به گزارش خبرنگار فارس، نشست بررسي عملكرد انجمن قلم ايران با حضور علياكبر ولايتي، رييس هيأت مديره اين انجمن و راضيه تجار، سميرا اصلانپور، محمدرضا سرشار فيروز زنوزي جلالي، اعضاي هيأت مديره انجمن قلم ايران، در محل خبرگزاري فارس برگزار شد.
محمدرضا سرشار در اين نشست با رد ركود در انجمن قلم گفت: فعاليت و ركود يك مجموعه را بايد براساس اساسنامه و وظايفش بسنجيم. وظيفه انجمن انتشار كتاب نبوده است. انجمن در سال 1378 رسماً مجوز گرفت 6 سال از عمر اين انجمن در دولت آقاي خاتمي بود كه اينگونه تشكلها در بدو كار نياز به يك سلسله امكاناتي دارند. اهل قلم كه نميتوانند با اين حقالتحريرهاي ناچيز براي خودشان مكاني تهيه كنند و نيازهاي مالي خود را برطرف كنند. حتماً بايد دولت به اين تشكلها كمك كند و بودجه در اختيار وزير در هر وزارتخانهاي براي اين كار است.
** در دوره خاتمي به تشكلهاي انقلابي كمك مالي نميشد
سرشار يادآور شد: ما در دوره وزارت مهاجراني و مسجدجامعي يك ريال نتوانستيم كمك مالي بلاعوض از دولت جمهوري اسلامي براي اين تشكل بگيريم و وقتي هم ميگفتيم جواب ميدادند كه بودجهاي در وزارت ارشاد براي اختصاص به کمک بلاعوض به تشكلها وجود ندارد كه اين عين كلام آقای مسجدجامعي بود و چند بار بيواسطه خودم از او شنيدم. اما به تشكلهاي همسوي خودشان كمك ميكردند چه مستقيم و چه غيرمستقيم. گفته ميشد يك دستوري هم كه داده شده بود ردههاي پايينتر جلوي عملی شدن آن را گرفته بودند.
** شش از ده سال عمر انجمن قلم در عسرت سپري شد
سرشار گفت: شش از ده سال عمر انجمن قلم با هيچي سپري شد در حالي كه در آن دوره هم كارهاي بزرگي كرديم. در اين شش سال كار به جايي رسيد كه مقام معظم رهبري با واسطه آقای دكتر ولايتي از شدت عسرت، به ستاد اجرايي فرمان حضرت امام دستور دادند كه مكاني را در اختيار ما قرار بدهند كه ديگر مجبور به اسبابكشي نشويم.در حال حاضر ما در اينجا مستأجر هستيم.
**روز جهاني را تبديل به يك مناسبت ملي كردند
وي اظهار داشت: ما در زماني كه ايران رئيس سازمان كنفرانس اسلامي بود نامهاي به آقای خاتمي نوشتيم تا از اين موقعيت بوجود آمده استفاده كنيم تا روزي را به نام جهاني قلم در جهان اسلام در سازمان كنفرانس اسلامي به تصويب برسانند كه همه جهان اسلام در يك روز آن را گرامي بدارند و در كشوري كه رئيس كنفرانس است مراسم اصلي برگزار شود. بعد از گذشت مدتها اين طرح از سازمان كنفرانس اسلامي به وزارت ارشاد رفت و آقای خاتمي در حاشيه آن نوشت: آقاي مهاجراني بررسي كنيد روز تكراري نباشد. آقای مهاجراني هم ارجاع داده بود به شوراي فرهنگي عمومي. تا بالاخره 14 تير به عنوان روز ملي قلم تصويب شد و پیشنهاد ما ،از يك روز جهاني به روز ملي تقليل پيدا كرد. با اين حال،همین هم كار بزرگي از سوی انجمن قلم بود.
