خبرگزاري فارس: نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: يكي از آشنايان روستازاده ما كه با تلاش خود به منصبي دولتي رسيده است اين موضوع را مطرح ميكرد كه احساس ميكنم فرزندم در ايران تلف ميشود و ميخواهم در اروپا پانسيونش كنم تا در آنجا درس بخواند.
به گزارش خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس "توانا "، محمدرضا سرشار نويسنده، نايب رئيس انجمن قلم ايران و رئيس هيأت علمي "گروه ادبيات و انديشه " پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است كه گفتگوي مفصل ما با وي در خصوص واكاوي و آسيبشناسي جريانات پس از انتخابات 22 خرداد سال گذشته و جنگ نرم است.
صراحت لهجه، صداقت گفتار و عدم نگراني سرشار از انتشار تمامي سخنانش، از ويژگيهايي بود كه مصاحبه وي را يكدست و خواندني كرد.
متن مصاحبه فارس با سرشار به شرح زير است:
*حركات موسوي براي كساني كه او را ميشناختند تعجب آور نبود
سرشار گفت: به نظر من رفتارهاي موسوي در جريان فتنه پارسال براي توده مردم قابل پيشبيني نبود . اما افرادي كه از نزديك با وي آشنايي داشتند چنين برخوردهايي از موسوي براي آنها طبيعي بود و افرادي كه قبل و بعد از انتخابات راجع به وي صحبت ميكردند اينگونه عكسالعملها را از او خيلي دور از ذهن نميدانستند.
اين نويسنده ادامه داد:گفته مي شود كه ميرحسين موسوي در دوراني از قبل از انقلاب جزء سوسياليستهاي خداپرست بود و كسي كه به خداپرستي و اسلام پسوند اضافه ميكند حتما در اعتقادات خود مشكل دارد.
وي افزود: حضرت امام در خصوص انتخابات مسئولان به نكته مهمي اشاره داشتند مبني بر اينكه "افرادي را انتخاب كنيد كه براي اسلام سيليخورده باشند " . در حالي كه موسوي هرگز نه تنها براي اسلام بلكه براي هيچ چيز ديگري سيلي نخورده و حتي يك دفعه بازداشت نشده است.
سرشار ادامه داد: حتي گفته شده در رژيم گذشته در دانشگاه ملي(شهيد بهشتي) تدريس ميكرده و اين موضوع نشان ميدهد هيچ احساس خطري از جانب وي براي رژيم احساس نميشده است.
سرشار ادامه داد: موسوي اصلا برجستگي خاص سياسي نداشت. يك مهندس معماري معمولي بود كه امثال او صدها و بلكه هزاران نفر در كشور وجود داشت. در برخي مواقع فردي سوابق انقلابي ندارد ولي مديري قدرتمند يا دانشمند بزرگي است و به دليل كمبود نيرو ممكن است از فقد قسمت اول در او اغماض شود اما موسوي تا پيش از انتصاب به نخست وزيري، در كارنامه خود هيچ برجستگي خاصي در سياست و مديريت نداشت.
وي افزود: زماني كه در مجلس نمايندگان ميخواستند صلاحيت موسوي را تأييد كنند و به وي رأي اعتماد دهند، به دليل سوابق همسرش دچار مشكلات جدي شد . كه در پي توصيه امام (ره) - كه ورود در اين مسائل شرعي نيست، و نبايد آنها را دنبال كرد- موجب شد موسوي آن قضيه را به سلامت پشت سر بگذارد.
*موسوي هزينه سفر رسمي رييس جمهور وقت را پرداخت نكرد
سرشار در ادامه به ذكر خاطره اي از موسوي پرداخت و ادامه داد: موسوي در همان زمان نخست وزيري هم "آقا " را اذيت ميكرد.به طوري كه يكي از وزراي دولت آيتالله خامنهاي به صورت مستقيم و بيواسطه اين مطلب را بيان ميكرد كه ايشان در آن زمان از طرف رهبر يكي از كشورهاي آفريقايي دعوت شده بودند و بنا بود كه به عنوان سفر رسمي، رئيس جمهور كشور به آنجا برود .اين وزير به عنوان وزير مرتبط با اين قضيه براي دريافت هزينه سفر رئيسجمهور به موسوي مراجعه كرده بود. اما وي با اين عنوان كه "پول نداريم " ، حاضر به پرداخت هزينه سفر رئيسجمهور نشده بود . در نتيجه وزير مذكورمجبور شده بود با استقراض و استعانت از كساني در بيرون دولت، هزينه اين سفر را تامين كند. نمونههاي بسياري از دلخونيهايي كه در آن زمان موسوي به مقام معظم رهبري داده است وجود دارد.
