آخرین خبر

  • • حمدرضا سرشار بر سر سفره خدا صدای آشنای دهه شصت و هفتاد میهمان برنامه سر سفره خدا خواهد شد.
  • یکشنبه 28 خردادماه 96

    به گزارش بولتن نیوز از روابط عمومی شبکه کودک سیما، محمد رضا سرشار نویسنده و قصه گوی محبوب قصه های ظهر جمعه در سحرگاه سه شنبه هجدهم رمضان مهمان برنامه سحرگاهی شبکه کودک سیما می شود.

    محمد رضا سرشار در دوران پیش از انقلاب اسلامی و قبل از زندانی شدن توسط رژیم ستم شاهی چهار کتاب داستان تالیف کرد و در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی حدود ۱۴۰ عنوان کتاب دیگر از وی، در قالب داستان، پژوهش، نقد و مباحث نظری ادبی، به شکل تألیف یا ترجمه برای کودکان و نوجوانان و بزرگسالان منتشر شد.

    آثار سرشار تاکنون، دست کم ۳۶ جایزه را در سطح کشور به خود اختصاص داده و برخی از آنها، در داخل و خارج کشور، به زبان های عربی، ترکی استانبولی، ترکمنی، روسی، انگلیسی و اردو، ترجمه شده‌است.

    علیرغم همه این فعالیتها و کارنامه درخشان ادبی، چیزی که استاد رهگذر را به بخشی از خاطرات مشترک ملت ایران تبدیل کرده است طنین صدای گرم او در ۲۴ سال گویندگی «قصه ظهر جمعه» شبکه سراسری رادیو است. گویی هنوز در میانه آن آهنگ دلنشین و فراموش نشدنی زمزمه می کند:«... و اما راویان آثار و ناقلان اخبار و طوطیان شیرین سخن شکر شکن سربازار معانی این چنین روایت کرده اند که ...

    برنامه سر سفره خدا برنامه سحرگاهی شبکه کودک سیما برای روزه اولی هاست که در حال و هوایی پرنشاط و کوکانه هر شب از ساعت سه بامداد الی چهار و سی دقیقه به صورت زنده تقدیم کودکان ایرانی می گردد.

آخرین کتاب

  • • آخرین اثر محمدرضا سرشار در بازار کتاب/ روایتی جدید از انقلاب اسلامی
  • شناسه خبر: 1416289 سرویس: فرهنگی

    سرشار
    مجموعه «داستان انقلاب» به کوشش محمدرضا سرشار از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شد.

    به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، مجموعه‌ «داستان‌ انقلاب» به کوشش محمدرضا سرشار(رهگذر) برای گروه سنی نوجوانان روانه بازار کتاب شد. موضوع داستان‌های این مجموعه که از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده، در حوزه انقلاب اسلامی است. نویسنده کوشیده تا با در نظر گرفتن مخاطب امروز و مقتضیات روز، داستان‌هایی را با حال و هوای انقلاب 57 برای نوجوان امروز روایت کند.

    رهگذر که نامش با قصه‌های ظهر جمعه گره خورده، این‌بار گزیده‌ای از بهترین‌ داستان‌های نویسندگان مختلف را در این مجموعه گردآوری کرده است. «نوشته روی دیوار»، «همه گفتند مرگ بر شاه»، «امام می‌آمد»، «به دنبال پدر» و «پای تخته سیاه» عناوین این مجموعه‌اند.

    در این اثر داستان‌هایی از داود غفارزادگان، مجید درخشانی، محمدرضا سرشار، مریم جمشیدی، ابراهیم حسن‌بیگی، محمدرضا بایرامی، مصطفی خرامان، خسرو آقایاری، بهمن پگاه راد و... گردآوری و عرضه شده است.

