آخرین خبر

  • • در اختتاميه سيزدهمين جشنواره قلم زرين اهالي قلم از «فرج الله سلحشور» تقدير كردند
  • سه شنبه 16 تیرماه 94

    مراسم اختتاميه سيزدهمين جايزه ادبي قلم زرين، با تقدير از «فرج الله سلحشور» برگزار شد.
    سرويس ادب و هنر-در اين مراسم که به مناسبت 14 تير، روز قلم و توسط انجمن قلم ايران يکشنبه شب در حوزه هنري برگزار شد، غلامعلي حداد عادل رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي، محمدرضا سرشار رئيس انجمن قلم ايران، لاله افتخاري نماينده مجلس، مجتبي رحماندوست نماينده مجلس، جمال شورجه کارگردان سينما و تلويزيون، محسن مومني شريف رئيس حوزه هنري، محسن پرويز نايب رئيس انجمن قلم و ميثم نيلي مدير عامل مجمع ناشران انقلاب اسلامي حضور داشتند.
    در اختتاميه جايزه ادبي قلم زرين، علاوه بر معرفي برترين آثار ادبي سال، از کارگردان سريال هاي «يوسف پيامبر» و «اصحاب کهف» (مردان آنجلس) هم به خاطر تلاش در عرصه فيلمسازي اسلامي تقدير شد.
    دکتر غلامعلي حداد عادل رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي، با اشاره به وضع سينما پيش از انقلاب اسلامي گفت: سينما قبل از انقلاب براي خانواده هاي متدين يک کابوس بود.
    وي با مرور برخي از اتفاقات پيرامون شکل گيري سازمان صداوسيما در ابتداي انقلاب، از ساخت فيلم و سريال درباره داستان حضرت يوسف به عنوان يک آرزو ياد کرد و اظهار داشت: وقتي سريال «يوسف پيامبر» را مي ديدم، مکرر ياد آرزوي سال 58 مي افتادم و خدا را شکر مي کردم. چرا که يک اثر فاخر در مقياس فيلم هاي درجه يک دنيا عرضه شد و بسيار جذاب است. کما اينکه برخي از افراد از توجه به اين مجموعه عصباني بودند و ايرادات فردي را مطرح مي کردند ولي انصاف اين است که آن کار موثر بود و تاثيرات آن فيلم هاي فاخر را نبايد در کوتاه مدت جست وجو کرد زيرا اينها در وجدان عمومي تاثيراتي مي گذارد که در درازمدت اثرش ظاهر مي شود.
    وي ضمن اشاره به حضور فرج الله سلحشور در مجلس هشتم، گفت: روزي در زمان مجلس هشتم آقاي سلحشور به کميسيون مجلس آمد و آنجا مطرح کرد که اين سريال در تاجيکستان وقتي که پخش مي شود خيابان ها همزمان با پخش سريال خلوت مي شوند و بعدا گفتند که فراواني نام يوسف در ميان نوزادان در آن مدت افزايش يافته بود. من اميدوارم ايشان فکرهايش را عملي کند و کارش هم الگو باشد.
    در ادامه، محمدرضا سرشار هم گزارشي از اقدامات و برنامه هاي انجمن قلم، ازجمله تلاش براي به تصويب رساندن قانون به رسميت شناختن شاعري و نويسندگي به عنوان يک شغل و صنف ارائه داد.
