آخرین خبر

  • • حمدرضا سرشار بر سر سفره خدا صدای آشنای دهه شصت و هفتاد میهمان برنامه سر سفره خدا خواهد شد.
  • یکشنبه 28 خردادماه 96

    به گزارش بولتن نیوز از روابط عمومی شبکه کودک سیما، محمد رضا سرشار نویسنده و قصه گوی محبوب قصه های ظهر جمعه در سحرگاه سه شنبه هجدهم رمضان مهمان برنامه سحرگاهی شبکه کودک سیما می شود.

    محمد رضا سرشار در دوران پیش از انقلاب اسلامی و قبل از زندانی شدن توسط رژیم ستم شاهی چهار کتاب داستان تالیف کرد و در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی حدود ۱۴۰ عنوان کتاب دیگر از وی، در قالب داستان، پژوهش، نقد و مباحث نظری ادبی، به شکل تألیف یا ترجمه برای کودکان و نوجوانان و بزرگسالان منتشر شد.

    آثار سرشار تاکنون، دست کم ۳۶ جایزه را در سطح کشور به خود اختصاص داده و برخی از آنها، در داخل و خارج کشور، به زبان های عربی، ترکی استانبولی، ترکمنی، روسی، انگلیسی و اردو، ترجمه شده‌است.

    علیرغم همه این فعالیتها و کارنامه درخشان ادبی، چیزی که استاد رهگذر را به بخشی از خاطرات مشترک ملت ایران تبدیل کرده است طنین صدای گرم او در ۲۴ سال گویندگی «قصه ظهر جمعه» شبکه سراسری رادیو است. گویی هنوز در میانه آن آهنگ دلنشین و فراموش نشدنی زمزمه می کند:«... و اما راویان آثار و ناقلان اخبار و طوطیان شیرین سخن شکر شکن سربازار معانی این چنین روایت کرده اند که ...

    برنامه سر سفره خدا برنامه سحرگاهی شبکه کودک سیما برای روزه اولی هاست که در حال و هوایی پرنشاط و کوکانه هر شب از ساعت سه بامداد الی چهار و سی دقیقه به صورت زنده تقدیم کودکان ایرانی می گردد.

آخرين نظرات خوانندگان

  • R: جالب اینه که تو شمار روشنفکرا اسمشو میارن مگه نه ادامه
  • مدیر: سلام 5 کتابی را که من در این زمینه منتشر ادامه
  • داود: آقای سرشار سلام. ممنونم از نگاه بصیرتون. اجرکم عندالله. مطالب ادامه
  • بنده خدا: سلام . رحمت و درودو سلام خدا بر شما باد ادامه
  • هاشم: رحمت خدا بر شما باد ادامه
  • امیرحسین: سلام دوست عزیز همین الان در سخن شما یک جعل ادامه
  • Anonymous: اولا خداوند در قرآن به قلم قسم می خورد ولی ادامه
  • برنامه نویسی اندروید: باسلام ممنون از مطالب خوبتون. ادامه
  • مدیر: دوست عزیز کامل مطالب من راجع به صادق هدایت را ادامه
  • راستگو: من مطالبتون رو مطالعه کردم شاید درست باشد و هدایت ادامه

آخرین کتاب

  • • پنجمین بازچاپ «سفر به جنوب»/ گزارش سرشار از رزمندگان نوجوان

  • شناسهٔ خبر: 4130367 - سه‌شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۲

    کتاب «سفر به جنوب» محمدرضا سرشار شامل روایتی از دیدار و گفتگوی وی با چند نوجوان رزمنده تجدید چاپ شد.
    به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «سفر به جنوب» حاصل سفر محمدرضا سرشار به جبهه‌های جنوب کشور در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ است که در آن، مشاهدات نویسنده در کنار گفت‌وشنود او با چند نوجوان رزمنده در قالب گزارش نوشته شده است.

    درون مایه این کتاب به بررسی و انعکاس حضور پرشور نوجوانان ایرانی در جنگ تحمیلی اختصاص دارد. در این کتاب نویسنده یادداشت‌هایی را که حاصل گفت و گو با چند نوجوان در جبهه است را به صورت داستان روایت کرده است.

