آخرین خبر

  • • کامران پارسی نژاد: تغییر در رای داوران جایزه ادبی جلال می بایست با نظر آنان انجام می شد
  • سه شنبه 14 آذرماه 91

    تهران - داور بخش مستندنگاری پنجمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد گفت: انتخاب کتاب ˈشرح اسمˈ به عنوان اثر برگزیده دربخش مستندنگاری این جایزه کاملا تخصصی بوده است و اگر قرار بر تغییر این نظر بود باید با هماهنگی داوران صورت می گرفت.
    کد خبر: 80439445|تاریخ خبر: 13/09/1391
    ˈکامران پارسی نژادˈ روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا در مورد روند انتخاب اثر برگزیده و شایسته تقدیر در جایزه جلال آل احمد افزود: در بخش مستند نگاری معمولا بررسی آثار و انتخاب آنها در دو طیف خاطره نگاری و پژوهش صورت می گیرد که کتاب ˈنورالدین پسر ایرانˈ وˈ پایی که جا ماندˈ در حوزه خاطرات شفاهی و کتاب ˈ شرح اسم ˈ در بخش پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند.

    وی گفت: بر اساس آیین نامه باید این دو طیف به صورتی جدا بررسی و برگزیدگان انتخاب شوند و نمی توان آثار حوزه خاطره نگاری را با پژوهش در یک رده قرار داد.

    پارسی نژاد تصریح کرد که آثار پس از بررسی اولیه و نیمه نهایی در مرحله پایانی انتخاب اثار که در نهایت رای داوران بر معرفی کتاب ˈ شرح اسم ˈ نوشته هدایت الله بهبودی به عنوان اثر برگزیده این دوره انتخاب شد.

    وی گفت: این اثر با بالاترین رای داوران ( بالای 90 امتیاز ) انتخاب شد و در جلسه نهایی نیز رای شفاهی به این اثر داده شد.

    پارسی نژاد در تشریح دلایل برگزیده شدن کتاب شرح اسم گفت: این اثر ضمن اینکه حاصل سال ها تلاش یک پژوهشگر و نویسنده با سابقه است ،اطلاعات ارزشمندی را در مورد بخش های تاریک تاریخ معاصر ایران ارائه کرده و تمامی اطلاعات بر اساس توالی زمانی دنبال شده است ، همچنین به لحاظ مستند نگاری نقصی در آن دیده نشده و ناشر معتبری همچون دفتر مطالعات سیاسی آن را به چاپ رسانده است.

    پارسی نژاد در پاسخ به این سوال که بسیاری معتقدند انتخاب این اثر تنها به دلیل موضوعیت آن - رهبر معظم انقلاب- صورت گرفته است گفت: یکی از مشکلات عمده ما حاشیه سازی و قضاوت های بی مورد در مورد برخی کارها است ، برخی مسوولان جشنواره نیز این موضوع را به ما گوشزد کردند و شاید این موضوع دغدغه ذهنی آن نیز بوده است.

    داور بخش مستند نگاری جایزه جلال با تاکید بر رای تخصصی داوران به این اثر گفت: پس از انتخاب اثر اعتراض دیگر مسوولان جایزه این بود که کتاب در سال 91 به چاپ رسیده و در چرخه داوری امسال قرار نمی گیرد و باید در دوره بعدی بررسی شود.

    وی گفت: قرار هیات داوران بر این شد که در صورت درست بودن این موضوع ، کتاب دیگر یعنی ˈنورالدین پسر ایرانˈ انتخاب شود اما از آنجایی که این کتاب هم جزو کتاب های تقدیری بود، این تصمیم منتفی شد و در نهایت هر دو اثر در یک سطح به عنوان آثار تقدیری معرفی شدند.

