آخرین خبر

  • • محسن پرویز در گفت‌وگو با فارس: سیاست ما استفاده از چهره‌های تازه برای جشنواره قلم زرین است/ ایجاد نمایندگی در استان‌ها با برنامه‌ای مدون
  • شنبه 15 آذرماه 93

    سخنگوی انجمن قلم درباره انتخاب دبیر جایزه قلم زرین گفت: سیاست ما استفاده از افراد تازه در دبیری جشنواره است و افرادی که انتخاب می شوند باید توانایی کافی داشته و چهره نسبتا شناخته شده در عرصه شعر و داستان و نقد ادبی و پژوهش باشند.
    خبرگزاری فارس: سیاست ما استفاده از چهره‌های تازه برای جشنواره قلم زرین است/ ایجاد نمایندگی در استان‌ها با برنامه‌ای مدون

    محسن پرویز سخنگوی انجمن قلم در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس پیرامون انتخاب دبیر سیزدهمین دوره جشنواره قلم زرین اظهار داشت: در آخرین جلسه هیات مدیره انجمن قلم چند موضوع مطرح و مورد بررسی قرار گرفت که یکی از مهمترین آنها انتخاب دبیر سیزدهمین دوره جشنواره قلم زرین بود.

    وی در ادامه با اشاره به روند انتخاب تصریح کرد: همه ساله جایزه قلم زرین در روز 14 تیرماه همزمان با روز قلم برگزار می شود و از نظر زمانی مقدم به سایر جوایز است، این قضیه هم مشکلاتی به دنبال دارد، اما ما مصر هستیم جشنواره در تیر برگزار شود.

    به گفته پرویز، مشکل اینجاست که ما وقتی جایزه را در تیر ماه برگزار می‌کنیم یعنی در واقع در نیمه چهارمین ماه سال هستیم، چون آثار سال قبل را مورد مطالعه قرار می دهیم . ممکن است انتشار برخی آثار به بهار سال بعد کشیده شده باشد ولی در شناسنامه کتاب قید سال گذشته را داشته باشد، از این رو داوران طبیعتا فرصت اندکی برای داوری دارند.

    سخنگوی انجمن قلم تصریح کرد: داوران باید ظرف مدت کوتاهی کار فشرده داتشه باشند، از این رو در انجمن سعی کردیم این مشکل را با انتخاب دبیر و سر داوران در پاییز همان سالی که قرار است آثارش مورد قضاوت قرار گیرد، جبران کنیم.

    وی توضیح داد: داوران و سرداوران جلسات ابتدایی خود را تشکیل می‌دهند و فراخوان‌ها منتشر می شود، از سوی دیگر کار جمع آوری اطلاعات هم صورت می‌گیرد تا برنامه‌ریزی هایی که نیاز است برای داوری پیش از ورود به سال بعد انجام شده باشد.

    وی در ادامه تصریح کرد: کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بهمن ماه برگزار می شود و فاصله 10 ماهه در اختیار گروه‌های داوری است تا آثار را بررسی و داوری کنند، اما اگر این فاصله زمانی در قیاسی با برگزاری جایزه قلم که در تیرماه برگزار می‌شود صورت گیرد متوجه سختی و دشواری کار خواهیم شد.

    پرویز بیان کرد: همه ساله در هیات مدیره انجمن، جوانب کار باز بینی می شود، یکی از مواردی که پیش روی ماست بحث استفاده از افراد تازه در دبیری جشنواره است و کسانی که قبلا دبیر جشنواره نبوده‌اند باید لحاظ شوند، افرادی که انتخاب می شوند باید هم توانایی کافی داشته باشند و چهره نسبتا شناخته شده در عرصه شعر و داستان و نقد ادبی و پژوهش باشند.

    وی ادامه داد: استفاده از چهره‌های نو این فایده را دارد که افراد جدیدی را در این عرصه معرفی کنیم و فرصت تجربه نو را در اختیار این افراد قرار دهیم. بهره از افرادی که در انجمن تجربه داشته‌اند کا را با سهولت همراه خواهد کرد.

    وی با بیان اینکه هر سال سعی می‌کنیم به تصمیم درستی برسیم و هردو جنبه را لحاظ کنیم گفت: اگر این موضوع و اجرای آن در دبیری جشنواره هم محقق نشد سعی داریم در داوری‌ها از افراد با تجریه استفاده کنیم، با تلفیق این موضوعات هم اجازه نخواهیم داد اعتبار جایزه کم شود و هم نوعی کادر سازی برای آینده صورت می گیرد.