    از آنجایی که داستان‌ها درواقع نوعی مصاحبه مستند هستند بر جذابیت و باورپذیری این مجموعه افزوده است. خواننده با خوانش این داستان‌ها از نزدیک به مضامینی چون عشق به شهادت و عشق رزمندگان به امام را پی خواهد برد.

    توصیف‌های نویسنده از فضاها و موقعیت‌هایی که نوجوانان رزمنده در آن قرار دارند، دقیق و خواندنی است. در مجموع، کلیت مطالب کتاب حاضر، متن خواندنی به قلم یک نویسنده صاحب سبک و پیش کسوت از یک موقعیت جنگی است.

    این کتاب در نخستین جشنواره کتاب کودک و نوجوان بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، به عنوان کتاب تقدیری برگزیده شد و جایزه گرفت.

    این اثر در ۵۵ صفحه با تیراژ ۲۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۹۰۰ تومان توسط انتشارات سوره مهر به چاپ پنجم رسید.


...به نام صادق هدایت

خواستم یک فحش آبدار و درست و حسابی به جای نقطه چین تیتر این مطلب بنویسم ولی پشیمان شدم.با خودم گفتم اگر من هم فحاشی کنم اولاً دیگر فرقی با صادق هدایت و امثال او نخواهم داشت ،ثانیا حیفِ فحش نیست که خرج صادق هدایت شود؟

صادق هدایت یک نویسنده کاملا غیر حرفه ای بوده است که به دلایلی چند ، استعمارگران بریتانیا او را به زور مشهور کرده اند.«انجوی شیرازی» از دوستان نزدیک هدایت در رابطه با اوضاع پیش از شهرت هدایت می گوید:«من جلز و ولز می کردم که رمضانی(مدیر انتشارات ابن سینا) کتاب های هدایت را چاپ کند و حق التالیفی بپردازد تا هدایت از بابت معیشت خود در عذاب نباشد،اما رمضانی زیر بار نمشهور مشکوکرفت که نرفت.»(کتاب خودکشی صادق هدایت صفحه343 )

تقریبا تمام کتابهای هدایت آمیخته با توهین های رکیک به خداوند،دین و ائمه اطهار (سلام الله علیها) است.این فحاشی ها و عناد علنی او با دین به قدری زیاد است که حتی نزدیکترین دوستان و علاقمندان او هم نمی توانند آن را انکار کنند. «راز شهرت صادق هدایت» نام کتابی است که محمد رضا سرشار آن را نگاشته است و در آن از منظر علمی و کاملا مستند به مسائل پشت پرده و مشکوک شهرت صادق هدایت و دلایل انتخاب او از سوی استعمار پیر برای انجام ماموریت «توهین به مقدسات اسلامی» و الگو کردن هدایت برای طیف روشنفکر ایران آن زمان پرداخته است.تهیه و خواندن دقیق این کتاب را به همه ی جویندگان حقیقت و نیروهای فرهنگی انقلاب توصیه ی اکید می کنم.

با کمال عذرخواهی از محضر خوانندگان محترم،گوشه ای بسیار ناچیز (تاکید می کنم بسیار ناچیز)از توهین ها و دشمنی های این به ظاهر نویسنده،که قطب دایره روشنفکران است،را برای خوانندگان می آورم.

هدایت در مورد اعرابی که اسلام را به ایران آورده اند می گوید:«میان خودمان بماند،مگر برای ما چه آورده اند؟مذهب آنها ...[اسم آلت تناسلی مردانه را به زبان ترکی آورده و آن را به «خیار» تعبیر کرده است.یعنی اسلام را در کل به آلت تناسلی مذکور تشبیه کرده است.که از ذکر عین تعبیر رکیک مذکور،معذورم] خیار دی است.... ما برای خودمان تمدن و ثروت و آبادی و آزادی داشتیم و فقر را فخر نمی دانستیم[دقت کنید!]همه اینها را از ما گرفتند و به جایش فقر و پریشانی و مرده پرستی و گریه و تاسف و اطاعت از خدای غدار[نعوذبالله]و قهار،و آداب کون شویی و خلا رفتن برایمان آوردند.»(توپ مرواری صفحه 16 و 17)

