آخرین خبر

  • • دعوت 120 اهل قلم برای دیدار با رئیس جمهور/ انجمن قلم دعوت نشد!
  • یکشنبه 21 تیرماه 94

    با معرفی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان 30 نفر از اهالی قلم امشب در کنار سایر هنرمندان در ضیافت افطار رئیس جمهور حضور خواهند داشت. خانه کتاب نیز برای این دیدار 90 نفر را معرفی کرده است.
    دعوت 120 اهل قلم برای دیدار با رئیس جمهور/ انجمن قلم دعوت نشد!
    به گزارش سینماخبر، به رسم دیدارهای سالانه جمعی از اصاحب فرهنگ و هنر امشب به دیدار رئیس جمهور رفته و پس از استماع سخنان وی چند تن به نمایندگی اهالی فرهنگ مواردی را با رئیس دولت مطرح خواهند کرد و افطار را نیز مهمان رئیس جمهور هستند.

    بر اساس این گزارش، بنیاد شعر و ادبیات داستانی یکی از متولیانی است که هفته گذشته خبری را مبنی بر این ضیافت از طریق رسانه‌ها منتشر کرده بود، از این رو قرار است امشب جمعی از حاضران این دیدار به دعوت این نهاد فرهنگی در ضیافت افطار رئیس جمهور شرکت داشته باشند.

    با معرفی بنیاد شعر و ادبیات داستانی امشب 30 نفر از هنرمندان زیر مجموعه این بنیاد، در کنار سایر نویسندگان در ضیافت افطار روحانی شرکت خواهند کرد و احتمالا مواردی را نیز در راستای مشکلات مطرح می‌کنند.

    محسن پرویز سخنگوی انجمن قلم ایران در گفت‌وگو با خبرنگار فارس پیرامون حضور مسئولان انجمن قلم در این دیدار گفت: دعوتی برای حضور در این دیدار صورت نگرفته است.

    محمدرضا سرشار رئیس انجمن قلم ایران در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با انتقاد از عدم دعوت انجمن قلم در دیدار با رئیس جمهور گفت: در اولین دیداری که پس از انتخابات ریاست جمهوری آقای روحانی با هنرمندان برگزار کردند، دعوتی از هیات مدیره انجمن قلم و اعضای آن به عمل نیامد، و در آن روز یک جوان به عنوان نماینده نویسندگان روی سن رفت و دقایقی صحبت کرد در حالی که هیچ شخصی نمایندگی به او نداده بود، برای دیدار امشب رئیس جمهور با نویسندگان هم دعوتی صورت نگرفته است، البته بنده به عنوان نویسنده و نه مسئول انجمن قلم برای این نشست دعوت شده‌ام.

    مجید غلامی جلیسه مدیر عامل موسسه خانه کتاب هم در گفت‌وگو با خبرنگار فارس از حضور حدود 90 نویسنده از سوی خانه کتاب در این دیدار خبرداد.

    منبع:فارس

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .

خواندني‌هاي وب


در گفتگو با محمدرضا سرشار (رهگذر)؛ شهید باهنر از مشوقان اصلی تمرکزم بر ادبیات کودکان بود

در گفتگو با محمدرضا سرشار (رهگذر)؛

در گفتگو با محمدرضا سرشار (رهگذر)؛
شهید باهنر از مشوقان اصلی تمرکزم بر ادبیات کودکان بود

 

محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) یکی از شناخته شده ترین قصه نویسان برای نوجوانان است. او از سالهای پیش از انقلاب برای بچه ها قصه می نویسد و تا به حال بیش از 90 کتاب منتشر کرده است. سرشار در زمینه های داستان نویسی، نقد ادبی و ترجمه فعالیت می کند و همچنین بیست سال است که قصه گوی برنامه «قصه ظهر جمعه» در رادیو است. سرشار در سال 1332 به دنیا آمده و از سال 1354 در تهران زندگی می کن . با او پیرامون مسائل مختلف فرهنگی و ادبی به گفتگو نشستیم.