    در بخش‌هایی از داستان «تفنگ»، نوشته محمدرضا بایرامی به عنوان یکی از داستان‌های مندرج در این اثر می‌خوانیم:

    «نمی‌توانم جلو خودم را بگیرم. لباس‌هایم را می‌پوشم. کلاه کشی‌ام را می‌گذارم سرم. می‌آیم بیرون، و یواشکی می‌افتم دنبالشان. امّا هنوز چیزی نرفته‌اند که نمی‌دانم چطور می‌شود که داداش برمی‌گردد عقب. می‌خواهم خودم را جایی قایم کنم. ولی دیگر دیر شده است. داداش، از همان دور داد می‌زند: «ای ناکس! باز هم که داری زاغ سیاه مرا چوب می‌زنی!»

    این بار، به خلاف همیشه، اصلاً عصبانی نیست. همین هم، بِهِ من جرئت می‌دهد که خودم را برسانم بهشان و بپرسم: «کجا می‌روید؟»

    داداش می‌گوید: «مسجد!»

    می‌پرسم: «مسجد؟! مسجد برای چه؟»

    می‌گوید: «برای تحویل دادنِ اسلحه. امام گفته که هر کسی اسلحه دارد، تحویل بدهد.»


یک قدم در روز قلم تا ادبیات مطلوب

میزگرد ایرنا به مناسبت فرارسیدن 14 تیر روز قلم؛

تهران - ایرنا - چند نویسنده و منتقد ادبیات در روز قلم در میزگردی به میزبانی خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) از مشکلات نویسندگی و فاصله ادبیات امروز تا ادبیات مطلوب سخن گفتند و این که چرا هنوز نویسندگی در جامعه ما شغل محسوب نمی شود.

گرچه امروز سه شنبه چهاردهم تیر ماه در تقویم رسمی کشور روز قلم نام گرفته، ولی می توان گفت تمام سال برای آنان که همواره دغدغه نوشتن دارند و وظیفه خود را روشن نگه داشتن افکار عمومی جامعه می دانند، روز قلم است. 
شاید درد دل های اهالی قلم و ادبیات بسیار باشد ولی بسیاری از آنان همچون شمع می سوزند و دنیای پیرامون خود را روشن می کنند تا از افتادن دیگران در چاله های جهل و گمراهی جلوگیری کنند و همواره در تلاشند تا گام های برداشته شده به سوی جامعه مطلوب فرهنگی و انقلابی را شتاب بخشند. 
خبرگزاری جمهوری اسلامی به مناسبت این روز میزگردی با موضوع «نویسندگان و سوژه های تکراری» برپا کرد و فرصت را مغتنم شمرد تا صحبت های نویسندگانی همچون محمدرضا سرشار، احمد شاکری و محمدرضا اصلانی را چراغ راه مشتاقان و علاقه مندان این حوزه نماید. 

** سوژه های واحد با نگارش متفاوت 
محمدرضا سرشار با بیان اینکه افراد مختلف می توانند درباره یک سوژه واحد دست به قلم شوند، گفت: انقلاب اسلامی و‌ دفاع مقدس از جمله موضوع هایی هستند که نویسندگان می توانند بطور مشترک به آن بپردازند به شرط آنکه خلاقیت خود را در نگارش آن بکار گیرند تا نوشته ها تکراری و کپی نباشد. 
وی با بیان اینکه نگاه هر نویسنده به یک تحول اجتماعی و یا یک رخداد متفاوت است، افزود: نوشتن درباره یک موضوع مشخص توسط چند نویسنده اشکال ندارد به شرط اینکه آثار یک شکل و نوشته شده از روی دست یکدیگر نباشد. بنابراین می توان از یک واقعه واحد، دهها اثر هنری خلق کرد. 
به گفته نویسنده کتاب «ادبیات داستانی ایران، پس از انقلاب اسلامی»، تکرار از جایی ایجاد می شود که افراد فاقد خلاقیت دست به قلم شوند. 
سرشار با بیان اینکه استفاده از سوژه های تکراری اقتضای هر جامعه ای است، ادامه داد: نویسندگانی که درباره سوژه های تکراری می نویسند، طبعا نمره خلاقیت کمتری کسب می کنند هرچند با این کار، اصل اثری را که از روی آن کپی کرده اند، زیر سوال می برند. زیرا تشخیص این مطلب برای مخاطب دشوار است که کدام اثر ابتدا نوشته شده است. 