    وي همچنين درباره سلحشور گفت: او مردي با استقامت در راه عقيده خود است. اين برادر پنجاه و هفتي که از مسلماني و انقلابي بودن خود پشيمان نيست و به آن افتخار مي کند، کسي است که به وسيله آثار زيبا و فاخرش در عرصه هاي مختلف بي هيچ ترديد توانسته دل هاي بسياري را به اسلام و انقلاب متمايل کند. بزرگواري که به هر دليل از سوي مسئولان و اهالي هنر آن طور که بايد از وي قدرداني نشده است.
    جمال شورجه کارگردان و تهيه کننده سينما نيز اظهار داشت: فرج الله سلحشور علمدار سينما و تلويزيون ايران با تمام باورهايش يک مثنوي حرف دارد. او همين است که هست، پشت و رو ندارد، ظاهر و باطنش همين است. با اندک مرثيه اشکش جاري مي شود. او غيرت دارد و باورمند است.
    در ادامه از سوي مجمع ناشران انقلاب اسلامي، حوزه هنري، سازمان صدا و سيما و انجمن قلم ايران از سلحشور تقدير شد.
    فرج الله سلحشور در آئين تقدير از خود گفت: آرزوي من ايجاد سينماي اسلامي است؛ يعني همان چيزي که در آيه پاياني سوره يوسف درباره اش گفتم. همه ما معتقديم که قصه هاي واقعي مذهبي، سادگي و لطافت خاص خودشان را دارند و مي توانند براي همه ما درس عبرت باشند. با آن قصه ها مي توانيم بدون اينکه از کسي اسم ببريم، افشاگري کنيم.
    وي تصريح کرد: من آرزو دارم که در جريان فيلم و سريال سازي اسلامي، اثري مانند حضرت موسي (ع) را بسازم افزود: از آقاي مومني، رياست حوزه هنري هم مي خواهم بچه هاي سينماگري که به دنبال سينماي اسلامي رفته اند را در اينجا جمع کند، حرف هايشان را بشنود و به فعاليت آنها کمک کند.
    در اين مراسم همچنين آثار برگزيده معرفي شدند. براساس اين گزارش کتاب «مفتون و فيروزه» نوشته سعيد تشکري به عنوان اثر برگزيده سيزدهمين جايزه قلم زرين معرفي شد. در بخش داستان کوتاه کتاب گل هاي کاغذي نوشته محمدعلي گوديني مورد تقدير قرار گرفت.در بخش شعر بزرگسال کتاب «واژه هاي وحشي» سروده حامد حسين خاني ديگر تقديري اين جايزه بود.در بخش شعر کودک و نوجوان دو مجموعه «بوسه خيس» شکوه قاسم نيا در بخش خردسال و «دم گربه ها را بکش» سروده طيبه شاماني در بخش شعر کودک تقدير شدند.در بخش نقد و پژوهش از کتاب «نتايج سفر» نوشته محمدرضا سنگري با اهداي 4 سکه به تقديري ها تجليل شد. در ادامه اين مراسم در بخش شعر بزرگسال کتاب «دلواپسي هاي اويس»، «غروب پا به ماه» «طعم سکه هاي روحم» تقدير و تجليل شدند و در بخش شعر و نوجوان کتاب «هزارتا ني ني»، «سه ميهمان عزيزي»، «خوردني»، «تولد غارغارک» تقدير شدند. و در بخش داستان بزرگسال «روزه دار تفنگ»، «محاکمه آفتاب»، «هيرو» و «خنده زار» از ديگر تقديري هاي اين مراسم بودند.براساس اين گزارش در بخش داستان کودک و نوجوان کتاب «مادر بزرگ جادويي»، «نشان لبخند»، «مگر من چند نفرم» و «سي روز با پيامبر از تولد تا خانه عمو» تقدير شدند و در بخش پژوهش نيز از کتاب «بانگ در بانگ» تقدير به عمل آمد.