*به عنوان صحبت ابتدایی کمی برای مان از نحوه ورودتان از همان ابتدا تا  آن که به صورت حرفه ای فعالیت تان را در عرصه هنر نویسندگی آغاز کرده اید، توضیح دهید.
من هم همان روالی را که دیگران طی کرده اند را کم و بیش طی کرده ام، به این معنا که قدم اول برای گرایش به نویسندگی، در واقع مجاورت با کتاب و داستان از کودکی است. من خوشبختانه این توفیق را داشتم که در خانه ای متولد شدم که به کتاب و مطالعه علاقه مند بودند و البته زمانه هم در این مورد بی تاثیر نبود. ما زمانی بزرگ شدیم که سرگرمی های امروزی به این وفور وجود نداشت، حتی تلویزیون هم نبود و خود به خود سرگرمی های داخل خانه برای مان خیلی کم بود، این هم شاید بی اثر نبود، به هر حال ارتباط با مجلات مناسب ویژه ی کودکان و نوجوانان و در کنار آنها کتاب داستان های جذاب، داستان خوانی در خانه که تقریبا در یک برهه ای از زمان اغلب شب ها توسط پدرم انجام می شد و ما گوش می دادیم، این عوامل همه زمینه بود، بعد خود به خود تاثیرش را بر روی همان انشاءهای دانش آموزی من گذاشت.
 تشویق هایی که در کلاس های انشاء توسط هم کلاسی و یا معلم مان می شدم، این ها هم به تعمیق این علاقه اضافه کردند. دو نفر از هم سن و سالانم که یکی از آنها، در دوره ی اواخر دبیرستان، که یکی خویشاوند بود و یکی دوست بود، این ها هم در این موضوع موثر بودند. این قسمت آماتوری قضیه بود. ما در دوره ی سربازی به تعبیر امروزی سرباز معلم شدیم، در دروه ی آموزشی مان علاوه بر آموزش نظامی، چهار ماه هم آموزش های فرهنگی داشتیم که بخشی از آن روش های تدریس بود، یک بخشی هم ادبیات کودکان بود، این توفیق را داشتم که آنجا از وجود استاد ارزشمندی برخوردار بودم به نام آقای علی اکبر کسائیان، ایشان به عنوان کار کلاسی از ما خواستند که هر کدام یک داستان کودکان بنویسیم، داستانی که من نوشته بودم به طور ویژه مورد توجه ایشان قرار گرفت و بسیار مرا تشویق کردند و اتفاقا این داستان اولین داستانی هم از من بود که به صورت کتاب بعدها برای کودکان به چاپ رسید. دیگر بعد از ایشان می توانم از شهید محمد جواد باهنر نام ببرم، نخست وزیر اسبق جمهوری اسلامی ایران، زمانی که دو تا از داستان های مرا یکی از دوستانم برده بود برای چاپ، در انتشاراتی هر دوی این داستان ها مورد توجه ویژه ی دست اندر کاران آن انتشارات به ویژه شهید باهنر واقع شده بود، در مراجعه ای که من به آنجا برای انعقاد قرارداد داشتم، ایشان خیلی مرا تشویق کردند و به خصوص از من خواستند که روی بخش ادبیات کودکان متمرکز بشوم. لااقل تا یک دهه من این توصیه ی ایشان را قبول کردم ودیگر بعدها استقبالی که از آثار شد باعث شد که من به یک باور بیشتری نسبت به کارهای خودم برسم و فعالیتم در این حوزه را جدی تر بگیرم.