    پارسی نژاد با اعتراض به اینکه رای داوران برای انتخاب آثار از سوی مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وتو شده و هیچ پاسخی به نامه اعتراض آمیز داوران داده نشده است؛ اظهار داشت :این امر بی احترامی به رای داوران است ، اگر قرار بود تغییری در روند نتیجه داوری حاصل شود باید این موضوع با اطلاع داوران صورت می گرفت.

    پارسی نژاد گفت: در روز پایانی با تغییر رای داوری مواجه شدیم و بر اساس ادای دین و وظیفه شرعی و اخلاقی که نسبت به پدید آورندگان آثار داریم اعتراض خود را در نامه ای به اطلاع مسوولان این رویداد فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد رساندیم اما متاسفانه تا به امروز جوابی دریافت نکرده ایم.

    وی گفت : اعلام کتاب ˈشرح اسمˈ در فهرست تقدیر شدگان امسال نشان داد که اعتراض دست اندرکاران نسبت به چاپ این اثر در سال 91 بی مورد بوده و کتاب در سال 90 چاپ و منتشر شده است.

    مصطفی رحیمی، کامران پارسی نژاد و سیده اعظم حسینی داوران بخش مستندنگاری پنجمین جایزه ادبی جلال آل احمد بودند که در نامه ای اعتراض آمیز به مجید حمیدزاده دبیر علمی جایزه جلال نسبت به تغییر نتایج داوری این بخش اعتراض داشتند.

    در این نامه اعتراض آمیز نوشته شده : رای نهایی آنان در اعلام برگزیده بودن کتاب ˈشرح اسمˈ نوشته هدایت الله بهبودی نادیده گرفته شده است و به اثری که سزاورا دریافت 110 سکه بود ظلم شده و در نهایت به صورتی مشترک با اثری دیگر به عنوان تقدیری معرفی شده است.

    همچنین در این نامه نسبت به نادیده گرفته شدن حقوق معصومه سپهری نویسنده کتاب ˈنورالدین پسر ایرانˈ به عنوان خالق اثر و تقسیم شدن جایزه نهایی (25سکه) با راوی خاطرات اعتراض شده است.

