آخرین خبر

  • • نخستین شماره ماهنامه "اقلیم نقد" منتشر شد
  • سه شنبه 14 شهریورماه 91

    سرانجام اولین شماره ماهنامه نقد "اقلیم نقد" انتشار یافت.
    در اولین مطلب این نشریه تازه تاسیس، در یادداشتی کوتاه به قلم سردبیر، می خوانیم:
    آنچه پیش روی شما گرامیان است، اولین شماره از نشریه ای است که قرار است ان شاءالله از این پس به صورت ماهانه انتشار یابد.
    همچنان که از شناسنامه اش برمی آید و در اخبار مرتبط با آن نیز به اطلاع عموم رسیده، کاری است مشترک میان انجمن قلم ایران و نهاد کتابخانه های عمومی کشور.(نام "قند و نقد" نیز، انتخاب دوستان "نهاد" است.)
    مخاطبان آن، همه کسانی هستند که با کتاب و مطالعه انس دیرینه دارند؛ و حوزه فعالیتش، به طور خاص، داستان و شعر - بزرگسال، و کودک و نوجوان - است.
    نوع نقدهایی که قرار است در این ماهنامه درج شود، فهرست وار به قرار ذیل است:
    - نقدهایی که کل آثار یا سبک یک نویسنده را دربرمی گیرند.
    - نقد تک کتابهای مستقل از نویسندگان مختلف.
    - نقد جریانهای گوناگون مطرح ادبی.
    - نقد نقدهای منتشره در مورد آثار یا جریانهای مختلف.
    - نقد جنبه یا جنبه های خاص از یک کتاب، یا مجموعه ای از آثار همسنخ.
    - نقدهای صرفا محتوایی، صرفا ساختاری، یا توامان.
    - نقدهای صرفا توصیفی و تحلیلی(در مورد آثار نمادین، پیچیده و عمیق).
    نوع کتابهایی که در اولویت نقد در این نشریه قرار دارند، عبارت اند از:
    - کتابهایی که به دریافت جوایز ادبی نایل آمده اند.
    - کتابهایی که پرفروش بوده اند.
    - کتابهایی که مطرح، جریان ساز، بحث انگیز و احتمالا محل اختلاف کتابخوانان، اهالی فرهنگ و نشریات بوده اند.
    - کتابهای قوی و ارزشمندی که به هر دلیل، احتمالا آن گونه که باید، مورد توجه قرار نگرفته اند.
    - کتابهای بیش از اندازه ضعیف.
    - ....
    . کوشش خواهد شد که حتی المقدور کتابهای مورد نقد، جدید و به روز باشند. همچنین، کتابهای نویسندگان متعهد، برای نقد، بر دیگر کتابها، مرجح اند.
    با رعایت جنبه های علمی و استدلالی، نقدهای کوتاه تر، بر نقدهای پر طول و تفصیل، ترجیح دارند.
    گردانندگان این ماهنامه، صمیمانه ازهمه کسانی که توانایی نقد ادبی را دارند، دعوت به همکاری می کنند. همان گونه که، از پاسخهای مستدل نویسندگانی که آثارشان در ماهنامه نقد شده است، با علاقه تمام، استقبال می کند.
    امید که با همیاری و راهنمایی اهالی ادبیات کشور، بتوانیم نشریه ای درخور ادبیات این مرز پرگهر به دوستداران و علاقه مندان این مقوله تقدیم کنیم.