    سخنگوی انجمن قلم ضمن تاکید بر اینکه رای هیات مدیره مبنی بر انتخاب «کامران پارسی‌نژاد» بود افزود: وی در دوره‌های متعدد در داوری‌ها حضور داشته و یا بعضا مسئولیت جشنواره‌هایی خارج از انجمن را داشته است، حتی دبیری بعضی جشنواره‌ها و جوایز ادبی را برعهده داشته، بر این اساس آقای پارسی نژاد انتخاب شد.

    وی اضافه کرد: برای سرگروه‌های داستان، شعر و پژوهش هم افرادی مطرح شدند و قرار شد پس از صحبت‌های آقای پارسی‌نژاد و نهایی شدن، نام این افراد در جلسات هیات مدیره مطرح شود.

    پرویز با بیان اینکه موضوع دیگر که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت، مسئله راه‌اندازی انجمن در استان‌ها بود، از چندی پیش نمایندگی لرستان کار خود را آغاز کرده است، بر این اساس گزارشی از فعالیت‌های آن در جلسه ارائه شد.

    این مسئول با بیان اینکه از دیگر استان‌ها هم درخواست‌هایی داریم، ابراز داشت: تقاضاهایی از دیگر استان‌ها هم داریم، اعضای انجمن در استان‌ها متقاضی ایجاد نمایندگی هستند که پیرامون آنهم صحبت‌هایی شد. قرار شد برنامه مدونی برای نمایندگی ها داشته باشیم و هرکسی که متقاضی است ابتدا برنامه را مطالعه کند و اگر شرایط سازگاری داشت و صلاحیت هم در هیات مدیره مورد تصویب قرار گرفت آرام آرام برنامه ایجاد نمایندگی در استان‌ها را دنبال کنیم.

    - See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930915000491#sthash.57Sm18Cz.dpuf

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • پخش ترجمه عربی نمایش رادیویی «از سرزمين نور»محمدرضا سرشار از راديو عربي
  • نمايشنامه رادیویی «از سرزمين نور» که به نمایش زندگي پيامبر اسلام(ص) از ولادت تا رحلت مي‌پردازد در راديو عربي شبکه عربي و آفريقايي برون مرزي در حال پخش است.

    به گزارش مشرق به نقل از برنا، نمايشنامه "از سرزمين نور" در راديو عربي شبکه عربي و آفريقايي معاونت برون مرزي در حال پخش است.

    داستان اين نمايشنامه زندگي پيامبر اسلام از ولادت تا رحلت را روايت مي‌کند. اين نمايشنامه نوشته محمدرضا سرشار است که ترجمه" عربی آن برعهده رائد دباب است.

    بلال بحراني، منار قيتولي، امير فوزي فرد، سلطان علي باغشاهي، سيد مصطفي رجاء و باسمه شکرچي بازيگران اين نمايشنامه راديويي هستند.

    طارق خزاعي راوي نمايشنامه و مصطفي فردوسي زاده ناظر لهجه ، عليرضا عزيزي تهيه کننده و عبدالکريم محمدي کارگردان نمايشنامه " از سرزمين نور" هستند که 70 قسمت آن آماده و در حال پخش است.

    نمايشنامه "از سرزمين نور" روزهاي چهارشنبه و جمعه از ساعت 16-15:30 پخش مي‌شود.


