آخرین خبر

  • • قصه گو با روایت عید غدیر به رادیو بازگشت
  • شنبه 19 مهرماه 93

    تهران-ایرنا-مدیر رادیو ایران از پخش قصه غدیر با گویندگی محمدرضا سرشار پس از 10 سال دوری وی از رادیو در ظهر عید سعید غدیر خبر داد.
    خبرگزاری‌ایرنا
    شنبه 19 مهر 1393 - 14:42
    به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، حمید شیخ محمدی روز شنبه در مورد برنامه های رادیو ایران برای روز غدیر خم اظهار داشت: گروه اندیشه رادیو ایران به منظور آشنایی بیشتر شنوندگان با فلسفه غدیر خم، برنامه ای را با عنوان قصه ی ظهر غدیر تقدیم علاقمندان می کنند.
    وی گفت: این برنامه که ساختاری نمایشی دارد، ضمن بیان داستانی از غدیر خم، دلایلی که باعث شد پیامبر اسلام( ص) حضرت علی(ع) را به امامت انتخاب کند، به شیوه ای زیبا مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
    بنا به گفته مدیر رادیو ایران، قصه ظهر غدیر ساعت 11:30 روز عید به قلم سعید روح افزا، اجرای محمدرضا سرشار و تهیه کنندگی عذرا وکیلی تقدیم علاقمندان می شود.
    شیخ محمدی در پایان سخنانش خاطر نشان کرد: در برنامه های اذان گاهی ظهر روز عید غدیر به مدت 30 دقیقه روایتی شنیدنی از برگزیده شدن حضرت امیر المومنان علی (ع) برای شنوندگان پخش خواهد کرد
    وی تصرح کرد: علاقمندان می توانند روز دوشنبه بیست و یکم مهر ساعت این برنامه را از رادیو ایران بر روی موج FM ردیف90 MHz و AMردیف 900 kHz دریافت کنند.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مهرانه: شاید یعنی سر بالاترازبقیه بدن قرار میگیرد.مثل تختخواب شیب!!! ادامه
  • کیهان فارسیان: سلام.منظورشماازمطالعه بازاویه سی درجه چیست؟ ادامه
  • مدیر: سلامی چو بوی خوش آشنایی! متشکرم که یادی از من ادامه
  • سید احمد میرزاده: سلام استاد.چه اطلاعات جذاب و جالبی بود.تصور کتابخانه شخصی شما ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • کک به تنور؛ نوشته محمدرضا سرشار
  • کک به تنور

    کک,به,تنور
    معرفی مختصر کتاب: کتاب مصوّر حاضر، داستانی از مجموعه کتاب های کودکان» با سبک کودکانه و برای همین گروه سنی تدوین شده است. هدف از نگارش این داستان، آشنایی با یکی از داستان های عامه و افسانه ای و آموزش همدردی و دلسوزی برای دیگران است. در این داستان آمده است: مورچه کوچولو و کک با هم در حال پختن نان در تنور هستند که ناگهان کک به درون تنور سر می خورد و می سوزد. مورچه بسیار گریان و ناراحت...
    • جلد: شومیز
    • قطع: خشتی
    • نویسنده: محمدرضا سرشار
    • تعداد صفحات: 16
    • ناشر: سروش

محمدرضا سرشار: 7 سال است جز در موارد بسیار خاص، کتاب نمی‌خرم!

محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) نویسنده و صدای آشنای سال‌ها پیش قصه ظهر جمعه از کتاب داستان‌های کودکی‌اش تا کتابخانه شانزده هزارجلدی امروزش سخن گفت. او معتقد است «کتاب کشی» مصیبت بزرگی است.

سرشار درباره کتابخانه شخصی‌اش گفت: از زمانی که در دوران نوجوانی مطالعه می‌کردم، کتاب می‌خریدم و معمولاً آنها را نگه می‌داشتم. داستان‌های معاصر و آثار چهره‌های فعال ادبی آن زمان مثل محمود دولت آبادی، بزرگ علوی، جلال آل احمد، صادق چوبک، به اذین، احمد محمود، سیمین دانشور، امین فقیری و امثال این نویسندگان اولین کتاب‌های کتابخانه شخصی مرا شکل دادند؛ اما در مراحل بعدی و با ورود به حوزه نقد و پژوهش، کتاب‌های بیشتری مورداحتیاج من شد و طبیعتاً کتابخانه‌ام پربارتر شد.