    روزنامه كيهان، شماره 21101 به تاريخ 16/4/94، صفحه 3 (اخبار كشور)

آخرین کتاب

  • • چند نکته در باره نقد تأویلگرا نوشته : محمدرضاسرشار (رضارهگذر)
  • طاهرخانی تاریخ: دوشنبه چهارم اسفند 1393 /وبلاگ یک نقد
    منبع :روز نگاشت هایی در باره ادبیات پس از انقلاب اسلامی (بیست و پنچ نوشتار در باره هنرو ادبیات داستانی ،محمد رضا سرشار (رضا رهگذر)،تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامی ، 1392،چاپ اول ، 420صفحه.

    سلسله نقدهای جدیدی که اساس خود را بر برداشت ویژه هر منتقد از اثردر هر دوره یا شرایط خاص ، یابر عنصر زبان و کشف رموز پنهان در آن گذاشته اند ، از این نظر که توجه نویسندگان و منتقدان را بیش از پیش و به شکلی علمی تر ا زگذشته به عناصری همچون زبان جلب میکنند ، قابل توجه و مثبت اند ؛ و در شکل تلطیف یافته خود، می توانند برای ادبیات برکاتی به همراه بیاورند . اما به همان شرط که مثلا، زبان راهمه چیز یک اثر ادبی ، و تحقیقات زبانشناسانه راهمه وظیفه نقد ادبی تلقی نکنند . چه ، در غیر این صورت ، مثل بعضی از مکاتب ادبی پیشین ، باتاکید مبالغه آمیز بر یک عنصر - هر چندمهم - و خلاصه کردن همه وظیفه ادبیات در پرداختن به آن ، آثار ادبی را از جنبه های زیبایی شناسانه و روح وهدفِ واقعی ِ آنها دور می کنند، و ادبیات را تا سطح یک مقوله شبه علمی - که به احتمال زیاد ، تا چند سال دیگر ، مبنای آن توسط یک نظریه متفاوت نقض خواهد شد- پایین می آورند . وقتی هم که این تب و تاب های اولیه فرو بنشیند ، هر یک از این مکاتب ، اگر واقعا اصیل باشند ، می توانند به عنوان تنها یک مکتب باهواداران خاص خود، باشیوه ای از نگاه ، که دریچه ای تازه را به روی بعضی عناصر ادبی گشوده ، و توجه منتقدان واهالی ادبیات را عمیق تر و بیشتر - و چه بسا متفاوت تر - نسبت به آن خاص جلب کرده اند ، در تاریخ ادبیات بمانند و ثبت شوند . اما اینکه به عنوان یک مکتب ادبی مسلط و فراگیر، دوام بیاورند ؛ قطعا نه! نکته ای که هر نویسنده ، منتقد یا دوستدار ادبیات ، همیشه در برخورد با یک اثر به خودگوشزد می کند باید این باشد که اصولا در طول تاریخ ادبیات ، تا همین امر وز ، عامل یا عوامل طبیعی ، واقعی و عام، که خواننده را به سوی آثار ادبی جلب و جذب کرده - بدون تحملیها و غلط و بد آمووزیهای رایح توسط منتقدان و نظریه پردازان ادبی افراطی و تفریطی و منحرف - چه بوده است ؟ آن گاه ، گمان می رود به راحتی تکلیف خود رابا بسیاری از این نظریه های مبالغه آمیز ِ انحرافی ، روشن کند . به بیان دیگر ، مشکل اصلی که باعث می شود کسانی ، در برخورد با این قبیل مکاتب ، گاهی دچار سردرگمی شوند، اغلب ، چیزی جز همن نداشتن تعریفی مشخص از ادبیات و وظایف آن ، یا فراموش کردن این تعریف نیست . اما حتی درصورت پذیرش بی چون وچرای این مکاتب ، باید جند نکته را در این ارتباط،مد نظر داشت : اول انکه ،نقدهای تأویلی و همخانواده آن، عمدتا در مورد آثاری که در آنها آفرینش کاملا اصیل و ناخودآگاه صوورت می گیرد ،می تواند مفید باشد. حال آنکه اغلب آثار نویسندگان، پس از نگارش اولیه ، چه از نظر ساخت و پرداخت و چه زبان ، بارها و بارها بازنگری ، اصلاح و بازنویسی می شوند . ضمن آنکه اغلب این آثار ، از ابتدا هم آگاهانه و با حضورِ ذهنِ کامل نویسنده به رشته تحریر در می آیند . یعنی از آن جنبه های ناخودآگاهانه ، یا بسیار کم در آنها وجود دارد، یااگر هم وجود دارد ، در ضمن بازنویسی و حک و اصلاح های مکرر ، این جنبه آنها ، به حداقل می رسد . بنابر این،بحث «متن بسته تأویل پذیر » در مورد این آثا، تقریبا اصلامصداق ندارد . اما از اینکه بگذریم ، اصل اینکه یک متن ادبی را تاحد متون رازآمیز و هزار لایه مذهبی بالا ببریم ، وبرای آن ،تأویلهای مختلف قایل شویم هم ، از آن انحرافهای فوق العده مبالغه آمیز و سوء استفاده گرانه است . ابهام در هنر ، لزوما نشانه عمق نیست . بلکه اغلب ، دال بر نارسایی ِ بیان و لکنت در ذهن و زبان ، وناتوانی هنرمند در انتقال مفاهیم ذهنی و احساسهای خود به مخاطبان اثرش است . به همین سبب ، این گونه نقدها، گاه خود می تواند تبدیل به نوعی پبرایه بستن بر اثر ، از سوی به اصطلاح منتقدان ،و ابزار ی برای تحمیل منویات و اغراض درونی آنان برآن گردد؛ که باعث انحراف ذهن مخاطبان ، از درونمایه های واقعی ِ موردنظر نویسنده می شود .

