آخرین خبر

  • • فراخوان داستان، شعر و کتاب یادواره ملی «طلوع خرداد» اعلام شد
  • چهارشنبه 09 اردیبهشتماه 94

    دبیر اجرایی بخش داستان، شعر، کتاب و پایان نامه سومین یادواره ملی فرهنگی هنری «طلوع خرداد» فراخوان این چهار بخش را اعلام کرد.
    خبرگزاری فارس: فراخوان داستان، شعر و کتاب یادواره ملی «طلوع خرداد» اعلام شد

    به گزارش خبرگزاری فارس،‌ جعفر کاظمی گفت: قیام پانزده خرداد، به درستی مبداء انقلاب اسلامی ایران است و اهالی فرهنگ و هنر باید با استفاده از ابزارهای هنری، این قیام مردمی و مهم را برای همگان تبیین و معرفی کنند.

    وی اضافه کرد: سومین یادواره ملی فرهنگی هنری «طلوع خرداد» فرصت مغتنمی برای ارتقای دانش جوانان و نوجوانان و درک بهتر قیام 15 خرداد 42 مردم انقلابی و ولایتمدار است که امید می رود این یادواره ملی با فرهنگسازی، پربارتر و باشکوه‌تر از گذشته برگزار شود.

    دبیر اجرایی بخش داستان، شعر، کتاب و پایان نامه سومین یادواره ملی فرهنگی هنری «طلوع خرداد» سپس به فراخوان کتاب و شرایط حضور در این بخش اشاره کرد و اظهار داشت: کلیه شرکت کنندگان می بایست پس از ثبت نام اولیه در سایت اینترنتی یادواره، نسبت به ارسال سه نسخه از اصل آثار به آدرس پستی دبیرخانه این بخش در قرچک و دبیرخانه مرکزی یادواره در ورامین اقدام نمایند.

    کاظمی اضافه کرد: کتاب باید چاپ اول بوده و سال چاپ آن نیز از سال 1391 به بعد باشد؛ همچنین اثر منتشر شده دارای مشخصات عمومی کتاب باشد.

    وی سپس شرایط شرکت در بخش پایان نامه را نیز چنین عنوان کرد: پایان نامه کلیه فارغ التحصیلان مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترای مراکز آموزش عالی اعم از مراکز آموزشی دولتی و غیردولتی که از پایان نامه خود طی سالهای 91 تا 93 دفاع کرده‌اند شرایط حضور در این یادواره ملی را دارند و ارسال یک نسخه پایان‌نامه در فایل PDF به سایت اینترنتی یادواره ملی «طلوع خرداد» ضروری است.

    رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان قرچک که از نویسندگان و تئاتریهای مطرح منطقه نیز هست، به فراخوان بخش داستان کوتاه و شرایط شرکت در این بخش نیز پرداخت و بیان کرد: آثار ارسالی نباید در هیچ جشنواره ادبی دیگری شرکت داده شده باشد و باید حداکثر شامل 300 کلمه بوده و در قالب فایل Word ارسال شود.

    وی ادامه داد: آثار ارسالی باید مشتمل بر نام نویسنده، نام داستان و اطلاعات تماس باشد و هر شرکت‌کننده حداکثر می‌تواند سه اثر را به دبیرخانه این بخش در اداره ارشاد قرچک یا به دبیرخانه مرکزی یادواره ارسال نماید که دبیرخانه حق استفاده از آثار ارسالی در کلیه مستندات اعم از مکتوبات، گزارش‌ها و ... را برای خود محفوظ می‌داند.

    کاظمی در پایان به فراخوان بخش شعر نیز پرداخت و گفت: ا ین بخش در دو قالب شعر کلاسیک و آزاد برگزار می‌شود که اشعار ارسالی نباید قبل از این در جشنواره دیگری شرکت داده شده باشد.

    دبیر اجرایی بخش داستان، شعر، کتاب و پایان نامه سومین یادواره ملی فرهنگی هنری «طلوع خرداد» افزود: آثار ارسالی باید در یک برگه A4 تایپ و در قالب فایل Word ارسال شود و هر شرکت‌کننده می‌تواند حداکثر با ارسال سه اثر در این بخش شرکت کند.

    وی تأکید کرد: دریافت آثار صرفاً از طریق پایگاه اطلاع رسانی سومین یادواره ملی فرهنگی هنری «طلوع خرداد» به نشانی www.tolooekhordad.ir صورت می‌پذیرد و دبیرخانه از پذیرش آثار به صورت حضوری و پستی معذور خواهد بود.

