آخرین خبر

  • • مؤسسه‌ پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی اعلام کرد
  • دوشنبه 25 اردیبهشتماه 91


    نسخه چاپيارسال به دوستان
    عدم دریافت مجوز نشر کتاب «شرح اسم» از سوی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

    خبرگزاری فارس: کتاب «شرح اسم» بر اساس بررسی‌های کارشناسانه متعدد به دلیل وجود اغلاط مختلف تاریخی و غیر تاریخی موفق به دریافت مجوز نشر از سوی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب نشده است.
    خبرگزاری فارس: عدم دریافت مجوز نشر کتاب «شرح اسم» از سوی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

    به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی)، کتاب «شرح اسم» به علت وجود برخی از اشتباهات تاریخی و غیر تاریخی موفق به مجوز از سوی مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی نشده است.

    در بخشی از اطلاعیه‌ که از سوی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب درباره کتاب «شرح اسم» صادر شده، آمده است: «ضمن سپاس فراوان از نویسنده متعهد و توانا و نیز ناشر کتاب «شرح اسم زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای 1357 - 1318» به اطلاع می‌رساند کتاب مذکور بر اساس بررسی‌های کارشناسانه‌ متعدد به دلیل وجود اغلاط مختلف تاریخی و غیر تاریخی موفق به دریافت مجوز نشر از این مؤسسه نگردید، طبعاً ناشر محترم متعهد به رفع اشکالات کتاب خواهد بود».

    این در حالی که کتاب «شرح اسم» که حاوی زندگینامه آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای از دوره تولد تا سال 1357 است که به کوشش «هدایت‌الله بهبودی» از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر و در نمایشگاه کتاب امسال عرضه شده بود.

آخرين نظرات خوانندگان

  • سلیمی: چراحتی یک صحنه ازاین نمایشنامه رادرسایت نمی گذارید؟ ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • صحبت‌هاي مترجم كتاب محمدرضا سرشار درباره‌ي پيامبر (ص)


  • مترجم كتاب محمدرضا سرشار درباره‌ي پيامبر (ص) گفت: اين كار، مدد پيامبر (ص) است و كار من نيست.

    به گزارش خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در نشستي كه امروز (يكشنبه، 17 ارديبهشت‌ماه) در غرفه انتشارات سوره مهر در نمايشگاه كتاب برپا شد و با حضور منصوره مشكين‌فام، مترجم رمان «آنك آن يتيم نظركرده» (درباره‌ي پيامبر (ص)) نوشته محمدرضا سرشار به زبان عربي همراه بود، محسن مؤمني‌ شريف، رييس حوزه هنري، درباره ترجمه اين اثر گفت: آن‌چنان ترجمه اين كار و ظرايف آن به خوبي درآمده كه اين اثر به شعر نزديك شده است.

    او با اشاره به همكاري دانشگاه الزهرا (س) براي ترجمه اثر گفت: اميدواريم دانشگاه‌هاي ديگر هم از اين شيوه پيروي كنند و اگر اين اتفاق بيفتد، نهضت ترجمه معكوس رخ مي‌دهد و ما مي‌توانيم بهترين آثار را به زبان‌هاي ديگر ترجمه كنيم.

    در ادامه اين نشست، منصوره مشكين‌فام درباره ترجمه رمان «آنك آن يتيم نظركرده» گفت: ترجمه اين اثر جزو افتخارات من است و نمي‌دانم چه دعاي خيري براي من بوده كه توفيق اين ترجمه نصيب من شده است.

    او افزود:‌ ترجمه اين اثر مورد توجه مقام معظم رهبري هم قرار گرفته و با اين‌كه كاري بسيار دشوار بود و فارسي متن هم دشوار بود، اثر به خوبي ترجمه شد.

