آخرین خبر

  • • تجدید چاپ سه کتاب از محمد رضا سرشار
  • چهارشنبه 17 آذرماه 89

    3_890917_M200.jpg1_890917_M200.jpg2_890917_M200.jpg
    «غريبه‌ها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي‌نژاد»
    سه كتاب از محمدرضا سرشار به چاپ دوم رسيد

    خبرگزاري فارس: چاپ دوم كتاب‌هاي «غريبه‌ها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي‌نژاد» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد

    به گزارش خبرگزاري فارس چاپ دوم كتاب‌هاي «غريبه‌ها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي‌نژاد» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.
    كتاب «عكس يادگاري با كت دكتر احمدي‌نژاد» خاطرات محمدرضا سرشار از انتخابات مجلس ششم در سال 78 است كه او و دكتر احمدي نژاد هر دو نامزد انتخابات بودند.
    در اين كتاب حضور دكتر احمدي‌نژاد و بسياري از دولتمردان فعلي در اين خاطرات منعكس شده است و پيش از اين در سال 1388 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده بود و چاپ دوم آن نيز با شمارگان در 2500 نسخه توسط همين ناشر منتشر شده است

    همچنين دو كتاب با عناوين «جاسوس» و «غريبه‌ها» از سري مجموعه كتاب‌هاي «قصه‌هاي انقلاب» نيز توسط سوره تجديد چاپ شده است.
    كتاب «غريبه‌ها» منتخبي از چهار داستان است كه براي گروه سني نوجوان انتخاب شده است و در آن چهار داستان با عناوين «آخر تعزيه» علي‌اكبر والايي، «بسته عجيب» اثر م.تقوا، «شاخه‌هاي شكسته» و «غريبه‌ها» اثر محمدحسين كيانپور منتشر شده است. اين چهار داستان توسط محمدرضا سرشار برگزيده و ويراستاري شده است.

    كتاب «جاسوس» كه كتاب ششم از مجموعه «قصه‌هاي انقلاب» است چهار داستان مخصوص گروه جوان است كه علي آقاغفار، مجيد درخشاني، محمدحسين كيانپور و حسين عبدي داستان‌هاي «اولين نقش من»، «جاسوس»، «مجسمه» و «نقشه» را تاليف كرده‌اند.
    سوره مهر اين دو اثر را در شمارگان 25000نسخه در نوبت دوم چاپ كرده است




آخرين تصاوير

  • ResizeofzohreAshoora.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • 1_890917_M200.jpg
  • 2_890917_M200.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • mohsen-parviz.jpg
  • dastan-yek-ensan.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg
  • mahdi-azar-yazdi.jpg

آخرین کتاب

  • • چاپی دیگر با تصويرگری جديد سرشار همچنان «تشنه ديدار» است
  • كتاب «تشنه ديدار» نوشته محمدرضا سرشار با تصويرگری و ويرايش جديد از سوی انتشارات سوره مهر تجدید چاپ می‌شود.
    به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری به نقل از ستاد خبر انتشارات سوره مهر،«محمدرضا سرشار» درباره تجدید چاپ كتاب «تشنه ديدار» گفت: اين كتاب كه برای نخستين‌بار در سال 60 منتشر شده بود، به عنوان پرتيراژ‌ترين كتاب جدی كودك و نوجوان کشور تا به امروز بوده است.
    نویسنده کتاب «بیعت با بیداری» گفت: اين كتاب برای گروه سنی كودك و نوجوان است که سوره مهر آن را با ويرايش و تصويرگری جديد عرضه خواهد کرد و قرار است از قطع خشتی به قطع وزيری كوتاه تبديل ‌شود.
    سرشار درباره داستان این کتاب گفت: كتاب«تشنه ديدار» روايتی از جنگ برموك، جنگ‌های زمان پيامبر را به تصوير می‌كشد و داستان كتاب به اين شكل است كه پيك مسلمانان از مرز روم از راه رسيده و خبر می‌دهد كه امپراطور روم با لشكری بزرگ برای حمله به مسلمانان تشكيل می‌شود.
    وی ادامه داد: پس از رسيدن اين پيك پيامبر اسلام دستور بسيج عمومی را صادر می‌كند كه از اين پس داستان كتاب روی ابوذر شخصيت مهم داستان متمرکز شده و آماده شدن ابوذر برای مقابله با دشمنان و تجهيز شتر لاغرش را نشان می‌دهد و داستان به اين شكل ادامه پيدا می‌كند.
    سرشار در پایان اظهار کرد: اين كتاب قبلا به زبان انگليسی و در هندوستان نيز به زبان اردو ترجمه و منتشر شده است.