** تبدیل برخی داستان ها به فیلم 
این داستان نویس و پژوهشگر درباره تبدیل برخی داستان ها به فیلم اظهار داشت: هر داستانی لزوما قابلیت تبدیل به فیلم را ندارد. زیرا بسیاری از آثار فقط به کار خواندن می آید؛ هرچند تعداد قابل توجهی از کتاب های کودک و نوجوان من قابلیت تبدیل به فیلم را دارا هستند کما اینکه با سرقت سینمایی و ادبی برخی از آنها تبدیل به فیلم شده بدون اینکه قراردادی بسته شود. 
سرشار فقر تجربه از زندگی را یکی از دلایل پرداختن به سوژه های تکراری دانست و گفت: توجه خانواده ها برای تربیت فرزندان بعد از انقلاب یک دستگی و شباهت ظاهری را زیاد کرده است. به عنوان مثال همه مایل هستند فرزندانشان به مدارس مذهبی رفته و در شرایطی به اصطلاح پاستوریزه زندگی کنند، هرچند در دوران دانشگاه این مراقبت ها کاهش می یابد. 
وی با بیان اینکه این مساله باعث شده با نسلی از نویسندگان روبرو باشیم که تجربه چندانی از زندگی ندارند و همه دارای زندگی مشابه هستند، خاطر نشان کرد: در این میان عده ای از نویسندگان موفق شدند تجربیات خود از دوره هشت سال دفاع مقدس را به صورت خاطره و داستان به رشته تحریر درآورند و به همین دلیل می بینیم که عده ای یا فقط درباره جبهه می نویسند و یا اگر درباره موضوع دیگری بنویسند، موفق نیستند. چون تنها تجربه متفاوت زندگی آنها، جبهه است. 
نویسنده کتاب «پیامبری که دوست بچه ها بود» اظهار داشت: این مسائل باعث فقر آثار می شود و یکی از کارهای مهم هنرمند، بیان احساسات نو است. بنابراین کسی که این احساسات را تجربه کرده باشد به خوبی می تواند آنها را بیان کند. 

** نویسندگان خود را به دل خطر اندازند 
سرشار با بیان اینکه در غرب نویسندگان در مقطعی خود را به دل خطر می انداختند تا تجربه ای جدید کسب کنند، افزود: ارنست همینگوی نویسنده آمریکایی برای نوشتن آثار خود تجربیات زیادی را کسب کرد تا جایی که در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس شد و سفرهای بسیاری به آفریقا و اسپانیا و دیگر مناطق جهان داشت تا بتواند ماجراهای جدیدی را تجربه کند. 
رییس انجمن قلم ایران اظهار داشت: هنرمند و نویسنده باید دارای شرایط اولیه باشد. زیرا دستمایه ای غنی و قوی برای نوشتن و خلق اثر توسط وی ایجاد می شود. مانند فردی معلول و یا کسی که در خانواده ای ناهنجار متولد می شود. 
وی با بیان اینکه با پشت میز نشستن نمی توان نویسنده شد، گفت: خدا انسان را به سیر در انفس و آفاق دعوت می کند. یعنی باید این دو همراه هم باشد. بنابراین نویسنده نیاز به تجربه زیستی برای نوشتن دارد، هر چند توصیه نمی شود برای نویسنده شدن دست به هرکاری زد. 
نویسنده کتاب «راه های علاقه مند کردن کودکان به مطالعه» افزود: نویسنده برای نوشتن نیاز به تفکر، مطالعه، سلوک مادی و معنوی دارد. 