    کاظمی اضافه کرد: محورهای اصلی این یادواره نیز آراء و اندیشه های امام خمینی(ره) ؛ انقلاب اسلامی در آیینه فرهنگ و ادب و هنر؛ نقش حماسه عاشورا در پیروزی انقلاب اسلامی؛ نقش زنان در قیام ۱۵ خرداد و پیروزی انقلاب اسلامی؛ توجه ویژه به جایگاه قیام ۱۵ خرداد در شکل گیری انقلاب اسلامی؛ نقش مردم ورامین، پیشوا، قرچک و پاکدشت در قیام ۱۵ خرداد و انقلاب اسلامی؛ نقش مرجعیت و روحانیت در قیام ۱۵ خرداد و شخصیت های برجسته تاریخ انقلاب اسلامی است.

    قابل ذکر است، مهلت ثبت‌ نام تمام آثار در بخش‌های مختلف حداکثر تا تاریخ پنجم خرداد ۱۳۹۴ است که به ‌همراه یک قطعه عکس ۴*۳ و کارنامه فرهنگی هنری صاحب اثر از طریق سایت www.tolooekhordad.ir ارسال می‌شود و این تاریخ قابل تمدید نیست.

    گزینش و انتخاب آثار تا دهم خردادماه ۹۴ خواهد بود و اعلام آثار راه یافته به یادواره، ۱۳ خردادماه است.

    علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می‌ توانند با شماره‌های ۰۲۱۳۶۲۵۶۰۲۸-۰۲۱۳۶۲۵۶۰۳۵-۰۲۱۳۶۲۵۶۰۴۱-۰۲۱۳۶۲۵۶۰۸۸-۰۲۱۳۶۲۵۲۰۲۲ دبیرخانه مرکزی یادواره ملی «طلوع خرداد» تماس بگیرند.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


محمدرضا سرشار : محاسن و معايب نمايشگاه كتاب

وقتي صحبت از محمدرضا سرشار مي شود ديگر نياز چنداني به نوشتن اشاره و ورودي نيست، قصه نويس توانا و پيشکسوت و همچنين قصه گوي صميمي ظهر جمعه که هنوز طنين صدايش در گوش مردم مانده است. با او درباره کارهاي تازه و همچنين برپايي نمايشگاه کتاب تهران گپ و گفتي کوتاه داشتيم.

امسال با چه کتاب هايي در نمايشگاه کتاب حضور داريد؟
هيچ خبري ندارم. نه از اخباري که ناشران درباره چاپ کتاب هاي من منتشر کرده اند، خبر دارم و نه تماسي از جانب ناشران با من گرفته شده که کتابم چاپ شود.

به هر حال خودتان که مي دانيد چه کتاب هايي قرار است از شما منتشر شود؟
بعضي کارها هستند که دو سه سال است مي خواهد منتشر شود؛ اما اميدي به چاپشان نيست.

چرا؟
به دليل مشکلات مالي، تنبلي و بي برنامگي. علت ها مختلف است.

حالااينها چه کتاب هايي هستند؟
باور کنيد آن قدر چاپ نشده، خودم هم يادم رفته است. در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي دو کتاب جديد و يک کتاب با ويراست جديد دارم. چند کتاب تجديد چاپ هم دارم که سوره مهر قرار است آنها را براي اولين بار منتشر کند. کارهاي ديگري هم هست.

وقتي شما که چهره شناخته شده اي هستيد، براي چاپ کتاب اين قدر بايد انتظار بکشيد، پس جوان ترها چه بگويند؟
بله. متاسفانه براي آنها اوضاع بدتر است.

فکر مي کنيد چرا اوضاع کتاب و نشر اين طور شده است؟
برخي از ناشران به دليل اين که کتاب گران تمام مي شود، کارهاي بعدي را دير چاپ مي کنند. البته گران نسبت به قبل، وگرنه کتاب در مقايسه با ديگر کالاها گران نيست. مردم وقتي به کتاب مي رسند، مي گويند گران، ولي گراني خوراک يا تفريحات ديگر به چشمشان نمي آيد. مشکل عمده ناشران، فروش نرفتن کتاب هاست، نه مشکلات مالي. به همين علت فروش کتاب کم شده است.