اهل قلم حق طلبند ـ گفتگوي مهم با روزنامه سياست روز درباره انجمن قلم ايران ـ قسمت پاياني

در مصاحبه شما با یک روزنامه به این مورد اشاره شده که اعضایی به دلیل عدم پرداخت حق عضویت و یا غیبت های متوالی در مجامع عمومی و غیرموجه، عضویتشان باطل شده است. آیا همین تصمیم در مورد اعضای هیات موسس هم عملی شده است؛ یا موسسان از این نظر از مصونیت برخوردارند؟

قانوناً که مصونیت ندارند. اما عملاً چرا! ما در سال گذشته اسامی این اعضا را استخراج کردیم و دیدیم که اینجور افراد در بیست و یک جلسه تشکیل شده هیات موسس ، یکی اصلا حضور نداشته. دومی فقط دوجلسه. سومی چهارجلسه. و بعضی شش یا هشت جلسه حضور داشته اند. برخی هم در هیچ مجمع عمومی حاضر نبوده اند. من نامه بیست و چند نفررا هم که خواستار لغو عضویت این افراد هیات موسس شده بودند در هیات موسس خواندم. اما متاسفانه برخی از اعضای هیات موسس ، از اختیارخود به نفع خاطیان استفاده غیر اصولی می کنند. درآن جلسه ، آنها هر موردی را که به ضرر خودشان بود ، در واقع «وتو» کردند. این هم یک اشکال جدی در هیات موسس است. مگر پارسال بیست و سه نفر عضویت شان باطل نشد! خوب ، چرا در مورد اعضای موسس که همان تخلفات را داشتند و دارند ، نبایستی همین برخورد ، صورت می گرفت؟!

جهت گیریهای گاه متضاد در کارهای عمده شما دیده می شود. مثلاً از کارهایی کناره گیری گردید و یا دوباره در تصمیمتان تجدید نظر کردید. این موارد را چگونه ارزیابی می کنید؟

مورد مشخصی را اسم می برید؟ سوال دقیق کنید تا جواب دقیق بدهم.

مثلاً انجمن قلم که شما استعفا داده بودید و دلیل آن را هم به کارگیری امور انجمن توسط جوان تر ها تأکید کرده بودید و...

شبهه که ایجاد شد ، سرمنشا آن به بیانیه غیرقانونی مندرج در سایت انجمن در بعد از مجموع عمومی امسال بر می گردد. آنجا متأسفانه با بی تقوایی تمام ، این مطلب کذب درج شده بود که «سرشار خواهان بازگشت به هیأت مدیره انجمن قلم شده است.» من جواب آن مطالب کذب را دادم. که از جمله، در روزنامه" سیاست روز" هم با عنوان «حب جاه و مقام ندارم» درج شد.
من گفته بودم که ، بنده در طی نزدیک به سه دهه گذشته تاکنون ، هرگز درخواستی برای تقبل عنوان و شغلی از هیچ مقام مملکتی نداشته ام. هرجا مشغولیت و مسئولیتی داشته ام، به درخواست - اغلب هم مصرانه ــ آن موسسه بوده؛ و پایان دادن به همکاری هم ، فقط از طرف خودم بوده است. هرگز در جایی مشغول به فعالیت نبوده ام که مسئولی از من بخواهد استعفا بدهم یا مرا کنار بگذارد. اگر پایان همکاری بوده به خواسته خودم بوده است. درتمام 28 سال گذشته اینطور بوده است. از جمله هیات مدیره همین انجمن. روزی که من از ریاست هیات مدیره انجمن کنار رفتم ، بنا نداشتم که برگردم. این مورد اخیر هم بر می گردد به استعفای یکی از اعضای هیات مدیره ، که خواهان جایگزینی من به جای خود شده بود. علتش هم این بود که می گفت: من احساس می کنم هیأت مدیره فعلی که من عضو آن هستم به خاطر روش برخورد همان سه نفر ، از مسیر درست و قانونی خود خارج شده؛ و من توان مقابله با آن را ندارم. احساس من این است که شما (سرشار) می توانید این جهت گیری غلط را اصلاح کنید.
ایشان با سه نفر از اعضای هیات مدیره صحبت کرده بود که این جابجایی انجام بشود.(توجه کنید کل هیات مدیره انجمن هفت نفر است. یعنی این دوست مورد اشاره ، به اضافه سه نفر از اعضای هیات مدیره می شدند اکثریت.) من هم مواردی را از بخشی از هیات مدیره فعلی انجمن دیده بودم که اعضای دیگر را هم بدنبال خود می کشد وکارهای غیر اصولی، غیر قانونی و در یک کلام ، برخلاف مصالح انجمن انجام می دهند.می دیدم این انجمنی نیست که من و همفکرانم برای شکل گیری آن ، آن همه خود دل خورده و زحمت کشیده بودیم. اگر بنا بود آن همه زحمات و صرف توان مادی و معنوی ، منجر به حاکمیت طیف فعلی در هیات مدیره بشود ، ما هرگز آن زحمات را متقبل نمی شدیم! مطمئنم که در صورت وقوف ، اکثریت هیات موسس هم در این امر با من هم عقیده اند. خلاصه اینکه ، من بعد از پیشنهاد چهار نفری که شرحشان رفت ، اعلام آمادگی کردم که به هیات مدیره برگردم. البته گفته شد که همان جناح با آن مقابله کردند. وبقیه قضایا؛ که جزئیاتش فعلاً بماند.