وي افزود: ميرحسين موسوي بعد از دوره نخستوزيري به ظاهر حاشيهنشين شد و نزديك به 20 سال در عرصه سياست به طور مستقيم حضور نداشت. اما در واقع وي در دولتهاي بعد ، يعني دوره هاشمي و خاتمي به عنوان مشاور عالي رئيس جمهور، حقوقهاي كلاني گرفته و عملا ر در عرصه سياست حضور داشته است.يعني حداقل 16 سال از مزايا و حقوق مادي اين منصب استفاده كرده و فرد ذينفوذي در آن دولتها بوده است.
*رهنورد يكي از محركان گروه مخملباف براي جدايي از حوزه هنري بود
نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: زهرا رهنورد همسر ميرحسين موسوي در پيش از انقلاب گرايشاتي به سمت جريان هاي غير پيرو خط امام (ره) داشته و در آن زمان به معناي واقعي مذهبي نبوده است.
وي ادامه داد: زهرا رهنورد نه به عنوان همسر موسوي بلكه به عنوان يك شخصيت مستقل از موسوي بايد مورد مطالعه قرار گيرد.در اين وجه، او در طول زمان - چه در گذشته و چه در زمان انتخابات - نشان داده كه شخصيت جاه طلبي است.
سرشار ادامه داد: در فتنهاي كه در اواخر دهه 60 در حوزه هنري اتفاق افتاد و گروهي به رهبري مخملباف از حوزه هنري جدا شدند، رهنورد يكي از محركان بيروني ماجرا بود و متاسفانه آن مسئله را به سطح جامعه و مطبوعات كشيد و گسترده كرد و در رده پايينتر هم خانم شاعرهاي كه بعدها نماينده مجلس شد و اكنون نيز در جناح اصلاحطلب است، در اين ماجرا بسيار فعال بود.
وي افزود: اين خانم شاعر در ابتدا يكي از سمپاتهاي منافقين بود كه آرام آرام وي را از منافقين جدا كردند.همچنين شاعر ديگري كه در جريان فتنه پارسال از موسوي حمايت كرد و به عذر اينكه در اغتشاشها كسي به گوش پسرش سيلي زده است، هر چه از دهنش درآمد به بسيجيها و اصولگراهاي طرفدار احمدي نژاد گفت، نيز در ابتداي دهه 1360 يكي ديگر از سمپاتهاي منافقين به شمار ميرفت.در واقع امثال اين افراد در چنين موقعيتهايي به اصلشان رجوع مي كنند. اما مردم اين موضوعات را نميدانند.در نتيجه متحير مي شوند.
*علت سقوط موسوي نگاه ويژه او به اسلام بود
نايب رئيس انجمن قلم ايران با بيان اينكه موسوي جوگير شده بود درباره علل سقوط موسوي گفت: اگر بخواهيم عوامل اين بروز و نمود را در شخصيت موسوي بعد از حوادث پس از انتخابات طبقهبندي كنيم عامل اصلي را نگاه ويژه و برخورد خاصي كه موسوي به اسلام داشت بايد دانست. كه با آنچه جريان حزبالهي به آن معتقد است تفاوت دارد و در جريان فتنه اخير معلوم شد كه اين ديدگاه چه در دهه 60 و چه بعد از آن هرگز در موسوي تغيير نكرده بوده؛ اما اقتضاي شرايط موجب شد ه تا او ديدگاه واقعي خود را بروز ندهد و نتواند آن را محقق كند.
وي افزود: نكته بعد سكوت طولاني و احساس سرخوردگي موسوي بود كه شايد از انزواي ناخواسته به وي دست داده بود. موسوي به ميل خود اين انزوا را انتخاب نكرد و اگر شرايط مساعد بود در عرصه حضور مييافت .هرچند كسي او را رسما از اين كار منع نكرده بود.
سرشار گفت: در انتهاي اين طبقهبندي هم خصلتهاي فردي و شخصي او قرار ميگيرند؛ كه لجاجت و يكدندگي از بارزترين وجوه آن است.ضمن اينكه از نقش مهم همسرش در اين ماجرا نبايد غفلت كرد.
سرشار در ادامه درباره فساد انقلابيون گفت: يك وجه فساد انقلابيون سابق، آلودگي به مال دنيا است .پيامبر اكرم (ص) در همين زمينه ميفرمايند كه "بعد از خودم در ميان امتام از دو چيز ميترسم : زن و مال. " از اين رو بسياري از خواص گذشته كه در فتنههاي اخير بصيرت خود را از دست دادند به دليل آلوده شدن به اين دو مقوله بود.ضمن آنكه به تعبير قرآن مجيد، عده اي از فرط حب فرزندان ناخلف خود و ترجيح دادن آنان به خدا و خلق او به اين ورطه غلطيدند.
