آخرین خبر

  • • فیلم سینمایی "جعبه موسیقی" برای اعضای انجمن قلم ایران و خانواده هایشان به نمایش درآمد
  • جمعه 28 بهمنماه 90


    بعد از ظهر چهارشنبه 26/11/90 فیلم سینمایی "جعبه موسیقی" به طور اختصاصی در سینما فلسطین برای اعضای انجمن قلم ایران، پژوهشگاه اندیشه اسلامی، کانون اندیشه جوان و خانواده هایشان به نمایش درآمد.
    این فیلم به کارگردانی فرزاد مؤتمن و با بازی رامبد جوان و نیکی کریمی است، و به اجل، عوالم پس از مرگ، منجی آخرین - حضرت مهدی علیه السلام - می پردازد؛ و اگر چه از عنصر فانتزی در بیان این مسائل سود جسته، اما برای اهالی اندیشه، فیلمی مؤثر و تنبه دهنده است.
    گفتنی است، برنامه نمایش فیلمهای مخاطب خاص(مضمونگرا) که از دو ماه اخیر، به ابتکار محمد درمنش و با مساعدت معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میسر شده است، فقط تا پایان امسال ادامه دارد؛ و تداوم آن در سال بعد، پس از مثبت ارزیابی شدن این برنامه خواهد شد.
    پیش از این فیلمهای سینمایی گلچهره، بدرود بغداد، گلوگاه شیطان، معبد جان از این سلسله فیلمها برای اعضای انجمن قلم ایران ، به طور اختصاصی به نمایش درآمده است.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام علیکم و رحمت الله. نظر لطف شماست. ان شاءالله؛ ادامه
  • سید احمد میرزاده : سلام استاد.خسته نباشید.هوشیاری شما مایه ی تحسین است.خیلی از چیزها ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • سرشار از به چاپ سپردن آثار تازه‌اي خبر داد

  • به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سرشار گفت كه اخيرا كتاب‌هاي «راه‌هاي علاقه‌مندي كودكان و نوجوانان به مطالعه»، «سلول‌ بنيادي داستان» و همچنين «داستان‌هاي تاريخي و مذهبي کودکان و نوجوانان» را به انتشارات كانون انديشه‌ي جوان سپرده است.

    به گفته‌ي او، اين كتاب‌ها از مجموعه‌اي درباره‌ي داستان است كه پيش‌تر سه مجلد آن منتشر شده است.

    او همچنين چندي پيش، كتاب «نگاهي داستاني به سوره‌ي يوسف» را براي چاپ به نشر يادشده سپرده است. اين كتاب به بحث درباره‌ي شأن نزول سوره‌ي يوسف پرداخته است و در ادامه نيز به اين مي‌پردازد كه منظور از «قصه» در قرآن چيست، آيا هدف خداوند از بيان «قصص» در قرآن، «قصه‌گويي» به معناي متعارف است؟، «احسن القصص» کدام است؟ و منظور از «عبرت براي اولوالالباب» چيست؟

    همچنين برخي مختصات و تفاوت‌هاي «قصه‌ي يوسف (ع)» با ديگر قصص قرآن، «قصه‌ي يوسف» در عهد عتيق، بعضي تفاوت‌هاي «قصه‌ي يوسف» در عهد عتيق و قرآن، اشکال‌هاي حاشيه‌يي وارد به روايت توراتي «قصه‌ي يوسف»، برخي ظرافت‌هاي زباني و نکات تفسيري «قصه‌ي يوسف»، پاسخ به چند پرسش منطقي در مورد «قصه‌ي يوسف»، درونمايه‌ها: درونمايه‌هاي آشکار، درونمايه‌هاي پنهان، سه نکته‌ي ديگر محتوايي - ساختاري: رؤياها، پيراهن يوسف (ع)، عشق يا گرايش جنسي، ساختار، شخصيت‌پردازي، ابزارهاي روايت، توصيف‌ها، زاويه‌ي ديد، لحن و زبان از ديگر مسائل مورد بحث در اين كتاب است.


محمدرضا سرشار در همايش «داستان كوتاه»: پـيشينـه‌ داسـتان شش‌هزار سـال اسـت


به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا سرشار كه امروز (سه‌شنبه، 25 بهمن) در همايش «داستان كوتاه» سخن مي‌گفت، با اشاره به مشخص نبودن سرمنشأ روزي به عنوان روز داستان كوتاه، عنوان كرد: ‌امروز در اينترنت جست‌وجو كردم كه ببينم مناسبت روز جهاني داستان كوتاه چيست، كجا آن را پيشنهاد داده و منظور از آن چيست. در خبرهايي كه درباره اين روز آمده بود، مشخص نبود كه اين روز از كجا آمده. از دوستان هم كه پرسيدم، كسي نمي‌دانست. در اين‌جا اگر كسي از حضار از منشأ اين روز باخبر است، بگويد.