آیا بازگشت شما باعث از بین رفتن منافعی از آنان می شد؟

جوسازی های همان طیف مورد اشاره که با بیانیه کذب علیه من شروع شد ، یا آن تماس برقرار کردن های مصرانه با جاهای مختلف ، استفاده از مطبوعات همسو یا فریب داده شده برای مخالفت با حضور مجدد من ، به طور کلی باعث شد که من در استقبال از آن پیشنهاد آن چهار عضو هیأت مدیره، مصمم تر بشوم. چون، همان طور که بعضی هم به من گفتند: اتفاق به این سادگی چرا بایستی این همه جنجال آفرینی می داشت؟ واقعاً علت آن همه نگرانی و اضطراب و لشکر کشی چه بود؟!

کمک های مادی و معنوی درزمان دولت سابق(78) و دولت نهم نسبت به انجمن چگونه بوده است ؟

در دوره دولت سابق ، با همه تلاش هایی که هیات مدیره انجام داد از دولت و مشخصاً وزارت ارشاد کمک هایی دریافت کند ، موفق به گرفتن حتی یک ریال هم نشدیم. با اینکه طبق اختیارات و وظایف وزارت ارشاد ، کمک به موسسات فرهنگی باید انجام بشود. همان طور که مثلاً به «پکاه» صدها میلیون تومان کمک بلاعوض شد. واین ، غیرازآن وام ها باحداقل بهره ، خرید کتاب کلی، ارائه سایر تسهیلات چاپ ونشر و... به آن مجموعه بود.
در یک سال اخیر 66 میلیون تومان کمک های بلاعوض مختلف به انجمن شده است. 44 میلیون و چهارصد هزارتومان هم مانقدینگی و سهام برای هیات مدیره فعلی به ارث گذاشتیم. حداقل سی میلیون تومان کمک دیگر هم بابت در راه است که دست کم بیست میلیون تومان آن، سود است. زمینی که در زمان هیأت مدیره های قبلی به یک طرح انجمن واگذار شد اگر سند آن درست شود شاید نه ـ ده میلیارد تومان ارزش خواهد داشت.( حتی در شرایط فعلی هم ازحدود چهار ـ پنج میلیارد تومان ارزش برخوردار است.) این کمک ها شده است و جادارد بیشتر از اینها هم کمک بشود. البته ناگفته نماند که بحث و سوء استفاده مالی در هیات مدیره مطرح نیست. بحث مدیریت غلط وسوء تدبیر است؛ که باعث حیف ومیل شدن دارایی انجمن می شود. مثلاً ساختمان انجمن را در نظر بگیرید. ساختمانی که انجمن قلم درآن ساکن است از طرف ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره) وبه توصیه مقام معظم رهبری در اختیار انجمن قرار گرفته است. یعنی انجمن بر آن مالکیت ندارد و فقط برای استفاده وبه امانت در اختیارما گذاشته شده است. روزی که ما این ساختمان را در اختیار گرفتیم ، در قرارداد نوشتند که ما حق واگذاری ، شراکت، ومانند آن را در مورد محل انجمن به غیریا با غیر را نداریم. ماده دیگری که در این مورد وجود دارد این است که انجام هرگونه تغییر در ساختمان ، باید با اجازه کتبی ستاد مذکور باشد. در قبال این واگذاری ساختمان، دویست میلیون تومان چک از حساب به نام شخص من و خزانه دار وقت انجمن گرفته شده تا حتماٌ مفاد آن قرار داد را رعایت کنیم. از جمله سوالی که من از هیات مدیره جدید داشتم ، یکی ، این مورد بود که شما چرا بدون هماهنگی ، در طبقه پایین ساختمان چنان تغییراتی به وجود آورده اید ؟ یعنی اگر ستاد اجرایی فرمان حضرت امام برخوردی از روی قرارداد انجام بدهد ، چک من و آقای خزانه دار وقت به اجرا گذاشته خواهد شد. لابد باید به زندان برویم. چون ما دونفر که پول یا وثیقه به مبلغ دویست میلیون تومان نداریم ! لذا، من به عنوان کسی که چک داده ام، حق اعتراض دارم. این مورد تخلف هیات مدیره جدید ، خاصه از آنجا ناشی می شود که بخشی از ساختمان را به کار بری اقتصادی تغییر داده اند. آن هم بدون اطلاع و موافقت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام ضمن اینکه اگربا ستاد مذکور هماهنگی می داشتند وآنها موافقت می کردند.
