آخرین خبر

  • • تجدید چاپ سه کتاب از محمد رضا سرشار
  • چهارشنبه 17 آذرماه 89

    3_890917_M200.jpg1_890917_M200.jpg2_890917_M200.jpg
    «غريبه‌ها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي‌نژاد»
    سه كتاب از محمدرضا سرشار به چاپ دوم رسيد

    خبرگزاري فارس: چاپ دوم كتاب‌هاي «غريبه‌ها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي‌نژاد» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد

    به گزارش خبرگزاري فارس چاپ دوم كتاب‌هاي «غريبه‌ها»، «جاسوس» و «عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي‌نژاد» توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.
    كتاب «عكس يادگاري با كت دكتر احمدي‌نژاد» خاطرات محمدرضا سرشار از انتخابات مجلس ششم در سال 78 است كه او و دكتر احمدي نژاد هر دو نامزد انتخابات بودند.
    در اين كتاب حضور دكتر احمدي‌نژاد و بسياري از دولتمردان فعلي در اين خاطرات منعكس شده است و پيش از اين در سال 1388 توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده بود و چاپ دوم آن نيز با شمارگان در 2500 نسخه توسط همين ناشر منتشر شده است

    همچنين دو كتاب با عناوين «جاسوس» و «غريبه‌ها» از سري مجموعه كتاب‌هاي «قصه‌هاي انقلاب» نيز توسط سوره تجديد چاپ شده است.
    كتاب «غريبه‌ها» منتخبي از چهار داستان است كه براي گروه سني نوجوان انتخاب شده است و در آن چهار داستان با عناوين «آخر تعزيه» علي‌اكبر والايي، «بسته عجيب» اثر م.تقوا، «شاخه‌هاي شكسته» و «غريبه‌ها» اثر محمدحسين كيانپور منتشر شده است. اين چهار داستان توسط محمدرضا سرشار برگزيده و ويراستاري شده است.

    كتاب «جاسوس» كه كتاب ششم از مجموعه «قصه‌هاي انقلاب» است چهار داستان مخصوص گروه جوان است كه علي آقاغفار، مجيد درخشاني، محمدحسين كيانپور و حسين عبدي داستان‌هاي «اولين نقش من»، «جاسوس»، «مجسمه» و «نقشه» را تاليف كرده‌اند.
    سوره مهر اين دو اثر را در شمارگان 25000نسخه در نوبت دوم چاپ كرده است




آخرين نظرات خوانندگان

  • ولي علائي: با سلام خدمت جناب آقاي سرشار من يكي از علاقه ادامه

آخرين تصاوير

  • ResizeofzohreAshoora.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • 1_890917_M200.jpg
  • 2_890917_M200.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • mohsen-parviz.jpg
  • dastan-yek-ensan.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg
  • mahdi-azar-yazdi.jpg

آخرین کتاب

  • • چاپی دیگر با تصويرگری جديد سرشار همچنان «تشنه ديدار» است
  • كتاب «تشنه ديدار» نوشته محمدرضا سرشار با تصويرگری و ويرايش جديد از سوی انتشارات سوره مهر تجدید چاپ می‌شود.
    به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری به نقل از ستاد خبر انتشارات سوره مهر،«محمدرضا سرشار» درباره تجدید چاپ كتاب «تشنه ديدار» گفت: اين كتاب كه برای نخستين‌بار در سال 60 منتشر شده بود، به عنوان پرتيراژ‌ترين كتاب جدی كودك و نوجوان کشور تا به امروز بوده است.
    نویسنده کتاب «بیعت با بیداری» گفت: اين كتاب برای گروه سنی كودك و نوجوان است که سوره مهر آن را با ويرايش و تصويرگری جديد عرضه خواهد کرد و قرار است از قطع خشتی به قطع وزيری كوتاه تبديل ‌شود.
    سرشار درباره داستان این کتاب گفت: كتاب«تشنه ديدار» روايتی از جنگ برموك، جنگ‌های زمان پيامبر را به تصوير می‌كشد و داستان كتاب به اين شكل است كه پيك مسلمانان از مرز روم از راه رسيده و خبر می‌دهد كه امپراطور روم با لشكری بزرگ برای حمله به مسلمانان تشكيل می‌شود.
    وی ادامه داد: پس از رسيدن اين پيك پيامبر اسلام دستور بسيج عمومی را صادر می‌كند كه از اين پس داستان كتاب روی ابوذر شخصيت مهم داستان متمرکز شده و آماده شدن ابوذر برای مقابله با دشمنان و تجهيز شتر لاغرش را نشان می‌دهد و داستان به اين شكل ادامه پيدا می‌كند.
    سرشار در پایان اظهار کرد: اين كتاب قبلا به زبان انگليسی و در هندوستان نيز به زبان اردو ترجمه و منتشر شده است.


