آخرین خبر

  • • حداد عادل: قبل از انقلاب، سینما رفتن کابوس بود
  • دوشنبه 15 تیرماه 94


    قبل از انقلاب جماعت متدین ما سینما رفتن برایشان کابوس بود چرا که در آن زمان فضای عمومی سینما و محتوای فیلم ها، محتوایی غیر اخلاقی و به دور از ارزش های اسلامی بود.
    آیین اختتامیه جایزه قلم زرین در تالار تماشاخانه مهر واقع در حوزه هنری اسلامی به همت انجمن قلم ایران برگزار شد.

    به گزارش باشگاه خبرنگاران، سیزدهمین دوره جایزه قلم زرین در حالی برگزار شد که تجلیل از فرج الله سلحشور کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون یکی از اصلی ترین برنامه های این مراسم بود.

    محمد رضا سرشار رئیس انجمن قلم ایران در ابتدای این مراسم با اشاره به جایگاه قلم و ارزش روز قلم گفت: برای سیزدهمین بار جشنواره قلم زرین را از طرف انجمن قلم ایران برگزار می کنیم. تشکلی فراگیر که به هیچ حزب دولتی و غیر دولتی وابسته نیست و 15 سال پربار و موثر در عرصه فرهنگی را پشت سر گذاشته است.

    وی افزود: در این سال ها طراحی پیشنهادات و پیگیری اموری چون اعطای مدرک معادل به خبرگان بدون مدرک، تلاش برای به رسمیت شناختن نویسندگی به عنوان یک شغل، ترجمه آثار به زبان های بیگانه و .... را در دستور کار خود قرار داده ایم.

    سرشار در ادامه افزود: امسال جایزه قلم زرین را همراه با تقدیر از هنرمندی متعهد که در راه استقامت بر عقیده خود حتی تا پای آبرویش هم قدم پیش گذاشته برگزار می کنیم.

    در ادامه این مراسم حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تقدیر از فعالیت های فرج الله سلحشور گفت: قبل از انقلاب جماعت متدین ما سینما رفتن برایشان کابوس بود چرا که در آن زمان فضای عمومی سینما و محتوای فیلم ها، محتوایی غیر اخلاقی و به دور از ارزش های اسلامی بود. گویا تلقی این بود اگر هنر سینما از غرب آمده است محتوای آن هم باید همچون فیلم های غربی باشد.

    وی افزود: بعد از انقلاب فرهنگی خوشبختانه گروهی تربیت شدند تا بتوانند فیلم هایی و قصه هایی را بسازند که با حقایق و وقایع دین اسلام و کشورمان همخوانی داشته باشد. امروز فرج الله سلحشور برای من مصداقی از همان افراد متعهد است که می تواند فیلمی فاخر را به گونه ای بسازد که نه تاثیر آنی و لحظه ای که در دراز مدت بر ذهن ناخودآگاه جامعه و مخاطب تاثیر بگذارد و فرهنگ اسلامی و دینی مان را گسترش دهد.


    در ادامه این مراسم جمال شورجه کارگردان در تمجید از فرج الله سلحشور گفت: او هنرمندی است که ظاهر و باطنش یکی است و کوچک ترین اهانتی را به ارزش های انقلاب و دینی اش نمی پذیرد. این که فردی چند دهه ثابت قدم و با صلابت بر سر اسلام و قرآن و ارزش های انقلابی اش ایستادگی کند، جرات می خواهد.

    وی افزود: به خوبی می دانم که دغدغه اصلی او این روزها راه اندازی مدرسه کوچک فیلم سازی اسلامی است و این که بتواند ساخت سریال 72 قسمتی موسی کلیم الله را به پایان ببرد.

    همچنین فرج الله سلحشور با اظهار نظر درباره قصه متعهد گفت: اگر می خواهیم قصه ای بنویسیم این قصه باید واقعی باشد و عبرت آموز تا بتواند به مخاطب درس زندگی بدهد. سینمای امروز ما فاقد چنین نگاهی است سینمای امروز درهای رحمت الهی را به روی مخاطبان باز نمی کند.

