آخرین خبر

  • • خش هایی از کتاب آنک آن یتیم نظر کرده در کتابخانه علامه طباطبایی به نمایش درآمد
  • چهارشنبه 08 اردیبهشتماه 95

    منبع : لیزنا
    اجرای نمایشنامه کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» در کتابخانه علامه طباطبایی
    به گزارش لیزنا، هایده امیری، کتابدار کتابخانه علامه طباطبایی گفت: در بازدید آموزشگاه دخترانه شهید مدرس شهر محلات، دانش ‌آموزان پایه نهم این مدرسه با بخش‌های مختلف کتابخانه از جمله پایگاه اصلی، مرجع، کمک درسی، نوجوان، داده ‌ها، نشریات و اینترنت آشنا شدند و در خصوص نحوه جستجوی کتاب توضیحاتی برای آن ‌ها ارائه شد.

    وی افزود: در ادامه دانش ‌آموزان با حضور در بخش کودک کتابخانه، قسمت هایی از کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» را به صورت نمایشنامه به اجرا درآوردند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. کتاب «آنک یتیم نظرکرده» تالیف محمدرضا سرشار یکی از کتاب‌های منتخب طرح «۵۰ کتاب سال» نهاد کتابخانه های عمومی کشور است که برای مطالعه به مخاطبین در اردیبهشت ماه معرفی شده است.

    کتابدار کتابخانه علامه طباطبایی افزود: «آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت- نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبح های جمعه از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می‌ شد و توانست نظرات بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند.

    وی اضافه کرد: اجرای نمایش از روی کتاب، لذت مطالعه را دوچندان می کند و به دنبال اجرای برنامه ‌هایی هستیم که لذت مطالعه و اعتماد به نفس را در دانش آموزان مدارس افزایش دهد.

    گفتنی است «۵۰ کتاب سال» یکی از طرح ‌های ترویجی نهاد کتابخانه‌ های عمومی کشور در سال جاری است که طی آن در هر ماه تعدادی کتاب در حوزه‌ های مختلف مطالعاتی توسط کارشناسان و صاحب نظران انتخاب و جهت معرفی و اجرای ویژه برنامه‌ های فرهنگی به کتابخانه های عمومی ابلاغ می شود.

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام و رحمت الله.سپاسگزارم. خداوند شما را به سلامت بدارد. ادامه
  • سيد حميد موسوي گرمارودي: جناب آقاي سرشار با اهدا گرم‌ترين سلام‌ها و تحيات از ادامه

آخرین کتاب

  • • «راز شهرت صادق هدایت» از نگاه سرشار
  • خبرگزاری شبستان:كتاب «راز شهرت صادق هدایت» به قلم محمدرضا سرشار توسط مركز پژوهش‌های جوان پژوهشگاه منتشر شد.

