آخرین خبر

  • • دوره های آموزش نویسندگی رایگان انجمن قلم ایران برای شهرستانیها: «فرصتی برابر» برای آنان که اهل قلم اند
  • چهارشنبه 20 خردادماه 94

    نویسنده و منتقد ادبیات داستانی گفت: برای توجه بیشتر به نویسندگان و هنرجویان ادبیات در شهرستان ها، طرح فرصت برابر در انجمن قلم ایران کلید خورد.

    به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقد متعهد ادبیات داستانی و یکی از اعضای هیئت موسس انجمن قلم در گفتگو با خبرنگار دیار آفتاب، در راستای ارتباط نویسندگان شهرستانی با نویسندگان مطرح با حوزه های ادبیات، به طرح فرصت برابر توسط انجمن قلم ایران اشاره کرد و گفت: اگر در هر استانی انجمن ادبی مستقلی با تایید اداره ارشاد استان تشکیل شود انجمن قلم ،اساتید مطرح را برای تدریس و آموزش هنرجویان به شهرستان مورد نظر اعزام می کند.


    سرشار اظهار کرد: حد نصاب کلاس ها 40 نفر است که در آن هنرجویان در سه شاخه مجزای «مبانی داستان»، «مبانی شعر» و «مبانی ادبیات کودک و نوجوان» آموزش می بینند.


    وی افزود: اولین دوره این طرح هفته گذشته در گرگان برگزار و با استقبال خوبی مواجه شد.


    این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: در استان تهران نیز این دوره با حضور اساتید مطرح کشوری از اوایل مرداد ماه سال جاری آغاز می شود.


    علاقه مندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت انجمن قلم ایران به نشانی anjomanghalam.ir مراجعه کنند.


آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


اعتراض یک هنرمند به گزاره برگ ملی/نقل قول قابل تامل از هاشمی رفسنجانی

محمدرضا سرشار، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی ضمن اعتراض به متن گزاره برگ ملی ایران آن را بسیار ملایم دانست و گفت: خطوط قرمز ما در مذاکرات بیش از مفاد این گزاره برگ است.

محمدرضا سرشار، نویسنده و منتقد ادبیات داستانی ایران در گفتگو با خبرنگار سیاسی دیار آفتاب، حمایت خود را از گزاره برگ ملی اعلام کرد.

سرشار با اشاره به اینکه به شدت از روند مذاکرات نگران است، اظهار کرد: پنهان کاری هایی که متاسفانه دولت و وزارت امور خارجه دارند موجب بی اعتمادی مردم به روند مذاکرات شده است.

وی افزود: مقام معظم رهبری با صراحت تمام بر لغو تمام تحریم ها همزمان با اجرای توافقنامه توسط ایران تاکید دارند اما این اتفاق نیافتاده است.

رییس انجمن قلم ایران، عدم بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته ای و مقامات نظامی کشور را یکی دیگر از خطوط مشخص شده از سوی رهبر معظم انقلاب عنوان کرد و گفت: با این وجود تیم مذاکره کننده با بازی با کلمات اظهار می کند که اجازه مصاحبه و بازرسی های هدایت شده (!) را می دهیم.

سرشار ادامه داد: وقتی قرار باشد در این مذاکرات همه چیز را بدهیم اما چیزی به دست نیاوریم برای چه باید آن را ادامه بدهیم؟ اصولا چرا ما باید تعهداتی را بپذیریم که هیچ الزامی به پذیرفتن آن نداریم. حتی عضویت داوطلبانه ما در آژانس بین المللی هسته ای نیز از ابتدا کار غلطی بود.

امضای پروتکل الحاقی تعهدات بسیار سنگینی بر دوش ایران می گذارد
وی با اشاره به اینکه عضویت در آژانس تنها موجب وارد آمدن فشارهای زیاد بر ملت ایران شده است، بیان کرد: با عضویت در آژانس تعهداتی را بر خود تحمیل کردیم که در صورت عضو نشدن در آن هرگز بر ما تحمیل نمی شد. امروز نیز با امضای داوطلبانه پروتکل الحاقی تعهدات بسیار سنگین غیر لازم دیگری را به دست خود بر دوش خود می گذاریم.

