آخرین خبر

  • • سرشار خبر داد: طرح ايجاد رشته‌ي نقد ادبي در وزارت علوم به جريان افتاد
  • جمعه 24 دیماه 89

    1389/10/24
    01-14-2011

    خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

    محمدرضا سرشار با اشاره به آماده‌ كردن طرح ايجاد رشته‌ي دانشگاهي نقد ادبي، از به جريان افتادن آن در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري خبر داد.

    سرشار در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به طراحي رشته‌ي دانشگاهي نقد ادبي در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه‌ي اسلامي گفت: سه سال پيش، طراحي اين رشته‌ آغاز شد كه تحقق آن‌ به حركت رو به جلو داستان در كشور شتاب مي‌بخشد.

    او همچنين افزود: قرار شد به وزارت علوم پيشنهاد بدهيم كه رشته‌ي نقد ادبي با سه گرايش «نقد داستان»، «نقد ادبيات كودكان و نوجوانان» و «نقد شعر» در مقطع كارشناسي ارشد ايجاد شود كه شرح درس‌ها، منابع و جزييات آن را من نوشتم و در جلسات متعددي كه در گروه ادبياتِ انديشه برگزار شد، اين طرح مورد نقد و بررسي قرار گرفت و شكل نهايي آن به وزارت علوم ارائه شد كه بعد از تذكر اصلاحاتي از سوي وزارت علوم، اين اصلاحات انجام و طرح دوباره به وزارت علوم فرستاده شد.

    سرشار در ادامه گفت: بيش از يك‌ سال و نيم از زماني كه اين طرح را دوباره به وزارت علوم فرستاده‌ايم، مي‌گذرد و اكنون با تغييراتي كه در اين وزارتخانه اتفاق افتاده، شنيده شده كه قرار است اين طرح دوباره به جريان بيفتد و اميدواريم بتوانيم اين رشته را وارد عرصه‌ي علوم انساني كنيم.

آخرين تصاوير

  • 16676.jpg
  • ResizeofzohreAshoora.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • 1_890917_M200.jpg
  • 2_890917_M200.jpg
  • 3_890917_M200.jpg
  • mohsen-parviz.jpg
  • dastan-yek-ensan.jpg
  • morteza-avini.jpg
  • mahdi-azar-yazdi0.jpg

آخرین کتاب

  • • "دوستی پردردسر" محمد رضا سرشار منتشر شد

  • 21 دى 1389، ساعت 14:38

    «دوستي پردردسر»؛مجموعه‌ داستان‌ نوجوان،نوشته آنتون چخوف و دیگران به انتخاب،ویراسته و گردانیده محمدرضا سرشار توسط سوره مهر منتشر شد.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، اين كتاب كه 10 داستان از نويسندگان مختلف را شامل مي‌شود، مشتمل بر داستان‌هايي از نويسندگان مختلف است كه بخشي از آنها پيشتر توسط نويسندگان روسي به زبان فارسي ترجمه شده‌اند و سرشار نسبت به بازنويسي آنها اقدام كرده است.

    داستان «خروس» و «شامگاهان در راه» از فاضل اسکندر ،«کیسه توتون مادربزرگ» از اکرم ایلیسلی،«مهمان شبانه» و «چطور خان را ورشکست کردم» از غفور غلام،«مهمانی در روستا» نوشته حسین فخری،«کرکس» نوشته لطیف محمود اف،«آن سوی که باد می وزید» نوشته و.کراپیوین،«پسر بچه ها» نوشته آنتون چخوف و «دوستی پردردسر» نوشته واسیل وتیکا این ده داستان را شامل می شوند.

    «هستم اگر می روم »، « شهری که مردمان آن با زانو راه می روند »، « آنجا که خانه ام نیست » ، « اصیل آباد » ، « اگر بابا بمیرد »، « غیر از خدا هیچکس نبود »، « جایزه » و « سفر به جنوب » عنوان برخی از کتاب های سرشار است که در قالب طرح تجمیع آثار این نویسنده توسط سوره مهر منتشر شده است.

    کتاب «دوستی پردردسر» تولید مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری است که در 143 صفحه،قطع وزیری کوتاه و در تیراژ 2 هزار و 500 نسخه و با قیمت 2 هزار و 400 تومان توسط سوره مهر منتشر شده است.

نگاه محمدرضا سرشار به كارنامه بنياد ادبيات داستاني

خبرگزاري فارس: عضو هيأت امناي بنياد ادبيات داستاني گفت: اين بنياد با داشتن بودجه و شرح وظايف روشن مي‌تواند سهم موثري در رفع مشكلات ادبيات داستاني، به ويژه عرصه نشر آثار نوقلمان داشته باشد.