سرشار ادامه داد: عده اي از اين افراد به واسطه همان سوابق انقلابي در مهمترين قسمتهاي نظام نفوذ كرده و حضور دارند . مردم آنها را با چهره موجه گذشته شان ميشناسند و براي مثال نميدانند كه آنها اكنون وارد فعاليتهاي اقتصادي مشكوك، آلوده يا غيرآلوده شده و به داراييهاي كلان بادآورده اي رسيدهاندكه باعث استحاله عميق آنان از درون شده است.
*براي آقاي هاشمي نوشتم كه مال و فرزند، فتنه شما هستند
نايب رئيس انجمن قلم ايران در ادامه گفت: بنده طي يادداشتي در سايتم به هاشميرفسنجاني توصيههاي قرآني را مبني بر اينكه "مال و فرزند فتنه شما هستند " را يادآوري كردم. برخي از خواص گرفتار فتنه زن،بعضي فتنه فرزند، برخي گرفتار فتنه مال و عدهاي نيز گرفتار هر سه آنها شدند.
وي افزود: موارد متعدد ديگري نيز وجود دارند كه نشانگر انحراف خانوادههاي برخي خواص است. براي مثال من در شهركي زندگي ميكنم كه داراي نگهباني ورودي و خروجي است و اكثر اهالي اين محدوده هم افراد متديني هستند .اما اخيرا كساني با سر و وضع نامناسب در اين شهرك جولان ميدهند . بر همين اساس عده اي به نگهبانهاي ورودي گفته بودند به اين افراد تذكراتي بدهند.اما اين توصيه عملي نشد.
سرشار ادامه داد: بعدها معلوم شد كه دليل برخوردنكردن با اين افراد هم اين بوده كه بعضي از اعضاي خانوادههاي برخي از خواصي كه در اين شهرك زندگي ميكنند نيز با وضعي نامناسب رفت و آمد دارند .از اين رو به نگهبانان گفته شده بود كه به آن افراد تذكر داده نشود . چرا كه در اين صورت بايد با خانواده آنها نيز برخورد مي شد.
وي افزود: علت مخالفت عده اي از خواص سابق با برخي اصلاحات ديني، دقيقا آلودگي و استحاله دروني خود و اغضاي خانواده شان است. لذاست كه با روي كار آمدن رئيسجمهوري مثل احمدينژاد كه بنا را بر اين قرار ميدهد تا بيتالمال به غارت رفته را از حلقوم كساني كه آن بالا كشيدهاند درآورد و به مردم بازگرداند طبيعي است (!) كه برخي از خواص گذشته كه اكنون دچار آلودگيهايي شدهاند جزء اولين افرادي باشند كه با اين قضيه مقابله كنند. چرا كه قبل از همه بايد با آنها برخورد شود.حال بگذريم كه احمدينژاد تا چه اندازه در اين كار موفق شد و چه عواملي مانع از تحقق آن شدند و يا خودش اين موضوع را دنبال نكرد.
* استفاده از رانت مهمترين عامل فساد در بعضي از افراد سابقا منتسب به انقلاب بود
سرشار در ادامه درباره انحراف ناگهاني بعضي چهره هاي سابقا منتسب به نظام از مباني انقلاب نيز گفت: افرادي كه از نزديك با اين اشخاص آشنايي دارند نشانههاي تغيير را از مدتها پيش در آنان مي بينند. زاويهها هميشه از يك اندازه كوچك شروع ميشود. اما افرادي كه دورادور ايشان را مي شناسند شاهد اين تحولات تدريجي نيستند.لذا تصور مي كنند يكشبه و ناگهاني آنان متحول شده اند؛ و به حيرت فرو مي روند. ضمن اينكه دليل تغيير در بسياي از آنها، برخي خصلتهاي ناپسند فردي هم هست.كه براي بعضي از افرادي كه اهل روانشناسي دقيق هستند، از قبل آن دگرگونيها را قابل پيشبيني مي كند.
وي افزود: براي مثال، يكي از اين افراد، طي سالهاي اخير سه پروژه بزرگ و پر هزينه را در ارتباط با حوزه هنري و صدا وسيما در دست گرفت كه يكي از آنها كه فيلمي سينمايي براي حوزه هنري بود يك ميليارد تومان هزينه آن شد اما پنج ميليون هم نفروخت.دو پروژه ديگر هم كه هر يك چند ميليارد هزينه اش برآورد شده بود.
نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: باور كنيم كه رانت، اغلب، افراد را فاسد ميكند. و البته رانت هميشه مالي نيست و در بسياري از مواقع معنوي و حمايتي است. وقتي فردي با اين عنوان كه اكنون هنرمند مدافع جريان مورد نظر ماست مورد حمايتهاي بيش از حد معنوي قرار گرفته و زودتر از روال طبيعي رشد، مدارج ترقي را در رشته خود طي كند حتماً بايد منتظر فساد اين شخص و اينكه به زودي در مقابل همان جريان يا فردي كه از وي حمايت كرده بايستد، بود.