    به گزارش خبرگزاری شبستان، پایگاه خبری حوزه هنری، كتاب «راز شهرت صادق هدایت» اثر استاد محمدرضا سرشار بوده كه در گروه ادب و هنر مركز پژوهش های جوان پژوهشگاه سامان یافته و به بررسی شخصیت، آثار، عوامل شهرت و جایگاه صادق هدایت در جامعه فرهنگی و اجتماع ایران معاصر می پردازد.
    در این كتاب محقق محترم كوشیده تا بر اساس گفته‌ های دوستان و طرفداران صادق هدایت و برخی سرشناسان جریان طیف روشنفكری معاصر، نكته ‌های مغفولی از نحوه به شهرت رسیدن صادق هدایت و افرادی مانند او را بیان نماید. در این كتاب شیوه و چگونگی تربیت خانوادگی، ویژگی های فردی، عوامل تأثیرگذار خارجی و محیطی و ... كه در تكوین و شكل گیری شهرت صادق هدایت تاثیرگذار بوده‌اند، به روشنی مورد بازكاوی و استدلال قرار گرفته و برای مستندسازی متن از منابع متعددی كه طی نیم قرن اخیر منتشر شده اند، استفاده شده است. كتاب یاد شده در ویراست جدید دارای یك امتیاز بارز است و آن پردازش اندیشه نویسنده ای مانند هدایت درون جریان هم اندیش و همراه با اوست. در این رهگذر به اقدامات روشمند غرب برای روشنفكر‌سازی و اسطوره ‌پردازی در كشورهای جهان سوم نیز اشارات ارزشمندی شده است.
    «راز شهرت صادق هدایت» از سر فصل های متعددی به شرح زیر تشكیل شده است:
    شهرت مشكوك
    سازوكار چهره سازی در دنیای امروز
    چرا صادق هدایت؟
    دوران های سه گانه اندیشه ای هدایت
    علل و موجبات توجه ویژه غربیان به آثار صادق هدایت
    چگونگی آشنایی غریبان با آثار هدایت
    كفرِ محض
    غربزدگی و نفرت از ایران
    نیست انگاری
    عوامل بیرونی به شهرت رساننده هدایت
    استاد سرشار در بخشی از این كتاب می نویسد:
    «یك مشكل اصلی و اساسی هدایت ـ همچون دیگر همفكرانش؛ از راست گرفته تا چپ ـ بی ‌اطلاعی از كنه آموزه ‏ها و اصول اسلامی، بیگانگی با متون ما‌درِ شیعی، ناآشنایی با مؤمنان و مذهبی های اصیل و آگاه، و نداشتن حشر و نشر و مرآوده با آنان، قضاوت بر اساس مشهورات عوامانة رایج راجع به اسلام و نیز رفتارهای تودة مردم عوام بود. اما به جای آنكه دست كم به خاطر همین ضعف دانش و اطلاعات و ناآشنایی، در چارچوب رسالتی كه برای خود در ستیز با این مظاهر احساس می كرد و قائل بود، صرفاً به حمله به همین مظاهر اكتفا كند، به‌ گونه ‏ای با این قضایا برخورد می‏ كرد كه حاصل كارش ارائة چهره ‏ای به غایت كریه و مشئوم از اصل اسلام و تشیع و مسلمانان بود. این امر نیز تنها به علت ناآگاهی هدایت از صورتِ واقعی تعالیم حیات بخش اسلام نبود، بلكه به سبب آن بود كه او واقعاً و از اساس، به هجو و هزل و تحقیر و ـ به سهم خود ـ طرد اسلام و تشیع از جامعة ایران كمر بسته بود. از همین رو نیز، در داستان هایش، شاهد ورود او به مباحث جدی اسلامی نیستیم.»
    گفتنی است، كتاب «راز شهرت صادق هدایت» اثر استاد محمدرضا سرشار، با قیمت 18000 تومان توسط انتشارات كانون اندیشه جوان، منتشر و در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.


اظهارات مهم رضا رهگذر در مورد صادق هدایت صادق هدایت "نویسنده گلخانه ای" است

عناصر غیر ادبی مختلفی جمع شدند تا هدایت را هدایت کنند که اولین آن ها همان رادیو بی بی سی و دوستان او مینوی و فرزاد در این رادیوی استعماری بودند. این غربزدگی روشنفکران و اهالی ادبیات ما هم باعث شد،که چون بی بی سی از هدایت و آثار او تعریف کرده بود، یکدفعه به این فکر افتادند این کیست که ما تا حالا نشناختیمش ؟!

"صراط" - محمد رضا سرشار مشهور به رضا رهگذر داستان نویس، پژوهشگر و منتقد ادبی در گفتگویی با ماهنامه فرهنگ عمومی پیرامون آثار صادق هدایت از نظر ادبی و از نظر فکری و عواقب مراجعه جوانان از روی نا آگاهی به آثار وی مطالب مهمی را مطرح کرد .