    آیین پایانی پنجمین دوره جایزه ادبی جلال روز چهارشنبه یکم آذر ماه با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب برگزار شد که بر خلاف سالهای گذشته با استقبال خوبی از سوی جامعه ادبی روبه رو نشد.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • انتشار سه کتاب جدید در باره ادبیات داستانی، به کوشش سرشار
  • برگزاری فارس: «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» سه اثر جدید محمدرضا سرشار به زودی منتشر خواهند شد.
    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار از انتشار سه کتاب خود در حوزه نقد ادبی خبر داد و گفت: این سه کتاب مصاحبه‌های گرد‌آوری شده هستند و در آنها گفتگوهای فنی با نویسندگان ایرانی، نویسندگان خارجی و مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی انجام شده است.
    وی در ادامه افزود: این گفتگوها مربوط به دوره انتشار مجله ادبیات داستانی است و من این گفتگوها را بعد از استخراج و بازبینی مجدد، بر اساس یک طبقه بندی در سه کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان»، «هوا سرشار از کلمات است» و «داستان برای گشایش درهای آسمان» تدوین کرده‌ام.
    سرشار در مورد هر یک از این کتاب‌ها گفت: کتاب «غوطه خوردنی غریب در داستان» مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نویسندگان معاصر ایرانی است. جلد دوم این مجموعه «هوا سرشار از کلمات است» نام دارد و مصاحبه‌های نویسندگان خارجی است که به فارسی ترجمه شده است. اکثر این مصاحبه‌ها در خارج از ایران انجام شده‌اند. البته در این کتاب تعدادی از مصاحبه‌هایی که نویسندگان مجله با نویسندگان خارجی انجام داده‌اند نیز وجود دارد.
    وی در ادامه افزود: جلد سوم این کتاب نیز «داستان برای گشایش درهای آسمان» نام دارد و گفتگو با مترجمان ایرانی داستان‌های خارجی است. در این کتاب مترجمان از مسائل ترجمه، جریان ترجمه در کشور و روش‌های شخصی این افراد در ترجمه آثار سخن گفته‌اند.
    سرشار درباره ضرورت گردآوری و انتشار این مجموعه سه جلدی گفت: در دورانی که من در مجله ادبیات داستانی به عنوان سردبیر یا عضو شورای سردبیری به فعالیت مشغول بودم، مطالب ارزشمندی منتشر شدند. این گفتگوها ماندگار هستند و ارزش چاپ این مطالب بیش از یک‌بار چاپ در یک مجله هستند.
    وی در ادامه افزود: از سویی این مجلات در حال حاضر در دسترس کسی نیستند. به غیر از کتابخانه مرکزی حوزه هنری تهران در هیچ کتابخانه‌ای در ایران دوره کامل این مجله پیدا نمی‌شود. با باز نشر این مطالب، برخی از مطالب این مجلات در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
    سرشار درباره استقبال خوانندگان از کتاب‌های گفتگومحور گفت:‌ تاکنون شاهد انتشار متعدد مصاحبه‌های نویسندگان خارجی در قالب کتاب بوده‌ایم و اغلب هم مورد استقبال مخاطبان واقع شده‌اند. این در حالی است که ارزش بسیاری از این مصاحبه‌ها، اعم از نوع سوالات و پاسخ‌هایی که نویسنده پاسخ داده است، خیلی کمتر از مصاحبه‌هایی است که ما در ادبیات داستانی با نویسندگان خودمان انجام داده‌ایم. از این رو گفتیم وقتی چنین کتابی منتشر می‌شود و قطعا با استقبال مواجه خواهد شد.
    وی در ادامه افزود: از سوی دیگر در داخل کشور مصاحبه‌هایی در جبهه شبه‌روشنفکر با نویسندگان این طیف انجام شده است و به صورت کتاب در آمده‌ اما در مورد نویسندگان جبهه انقلاب این کار کمتر انجام شده است.
    این داستان نویس در انتها افزود: در حال حاضر مراحل آماده سازی این سه کتاب در انتشارات سوره مهر انجام


در باره داستانهای دینی در ایران: پشتک وارو زدن در فرم داستان که نویسندگی نمی شود!

13 آذر 1391

 گفتگو با: محمدرضا سرشار؛ رئیس انجمن قلم

 مهدی سرایی

نبود رمان‌های خوب با موضوعات دینی بهانه‌ای شد برای مصاحبه با نویسنده کتاب «آن یتیم نظر کرده» و صحبت پیرامون نویسندگی و مشکلات نویسندگان ایرانی برای نوشتن این‌گونه آثار. محمدرضا سرشار دلیل اصلی پایین‌ آمدن تیراژ کتاب‌ها در ایران را تعدد عناوین کتاب می‌داند زیرا درحال حاضر بیش از 70 هزار عنوان کتاب در سال در ایران منتشر می‌شود و این درحالی است که تعداد خوانندگان کتاب‌ها ثابت هستند. سرشار معتقد است که نویسندگان ما چندان نتوانسته‌اند در زمینه نوشتن و خلق آثار ماندگار خوب عمل کنند و از این رو به پشتک و وارو زدن و شعبده‌ بازی‌های شکلی روی آورده‌اند. متن مصاحبه وی را از نظر می‌گذرانید. 



نظر شما دربارة آثار چاپ‌شده با مضامین دینی و مذهبی و دربارة زندگی پیامبران و امامان چیست؟ با توجه به اینکه رهبری هم در این مورد دغدغه‌هایی داشتند، نویسندگان در نگارش این‌گونه داستان‌ها تا چه اندازه موفق بوده‌اند؟ 

دربارة داستان‌های دینی در ایران باید گفت که بخشی از داستان‌های دینی داستانُِ زندگی پیامبران، ائمه و اصحاب و شهدا و علمای دین است که معمولاً مصالح این آثار، کم و زیاد، در سیره‌ها و تواریخ مربوط به این موضوعات آمده است. نویسندگان امروزی همان منابع سیره و تاریخی را به عنوان مأخذ کار انتخاب می‌کنند و بر اساس آن‌ها داستان‌هایی دربارة شخصیت‌های مذهبی به رشتة تحریر درمی‌آورند.

