چند روز پیش، با خوشحالی خبردار شدم "حافظ هفت" سفرنامه داستانی رهبر معظم انقلاب به استان فارس، در ظرف حدود دو ماه که از انتشار چاپ اولش می گذرد، به چاپ سوم رسیده است.
نویسنده این اثر جذاب و ارزشمند، نویسنده شیرازی،آقای اکبر صحرایی و ناشر آن نیز انتشارات سوره مهر است. پیش بینی می شود این اثر، رکورد همه کتابهایی را که تا کنون در مورد سفر آیت الله خامنه ای نوشته و منتشر شده است، بشکند.
اصرار در چاپ بعضی آثار ترجمه ای نوعی اسراف فرهنگی است
این چهره شناخته شده فرهنگی کشور در گفت و گو با سایت مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی به تبیین ایده اصلاح الگوی مصرف در حوزه فرهنگی پرداخته است.
مرکز هم اندیشی: اصولا چه نسبتی بین اصلاح الگوی مصرف و ادبیات وجود دارد؟
ببینید! شاید یکی از نزدیک ترین موضوعاتی که در این زمینه به ذهن می رسد این است که ناشران و نویسندگان از چاپ کتاب های تکراری و کم ارزش که به فرهنگ جامعه چیزی اضافه نمی کند جلوگیری کنند. زیرا یکی از لوازم وارداتی، کاغذ و امکانات چاپ است که به واسطه همان، ارز قابل توجهی از کشور خارج می شود. به هر حال اگر ایده اصلاح الگوی مصرف در این حوزه هم اجرایی شود برکات فراوانی به همراه خواهد داشت.
در عین حال در این حوزه آنچه بیشتر در کشور دیده می شود کتاب سازی است. کتاب هایی تخیلی که ابداع نویسنده نیست بلکه دستبردی به آثار دیگران و تکرار مطالبی است که نویسندگان یا مترجمان دیگر قبل از آن منتشر کرده اند. اگر جلوی این کار گرفته شود می تواند باعث افزایش مطالعه شود. برای مثال یکی از دلایلی که دلزدگی برای مخاطبان به ویژه کودک و نوجوان ایجاد می شود وجود کتاب هایی با محتوای یکسان و نام های متفاوت است.
مرکز هم اندیشی: با توجه به اشاره شما به کتاب های کم ارزش، می شود توضیح دهید معیار ارزش گذاری کتاب ها چیست؟
البته منظور از کم ارزشی یا بی ارزشی بحث ارزشی و دینی نیست. بلکه منظور این است که برخی از این کتاب ها چیز تازه ای به مخاطب نمی دهد و چیزی هم به عرصه اندیشه و ادبیات اضافه نمی کند. البته آثاری هم هستند که از سطح ادبی و درون مایه های علمی کم ارزشی برخوردار است.
مرکز هم اندیشی: درباره تجدید چاپ های مکرر برخی آثار چطور؟ این آثار می توانند در اصلاح الگوی مصرف موثر باشند؟
من معتقدم به ویژه در عرصه ادبیات، برخی آثار بسیار ارزشمندند و تا زمانی که مخاطب دارند هر چه تجدید چاپ شوند بهتر است. در حوزه ادبیات کتاب های کلاسیک زیادند که از فراز زمان ها و مکان ها عبور کردند و خود را به دوران های جدید رساندند و همچنان مخاطب دارند. به ویژه این که جدا از ساختارهای مناسب دارای درون مایه های ارزشمندی هستند.
مرکز هم اندیشی: این موضوع درباره کتاب های ترجمه ای هم صدق می کند؟
یکی دیگر از اسراف ها اصرار در چاپ کتاب های ترجمه ای است. البته دانش و هنر و ادبیات در نفس خود یک میراث بشری است که نمی شود برای آن مرزی قائل شد. اما ترجمه همیشه باید برای پر کردن خلاهای تولید انجام شود یعنی در هر زمینه، این که مولفان آن کشور قادر به تولید آثار جدید نباشند به وسیله ترجمه آن خلا جبران می شود. البته قابل توجه است که آثار خارجی اغلب فرهنگ متفاوتی را در بین مردم رواج می دهند که در سنین پایین، کثرت آثار ترجمه ای می تواند منجر به نوعی خود کم بینی در برابر فرهنگ های خارجی شود.
