خواستم یک فحش آبدار و درست و حسابی به جای نقطه چین تیتر این مطلب بنویسم ولی پشیمان شدم.با خودم گفتم اگر من هم فحاشی کنم اولاً دیگر فرقی با صادق هدایت و امثال او نخواهم داشت ،ثانیا حیفِ فحش نیست که خرج صادق هدایت شود؟
صادق هدایت یک نویسنده کاملا غیر حرفه ای بوده است که به دلایلی چند ، استعمارگران بریتانیا او را به زور مشهور کرده اند.«انجوی شیرازی» از دوستان نزدیک هدایت در رابطه با اوضاع پیش از شهرت هدایت می گوید:«من جلز و ولز می کردم که رمضانی(مدیر انتشارات ابن سینا) کتاب های هدایت را چاپ کند و حق التالیفی بپردازد تا هدایت از بابت معیشت خود در عذاب نباشد،اما رمضانی زیر بار نمشهور مشکوکرفت که نرفت.»(کتاب خودکشی صادق هدایت صفحه343 )
تقریبا تمام کتابهای هدایت آمیخته با توهین های رکیک به خداوند،دین و ائمه اطهار (سلام الله علیها) است.این فحاشی ها و عناد علنی او با دین به قدری زیاد است که حتی نزدیکترین دوستان و علاقمندان او هم نمی توانند آن را انکار کنند. «راز شهرت صادق هدایت» نام کتابی است که محمد رضا سرشار آن را نگاشته است و در آن از منظر علمی و کاملا مستند به مسائل پشت پرده و مشکوک شهرت صادق هدایت و دلایل انتخاب او از سوی استعمار پیر برای انجام ماموریت «توهین به مقدسات اسلامی» و الگو کردن هدایت برای طیف روشنفکر ایران آن زمان پرداخته است.تهیه و خواندن دقیق این کتاب را به همه ی جویندگان حقیقت و نیروهای فرهنگی انقلاب توصیه ی اکید می کنم.
با کمال عذرخواهی از محضر خوانندگان محترم،گوشه ای بسیار ناچیز (تاکید می کنم بسیار ناچیز)از توهین ها و دشمنی های این به ظاهر نویسنده،که قطب دایره روشنفکران است،را برای خوانندگان می آورم.
هدایت در مورد اعرابی که اسلام را به ایران آورده اند می گوید:«میان خودمان بماند،مگر برای ما چه آورده اند؟مذهب آنها ...[اسم آلت تناسلی مردانه را به زبان ترکی آورده و آن را به «خیار» تعبیر کرده است.یعنی اسلام را در کل به آلت تناسلی مذکور تشبیه کرده است.که از ذکر عین تعبیر رکیک مذکور،معذورم] خیار دی است.... ما برای خودمان تمدن و ثروت و آبادی و آزادی داشتیم و فقر را فخر نمی دانستیم[دقت کنید!]همه اینها را از ما گرفتند و به جایش فقر و پریشانی و مرده پرستی و گریه و تاسف و اطاعت از خدای غدار[نعوذبالله]و قهار،و آداب کون شویی و خلا رفتن برایمان آوردند.»(توپ مرواری صفحه 16 و 17)
توهین به پیامبر اسلام نیز برای او عادی است:«حضرت ختمی مرتبت... در گوشه و کنار فرمود که:شما اگر کشته شوید یکراست می روید به بهشت عنبر سرشت،و اگر زخمی بشوید جراحات شما با تربت،که پنی سیلین شیعیان علی (ع) است،التیام خواهید پذیرفت.»(توپ مرواری صفحه 16)
استفاده از عبارات رکیک هم برای توهین به دین اسلام از نظر او بلا شکال است:«برای پیشرفت مقصود خود ابتدا تعداد معتنابهی کاغذ استنجای بسیار اعلا مجانا بین اهالی پخش کرد تا عادت شنیع کون شویی با آب شور دریا از سرشان نیفتاد و به این وسیله ضربت مهلکی از عقب به دین مبین وارد بیاورد.»(توپ مرواری صفحه 77 و 78)
اما دردناک تر از همه برای نویسنده وبلاگ،بی ادبی هدایت نسبت به ساحت مقدس بی بی دو عالم و مادر «خون خدا» حضرت فاطمه زهرا(س)است:«اینجا را تهران نامید که از «شرابا طهورا»می آید و در اثر کثرت استعمال طهران شد.به روایتی حضرت صدیقه طاهره به علت افراط در طهارت،از این شهر بوده است.»(توپ مرواری صفحه 11)یا از قول یک مسیحی می گوید:«به گیسوی مریم مجدلیه که فاطمه فیل فیکس آن زمان بود قسم.»