منتها بخش زیادی از آثار داستانی که تا به امروز برای کودکان و بزرگ‌سالان منتشر شده، معمولاً، در یکی از این شاخه‌ها قرار می‌گیرد:

1. ساده‌نویسی: برخی از این آثار صرفاً ساده‌نویسی هستند؛ نویسندهْ کتاب تاریخ را مقابل خود نهاده و زبان اثر را ساده‌تر و امروزی‌تر کرده است. این گونه آثار، که بیشتر برای گروه سنّی کودکان و نوجوانان نوشته شده، به وفور مشاهده می‌شود و شاید بتوان گفت که قسمت اعظم این گونه داستان‌ها برای این گروه‌های سنّی ساده‌نویسی است.

2. بازنویسی: در دستة دیگری از این کتاب‌ها نویسندگان کمی خلاقیت به خرج داده‌اند و به تعبیری می‌شود این گونه داستان‌ها را «بازنویسی» نامید. این نویسندگانْ وقایع تاریخی را بار دیگر نوشته و با لعاب کم‌رنگ داستانی قضایا را بازگو کرده‌اند. این روش هم بیشتر در مورد داستان‌های کودکان و نوجوانان به کار رفته است.

3. بازآفرینی:‌ دستة سوم آثاری هستند که نویسندگان خلاقیت بیشتری در آن‌ها به خرج داده‌اند. من این دسته از آثار را «بازآفرینی» نام نهاده‌‌ام؛ عنوانی که بعدها توسط دیگران هم تکرار شد و گسترش یافت. در این گونه آثار، نویسنده به خود اجازه می‌دهد قدری در فروع تاریخ دخالت کند تا جنبه‌های داستانی اثرش را تقویت کند. در عین حال، نویسنده تلاش می‌کند به چهارچوب‌های اصلی تاریخی وفادار بماند. ضعف بسیاری از این آثار این است که در پیرنگ داستانی نتوانسته‌اند از اسارت در ترتیب توالی حوادث تاریخی خود را خلاص کنند و ترتیب و نظم جدیدی به این توالی حوادث بدهند. بیشتر هنر آن‌ها در پرداخت این آثار بوده است.

4. داستان‌های تاریخی: دستة آخری که می‌توان از آن‌ها با عنوان «داستان‌های تاریخی» یاد کرد داستان‌هایی هستند که از تاریخ به عنوان مصالح استفاده کرده‌اند. نوشتن این آثار مانند آن است که یک بنای قدیمی را خراب کنیم و مصالح سالم آن را کنار بگذاریم و بنای جدیدی با نقشه‌ای جدید از آن مصالح درست کنیم. در این گونه کارها درصد خلاقیت نویسنده بسیار بالاست و انصافاً کار بسیار دشواری هم هست و در اغلب موارد نوشتن یک داستان خلاق تاریخی از نوشتن یک داستان صد در صد خلاق امروزی دشوارتر است.

متأسفانه تعداد آثار اخیر بسیار اندک‌اند. مشکل اصلی این داستان‌ها طراحی یک پیرنگ جدید است، زیرا نویسنده، در عین حال که واقعیات تاریخی را مثلاً در مورد پیامبران و ائمه(ع) رعایت می‌کند، باید عملاً داستانی نو خلق کند. مشکل دوم هم این است که غالب مردم قصة این داستان‌ها را از پیش می‌دانند و نویسنده باید آن چیزی را که مردم بارها و بارها در کتاب‌های تاریخی خوانده یا در دیگر جاها شنیده‌اند به گونه‌ای بنویسد که همان افراد دوباره حاضر شوند با علاقه آن را بخوانند. اینْ کار بسیار دشواری است و در طراحی پیرنگ و نوشتن به هنر بسیاری نیازمند است تا بتواند آن حالت انتظار و تعلیق را برای مخاطب ایجاد کند. دشواری بعدی هم آن است که باید به مسلّمات تاریخی نیز وفادار باشد.