در اين شرايط بايد چه کرد؟
بايد جامعه به مطالعه گرايش پيدا کند که نمي کند. اين همه خواهش و التماس مي کنند، رهنمود مي دهند، ولي فايده اي ندارد. کاهش مطالعه تنها به کشور ما هم محدود نمي شود. در همه جاي دنيا سرانه مطالعه کم شده است. علتش هم وسايل ارتباط جمعي مانند اينترنت، شبکه هاي ماهواره اي، بازي هاي رايانه اي و اينهاست. مردم کمتر وقت مي گذارند براي کتاب خواندن. دنبال بهانه هم مي گردند و هميشه بهانه هست. الان بهانه شده گراني. اگر گران است بروند کتابخانه. الان بيش از 2700 کتابخانه عمومي داريم. البته اينها بجز کتابخانه هاي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، کتابخانه هاي مدارس، کتابخانه هاي دانشگاه ها و کتابخانه هاي مساجد و شهرداري هاست. شرايط عضويت هم بسيار آسان است. مثل گذشته هم نيست که کتاب ها قديمي باشند. اتفاقا کتاب ها به روز هستند. فضاهاي خوبي هم دارند. در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند. اما کتابخانه ها جايي شده براي درس خواندن. متاسفانه کتابخانه ملي هم شده جايي براي کساني که مي خواهند کنکور بدهند. اوضاع همين طور هم بدتر مي شود.

حالافکر مي کنيد در چنين شرايطي برپايي نمايشگاه کتاب مي تواند چه نقشي ايفا کند؟
نمايشگاه يک محاسني دارد و يک معايبي که به نظر من محاسنش خيلي بيشتر است. يک عده مي گويند برپايي نمايشگاه باعث کاهش فروش کتابفروشي هاي سراسر کشور در طول سال مي شود. چون خانواده ها در ايام نمايشگاه مبلغي را براي کتاب در نظر مي گيرند و ديگر در طول سال کتاب نمي خرند. من اين نظر را قبول ندارم. هنوز جايي آمار رسمي و مشخصي در اين باره منتشر نکرده که نمايشگاه باعث اين موضوع مي شود. هر چند برپايي نمايشگاه ممکن است در اين زمينه بي تاثير نباشد. من مي گويم رقم فروش کتاب در نمايشگاه چند ميليارد است، اگر نمايشگاه برگزار نشود آيا مردم در طول سال مي روند همان چند ميليارد را کتاب بخرند؟ پس نمايشگاه خودش انگيزه اي است براي کساني که در طول سال کتاب نمي خرند بروند و در نمايشگاه کتاب بخرند. ما نبايد نقد را با نسيه عوض کنيم. از طرفي با توجه به اظهارات کساني که از ايران به نمايشگاه هاي خارجي مي روند و بنا به حرف هاي مهمانان خارجي حاضر در ايران، نمايشگاه کتاب ما در دنيا بي نظير است. هيچ جاي دنيا دولت ها اين قدر براي کتاب يارانه نمي پردازند. در نمايشگاه اغلب کشورها ورودي مي گيرند. به نظرم نمايشگاه يک جشن فرهنگي است. من در دوره هايي که دولت ها بيشتر خطوط قرمز نظام را در عرصه مسائل فرهنگي رعايت مي کنند، خوشحال ترم. يک نکته ديگر هم اين که کتاب، گل و گياه و وسايل تزئيني نيست که آدم از ديدنش لذت ببرد. پس مخاطبي که به نمايشگاه کتاب مي رود دنبال محتواست و عقلش به چشمش نيست و از يک حداقل فرهيختگي برخوردار است. اين اميدوارکننده است که مردم از نقاط مختلف کشور به نمايشگاه مي آيند، بار سنگين کتاب را تحمل مي کنند، در ترافيک مي مانند، در صف پست مي ايستند و... کسي که اينها را تحمل مي کند يعني انگيزه دارد. پس بايد خوشحال باشيم و به دنبال تضعيف نمايشگاه نباشيم. با اين حال ترديد نيست وضع کتابفروشي در کشور بد است. جز استثنائاتي مثل مقابل دانشگاه تهران، بقيه کتابفروشي ها، حتي کتابفروشي هايي که در شهر بزرگي مثل تهران هستند، امورشان نمي گذرد و ناچارند در کنار کتاب، لوازم تحرير، کالاهاي خرازي و دستگاه کپي بگذارند.

ارسال نظر