یکی از مغرضانه ترین و بارزترین نمونه این آثار،داستان بلند«علویه خانم» صادق هدایت است در این اثر در میان کاروان زوار امام رضا حتی یک زائر و آدم متعادل هم دیده نمی شود.اصلی ترین شخصیت داستان که نام اثر نیز نام هموست،علویه خانم(به خود اسم و وجه بارز شیعی آن توجه کنید!)است.این مثلا زن سید زائر امام رضا(ع)،در واقع یک زن بدکاره و روسپی وقیح است که از قضا،همین سفرهای زیارتی،وسیله ی کار و کاسبی کثیف او یعنی خودفروشی است.او در این داستان ،به شدت دروغگو و با بچه های خود خشن است و برای حرف های دروغش معمولا از قسم های غلیظ به ائمه اطهار استفاده می کند.علویه خانم در این سفر شوهر صیغه ای دوست خود را از چنگ او در می آورد و با وی به جوال می پردازد و با اکثر مردان زائر این سفر هم به آمیزش و هم بستر شدن می پردازد.و خلاصه همه جور فاحشه گری می کند.برای نمونه در این داستان شاهدیم که علویه خانم،درباره شوهر پیشین دخترش(عصمت)،که پدر نوه ی علویه خانم هم هست،به نوه خود می گوید:«اون بابای قرمساقتم که زرتش قمسور شده،اونم می خواس آب کمرشو تو دل و من و عصمت خالی کنه»(علویه خانم و ولنگاری صفحه 42)این داستان پر است از الفاظ رکیک مربوط به آمیزش زنان و مردان نامحرم و آلات جنسی آنان که از ذکر آنها معذورم.
کتاب راز شهرت صادق هدایت اثر محمدرضا سرشار را حتما بخوانید و به دیگران توصیه کنید
ماخذ: وبلاگ هما
در كتاب : "راز شهرت صادق هدايت" نوشته محمد رضا سرشار به مطالب جالبي در مورد اين شخصيت جنجالي اشاره شده . مثلا نوشته که اين صادق هدايت ملعون به هيچ وجه در ابعاد و اندازه هايي نبود که اين همه در موردش صحبت بشه و اينقدر او را بزرگ کنند . علت اصلي اين که اين آدم شبه مجنون را بزرگ کردند اين بود که فرهنگ و آيين اسلامي را به باد فحش گرفته بود و تمامي اعتقادات و ارزش هاي اسلامي را با رکيک ترين الفاظ که به کار بردن آن شايسته ي هيچ انسان متعادل و عاقلي نيست ، به خيال خود ، مسخر کرده بود .
از نوشتن اين کلام شرم دارم . ولي بايد به برخي هجويات اين انسان ديوانه ي وازده ي پوچ گرا اشاره کنم :
اين عقب مانده ي بي شخصيت (صادق هدايت) در کتاب توپ مرواري که به نظر من صد بار از کتاب آيات شيطاني کثيف تر است نمونه هاي زيادي از اين لجن پراکني ها را انجام داده است . مثلا در صفحه ي 16 اين کتاب ميخوانيم :
(( عرب پست تر از اين بود که از اين فضولي ها بکند . نعوذ بالله ، دين اسلام را درست کند. و اين فتنهاسلام را جاسوسان يهودي راه انداختند و با دست خودشان درست کردند . براي اينکه تمدن ايران و روم را براندازند . و به مقصودشان هم رسيدند . اما مثل عصاي موسي که مبدل به اژدها شد و خود او ازش ترسيد ، اين اژدهاي هفت سر هم دارد دنيا را ميبلعد . ))
يا در صفحه ي 6 همين کتاب نوشته :
(( بعضي از علماي ... معتقدند که پرستش و نيايش phatcus ( آلت تناسلي) اولين مرحله ي نشو و نماي فکر مذهب نزد طوايف بشر به شمار ميرود . زيرا در آن زمان بشر ساده لوح به جز آلت توليد مثل خداي ديگري را به رسميت نشناخته است .))