وي افزود: در مورد افرادي مثل آن سينماگر يا امثال آن شعرا- كه در اين جريان فتنه، خرابكاريهاي بسياري داشتند ، اما نام آنها كمتر گفته ميشود- فساد ناشي از استفاده از رانت ناحق، مشكل اصلي آنها به شمار ميرود.
*برخي معترضان تا از قراردادهاي چند ميلياردي خود مطمئن نباشند اين موضعها را نميگيرند
سرشار گفت: يكي از معاونان يكي از وزرا به من ميگفت كه بعضي از همين كارگرداناني كه در علن، مواضع تندي عليه حاكميت دارند و بخصوص در فتنه پارسال خيلي مخالف خواني مي كردند ، تا پيشاپيش قراردادهاي چند ميلياردي خود را با نهادهاي مربوط به همين نظام - مانند صدا و سيما و ارشاد و حوزه هنري و ...- نبستهاند و خيالشان از اين بابت راحت نشده است،اين موضعها را نميگيرند .در واقع آنها به منافع شخصي خود حتي اگر يك كوپن باشد پشتپا نميزنند و آن را به خطر نمي اندازند. هميشه زماني كه از اين بابت مطمئن شدند، موضعگيري ميكنند.
سرشار افزود: يك جمله مشهور در ارتباط با رانت وجود دارد مبني بر اينكه "لطف اگر پيوسته باشد ايجاد حق ميكند ". مشكل بسياري از هنرمندان از اين دست، اين است كه يك لطف مستمر شامل حال آنها بوده و مسئولان به دلايلي - از نظر خودشان موجه - به آنها لطف ويژه بلا استحقاق ميكرده ند.
* دولتيها از انتخاب مديري كه دشمن از آنها سابقه بدي داشته باشد ابا دارند
سرشار در ادامه گفت: شايد بتوان گفت: محسن مخملباف اولين فاسدشده رانت در اين نظام در عرصه هنر است. مخملباف جواني بود كه در ابتداي كار همه نوع امكانات در اختيار وي گذاشته شد و با استفاده از آنها راه صد ساله را يك شبه رفت و در نهايت نيز - از جمله به همين دليل - فاسد شد. در حالي كه اگر از پادويي كنار صحنه شروع ميكرد و ناگهان از هيچ، كارگردان نميشد، چه بسا به اين سرعت فاسد نمي شد.
نايب رئيس انجمن قلم ايران در ادامه با انتقاد از نحوه انتخاب برخي از مديران در دوره احمدي نژاد گفت: در دولت احمدينژاد نيزاغلب مسئولان از ميان افرادي انتخاب ميشوند كه رقبا از آنها سوابقي جدي در مقابله با خودشان نداشته باشند.
وي افزود: البته استثنائا انتخاب صفارهرندي در دولت قبل عجيب بود .اما زماني هم كه صفارهرندي وزير ارشاد شد متاسفانه تا حدود نه ماه معاون فرهنگي وزيردولت سابق را نگه داشت ؛ و يا كسي مثل مختارپور را كه از افراد انقلابي بود بعد از مدتهاي طولاني - ودر واقع به عنوان آخرين معاون خود - انتخاب كرد.
اين نويسنده گفت: دولتها نگران وجهه خود در بيرون هستند .از اين رو به دنبال افرادي هستند كه سوابق تند مخالفت با رقبا را نداشته باشند.در واقع به زبان بي زباني به آن سنخ افراد مي گويند: شما براي دوران مبارزه و روي مين رفتن و مقابله با رقيب و از ميدان به در كردن او خوب بوديد. حالا كه ما سوار كار شده ايم، بايد مديراني ملايم و معتدل و - از نظر رقبا - خوش سابقه را بر راس امور بگذاريم. لذا مرحمت كرده، برويد دنبال كارتان .همچنين اين نگراني را نيز دارند كه روزي ممكن است اين افراد از آنها اطاعت محض نداشته باشند.
*قبل از تربيت نيروي متعهد ، راديو و تلويزيون را گسترش داديم
سرشار درادامه درباره چهره سازيها از برخي افراد در جامعه كه در مواقع حساس افكار عمومي را دچار مشكل ميكنند به شاخص شدن افراد توسط سيما اشاره كرد و گفت: مشكل راديو و تلويزيون اين بود كه يكدفعه گسترش پيدا كرد بدون اينكه از قبل نيروي لازم براي اين كار به اين گستردگي تربيت كرده باشد.