به گزارش صراط نیوز، رهگذر گفت: نویسندگان از دو جنبه قابل بررسی هستند: یکی از نظر زمانه ای که در آن زندگی می کردند و در قیاس با همکاران خودشان و یکی نسبت به ادبیات امروز و نویسندگان امروزی. هدایت در ارتباط با زمانه خودش که اصلا این شان و جایگاهی را که امروزه برایش تبلیغ می شود ، ندارد. من باب مثال، سعی کرده اند در همه چیز برای او سابقه پیشکسوتی جعل کنند. مثلا به عنوان پدر داستان نویسی جدید معاصر. خوب اگر به ادعای خودتان جمالزاده پدر و آغازگر این نوع داستان هست، پس هدایت چیست؟ یک جریان که چند تا پدر نمی تواند داشته باشد! از قضا کار جمالزاده ، بعضا تلفیقی از قصه نویسی قدیم ایرانی با داستان نویسی امروز غربی است. در حالی که در مورد هدایت تقلیدی کاملا ناقص و دست و پا شکسته از داستان غربی می شود. یعنی همان یک مقداری هم که - به تعبیر شما- امید به این بود که ما در دوران گذاری را در ادبیات شروع کنیم و کم کم به یک ادبیات داستانی کاملا بومی برسیم، برای همیشه از بین برد. برای اینکه هدایت با ادبیات داستانی گذشته ایران آشنایی نداشت. یعنی نسبت به ادبیات داستانی کهن ایران، بی سواد بود. همانطور که در ارتباط با زبان فارسی، حتی به عنوان یک فارسی زبان عامی هم نمی تواند درست بنویسد. یعنی نوشته های او پر از غلط های آشکار است.

وی در مورد فارسی نویسی صادق هدایت افزود: واقعا هدایت فارسی اش فوق العاده ضعیف و غلط و ابتدایی است. یعنی اگر این متون او را یک دانش آموز دبیرستانی بدون ادعای نویسندگی می نوشت، بهتر از هدایت می نوشت. (اتفاقا در گذشته دانش آموزان مدارس ما در زبان و ادبیات فارسی قوی بودند با بوستان و گلستان و دیگر متون کهن ادبی شروع می کردند. تا آنجا که یکی از تفاخرهایی که پدران ما نسبت به فرزندان خودشان می کردند در همین زمینه بود.) مشکل هدایت کم استعدادی او در خیلی چیزها است. در ریاضی و علوم تجربی که کاملا ضعیف است. ضمن اینکه در علوم انسانی هم ما استعداد خاصی از او ندیده ایم. این حکایت زبان فارسی هدایت است. در داستان های کوتاه، شما صادق هدایت را مثلا با صادق چوبک مقایسه کنید، که تقریبا برخی از کارهایشان هم زمان منتشر شده است. در این مقایسه چوبک قویتر از هدایت است با اینکه هر دو غربزده و لا مذهب هستند. کمی بعد، با اندکی فاصله، آل احمد را داریم. در کارهای او داستان های کوتاه خیلی بهتری نسبت به داستان های کوتاه هدایت پیدا می شود.

بنابراین اگر بنا باشد به صرف اینکه نویسنده ای مثل هدایت با فاصله زمانی ده ساله از جمالزاده (اولین کار هدایت حدود ده سال بعد از اولین کار جمالزاده منتشرشد) به صرف اینکه داستان کوتاه و بلند ایرانی متاثر از غرب را، که با جمالزاده شروع شد، قدری غربزده تر کرده است ، برای او هم فضل پیشکسوتی و شان پدری در این موضوع قائل شویم، طبیعتا باید برای صادق چوبک هم فضل پیشکسوتی و پدری دیگری قائل شویم. برای آل احمد فضل پیشکسوتی دیگری. همین جور با هر نویسنده قدری متفاوتی ، باید یک پدری برای ادبیات داستانی معاصر کشور جدید درست کنیم! در حالیکه نه عقلا و نه در هیچ جای دنیای متمدن اینگونه نیست لذا اینکه عده ای هدایت را پدر داستان نویسی جدید ایران می دانند، کاملا نادرست و جعلی است.