** چرا نویسندگی شغل نیست؟ 
این منتقد ادبی گفت: در دهه 80 طرحی به مجلس شورای اسلامی ارائه شد تا در قانون کار نویسندگی و شاعری شغل محسوب شود. یک بار هم در کمیسیون فرهنگی مجلس به نمایندگی از انجمن قلم ایران حاضر شدیم و توضیحاتی را در این باره ارائه کردیم اما با تغییر مجلس و تغییر هیات مدیره انجمن قلم ایران، این کار مسکوت ماند. 
وی اضافه کرد: برای اینکه نویسندگی و شاعری یک شغل به حساب آید، لازم است که این امر، قانونی شود و بعد وزارت کار آن را به عنوان یک ردیف شغلی لحاظ کند. البته معنی این کار این نیست که بار مالی به دولت تحمیل شود. 
سرشار افزود: موسسات خاصی مانند صدا وسیما، حوزه هنری و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از نویسنده استفاده می کنند در حالیکه ردیف شغلی با این عنوان ندارند و این افراد با عناوین اجرایی ، سرگرم نوشتن هستند. 
وی با بیان اینکه در صورت قانونی شدن این مساله، نویسندگان با فراغ بال بیشتری به کار خود می پردازند، ادامه داد: چرا باید روزنامه نگاری و بازیگری شغل باشد اما نویسندگی و شعر گفتن شغل محسوب نشود؟ در حال حاضر همه رشته های هنری اعم از مجسمه سازی و آینه کاری شغل است اما تنها حرفه ای که در حوزه هنری شغل به حساب نمی آید، نویسندگی و شاعری است. 
به گفته وی، به همین سبب انجمن قلم ایران از نظر قانونی نمی تواند یک تشکل صنفی باشد و اگر با هر عنوان دیگری نیز تشکیل شود، باز هم تشکل صنفی نیست. چون این حرفه ها به عنوان شغل شناخته نشده است. 
این نویسنده حوزه کودک و نوجوان اظهار کرد: از آنجا که انجمن قلم ایران تشکل صنفی نیست، نمی تواند بودجه ای را که دولت هر سال به تشکل های صنفی می پردازد، دریافت و در محافل مختلف از حقوق صنفی اعضا دفاع کند. 

** نویسنده باید تمام وقت بنویسد 
سرشار لازمه رونق ادبیات را توجه به این نکته دانست که هنرمند تمام وقت به این کار بپردازد و گفت: برخی غربی ها معتقدند نویسنده باید یک کار سبک داشته باشد و ارتباط خود با جامعه را حفظ کند تا بتواند تجربه کسب کند. زیرا در صورتی که اندوخته ای نداشته باشد،‌ مجبور است توقفی کند تا تجربه کسب کرده و به نوشتن ادامه دهد. 
رئیس انجمن قلم ایران تصریح کرد: نویسندگان ما از نظر محتوایی و حجم آثار، قابل مقایسه با نویسندگان حرفه ای غرب نیستند و دارای کارنامه کم حجمی هستند. چون تفننی به نوشتن می پردازند. 
به گفته وی، نویسنده نباید دارای پست و مسئولیتی باشد تا بتواند بیشترین وقت خود را به نوشتن اختصاص دهد؛ هرچند لازمه این کار، برخورداری از حداقل معیشت است. 

** تیراژ کتاب در ایران شرم آور است 
این پژوهشگر و منتقد ادبی با بیان اینکه در غرب یک اثر به زبان های مختلف ترجمه می شود، اضافه کرد: در ایران معمولا اثری به زبان دیگری ترجمه نمی شود و برای آن تعداد کمی هم که ترجمه می شوند، حق التالیفی به نویسنده پرداخت نمی شود. 
وی با انتقاد از شمارگان کتاب در ایران، آن را برای یک نویسنده شرم آور دانست و گفت: در صورتی که به این شیوه پیش برویم، به جز تعداد اندکی، اثر جدی خلق نخواهند کرد و این مساله منجر به کتاب سازی و سفارشی نوشتن می شود که برای ادبیات یک کشور افت است. 
سرشار بالاترین تیراژ کتاب در ایران را 2 هزار و 200 نسخه عنوان و اضافه کرد: باید نویسندگان و مسئولان دنبال راهکاری برای این مساله باشند زیرا با این وضع اگرجلو رویم، امیدی به آینده ادبیات داستانی کشور نیست. 