    کتاب روزنگاشت هایی در باره ادبیات داستانی پس از انقلاب شامل بیست و پنج نوشتار در باره هنر و ادبیات داستانی است . زیبایی و هنر از نگاه دین ، روشنفکر و مسئولان ، آیاهنرمند ان روشنفکرند ، تفاوتهای داستان و نمایش ، کدام درست است ، رابطه ادبیات و جنگ ، در طول تاریخ ، نگاه داستان نویسان ما به جنگ تحمیلی ، چرا کمتر داستان بلند و رمانی از جنگ داریم ، گوشه ای از سیر آموزش داستان نویسی پس از انقلاب ، گذری بر ادبیات داستانی انقلاب ، ادبیات داستانی در دوران صدرات عطاالله مهاجرانی ، دلایل پیچیده و دشوار فهم نمایی برخی آثار ادبی ، مدگرایی در هنر و ادبیات ، نوآوری از چه کسان ، اثر جهانی ، چگونه اثری است ، جند نکته در باره نقد تأویلگرا ، آیا کافکا صهیونیست بود،یادداشتی بر بورخس ، جلال آل احمد، از زوایه دیگر ، درباره سیمین دانشور ، سیر اندیشه نادر ابراهیمی از آغاز تا سال 1367، چشم انداز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی از نگاه رهبر ، باید هاونبایدها ی نشر از نگاه رهبر، عنوان مقالاتی است که محمد رضا سرشار در این کتاب تالیف کرده است .

    نویسنده در قسمتی از پیشگفتار کتاب چنین آورده است : بسیاری از فضلا توصیه می کنند برای شناخت یک ملت خواندن داستان های آنها از مطالعه و بررسی تاریخ و سرگذشت شان ضروری تر است ، لذا می توان گفت ادبیات ملل آینه تمام نمای احساسات وادراکات آنان و انعکاس دهنده حالات و روحیات جمعی شان می باشد .


بیانیه هیئت داوران بخش داستان سیزدهمین جشنواره قلم زرین

با شکر و سپاس از پرودگاری که بر اهل قلم منت گذاشت و فرصتی دوباره عطا کرد تا در عرصه داستان نقش آفرین آنات هستی باشند .
هیات داوران این دوره از مسابقه داستان نویسی مفتخر است که نتایج حاصل از بررسی آثار رسیده را به این ترتیب اعلام کند .
از تعداد کل اثار جمع آوری شده از کل همه ناشران و نویسندگان عرصه داستان نویسی که مورد داوری قرار گرفت ۵۷ اثر به مرحله دوم داوری راه یافت . بعد از بررسی این تعداد و بحث های کارشناسی بسیار تعداد ۸ اثربه مرحله نهایی راه یافت.
اما در یک جمع بندی کلی باید گفت، آنچه در نظر اول به عنوان آسیب جدی می تواند ادبیات داستانی را از درون تهی کند و در بین بخشی از آثار رسیده دیده شد، فقر مضمون و غیبت درونمایه های ارزشمند در آثار بود. درونمایه ای که بتواند به مخاطب ایمان، امید و انرژی تلاش و تکاپو در پهن دشت حیات ببخشد و قلب زشتی را با قلم خود نشانه رود و طلیعه زیبای روح حاکم بر عالم هستی را نشان دهد .
ترسیم عوالم یاس آلود، تیرگی بی سرانجام، فساد بی دلیل و تباهی های شخصیت های داستان، هرگز نمی‌تواند در حرکت خود زایندگی و حرکتی ایجاد کند. حتی افراط در آن موجب ترویج پلشتی هایی می‌شود که هم اکنون دامنگیر دنیا شده است و آنها را از درمان ، عاجز کرده است .
امروز قلم، مسئولیتی بس سترگ بر عهده دارد و جامعه قادر نخواهد بود ضرر چنین خام دستی هایی را بپردازد و فرصت ها چنان اندکند که گاه هرگز مجالی برای جبران خطا باقی نمی گذارند .
بیش از نیمی از آثار از جهت پیرنگ و نگارش فنی دارای قابلیت های بالایی بود و نشان از توجه به عناصر داستانی و بویژه نشان از چیره دستی نویسندگان جوان می داد . هم چنین به لحاظ نثر و پرداخت داستانی، آثار دارای وضعیت قابل قبولی بودند .
هیات داوران سیزدهمین دوره داستان نویسی ضمن سپاس از آن دسته نویسندگانی که با قلبی دردمند و عاشق، به خلق داستان های ارزشی همت گماشته اند، از همه کسانی که در این عرصه طبع خویش را آزموده اند تشکر می کند و امید وار است با بهره بری از مضامین ارزشمند، شاهد زایش و رویش آثاربهتری از ایشان باشد . انشاء اله
هیئت داوران بخش داستان سیزدهمین جشنواره قلم زرین

ارسال نظر