وي افزود: انحراف در اركان راديو و تلويزيون از زمان رياست لاريجاني شروع شد. البته وي با نيت فساد اين كار را نكرد بلكه به اين دليل كه شبكه هاي ماهواره متعددي از سوي دشمنان به وجود آمده بود و بايد برنامههاي بيشتر و شبكههاي متنوعتري ايجاد ميشد تا مردم را از رو آوردن به تلويزيونهاي بيگانه باز دارد اين كار را كرد. به همين سبب قبل از اينكه براساس موجودي نيروهاي متعهد متخصص راديو و تلويزيون گسترش پيدا كند، اول شبكه هاي راديو و تلويزيون گسترش داده شد بعد اين فكر به وجود آمد كه اكنون براي تامين نيروهاي گرداننده آنها چه بايد كرد.
اين نويسنده با سابقه انقلاب ادامه داد: تا قبل از اينكه شبكههاي جديد درراديو و تلويزيون راهاندازي شوند مديراني انتخاب ميشدند كه حداكثر شرايط را از نظر اعتقادي و فني داشتند. اما وقتي كه نيروي متعهد و متدين لازم وجود نداشت، تخفيفهاي بسياري در مورد ملاكهاي مذهبي و انقلابي بودن مديران و گردانندگان داده شد .تا جايي كه امروزهعده قابل توجهي از مجريان و تهيه كنندگان و گردانندگان برنامههاي راديويي و تلويزيوني اصلا افراد واقعا مذهبي و انقلابي نيستند.
وي افزود: در نتيجه تلويزيون و راديو كه به تعبير امام (ره)، بايد يك دانشگاه ملي باشد اكنون در موارد زيادي خود از جمله عوامل مشكلات فرهنگي كشورشده است
سرشار در ادامه درباره برنامههاي تلويزيون نيز گفت: درصد موسيقي و رقص(به تعبير آب كشيده اش:حركات موزون) در برنامه كودك و نوجوان شبكه هاي يك و دو - و بيشتر يك - نسبت به كل برنامهها بسيار زياد است. ما با خيال راحت فرزندان خود را به اين دليل كه تلويزيون جمهوري اسلامي است، به تماشاي تلويزيون مي نشانيم در حالي كه بچهاي كه با اين موسيقيها رشد ميكند در آينده نميتوان او را از شنيدن آوازهاي غيرمجاز منع كرد.
يك بار در تاكسي نشسته بودم و موسيقي تندي پخش ميشد . به راننده گفتم كه ضبط را خاموش كند. وي در جواب گفت :اين راديو است . و وقتي موسيقي تمام شد متوجه شدم راننده درست ميگويد .در مورد ديگري به راننده اي تذكر دادم كه موسيقي غيرمجاز را خاموش كند و وي آن را خاموش كرد . اما وقتي راديو را روشن كرد بدتر از آن موسيقي غيرمجاز پخش ميشد .كه راننده گفت:حالا اين موسيقي بهتر است يا آنكه من گذاشته بودم؟
برخي از نويسندگان و شعرايي هم كه از آنها در راديو مطلب و شعر پخش ميشود و نوع تجليلهايي كه از آنها صورت ميگيرد اصلاً افراد موجه و خوش سابقه اي نيستند.
*پرورش نيرو از راههاي كند كردن جريان جنگ نرم فرهنگي است
نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: يكي از راههاي كند كردن جريان جنگ نرم فرهنگي اين بود كه از ابتداي حاكميت نظام شروع به پرورش نيرو در عرصه هنر و فرهنگ ميشد.
وي افزود: يكي از مراكز پرورش نيرو، دانشگاهها بودند كه هرگز انقلاب فرهنگي مورد نظر امام (ره) در آنجا محقق نشد .و مشكل اصلي ما در رابطه با رشتههاي علوم انساني است.بنده به عنوان كسي كه هم در دانشگاه در رشته هنر، درس خوانده و هم تدريس كردهام مي گويم كه غربزدهترين رشتهها در دانشگاههاي كشور، رشتههاي علوم انساني و به طور خاص سينما و نمايش و ديگر هنرهاي از اين سنخ هستند.
وي افزود: تمام منابع مادر، در رشتههاي جامعه شناسي، روانشناسي، اقتصاد، سياست، هنر و ادبيات داستاني و شعري ترجمه اي است. اين در حالي است كه علوم انساني به هيچ عنوان از جهانبيني و ايدئولوژي جدا نيست. به اين معني كه - به طور مثال - امكان ندارد حتي در شگرد داستاننويسي كه ياد داده ميشود به همراه آن جهانبيني و ايدئولوژي غربي القا نشود.
سرشار ادامه داد: يا مثلا اقتصاد به طور كامل ايدئولوژيك است.هم اقتصاد سرمايهداري و هم اقتصاد سوسياليستي وجود دارد . بسياري از افراد معتقد هستند كه مقدمه ليبراليسم فرهنگي- بر اساس قسمتي از نظريات ماركس ؛ كه درست هم به نظر ميرسد -، ليبراليسم اقتصادي است.