به گزارش خبرگزاري فارس، بنياد ادبيات داستاني ايرانيان، از بيستم مهر امسال كه محمود سالاري در نامه‌اي به بهمن دري از او خواست تا هيأت امناي جديد را معرفي كند، تقريباً روي آرامش به خود نديده است. يك ماه بعد، يعني بيستم آبان بود كه معاون فرهنگي وزير ارشاد، با اعلام نارضايتي از كارنامه بنياد، ادامه فعاليت آن را زيرمجموعه خانه كتاب تشخيص داد.
محمدرضا سرشار، نويسنده و منتقد ادبيات داستاني، عضو هيأت امناي بنياد در گفت‌وگو با مجله «پنجره» شماره 77 شنبه 25 ديماه، درباره بنياد و عملكرد سه‌ساله آن نكاتي را مطرح كرده است كه سرشار در اين گفت‌وگو مي‌گويد، بنياد ادبيات داستاني، به شكل تخصصي و هدفمند به مقوله ادبيات داستاني در كشور مي‌پردازد و با در اختيار داشتن بودجه و شرح وظايف روشن مي‌تواند سهم موثري در بهبود بخشيدن به مشكلات اين عرصه و به ويژه عرصه نشر آثار نويسندگان نوقلم داشته باشد كه خوشبختانه در اين مدت كوتاه نيز چنين بوده است.

* شما را مي‌شود يكي از افراد دغدغه‌مند در تأسيس بنياد ادبيات داستاني دانست. چه شد كه به اين كار برانگيخته شديد و پذيرفتيد تا در جمع هيأت امناي آن باشيد؟

وضعيت نابسامان جايگاه اجتماعي هنرمندان و ناشناخته ماندن قدر و منزلت حقيقي آنها در كشور مساله‌اي نيست كه از ديد آگاهان و صاحبنظران پنهان باشد. تقريباً همگي بر اين نكته اذعان دارند كه وضعيت فعلي اهالي قلم درخور كشوري با پيشينه و سابقه فرهنگي ايران نيست و بهبود بخشيدن به چنين وضعيتي از اهم مسئوليت‌هاي فرهنگي تصميم‌گيران و نيز نويسندگان است. اما شايد در اين زمينه وظيفه اصلي بر عهده مديران فرهنگي كشور باشد كه بالطبع از امكانات و لوازم كافي براي اين كار برخوردارند؛ ضمن آنكه اساسا شأن وجودي آنها اقتضا مي‌كند كه به طور جدّ در اين زمينه كوشا باشند. شايد ديگر لازم به تكرار نباشد كه در موقعيت كنوني ، یکی از چيزهایي كه موجب دلگرمي و اشتياق نويسندگان براي ادامه فعاليت‌هايشان مي‌شود، احترام اجتماعي و قدرداني معنوي مردم است كه در اين زمينه هم هنوز با كاستي‌هاي فراواني رو در رو هستيم و جامعه چنانكه بايد و شايد با شآن و جايگاه نويسندگان آشنا نيست. لازم است كه مسئولان و مديران ذيربط با استفاده از ابزارهاي متنوع و كارآمد در اين زمينه فرهنگ‌سازي كنند تا ظرفيت‌هاي اجتماعي نويسندگان بيش از پيش در راستاي اهداف متعالي كشور و نظام فعال شود. فكر مي‌كنم كه بنياد ادبيات داستاني در راستاي تحقق چنين اهدافي بود كه پا به عرصه وجود گذاشت. ايده تاسيس اين نهاد هم براي نخستين بار از سوي دكتر محسن پرويز ارائه شد و به گمان من انگيزه نهايي او، توصيه‌هاي مقام معظم رهبري در نخستين ديدار هيات دولت نهم با ايشان بود كه آقا در آنجا به صفارهرندي، وزير وقت ارشاد تاكيد كردند كه به ادبيات داستاني بهاي بيشتري داده شود. شايد همين توصيه رهبر انقلاب در انتخاب آقاي پرويز به سمت معاونت امور فرهنگي وزارت ارشاد هم بي‌تاثير نبود؛ چه او علاوه بر زمينه اصلي فعاليت‌هايش در دانشكده علوم پزشكي، نويسنده و منتقد ادبي مقبولي هم به شمار مي‌آيد.

* اما قبل‌تر، مراكز ديگري براي اعتلاي ادبيات داستاني وجود داشت.

بله. تا پيش از تاسيس بنياد ادبيات داستاني، مركزي موسوم به دفتر مطالعات و تحقيقات ادبيات داستاني در دل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فعاليت مي‌كرد كه دامنه محدود فعاليت‌هاي آن پاسخگوي تمام نيازهاي متعدد كشور در زمينه ادبيات داستاني نبود؛ جدا از آن كه غالب مسئولان اين مركز فرهنگي، اساساً آشنايي درستي با حيطه ادبيات داستاني نداشتند و اگر گاهي به لحاظ قانوني و حقوقي هم مانع و مشكلي در ميان نبود، ناآگاهي و عدم شناخت كافي مسئولان مانع بروز و ظهور فعاليت‌هاي اثرگذار و تحول‌آفرين در زمينه ادبيات داستاني كشور مي‌شد. بنابراين ضرورت شكل گيري نهادي نظير بنياد ادبيات داستاني كشور قابل انكار نبود.