او ادامه داد: گردهمايي خوب است كه ما دور هم جمع شويم و از مسائل مشترک مورد علاقه مان حرف‌ بزنيم. اما از آن طرف هم باید مواظب باشیم که در دام تعبیه شده از طرف دشمنان فرهنگی مان نیفتیم.

سرشار خاطرنشان كرد:‌ درباره ادبيات كودك و نوجوان هم چنين چيزي بود كه وقتي ما تهش را بالا آوردیم، ديديم غرب پدري نامشروع را براي ادبیات مذکور جعل کرده؛ و روز تولد اين ناپدری را روز ادبيات كودك و نوجوان قرار داده است. و بعد از آن در كشور جز يك مجموعه غرب‌زده كه هر سال تلاش مي‌كند اين روز را برگزار كند، كسي زير بار اين اسم گذاری نرفت. حالا كه بهار اسلامي در كشورهاي عربي راه افتاده است، كشورهاي اسلامي همسو بايد براي مناسبت‌هاي فرهنگي خود روزهايي را مشخص كنند و آنها را بزرگ بدارند..

اين نويسنده با اشاره به پيشينه داستان كوتاه، عنوان كرد: پيشينه داستان در جهان، حدود شش‌هزار سال است و اسناد و مداركي هم براي آن وجود دارد. داستان كوتاهي كه از نیمه اول قرن نوزده میلادی در آمريكا مطرح شده، گونه خاصي از داستان است كه پيشينه طولاني‌اي ندارد. لذا اين‌كه مي‌گويند ما از غرب داستان نویسی آموختيم، درست نيست‌. تمام ملت‌هاي كهن و داراي پيشينه تاريخي داستان دارند و شق القمري هم در قرن نوزدهم - در این راستا - پيش نيامده است كه ما آن را مبدأ داستان نویسی در جهان یا کشورمان بدانيم.

سرشار همچنين گفت:‌ سامرست موآم و فورستر خود مي‌گويند پيشينه داستان به اندازه قدمت زبان و گویایی نوع آدمیزاد است؛ يعني انسان از لحظه‌اي كه به گفتن آغاز کرد، داستان‌گويي را هم ابداع کرد. البته دو نظر درباره زبان وجود دارد كه يكي بر اساس برداشته از دين است و مي‌گويد انسان از لحظه آفرينش زبان مي‌دانست و يك نظريه اين است كه انسان مانند حيوان به تدریج آواها را تشخيص داد و زبان را ابداع کرد. در نظریه اول، نامها مسماهای حقیقی موجودات و چیزهایی هستند که به آنها اشاره می کنند. در حالی که د رنظریه دوم، نامها کاملا قراردادی اند؛ و می توانستند جز اینها که هستند باشند. اما از نظر ما نظريه اول درست است.
به هر حال گفته شده است: انسان‌هاي اوليه در غارها دور هم جمع مي‌شدند و خاطرات خود را از آنچه در طول روز - در حین شکار، چیدن میوه، گردآوری سوخت و تهیه غذا برایشان اتفاق افتاده بود - بيان مي‌كردند . در واقع، اولين قالب هنري كه شكل گرفته، قالب داستان است. چه، از آنجا كه انسان وقتي درباره خودش حرف مي‌زند، پيازداغش را زياد مي‌كند و حذف و اضافه و كوچك و بزرگ‌نمايي می کند، و نوعي تخيل را به بيان خاطرات خود وارد مي‌كند،‌ به این طریق، اولین نمونه های داستانی شكل مي‌گيرد.

او در ادامه خاطرنشان كرد:‌ امروز اغلب تحت تاثير نظر یه «هنر براي هنر» غرب بدشان مي‌آيد كه بگويند داستان ابزار است؛ در حالي كه اگر درست بنگرند، در زندگی دنیایی ما، همه چيز ابزاري براي رشد و كمال مادی و معنوی انسان است . لذا چيزي كه برای انسان چنین فايده ای نداشته باشد، همان بهتر كه نباشد.
يكي از مهم‌ترين تاثيرات داستان، ایجاد حظ و لذت است؛ لذتي پاك و مشروع و غنی. البته برخي اخلاقيون ظاهربین ممکن است به اصل مشروعیت لذت ايراد بگيرند. اما انسان در زندگي به سرگرمي و تنوع مشروع هم نياز دارد. و چه لذتي بهتر از يك داستان شيرين و جذاب؟

اين نويسنده يكي ديگر ازکارکردهاي داستان را انتقال تجربه‌ها خواند و گفت: قبل از به وجود آمدن كتابت، انسانها تجربه‌هاي كاري و زندگي شان را در قالب داستان به فرزندان و نسلهای پس از خود منتقل مي‌كردند.