نکتة دیگر دربارة داستان‌های تاریخیْ پرداختِ آن‌هاست که تحقق آن در معنی درست کلمهْ فوق‌العاده دشوار است. علت آن هم این است که داستانی است که مثلاً در صدر اسلام اتفاق افتاده و به مردمانی بازمی‌گردد که به این مرز و بوم تعلق ندارند و فرهنگ خاص خود را دارند. داستان نزدیک به 1400 سال پیش اتفاق افتاده و جزئیات چندانی دربارة زندگی آن‌ها نمی‌دانیم. دربارة طرز صحبت کردن، طرز پوشش، نوع غذایی که می‌خورده‌اند، معماری، روابط اجتماعی، مشاغل و اصناف، و... اطلاع زیادی در دست نیست. این قبیل اطلاعات را یا نویسندگان داستانی ما با آن‌ها آشنا نیستند و یا احتمالاً اگر هم می‌دانند، حال و حوصلة اِعمال آن‌ها را در داستان ندارند.خصوصاً اینکه می‌دانند خوانندگان معمولی متوجه کمبودهای آثار آن‌ها نمی‌شوند. از این رو، داستان‌هایی می‌نویسند و منتشر می‌کنند که فاقد فضا و روح و حس‌برانگیزی و جنبه‌های تصویری لازم است. علت عمدة کمبود این گونه آثار این نکته است.

آیا می‌توانیم نهادهایی ایجاد کنیم تا از این‌گونه آثار حمایت کنند و موجب شوند تا چنین داستان‌هایی خلق شوند؟ ما شاهد آن هستیم که در فقدان چنین آثاری، مخاطبان ما به سمت آثار ترجمه‌شده سوق داده می‌شوند و غالباً نویسندگان دستِ‌چندمی اروپایی یا امریکایی در ایران محبوبیت پیدا می‌کنند؟ 

نخست باید توجه کنیم که آیا دولت‌های خارجی از نویسندگانشان حمایت کرده‌اند که‌ آثار آن‌ها این‌گونه در ایران مورد استقبال قرار گرفته است؟ مطمئناً این‌گونه نیست. اولاً در کشورهای خارجی نویسندگی چند ویژگی دارد که یکی از آن‌ها جاذبة حرفة نویسندگی است. ثانیاً در کشورهای خارجی نویسندگی درآمد خوبی دارد، از این رو، نویسنده وقت زیادی برای نوشتن اثرش صرف می‌کند. ثالثاً در کشورهای خارجی حق کپی‌رایت رعایت می‌شود و اثر نویسنده بعد از انتشار ترجمه می‌شود و با توجه به حقوق کپی‌رایت درآمد خوبی از این طریق نصیب وی می‌شود.

آثار ما به هر دلیل به زبان‌های دیگر ترجمه نمی‌شود. یکی دیگر از دلایل این است که مخاطبان آثار ما در ایران محدودند و در کشورهای فارسی‌زبان همسایه، مانند تاجیکستان و افغانستان، هم به دلیل محدودیت‌ها و هم به دلیل عدم فعالیت ناشران ما مشتریان خوبی نداشته‌ایم.