توهین به پیامبر اسلام نیز برای او عادی است:«حضرت ختمی مرتبت... در گوشه و کنار فرمود که:شما اگر کشته شوید یکراست می روید به بهشت عنبر سرشت،و اگر زخمی بشوید جراحات شما با تربت،که پنی سیلین شیعیان علی (ع) است،التیام خواهید پذیرفت.»(توپ مرواری صفحه 16)

استفاده از عبارات رکیک هم برای توهین به دین اسلام از نظر او بلا شکال است:«برای پیشرفت مقصود خود ابتدا تعداد معتنابهی کاغذ استنجای بسیار اعلا مجانا بین اهالی پخش کرد تا عادت شنیع کون شویی با آب شور دریا از سرشان نیفتاد و به این وسیله ضربت مهلکی از عقب به دین مبین وارد بیاورد.»(توپ مرواری صفحه 77 و 78)

اما دردناک تر از همه برای نویسنده وبلاگ،بی ادبی هدایت نسبت به ساحت مقدس بی بی دو عالم و مادر «خون خدا» حضرت فاطمه زهرا(س)است:«اینجا را تهران نامید که از «شرابا طهورا»می آید و در اثر کثرت استعمال طهران شد.به روایتی حضرت صدیقه طاهره به علت افراط در طهارت،از این شهر بوده است.»(توپ مرواری صفحه 11)یا از قول یک مسیحی می گوید:«به گیسوی مریم مجدلیه که فاطمه فیل فیکس آن زمان بود قسم.»

یکی از مغرضانه ترین و بارزترین نمونه این آثار،داستان بلند«علویه خانم» صادق هدایت است در این اثر در میان کاروان زوار امام رضا حتی یک زائر و آدم متعادل هم دیده نمی شود.اصلی ترین شخصیت داستان که نام اثر نیز نام هموست،علویه خانم(به خود اسم و وجه بارز شیعی آن توجه کنید!)است.این مثلا زن سید زائر امام رضا(ع)،در واقع یک زن بدکاره و روسپی وقیح است که از قضا،همین سفرهای زیارتی،وسیله ی کار و کاسبی کثیف او یعنی خودفروشی است.او در این داستان ،به شدت دروغگو و با بچه های خود خشن است و برای حرف های دروغش معمولا از قسم های غلیظ به ائمه اطهار استفاده می کند.علویه خانم در این سفر شوهر صیغه ای دوست خود را از چنگ او در می آورد و با وی به جوال می پردازد و با اکثر مردان زائر این سفر هم به آمیزش و هم بستر شدن می پردازد.و خلاصه همه جور فاحشه گری می کند.برای نمونه در این داستان شاهدیم که علویه خانم،درباره شوهر پیشین دخترش(عصمت)،که پدر نوه ی علویه خانم هم هست،به نوه خود می گوید:«اون بابای قرمساقتم که زرتش قمسور شده،اونم می خواس آب کمرشو تو دل و من و عصمت خالی کنه»(علویه خانم و ولنگاری صفحه 42)این داستان پر است از الفاظ رکیک مربوط به آمیزش زنان و مردان نامحرم و آلات جنسی آنان که از ذکر آنها معذورم.

کتاب راز شهرت صادق هدایت اثر محمدرضا سرشار را حتما بخوانید و به دیگران توصیه کنید
ماخذ: وبلاگ هما

33 نظر

در كتاب : "راز شهرت صادق هدايت" نوشته محمد رضا سرشار به مطالب جالبي در مورد اين شخصيت جنجالي اشاره شده . مثلا نوشته که اين صادق هدايت ملعون به هيچ وجه در ابعاد و اندازه هايي نبود که اين همه در موردش صحبت بشه و اينقدر او را بزرگ کنند . علت اصلي اين که اين آدم شبه مجنون را بزرگ کردند اين بود که فرهنگ و آيين اسلامي را به باد فحش گرفته بود و تمامي اعتقادات و ارزش هاي اسلامي را با رکيک ترين الفاظ که به کار بردن آن شايسته ي هيچ انسان متعادل و عاقلي نيست ، به خيال خود ، مسخر کرده بود .