هاشميرفسنجاني زماني كه روي كار آمد به طوروسيع مبناهاي اقتصاد ليبرالي را در ايران پياده كرد ؛ و بعد از او هم اين جريان ادامه داده شد.بخشي مهم از عوارض منفي فرهنگي حاكم بر جامعه را بايد در همين سياستهاي غلط اقتصادي جستجو كرد.
*تزهاي هاشميرفسنجاني، همان تزهاي اوايل سرمايهداري غرب بود
سرشار گفت: بعضي از تزهاي هاشميرفسنجاني، همان تزهاي اوايل سرمايهداري غربي بود .مثل اين تز كه به هر ميزان مصرف زياد شود توليد زياد خواهدشد و اقتصاد رونق خواهد گرفت، كه هاشميرفسنجاني به صراحت آن را تبليغ ميكرد . در حالي كه اساسا ترويج مصرفگرايي خلاف شرع است . و موضوع بدتر ، مسئله خصوصيسازي با آن شتاب و شكل بي حساب و كتاب و بي در و پيكر بود.
وي افزود: درست است كه اصل 44 در قانون اساسي بر خصوصيسازي تأكيد ميكند تا دولت را از شكل يك كارفرماي بزرگ بيرون آورد ؛ اما در زمان رياستجمهوري هاشميرفسنجاني خصوصيسازي به بدترين شكل انجام ميشد و كارخانه ها و شركتهاي متعلق به بيتالمال در موارد بسياري به ثمن بخس به مديران دولتي و از اطرافيان دولتمردان واگذارشد ؛ كه از مصاديق آن كارگزاران سازندگي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بودند.و ديديم كه بعدا بخشي از همين سرمايه ها چگونه در انتخاباتها و غير آن صرف مقابله با اساس نظام و انقلاب و ايجاد بلوا و آشوب شد.
وي افزود: خصوصيسازي در زمان هاشمي بعضا به اين شكل بود كه در ازاي واگذاري موسسات دولتي يا ابتدائا از خريدار آشنا و وابسته به آقايان بعضا پولي گرفته نميشد وقيمت موسسه را قسط بندي ميكردند و با وامهاي كلاني كه با شرايط سهل و ممتاز در اختيار خريدار قرار مي دادند و نيز از طريق وصول سودي كه خريدار بعدها از آن كارخانه يا شركت به دست ميآورد قسطهاي آن را پرداخت ميكرد .كه اين ديگر هيچ ربطي به اقتصاد سرمايهداري و ليبرالي هم ندارد .بلكه نوعي تاراج سرمايه هاي ملي بود.
*وضعيت فرهنگي به جايي رسيده كه فاميل روستازاده ما به دنبال پانسيون فرزند نوجوانش در يك كشور اروپايي است
وي افزود: يك نتيجه ليبراليسم اقتصادي اين است كه وقتي يك دفعه پولدار ميشوي بايد آن را خرج كني .حد خرج كردن در داخل كشور هم كه معين است .يعني هر اندازه كه پولهاي بادآورده خرج شود، تمام نميشود. از اينرو به اجبار بايد به دور دنيا سفر كرده و مدام در مظاهر زندگي مثل خانه و ماشين و ... ايجاد تغيير شود.
نايب رئيس انجمن قلم ايران ادامه داد: يكي از آشنايان ما كه روستازاده است و با تلاش خود به منصبي دولتي رسيده است اين موضوع را مطرح ميكرد كه:احساس ميكنم فرزندم در ايران تلف ميشود و ميخواهم در كشور ... پانسيونش كنم تا در آنجا درس بخواند و اين از نتايج جنگ نرم است.
يعني يك روستايي كه خود به سختي درس خوانده ، اكنون در اثر تحصيل سريع ثروت كلان كارش به جايي رسيده كه احساس مي كند حتي شهرهاي بزرگ ايران براي بچه وي كه در مقطع راهنمايي تحصيل ميكند تنگ است!اين موارد واقعيات روانشناسي و جامعهشناخي است كه در تحليلهاي سياسي مربوط به شرايط فعلي كشور - خاصه در مورد طبقه نوخاسته و تازه به دوران رسيده - بايد مد نظر جدي قرار گيرد.
*خاتمي در زمان وزارت ارشاد ويدئو را داراي مصيبتهاي بسياري ميدانست
سرشار در ادامه درباره تهاجم فرهنگي و جنگ نرم عليه ايران گفت: در 15 سال اخير تهاجم وسيع فرهنگي صورت گرفته كه آغاز آن با ماهواره بود و اكنون نيز با اينترنت كامل شده است و تعبير دهكده جهاني را به طور كامل محقق ميكند. به طوري كه از نظر فرهنگي عملا مرز و حائلي براي كنترل كردن يا نكردن باقي نمانده است.