گزیده ای از گفتگوی سرشار با خبرگزاری کتاب را در ادامه می خوانید:

- کتابخانه شخصی من حدوداً شانزده هزار جلد کتاب دارد که عمدتاً در حوزه علوم انسانی و بخش کمی از آن، حدود هزار جلد به کتاب‌های داستان اختصاص دارد. معمولاً کتاب‌های داستان را نگه نمی‌دارم و اغلب بعد از خواندن، آنها را هدیه می‌کنم، تنها در مواردی که بخواهم در مورد داستانی کار تحقیقی و پژوهشی انجام دهم آن را نگه می‌دارم.

- در حال حاضر در خانه‌ای در دو طبقه زندگی می‌کنیم؛ در طبقه پایین، فضایی وجود دارد که از گذشته قفسه‌بندی شده بود و بخش دیگری از آن را هم خودم قفسه‌بندی کردم و همه کتاب‌هایم را با بخش‌بندی‌های متفاوت در آنجا قراردادم.

- خیلی سعی کردم تاکمی از بار این انبوه کتاب‌ها کم کنم و آن را سبک‌تر کنم، اما هر بار که به کتاب‌ها نگاه می‌کنم واقعاً دلم نمی‌آید هیچ‌کدام از آن‌ها را از کتابخانه‌ام خارج کنم.

- تقریباً شش یا هفت سال است کتاب نمی‌خرم، مگر استثناهایی که ممکن است آن کتاب را نداشته باشم یا در آن کتاب مباحث جدیدی مطرح‌شده باشد. به ویژه در حوزه پژوهش و نقد ادبی که بیشترین کتاب‌های کتابخانه‌ام را به خود اختصاص داده‌اند.

- همه کتاب‌های مهم موردعلاقه‌ام را در سال‌های گذشته خریده‌ام و کتاب‌های جدید را که نگاه می‌کنم، می‌بینم که عمدتاً همان مباحث گذشته را با اندک تغییری تکرار کرده‌اند.

- جالب این‌که چندی پیش که تعداد زیادی از کتاب‌های حوزه دین را کنار گذاشته بودیم تا همسرم به یکی از حوزه‌های علمیه بانوان در تهران اهدا کند، در کمال تعجب این کتاب‌ها را از ما قبول نکردند و گفتند، جانداریم! انگار مشکل کمبود جا در تهران، خود را به کتاب هم تحمیل کرده است.

- بسته‌بندی و حمل کردن کتاب‌ها(کتاب کشی) برای ما که درگذشته به خاطر ثابت نبودن منزل، هر از گاهی جابه‌جا می‌شدیم، مصیبتی بزرگ بود. به‌طوری‌که جابه‌جایی همه وسایل منزل یک طرف و جابه‌جایی کتاب‌ها طرف دیگر.

- اگر افرادی را می دیدم که برای پژوهش‌هایشان به دنبال کتابی بودند و پیدا نکرده‌بودند و همچنین برخی افراد مطمئن که آنها را می‌شناسم، به آنها کتاب امانت می‌دادم؛ البته برخی از همین دوستان بودند که کتاب‌ها را بردند و دیگر پس نیاوردند. اما بااین‌حال هر بار که فردی کتابی را از من امانت می‌خواهد فکر می‌کنم که دیگر این فرد متفاوت است و حتماً کتاب را پس خواهد آورد، اما گاهی بازهم همان حکایت تکرار می‌شود.

- من مطالعه را هم به همان شکل سنتی‌اش، یعنی روی زمین به حالت نشسته یا درازکش دوست دارم و معمولاً ترجیح می‌دهم بالشی بگذارم و به حالت درازکش با زاویه ۳۰ درجه، مطالعه کنم. و کمتر روی صندلی و پشت میز مطالعه می‌کنم؛ البته اگر مبل راحتی مناسبی برای مطالعه پیدا شود، از آن نمی‌گذرم.