**ايجاد اتحاديه نويسندگان جهان اسلام آرزويي ديرينه
اين نويسنده اضافه كرد: يكي از آرزوها و طرحهاي انجمن از سالهاي اول تا امروز ايجاد اتحاديه نويسندگان جهان اسلام بوده است كه ما براي اولين در حدود 8 سال پيش با كمك و همفكري دكتر ولايتي توانستيم اولين قدم را در اين راه برداريم .در اين باره نشستي داشتيم با علي عقل اورسان رئيس اتحاديه نويسندگان عرب كه 16 كشور عربي را در بر ميگيرد.
در همين تهران ايشان خيلي استقبال كرد كه يك چنين اتفاقي بيفتد. در يكي از اجلاسهاي ساليانه ايشان در دمشق از ما خواست نماينده بفرستيم كه اقاي مجتبي رحماندوست را فرستاديم و ايشان توانست در بيانيه پاياني اين نشست همين ماده را بگنجاند و قرار شد تلاش شود تلاش برای تاسیس اتحاديه نويسندگان جهان اسلام به سرانجام برسد .
در همین حین، با استفاده از نفوذ و آشنايي دكتر ولايتي اقداماتي هم انجام شد. در همين راستا مكاتباتي انجام گرفت و امسال دو تن از اعضاي ما سفري داشتند به تركيه و با اتحاديه نويسندگان تركيه مذاكراتي داشتند.
** كانون نويسندگان صداي مجعول نويسندگان ايران است
سرشار ادامه داد: زماني قبل از تأسيس انجمن قلم ايران تنها صداي مجعول نويسندگان ايران كانون غير قانوني نويسندگان ايران بود كه از سال 1360 از طرف دولت به دليل عدم رعايت قانون اساسي ممنوعالفعاليت شد. اين كانون ،در دوران پس از پیروزی انقلاب،در بسیاری از فرازهاي سياسي فرهنگي و .. به نمايندگي از تمام اهالي قلم كشور عليه حكومت موضع ميگرفت. در حاليكه ما و خيلي ديگر از نويسندگان و شاعران،جز اين جريان نبوديم. ما ميخواستيم به داخل و خارج بگوييم اينها نماينده فقط گروهي از اهالي قلم اين كشور هستند. در اين كشور گروه بزرگتري از نويسندگان و اهالي قلم وجود دارند كه مواضع متفاوتي دارند.همین طور هم شد.و الان آنها ديگر درد دنيا نميتوانند خودشان را تنها نماينده اهالي قلم در ايران
معرفی کنند.
**جذب در شهرستانها
اين نويسنده در بخش ديگري از سخنانش گفت: حدود نصف اعضاي انجمن ساكن شهرستانها هستند. در اساسنامه پيشبيني شده اگر در جايي شرايط فراهم باشد ميتوانيم شعبه بگذاريم .در حال حاضر،شرايط معنوي آن ،در برخی استانها فراهم شده اما شرايط مادي آن آماده نيست .به هرحال تاسیس دفتر جدید،خرج و مخارج دارد .در حاليكه ما هنوز آنقدر درآمد نداريم كه غير از تهران بتوانیم جايي را اداره كنيم.
* اعطاي مدرك معادل حاصل پيگيريهاي انجمن قلم است
سرشار گفت: چند سال بعد از افتتاح انجمن طرحي به فرهنگستان هنر ارائه شد كه تبعيض بين اهل قلم و ديگر هنرها برطرف شود. از سال 63 در وزارت ارشاد مصوبه قبل از انقلاب را به جريان انداختند كه به هنرمندان فاقد مدرك كلاسيك، مدرك معادل بدهند . اين مصوبه در همه رشتههاي هنري اجرا ميشد ولي در مورد نويسنده و شاعر اعمال نميشد من نامهاي هم نوشتم و توضيح خواستم ، جواب ندادند علتش هم اين بود كه در رژيم شاه همه به شاعر و نويسنده نشان نميدادند! اينها حتي در آئيننامه قبل از انقلاب نيز تجديدنظر نكردند. انجمن طرحي داد تا اين تبعيض برطرف شود. ملاقاتي با رئيس فرهنگستان هنر داشتيم و درباره انجمن صحبت كرديم كه وي بعد از شنيدن وضع انجمن از نحوه اداره انجمن با اين وضع مالي خراب ابراز تعجب كرد. در حالي كه وي هم هيچ گرهي از كار ما نگشود. بعد از پيگيريهاي فراوان در نهايت در دولت خاتمي يك امضا به تأييد آن مانده بود كه ايشان آن را امضا نكرد. با روي كار آمدن دولت نهم اين مصوبه اجرا شد و هماكنون دهها نفر از مزاياي اين طرح استفاده ميكنند.