رییس سابق هیات علمی «گروه ادبیات اندیشه» اعلام کرد: ملت ایران در هیچ دوره ای از سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به اندازه دوره اصلاحات، که آن طور خفت بار تعلیق ها را پذیرفت و اکنون که تحت عنوان اعتدال گرایی - در واقع ادامه همان دوران بسیار خسارت بار به اصطلاح اصلاحات - تعهدات بیشتری را متحمل می شویم، تا این حدود در سطح جهان تحقیر نشده بود.

سرشار با بیان اینکه ما امروز اوج تحریم ها را تجربه کرده ایم، افزود: البته وضعیت مالی خیلی از ادارات مناسب نیست. اما همان طور که ما این شرایط را پذیرفته ایم و با آن کنار آمده ایم و تا این جا مقاومت کرده ایم، این استقامت را ادامه خواهیم داد.

وی تاکید کرد: روزگاری آقای هاشمی رفسنجانی در یکی از خطبه های دهه ۶۰ در نماز جمعه گفت: «در هر مبارزه ای، طرفی که بتواند تنها یک دقیقه بیشتر از دشمنش مقاومت کند برنده است». درقرآن مجید هم آمده است که در چالش و منازعه با دشمنان، همانطور که شما آسیب می بینید طرف مقابل هم ضربه می بیند و همان طور که ممکن است شما خسته شوید، آنها هم خسته می شوند. ولی آنها خستگی و آسیب دیدگی شان را بروز نمی دهند. بنابراین، ما که این همه استقامت ورزیده ایم، بهتر است آن یک دقیقه مقاومت اضافی را هم ما بکنیم؛ و با این کار، دشمن را به زانو درآوریم.

فقط کافیست یک دقیقه بیشتر از دشمن مقاومت کنیم
این استاد سابق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۶ میلادی، بیان کرد: اعراب تنها با چند روز مقاومت بیشتر، می توانستند اسرائیل را برای همیشه نابود کنند. همان طور که پس از شکست اعراب، نخست وزیر وقت اسرائیل - مناخیم بگین - اعتراف کرد که اسرائیلیها در روزهای آخر جنگ به مرز نابودی رسیده بودند. اما اعراب با پذیرش آتش بس و توقف عملیات، به آنها این فرصت را دادند تا خود را از مخمصه نجات دهند. شاید مشابه همین شرایط نیز امروز برای ما و آمریکا حاکم است.

سرشار با طرح این سوال که دشمن چرا با ما به مذاکره نشسته است؟ توضیح داد: دشمن اگر به ما احتیاج نداشت مذاکره نمی کرد. آنها امروز به این نتیجه رسیده اند که روش های گذشته شان بی تاثیر یا کم تاثیر بوده و راه مذاکره را در پیش گرفته اند. البته ما هم در مذاکره به دنبال رفع نیازهایمان هستیم. اما با این روند، ما روز به روز عقب نشینی کرده و دشمن روز به روز جری تر می شود و پیشروی می کند.

نویسنده متعهد ایران با اعتراض به اینکه متن گزاره برگ ملی ایران خیلی ملایم است، بیان کرد: به نظر من باید خطوط قرمز پررنگ تر و بیشتری برای مذاکرات ترسیم کرد این را هم نباید از نظر دور داشت که چنانچه ایران امروز از این چالش هم بیرون آید فردا با چالش های جدیدی از سوی آمریکا و متحدانش روبه رو خواهد شد. این فشارها تا زمانی که از نظر صنعتی، علمی، نظامی و فرهنگی تبدیل به یک ابرقدرت نشویم، همچنان ادامه دارد.

کشور ما خانواده ای با درآمد کم و خرج زیاد است
سرشار با تاکید بر اینکه برای بهانه گیر همیشه بهانه وجود دارد، اظهار کرد: طرف غربی با تثبیت سازوکاری خاص، هر موقع اراده کند بدون تصویب شورای امنیت دوباره تحریم ها را برمی گرداند.