پول هزینه شده در تغییرات ساختمان توسط انجمن ، طبق تعرفه خودشان ، از طرف ستاد اجرایی پرداخت می شد. درحالی که در حال حاضر، هم هزینه ای برای ساختمان شده است که متولی از آن اطلاعی ندارد و هم تخلفی از قرارداد صورت گرفته است.
الان گفته می شود سی میلیون تومان برای محل ساختمان هزینه شده است. هزینه کارهای تزئیناتی و صورتی وغیره. درصورتی که این کار اگر طبق ضوابط انجام می گرفت و از ستاد اجرایی موافقت کسب می شد ، چه بسا لااقل پانزده میلیون تومان آن هزینه به صندوق انجمن بر می گشت. حالا این مبلغ از کجا برای انجمن تأمین خواهد شد ؟ یعنی به همین سادگی ، به سبب بی تدبیری و جوانانه عمل کردن ، باعث وارد شدن چنین زیانی به دارایی انجمن شده اند. شانزده میلیون تومان هم درآن مغازه می خواهند مصرف کنند[تاامروز که این یادداشت روی سایت قرار می گیرد ، سر به سی میلیون تومان زده است] که ستاد اجرایی فرمان از آن بی اطلاع است. هم تخلف از قرارداد انجام شده و هم از ما حصل این دو تغییر در ساختمان، بالغ بر بیست میلیون تومان [درحال حاضر، چهل میلیون تومان] به انجمن ضرر مالی تحمیل شده است. مورد دیگر از این موارد این است که به یکی از اعضاء که مجسمه ساز هم است گفته شده است که در طبقه زیرین ، محلی را برای مجسمه سازی او اختصاص می دهند. در حالی که انجمن حق ندارد ساختمان و امکانات خود را به اموری غیر از کار قلمی اختصاص بدهد، سوالی که اینجا مطرح است اینکه مجسمه سازی چه ربطی به شاعری ونویسندگی دارد ؟ اگر تشکل مربوط به صنف و به حرفه مجسمه سازی و امثال آن می شد باز یک حرفی!
سئوال دوم این است که چرا این واگذار کردن مجانی محل انجمن ، فقط به این یک نفر اختصاص یافته است و بقیه ازچنین امکانی برخوردار نیستند ؟ سوم: گفته شده است که از طبقه پایین به عنوان تالار و محل برگزاری مهمانی های شخصی اعضا استفاده می شود. درحالی که این ، خلاف اساسنامه و محدوده کاری انجمن است. این ساختمان به عنوان محل کار معرفی شده است نه به عنوان تالار یا باشگاه. واستفاده های شخصی برخی اعضا، از آن هرچه بگذریم ، برخورد می کند با اختیارات اداره اماکن؛ که مجوز خاص خود را لازم دارد، که ما نداریم . به تالار تبدیل شدن انجمن ، تبعاتی مثل رفت و آمد های مختلف ، ایجاد راه بندان های مقطعی، ایجاد سروصدا و مزاحمت برای همسایگان و مسائلی از این دست را هم دارد. انجمن که نباید درگیر اموری از این دست بشود! فردا ، اگر در این مهمانی ها ومراسم ، کاری خلاف شأن انجمن یا مغایر با شئون دینی صورت بگیرد، چه کسی پاسخگوی آن است؟ !
متأسفانه در جریان جشنواره قلم زرین امسال هم، یک تخلف جدی از رویه سابق این جشنواره صورت گرفته است. یعنی مجموعه داستانی که گفته می شود حدود هفتاد درصد آن اثار قدیمی و قبلاً چاپ شده به صورت کتاب است ، انتخاب شده است. درحالی که این جشنواره فقط می تواند کتاب های چاپ اول به معنی واقعی کلمه را برگزیند. یا استخدام کارگر افغانی در انجمن با حقوق ثابت ماهانه برخلاف بخشنامه صریح وزارت کار ، و مشکلاتیکه این مسائل در موارد مشابه تا به حال برای این مملکت ایجاد کرده اند و می کنند...