*آقای سرشار شما برای نسل ما یک نوستالوژی هستید، از حضورتان در رادیو تا قصه هایی که هر روز عصر در شبکه یک برای کودکان تعریف می کردید، کمی از این اتفاق برای ما بگویید.
ورود من به رادیو در سال 1360 بود، یعنی تقریبا از اوایل پاییز آن سال. در واقع در آن موقع همزمان سردبیری سه برنامه را به من واگذار کردند، برنامه های خردسالان، کودکان و قصه ظهر جمعه. قصه ظهر جمعه آن زمان یک گوینده ای داشت از جوانان نسل انقلاب که شش ماهی بود که به این کار مشغول شده بود، ارتباطات دوستانه ای با سردبیر قبل از من این برنامه داشت، به نظر می رسید از اینکه ایشان رفته و من جایگزین شده ام راضی نیست، ولیکن ما به هر ترتیبی ایشان را راضی به همکاری کردیم، داستانی هم به ایشان دادیم که اجرا کرد، وقتی اجرا شد من بعد از اجرا شنیدم، لازم بود در لحن اصلاحاتی صورت بگیرد، به ایشان گفته شد و ایشان حاضر نشد و قبول نکرد، نزدیک به دو ماه این برنامه اجرا و پخش نشد، آن زمان هم ما بلد نبودیم و نمی دانستیم که می شود برنامه تکراری پخش کرد، به همین دلیل از طرف مدیر رادیو مورد اعتراض واقع شدم و ایشان گفت که نمی شود یک برنامه منظم رادیوای که از ابتدای تاسیس رادیو بوده تا به الان، دو ماه تعطیل شود به این دلیل که مجری حاضر نیست اجرا کند. پرسیدم چه کار کنیم، ایشان گفت یک مجری جدید بگذارید، گفتیم چه کسی؟ گفت خود شما برو و امتحان صدا بده اگر تایید شدی خودت اجرا کن، من هم در همان رادیو امتحان دادم و دو تا از گویندگان قبل از من نظر دادند و نهایتا منجر به این شد که صدایم برای گویندگی این برنامه تایید شد و اولین داستانی که با صدای من از صدای داستان ظهر جمعه پخش شد، 22 بهمن 1360 بود.


*با توجه به اینکه فرهنگ مقوله مهمي است، ضرورت هاي كار فرهنگي را در چه می دانید؟
فرهنگ جزء جدا نشدنی از زندگی انسان است، در هر دورانی، از ابتدا تا به امروز. انقلاب ما هم که اصلا در ذات خودش یک انقلاب فرهنگی است، برای اینکه آمده تا آداب و رسوم و سنن جاهلی حاکم بر مردم ما را که متاسفانه تحت تاثیر رژیم های فاسد و منهد در طول صدها سال نهادینه شده بود، تغییر دهد و فرهنگ اسلامی را که یک زمانی فرهنگ اصلی ما بود را مجددا جایگزین آن فرهنگ غرب زده کند. در واقع بنیان گذار جمهوری اسلامی و یاران رده ی اول ایشان همه چهره های فرهنگی بودند. ما در سران انقلاب چهره ی نظامی نداشتیم، چهره ی اقتصادی و سیاسی به آن معنا نداشتیم، همه فرهنگی بودند و بنا بود یک انقلاب فرهنگی در مملکت به وقوع بپوندد. اوایل انقلاب این اتفاق خیلی خوب افتاد، جنگ تحمیلی به سبب شرایطی که فراهم آورد به تعمیق و تداوم آن تحول فرهنگی کمک کرد اما با پایان گرفتن جنگ و رفتن شرایط اقتصادی کشور به سمت رفاه، به تدریج این فرهنگ تغییر کرد، یعنی بسیاری از آن ارزش ها فاصله گرفت. بعضی از ارزش ها ناخواسته به ضد خودش تبدیل شد. همیشه این دغدغه ی فرهنگ جزء دغدغه های اصلی دلسوزان این نظام، متولیان، به خصوص رهبر معظم انقلاب بود، به مسئولان امر تذکرات داده می شد. برخی از آن تذکرات اجرا می شد برخی نمی شد، دیگر تصمیم گرفتند امسال به طور خاص بر روی فرهنگ تاکید کنند بلکه توجه به صورت ویژه صورت بگیرد. به نظرم موقعیت محترمی است با توجه به اینکه فرصت هم کوتاه است، یک سال بیشتر نیست که چند ماه آن هم گذشته، باید آن کسانی که اختیارات مردم و کشور در دست شان است، از آنهایی که قانون گذار هستند تا آنهایی که مجری قانون هستند و یا در قوه قضایه کار می کنند یک تجدید نظر جدی در این زمینه و حوزه های اختیارات خودشان بفرمایند، کارهایی کنند که به خصوص در عرصه قانون گذاری و آنهایی که قدرت های اجرایه قوی ای دارند، یک برنامه ها و قوانینی به تصویب برسد، تشکیلاتی ایجاد شود که ماندگار باشد و منحصرا مصرف یکساله نداشته باشد، هم در جهت اصلاح و هم در جهت حذف برخی جنبه های فرهنگی غلط، انشالله که این نامگذاری ایشان سبب خیری در این زمینه شود.