    او با تشكر از موسي بيدج در ترجمه اين اثر گفت: من از همكاري آقاي بيدج تشكر مي‌كنم. او ترجمه اين كار را به من واگذار كرد و من به دليل مشغله‌هاي فراوان، اين كار را نمي‌خواستم قبول كنم؛ اما بعد قبول كردم كه اين اثر را ترجمه كنم و دست‌هاي غيبي در ترجمه اين اثر من را ياري رساند و گاهي با ديدن برخي جمله‌هاي اين كتاب تعجب مي‌كنم كه من آن را ترجمه كرده باشم.

    مشكين‌فام افزود: حتا استادان عربي هم از ترجمه اين اثر تعجب مي‌كنند. من فكر مي‌كنم اين كار، مدد پيامبر (ص) است و كار من نيست و من آن را به ساحت خود پيامبر (ص) تقديم مي‌كنم.

    اين مترجم با اشاره به ترجمه جلد دوم اين رمان گفت: ترجمه جلد دوم اين رمان به نصفه رسيده و اگر فرصت مطالعاتي از سوي دانشگاه به من داده شود، اميدوارم جلد دوم آن به نمايشگاه سال ديگر برسد.

    مشكين‌فام همچنين تأكيد كرد: اين اولين اثر در حوزه هنري در بخش عربي است و من معتقدم جهان عربي تشنه است. رمان‌هاي عربي درباره پيامبر (ص) مشحون از اسراييليات است و شايد اين تنها رماني است كه بر اساس نگاه تشيع نگاشته شده است.

    او اين رمان را مستند خواند و گفت: اين رمان كاملا مستند است. آقاي سرشار منابع آن را داده است و من خود نيز سعي كرده‌ام 100 كتاب را در زمينه سيره پيامبر (ص) ببينم و در واقع اين ترجمه، ترجمه و تحقيق است.

    در ادامه، مؤمني شريف درباره ترجمه اين رمان گفت: ما كار ترجمه آثار را به كساني مي‌سپاريم كه زبان مادري‌شان خارجي است؛ اما ترجمه «آنك آن يتيم نظركرده» را به خانم مشكين‌فام سپرديم و معتقدم او به خوبي اين كار را ترجمه كرده است.


فکر نوشتن رمان "آنک آن یتیم نظر کردده" و برنامه رادیویی "از سرزمین نور"

فكر می‌‌‌‌كنم توجه به كتاب «آنك آن یتیم نظركرده» نه به خاطر خود اثر بوده و نه به خاطر نویسنده اثر، بلكه صاحب اثر یعنی وجود پیامبر(ص) باعث شده به این كتاب توجه شود.

محمدرضا سرشار (نویسنده كتاب)- فكر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود كه می‌‌دیدم هیچ كتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.

دوم اینكه میدانستم كه اگر چنین كاری صورت بگیرد، در نگاه نوجوانان خواننده‌ی این اثر به پیامبر و احساس آنان نسبت به دین‌‌شان، یك تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنكه زندگی پیامبر ما آنقدر پر حادثه و پركشش است كه جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یك داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنكه این موضوع، در دست یك نویسنده، به معنی درست كلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این كار بی‌‌تاثیر نبود.

بار اولی كه نوشتن این مجموعه را شروع كردم، سال 1359 یا 1360 بود. دو مجلد آن را هم نوشتم و برای انتشار به كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان دادم. این دو مجلد، برای چاپ در آنجا به تصویب رسیدند. اما وقتی خوب فكر كردم، دیدم برای ادامه‌ی كار و نوشتن مجلدهای بعدی آن نیاز به فرصت و مطالعات بیشتری دارم. بنابراین، با آنكه صرف‌‌نظر كردن از پیشنهاد بسیار وسوسه‌‌انگیز چاپ آن دو مجلد تصویب شده در كانون،‌‌ برایم چندان هم آسان نبود، به حرمت نام پیامبر (ص) و اهمیت موضوع، هر طور كه بود بر این وسوسه غالب شدم و از كانون خواستم كه دست نگه دارد و آن دو مجلد را چاپ نكند.