    وی افزود: همچنان مسئولان ما تصور می کنند آن چه که از غرب آمده است وحی منزل است و متاسفانه امروز در سینمای خود می بینیم ارزش های اسلامی و قرآنی مان آن طور که باید در فیلم ها جایگاهی ندارند و همچنان چیزی را می سازیم که حاصل تفکرات غرب است.

    سلحشور در پایان خاطر نشان کرد: قصه های خوب بسیار داریم آرزوی من این است که بتوانم یکی از این قصه های خوب را که داستان زندگی حضرت موسی (ع) است را به اتمام برسانم. همچنین از دیگر آرزوهایم ساخت مدرسه ای است که بتوانیم در آن فیلم سازان متعهد به ارزشهای اسلامی و انقلابی را تربیت کنیم.

    در پایان این مراسم کامران پارسی نژاد دبیر سیزدهمین جشنواره جایزه قلم زرین گفت: این وظیفه ادبیات فارسی ماست که با ساختاری مستحکم برای تعالی مضامین مهم و ارزشمند ایران اسلامی قدم بردارند به همین جهت با برپایی جایزه قلم ایران به گزینش و معرفی آثار ارزشمند ادبی پرداختیم.

    سیزدهمین دوره جشنواره جایزه قلم زرین در حالی پایان یافت که آثار برگزیده 5 بحث نقد و پژوهش ادبی، داستان و شعر بزرگسال و داستان و شعر کودک و نوجوان انتخاب شدند.

    برگزیدگان سیزدهمین دوره جایزه «قلم زرین» به شرح زیر است:

    بخش داستان بزرگسال

    «مفتون و فیروزه» نوشته سعید تشکری از انتشارات نیستان به عنوان اثر برگزیده این بخش شناخته شد. این اثر به دلیل شخصیت‌پردازی عمیق و دقیق،‌ استفاده به جا از عنصر حقیقت، مانندی و دلالت‌گری، در ترسیم فرهنگ، باورها و مناطق طبیعی ایران،‌روایتی نو از انقلاب اسلامی 57، دوری از شعارزدگی در افشای ماهیت رژیم قبل از انقلاب به این درجه دست پیدا کرد.

    بخش شعر بزرگسال

    در این بخش مجموعه شعر «واژه وحشی» اثر حامد حسین‌خانی از انتشارات فصل پنجم به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد. این اثر به دلیل داشتن تعهد شاعرانه به آرمان‌ها و ارزش‌های والای انسانی،‌تلاش‌های ارزنده برای دستیابی به افق‌های تازه،‌ نوآوری، زبان درخور تعمق و بیان مسائل و موضوعات تازه به تناسب زمان و پرداختن به آن به این درجه دست پیدا کرد.

    نقد و پژوهش

    کتاب «از نتایج سحر» (تحلیل شعر انقلاب اسلامی) اثر محمدرضا سنگری از انتشارات سوره مهر به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد. این اثر به دلیل اشراف نویسنده نسبت به موضوع پژوهش، گونه‌بندی و تحلیل مناسب شعر انقلاب اسلامی از زمان پیدایش آن تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دوره حاضر، نوآوری در انتخاب موضوع پژوهش پیرامون شعر انقلاب مورد تقدیر قرار گرفت.

    داستان کودک و نوجوان

    «گل‌های کاغذی» نوشته محمدعلی گودینی، انتشارات نازگل به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد. این اثر به دلیل روایت صمیمانه و ملموس از چگونگی رشد و تعالی نگاه دو نوجوان در مواجهه با واقعیت‌های حکومت ظالمانه رژیم ستمشاهی و نقش برجسته بیگانگان در اداره امور کشور به عنوان یکی از ریشه‌های انقلاب اسلامی مورد تقدیر قرار گرفت.

    شعر کودک

    مجموعه شعر «بوته خیس» اثر شکوه قاسم‌نیا از انتشارات پیدایش در شاخه شعر خردسال به دلیل برخورداری از حس عاطفی و صمیمیت خردسالانه زبان و لطافت شعری و مجموعه شعر«دم گربه‌ها را بکش» اثر طیبه شامانی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در شاخه شعر کودک به دلیل استحکام زبانی و توجه به مضامین تازه به عنوان اثر تقدیری برگزیده شد.