وی داشتن امید به خارج از کشور را یکی از سیاست های غلط عنوان کرد و گفت: راه برون رفت این نظام از مشکلات هرروزه با آمریکا و اروپا، اتکا به اقتصاد ملی و داخلی است.

این مدرس دانشگاه، نظام را به یک خانواده تشبیه کرد و افزود: ما مانند یک خانواده هستیم و باید با مدیریت مناسب با درآمد کم و محدود نقاط هدررفت منابع و پول را بسته و با صرفه جویی، بسیاری از نیازهای بعضا کاذب اقتصادی فعلی خود را به خارج، از بین ببریم یا به حداقل برسانیم.

سرشار ادامه داد: حمایت از تولید داخل و مراوده با کشورهای همسو باعث می شود که تحریمها و تحولات جهانی تغییر و تاثیر منفی چندان جدی بر وضعیت معیشت مردم ما ایجاد نکند.

دولت عزم جدی برای ریشه کن کردن قاچاق داشته باشد
وی با تاکید بر اقتصاد مقاومتی، عنوان کرد: رفاه زدگی، تنوع طلبی و مصرف گرایی باید ریشه کن شود. الآن مصیبت دولت عدم توانایی در کنترل مرزها و مبارزه با قاچاق و برخی واردات غیر یا کمتر ضروری کالاست.

این پژوهشگر و منتقد ادبی ابراز کرد: دولت باید با تمام قوا مرزها را تحت کنترل بگیرد. من تعجب می کنم که با وجود این همه تکنولوژی های پیشرفته، همچنان با معضلی مانند قاچاق کالا آن هم با این گستردگی دسته و پنجه نرم می کنیم.

سرشار ادامه داد: دولت توانایی ریشه کن کردن قاچاق را ندارد، نفوذ باندهای فساد اقتصادی در برخی مراکز دولتی و غیردولتی تاسف بار است. ابتدا باید این سرهای فساد سوزانده شود تا بقیه امور به راحتی کنترل شود.

آیا عرصه های درخشان تاریخ ما وابسته به نفت بوده است؟
وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در خصوص وضع معیشت مردم، افزود: دو برابر جمعیت کنونی، با همین امکانات فعلی و با وجود تحریم ها می توانند با سطح رفاهی بهتری در کشور زندگی کنند در صورتی که نقاط هدر رفت سرمایه های ملی کشوربسته و فرهنگ زندگی ما مطابق الگوهای اسلامی شود.

رئیس انجمن قلم ایران بیان کرد: نفت در کشور ما حدود ۱۰۰ سال پیش اسخراج و صادر شده است. آیا قبل از کشف نفت، مردم ایران زندگی نمی کردند؟ آیا دوران درخشان کشور ما در تاریخ وابسته به نفت بود؟ لذا از این پس هم با برنامه ریزی دقیق و اصلاح الگوی زندگی مردم و دولت می توانیم با اقتصاد بدون نفت زندگی خوبی برای مردم رقم بزنیم.

سرشار ابراز کرد: من معتقدم که متاسفانه در بعضی مسئولان دولتی ما اراده و عزم جدی برای رفع این امور وجود ندارد. چرا که امروز بعضی از مسئولان دولتی خود مولتی سرمایه دارهستند.

وی با بیان کلام امام خمینی(ره) با این مضمون که به کسانی رای دهید که طعم فقر را چشیده و برای اسلام سیلی خورده باشند، خاطرنشان کرد: وزیر با هزار میلیارد تومان و وزیر دیگر با ۲۹۰ میلیارد تومان سرمایه تا چه حد طعم فقر را چشیده است؟ کدامشان برای اسلام سیلی خورده اند؟ وقتی بخش قابل توجهی از گردانندگان کشور در دولت از این افراد هستند مسلما نتیجه بهتری از وضع فعلی برای ملت متصور نیست.

ارسال نظر