نامه دوم زنده یاد مهدی آذر یزدی به محمدرضا سرشار

mahdi-azar-yazdi.jpg"جناب محترم آقای رهگذر سرشار از مهربانی عرض سلام
امید است همواره قرین سلامت و عافیت خواهید بود. کتابهای شما را این بچه های پژوهش قدری دیر به من دادند. با اینکه هر روز ایشان را می بینم. حسن گفت من خیال کردم حسین داده. حسین گفت من خیال کردم محسن داده. ولی توی محفظه میز مانده بود. خوبیش این است که اینها چیزی را گم نمی کنند و یک کشوی میز برای امانات دارند.
وقتی مرسولات را دیدم شب عید شده بود. فکر کردم تا من کاغذ بنویسم به تعطیلات میرسد و ماشاالله تعطیلات هم در تقویم ما آنقدر زیاد است که سالی سه چهار ماه تعطیل است. از شمسی و قمری و محرم و رمضان و ایام تاریخی و مذهبی و وطنی و غیره. ایام تعطیل هم حیف است که کسی از تنبلی خودداری کند. حالا که نامه کوچولوی ظریف شما را نگاه کردم دیدم تاریخش 3/12/70 است. و سال هم روی آن تحویل شده و حسابی عتیقه شده.
یک روز از روی بساط خیابانی یک کتابفروش کتابی را برداشتم و قیمتش را چند برابر گفت. پرسیدم چرا کتاب اینقدر گران است. گفت اینکه کتاب نیست. پرسیدم پس چیست؟ گفت تا موقعی کتاب است که توی کتابفروشیها موجود باشد وقتی نایاب شد دیگر حکم عتیقه را دارد و گرانبها می شود. ظاهراً بنده تا آن روز این کلمه عتیقه را تلفظ نکرده بودم و از آن روز با آن اخت شدم و زود به زبانم می آید مثل لغتی که آدم یکبار توی کتاب لغت دنبال معنی اش میگردد و پس از جستجو پیدا می کند و دیگر هیچوقت یادش نمیرود.
به خاطر کتاب ها خیلی ممنونم. بنده فقط دوتای آنها را دیده بودم و 9 تا را ندیده بودم تا برسد به بقیه آنچه عتیقه شده که یکروز پیدا می کنم . چونکه نزدیک این بساطها و حراجیهای زیر زمین های جلوی دانشگاه هستم و گاهی کتابهایی روی بساط می بینم که هرگز اسمش را هم نشنیده بودم و اگر لازم داشته باشم خوشحال می شوم. منتها بنده معمولاً داستان کم میخوانم کما اینکه بچه های سوره[نوجوانان] هم درست تشخیص دادند که موعظه پسند هستم. این است که از سرمقاله های سوره[نوجوانان] و مقالات توی قلمرو[ادبیات کودکان] که به قلم شماست خیلی لذت می برم. انشاء قشنگ است و تشریح مطلب خواندنی است و نتیجه و پیغام آنها هم تفکر انگیز و کارساز است . انشاالله مجموعه این مقالات را هم کتاب میکنند و چیز ارجمندی می شود.
خوب در آخر نامه تان چیز عجیبی مرقوم بود به نام حق التالیف مطلبی که بنده راجع به زندگی خودم نوشته بودم. و چون هرگز چنین چیز عجیبی ندیده بودم اول میخواستم باور نکنم . و کسی گفت که نه، این سنت ویژه مجله است. حالا اگر تو برای خودت نوشته ای مجله علی الرسم آنرا مطلب حساب میکند. آنوقت باورم شد و می خواستم بنویسم که حق ندارم چنین ضرری را به بودجه مجله بزنم ، اعم از اینکه یک ریال باشد یا چند دلار! آخر، این مطلبی که چاپ شد خیلی به بنده خیر رسانید و میرساند. اول تیراژ کتابها حتماً زیاد می شود و بنده هم بهمان نسبت متنعم می شوم. دیگر اینکه چند تا دوست غایب و حاضر برایم درست کرده. یکیش را شما هم ملاحظه فرمودید: پسر دخترخاله ام که مقیم مشهد است و من ایشان را در دو سالگی اش دیده بودم و حالا به دانشگاه میرود، با یک عالم خوشحالی نامه نوشته و از اینکه مرا به وسیله مجله شما پیدا کرده ذوق کرده. منهم دلم میخواست که خبرشان را داشته باشم ولی گمان میکردم دیگر با هم غریبه شده ایم. حالا مجله سوره ثوابی مانند صله ارحام هم به نامه اعمالم اضافه کرد. دراینصورت خود را به فیض رسیده و بهره مند میدانستم و خود را برای گرفتن چیزی اضافی ذیحق نمی دانستم. اما ناگهان دیو طمع کاری بیدار شد و شروع کرد به سخنرانی که ای بنده خدا مگر یادت رفته که آن روز می خواستی آن کتاب را بخری و پول نداشتی؟ مگر آدم عاقل از خیری که با رضا و رغبت می خواهند به او برسانند فرار میکند؟ اصلاً رد احسان گناه دارد و کوتاه کردن دست بخشنده بد است. فلان آیه و فلان حدیث و فلان قول شاعر و کلمه قصار فلان حکیم ، پذیرفتن هدیه از برادران مومن را با امتنان نوعی از حسنات شمرده اند. تو می توانی با این عطیه غیبی چند تا بچه ناشناس فلان روستای دورافتاده را که از تو کتاب می خواهند و نامه شان را بی جواب میگذاری خوشحال کنی و به خاطر رنج انتظارشان غصه نخوری و از این حرفها.
راستی که این دیو طمع عجب حرفهایی بلد است! وقتی از خواب بیدار شود و به زبان بیاید چنان حکمت و فلسفه می بافد که سقراط و ارسطو را شرمنده می کند و ذهن دیو زده را از کل عالم و آفاق طلبکار به قلم می دهد. در اینصورت چاره ای نیست جز اینکه بگویم بسیار خوب در خیر را نباید بست و مناع للخیر و معتد اثیم نباید شد. حالا که اینطور است بنده خجالت می کشم برای گرفتن چیزی که هنوز هم مورد تردید و محل تامل است به آنجا بیایم. و هرگاه که در اصل موضوع ما نحن فیه اشتباهی رخ نداده و باز هم صلاح میدانند آن نمیدانم چی چی را توسط هر که از یاران و هروقت که اینطرفها می آیند به همین پژوهش بازارچه کتاب بسپارند. و بالاخره اینجا چهار نفرند: آقای اشرفی و آقای سلیمانی و محمد آقا و بهنام. و یکی شان میرسانند. مسکن مالوف بنده هم تا بازارچه بیش از صد قدم فاصله ندارد. منتها چون کرایه نمیدهم و خودم سربار دیگران هستم و گفته و نگفته و بفهمی و نفهمی به من حالی کرده اند که آمد و رفت نداشته باشم، آدرس آنرا تا کنون به کسی نداده ام، که خودم را وجداناً آدم خوش قولی بدانم.
به خاطر کتابهای مرحمتی که قرار نبوده بروم بخرم ولی از داشتن و خواندنش کلی ذوق می¬کنم متشکرم. لابد شما خودتان که خوش ندارید درباره خودتان در مجله زیردست خودتان چیزی نوشته شود. اما بهرحال اگر قرار است اهل قلم را به هر ترتیبی در آنجا آفتابی کنید، نوبت به خودتان هم میرسد؛ که باید خیلی زودتر رسیده باشد. و مسلماً خوانندگان هم میخواهند که بقول شما در این خصوص مطلبی بخوانند. و وقتی قرار شد ،دلم می خواهد در این باره ذهنیاتی که دارم بنویسم. حالا شما از دیگران میخواهید که درباره خودشان یا دیگران چیزی بنویسند؛ معلوم نیست که از خود شما چه کسی باید دعوت کند و بخواهد.
ضمناً اینرا هم بگویم که آن کتابک گربه تنبل را سرانجام بعد از اینکه در سوره چغلی شد، مهر کردند و دادند . حالا وقتی چاپ شود خلایق خواهند دید که مضمون و پیام آن صددرصد به نفع خود دستگاه و موافق اهداف فرهنگ امروز است. و نمیدانم چه طور شده بود که این را تشخیص نداده بودند. گمان کنم چون همه برداشتها و سلیقه ها یکجور نیست، شاید یکی از متصدیان بررسی، اولین بار گفته بود (نه) و برای بقیه هم گفتن همان نه آسانتر و بی دردسرتر از گفتن بله و قبول مسولیت بوده. و همکاران که کار زیاد و وقت کم دارند هم مدعی یکدیگر نمیتوانند بشوند. و ظاهراً همه چیز همانطور که هست درست است. حالا میروم و قصه ناتمام کنارگذاشته را بنام ماهی سفید برقی تمام میکنم.
عیب کار من این است که پرمدعا هستم و آنقدر حرف تو حرف می آورم که بالاخره یک جایش قابل اعتراض می شود. درست مثل همین نامه.

با امید عفو و آرزوی خوبیهای دائم برای شما
ارادتمند
مهدی آذر یزدی
[امضا]
21/1/71"

No TrackBacks

TrackBack URL: http://www.sarshar.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/43

ارسال نظر