجود داشته باشد که گفت و گو ها با طرح دلایل انجام شود. به گمانم تعدد چنین جلساتی لازم است و آماری هم می‌توان در این قبیل نشست‌ها ارایه داد.

    وی افزود: این آمارها خودش زبان گویا و سخن دارد. یکی از مسایل کلی در حوزه ادبیات این است که پرسش کلی پاسخ کلی می‌طلبد. وقتی روی جشنواره‌ای تمرکز دارید باید ببینیم که پرسش‌های در این زمینه چیست و چگونه باید پاسخ داد. سوال من این است که چرا باید روی یک جشنواره متمرکز شد. شاید به این دلیل که یکی از مهم‌ترین موضوعات در کشور ما جشنواره‌ها بوده روی آن متمرکز شده‌اید؟

    نشست نقد و تحلیل جایگاه جایزه قلم زرین در میان جوایز ادبی کشور عصر امروز در سالن کارنامه نشر برگزار شد.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


سرشار: جایزه قلم زرین متعهدانه است/علی اکبر ولایتی نخستین کسی بود که به ما کمک کرد

نشست نقد و تحلیل جایزه قلم زرین برگزار شد

تاریخ انتشار : جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۲۱


محمدرضا سرشار در نشست نقد و تحلیل جایگاه جایزه قلم زرین گفت: ما در دهه 60 به جز جایزه وزارت ارشاد در زمینه داستان جایزه دیگری نداشتیم. تقریباً از نیمه اول دهه 70 جوایزی خصوصی تأسیس شد که ظاهراً خصوصی بود اما اغلب هزینه‌های آن را وزارت ارشاد تقبل می‌کرد.
محمدرضا سرشار

محمدرضا سرشار
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این نویسنده عنوان کرد: تا سال 1380 وزارت ارشاد در جایزه کتاب سال هیچ کتابی را به عنوان داستان برگزیده بزرگسال انتخاب نکرده بود. برای نخستین بار در سال 1381 کتاب مساله داری را به عنوان کتاب تقدیری انتخاب کردند. انجمن قلم در برابر این انتخاب واکنش نشان داد و نامه‌ای به وزیر ارشاد که آن موقع آقای مسجد جامعی بود، نوشت.

وی افزود: انجمن قلم گفت که این کتاب این مسایل را دارد و بد است که از طرف ارشاد به عنوان کتاب تقدیری مطرح شود. آقایان به جای این‌که مستندات ما قانعشان کند یا توضیحی از ما بخواهند بلافاصله مصاحبه‌ای سفارشی در کتاب هفته، ارگان وزارت ارشاد تدارک دیدند و پرسش کننده و پاسخ دهنده سعی کردند به آن ایرادهایی که ما در آن نامه به آقای مسجدجامعی نوشته بودیم پاسخ دهند. آن‌ها یک طرفه به قاضی رفتند و یک طرفه هم برگشتند.

این نویسنده کودک و نوجوان و بزرگسال ادامه داد: در دوره ابتدای روی کار آمدن دولت اصلاحات و در زمان وزارت آقای مهاجرانی ، ایشان دید که وزارت ارشاد طی 20 سالی که از انقلاب گذشته هیچ کتابی را در زمینه داستان به عنوان رمان و داستان برگزیده انتخاب نکرده است. فکر کنم تنها در زمینه داستان هم این اتفاق در زمینه جوایز ادبی ارشاد رخ داده بود. آقای مهاجرانی به تصور خودش جشنواره انتخاب 20 سال ادبیات داستانی پس از انقلاب را راه اندازی کرد، یعنی جدای از جوایز رسمی ارشاد. او با روشی بسیار غلط و غیر علمی و کاملاً جهت دار 20 نویسنده را با 20 اثرشان از سال‌های پس از انقلاب انتخاب کرد و در سال 1379 به آن‌ها جایزه دادند که آن موقع هم ما اعتراض‌هایی کردیم اما قدرت در دست کس دیگری بود.