- هنگام نوشتن به دلیل فعالیت ذهنی، گرسنه‌ام می‌شود و حس می‌کنم که قند خونم پایین می‌آید؛ سابقاً هنگام مطالعه برای مقابله با خواب‌آلودگی چای و قهوه می‌خوردم که این اواخر به دلیل ناراحتی معده از خوردن چای و قهوه منع شده‌ام، و گاهی به شکستن تخمه رو می‌آورم. البته گاهی هم می‌شود که رژیم غذایی را نادیده می‌گیرم .
خاطره کتابی از دیدار با رهبری

سرشار در ادامه به خاطره‌ای از دیدار با رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و گفت.

- سال ۱۳۶۳ به‌تازگی در حوزه هنری مشغول به کارشده بودم؛ کتابخانه حوزه هنری مسئولی داشت به نام آقای «یوز باشی» امور کتاب و کتابخانه حوزه در دست او بود. در آن زمان هر ازگاهی برخی اعضا و هنرمندان حوزه هنری را به دیدار مقام معظم رهبری می‌بردند که دریکی از این بازدیدها به همراه جمعی از شاعران، نقاشان، مجسمه‌سازان و سایر هنرمندان به دیدار رهبری رفتیم. از آنجاکه معمولاً رهبری مطالعه بسیاری دارند و آخرین کتاب‌های منتشرشده را می‌خوانند در این دیدارها کتاب‌هایی را که نظرشان را جلب می‌کرد توصیه می‌کردند. رهبری شروع کردند به پرسیدن که آیا این کتاب را خوانده‌اید، و در بین ما همه به یکدیگر نگاه می‌کردند و هیچ‌کس آن کتاب را نخوانده بود و بعضا حتی اسمش هم به گوش ما نخورده بود. رهبری کتاب دیگری را معرفی کردند، بازهم کسی نخوانده و همین‌طور کتاب‌های بعدی.در حالی که همه ما از خجالت سرخ‌شده بودیم، کاظم چلیپا (نقاش) که در کنار من بود، به‌آرامی و با لبخندی گفت، اگر می‌دانستیم این‌گونه است، «یوز باشی» را با خودمان می‌آوردیم.

۱۰ کتابی که همه باید بخوانند به پیشنهاد محمدرضا سرشار

کتاب «جاده جنگ» نوشته منصور انوری، کتاب «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» از داستایوفسکی، «جنگ و صلح» اثر تولستوی، رمان «ربه‌کا» اثر دافنه دوموریه، «خوشه‌های خشم» اثر جان اشتاین بک، کتاب «فرمانروای مه» نوشته اقدس ارطایفه، کتاب «چشمی که بستم، چشمی که بگشود» نوشته مریم مقامی، مجموعه داستان «زن‌ها همه شبیه هم‌اند» نوشته محمد سرشار.

4 نظر

سلام استاد.چه اطلاعات جذاب و جالبی بود.تصور کتابخانه شخصی شما برایم بسیار تصور شیرینی بود.همچنین عادت های مطالعه شما.کاش اشاره ای به ساعت ها ی مطالعه هم می فرمودید.و این که مثلا روی صفحه های کتاب هایی که می خوانید چیزی می نویسید ؟زیر مطالب خط می کشید ؟فیش برداری می کنید ؟بایگانی فیش دارید ؟و یک نکته ی دیگر:به نظرم در میان کتاب هایی که معرفی کرده اید جای "آنک آن یتیم نظر کرده " به شدت خالی است .که احتمالا فروتنی مانع از معرفی آن شده است.دیگر این که برای مطالعه ی جنگ و صلح ، حتما کتاب "نگاهی تازه به جنگ و صلح ابر اثر لئون تولستوی "باید در کنار دست خواننده باشد تا بتواند از این کتاب عظیم ، بهره بیشتری ببرد. امیدوارم همیشه سلامت وپیروز باشید .

سلام.منظورشماازمطالعه بازاویه سی درجه چیست؟

شاید یعنی سر بالاترازبقیه بدن قرار میگیرد.مثل تختخواب شیب!!!

ارسال نظر