آیا با وضع پیش آمده و عدم حضور شما در هیات مدیره انجمن ، آن فعالیت هایی که در جهت پبشبرد اهداف صنفی اهل قلم بود مانند مدارک معادل ، به فراموشی سپرده شود؟

وظیفه اصلی انجمن این بوده و هست که درحد مقدورات ، زندگی قشر اهل قلم را به طور بنیادی متحول سازد؛ اعم از اینکه عضو انجمن باشند یا نباشند. در مورد مدرک معادل ، از طرف ما ، هفت سال کار و پیگیری شده است. من شخصاً بیش از یک سال در جلسه های مربوط به این موضوع در کمیته ادبیات شورای هنر حضور پیدا می کردم تا این خواسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی برود و مصوب بشود. در دولت جدید ، توسط آقای دکتر احمدی نژاد - به عنوان رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ به محض استقرار ایشان در شورای عالی انقلاب فرهنگی موضوع تصویب وامضا شد( کاری که در دولت سابق مدت ها دست به دست می شد) و از مدتی پیش در وزارت ارشاد ، در واحد ارزشیابی هنرمندان و نویسندگان ، کار پذیرش در خواست ها و اعطاء مدرک معادلشان انجام می گیرد و گویا کسانی هم مراجعه کرده و مدرکشان را گرفته اند. این دریافت مدرک معادل در زندگی بسیاری از اهل قلم ، فوق العاده موثر است. هم در عنوان شغلی شان ودر مزایای استخدامی که به آنان تعلق می گیرد ، هم شان اجتماعی آنان. می دانید که نشان درجه یک هنری معادل دکتری است. درجه دو معادل فوق لیسانس و درجه سه معادل لیسانس است. که فی المثل به شخص دارنده، توانایی نامزد شدن در انتخابات ، تدریس در مراکز آموزش عالی و مسائلی از این دست را می دهد. این ، دستاورد عظیم هیات مدیره های قبلی است.