*با توجه به نمایشگاه کتاب امسال که مدتی است آن را پشت سر گذراندیم، به نظر شما وضعیت کتاب و نشر کشور در حال حاضر چگونه است؟
من کل کتاب های نمایشگاه را بررسی نکردم ولیکن می توانم بگویم که امسال ما در حال درو کردن محصولات پارسال بودیم، پارسال، سال خوبی برای کتاب نبود، به دلیل این که کاغذ ناگهان بیش از سه برابر قیمت آن در هر بند بالا رفت. بسیاری از ناشران حتی معتبر را که من می شناسم، به این دلیل که امیدهایی داشتند که شاید قیمت کاغذ با این افزایش زیاد به یک تعدیل و تعادلی برسد در چاپ و نشر کتاب احتیاط هایی به خرج دادند، که نتیجه آن این شد که تعداد عناوین جدید کتاب های ارزشمند ما حداقل در سال های گذشته بسیار کم شد، بعد که دیگر در امسال امیدها به اینکه قیمت های کاغذ کاهش پیدا کند قطع شد، دیگر ناشران به این اوضاع تن دادند و با همان قیمت های جدید مشغول شدند به جبران مافات گذشته تا هر مقداری که توان سرمایه ای داشته باشند. به نظرم می رسد سال گذشته سال خوبی برای کتاب و یا  حداقل در عرصه ادبیات که من می دانم، نبود.