    مطالب این شماره اقلیم نقد، در دو بخش مجزای نقدهای داستان و شعر تقسیم بندی شده است.
    بخش نقد داستان شامل : هفت خوان ادبیات داستانی دفاع مقدس به قلم احمد شاکری؛ نقد کتابهای "ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب اسلامی"(نوشته محمدرضا سرشار)؛ حافظ هفت(اکبر صحرایی)؛ ریاح(جلال توکلی)؛ توفان دیگری در راه است(مهدی شجاعی)؛ داستان یک مرد(مجید ملامحمدی)؛ مقاله "برخی تفاوتهای قصه یوسف در عهد عتیق و قرآن".
    نویسندگان این مطالب عبارت اند از: علی الله سلیمی، مهدیه ارطایفه، محمدرضا سرشار، مریم مقانی، یوسف نیکفام و مجید محبوبی.
    در بخش شعر، شاهد یادداشتها و نقدهایی در باره کتابهای عباس باقری، (خاکه نغمه ها)؛ سیامک بهرام پرور(به رنگنارنگی)؛ منیژه حسین پور(درخت محافظه کار است)؛ نقد مجموعه آثار محمدکاظم کاظمی؛ نیز مقاله "هاله های نیهیلیسم در وجنات جناب شاملوسلمان هراتی و مسئله تداوم؛ بازخوانی شعرهای برای شهیدان علمی؛ مجملی اندر باب نقد نویسی.
    نویسندگان نقدها ی بخش شعر، عبارت اند از: محمدکاظم کاظمی، علی داوودی، کامران شرفشاهی، علی مؤدبع بهروز سپیدنامه، سلمان نظافت یزدی، محمد رستمی، میرشمس الدین فلاح هاشمی.
    اعضای تحریریه این شماره اقلیم نقد عبارت اند از: رضا اسماغیلی، عباسعلی براتی پور، کامران پارسی نژاد، پدرام پاک آیین، دکتر محسن پرویز، راضیه تجار.
    نخستین شماره اقلیم نقد، ویژه شهریور 91، در 178 صفحه قطع وزیری کوتاه، به بهای 3000 تومان انتشار یافته است. این نشریه را می توان از طریق کتابفروشی انجمن قلم ایران به نشانی تهران، خ. سیدجمال الدین اسدآبادی، بالاتر از میدان سیدجمال الدین اسدآبادب، شماره 358، ت 02188214440.





    نقد داستان بلند ریاح

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • رسیدن "مهاجر کوچک" به شمارگان 185،000 نسخه، با انتشار سیزدهمین چاپ آن


  • با انتشار سیزدهمین چاپ داستان بلند "مهاجر کوچک"، مجموع شمارگان این کتاب به 185،000 نسخه رسید.
    "مهاجر کوچک" داستانی در باره جنگ تحمیلی برای نوجوانان است، که چاپهای اول و دوم آن در سال 1360 توسط خانه هنر و ادبیات کودکان و نوجوانان ، صورت گرفت . چاپهای مجدد آن، تا سال 1386، به وسیله کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان؛ و از آن پس، به وسیله انتشارات سوره مهر انجام گرفت. طی سالیانی که از انتشار آن می گذرد، موفق به دریافت شش جایزه در سطح کشور، به شرح ذیل شده است:
    1.برنده لوح زرین و دیپلم افتخار از نخستین جشنواره کتاب کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، به عنوان بهترین کتاب داستان منتشره در باره دفاع مقدس برای نوجوانان در دهه اول انقلاب.
    2. یکی از ده کتاب برگزیده دهه نخست پس از پیروزی انقلاب، به انتخاب مشترک مجله های کیهان بچه ها و سروش نوجوان.
    3.برنده جایزه نخست اولین سمینار رمان جنگ در ایران، در قسمت نوجوانان؛ به عنوان اولین داستان بلند منتشره راجع به دفاع مقدس برای این مقطع سنی.
    4.برنده لوح زرین دستخط مبارک حضرت امام و سکه یادبود، از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    5.کتاب برگزیده جشنواره بیستمین سالگرد دفاع مقدس، به انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    6.کتاب برگزیده دومین جشنواره ادبی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در بخش نوجوانان.
    همچنین از بخشی از داستان این کتاب، در دهه 1360، یک فیلم بلند داستانی با عنوان "مهاجر"، به کارگردانی مجتبی فرآورده، توسط حوزه هنری تهران - مرکز ، ساخته شده است.
    چاپ سیزدهم "مهاجر کوچک" در 41 صفحه قطع وزیری کوتاه ، با شمارگان 2500 نسخه، به بهای 2000 تومان، توسط انتشارات سوره مهر به بازار کتاب عرضه شده است.


عضو گروه ادبیات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: نسبت به سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب، تعداد عناوین جدید افزایش و شمارگان کتابها کا


محمدرضا سرشار مشهور به رضا رهگذر از جمله نویسندگان شناخته‌شده ایرانی است که آثار خود را بیشتر برای نوجوانان خلق کرده است.