وي افزود: زماني كه خاتمي وزير ارشاد بود در طي مصاحبهاي با روزنامه جمهوري اسلامي مصيبتهاي فرهنگي و اخلاقي بسياري را براي ويدئو برشمرد مبني بر اينكه اگر ويدئو وارد خانهها شود مردم دچار مشكل بزرگي خواهند شد . از اين رو ارشاد از ورود ويدئو به كشور جلوگيري كرد و خريد و فروش آن ممنوع شده بود. اما نظرات فعلي او را ببينيد!
اين نويسنده باسابقه كشور ادامه داد:موثرترين راه متدينان براي مقابله با اين شبيخون بي امان اين است كه در حداكثر ممكن روي خانواده و تربيت فرزندان وقت گذاشته و سرمايهگذاري كنند و تا حد امكان راههاي نفوذ شيطان را ببندند. يكي از كم هزينه ترين و موثرترين اين اقدامات تسهيل ازدواج جوانان در سنين پايين است.جواني كه ازدواج كرده بسيار كمتر در معرض انحراف قرار ميگيرد و بنظر من بيش از 50 درصد از مشكلات تهاجم فرهنگي با ازدواج سهل و آسان در سنين پايين - نوجواني - حل ميشود.
سرشار ادامه داد: شايد ورود به مباحثي مثل تعدد زوجات يا ازدواج موقت از نظر وجهه اجتماعي براي مسئولان خطرناك باشد. اما بايد پذيرفت كه بخش مهمي از مشكلات اخلاقي موجود در جامعه، ناشي از تعطيل كردن اين حلالهاي خدايي - با شرايطش - است.همچنين ما بايد رجعت مجددي به مساجد به عنوان اصلي ترين پايگاههاي اجتماعي خود بكنيم.
*روال قهرمان سازي توسط سازمان جاسوسي آمريكا در كتابي منتشر شده است
دبير انجمن قلم ايران در ادامه درباره چهره و قهرمان سازي در كشورهاي مختلف براي تاثير گذاري بر فرهنگ و سياست آن كشورها مطالبي را بيان كرد.
وي افزود: در باره فعاليتهاي فرهنگي سازمان ضدجاسوسي آمريكا كتاب قطوري وجود دارد به نام "جنگ سرد فرهنگي "كه ساز و كار جريان سازي فرهنگي و قهرمان سازيهاي مجعول را در كشورهاي - خاصه - بلوك شرق نشان ميدهد .مركز آنها در آلمان بود اما از آمريكا هدايت ميشدند و با چهرههاي هنري، ادبي و فعال در ساير رشتههايي كه نزديكي فكري با آنها داشتند ارتباط برقرار كرده و با رانتهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي اين افراد را بزرگ ميكردند و به كار مي گرفتند.
سرشار ادامه داد: براي مثال در اين كتاب چگونگي فراگيرشدن موسيقي آمريكايي در دنيا بيان شده است. وقتي موسيقي آمريكايي مثل جاز كه از نمادهاي فرهنگي اين كشور است در دنيا فراگير شود يعني يك وجه فرهنگي آمريكا فراگير شده است كه بسياري از موارد ديگررا به دنبال مي آورد.
وي افزود: در كشورهاي جهان سوم و يا در حال توسعه روي اين قضيه بسيار كار كردند و در كشور ايران عمده سرمايهگذاريها در مورد چهرههاي متمايل به غرب از طرف آمريكا و اروپا صورت ميگرفت، و كار روي چهره هاي متمايل به بلوك شرق از طرف شوروي و چين بود . از خارج از كشور روي اين چهرهها سرمايهگذاريهاي بسياري صورت مي گرفت . يكي از معروفترين اين چهرهها صادق هدايت بود كه من در " راز شهرت صادق هدايت "، ساز و كارهاي عام به شهرت رسيدن اين گونه افراد را ذكر كردهام.
سرشار ادامه داد:گاه با مطرح كردن نامها و جايزههايي كه در سطح دنيا به افراد داده ميشود به اين كار مبادرت مي كنند.كه آخرين نمونه آن شيرين عبادي يا برخي از كارگردانان مثل جعفر پناهي يا محسن مخملباف است . كه با جايزه دادن به آنها در جشنوارههاي سطح پايين شروع كرده و فيلم آنها را مطرح ميكنند و بعد آرام آرام آنها را ارتقا مي دهند تا اينكه مثلا سفير صلح (!) ميشوند و در مذاكرات سياسي آنها را شركت ميدهند . يا اينكه به فردي جايزه نوبل ميدهند و از اين طريق هم او را به ثروت كلاني مي رسانند و هم از او چهره اي بين المللي درست مي كنند تا در مقاطع حساس سياسي از وي بهره برداريهاي مورد نظر خود را بكنند.