**قائل به برگزاري شب شعر نيستيم
سرشار در ادامه نشست درباره برگزاري شب هاي شعر گفت: كانون نويسندگان در كل سال هاي عمرش فقط يك شب شعر برگزار كرد كه شبهاي دهگانه شعر گوته نمونه آن بود. ما الان در نظامي زندگي ميكنيم كه خودمان را همسو با آن ميدانيم و جدائي بين خودمان و نظام قائل نيستيم. امثال اين مراسم و جريانات وجود دارد. ارشاد دارد كار ميكند، تمام فرهنگسراهاي ما كانون شعر و داستان دارند و به مناسبتهاي مختلف مراسم برگزار ميشود. موازيكاري به صرف اين كه انجمن هم كاري كردن فايدهاي ندارد.
تا الان انجمن قلم به اين نتيجه نرسيده است كه جلسات داستانخواني و شعرخواني برگزار كند و تاثيري بر اين كار ببيند. ضمن اينكه افرادي كه در اين گونه جلسات شركت ميكنند امثال ما هستيم در مشهد مراسم برگزار ميشود كتاب بنده نقد ميشود؛ تلويزيون برنامه ميگذارد و از ما دعوت ميشود اما بدون اسم انجمن. جلسات داستان حوزه هنري را من اداره ميكنم ؛ شعر را آقاي براتيپور اداره ميكند كه عضو انجمن است. رئيس كل كانونهاي ادبي حوزه هنري در سراسر كشور آقاي آقا ياري است كه عضو انجمن قلم است.
**حمايت از نويسندگان در دستور كار است
سرشار گفت: انجمن يك مشاور دارد كه اعضا براي مشكلات حقوقي خود به صورت رايگان از مشاوره و كمك فكري اين مشاور بهرهمند ميشوند اگر درحدي هم كه كمك انجمن بتواند موثر باشد هيات مديره دريغي ندارد تا بحال افرادي در غير از موارد صنفي هم استفاده كردند.
**انجمن قلم يك موسسه فرهنگي است نه يك تشكل صنفي!!
عضو هيأت مديره انجمن قلم در پايان گفت: از مشكلات انجمن قلم و ديگر انجمنهاي مشابه نداشتن جايگاه قانوني است. انجمن صرفا به عنوان يك موسسه فرهنگي ثبت شده است نه به عنوان يك تشكل صنفي. كلا نويسندگان و شاعران طبق قوانين نميتوانند تشكل صنفي داشته باشند چون در قانون كار نويسندگي و شاعري هنوز به عنوان شغل به رسميت شناخته نشده است. در دوره هيات مديريت قبلي طرحي به مجلس ارائه كرديم و خواهش كرديم نويسندگي و شاعري را به عنوان شغل در قانون كار به رسميت بشناسد و حتي در كميسيون فرهنگي هم مطرح شد، اما در دوره بعدي هيات مديره كه بنده نبودم كار پيگيري نشد. اين كار بايد انجام شود كه تشكلي داشته باشيم كه هم در وزارت ارشاد ثبت شود هم در وزارت كار.
قدم اول اين است كه نويسندگي و شاعري به عنوان شغل پذيرفته شود. تا اين كار انجام نشود نه ميتوانيم از امكاناتي كه دولت موظف است در اختيار اصناف بگذارد استفاده كنيم نه بعضي كارها را قانونا نميتوانيم انجام بدهيم. مادهاي در قانون است كه حداقل 50 نفر از افرادي كه به آن شغل مشغول هستند نامهاي تنظيم كنند خطاب به وزارت كار و درخواست كنند اين حرفه به عنوان شغل به رسميت بشناسند. اين شروع كار است و مراحل بعدي نيز بايد پيگيري شود.
ارسال نظر