او همچنين تأكيد كرد: داستان از جمله وسايل انتقال مفاهيم و ارزشهای ديني هم بوده است. افسانه يكي از اولين شكل‌هاي ادبي است و اسطوره‌ها - که شاخه ای از افسانه اند - پاسخهاي رمزآميز به اصلي‌ترين پرسش‌هاي هستي‌شناسانه بشر بوده‌اند. اين‌كه ما از كجا آمده‌ايم و منشأ ما چيست، به کجا می رویم، منشا پیدایش پدیده ها و موجودات دیگر چیست، ... ، در اسطورها مطرح شده و به آنها پاسخهاي تخيلي بعضا رمزآمیز داده شده است.

سرشار در ادامه افزود: كتب آسماني و در راس آن‌ها قرآن حكيم انباشته از داستان‌هايي است كه در خلال آن‌ها حقایق و مسائل اعتقادي و فقهی آموخته مي‌شود. حوزه معقولات، انتزاعي و مجرد است و توده مردم نمي‌توانند وارد و قادر به درک آنها شوند. داستان از جمله ابزارهايي است كه انديشه ها و حقایق مجرد را از حوزه تعقل به حوزه تجربه های تصوير درآورده و ملموس كرده است. در قرن بيستم، اگزيستانسياليسم،‌ نيهيليسم‌، ماركسيسم‌ و فرويديسم‌ - به عنوان يك فلسفه - تماما به وسيله داستان در بين توده مردم منتشر و فراگیر شده‌اند؛ وگرنه در حد خواص باقي مي‌ماندند، و نمی توانستند این گونه، بر شئون فردی و اجتماعی زندگی مردم تاثیر بگذارند.. همين شبه عرفان‌هاي مدرن معاصری هم كه به اسم عرفان منتشر مي‌شوند و تلفيقي از عرفان اسلامي و خاور دور و سرخپوستی و مانند آنها هستند و در آثار كساني چون پائولو كوئليو آمده و خوانندگان زيادي دارند، در قالب داستان منتشر مي‌شوند.

او افزود: همچنين در دوره‌هاي گذشته از داستان استفاده سياسي مي‌شده است. براي مثال، شاهان از خلال داستان‌ها شيوه مملكت‌داري مي‌آموختند.
اسكندر مقدوني شب‌ها از داستان‌گويي براي بيدار نگه داشتن ‌سپاهيانش استفاده مي‌كرد تا مبادا مورد شبيخون قرار بگيرد.
در يونان قديم مردم فرزندان‌شان را تشويق مي‌كردند تا داستان‌هاي كساني چون هومر را حفظ كنند. در حالي كه افلاطون پدر و مادرها را از اين‌كه اجازه بدهند فرزندان‌شان هر داستاني را بشنوند، بر حذر داشته‌. و اين نشان‌دهنده رواج داستان‌گویی در آنجا بوده است. همچنين محمد غزالي‌، جامي و مولوي و ... نيز به اهميت داستانهای خوب در تربیت کودکان و نوجوانان و عموم مردم، و زیان داستانهای بد برای آنان تاكيد كرده‌اند.

سرشار عبرت‌ انگيري را يكي از فايده‌هايي دانست كه از داستان‌گويي مي‌توان انتظار داشت و افزود:‌ از قرآن هم می توان استفاده کرد كه داستان بايد عبرت‌آميز باشد. خداوند خود سرگذشت پیامبران و اقوام پیشین را در قالب قصه بيان مي‌كند تا يك حالت شبه تجربي را براي مخاطب به وجود بياورد. چون داستان مانند تجربه است؛ به گونه‌اي كه ما با احساس مشهور همزات پنداري با شخصيت اصلي محبوب داستان همراه مي‌شويم و با او لذت و رنج مي‌بريم و با او شكست مي‌خوريم و پیروز می شویم؛ و در انتها - به صورتی شبه تجربی - به نتيجه‌اي كه او مي‌رسد، مي‌رسيم.

اين منتقد خودشناسي و ديگرشناسي را از ديگر فايده‌هاي داستان دانست و بيان كرد: ما اغلب خيلي خودمان را نمي‌شناسيم و بسياري از نويسندگان داستان نو، داستان مي‌نوشتند تا خود را بهتر بشناسند. چون آنان داستان نو را داستان تجربه‌گرا مي‌دانستند. از سوي ديگر، ما با ورود از طريق داستان به درون انسان‌ها و شرح دقیق لحظه‌هاي حسي و عاطفی و نشان دادن زير و بم اندیشه ها و انگیزه های آن‌ها به شناخت بهتري از دیگر انسانها مي‌رسيم . که همین، سبب مي‌شود نگاه ما به ديگران پدرانه‌تر شود و ضعفها و خطاهاي آنان را با ديده اغماض بنگريم.