اهل قلم حق طلبند ـ گفتگوي مهم با روزنامه سياست روز درباره انجمن قلم ايران ـ قسمت اول

محمد رضا سرشار در گفت و گو با سیاست روز:
اهل قلم حق طلبند
گروه فرهنگ و ادب روزنامه سیاست روز ـ جایگاه و رسالت قلم در جامعه ما در قیاس با جوامع دیگر قابل مقایسه نیست ، چرا که این رسالت از قداستی برمی آید که قرآن به آن عطا کرده است. انفجار نوری که در جهان با تولد انقلاب اسلامی حادث شد رسالتی بس گران را برای آنانی رقم زد که مفتخر به دریافت نشان ویژه نویسندگی و اهل قلم شدند. این رسالت آنگاه سنگین تر می نماید که جامعه را دربرابر ضد فرهنگ هایی می یابیم که با ارزشهای متفاوت خود ، چالش های جدی را پیش روی ما قرار داده اند. هجوم بی امان این یغماگران فرهنگی بی شک نیاز جامعه ما را به قلمهای متعهد و قلمهایی که در خدمت ایران و اسلام باشند، صد چندان کرده است.
در چنین شرایطی بود که تعدادی از نویسندگان متعهد و خوش ذوق جامعه گرد هم آمدند تا دست در دست یکدیگر و با پیروی از رهنمودهای آن پیر فرزانه طرحی نو در اندازند.
انجمن قلم مجموعه ای از شاعران ، نویسندگان،مترجمان و اندیشمندان اهل قلم را در بر می گیرد که با هدف معرفی آثار و چهره های ارزشمند ادبی و هنری به جامعه گرد هم آمده اند که در حال حاضر این انجمن 200 نفر عضو دارد.
انجمن قلم از بدو تاسیس تاکنون به منظور صیقل زدن برتوانایی هایش مرارت های زیادی را پشت سر گذاشته است که البته باید اعتراف کرد که با وجود تمامی این ناملایمت ها هرگز از خط اصلی خود به معنای واقعی کلمه منحرف و خارج نشده است. کناره گیری محمد رضا سرشار از مسؤلیت خود در این انجمن و بازگشت مجدد وی به عنوان یکی از چهره های شاخص و کلیدی انجمن قلم همواره با پرسش های بسیاری روبرو بوده است. به منظور روشن تر شدن ابهامات موجود مصاحبه ای را با سرشار صورت داده ایم که در ادامه ارائه شده است. لازم به ذکر است که روزنامه آمادگی خود را برای درج نقطه نظرات مختلف دیگر اعضای محترم این انجمن اعلام می دارد.
ضمن تشکر از قبول دعوت ما خواهشمندیم توضیحاتی را پیرامون این موضوع که بعضی از افراد در جاهایی که اساسنامه ساکت است براساس قانون تجارت در مورد فعالیت های انجمن قلم عمل می کنند بفرمائید. آیا این نوع تلقی قابل قبول است
در ابتدا باید عرض کنم که نام صحیح و کامل انجمن«انجمن فرهنگی قلم ایران» است که برای نخستین بار در اداره مجامع فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسید.
این یک نکته. نکته دوم این است که در اولین بند اساسنامه گفته می شود «با رعایت مقررات موضوعه کشوری و ضوابط فرهنگی حاکم بر تاسیس مؤسسات و مراکز فرهنگی ـ هنری»تاسیس می شود. خود اسم «انجمن فرهنگی قلم ایران» به تنهایی هر نوع شبهه ی تجاری بودن این تشکل را از بین می برد. ضمن اینکه این برگه ای که در دست من ملاحظه می کنید، رونوشتِ برابر اصل شده اساسنامه انجمن به ثبت رسیده در سازمان اسناد و املاک کشور ـ اداره کل است. درسر برگ آن ، با حروف چاپی نوشته شده است:«باسمه تعالی تقاضا نامه شرکت های غیر تجاری» اما متأسفانه من هم مثل شما این موضوع را شنیده ام که مواردی در هیأت مدیره فعلی انجمن قلم پیش آمده است که اساسنامه جوابگو نیست و یا نتوانسته اند درست آن موارد را بفهمند ، یا به صرفشان نبوده بفهمند ؛ یکی ، دونفر از اعضای هیأت مدیره ، موضوع را ارجاع داده اند به «قانون تجارت» و شرکت های تجاری. در حالی که این تلقی غلط و غیر قانونی است. هرکس که بخواهد اساسنامه انجمن فرهنگی قلم ایران را با ضوابط شرکت های تجاری مورد تقسیر قرار بدهد کاری خلاف قانون و خلاف اساسنامه انجام داده است.