از نوشتن اين کلام شرم دارم . ولي بايد به برخي هجويات اين انسان ديوانه ي وازده ي پوچ گرا اشاره کنم :
اين عقب مانده ي بي شخصيت (صادق هدايت) در کتاب توپ مرواري که به نظر من صد بار از کتاب آيات شيطاني کثيف تر است نمونه هاي زيادي از اين لجن پراکني ها را انجام داده است . مثلا در صفحه ي 16 اين کتاب ميخوانيم :

(( عرب پست تر از اين بود که از اين فضولي ها بکند . نعوذ بالله ، دين اسلام را درست کند. و اين فتنهاسلام را جاسوسان يهودي راه انداختند و با دست خودشان درست کردند . براي اينکه تمدن ايران و روم را براندازند . و به مقصودشان هم رسيدند . اما مثل عصاي موسي که مبدل به اژدها شد و خود او ازش ترسيد ، اين اژدهاي هفت سر هم دارد دنيا را ميبلعد . ))

يا در صفحه ي 6 همين کتاب نوشته :

(( بعضي از علماي ... معتقدند که پرستش و نيايش phatcus ( آلت تناسلي) اولين مرحله ي نشو و نماي فکر مذهب نزد طوايف بشر به شمار ميرود . زيرا در آن زمان بشر ساده لوح به جز آلت توليد مثل خداي ديگري را به رسميت نشناخته است .))

يا در صفحه ي 17 اينچنين به اسلام توهين ميکند :

(( ميان خودمان بماند . مگر براي ما چه آورده اند ؟ مذهب آنها ... ] اسم آلت تناسلي مرد را به زبان ترکي آورده و آنرا به خيار تشبيه کرده !!!! يعني اسلام را در کل به آلت تناسلي مذکور تشبيه کرده است . که از ذکر عين عبارت رکيک مذکور ، معذورم [ خياردي است . معجون دل به هم زني از مذاهب و اديان و خرافات سلف هول هولکي و هضم نکرده استراق و بي تناسب به هم در آميخته شده است و دشمن ذوقيات حقيقي آدمي و احکام آن مخالف با هر گونه ترقي و تعالي اقوام و ملل است و به ضرب شمشير به مردم زور چپان کرده اند ... ))

اين نمونه اي از نثر صادق هدايت است .نوشته هاي او سرشار است از اسم اعضاي تناسلي بدن و کلمات رکيک . و انتقادات او از دين و مذهب اوج بي سوادي او و بي اطلاعيش نسبت به دين اسلام را نشان ميدهد . مثلا اين که ميگويد دين اسلام را يهودي ها درست کردند . در صورتيکه کسي که يکبار قرآن را باز کرده باشد ميبيند که همين قرآن چقدر يهوديان را مذمت کرده است !
نکته ي خنده دار براي من اين بود که او در صفح ي 16 همين کتاب به خدا هم فحش داده است و او را خونخوار معرفي کرده است ! بخوانيد :
((در مسجد مسلمانان اولين برخورد با بوي گند خلا است که گويا وسيله ي تبليغ براي عبادتشان به ترادف معني دار اهانت آميز توجه کنيد.[ و جلب کفار است ، تا با اصول اين مذهب خو بگيرند . بعد حوض کثيفي که دست و پاي خود را در آن ميشويند و به آهنگ نعره ي موذن ! ، روي زيلوي خاک آلوده دولا و راست مي شوند و براي خداي خون خوارشان نعوذبالله!!!!!! مثل جادوگران ورد و افسون ميخوانند . ... ))
علت شهرت صادق هدايت هم در کتاب محمد رضا سرشار به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است .
او در اين کتاب دلايل متعددي ذکر ميکند از جمله :
1- شبکه ي بي بي سي . که بنگاه سخن پراکني پدر استعمار ( انگليس) است .و از هر وسيله اي براي از بين بردن اسلام در کشور هاي مستعمره خود سود ميجسته است . و هنگاميکه نفرت هدايت را نسبت به اسلام ، و شيفتگي اش به دنياي غرب را ديد او را فرد مناسبي براي اهدافش يافت .
2- دوستان
3- حزب توده
4- رژه لسکوي فرانسوي
5- خودکشي جنجالي
صادق هدايت خودش بارها به شهرت مشکوکش اعتراف کرده است :