يا در صفحه ي 17 اينچنين به اسلام توهين ميکند :
(( ميان خودمان بماند . مگر براي ما چه آورده اند ؟ مذهب آنها ... ] اسم آلت تناسلي مرد را به زبان ترکي آورده و آنرا به خيار تشبيه کرده !!!! يعني اسلام را در کل به آلت تناسلي مذکور تشبيه کرده است . که از ذکر عين عبارت رکيک مذکور ، معذورم [ خياردي است . معجون دل به هم زني از مذاهب و اديان و خرافات سلف هول هولکي و هضم نکرده استراق و بي تناسب به هم در آميخته شده است و دشمن ذوقيات حقيقي آدمي و احکام آن مخالف با هر گونه ترقي و تعالي اقوام و ملل است و به ضرب شمشير به مردم زور چپان کرده اند ... ))
اين نمونه اي از نثر صادق هدايت است .نوشته هاي او سرشار است از اسم اعضاي تناسلي بدن و کلمات رکيک . و انتقادات او از دين و مذهب اوج بي سوادي او و بي اطلاعيش نسبت به دين اسلام را نشان ميدهد . مثلا اين که ميگويد دين اسلام را يهودي ها درست کردند . در صورتيکه کسي که يکبار قرآن را باز کرده باشد ميبيند که همين قرآن چقدر يهوديان را مذمت کرده است !
نکته ي خنده دار براي من اين بود که او در صفح ي 16 همين کتاب به خدا هم فحش داده است و او را خونخوار معرفي کرده است ! بخوانيد :
((در مسجد مسلمانان اولين برخورد با بوي گند خلا است که گويا وسيله ي تبليغ براي عبادتشان به ترادف معني دار اهانت آميز توجه کنيد.[ و جلب کفار است ، تا با اصول اين مذهب خو بگيرند . بعد حوض کثيفي که دست و پاي خود را در آن ميشويند و به آهنگ نعره ي موذن ! ، روي زيلوي خاک آلوده دولا و راست مي شوند و براي خداي خون خوارشان نعوذبالله!!!!!! مثل جادوگران ورد و افسون ميخوانند . ... ))
علت شهرت صادق هدايت هم در کتاب محمد رضا سرشار به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است .
او در اين کتاب دلايل متعددي ذکر ميکند از جمله :
1- شبکه ي بي بي سي . که بنگاه سخن پراکني پدر استعمار ( انگليس) است .و از هر وسيله اي براي از بين بردن اسلام در کشور هاي مستعمره خود سود ميجسته است . و هنگاميکه نفرت هدايت را نسبت به اسلام ، و شيفتگي اش به دنياي غرب را ديد او را فرد مناسبي براي اهدافش يافت .
2- دوستان
3- حزب توده
4- رژه لسکوي فرانسوي
5- خودکشي جنجالي
صادق هدايت خودش بارها به شهرت مشکوکش اعتراف کرده است :
((من که جلز ولز ميزدم رمضاني معلوماتم را پشت شيشه ي دکانش بگذارد يک شبه شدم نويسنده ي شهير ، مشهور آفاق)).
اطرافيان و دوستان او هم اين مسئله را ياد آور شده اند که با اينکه کتاب هاي او خواننده ي زيادي ندارد ، شهرت او بسيار بي مورد و بيشتر از شخصيت واقعي اوست .
علل توجه غربيان به صادق هدايت عبارتند از :
· برتر نمايي فرهنگ ايران باستان و تحقير فرهنگ اسلامي
· مشارکت براي تغيير خط فارسي
· اهانت به مقدسات اسلامي
· تمسخر و تحقير حجاب
· خوار شماري توده ي مردم مسلمان
و در نهايت اين انسان مجنون به کفر محض و سپس به هيچ انگاري رسيد و با خودکشي به عمر ننگينش پايان داد .
غربزدگي و نفرت او در موارد زير مشهود است.
I. نفرت از سرزمين ايران
II. نفرت از فرهنگ ايراني و تجليل از فرهنگ غربي
III. نفرت از موسيقي ايراني و شيفتگي نسبت به موسيقي غربي
IV. نفرت از زن ايراني و شيفتگي نسبت به زن غربي
V. عشق به سرزمين اروپا
در کتاب (( راز شهرت صادق هدايت)) ، از انتشارات کانون انديشه جوان ، براي هر کدام از اين ادعا ها موارد و نمونه هايي از داستان ها و کتاب هاي صادق هدايت آورده است .
در کل صادق هدايت موجودي به مراتب حقير تر و کوچک تر از آن است که با صحبت کردن در مورد او و آثارش به او رسميت ببخشيم . تنها هدف من از نوشتن اين مطلب اين است که مشخص کنم امروز چرا خيلي ها سنگ اين نويسنده ي هرزه گو را به سينه ميزنند و مرتب او را بزرگ ميکنند و در مورد جلسه و کنفرانس برگزار ميکنند .
. همگي خوب ميدانيم کتاب هاي صادق هدايت از لحاظ اهل ادبيات و جنبه هاي فني داستان نويسي هيچ نکته ي خاصي ندارد .
(نقل از وبلاگ گفتگوی زیرزمینی)
سلآم حآجی آین مطلب برآی وبلآگ جآم جهآن بین آست نه گفتگوی زیر زمینی