یک وجه پیشکسوتی دیگر می خواستند برای او در مورد آغاز کننده ی اهتمام به گرد آوری فرهنگ و ادبیات عامیانه قائل شوند که آن هم کذب محض است سال ها قبل از هدایت ادبیات عامیانه ایران توسط غربی ها شروع شد و حاصلش منتشر هم شده بود یعنی کاری نبود که ایرانی ها شروع کرده باشند. بعد از غربی ها و همزمان با هدایت، کسی چون کوهی کرمانی هست که در این زمینه کار و آثاری منتشر کرده، که خیلی هم قابل توجه است.حالبا اینکه بیایند بگویند صادق هدایت چون مثلا در این کار از حروف فتونیک استفاده کرده و آن دیگری نکرده بود پس فضل پیشکسوتی در این امر هم متعلق به او است که نمی شود! لذا این مورد هم کذب است. از همین موارد است که هر فضلی برای هدایت قائل شده اند دروغ است. اما اگر ترجمه آثار به زبان های دیگر ملاک باشد، سال 1316 "پیامبر" زین العابدین رهنما منتشر شده است. همان زمان این اثر به زبان های فرانسه، عربی، انگلیسی در همان زمان ترجمه و چاپ شد. اتفاقا چاپ اول این کتاب به زبان عربی در دمشق است. و این کتاب تا پیروزی انقلاب دهها بار چاپ شد در حالی که اولین اثر هدایت بعد از مرگ او در سال 1332 ( شانزده سال بعد) آن هم تحت تاثیر عوامل کاملا غیر ادبی به زبان فارسی چاپ شد. شما به لحاظ زبان، به لحاظ توصیف، به لحاظ ساختار و به لحاظ حجم این رمان را با "بوف کور" هدایت مقایسه کنید که مثلا یک داستان بلند 140 صفحه ای است. اصلا توانایی این دو نویسنده در داستان نویسی غیر قابل مقایسع است در واقع می توان گفت به این لحاظ زین العابدین رهنما در مقام استادی هدایت است. لذا این ادعا که او نسبت به نویسندگان همزمان خود یک سر و گردن یا بیشتر بلند تر است هم ، درست نیست و ادعایی بیش نیست!

در واقع هدایت نویسنده ای است که شاید بتوان برای او تعبیر "نویسنده گلخانه ای" را به کار برد یعنی عناصر غیر ادبی مختلفی جمع شدند تا هدایت را هدایت کنند که اولین آن ها همان رادیو بی بی سی و دوستان او مینوی و فرزاد در این رادیوی استعماری بودند. این غربزدگی روشنفکران و اهالی ادبیات ما هم باعث شد،که چون بی بی سی از هدایت و آثار او تعریف کرده بود، یکدفعه به این فکر افتادند این کیست که ما تا حالا نشناختیمش ؟! در خاطرات کسی مثل فرزانه هم هست که می گوید: صبح روز بعد از انتشار موضوع از بی بی سی ما راه افتادیم که ببینیم این صادق هدایت چه کسی است که تا آن روز متوجه او نشده بودیم!

استاد رهگذر در ادامه بیان داشت: در حال حاضر آثار هدایت موجود است. داستان های کوتاه هدایت جمعا سی و پنج تاست اما به غیر از سه چهارتای آنها که آن ها هم به دلایل غیر داستانی و غیر ادبی بعضا و گهگاه در میان محافل شبه روشنفکری دانشگاهی مطرح است، بقیه این داستانها عمدتا حتی فاقد ارزش خواندن است. نه اینکه ضعیف باشد ، اصلا فاقد ارزش خواندن است. ما با حضور برخی دوستان در جمع هایی آنها را نقد کردیم و آن نقد هم ان شا الله امسال منتشر می شود. بخوانند تا دلایل این حرف مرا ببینند.

جوان امروز ما باید ببیند برای چه به سراغ این آثار می رود؟ اگر می خواهد از آنها داستان نویسی بیاموزد بداند که چیزی دستگیر او نمی شود ضمن اینکه برایش غلط یا بد آموزی فنی هم دارد. یعنی با خواندن اینها ممکن است تصور کند داستان نویسی به همین آسانی است بعد می نویسد و می بیند هیچ کس از آثار او استقبال نمی کند و در حیرت فرو می رود که چطور هدایت که ضعیفتر از او نوشت، از آثارش آن همه استقبال شداما من می نویسم کسی حاضر نیست حتی در یک مجله آن را چاپ کند؟! در نتیجه، این باعث سر خوردگی جوانان ما می شود.

