اين نويسنده و منتقد ادبي همزمان با هفتهي كتاب در گفتوگو با خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي جايگاه كتاب در ايران و ميزان مطالعهي مردم، عنوان كرد: اين مقدار شمارگان كتاب براي ملتي با اين سابقهي فرهنگي كهن و ميزان باسوادانش كه سطحشان نسبت به كشورهاي مشابه و قبل از انقلاب بالا رفته است، خيلي مطلوب نيست. اما معضل مطالعه مختص كشور ما نيست. كساني كه در جاهايي مثل آمريكا و انگلستان بودهاند، ميگويند در آن كشورها هم كتابهاي جدي و ارزشمند شمارگان بالايي ندارند.
او با اشاره به ترجمهي برخي آثار فارسيزبان به زبان انگليسي توسط پال اسپراكمن، اظهار كرد: اسپراكمن ميگفت كه سطح مطالعه در ايران نسبت به آمريكا خيلي بالاتر است و ميگفت جوانان آمريكايي اصلا مطالعه نميكنند و تيراژ كتابهاي جدي براي كشوري با 250 ميليون نفر جمعيت، بيشتر از پنجهزار نسخه نيست. يا حتا محمود كيانوش كه سالهاست در انگلستان ساكن است، معتقد است، آنجا كتابهاي عامهپسند پرفروشترند تا كتابهاي جدي. در كشور ما هم كتابهاي عامهپسند پرفروشاند و به چاپهاي بالا ميرسند؛ اما جزو كتابهاي سبك هستند.
سرشار افزود: بايد كمي هم به كيفيت فكر كنيم. سلايق كتابخوانها جهت داده شود و بالا برود تا آثار ارزشمندتر خوانده شوند.
او همچنين عنوان كرد: امروز رايانه بخشي از مطالعات مردم را تشكيل ميدهد و اتفاقا بايد به لحاظ آماري، جزو مطالعه محسوب شود. ديگر اينكه اگر كيفيت كتابها بالا نيست، تقصير را نبايد به گردن مطالعهكنندگان انداخت؛ مترجمان، مؤلفان و ناشران تقصير دارند. ما كه خود نويسنده و اهل قلم هستيم، از هر 100 كتاب رغبت نميكنيم فصلي را بخوانيم. كتابسازي به وفور رايج شده است، ترجمهها و تأليفهاي تكراري، مضامين مشابه با عناوين و آب و رنگهاي مختلف كه مخاطب را فريب ميدهد، افزايش يافته و كارهايي كه به نظر ميرسد نويسنده زحمتي برايش نكشيده و نوعي بياحترامي به مخاطب است، زياد شده است. در حوزهي ادبيات، داستانها و شعرهاي ضعيف مخاطب را دلزده ميكنند.
اين داستاننويس در ادامه با اشاره به فعاليت انتشارات سورهي مهر توضيح داد: در عرصهي كتاب به قدري از آثار اين مؤسسه استقبال ميشود كه ميگويد در اين شرايط نميتواند جوابگوي مشتريان باشد و سرمايه و چاپخانهشان كفاف درخواستها را نميدهد. اينها نشان ميدهد به جاي اينكه فقط دنبال مشكل در دولت يا مردم و كتابخوانها يا كتابنخوانها بگرديم، دنبال اشكالات در مؤلفان و بخصوص ناشران هم بگرديم؛ پس مشكل از مخاطب نيست.
او در ادامه گفت: عرضهي كتاب، روش توزيع و انتشار آن از زمان ورود صنعت چاپ به ايران تا به امروز تغيير چنداني نكرده است و نيامدهايم ابتكارات جديدي در اين عرصه به خرج دهيم. نشر سورهي مهر در اين زمينه تجديدنظر كرده است و اگر اين روش از قبيل نحوهي عرضه و نوع محصول به لحاظ تنوع و توزيع آن در كشور به صورت نهضتي فراگير درآيد، بسيار مطلوب است.
سرشار با اشاره به نقش دولت در زمينهي كتابخواني متذكر شد: موافق نيستم كه در ريشهيابي همهي مشكلات، زود همه چيز را در كمكاري يا بدكاري دولت جستوجو كنيم و از او راهحل بخواهيم؛ مثل يك بچهي لوس. صنعت نشر ما آزاد است. ناشران تا چند سال پيش گله ميكردند كه يارانهي مستقيم باعث فساد است و درست هم ميگفتند و حالا اين يارانه از صورت مستقيم به غيرمستقيم تغيير يافته است. دولت مرتب خريد كتاب باارزش دارد. دولت وظيفهاش اين است كه كتابخانههاي عمومي را تعميم دهد و هر شهري بايد يك كتابخانهي مادر داشته باشد.
او همچنين عنوان كرد: ما بايد كتاب را در دسترس افراد قرار دهيم. كتاب چيزي مثل حليم است كه جزو قوت لايموت روزانه نيست. احساس نياز مردم به كتاب، احساس نياز به يك قوت لايموت نيست؛ ولي همين مردم اگر كتاب دم دستشان باشد يا كتابفروشي يا كتابخانهاي در محل زندگيشان، در طول هفته بالأخره يك روز به آنجا سر ميزنند. سياست دولت ما در گسترش كتابخانهها بايد به سمت ايجاد كتابخانههاي كوچك و متعدد باشد. ژاپن تجربهي خوبي در اين كار دارد كه در كنار فضاهاي مختلف، فضايي هم به كتابخانه اختصاص داده است. ما كتاب را ميخريم و در كتابخانهها حبس ميكنيم؛ در حاليكه كتابهاي كتابخانهها پيوسته بايد نو شوند. مخاطبي كه هربار ميرود، وقتي كتاب قبلي را ببيند، به خواندن رغبت نميكند.
او در ادامه با بيان اينكه وقتي حركتي مردمي - دولتي شد، درست ميشود، عنوان كرد: بايد از سمت كتابخانههاي متمركز، بزرگ و پرهزينه به سمت احداث كتابخانههاي كوچك و كمهزينه با مشاركت مردم حركت كنيم و كتاب را به در خانهي مردم ببريم؛ از آنها انتظار نداشته باشيم كه بيايند. از تلويزيون هم در مورد كوتاهي كه در امر معرفي كتاب دارد، گله دارم. بارها وعده داده است؛ اما بعد از آن چيزي نديدهايم. هزينهي پست كتاب و مطبوعات هم بايد برخودار از تخفیف قابل توجه باشد..