سرشار در گفت‌وگو با نامه علت اصلی کاهش شمارگان کتاب‌ را در سال‌های اخیر، مغفول ماندن مطالعه در میان مردم دانست. وی به اهمیت سفارش کتاب‌خوانی توسط رهبران و مراجع اشاره کرد و مردم را به تقلید از مقام معظم رهبری دعوت کرد. محمدرضا سرشار در حال حاضر رئیس هیئت مدیره انجمن قلم و عضو گروه ادبیات اندیشه پزوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است.


یکی از مسائلی که این روزها از سوی نویسندگان مطرح می‌شود، مسئله دریافت مجوز برای انتشار کتاب است. شما برای چاپ آثار خودتان چقدر با این مشکل مواجه بودید؟
من به شخصه تا امروز هیچ مشکلی درباره دریافت مجوز و مسائلی از این دست که به وزارت ارشاد ارتباط پیدا کند نداشتم. از نظر محتوا نیز از روز اول به فضل خدا هر چه نوشتم نه ناشر تغییر داده و نه ارشاد. حتی رسم الخط کتاب‌هایم را من خودم انتخاب می‌کنم و با ناشر به توافق می‌رسم تا با همان رسم‌الخط چاپ شود.


وضعیت نشر را در سال‌های اخیر نسبت به گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب وضعیت نشر فوق‌العاده بود. تا حدود سال 65 ما به تیراژهای نجومی رسیدیم که نسبت به گذشته و حتی بعد از آن بی‌سابقه بود. در آن دوران، شمارگان 200 هزار نسخه برای یک کتاب، امر غریبی نبود. کتاب‌های زیردبستان که از سوی کانون پرورش فکری چاپ می‌شد، 50 هزار نسخه داشت و برای مقاطع بالاتر کمتر از 11 هزار نسخه نبود. متاسفانه شمارگان کتاب‌های بزرگسالان در این روزها به یک پنجم آن سال‌ها رسیده است. شمارگان کتاب‌های کودکان هم به همان نسبت کم شده است. البته از طرف دیگر تعداد عناوین کتاب‌ها بیشتر شده است. عناوین کتاب‌ها ما نسبت به آخرین سال قبل از پیروزی انقلاب حدود 11 برابر شده است. وقتی تعداد عناوین زیاد می‌شود به طور طبیعی شمارگان کم می‌شود. اما از آن طرف جمعیت ما دو برابر شده است و این موضوع باید زمینه افزایش مطالعه را فراهم می‌کرد که این اتفاق آن طور که انتظار می رفت نیفتاده است. در مجموع می‌توان گفت شمارگان کتاب نسبت به سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب به طور محسوس کم شده است.


علت اصلی این امر را در چه می‌دانید؟ آیا می‌توان به دلایل اقتصادی نسبت داد؟

وضع مالی مردم ما نسبت به سال‌های اول پیروزی انقلاب خیلی بهتر شده است. وضعیت منازل، اتومبیل‌ها، لباس و خورد و خوراک مردم نشان می‌دهد که وضع عمومی‌شان به طور مشخص بهتر شده است. ولی به نظر می رسد گرایش به مطالعه یا حداقل خرید کتاب، نسبت به آن سالها کمتر شده است. علل مختلفی هم دارد. یک علت تعدد سرگرمی‌ها است. در سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب 2 شبکه تلویزیونی داشتیم که در کمتر از نصف روز برنامه داشتند. برنامه‌ها هم فاقد جذابیت کافی بود تا تمام وقت بیننده را بگیرد. الان نزدیک به 16 تا 17 شبکه تلویزیون داخلی داریم که بیش از دوسوم شبانه‌روز برنامه دارند. از طرف دیگر سرگرمی‌های بسیار وقت‌گیر چون اینترنت و رایانه وارد زندگی شده است. البته بخشی از مطالعه مردم به مطالعات اینترنتی اختصاص پیدا کرده است که در برآورد میزان مطالعه مردم، کمتر به حساب می‌آید.


پس از نظر شما مسئله اقتصادی نقش چندانی در کاهش شمارگان کتاب نداشته است؟

کتاب نسبت به گذشته گران شده است اما همه چیز گران شده است و متناسب با آن هم سطح درآمد بالا رفته است. درصد گرانی کتاب بیش از گرانی چیزهای دیگر نیست. عادت به مطالعه در ما نهادینه نشده است. در یک دوران التهابی پدید آمد اما آن هیجان نهادینه نشد. متاسفانه نسل جدید کمتر از نسل پدرانشان کتاب می‌خوانند. مردم این روزها تلاش می‌کنند به توسعه اقتصادی و رفاه بیشتری در زندگی شخصی شان برسند و بیشتر وقت خود را مشغول کسب درآمد هستند. همین موضوع باعث می‌شود اوقات فراغتی که باید به مطالعه اختصاص داده شود کم شود.