* يعني قائل به جلوگيري از موازي‌كاري در ميان نهادهاي حامي ادبيات داستاني نيستيد؟ حتي جايي مثل انجمن قلم هم به حمايت از توليدات داستاني مي‌پردازد.

از نظر ذاتي و محتوايي، اين مجموعه با ساير نهادهاي موجود از قبيل انجمن قلم ايران كه در حال حاضر در زمينه ادبيات در كشور فعاليت مي‌كند، هم‌پوشاني ندارد و به نوعي مكمل و مقوم آن به شمار مي‌آيد؛ چون بنياد ادبيات داستاني علاوه بر بعد ارشادي و هدايتي، توان و وظيفه پرداختن به امور اجرايي را نيز دارد كه شايد اين اساسي‌ترين وجه مميزه آن با ساير مراكز به ظاهر مشابه باشد. به ياد داشته باشيم كه انجمن قلم، يك تشكل صنفي ـ فرهنگي است كه از اساس با اين قصد و انگيزه تشكيل شده است كه مركزي براي تجميع مترجمان، شاعران، نويسندگان و قلمزنان عرصه علوم انساني باشد تا با همكاري آنها زمينه تعالي مسائل فرهنگي و قلمي در كشور ايجاد شود. پس در يك نگاه كلي دامنه فعاليت‌هاي انجمن قلم از بنياد ادبيات داستاني گسترده‌تر است و تقريباً تمام زمينه‌هاي مرتبط با علوم انساني را در بر مي‌گيرد؛ ضمن آنكه اين انجمن رديف بودجه مشخص يا امتياز خاصي از سوي مراكز و نهادهاي دولتي ندارد و به همين سبب هم نمي‌تواند در زمينه كارهاي اجرايي فعاليت مشخصي داشته باشد و تنها كاركرد معنوي و هدايتي دارد. اما در مقابل، بنياد ادبيات داستاني علاوه بر آنكه به طور تخصصي و هدفمند به مقوله ادبيات داستاني در كشور مي‌پردازد با در اختيار داشتن بودجه و شرح وظايف روشن مي‌تواند سهم موثري در بهبود بخشيدن به مشكلات اين عرصه و بالاخص عرصه نشر آثار نويسندگان نوقلم داشته باشد كه در اين مدت نيز کوشیده است در این مسیر گام بردارد. اميدوارم كه در آينده نيز با قوت و جديت بيشتري دنبال شود و با برطرف شدن موانع موجود، نگاه فراگيرتري نسبت به حوزه ادبيات متعهد و مشكلات آن حاصل شود.

* شما همواره از ضعف و نقص مشهود در عرصه آسيب‌شناسي فعاليت‌هاي ادبي سخن گفته‌ايد. آيا بنياد ادبيات داستاني اين توان را ندارد كه به عرصه مورد نظر وارد شود؟

بله، بارها گفته‌ام كه جاي شگفتي است كه پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب، هنوز يك كتاب تاريخ ادبيات علمي كه در فضايي به دور از غرض‌ورزي‌هاي رايج به تحليل بي‌طرفانه ادبيات انقلاب و دفاع مقدس پرداخته باشد، نداريم و همچنان در اين زمينه با فقر جدي منابع نظري مكتوب مواجه هستيم. بديهي است كه آسيب‌شناسي فرهنگي، غالباً حاصل كوشش‌هاي جمعي نيست، بلكه افراد به طور انفرادي اين پژوهش‌ها را انجام مي‌دهند، اما در عين حال لازم است كه اين قبيل فعاليت‌هاي تحقيقاتي سنگين از سوي مراجع و منابع دولتي پشتيباني و حمايت شوند و اينجاست كه نقش و وظيفه نهادي چون بنياد ادبيات داستاني برجسته‌تر مي‌شود.

* آيا ضرورت پرداختن به اين مساله در بنياد ادبيات داستاني درك و طرح شده است؟

پاسخ صريح من به اين پرسش، مثبت است، اما بايد اين را هم اضافه كنم كه هنوز بنياد، اقدامي در اين زمينه صورت نداده است و شايد بر طرف ساختن اين مشكل، سال‌ها در كشور طول بكشد؛ چون هنوز نقد ادبي در ايران با معناي صحيح و صريح خودش فاصله دارد و درگير رودربايستي و ملاحظات دست و پاگير ديگري است كه موجب فقدان نقد پيشرو در ايران مي‌شود. اين حرف‌ها و گلايه‌ها به معناي ترسيم نوعي چشم‌انداز براي آينده بنياد ادبيات داستاني كشور است كه متاسفانه اين روزها درگير حواشي و مشكلات نادلپسندي شده است.

ارسال نظر