اين نويسنده كنجكاوي را يكي از حس‌هاي انسان دانست كه وجهی از آن، در داستان‌خواني ارضا مي‌شود و گفت: داستان مانند روزنه‌اي است كه ما مخفیانه در ديوار خانه همسايه ايجاد مي‌كنيم و یب آنکه او متوجه شود، زير نظرش مي‌گيريم.

او همچنين تأكيد كرد: تنوع‌طلبي، همچنين نياز به هيجان‌، ماجرا و حماسه از ديگر دلايلي است كه داستان‌خواني می تواند آنها را ارضا کند.
غني‌سازي واژگان و تشبيهات و تعبیرها نیز، خود به خود، از طريق داستان امكان‌پذير مي‌شود. تخيل نيز در داستان‌خواني تقويت مي‌شود و ادبيات به ما كمك مي‌كند تفكرمان به شكل فرهيخته پرورش پيدا كند.

محمدرضا سرشار در ادامه با بيان اين‌كه داستان كوتاه عمده متون كهن داستاني ما را تشكيل مي‌دهد، گفت: حتی كتاب‌هاي قطوري چون مثنوي‌، هزار و يكشب‌ و كليله و دمنه از داستان‌هاي كوچکی تشكيل شده كه به سبك هندي و داستان در داستان کنار هم قرار گرفته است. بختيارنامه‌ یا حكايت ده وزير‌، طوطي‌نامه‌ و هزار يك شب داستان‌هاي از نظر طول كوتاه هستند و ساختار رمان به شكل امروز كمتر در ادبیات کهن ملل وجود داشته و سابقه آن در ادبيات به 400 صد سال مي‌رسد.

او ادامه داد: ما از مشروطه به اين‌سو - به وسیله داستانهای ترجمه ای و تالیفهای تحت تاثیر آنها - دچار نوعي تغيير ذائقه در ارتباط با داستان شده‌ايم : تا ان زمان، عمده داستان‌هاي ما و جهان درون‌مايه محور بوده‌اند؛ اما تحت تاثير تفكرات اومانيستي،‌ شخصيت‌محور شده‌اند. موجز بوده اند؛ و گرايش به تفصيل پيدا كرده اند. برای مثال، در داستان‌هاي سعدي حتی نمي‌توان خطي را حذف كرد؛ اما در داستان‌هاي امروز مي‌توان چندين صفحه را نخواند. من تصور مي‌كنم ما با مراجعه به متون كهن خود، مي‌توانيم تعريف جديدي از داستان و به تبع آن از داستان کوتاه، ارائه دهيم. البته منظور من، بحث داستان ميني‌ماليستي نيست؛ كه در مقطعی به طور مجعول از سوي گروهي از مترجمان مطرح شد و گمراهي ادبي جوانانی را در پي داشت.

اين نويسنده در ادامه تأكيد كرد: در 33 سال بعد انقلاب ما شاهد لحظه‌هاي انفجاري عاطفی و احساسی یا اجتماعی زودگذري بوديم. داستان‌نويسان وقتي مي‌خواهند از رويدادها بنويسند، زمان زيادي نياز دارند. اما شعر بنا به ماهیت و طولش، این گونه نیست. به همین سبب، فرازي در انقلاب و دوران پس از ما نبوده كه شاعران متعهد ما به آن نپرداخته باشند. داستان كوتاه هم، چون از جنبه هایی به غزل شبيه است، مي‌تواند در اين لحظه‌هاي گذران انفجاري وقايع را به تصوير درآورد، آن‌چنان كه نويسندگان جوان متعهد ما در فتنه روسفيد از آب درآمدند

2 نظر

سلام استاد.خسته نباشید.هوشیاری شما مایه ی تحسین است.خیلی از چیزها بوده که بدیهی تصور می شده و با طرح پرسش از سوی شما جنبه های مخفی آن روشن شده است.نکته هایی نیز که در خصوص بومی سازی داستان فرموده اید بسیار بدیع است و به نظر می رسد بی توجهی به این نکته باعث شده که رمان و داستان درکشور ما جایگاه شعر را پیدا نکند. امیدوارم حضرت عالی فرصت داشته باشید و در آثار ارزشمند مکتوب خود به بحث لزوم بومی سازی عناصر داستانی بیشتر بپردازید.ضمن این که با توجه به شیوع گونه ی ادبی موسوم به "داستانک " ، اگر ممکن است در این خصوص مشروح تر اظهار نظر فرمایید.با تشکر .

ارسال نظر