آبا همین موضوع یکی از موارد مخالفت های شما را با وضعیت فعلی حاکم بر هیأت مدیره انجمن قلم تشکیل می دهد؟
هیأت مدیره فعلی انجمن دارای دو جناح مجزا ، و در بسیاری موارد متضاد و مخالف هم است. یکی از این جناح ها که جمعا سه نفر که هستند و یک نفر چهارم که اخیراً ، این وسط ، در نوسان است ، عامل اصلی مسائل و مشکلات فعلی انجمن از نظر من هستند.
این موضوع به مبنای اعتراض شما باز می گردد ؟
تفسیر به رای اساسنامه توسط این جناح سه نفره، آن هم همیشه در جهت اهداف خود، یکی از مبانی اعتراض من به آنهاست.
انگیزه آنها از این سو تعبیر ها چیست ؟ چه سودی می برند ؟
چند مورد بوده که سودش را برده اند. یک مورد این است که اخیراً بحث هایی در مجمع عمومی پیش آمد که من نمی خواهم به آن بپردازم. وقتی این گروه سه نفره نتوانستند بر مبنای اساسنامه آن را رد کنند ، موضوع را ارجاع دادند به قوانین تجارت و شرکت های تجاری در هیات مدیره فعلی، رئیس هیات مدیره، عملاً خودش را در مقام مدیر عامل این شرکت تجاری (!) می بیند. با همین نگاه ، در موارد قابل توجهی ، راسا و بدون طرح در هیأت مدیره و اطلاع آنان ، اقدام به کارهایی کرده است و می کند که محرزا خلاف اساسنامه و خارج از حیطه اختیارات اوست. تاجایی که در مواردی ، سایراعضا ـ البته جز دو همفکرش ـ به افرادی خنثی وغیر مؤثر تبدیل شده اند.
آیا این تاویل ها که به عنوان «تجاری» و بر می گردد ، به نوعی باعث رو در رویی بین دو طیف نمی شود؟
بخش مهمی از اختلاف ها ، به نوعی تلقی غلط این سه نفر از اساسنامه بر می گردد. در حالی که اگر به فرض هم اساسنامه نارسایی داشته باشند ، باید به موسسه ثبت شرکت ها در بخش شرکت های «غیر تجاری» مراجعه کرد و با راهنمایی آنها رفع اشکال کرد ، نه به تفسیر شخصی و یکجانبه از اساسنامه پرداخت. در کتاب قانون تجارت، در صفحه اولش ، شرکت های تجاری تعریف شده اند؛ که شامل دو ـ سه ویژگی کلی می شوند. اما هیچکدام از آن ویژگی ها شامل انجمن فرهنگی قلم نمی شود.
نتیجه چنین اقداماتی چه می تواند باشد؟
این سوال ها را باید جناح مذکور هیات مدیره فعلی پاسخگوباشد. اما علی الحساب ، استبداد رای ، تفرقه، تشتت ، انحراف انجمن از اهداف اصلی ، مخدوش کردن شأن انجمن در جامعه و شأن هیأت مدیره در میان اعضا، از بارزترین نمود های آن است. که به نظر من ، لطمات جبران ناپذیری به این مجموعه نوپا وارد کرده است و می کند.
چه کسی باید پاسخگوی این اقدامات باشد ؟
خوب در اینجا بازرسان باید به وظیفه خودشان عمل کنند. آنها موظف هستند ماهی یک بار به هیأت مؤسس گزارش بدهند. و در موارد انحراف از قانون و اساسنامه ، بع افراد خاطی در هیات مدیره تذکر بدهند. همچنین وظیفه دارند اگر پی گیری ها و تذکراتشان مفید واقع نشد ، حتی تقاضای انحلال هیأت مدیره را داشته باشند. در حالی که آنها به این وظیفه قانونی خود، عمل نکرده اند. به عکس ، با صحه گذاردن بر این مسائل، چه بخواهند چه نخواهند ، خود را شریک این تخلفات و انحرافات کرده اند.
آیا بازرسان از شرایط موجود ، واقعاً راضی اند ؟
اگر هم راضی باشند ، من فکر می کنم دو مورد اینجا دخیل است: مورد اول به نداشتن آگاهی کافی بازرسان نسبت به وظایف و اختیاراتشان بر می گردد. مورد دوم ، رفاقت و رودربایستی و دوستانه بودن روابط آنها با بعضی از اعضای هیأت مدیره است.
آیا دوستانه برگزار کردن امور تشکیلاتی، سلامت انجمن را به خطر نمی اندازد؟
چرا. بازرسان وظیفه دارند به مجمع عمومی هم گزارش کارخود را بدهند. درحالی که تاکنون آنها در بست همه چیز را تایید کرده اند. این درحالی که قصورشان،به غفلت اعضا منجر می شود. اعضا فکر می کنند بازرسان به دقت ناظر سلامت فعالیت های هیات مدیره اند. در حالی که واقعاً این طور نیست.