((من که جلز ولز ميزدم رمضاني معلوماتم را پشت شيشه ي دکانش بگذارد يک شبه شدم نويسنده ي شهير ، مشهور آفاق)).
اطرافيان و دوستان او هم اين مسئله را ياد آور شده اند که با اينکه کتاب هاي او خواننده ي زيادي ندارد ، شهرت او بسيار بي مورد و بيشتر از شخصيت واقعي اوست .
علل توجه غربيان به صادق هدايت عبارتند از :

· برتر نمايي فرهنگ ايران باستان و تحقير فرهنگ اسلامي

· مشارکت براي تغيير خط فارسي

· اهانت به مقدسات اسلامي

· تمسخر و تحقير حجاب

· خوار شماري توده ي مردم مسلمان

و در نهايت اين انسان مجنون به کفر محض و سپس به هيچ انگاري رسيد و با خودکشي به عمر ننگينش پايان داد .
غربزدگي و نفرت او در موارد زير مشهود است.

I. نفرت از سرزمين ايران

II. نفرت از فرهنگ ايراني و تجليل از فرهنگ غربي

III. نفرت از موسيقي ايراني و شيفتگي نسبت به موسيقي غربي

IV. نفرت از زن ايراني و شيفتگي نسبت به زن غربي

V. عشق به سرزمين اروپا

در کتاب (( راز شهرت صادق هدايت)) ، از انتشارات کانون انديشه جوان ، براي هر کدام از اين ادعا ها موارد و نمونه هايي از داستان ها و کتاب هاي صادق هدايت آورده است .
در کل صادق هدايت موجودي به مراتب حقير تر و کوچک تر از آن است که با صحبت کردن در مورد او و آثارش به او رسميت ببخشيم . تنها هدف من از نوشتن اين مطلب اين است که مشخص کنم امروز چرا خيلي ها سنگ اين نويسنده ي هرزه گو را به سينه ميزنند و مرتب او را بزرگ ميکنند و در مورد جلسه و کنفرانس برگزار ميکنند .
. همگي خوب ميدانيم کتاب هاي صادق هدايت از لحاظ اهل ادبيات و جنبه هاي فني داستان نويسي هيچ نکته ي خاصي ندارد .
(نقل از وبلاگ گفتگوی زیرزمینی)

سلآم حآجی آین مطلب برآی وبلآگ جآم جهآن بین آست نه گفتگوی زیر زمینی

با تشکر
لطفا در مورد راز شهرت خود نیز مطلبی بنویسید.

من مطالب بالا را با دقت خواندم.سالها پیش کتابهایی از نویسنده ی فوق خوانده بودم . چراهای بسیاری در ذهن من نقش بسته بود . حیف از آن همه در گیریهای ذهنی من و امثال من .
آقای سرشارمن خیلی دوست دارم کتابی از آثار شما را به انگلیسی ترجمه کنم.

جالب بود مرسی

دقت کردي كه خيلي به اعراب علاقه داري جناب راستي شما كه انقد مومنو مسلمونيد چند نفر ميشناسنتون

هميشه ادب را از بي ادبان ياد بكيريد...ازخواندن كتابهايش آدم ازش نفرت ميكيره...

سلام آقای سرشار.
درود بر این قلم که در راه رسول خدا نگاشته!...
آمدم پیشاپیش عید ولادت آن یتیم نظر کرده را بر شما تبریک گویم.

عیدتان پر برکت باد.

اقای سرشار گرامی درود بر شما.یک پرسش از خدمتتان داشتم.اینکه شما چرا صرفا نظرات موافق را در سایتتان نشر میدهید؟!بسیار سپاسگزار میشوم پاسخ بنده را ارائه بفرمایید.

جناب سرشار درود بر شما.به هر روی بنده چند وقت پیش دیدگاه شخصیم را بیان کردم پیرامون «صادق هدایت»انتظار از شما بود که دیدگاه بنده را نشر بدهید!توهینی هم در کامنتم نبود به هیچ وجه!اگر ادعای ازادی بیان هست قاعدتا باید به دیدگاه های مخالف و کاملا محترمانه ارج گذاشته شود...!!!به هر روی سپاس از شما.

