آخرین خبر

  • • بازگشت همه به سوی اوست
  • چهارشنبه 17 تیرماه 94

       جناب آقای مومنی
       عضو هیات موسس انجمن قلم ایران و رئیس محترم حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
       مادر، معمولا  عزیزترین و نزدیکترین موجود به هر کس و مایه و پایه اصلی شیرینترین خاطرات تمامی عمر انسان است. بنابر این، فقدان او نیز می تواند یکی از دردناکترین و تلخترین رویدادهای زندگی وی باشد.
    خداوند به شما صبر بدهد و والده گرامی را مشمول رحمت واسعه خویش قرار داده، این نشئه جدید از حیات را دوران آسایش و راحت ابدی برای ایشان مقرر فرماید.
       ما را در غم خویش شریک بدانید.



آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


امام جمعه زابل: اصحاب قلم و رسانه در سیستان از همه مسوول تر هستند

امام جمعه زابل: اصحاب قلم و رسانه در سیستان از همه مسوول تر هستند

زابل- ایرنا- امام جمعه زابل گفت: اصحاب قلم و رسانه در سیستان از همه مسوول تر هستند و با قلم شان رسالت سنگینی بر عهده دارند و باید مشکلات عدیده مردم را به مسوولان انتقال دهند.

به گزارش ایرنا حجت الاسلام علی اکبر کیخا دوشنبه شب در دیدار با اصحاب قلم و اندیشه بمناسب 14 تیر روز قلم در دفتر امام جمعه زابل افزود: هنر داشتن قلم توفیق و عطیه بزرگ خداوند به انسانهای صاحب قلم است و هر فردی به راحتی نمی تواند شعر بگویید و مطلب بنویسد.

وی وجود شاعر ملی استاد عباس باقری در سیستان وبلوچستان را یکی از افتخارات این سرزمین با تمدن بزرگ دانست و گفت: عباس باقری به خوبی به دنبال مفاهیم است و تصاویری که در ذهن اوست گاهی اوقات او را به اعجاز می رساند از این استعدادها در سیستان زیاد است که مورد غفلت واقع شده اند.

خطیب جمعه زابل تصریح کرد: آنچه سیستان را امروز به این وضعیت دچار کرده ریزگردها و بلایای طبیعی نیست بلکه خاک ها و ریزگردهای غفلت سیستان را به این روز دچار کرده است.

وی اضافه کرد: امیدواریم سیستان آنگونه که باید و شاید دیده شود و استعدادهای بالقوه آن به بالفعل تبدیل شوند.

حجت الاسلام کیخا با بیان اینکه شهر زابل با گذشت چندین سال همانند روستای بزرگ مانده است گفت: به راحتی بودجه ها و اعتبارات از این منطقه برداشته می شود اما اقدام مناسبی انجام نشده است.

وی اظهار داشت: کارهای بزرگی برای برون رفت سیستان از مشکلات در دست اقدام است و امیدواریم مسوولان به قول های که دادند عمل کنند.

امام جمعه زابل یادآور شد: اصحاب قلم و رسانه با شناخت صحیح از مشکلات منطقه و برون رفت از چارچوب های قبیله ای و طایفه ای قلم بزنند و از قالب خود ساختگی و در خود خلاصه شدن بیرون آیند و به سیستان خود افتخار کنند.

وی افزود: خروجی دانشگاهها و حوزه های علمیه سیستان امروز نیز باید اندیشمندان و فرهیختگانی چون فرخی سیستانی، آیت الله مطهری سیستانی، آیت الله سیدمحمد تقی حسینی طباطبایی باشد.

حجت الاسلام کیخا توجه بیشتر به آثار باستانی سیستان را مورد تاکید قرار داد و گفت: آثار باستانی سیستان و توسعه صنعت گردشگری امروز به راحتی می توانند ارزآوری بیشتری از بشکه های نفت داشته باشند که متاسفانه تاکنون کسی به آن توجه نکرده است.



رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی زابل نیز گفت: چهاردم تیر به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز قلم در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران نامگذاری شده است که گرامیداشت این روز فرصتی برای تقدیر از اصحاب فکر، اندیشه و فرهیختگان جامعه است.

عباس باقری با بیان اینکه ارزش قلم آنقدر بالاست که خداوند به آن سوگند یادکرده است، تصریح کرد: قلم نمادی از پاکی روح و جلوه های انسانی و الهی است که باعث خلق بهترین آثار می شود.

در ادامه جواد اویسی، سنچولی، میش مست، اله بخش، یزدان سرگزی، ساناز شهنوازی، معصومه سراجی، دانایی مقدم، زهرا ساری، اشعار خود را در موضوعات شبهای قدر، تالاب خشکیده هامون و مشکلات مردم در محضر امام جمعه زابل ارائه دادند.

7317/6081

انتهای پیام /* 

ارسال نظر