آیا شما اعتراضتان را به گوش سایر اعضا رسانده اید ؟
مجمع عمومی یکی از بالاترین مراجع انجمن است. امسال ، مجمع عمومی که تشکیل شد فقط یک نفر برای طرح سؤال و انتقاد ثبت نام کرد، که من بودم. آن هم به عنوان یک عضو ساده و نه عضو مؤسس یا رئیس سابق هیات مدیره فعلی یا رئیس هیات موسس . متأسفانه ، فرصت بیان نقطه نظرات را به من ندادند. به من گفتند دیر شده ، و شما پنج دقیقه صحبت کنید. آن هم زمانی که دیگر دم افطار بود وآن هم حضاری که در بینشان آدم های مسن هم حضور داشتند و بایستی برای افطار و نماز می رفتند. یعنی عملاً فرصت بیان را ازمن گرفتند. در آنجا ، من فقط اظهار داشتم که در گزارش ارائه شده توسط رئیس هیأت مدیره«آن قلت های زیادی» وجود دارد.(جالب اینکه بعداً ، برخی اعضای همین جناح ، به شدت اعتراض کردند که چرا همین را گفته ای!)
آیا شیوه پاسخگویی به این نحو ، عملاً سد کننده راه پرسش و پاسخ در مورد عملکرد هیأت مدیره نیست؟
من حتی پیشنهاد دادم حالا با هر توجیه ، فرصت صحبت کردن به من نمی دهید، من صحبت هایم را به صورت کتبی در خبرنامه ، انجمن، که با تیراژ 300ـ250 نسخه چاب می شود، منعکس کنم. که نماینده آن سه نفر ، با آن هم مخالفت کرد. صریحاً گفت که ما موظف نیستیم مطالب شما را چاپ کنیم! بعد که گفتم در آن صورت، انتشار این مطلب در جاهای دیگر، برای من مشکل نیست، آن اقا گفت: شما بنویسید. ما نگاه می کنیم . اگر تشخیص دادیم قابل چاپ شدن هست ، اجازه چاپ می دهیم. که طبعاً من چنین برخورد تحقیرآمیزی را نمی پذیرم. آن هم در انجمنی که عمده وظایفش در اساسنامه ، دفاع ازآزادی اندیشه و بیان قید شده. یعنی آنها به صراحت ، راه هرگونه انتقاد به عملکرد جناح خود در هیأت مدیره را بسته اند. آن وقت چطور می توان به سلامت عملکرد چنین افرادی اعتماد کرد؟!
آقای سرشار، فکر نمی کنید این مسائل درون تشکیلاتی را باید در خود انجمن حل و فصل کرد و به نشریات عمومی نکشانیم ؟
من ابتدا مصمم بودم که این اشکالات را مستقیماً یه هیأت مدیره بگویم .نشد. بعد به هیأت موسس خواستم بگویم، نشد . آخر سر تصمیم گرفتم در مجمع عمومی بگویم.آن هم نشد. بعد هم دو عضو محذوف انجمن در مقام مسئولان صفحه ادب و هنر دو روزنامه که با پول بیت المال اداره می شوند، به تسویه حساب شخصی با کسانی که در زمان عضویت آنان در هیأت مدیره حذف شده بودند پرداختند؛ ومسائل اخیر انجمن را یک جانبه و تحریف آمیز درآن روزنامه ها مطرح کردند. جناح مذکور در هیأت مدیره نیز ، با یک بیانیه غیر قانونی و بدون اطلاع محرز سه عضو هیأت مدیره جناح مقابلش به جو سازی و انتشار کاذیب پرداخت. طبیعی است وقتی به کسی اتهام وارد می شود ، به رفع شبهه از اذهان خواهد پرداخت . بنابراین ، اگر قضیه به مطبوعات کشیده شده ، عاملش ، خودآن جناح در هیأت مدیره بوده اند؛ که با اصرار و حتی تهدید ، سایت های خبری ومطبوعات را مجبور به درج آن بیانیه غیرقانونی و حاوی موارد کذبشان کرده اند.