درود برشما استاد گرامی
ان شا الله دوستداران کاذب هدایت در آخرت با وی محشور شوند.

من شنیدم که نوشته های صادق هدایت در کتب درسی کشورمون قید شده است ... آیا این مطلب صحیح است ؟

تشکر
عالی بود... جای فحش باید لعنتش کرد.برای باقیات الصالحاتش

در جواب باید بگویم که بله در کتاب ادبیات سال دوم دبیرستان نام این ملعون در کنار نام بزرگانی همچون سیمین دانشور و محمد علی جمال زاده ذکر کرده است .

آقای نامشخص اگر مسلمان بودید یا بهتره بگم مسلمان واقعی بودید خوب شهرت از منظر اسلام رو درک میکردید و دیگع نمیگفتید چند نفر میشناسنت.

خیلی ممنونم که مارا از سبک عقلی و بی سوادی صادق خان هدایت مطلع کردید!

شمایی که سنگ اسلام رو میزنین به سینه من خودم اسلامو از شما بهتر بلدم یعنی عاشق دین اسلامم
ولی اینو بدون آقایی که این مطالب رو نوشتی امام علی (ع)فرمودن وقتی کسی چیزی میگه،حتی اگه کافر باشه گوش بده ببین چی می گه!!!
صادق هدایت از لحاظ ادبی شاید نسبت به دیگر نویسنده های زمون خودش ضعیفه ولی رذائل اخلاقی جامعه رو به رخ کشیده!!!!
کتاباشو باید بخونی تا کافر و مشرک و زنا کار رو
بشناسی که دشمن تو حساب میشن نه به نویسنده فحش بدی
تو به عنوان تحقیق کتاباشو بخون!!!!مطمئن باش به دردت میخوره چون:

حضرت محمد(ص)فرمودند:دوست را به خود نزدیک بدار دشمنت را از آن نزدیک تر!!!!


روشنفکرانی که دم از آزادی می زنند پس چرا خودشون انقدر دین دیگران رو مورد نقد قرار میدن و به سخره میگیرند؟
مگه به آزادی اعتقاد واقعی ندارند؟ پس به دین ما چیکار دارند؟

من مطالبتون رو مطالعه کردم شاید درست باشد و هدایت درمورد مذهب تند رفته باشد اما او دارد عقاید مزخرف مردم را اینگونه بیان میکند اسلام چیز بدی نیست برای هر ملتی نیاز است اما این را بدانید که شما و امثالتان و جوانان امروز اسلام را اشتباه فهمیده اند اسلام دین در بند بودن نیست اسلام امد تا انسان بداند خدا نامهربان نیست خدا میخواهد شاد باشید نه انکه تنها گریه کنید.
هدایت جزو بهترین نویسندگان کشور بوده است ارزش قلم یک فرد را بخاطر اشتباهش و یا تنها یک کتاب به اسم توپ مرواری پایین نیاورد قلم مقدس ترین نعمت خداوند است شما خود شاید نویسنده باشید و بهتر بدانید هدایت نویسنده بزرگی بوده است قدرش را بدانید لعنت و نفرین نکنید شما که با این مطلب ادعای اسلام را دارید برایش طلب امرزش کنید اگر فکر میکنید گنه کار بوده است

باسلام
ممنون از مطالب خوبتون.

اولا خداوند در قرآن به قلم قسم می خورد ولی افرادی چون فرد مذکور ارزش این قلم را پایین می آورند نه نویسنده این مطلب. ثانیا اگر این طور باشد که شما می گویید باید برای عمربن سعد و یزید و شمر نیز طلب آمرزش کرد. تازه آنها نسبت به اسلام به دشمنی آشکار نمی پرداخته اند.( هر فردی با رفتارو گفتار خود جایگاه خود در صحرای محشر را مشخص می کند.)