اما متاسفانه تا سال 1366، توفیق ادامه‌ی كار را پیدا نكردم. در این سال، تركیبی از همان دو مجلد نوشته شده در سال 1359 یا 1360 را با نثر و ساختمانی جدید در یك مجلد، به نام «یثرب، شهر یادها و یادگارها» نوشتم؛ كه در سال 1367 منتشر شد. اما باز هم گرفتاری‌‌های شغلی و زندگی، ترس از دشواری‌‌ها و اهمیت كار، باعث شد كه نتوانم مجلدهای بعدی این مجموعه را آماده و منتشر كنم. تا آنكه در سال 1372 بعد از صحبتی كه با دوستم آقای محمد ميركيانی، در مورد تهیه یك برنامه‌ی نمایشی رادیویی راجع به زندگی پیامبر(ص) كردیم، دنباله كار را گرفتم. حاصل این قول و قرار، نوشتن 77 برنامه‌ی نیم ساعته‌ی روایتِ نمایش رادیویی در این مورد، زیر عنوان «از سرزمین نور» بود. كه همین‌‌ها هم تبدیل به چهارده مجلد كتاب‌‌های «از سرزمین نور» شد.

البته، این مجموعه را من اول به صورت كتاب و به نیت چاپ شدن می‌‌نوشتم، و بعد آن را به صورت یك متن رادیویی تنظیم می‌‌كردم. همچنین این كار، كاملا پیوسته نوشته نشد. یعنی وقتی 44 برنامه رادیویی (دوازده مجلد از این مجموعه) نوشته شد، تا مدتی نتوانستم كار را ادامه دهم. (تقریبا یك سالی فاصله افتاد) بعد هم كه 33 برنامه دیگر را نوشتم، كه دو مجلد آخری این مجموعه شد، باز كار متوقف ماند و این برمی‌‌گردد به سال 1375. یكی از انتقادهایی كه به من [در مورد مجموعه‌ی از سرزمین نور] وارد شد، انتقاد رهبر معظم انقلاب به نثر كتاب بود. ایشان فرموده بودند نثر كتاب، نثر خوبی است اما برای گروه سنی كودك و نوجوان، نثر فاخری است. بعد از آن دیگر اصلا نتوانستم كار را ادامه دهم تا امروز. یعنی داستان، در سال پنجم بعثت متوقف مانده است و توفیق ادامه‌ی آن را پیدا نكرده‌ام. حتی به رادیو هم گفتم كه كسی دیگر را به جای من پیدا كنند تا لااقل برنامه‌ی رادیویی آن تعطیل نشود. آنها بعد از مدتها چانه زدن و ابراز نگرانی، سرانجام با دلخوری تن به این كار دادند. به طوری كه الان یك سالی است برنامه رادیویی آن، به قلم یكی دیگر از نویسندگان ادبیات كودك و نوجوان منتشر می‌‌شود. روزی كه كار را متوقف كردم به دو دلیل بود؛ اول، انجام یك كار لازم شخصی، كه سالها به دلیل‌‌های مختلف آن را به عقب انداخته بودم و دیگر داشت دیر می‌‌شد. دوم، احساس خستگی و نیاز به استراحت؛ به خصوص كه مایل بودم فشار رادیو پشت سرم نباشد كه مجبور باشم در یك زمان معین، كار را تمام كنم.

امروز آن كار شخصی انجام شده است. در حالی كه می‌‌بینم اگر در آن زمان انجام نمی‌‌شد شاید نه تنها دیر نمی‌‌شد، بلكه امسال شرایط بسیار مناسب‌‌تری برای انجام كار فراهم است. یعنی به عبارت دیگر، من با دست خودم باعث از دست رفتن یك شرایط بهتر برای خودم شده‌‌ام. در مورد دوم هم، شاید آن خستگی برطرف شده باشد، اما دیگر آن وقت‌‌های باز و گسترده و پیوسته، و آن شرایط مناسب گذشته، برای ادامه كار فراهم نیست و شاید تا چند سال دیگر هم فراهم نشود این است كه كارم شده است حسرت خوردن بر توفیق از دست رفته و دعا برای به دست آمدن آن توفیق. گاهی هم ته دلم نگران می‌‌شوم كه نكند ناسپاسی كرده‌‌ام، كه آن توفیق از من گرفته شده است. و از خداوند طلب بخشش می‌‌كنم.