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


نوشتن شغل می شود

محمدرضا سرشار، رئیس انجمن قلم ایران در روز قلم و در اختتامیه سیزدهمین جشنواره قلم زرین، از تلاش‌هایی برای ثبت قانونی خبر داد که طی آن نویسندگی و شاعری در ایران به عنوان شغل به رسمیت شناخته شود.

 

به گزارش جام جم، اگر از جماعتی که نگاه مثبتی به ادبیات ندارند صرف نظر کنیم، نویسندگان و شاعران معمولا همیشه و در همه جای دنیا دارای ارج و قرب هستند و جایگاه ویژه و پراهمیتی دارند، اما برخی کشورها بخصوص جوامع پیشرفته تر جدا از منزلت معنوی، به نویسندگی و شاعری به عنوان یک حرفه موجه و معتبر هم نگاه می کنند و نویسندگان و شاعران شناخته شده و حرفه ای، از مهم ترین تسهیلات اجتماعی، معیشتی و رفاهی برخوردارند و بر صدر می نشینند.

ولی متاسفانه در بسیاری از کشورها از جمله کشور ما مسئولان فرهنگی و هنری چندان به وجه دوم و بخش اقتصادی قضیه اعتنا نمی کنند.

به همین سبب افرادی که در راه نویسندگی و شاعری قدم می گذارند، امکان امرار معاش و گذران زندگی را از این طریق ندارند. درواقع به نویسندگی و شاعری به عنوان یک شغل جدی و قابل اتکا نگریسته نمی شود؛ برای همین نویسندگی و شاعری به شغل دوم تقلیل می یابد و کمتر نویسنده و شاعری حتی آن تواناترین قلم فرسایان هم ناچارند برای گذران زندگی پی حرفه دیگری باشند.

اما سخنان و وعده های خوش رئیس انجمن قلم ایران در روز قلم، نویسندگان و شاعران کشور را به آینده ای بهتر امیدوار کرد و باعث شد تلاش ها برای به رسمیت شناختن شغل نویسندگی و شاعری، صورت جدی تری به خود بگیرد.

از کشوری که داعیه فرهنگ و هنر دارد و بسیاری از افتخاراتش را اهالی شعر و ادبیات با قلم زرین خود طی سال ها و قرن ها رقم زده اند، جز این هم انتظار نمی رود و باید به نویسندگی و شاعری به عنوان حرفه ای به غایت محترم، ارزشمند و اندیشه ورز نگاه شود.

اتحادیه نویسندگان جهان اسلام

محمدرضا سرشار در اختتامیه سیزدهمین جشنواره قلم زرین بجز وعده تلاش برای به تصویب رساندن قانونی مبنی بر به رسمیت شناختن نویسندگی و شاعری به عنوان شغل، از تلاش برای تشکیل اتحادیه نویسندگان جهان اسلام هم خبر داد و گفت: علاوه بر این اهداف مهم، ما در انجمن قلم ایران فعالیت هایی چون برگزاری دوره های آموزش داستان نویسی با کمک بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، برگزاری جلسات نقد و بررسی، برگزاری جلسات نقد تمام کتاب های فارسی دبستان با همکاری آموزش و پرورش، ارائه و طرح اشتغال به اجرای ده ها نویسنده از نسل های جدید و ترجمه آثار آنها به زبان های دیگر را هم با جدیت دنبال می کنیم.

او انجمن قلم ایران را تشکلی فراگیر دانست و افزود: این تشکل داستان نویسان، منتقدان و پژوهشگران شاخه های مختلف علوم انسانی را دربر می گیرد و با این که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست، توانسته در عرصه فرهنگ سختی ها را تاب بیاورد و 15 سال پربار و موثر را پشت سر بگذارد.