چرا در سال‌های اخیر تیراژ کتاب‌های ما تا این اندازه پایین آمده است؟ چرا دیگر مردم به خواندن کتاب میلی ندارند و آیا این درست است که مردم جامعة ما با کتاب قهر کرده‌اند؟ 

در سال‌های اخیر شمارگان کتاب پایین آمده. اما دلیل آن تعداد کم خوانندگان نیست، بلکه دلیل مهم‌تر آن تعدد عناوین کتاب‌هاست. برای نمونه، یک سال پیش از پیروزی انقلاب تعداد کتاب‌های جدید منتشرشده در ایران حدود 5500 عنوان بود. اما در حال حاضر، از 70 هزار عنوان در سال نیز بالا زده است. زمانی که تعدّد عناوین داریم باید به این امر هم توجه کنیم که چون تعداد خوانندگان ما ثابت هستند، خود به خود، شمارگان کتاب‌ها کم می‌شود.

در حال حاضر، یکی از مشکلات این است که تعداد عناوین کتاب در کشور ما از خیلی از کشورهای جهان و حتی برخی از کشورهای پیشرفته بالاتر است. تعدّد عناوین، از یک نظر، نکتة مثبتی است که به شرایط چاپ و نشر آسان کتاب در ایران بازمی‌گردد. اما همین سهولت باعث می‌شود که هر کسی به خود اجازه ‌دهد بنویسد و منتشر کند. در حالی که در کشورهای خارجی، که ادعا می‌شود هیچ منع دولتی برای انتشار آثار نیست، کتاب‌ها از طریق فیلتر‌هایی که ناشران برای نشر آثار نویسندگان قرار داده‌اند اجازة انتشار پیدا می‌کنند. تعداد این ناشران به نسبت جمعیتشان خیلی کمتر از کشور ماست. چون می‌خواهند روی کتاب‌ها سرمایه‌گذاری کنند، به‌راحتی هم هر کتابی را برای چاپ تصویب نمی‌کنند. ضمن آنکه مهم‌ترین ناشران این کشورها متعلق به سرمایه‌داران بزرگ یا وابسته به جریان صهیونیسم بین‌الملل‌اند که محال است کتابی را که با منافع خودشان در تضاد باشد برای چاپ تصویب کنند.

از جنبه‌ای دیگر، می‌توان گفت وقتی تعداد عناوین جدید زیاد باشد برای مخاطب سرگردانی ایجاد می‌شود. نیز چون ما واقعاً این همه نویسندة اصیل و خلاق نداریم، کتاب‌سازی رواج می‌یابد و خیلی از کتاب‌ها شبیه به هم می‌شوند. این دیگر وظیفة دولت نیست که جلوی چاپ کتاب‌های شبیه به هم را بگیرد، بلکه این وظیفة ناشران است که جلوی این تعدد عناوین غیر ضروری را بگیرد.

خوشبختانه ما در ایران ناشران زیادی داریم؛ چرا آن‌ها نتوانسته‌اند خود را در عرصه‌های بین‌المللی نشان دهند؟ 

در ایران تعدّد ناشران است. ما نزدیک به ده‌هزار ناشر به ثبت رسیده در ایران داریم که گفته می‌شود حدود 3 هزار تا از این ناشران فعال‌اند. واقعاً آیا کشوری با جمعیت ما به این تعداد ناشر نیاز دارد؟ این در حالی است که بسیاری از این ناشران هیچ امکاناتی هم برای توزیع درست در دسترس ندارند و فقط کتاب‌هایی را چاپ می‌کنند و زمانی که این کتاب‌ها را چاپ می‌کنند و می‌بینند فروشی ندارند، دست به دامان دولت یا طلبکار دولت می‌شوند تا تعدادی از این کتاب‌ها را از آن‌ها بخرد یا امکان توزیع کتاب‌های آن‌ها را فراهم آورد.