به نظر شما مشکل از کتاب‌ها نیست؟ کتاب‌های منتشر شده ویژگی جذب مخاطب را دارد؟

انصافا باید بگویم کتاب‌ها جاذبه کمی دارند. فعلا درباره تالیف صحبت می‌کنم. مثلا دهه 60 ادبیات کودک و نوجوان ما عرصه انفجار آثار خلاقه بود. حجم عظیمی از داستان‌های تالیفی جذاب روانه بازار کتاب می‌شد. الان به ندرت شاهد آثار خلاقه و تازه در عرصه ادبیات خودمان هستیم. مایه‌ها و جذابیت‌های هنری کمتری در آثار دیده می‌شود. به طور طبیعی خواننده پول بابت چیزی می‌دهد که راضی اش کند. وقتی کتاب معمولی باشد خود ما هم نمی‌خوانیم.


فکر نمی‌کنید بین استقبال از کتاب و انگیزه نویسندگان برای نگارش، رابطه متقابل وجود داشته باشد؟

حکایت همان مثل مشهور رابطه مرغ و تخم مرغ است. وقتی احساس شود استقبال کم و شمارگان کم است، نویسنده مایه کمتری می‌گذارد. از آن طرف، وقتی نویسندگان مایه کمتری در کارهایشان می گذارند، استقبال مخاطبان از آثارشان کمتر می شود. در دهه 60 اگر نویسندگان توانا، تمام‌وقت می‌نوشتند می‌توانستند با نوشتن زندگی‌شان را اداره کنند. در حال حاضر فقط نویسنده‌های باسابقه و با تعداد عناوین بالا می‌توانند از طریق نوشتن زندگی خود را اداره کنند. حتی کارمند اداری گاهی درآمدش از یک نویسنده بیشتر است. با این شمارگان کم و تعداد دفعات کم تجدید چاپ، نمی‌توان انتظار درآمد بالایی داشت. زمانی که یک نفر باید برای یک اثر اصیل بگذارد برایش بازده مالی به همراه ندارد.


سیاست‌های ممیزی تاثیری در کاهش فعالیت نویسندگان و ایده‌پردازی آن‌ها ندارد؟

ممیزی همیشه بوده. شرایط الان بازتر هم شده است. ما نویسندگانی هم داریم که از ایران رفتند و در خارج از ایران می‌نویسند. جمعیت ایرانیان خارج از کشور هم کم نیست. آنجا هم همین مشکل هست. شمارگان کتاب‌های ما در خارج از کشور هم زیاد نیست. این را قیاس کنید با کشوری مثل تاجیکستان که رژیمی پلیسی هم دارد. آنطور که من شنیدم در همان زمان خفقان شوروی برای جمعیت حدودا 6 میلیونی این کشور، شمارگان کتاب در یک چاپ، نزدیک به 500 هزار نسخه بود. این را با جمعیت 70 میلیونی و شمارگان 2 هزار و 200 نسخه ما بسنجید. اصلا قابل مقایسه نیست. البته همانطور که گفتم وقتی تعداد عناوین زیاد شود بر شمارگان تاثیر می‌گذارد. الان ما از نظر تعداد عناوین جدید در سال، در میان همه کشورهای اسلامی رتبه اول را داریم.


به نظر شما چه اتفاقی می‌افتد که کتاب‌هایی مثل «دا» یا «بابانظر» با چنین استقبالی رو به رو می‌شوند و کتاب دا به چاپ 140 به بعد هم می‌رسد.

از این کتاب‌ها به طور خاص از طرف مقام معظم رهبری تعریف شده است. ناشر هم از فرصت حسن استفاده کرد و موفق شد. اگر نگاه کنید انتشارات سوره مهر در میان ناشران استثنا است. از حدود سال 82 به این طرف یک گروه مدیران جوان تحصیل کرده، آشنا با هنر، و ادبیات، مبتکر و خلاق و علاقه‌مند به کار در حال مدیریت این مجموعه هستند. من از سال 63 در حوزه هنری بودم. می‌دانم روزی که انتشارات سوره مهر را از گروه قبلی تحویل گرفتند انبارهای حوزه هنری از انبوه کتاب‌های به فروش نرفته، پر بود. در کمتر از 8 سال توانستند انتشارات را از نظر مخاطب زیر و رو کنند. به طور کلی کتاب‌های سوره مهر نه در این نسبت کتابی مثل دا، اما نسبت به کتابهای ناشران دیگر شرایط به مراتب بهتری دارند.