*شايد روزي ارتباط فيلم مخملباف با حمله آمريكا به افعانستان آشكار شود
وي افزود: جايزه نوبل مصونيت صد در صد سياسي در سطح جهان براي شخص ايجاد ميكند. به اين معني كه اگر فردي كه جايزه نوبل را دريافت كرده هر حرفي را مطرح كند به وي به عنوان يك فرد معمولي نمينگرند و دولتها نيز نميتوانند با اين برندگان برخوردي حتي قانوني داشته باشند. چرا كه اگر مثلا وي را دستگير كنند بسياري از روشنفكران و دولتهاي غربي و متمايل به غرب دنيا عليه آن دولت برميخيزند .از اين رو براي چنين فردي مصونيت سياسي، مقبوليت اجتماعي، شهرت و ثروت با هم ميآيد.
سرشار گفت: در بعضي جايزهها مثل نوبل، نزديك به يك ميليون و دويست هزار دلار يعني يك ميليارد و دويست ميليون تومان فقط مبلغ مالي اين جايزه است. كه پشتوانه مالي به فرد ميدهد تا نگران معيشت خود نباشد كه اگر وارد مبارزه شد با مشكلي در زندگي رو به رو نشود، سپس از طريق اين برندگان الگو درست ميكنند و به ساير روشنفكران آن جامعه نيز اين را القا ميكنند كه اگر شما هم ميخواهيد از اين شهرت و امكانات بهرهمند شويد بايد همين راهي را برويد كه اين آقا يا خانم رفته است.
نايب رئيس انجمن قلم ايران گفت: ساز و كار قهرمانسازي بسيار پيچيده است .به طوري كه حتي تفهيم آن به افراد عادي مشكل است؛ و اينها اغلب وقتي متوجه كنه ماجرا مي شوند كه كار از كار گذشته و دشمن استفاده خود را از اين ماجرا كرده است.البته روي نيروهايي كه خيلي بياستعداد هستند سرمايه گذاري نميكنند. يعني شخص بايد حداقل استعداد متوسطي در رشته خود داشته باشد .اما به گونهاي آنها را جلوه ميدهند كه گويا نوابغ آن رشتهها هستند.
وي با بيان اينكه نقش مخملباف در زمينهسازي رواني ، فرهنگي و سياسي براي حمله آمريكا و ناتو به افغانستان را نميتوان فراموش كرد افزود: مخملباف در فيلمي كه راجع به افغانستان ساخت آنچنان فضايي را از اين كشور درست كرده بود كه هر كس آن را ميديد به اين نتيجه قطعي ميرسيد كه لازم است يكي به نجات اين مردم برود.
سرشار گفت: قبل از حمله آمريكا به افغانستان اين فيلم ساخته شد و از طرف آمريكاييها هم تحويل گرفته و تبليغ شد. و شايد روزي ربط و اسناد مربوط به ارتباط اين فيلم با حمله آمريكا و ناتو به افغانستان آشكار شود.
*در واقع با درايت نظام برخي جوايز سياسي به شاملو تعلق نگرفت
سرشار در ادامه درباره درايت نظام در برخورد با اين مسايل گفت: بعضيها را تحريك ميكردند و به آنها ميگفتند كه اگر اين كار را انجام دهيد فلان امكان يا فلان جايزه را به شما ميدهيم كه در مورد احمد شاملو هم چنين اتفاقي افتاد.
سرشار ادامه داد: اسم شاملو چند بار به عنوان كسي كه قرار است به وي جايزه نوبل تعلق بگيرد مطرح شد اما با درايت خاص نظام اين فرد نتوانست اين جايزه را ببرد.
وي افزود: افرادي مثل شاملو در خارج از كشور عليه ايران صحبت ميكردند و تهمتهايي كه وجه حقوقي و قضايي داشت و قابل پيگيري بود بيان ميكردند و سپس به ايران برميگشتند تا دستگير شوند و از اين طريق وجهه اي سياسي و آزاديخواهانه براي آنها جعل شود. اما با توجه به دستور مقامات نظام آنها را بازداشت نميكردند؛ و به اين شكل جايزه مورد نظر به آنها تعلق نميگرفت.
سرشار ادامه داد: در مورد موسوي، كروبي و خاتمي و بعضيهاي ديگر هم همينطور است. آنها كارهايي انجام ميدهند تا دستگير شوند اما نظام با وجود هزينههاي سنگيني كه ميپردازد آنها را دستگير نميكند تا از آنها قهرمانهي قلابي مورد نظر دشمنان نظام و استكبار جهاني درست نشود. هر چند شخصا اين سياست را نمي پسندم و آن را عادلانه نمي دانم.
مصاحبه تفصيلي از سيدفاطمه موسوي
ارسال نظر