آیا پذیرش همین مسایلی که شما داشتید و دارید، در ماهیت انجمن چیزی را تغیر خواهد داد ؟
ببینید! ماهیت انجمن را بعد از اساسنامه ، اعضا و گرایش هایشان شکل می دهد. ما منکر این نیستیم که در انجمن ، گرایش های متفاوتی وجود دارد. اما این را هم من الان معتقد که اکثریت اعضا، آدم هایی حق طلب هستند.
حق طلب اند اما خاموش! این دو با هم سازگاری دارد ؟
اکثر اعضا از حقوق خودشان بی خبرند همین بی خبری. به اضافه زیادی جدی نگرفتن مسایل، باعث سکوتشان می شود. وگرنه ، آگاه بودن ، منجر به پی گیری حقوقشان می شود. درثانی ، آنها حقشان است که بدانند منتخبین آنها چه عملکردی داشته و دارند. اما اینجا ، بازدارندگی جناح مذکور و فرصت حرف زدن ندادن به حتی یک معترض ، باعث تداوم بی اطلاعی اعضا می شود. با کسی در جایگاه من ، که خواهان طرح سئوال بودم ، آنچنان برخوردی داشتند. دیگران که جای خود دارند! منی که لااقل به سه دلیل ، حق طبیعی و حقوقی ام بود که منتقد و پرسشگر باشم وجواب هایم را بگیرم.1ـ به این دلیل که اولین عضو موسس و به گفته خود دوستان، درواقع موسس انجمن بودم ، وبیشترین زحمت را برای انجمن کشیدم 2ـ به این دلیل که از بدو تشکیل انجمن تا همین هیأت مدیره فعلی، با بیشترین آراء، رئیس هیأت مدیره آن بودم. 3ـ از اول «مدیر مسئول» انجمن بودم و هنوز هم در سازمان ثبت شرکت ها ، اسم من به عنوان مدیر مسئول ثبت هست. وقتی به چنین کسی اجازه ارتباط رسمی کلامی یا قلمی با اعضا داده نمی شود ، مگر می شود انتظار داشت که اعضا از حقوقشان آگاه باشند و بدانند چه مقدار از حقوقشان ادا شده و یا ادا نشده است!
با توجه به رفتار هیات مدیره ، آیا شما به شیوه های دیگری برای روشن شدن حقایق دست می زنید ؟ مثل امضا جمع کردن و نظایر آن ، که به اجازه دادن هیات مدیره نیازی ندارد؟ نه خیر. من شیوه امضا جمع کردن را در پیش نخواهم گرفت. اما از هر شیوه مجاز برای آگاهی دادن به اعضا ، استفاده خواهم کرد. وظیفه خودم می دانم علاوه بر اعضا، به آن عده از اهالی فرهنگ و ادب در سطح اجتماعی ، که کارکردهای انجمن برایشان مهم است و به نوعی ازآن متأثر می شوند، یا به انجمن دلبستگی دارند ، آگاهی بدهم. اما نتیجه ، باخداست.
بعضی ها به من تذکر می دهند که در شرایط فعلی ، گفتن این حقایق سودی نخواهد داشت ، بلکه حتی به زیان شما هم تمام خواهد شد. من ، جمله حضرت امام(ره) را به ایشان یادآوری می کنم که باید ادای تکلیف کرد. و نگفتن این حقایق ممکن است بعدها در نظرعده ای نابخشودنی جلوه کند. یعنی بگویند: آقا ، اگر شما از امری آگاهی داشتید، چرا به وظیفه آگاهی بخشی خودتان عمل نکردید؟ من در واقع اتمام حجت می کنم ؛ تا فردا بهانه ای به عنوان ندانستن دست کسی باقی نماند.