مرکز هم اندیشی: نظرتان درباره برگزاری جشنواره های متعدد ادبی چیست؟ می تواند در اصلاح الگوی مصرف موثر باشند؟
در دولت سابق تعداد جوایز غیر ارزشی و شبه روشنفکری زیاد شده بود به طوری که شاید تنها جوایز ارزشی موجود منحصر به 2 جایزه می شد. در دولت نهم اتفاقی که افتاد این بود که حمایت ها از جوایز ضد ارزشی کم شد و اقدام به تاسیس و تقویت جوایز ارزشی قبلی شد. با توجه به کمی شمارگان، کتاب ها در کشور به مرزهای خطرناکی می رسند و به تدریج شوق و رغبت نویسندگان در تولید آثار ادبی کاسته می شود. وجود جوایز ادبی می تواند کمک کنند که کمبود درآمدی که منجر به این آفت شده اند جبران شود. ضمن این که وجود این جوایز رقابتی را ایجاد می کند تا از رکود در این عرصه جلوگیری شود. تنوع قلمروها اگر باعث ایجاد جوایز متفاوت شود اشکالی ندارد اما اگر قرار باشد یک سری آثار یکسان، در جشنواره های متفاوت تکرار شوند نوعی اسراف تلقی می شود.
مرکز هم اندیشی: با توجه به توضیحات شما آیا می توان شعار اصلاح الگوی مصرف را در قالب کتابی با محتوای ادبی برای سنین متفاوت ارائه داد؟
بله. به ویژه درباره ادبیات کودک و نوجوان این کار نه تنها شدنی است بلکه بسیار لازم است. به این دلیل که هرگز برای ما امکان مقایسه رفتار خود با رفتار ملل دیگر در زمینه ای خاص فراهم نیامده و متوجه خطا بودن رفتار خاص خود نیستیم مانند مشکلات در مصرف انرژی. این مسائل را می توان در قالب کتاب ها و نمایشنامه ها به صورتی غیر مستقیم برای مخاطبان بیان کرد. برای تاثیر گذاری این الگوها نیاز به تکرار به زبان های متفاوت است.
مرکز هم اندیشی: چطور می توان سنخیتی بین این الگو و فضای اجتماعی در جامعه برقرار کرد؟
مسلما خود این که عادات خوب را در قالب شخصیت های جذاب و دلنشین بیان کنیم بسیار اهمیت دارد. در نتیجه برای مثال کودکان و نوجوانان به دلیل تجارب کم، از این شخصیت ها الگو می پذیرند. مثالی دیگر نیز در این حوزه این است: شناخت مردم در نوع زندگی رهبران و مسئولان جامعه در زندگی ساده می تواند در شکل گیری اصلاح الگوی مصرف بین مردم موثر باشد.
مرکز هم اندیشی: فکر می کنید چه تفاوت هایی را می توان برای اصلاح الگوی مصرف در حوزه های ادبی و فرهنگی و سایر حوزه ها مانند سیاسی و اقتصادی قائل شد؟
این موضوع را می توان با مثال روشنی در این روزهای انتخاباتی جامعه بیان کرد. امکاناتی که صدا و سیما به طور مساوی در اختیار نامزدها می گذارد کفایت می کند. پس چاپ پوسترهای متفاوت رنگارنگ نوعی اسراف است. معیار انتخاب نامزد مورد نظر مردم باید همین موضوع باشد که کدام یک از نامزدها به این شعار پایبند هستند. منظورم از این مثال این بود که باید به دنبال راه هایی برای مطرح شدن رفت که هزینه های سرسام آور نداشته باشد. حالا چه در سیاست باشد و چه در حوزه های دیگر.
مرکز هم اندیشی: ...و حرف آخر؟
یکی از عادات های مردم این است که بسیاری از کتاب هایی را که می خرند نمی خوانند. برخی از کتاب ها حتی به بیش از یک بار خواندن نیاز است. خود این که ما جریانی به نام معرفی و نقد کتاب ها راه انداخته تا کتاب های خوب و بد را به مردم معرفی کنیم نوعی اصلاح الگوی مصرف است. من معتقد نیستم که افراد به ویژه کودکان و نوجوانان بی حساب و بی برنامه هر کتابی را بخوانند زیرا خواندن برخی از کتاب ها نه تنها سودمند نیست بلکه پرضرر است هم به دلیل ضعف محتوایی و هم به دلیل ضعف ادبی. در نتیجه کتاب هایی که از طرف اهالی فن و متخصصان پیشنهاد می شوند برای مطالعه ارزش مند هستند. می توان گفت ما در زمینه مطالعه دچار کمبودهای فراوانی هستیم که تا مدت ها چیزی به عنوان اسراف دراین زمینه معنا پیدا نمی کند
ماخذ:سایت مرکز هم اندیشی استادان ونخبگان دانشگاهی.
No TrackBacks
TrackBack URL: http://www.sarshar.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/5
ارسال نظر