من فكر می‌‌‌‌كنم توجه به كتاب «آنك آن یتیم نظركرده» نه به خاطر خود اثر بوده و نه به خاطر نویسنده اثر، بلكه صاحب اثر یعنی وجود پیامبر(ص) باعث شده در این سال به این كتاب توجه شود.... برنامه رادیویی «از سرزمین نور» كه براساس این كتاب تهیه می‌‌شد به طور مستقیم با استقبال مردم روبه‌‌رو می‌‌شد. مردم تماس می‌‌گرفتند و می‌‌گفتند كه آدم‌‌ها و حوادث داستان را در هنگام روایت داستان می‌‌بینند. و این باعث شده بود مخاطبان با این برنامه و این اثر ارتباط برقرار كنند. وقتی تماس‌‌های مردم را می‌‌شنیدم حس می‌‌كردم آرزوی من برآورده شده است. دغدغه‌ی نوشتن راجع به رسول اكرم (ص) اولین بار در سال 1358 در من به وجود آمد. چندین علت هم داشت، كه مهمترین آنها رمانی بود كه من در دوره‌ی نوجوانی درباره‌ی زندگی رسول اكرم(ص) خوانده بودم. البته این كتاب به لحاظ سندیت چندان مورد قبول علمای شیعه نبوده؛ ولی به این دلیل كه خیلی به شخصیت پیامبر نزدیك شده بود، روی من اثر گذاشت.

نتیجه‌ی این مطالعه، احساس قرابت و عشق عمیق‌‌تر به پیامبر اكرم (ص) بود. بعدها هر داستانی را تجزیه و تحلیل كردم. دیدم هیچ كتابی به آن معنی نتوانسته زندگی ایشان را به نحو مطلوبی برای گروه سنی كودك و نوجوان بكشد. همان موقع با خودم قرار گذاشتم روزی كه به اشرافی كافی در داستا‌‌ن‌‌نویسی رسیدم، اهتمامم را در مورد معرفی پیامبر اكرم(ص) در قالب داستان به خرج دهم. یكی از انتقادهایی كه به من [در مورد مجموعه‌ی از سرزمین نور] وارد شد، انتقاد رهبر معظم انقلاب به نثر كتاب بود. ایشان فرموده بودند نثر كتاب، نثر خوبی است اما برای گروه سنی كودك و نوجوان، نثر فاخری است. حتی برخی مربیان كانون پرورش فكری بعد از چاپ كتاب در نامه‌‌‌‌ای این انتقاد را به من كردند. من هم سعی كردم در بازنویسی‌‌های بعدی نثر كتاب را اصلاح كنم و كمی آن را ساده‌‌‌‌تر كنم.

لحن در داستان، مثل موزیك متن در فیلم و تقریبا موسیقی در ترانه است. همچنین، لحن یكی از عناصر مهم در فضاسازی داستان، به خصوص داستان‌‌های تاریخی و غیر این زمانی است. لحن می‌‌تواند به سرعت در نوع داستان شاعرانه، جدی، طنزآمیز و... را هم به خواننده معرفی كند. من در مجموعه پانزده جلدی «از سرزمین نور» به این عنصر مهم داستانی تاكید و توجه داشته‌‌ام. اگر دقت كنید می‌‌بینید كه ضرباهنگ جملات و عبارات، حتی به تناسب نوع صحنه و حالات قهرمانان اصلی تغییر می‌‌كند؛ و تابعی از آنها و در خدمت القای هر چه بیشترشان است.
ماخد:khamnei.ir

1 نظر

چراحتی یک صحنه ازاین نمایشنامه رادرسایت نمی گذارید؟

ارسال نظر