** فاصله بسیاری تا ادبیات مطلوب داریم 
احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در این میزگرد گفت: شاید ادبیات ما از آن جهت که یک فن ترجمه ای و وارداتی است همواره تلاش کرده تکنیک و تعالیم غرب را تکرار کند که البته ادبیات غرب نوآوری هایی داشتند و تفاوت هایی را لحاظ کردند ولی تکرار از یک جهت سایه سنگینی را بر ادبیات ما می گستراند و منظور، تکرار در کلیت ادبیات است که متعلق های متفاوتی دارد. 
وی افزود: یکی از اهداف ادبیات انقلاب این بود که از تکرار و دنباله روی و نگاه ترجمه ای به ادبیات غرب رها شود و ادبیات مقصود و مطلوب خود را پدید آورد که برخی نظریه پردازی کردند و از جمله آقای سرشار کتاب ها و مقالاتی را درباره فلسفه و چیستی ادبیات انقلاب نوشتند. 
شاکری اضافه کرد: اگر سوژه را که موضوع این میزگرد است، به معنای عام بگیریم باید بگوییم سوژه های تکراری به معنای بی ارزش بودن اثر نیست. البته در حوزه ادبیات، سطوح و لایه ها و ارکان می تواند متعلق تکرار باشد ولی باید توجه داشته باشیم آنچه در واقعیت ادبیات ما مطرح است این است که فاصله زیادی تا ادبیات مطلوب داریم. 
نویسنده کتاب «انجمن مخفی» درباره موضوع میزگرد گفت: درباره موضوع «سو‍ژه» کتاب های بسیاری نوشته شده و آقای سرشار نیز کتابی به نام سلول بنیادین داستان دارد و درباره این واژه به تفصیل صحبت کرده و راه های کشف آن و تفاوت اصطلاحات و کارکرد سوژه در اثر هنری را مطرح کرده است. 
وی افزود: بنده نیز کتابی به نام «فلسفه ایده اولیه» را برای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تالیف کرده ام که نگاهی فلسفی و چیستی شناسانه درباره ایده است. 
شاکری عنوان سوژه را یک عنوان ذومراتب و لغزنده دانست و گفت: زمانی که در حوزه ادبیات کلماتی همچون سوژه، ایده، ایده اولیه، فکر اولیه، سلول بنیادین یا مایه داستان به کار می رود باید با آرای اهل نظر از جهت جرقه اولیه ای که به ذهن نویسنده می رسد، تفاوت قائل شد. چون برخی صاحبنظران آن را یک الهام و همچنین «حالی» می دانند که نویسنده را به نوشتن وامی دارد. 
وی افزود: برخی نیز سوژه را به قصه داستان اطلاق می کنند که شامل یک مجموعه ساختاربندی شده و کلیت منظم و واجد ارکان می شود ولی به نظرم باید در این زمینه تفکیک قائل شد. چون بحث سوژه در اینجا به معنای عام آن است و از نظر تخصصی مورد بررسی قرار نمی گیرد. یعنی گستره وسیعی را دربر می گیرد که با موضوع، مضمون، موقعیت، ‌شخصیت و قصه داستان متفاوت است. 
این منتقد ادبی درباره تکرار سوژه گفت: پیش فرض در ادبیات داستانی این است که سوژه تکراری آسیب زننده به هنر و به ویژه ادبیات است و نکته مهم این است که آیا غایت ادبیات نوآوری است و آیا هر نوع تکراری مانع نوآوری است و در مجموع مراد از تکرار چیست؟ 