کتاب‌های کمی با چنین اقبالی که به تائید مقام معظم رهبری برسند رو به رو می‌شوند. وضعیت آن‌ها را چگونه می‌توان بهبود بخشید.

ما روحانیان بسیاری داریم. اگر این افراد بسیج شوند و در محله یا شهر تحت نفوذ خود به معرفی کتاب بپردازد انقلابی در بازار نشر به وجود می‌آید. فرض کنید در نماز جمعه هر هفته خطیب نماز جمعه به مناسبت سیاسی یا مذهبی یا اجتماعی هفته در خلال صحبت‌ها چند کتاب هم معرفی کند. می دانید چه استقبالی از آن کتابها خواهد شد! متاسفانه از این ظرفیت بزرگ غفلت شده است. روحانیون که در سایر مسائل از ولی فقیه تبعیت می‌کنند چه قدر خوب است اگر در این موضوع نیز تابع ولی فقیه باشند. اهمیت این قضیه کمتر از بسیاری از سایر مسائل نیست. اگر کتاب در کشور ما با رکود واقعی رو به رو بود پس چرا سوره مهر این طور موفق است. این نشان می‌دهد که خود ناشرهای ما هم در این رکود بی‌تقصیر نیستند. ناشران ما با روش‌های قدیم کتاب می‌فروشند. یعنی کتاب را چاپ می‌کنند و می‌گذارند تا مشتریبیاید دنبالش. در حالی که باید مخاطب تولید کرد. متاسفانه شبکه توزیع در کشور ما خوب نیست و اغلب ناشران ما هم ناشران مبتکری نیستند.


روش‌هایی خارج از روش‌های مذهبی برای تبلیغ یک کتاب نیز وجود دارد. فکر می‌کنید بتوان روی آن‌ها هم مانور داد؟

حتما. هر گروهی از مردم یک عده مراجع قابل اعتماد دارند. مشکل اینجاست که بی‌توجهی به کتاب عمومی است و به قشر خاصی تعلق ندارد. تلویزیون چه نقش مهمی می‌تواند در این زمینه داشته باشد. اما تا الان آنگونه که باید به این امر توجه نکرده است. رادیو بهتر کار کرده است اما مخاطبان رادیو کم است. مطبوعات نقش مهمی دارند. آنها هم آن طور که باید به وظیفه شان در این باره عمل نمی کنند. نقش خانواده از آنها هم مهم تر است. کتابخوانی جمعی در خانواده که مقام معظم رهبری هم در گفته‌هایشان به آن اشاره داشته‌اند یکی از روش‌هایی است که می‌تواند میزان کتاب‌خوانی را افزایش دهد. از خانواده شروع می‌شود تا به مدارس می‌رسد. کتابخانه‌های مدارس در یک دوره‌ای در دهه 60 بسیار فعال بودند. بخش قابل توجه شمارگان برخی از کتاب‌ها را آموزش و پرورش برای کتابخانه‌های خود می‌خرید. الان نمی‌بینیم که آموزش و پرورش خریدهای بزرگی برای کتابخانه هایش انجام دهد. بحث اختصاص ساعتی در هفته به کتابخوانی در مدارس به تصویب رسید و به صورت قانون ابلاغ شد اما در عمل فراگیر نشده است. از طرف دیگر تعداد کتابفروشی‌های ما اندک است و تقریبا یک چهارم تعداد ناشران کشور است. در حالی که این رقم باید برعکس باشد. این موضوع دلیل اقتصادی دارد. کتابفروشی بازده اقتصادی ندارد. کتاب‌فروشیهای کوچک، نمی‌توانند با کتاب فروختن زندگی خود را بگذرانند. باید کتابفروشی‌های کوچک در سطح شهر زیاد شود و در عین حال تمهیدی اندیشیده شود که این کار بازده مالی مناسب داشته باش

ارسال نظر