سرشار در ادامه بیان کرد: انجمن قلم ایران بالغ بر 200 عضو دارد که برخی از اعضای آن از مفاخر اندیشه و قلم کشور هستند و مسئولیت های مهم سیاسی و اجتماعی دارند. این انجمن فعالیت های مختلفی را تاکنون انجام داده که از جمله آنها می توان به طراحی و پیشنهاد ثبت روز ملی قلم، پیشنهاد اعطای مدرک معادل به خبرگان حوزه ادبیات بدون مدرک و انتشار فصلنامه اصحاب قلم با حمایت حوزه هنری اشاره کرد.

رئیس انجمن قلم به طرحی به نام فرصت سبز هم اشاره کرد و گفت: این طرح از سال 1392 به اجرا گذاشته شده است و انجمن برای تشکل های ادبی مستقل سراسر کشور، مدرس رایگان می فرستد و در پایان دوره تدریس، از طرف انجمن قلم به آنها گواهی داده می شود. این طرح برای اولین بار در استان گلستان اجرا شد . اگر شهر یا شهرستانی چنین ظرفیتی را دارد، اعلام کند تا برای آنها مدرس اعزام کنیم.

سرشار افزود: شناسایی استعدادهای شهرستانی یکی دیگر از مهم ترین فعالیت های انجمن قلم است که این کار یک ارزش گذاری معنوی برای کسانی است که «نخست قلم» هستند.

تجلیل از سلحشور

اما یکی از مهم ترین بخش های اختتامیه سیزدهمین جشنواره قلم زرین به تجلیل از فرج الله سلحشور، فیلمنامه نویس و کارگردان تلویزیون و سینما اختصاص داشت. به همین منظور چهره هایی از جمله دکتر غلامعلی حدادعادل و جمال شورجه برای دقایقی پشت تریبون قرار گرفتند و درباره شخصیت سلحشور صحبت کردند.

رئیس فرهنگستان ادب و زبان فارسی در ابتدای سخنانش، هدف خود از حضور در اختتامیه جشنواره قلم زرین را ادای احترام به سلحشور و وفاداری به انجمن قلم دانست و گفت: من به دلیل مشغله کاری فرصت سینما رفتن ندارم و به همین دلیل بندرت راجع به این هنر صحبت می کنم. ضمن این که خودم را صاحب اهلیت نمی دانم که درباره هنرمند نام آوری همچون آقای سلحشور صحبت کنم.

یوسف پیامبر و آرزوی حدادعادل

دکتر غلامعلی حداد عادل در ادامه به سال های قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت: برای خانواده های متدین در قبل از انقلاب، سینما رفتن یک کابوس بود. در حقیقت فضای عمومی همین طور بود و اگر یک خانواده می شنید که نوجوانش به سینما رفته بسیار عصبانی می شد. سینما برای عموم غیراخلاقی بود و همه هم آن را قبول کرده بودند. در حقیقت این همان چیزی بود که از آن به عنوان فیلمفارسی یاد می شود.

او افزود: با پیروزی انقلاب، امام این جرات را داد که به خودمان برگردیم و مسائل اساسی را ـ از جمله در سینما و تلویزیون ـ مطرح کنیم. پس از انقلاب فرهنگی در اردیبهشت 59، دانشجویان فرصت بیشتری در این زمینه پیدا کردند. خاطرم هست که عده ای از این دانشجویان پیش ما آمدند و گفتند می خواهیم کمک کنیم. در عین حال متوجه شدم صدا و سیما یک باغ در الهیه دارد. سپس گروه 70 ـ60 نفره ای از این دانشجویان را به این باغ بردیم و آنجا برای آنها کلاس های آموزشی برگزار کردیم که بعدها بسیاری از آنها هنرمندان خوب و متعهدی شدند.

حدادعادل در همین خصوص ادامه داد: در آن زمان حرف من این بود که چرا حقایق دین و انقلاب اسلامی را در قالب سینما نیاوریم؟ برای مثال چرا داستان حضرت یوسف(ع) و دیگر پیامبران را موضوع قرار ندهیم؟ بعد از گذشت سال ها این توفیق را داشتم تا بیشتر قسمت های سریال یوسف پیامبر ساخته آقای سلحشور را تماشا کنم. هنگام تماشای این فیلم مکررا یاد آن آرزوی خودم می افتادم و خدا را شکر می کردم که تحقق پیدا کرد. البته عده ای هم از این که این سریال مورد توجه بود، عصبانی بودند و ایرادهای کوچک را بزرگ می کردند. درحالی که ما نباید اثرات فیلم های فاخر را در کوتاه مدت دنبال کنیم. اینها تاثیر خود را در ضمیر ناخودآگاه جامعه در آینده خواهد گذاشت و به گسترش فکر و معنویت اسلامی کمک خواهد کرد.