** تکراری بودن همیشه بی ارزش نیست 
وی افزود: همواره تکراری بودن به معنای بی ارزش بودن اثر هنری نیست و تکرار در هر سطحی به معنای اخطار به ارزش ها نیست. همچنین اگر تمرکز را در مقابل نوآوری قرار دهیم، نمی توان از تکرار به عنوان تنها آسیب برای سوژه یاد کرد. چون تکرار را می توان در همه ارکان و مراتب داستان همچون مضامین تکراری، درون مایه های تکراری و شخصیت پردازی تکراری به عنوان آسیب درنظر گرفت. 
شاکری آسیب تکرار را در ادبیات یک مساله جدی دانست و گفت:‌ البته نوآوری همیشه مطلوب نیست و مطلق تکرار نیز بد نیست و لذا باید دید نوآوری و تکرار چه تناسبی با اهداف انقلاب ما داشته است. مانند ادبیات دفاع مقدس که مبتنی بر ایثار و باور به ارزش ها و مبتنی بر ایمان بود ولی برخی انتقاد می کردند که چرا اینقدر در ادبیات دفاع مقدس تکرار وجود دارد و خواستار نوآوری می شدند و حاضر بودند تا جایی پیش روند که بیان واقعیت ها به عنوان نوآوری تلقی شوند که حتی تا مرز هنجارشکنی نیز پیش رود. 
وی افزود: بر همین اساس هر نوآوری را نمی توان ارزشمند دانست و آن نوآوری ارزشمند است که ناظر بر ارزش ها و تکنیک باشد و به همین دلیل معتقدم مطلق نوآوری ارزش نیست و مطلق تکرار نیز مورد نکوهش نیست. 

** در سوژه دچار تکرار هستیم 
این نویسنده گفت: در سوژه به معنای خاص و در داستان دچار تکرار هستیم و به عنوان نمونه ای در این زمینه به آماری از موسسه سیما فیلم اشاره می کنم که متعلق به سازمان صدا و سیماست در سایت کارگاره ایده پردازی سیما فیلم فراخوانی گذاشتند و از میان صد ایده شاید یک ایده خریداری شد، در حالی که شرکت کنندگان در این فراخوان افراد مطلع و باسوادی بودند. 
وی افزود: سوژه های ما یا تکراری است و یا جذاب نیست و در موسسه سیما فیلم بیش از 30 هزار اثر مورد بررسی قرار گرفت تا شوراهای کارشناسی پس از ارزش گذاری این آثار بر مبنای علمی، امتیاز داده و آثار برتر را خریداری کند ولی فقط 250 اثر برای اقتباس خریداری شد که در میان این آثار می توان به خاطره، رمان و داستان بلند کودک و نوجوان اشاره کرد. 
شاکری همچنین گفت: در سوژه به معنای اخص مشکل داریم و در واقع معمولا نویسندگان سوژه های به درد بخور و مفیدی ندارند و لذا معمولا در قصه مشکل داریم. یعنی نویسندگان ما قصه گویان موفقی نیستند. 