یک وقت است که کسی به عنوان آشنایی با تاریخ ادبیات به سراغ آثار هدایت می رود که آن بحث دیگری است. اگر کسی رشته او ادبیات است و می خواهد ببیند سیر داستان نویسی ما چگونه بوده است، عیبی ندارد آثار هدایت را مطالعه کند. به همان تعبیری که امام (ره) راجع به کمونیسم به کار بردند، خیلی از آثار داستانی از مشروطه به این طرف ما، الان فقط به درد موزه های ادبی می خورندتا اهالی ادبیات، به عنوان آثار باستانی به آن ها نگاه کنند و ببینند در گذشته ای نه چندان دور مردم ما چگونه داستان می نوشتند در آن صورت هم خوشحال می شوند که الان ما اینقدر پیشرفته ایم که از کجا شروع کرده ایم و به کجا رسیده ایم آن سه چهار داستان کوتاه هدایت هم که اشاره شد عمدتا به علت ناقص بودن نوشته ابهام مخل، استفاده از نماد های کاملا شخصی و بازی های بی منطق با عناصر داستان است که در حال حاضر گهگاه در معدودی از محافل ادبی شبه روشنفکری بعضا مطرح می شود بعد هم این نقص و ضعف ها را دال بر قوی و عمیق بودن اثر تلقی می کنن! همین داستان های " سه قطره خون"، " تاریکخانه" و " زنده به گور".

"داش آکل" در کارهای صادق هدایت از جهاتی استثنا است و به نظر می رسد قصه ی آن را در جایی شنیده و بعد براساس آن این را نوشته است اما آن هم از نظر ساختاری اشکالات اساسی دارد ولی قصه ی جالبی دارد یعنی نه زاویه ی دید درست و حسابی دارد نه پرداخت شخصیت درست و حسابی دارد نه پیرنگ معقول و سنجیده ای دارد.

با وجود این درمورد هدایت تب و موجی درست کرده اند که متاسفانه از طرف بعضی اساتید یا بی سواد یا مغرض مدام طوری به دانشجویان القا می شود که تصور کنند مثلا اگر کارهای هدایت را نخوانده باشند چیزی کم دارند در نتیجه اغلب آثارش را می خرند یا اصلا نمی خوانند یا یکی دوتای آنها را که می خوانند می بینند ارزش خواندن ندارد. یا می خوانند و لذتی نمی برند و استفاده ای نمی کنند منتها روی آن را ندارند که این را به دیگران بگویند می ترسند متهم به بی سوادی شوند! من فکر می کنم هیچ شخصی که اندک آشنایی با ادبیات داستانی اصیل داشته باشد وجود ندارد که امروزو از خواندن آثار هدایت حظ ادبی ببرد.

این منتقد آثار ادبی در پایان پیرامون بی محتوا بودن آثار صادق هدایت اظهار داشت: من خواستم فعلا بحث محتوایی نکنم به لحاظ محتوایی که اصلا بسیاری از این کارها مبتذل است یعنی انسان حیرت می کند مثلا کسی با ادعای روشنفکری این قدر نسبت به مسائل اعتقادی و فکری جاهل باشد که مثلا حتی وقتی بخواهد مذهب را بکوبد اینجور عوامانه بکوبد یعنی روش او در این موارد روش آدمهای بیسواد و عوام برای کوبیدن مذهب است بعلاوه اینکه هیچ درون مایه عمیقی هیچ حرف نویی ، یک محتوای ارزشمند در این آثار نمیبینیم . برای اینکه خود نویسنده از این عوالم بری و کاملا دور بوده است
ماخذ: پایگاه خبری - تحلیلی صراط

2 نظر

جناب آقاي سرشار
با اهدا گرم‌ترين سلام‌ها و تحيات
از مطالعه‌ي کتاب راز شهرت صادق هدايت و جهاد ادبي که در معرفي شخصيّت مبتذل و سخيف هدايت کرده‌ايد بسيار خوشحال شدم.
گويا همه‌ي دلتنگي‌هايي که از شنيدن تعريف‌هاي بي‌مايه و مغرضانه‌ي دشمنان اسلام و تشيع از او در دلم نشسته بود يکباره رخت بربست.
اميدوارم بهترين پاداش را در شکستن اين بت نيرنگ اسلام‌ستيزان خداوند متعال به شما عنايت فرمايد
آرزومند توفيقات بيشتر شما
موسوي

ارسال نظر