در مقایسه با ایران، امریکا بیش از سیصد میلیون جمعیت دارد و تعداد ناشران مهم آن کمتر از 600 ناشر است و تعداد کل ناشران آن هم کمتر از ناشران ماست. این نشان می‌دهد که نوشتن کتاب و چاپ و نشر در کشور ما خیلی ساده انگاشته شده است. تصور بر این است که اگر کسی بتواند اتاقی را اجاره کند و مثلاً ده میلیون تومان هم سرمایه داشته باشد، می‌تواند ناشر شود. اما «چاپ» یک اثر که کاری ندارد؛ آن چیزی که مشکل است «نشر» و توزیع است. «نشر» نیازمند یک شبکة سراسری توزیع با سرمایة زیاد و فکرهای خلاق و بکر و تشکیلات منظم و مدیریت قوی است. به همین دلیل تعدادِ کمِ شمارگانِ آثار لزوماً نباید به حساب کمی خوانندگان کتاب در کشور گذاشته شود.

همچنین باید توجه داشت که در ایران فضای نقد واقعی وجود ندارد. وظیفة جامعة ادبی این است که «سره» را از «ناسره» مشخص و به مردم معرفی کند. برای نمونه باید بگوید که صد کتاب دربارة فلان موضوع نوشته شده، اما فقط دو تا از این کتاب‌ها به‌دردبخورند و دلایل آن را هم ذکر کند. این مسئله دیگر نه ربطی به دولت دارد، نه ربطی به کس دیگری دارد، بلکه نقد بی تعارف باید در جامعة ما رواج پیدا کند.
مثلاً، در حال حاضر، یکی از نویسندگانی که اسمی هم برای خود دارد هم دربارة پیامبر(ص) داستانی نوشته و هم دربارة حضرت علی(ع). اگر شعبده‌بازی‌ها و پشتک و وارو زدن‌های نویسنده و بازی‌های ظاهریِ در واقع غیرداستانیِ وی در آثارش را کنار بزنیم، به رونویسی‌ای ساده از تاریخ و نهج‌البلاغه می‌رسیم.

مگر رونویسی از تاریخ و نهج‌البلاغه با چند تا پشتک و وارو ‌زدن نویسنده در شکل ظاهریِ داستانْ «داستان تاریخی» می‌شود؟ داستان باید بتواند شخصیت‌ها را با تمام خصوصیات داخلی و خارجی‌شان معرفی کند، انگیزه‌های اعمال آن‌ها را نشان دهد، مکان‌ها و فضاها را معرفی و مجسم کند و کاری کند که وقتی خواننده دارد این اثر را می‌خواند، احساس کند که دارد فیلمی را از نزدیک می‌بیند. متأسفانه با مطالعة اغلب «داستان‌های تاریخی» فعلیْ به مانند تاریخ فقط اطلاعات به دست می‌آوریم و چیزی نمی‌بینیم. برای اینکه نویسنده حال و حوصله یا توانایی فضاسازی و پرداخت هنری را نداشته است.

به نظر من، نهادها و ارگان‌هایی که خرید عمده کتاب را انجام می‌دهند خیلی باید دقت کنند که آثار ضعیف را از قوی جدا کنند و با خرید عمده کتاب‌های ضعیف باعث تشویق این‌گونه نویسنده‌ها و موجب یأس نویسنده‌های اصیل نشوند. همچنین در خصوص اهداء جوایز به آثار، داورانِ جشنواره‌ها باید کسانی باشند که به این مسائل توجه می‌کنند و با آن‌ها آشنایی دارند. داوران بخش داستان جشنواره‌های ادبی ما، اغلب، از این مسائل آگاه نیستند و بعضاً اسیر برخی شعبده‌بازی‌های ظاهری در اثر می‌شوند و از هدف اصلی داستان‌نویسی غافل می‌مانند. بنابراین، گاه به آثاری جایزه می‌دهند که نویسنده برای آن‌ها اصلاً زحمتی نکشیده است.

نظر شما دربارة انتخاب‌های پنجمین دورة جایزة جلال آل‌احمد چیست؟ 

من در مورد جایزة جلال آل احمد امسال فعلاً هیچ صحبتی نمی‌کنم.

ماخذ: سایت سوره مهر


ارسال نظر