** حوزه اقتباس ادبی با اقتباس سینما متفاوت است 
این منتقد ادبی گفت: یکی از دلایل تکراری نویسی در حوزه ادبیات به واکاوی فقدان مرحله نویسی ارتباط دارد که بلیه ای رایج است. نویسندگی در حوزه سینما و فیلم و تصویر چند مرحله دارد که به رسمیت شناخته می شود در حالی که در ادبیات اینگونه نیست. 
وی افزود: حتی برخی نویسندگان تصور می کنند ایده همان شخصیت یا موقعیت است و دلایل خطای بسیاری از نویسندگان این است که قصه یا طرح خود را قبل از نگارش به طور دقیق یا اجمالی نمی دانند یعنی می نویسند تا بعدا قالب آن مشخص شود و لذا ما مرحله نویسی نداریم و به همین دلیل دچار تکرار می شویم. 
شاکری همچنین گفت: در کتاب فلسفه ایده اولیه یکی از معیارهای لحاظ ایده را نوآور بودن آن دانستم که نوآوری با مقایسه صورت می گیرد و مقایسه مبتنی بر لحاظ ایده است و کسی که نوآوری را لحاظ نکند نمی تواند مقایسه کند و در نتیجه پی به تکراری یا نو بودن آن نمی برد. 
وی درباره وضعیت ادبیات داستانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: ادبیات ما پس از انقلاب دچار تحول کمی و کیفی شد و محدودیتی که در جامعه دینی ایجاد شد، زاینده و تولید کننده ادبیات متعهد است و نه محدودکننده آن و لذا نباید هیچ غبطه ای نسبت به تجربیات نویسندگان قبل از انقلاب داشته باشیم. 

** تجربه لازمه داستان نویسی 
محمدرضا اصلانی در این میزگرد با بیان اینکه برای خلق یک داستان علاوه بر استعداد، به تجربه هم نیاز است، داستان را زاییده تفکر انسان دانست و گفت: داستان با زندگی و تجربیات انسان رابطه مستقیم دارد و اگر کسی تجربه خوبی از زندگی داشته باشد، دارای تفکر و تلقی خوبی از خلقت و برخوردار از دانش روز باشد، زمانی که موضوعی به ذهنش خطور می کند، به راحتی می تواند قلم به دست بگیرد و بنویسد. 
وی افزود: وقتی فرد به دور از احساس و تجربه باشد، آن زمان بر اساس دانش و فن داستان نویسی باید یک موضوع را بپروراند و در صورتی که یک نویسنده طرز تفکری درست از فطرت انسانی داشته باشد، مطمئنا داستانش جهت گیری الهی داشته و با ذات انسان سازگار است و در نتیجه خواننده آن را می پسندد. زیرا داستان به طور طبیعی متولد شده و نویسنده برای نوشتن آن کوششی نکرده است. 

** تمایل به آثار خارجی، خطر دهه های آینده 
نویسنده «سیمرغ سهند» درباره عمق و نوآوری در خلق داستان همچنین گفت: این خطر وجود دارد که در دهه های آینده، داستان ها خالی ازعمق و نوآوری باشد و خوانندگان به سمت آثار خارجی بروند. زیرا این آثار صرف نظر از ارزش ها و جهت گیری نویسنده، دارای عمق است که بعد از خواندن، ذهن مخاطب را تا مدت ها درگیر می کند. 

** امرار معاش بسیاری از نویسندگان از طریق نویسندگی 
اصلانی با بیان اینکه بسیاری از نویسندگان از طریق نوشتن درآمد کسب می کنند،‌ ادامه داد: نیاز است برای این افراد و گروهی دیگر از نویسندگان که دیگر قادر به نوشتن نیستند، حقوق و مستمری بازنشستگی مقرر شود تا امنیت شغلی برای آنها بوجود آید. 
وی درباره ارتباط ناشر و نویسنده نیز گفت: در صورتی که نویسنده و ناشر ارتباطی با هم نداشته باشند، این مساله باعث می شود، کتاب با ایرادهای زیاد توسط یک ناشر معتبر منتشر شود، درحالی که اگر ارتباط این دو نزدیک باشد، کار سریع تر جلو رفته و کتاب بدون اشکال و ایراد به چاپ می رسد و این مساله ای است که اعتماد مخاطب را به دنبال خواهد داشت. 
نویسنده «اندوه شهریار» شیوه های توزیع ابتدایی کتاب را یکی دیگر از مشکلات نویسندگان عنوان و اضافه کرد: برخی از کتاب ها حتی به مراکز استان هم نمی رسد. 
فراهنگ**1880**1003** خبرنگاران: پروین اروجی و محمدرضا جعفرملک * انتشار: امید غیاثوند

ارسال نظر