سلام دوست عزیز
همین الان در سخن شما یک جعل هست!
جمله ی دوست را به خود نزدیک بدار دشمنت را نزدیکتر!!( از نظر من حصرت محمد هیچوقت چنین چیزی نمی گویند!) این حدیث را در گوگل جست و جو کردم تا مانند سایر احادیث شرح کلی آن را بیابم اما هیچ چیز پیدا نکردم جز کمپین انتخاباتی در ایتالیا که این جمله در آن نوشته بود!!!:)شما اول جعل را از خود دور کنید بعد پیامبر بشناسید
شما اول جعل را از خود دور کنید بعد پیامبر بشناسید

رحمت خدا بر شما باد

سلام . رحمت و درودو سلام خدا بر شما باد که چهره ی این شخص رو بر همگان آشکار کردید . خداوند لعنتش کند.آمین.

آقای سرشار سلام. ممنونم از نگاه بصیرتون. اجرکم عندالله.
مطالب شما منو تکون داد و باعث شد نسبت به حلال و حرام بودن قلمم و غذای فکریم حساس تر بشم.
یه خواهش هم ازتون داشتم. میخواستم پایان نامه م رو با موضوع "بررسی جایگاه اسلام و ارزشهای اسلامی در آثار صادق هدایت" یا "در ادبیات داستانی" بنویسم تا بلکه با این کار بتونم امثال این هتاکان به دین مبین اسلام و بزرگ نمایانی که سنگشون رو به سینه میزنن و در محافل داستانی نوجوانان و جوانان خام و تازه کار رو به سمتشون سوق میدن رسوا کنم، خواهشمندم راهنماییم کنید استاد بزرگوار.(آدرس ایمیلم رو واستون فرستادم)

جالب اینه که تو شمار روشنفکرا اسمشو میارن مگه نه اینکه کار روشنفکر اینه که با دلیل ومدرک اندیشه ای یا هر چیز دیگه رو مورد نقد قرار بده و راهی رو بهتر رو پیشنهاد کنه درسته که خرافات بوده و مسلمونای بی شعور هم بودن که اگه نبودن ودین رو درست پیاده میکردن چنین فردی به خودش اجازه نمیداد ایچنین به یک دین عظیم توهین کنه حالا از درست و غلطش که بگذریم ولی پیروانی داره چجوری به خودش اجازه داده اینهمه هتاکی بکنه مگه روشنفکر و فش و تحقیر و سفسطه بافی !!! و این همه بی اطلاعی از تاریخ !!!مگه مردم ایران خودشون اسلام رو نپذیرفتن تاریخ که هیچی این اقای هدایت که به اصطلاح حالا روشنفکر که هیچ یک فرد ادبی هم نبوده گذشته از بی ادبی هاش از ادبیات کلاسیک هم بی اطلاع بوده اونجا که فردوسی به حمله اعراب اشاره میکنه ومیگه شاه وقت به شهرهای مختلف میره که نیرو برای مقابله با تازیان جمع کنه ولی مردم رد میکنند بعد شی رو مهمان یه اسیابانی دهقانی میشه ولی میزبان به طمع تاج زرینش اونو به قتل میرسونه اینم بیتی که اشاره به قتل پادشاه میکنه:
شبانگاه به سر فکر تاراج داشت /سحرگه نه تن سر،نه سر تاج داشت. جدا از دلایلی که فراوانند تو کتابای تاریخی نشون میده مردم ایران از ظلم حکوت وقت به جور امده بودن که در برابر اسلام مقاومت نکردند واگه با زور و آجار و کشتار بود چرا تا قرن ها بعد از ورود اسلام هنوز شهرهایی بود که به ایین زردشت باقی بودن آتشکده ها مورد تجاوز قرار نگرفتند
درتعجبم این چیزای ابتدایی رو نمیدونسته یا خودشو به کوچه علی چپ زده و عقده ی فرنگی بودن و ... روداشته آقای فرنگی مآب کسی که خودشو قبول نداره همین میشه اولین سببی که باعث شد زاپن از اروپا عقب نمونه این بود که به خودشون و به یکدیگر احترام گذاشتن وخودشون رو دوست داشتن و عرق وطن داشتن نه اینکه برن مثل هدایت کف خیابونای پاریس رو ببوسند عجبا!!!

ارسال نظر