فکر نمی کنید دست زدن به بعضی شیوه ها ویا جوابگو نبودن سوال ها به نوعی ادامه آن محفل بازی ها باشد که در مراتب بیرونی به این اشکال بازتاب پیدا می کند؟
در مجامع ادبی ما ، اغلب اوقات ، محفل گرایی وجود داشته . حتی ما به عنوان یک مبحث در مجله " ادبیات داستانی" ، در یک سرمقاله ، به آن پرداختیم . به این مضمون که ، در بعضی جاها ، کسانی منافع محفلی خودشان را به مصالح شرعی و مملکتی هم ترجیح می دهند! من واقعاً در ابعاد مختلف ، درجاهای مختلف ، از این نوع گرایش ها دیده ام. که در انجمن هم ، جدیداً ، درمواردی خودش را نشان می دهد.
فکر نمی کنید کار به جایی برسد که این اختلاف های درون صنفی ، نیازمند این بشود که مسئولی از جای دیگر (مثلاً وزارت ارشاد) به این اختلاف ها پایان بدهد ؟
وزارت ارشاد که نه. ولی اگر منظورتان یک مسئول بیرونی باشد، قاعدتاً تاکنون می بایست اداره ثبت شرکت ها دخالت می کرد. ثبت شرکت ها اصولاً متولی این نوع تشکل هاست. اگرتخلفی اساسنامه ای درآنها مشاهده کند، وظیفه دارد رسماً دخالت کند کما اینکه اخیرا ، سازمان ذیربط دیگری ، انتخابات نماینده مدیر مسئول مطبوعات را باطل اعلام کرد.
منظور امور حقوقی این موضوع نیست ، بلکه تبعات محفلیسم است که به آن اشاره شد
می شد این مساله در هیات موسس البته خارج از حیطه اختیاراتش به نوعی حل بشود، یعنی هیأت موسس مثلاً می توانست به عنوان ریش سفید عمل کند. در حالی که در درون همین هیأت موسس هم ، جناح خاصی وجود دارد ، که در این مورد اخیر، به جای ریش سفیدی به اختلاف ها دامن می زد. بنابراین ، در وضعیت فعلی ، در داخل انجمن ، فقط به مجمع عمومی می توان امیدوار بود؛ که کجتابی ها را اصلاح کند. البته منوط به این امر که مثلاً امسال برگزار شود. هرچند مجمع عمومی عادی ، فقط سالی یکبار برگزار می شود. در این مورد ، البته مسأله مشمول مرور زمان شدن مسائل هم وجود دارد. یعنی چه بسا که یک سال بعد ، حساسیت روی امر دیگری باشد. اولویت های هرزمانی مربوط به خود آن زمان است.
ادامه دارد

1 نظر

با سلام خدمت جناب آقاي سرشار
من يكي از علاقه مندان جنابعالي از استان اردبيل افتخار دارم در سايت شخصي شما ضور يافته از مطالب زيبا و قشنگتان استفاده نمودم
اميدوارم در هر كجا هستيد موفق و مويد باشيد

ارسال نظر