این منتقد ادبی توضیح داد: این چند اتفاق باعث شد که در سال 79 چند تن از دوستان ما و آن‌هایی که تعهدی به اسلام، انقلاب و قانون اساسی داشتند به انجمن قلم که یکسال بود تأسیس شده بود پیغام دهند و خواهش کنند که چرا شما یک جایزه ادبی مستقل تشکیل نمی‌دهید که دست‌کم کتاب‌های ارزشی و نویسندگان متعهد هم دیده شوند؟. تا آن زمان حدود 5 یا 6 جایزه خصوصی تأسیس شد که ربطی به جریان فکری انقلاب نداشت و هزینه همه را هم وزارت ارسال تقبل می‌کرد. به هر حال ما به عنوان نخستین جایزه ادبی که متعهد به انقلاب و ارزش‌های انقلاب اسلامی است را در سال 1379 تأسیس کردیم منتها نخستین بحث‌هایمان این بود که جایزه هزینه دارد و تشکیلات می‌خواهد.

وی ادامه داد: آن زمان آقای ولایتی که در جلسه هیأت مؤسس انجمن بود گفت: من هزینه جایزه را می‌پردازم. حتی برای شروع با هزینه خرید کتاب‌ها برای داوری چک 500 هزار تومانی به ما داد. آن موقع وزارت ارشاد بنیاد فعلی ادبیات داستانی را نداشت بلکه دفتر مطالعات و تحقیقات داستانی داشت. جوان خوبی در رأس آن بود که با ما همفکر نبود اما آن‌قدر انصاف داشت که ارزش و جایگاه ما و انجمن قلم را می‌دانست. از او خواهش کردیم وزارت ارشاد کمکی به جایزه ما کند و آن سال هم ما همین هزینه را از ارشاد گرفتیم. نخستین دبیر جایزه ما سمیرا اصلا‌ن‌پور بود و قرار هم بود جشنواره سالانه برگزار شود. ایشان در حین کار اعلام کرد که کار سخت است و نمی‌شود و نمی‌رسیم و اولین جشنواره ما دوسالانه شد و در آبان 1381 برگزار شد. اما از سال بعد به صورت سالانه برگزار شد و دبیر دوره دوم آن آن راضیه تجار بود که در سه شاخه داستان، پژوهش و نقد ادبی و شعربه معرفی و انتخاب آثار برتر دست می زد. ارزش این جایزه تا به امروز بالاترین میزان را نسبت به دیگر جوایز خصوصی داشته و ما با اعطای هشت سکه به هر اثر برگزیده کارمان را شروع کردیم.

محمود بشیری نیز در این نشست گفت: من به عنوان یک معلم دانشگاه با جایزه قلم زرین آشنا هستم. چون به حوزه شعر و داستان هم علاقه‌مندم. کتاب‌هایی که در انجمن قلم ایران و قلم زرین انتخاب می‌شوند در دانشگاه به عنوان کار پژوهشی به دانشجویان معرفی می‌کنم. به طور مثال در حوزه داستان کتاب «قاعده بازی» فیروز زنوزی جلالی را به عنوان پایان‌نامه به دانشجو دادم و کار خوبی هم از آب در آمد. یا کتاب «مأمور» علی مؤذنی که برای نخستین بار در جایزه قلم زرین به آن جایزه تعلق گرفت.

احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی نیز در این نشست گفت: اگر قرار باشد بین جایزه قلم زرین و دیگر جوایز تفکیک و تناسبی را بسنجیم باید نمایندگانی را از آن جوایز در این نشست دعوت کنیم. همان‌طور که به لحاظ معنوی خودم را متعلق به جایزه قلم زرین می‌دانم خود را متعلق به جایزه جلال نمی‌دانم گرچه چند دوره هم آنجا داوری کرده‌ام. به گمانم باید نمایندگانی وجود داشته باشد که گفت و گو ها با طرح دلایل انجام شود. به گمانم تعدد چنین جلساتی لازم است و آماری هم می‌توان در این قبیل نشست‌ها ارایه داد.

وی افزود: این آمارها خودش زبان گویا و سخن دارد. یکی از مسایل کلی در حوزه ادبیات این است که پرسش کلی پاسخ کلی می‌طلبد. وقتی روی جشنواره‌ای تمرکز دارید باید ببینیم که پرسش‌های در این زمینه چیست و چگونه باید پاسخ داد. سوال من این است که چرا باید روی یک جشنواره متمرکز شد. شاید به این دلیل که یکی از مهم‌ترین موضوعات در کشور ما جشنواره‌ها بوده روی آن متمرکز شده‌اید؟

نشست نقد و تحلیل جایگاه جایزه قلم زرین در میان جوایز ادبی کشور عصر امروز در سالن کارنامه نشر برگزار شد.

ارسال نظر