*نگاه مردم درباره ادبیات انقلاب و ادبیات دفاع مقدس چگونه است؟ از این دسته آثار استقبال می شود؟
همه، اعم از مذهبی و غیر مذهبی، انقلابی و غیر انقلابی وقتی به آثار ادبی رو می آورند در وهله ی اول می خواهند داستان بخوانند و لذت ببرند که  گونه ی ادبی جذاب و قوی باشد. موضوع در مرحله دوم اهمیت پیدا می کند، اگر اثری قوی نوشته شده باشد هرچه که موضع آن باشد مهم نیست و مورد توجه مردم قرار می گیرد، که خیلی وقت ها ما حاضر هستیم اثری را بخوانیم که از لحاظ فکری با ما مخالف است ولی قوی و جذاب نوشته شده است، بالعکس، حاضر نیستیم کتابی را بخوانیم که از لحاظ محتوا آن را می پسندیم ولی ضعیف است. بنابراین حرف اول را ساختار و پرداخت هنری اثر می زند.
 مردم تصمیم نمی گیرند که داستان انقلابی بخوانند یا داستان انقلابی نخوانند، مردم تصمیم می گیرند که داستان خوب بخوانند، بنابراین اگر می بینید که از کتابی استقبال می شود بدانید که بیش از هر چیز این ناشی از ساختار و پرداخت هنری قوی آن اثر است. صنایع انقلاب هم آنچه که در کتاب ها نوشته شده است، فراز و فرود دارد، برخی از آنها قوی هستند، برخی متوسط و برخی ها ضعیف هستند، طبعا ما نباید انتظار داشته باشیم که اثر ضعیف و متوسط را به صرف اینکه موضوع شان موضوع انقلاب است بخوانند، تعداد آثار قوی در این زمینه کم است. کلا تعداد داستان و رمان ها در مورد انقلاب به نسبت عظمت این موضوع، تحولی که در سرنوشت و کشور ما پدید آورده است کم است. البته دلایل بسیاری دارد یکی از آن دلایل این است که تقریبا کمتر از 17 ماه از شروع انقلاب گذشت جنگ تحمیلی شروع شد، در این دوران که همه چیز آشفته و به هم ریخته بود، هر کسی کاری از دستش بر می آمد سعی می کرد برای حفظ انقلاب و تعمیق آن انجام دهد و کمتر فرصت این بود که جوانان مستعد در داستان نویسی آن هم در زمینه ی انقلاب کارهای اساسی کنند، به خصوص این که ما در عرصه ی داستان بزرگسال قبل از انقلاب تقریبا نیرویی نداشتیم، یعنی آن قدر کم بودند که قابل ذکر نیستند. ادبیات داستانی انقلاب در عرصه بزرگسالان با انقلاب نیروهای خودش را آورد و پرورش داد، اما هم 17 ماه برای توانمند شدن این نیروها کم بود و هم اینکه اینها نسل جوانی بودند که تجارب شان از زندگی خیلی زیاد نبود، چون بخش مهمی از نویسندگی تجارب دوران زندگی است و هم بعد از آن جنگ تحمیلی که فرصت به این استعدادهای تازه نداد تا بتوانند آثار حجیم، طولانی و ماندگاری در این عرصه ها خلق کنند. به هر حال این کار را به تعویق انداخت یعنی تنها یک تعداد داستان کوتاه آن زمان در مورد انقلاب نوشته شد، منتهی این داستان ها به همین دلیل تازه کار بودن نویسندگان خیلی در میان آنها داستان های برجسته پدید نیامد. جنگ تحمیلی هم هشت سال، تمام فکر و ذهن ها را به خودش مشغول کرد، به هر حال جنگ مسئله مرگ و زندگی بود، آن زمان حتی اگر کسی نویسنده هم بود و یا در خودش استعدادی را در این حوزه برای نوشتن می دید اگر به جبهه نمی رفت حداقل تلاشش این بود که در جهت ترویج ارزش های دفاع مقدس و تشویق مردم به مقاومت قلم در دست بگیرد، بنابراین 8 سال استعدادهای ما در جهت به تصویر کشیدن ایثار و فداکاری ها و مظلومیت ما در دفاع مقدس بسیج شدند. جنگ که تمام شد نزیک به ده سال از پیروزی انقلاب گذشته بود، به همین دلیل موضوع انقلاب به صورت یک موضوع درجه یک فکر نویسندگان ما را به خودشان مشغول نمی کرد چون از آن حال و هوا فاصله گرفته بودند، آن یاد و خاطرها تار و کدر شده بود. نهادها و موسسات دولتی و نیمه فرهنگی ما هم از ادبیات انقلاب غافل شده بودند یعنی بعدها بیشتر هم و غم شان را برای تداوم و تثبیت جریان ادبیات دفاع مقدس به کار گرفتند، بنیاد جانبازان در دفتر ایثارش نویسندگان را تشویق می کرد که در مورد جانبازان رمان بنویسند، در حوزه هنری دفتر مقاومت، روی موضوعات دفاع مقدس کار می کرد، در ارتش، در بنیاد حفظ ارزش های دفاع مقدس بر روی دفاع مقدس تاکید می کردند، کانون پرورش فکری و جاهای مختلف هم به همین صورت. تا آنجا که من یادم است مدتی گذشته بود و تحت تاثیر تذکرات مقام معظم رهبری دوباره توجه مسئولان فرهنگی به امر داستان و رمان انقلاب معطوف شد و مجبور بودند بعد از گذشت 10، 15 سال، تلاش های مضاعفی را به خرج دهند، اولا موضوع انقلاب را به عنوان یک موضوع مهم و درجه یک در ذهن نویسندگان مطرح کنند و نسل جوانی هم که با انقلاب بزرگ شده بود، از انقلاب خاطره ی مستقیمی نداشت، سن و سالشان اقتضا نمی کرد، مجبور بود با مراجعه به اسناد و مدارک راجع به انقلاب چیزهایی بنویسد، این با دفاع مقدس فرق می کرد که به هر حال اثرش را بر روی زندگی تک تک ما گذاشته بود، از خانواده هایی که خودشان مستقیم درگیر دفاع مقدس بودند تا آنهایی که در حاشیه قرار داشتند تحت تاثیر قرار داده بود در حالیکه انقلاب دیگر اینگونه نبود، در نهایت اگر بخواهیم ادبیات انقلاب مان را در مقایسه با ادبیات دفاع مقدس بخواهیم مطرح کنیم باید بگوییم که ادبیات داستانی انقلاب خیلی عقب تر است، در حالی که حداقل برای این زمان ارزش و اهمیت ادبیات انقلاب به مراتب بیشتر از ادبیات دفاع مقدس است. 


*باتشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید.


*گفتگو از ملکه سادات امجد

ارسال نظر