آیا این طرح شامل مترجمین داستانی و انقلابی و... هم می شود؟

نه خیر. متر جمین در این طرح ، طرف حساب نیستند. چون ترجمه علم محسوب می شود؛ که دارای ضوابط خودش است. ما آمدیم "روز ملی قلم" را به ثبت رساندیم و در تقویم کشور وارد کردیم. درمورد به رسمیت شناخته شدن نویسندگی به عنوان «شغل» تلاش های زیادی انجام دادیم. نامه به رئیس مجلس شورای اسلامی نوشتیم که آقایان! محبت کنید این حرفه (نویسندگی و شاعری) را هم در قانون کار به عنوان شغل معرفی کنید. آنها هم استقبال کردند و با نفر از اعضای هیات مدیره انجمن(دوره پیشین) جلسه مشترک تشکیل دادند. کار هم داشت پیش می رفت.
اما در طی سال جاری که من در هیات مدیره نبوده ام ، نشنیده ام که این مبحث در مجلس مطرح و پی گیری شده باشد. درحالی که اگر نویسندگی به عنوان شغل محسوب شود، انجمن قلم، انجمن «صنفی» خواهد شد. دولت وظایفش در قبال اصناف مشخص است. درآن صورت ، اهل قلم می توانند هم از مزایای قرارگرفتن تحت پوشش وزارت کار برخوردار باشند و هم از چتر حمایتی وزارت ارشاد. درحالی که انجمن فرهنگی فعلی ، از مزایای تشکل صنفی و شغلی برخوردار نیست.
وام دادن به اعضا هم از محل بیست میلیون تومان امانی رهبری بود. هیات مدیره قبلی شرایطی فراهم کرد که همه اعضای متقاضی ، از وام پانصد هزار تومانی بهره مند شدند . همان زمان قرار شده بود که در سال جدید جدید سقف پرداخت وام به یک میلیون تومان برسد. یا همین سالن پایین ، کارهای اساسی اش در زمان هیأت مدیره قبلی انجام شده بود. دیوار وسط برداشته شده و سیم کشی ها تعویض شده بود. هیات مدیره جدید درواقع ، فقط دکور و ترئینات کاملاً نامناسب فعلی را درست کرده و صندلی و لوازم صوتی برای آن خریده است. تنها به عنوان حق نظارت و طراحی دکور ،شش میلیون تومان[ به مهندس دوست بیست ساله رئیس هیات مدیره فعلی(به گفته ی خودش)] پرداخت شده است. یعنی 30% از هزینه بیست میلیون تومانی! ظاهراً همین درصد هم در مورد مغازه پایین به همان آقا داده خواهد شد ! یعنی جمعاً فقط حدود نه میلیون تومان [تاکنون ، پانزده میلیون تومان] حق طراحی دکور ونظارت ، آن هم بدون طرح اولیه این قضیه در هیأت مدیره و تصویب آن درآنجا.. آخرسرهم ، آن مکان کوچک را با تزئینات غیر ضروری نازیبا ، کوچک تر کرده اند. به طوری که عملاً حتی نیمی از اعضا هم در موقع مجمع عمومی و گردهمایی های مشابه ، نمی توانند آنجا، روی صندلی بنشینند. یک فضای خفه و دلگیر ایجاد شده است، که فقط با قطع برق در وسط روز ، کاملاً غیر قابل استفاده می شود. یا به اسم اعزام اعضای انجمن قلم به همراه رئیس جمهور ، در سفرهای استانی ، کسی را که در سال قبل از عضویت انجمن کنار گذاشته شده ، به عنوان عضو انجمن با ایشان اعزام کرده اند. یا برای استفاده از استخر کوچولویی که دو روز در هفته در ساعاتی در اختیار انجمن قرار گرفته ، دو عضو روزنامه نگار محذوف از انجمن را دعوت کرده اند که از استخر استفاده نمایند. اما گویا آنها خودشان استقبال نکردند [جالب است یکی از این دو تن ، در سفر برگزیدگان جشنواره سلام بر نصرالله به لبنان انجمن ، به عنوان روزنامه نگار همراه(!) ، با هزینه جشنواره ، به لبنان هم اعزام شد. او همان کسی است که در روزنامه ...، درمقام مسئول صفحه ادب و هنر ، بیشترین غوغاها را به نفع جناح مذکور در هیئت مدیره فعلی ، در ارتباط با مجمع عمومی آن سال انجمن ، به راه انداخته بود!]

شنیده شده است که در هیات مدیره جدید دونفر با رای برابر به عنوان رئیس انجمن شده اند. این چگونه موردی است؟

این مورد در همین آبان ماه امسال اتفاق افتاده است. مگر یکی به نفع دیگری کنار برود. در چنین شرایطی از نظر آراء مساوی هستند. اما یکی شان به کلی از هیات مدیره استعفا داد و گویا راه باز شده است.
به نظر می آید از عوارض مجمع عمومی جدید شری دامن یکی از اعضای هیات مدیره جدید را گرفت که باعث از دست دادن شغل ثابتشان شد.
متأسفانه این طور شد. درحالی که طبق اساسنامه ، انجمن باید محلی برای ایجاد یا افزایش همدلیها و وفاق ها باشد ، در شرایط فعلی کارها بر عکس شده. بله ایشان آقای پارسی نژاد بود که خواسته بود من جایگزینش شوم و مواظب سلامت مسیر انجمن باشم. تقاص این کارش را با بیکار شدن داد. یعنی توسط یکی از افراد همان جناح ، درنزد مدیر مسئول روزنامه ای که در آن کار می کرد سکه یک پول شد. متعاقب آن ، درآنجا ، طوری فضا را بر او تنگ کردند که مجبور به استعفا شد. اخیراً هم ، که می دانید ، ایشان هم در اعتراض به جو و وضعیت حاکم بر هیات مدیره ، از عضویت در هیات مدیره انجمن قلم استعفا داد. خانم تجار هم که مانده، با عسرت تمام و صرفا از سر احساس وظیفه در هیأت مدیره مانده. امیدوارم دوام بیاورید.

ارسال نظر