جمال شورجه، کارگردان سینما هم صحبت کردن درباره سلحشور را به اندازه یک مثنوی دانست و گفت: او بیش از 35 سال بدون انحراف و شفاف در خط امام خمینی و رهبری است. سلحشور خود را مبلغ دین می داند و همه را برای دین می خواهد و معتقد است هنر بدون دین ارزش ندارد. او از آبشخور قرآن و بیانات برای جلوگیری از انحراف استفاده می کند و پرچمدار سینمای قرآنی است.

سلحشور که این روزها مشغول فراهم کردن مقدمات ساخت سریال حضرت موسی(ع) است، آرزوی خود را راه اندازی سینمای اسلامی دانست و گفت: شاید مراسمی تحت عنوان بزرگداشت در شان من نباشد، اما لازم است اهداف و آرزوهایی که مرا به اینجا کشانده بیان کنم. روزی به کسی گفتم قصه های واقعی مد نظر من است و علاقه دارم درباره این قصه ها کار کنم، ایشان گفت می دانی تفاوت بین قصه واقعی و قصه ساختگی چقدر است؟ به اندازه تفاوت خدا تا انسان. ما عادت داریم قصه به نام خلاقیت از ذهن خودمان تراوش کند و افتخار می کنیم از خودمان حرفی زده باشیم، در حالی که قصه واقعی را خدا می نویسد و ما فقط قصه غیرواقعی می گوییم.

این کارگردان ادامه داد: یکی از آرزوها و وصیت هایم این است که سینمای اسلامی را راه بیندازم که بر اساس قصه های واقعی فیلم ساخته شود. بسیاری از این داستان ها را به فیلم تبدیل کرده ام و افرادی که دیده اند معتقدند این قصه ها در عین واقعی و ساده بودن ، روح و لطافت خاص خودش را دارد و می تواند برای همه عبرت آموز باشد.

کامران پارسی نژاد، دبیر سیزدهمین جشنواره قلم زرین هم در این مراسم یکی از وظایف نویسندگان و شاعران را شناسایی روند شکل گیری رویدادهای مهم و تاثیرگذار جامعه دانست و گفت: در شرایط کنونی که کشورمان از سوی دشمنان آشکار و پنهان مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته است، این وظیفه ادبیات ایرانی است که ضمن ترسیم اهداف استعماری، نقبی در حقایق مسلم دوران خود بزند. محملی برای طرح اندیشه ها و تجارب ناب و بدیع ملی مذهبی باشد و با ساختاری مستحکم در عرصه ادبیات طرحی نو دراندازد و مضامین مهم و ارزشمند ایران اسلامی را مطرح سازد.

در مراسم اختتامیه سیزدهمین جشنواره قلم زرین که به معرفی برگزیدگان حوزه شعر و ادبیات اختصاص داشت، افرادی چون محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری، لاله افتخاری نماینده مجلس شورای اسلامی، مجتبی رحماندوست نماینده مجلس شورای اسلامی، محسن پرویز، دکتر محمدرضا سنگری، جواد محقق، علی محمد مودب و علیرضا قزوه حضور داشتند.

برگزیدگان بخش های مختلف جایزه قلم زرین

داستان بزرگسال: مفتون و فیروزه نوشته سعید تشکری

داستان کودک و نوجوان: گل های کاغذی نوشته محمدعلی گودینی

شعر بزرگسال: مجموعه شعر واژه های وحشی سروده حامد حسین خانی

شعر کودک و نوجوان: مجموعه شعر بوسه خیس نوشته شکوه قاسم نیا در بخش خردسال و دم گربه ها را بکش نوشته طیبه شامانی

نقد و پژوهش: از نتایج سحر نوشته دکتر سنگری

ارسال نظر