آخرین خبر

  • • نمایش اختصاصی فیلم سینمایی "جعبه موسیقی" برای اعضای انجمن قلم ایران و خانواده هایشان
  • شنبه 22 بهمنماه 90


    این فیلم که تهیه آن برعهده محمد خزاعی دبیر فعلی جشنواره فیلم فجر بوده داستانی درباره ارتباط مابین مرگ و حیات را روایت میکند. نویسنده فیلمنامه مسعود احمدیان بوده و  مسعود فراستی مشاور فیلمنامه این کار بوده است.فرزاد مؤتمن نیز کارگردان فیلم است.

    رامبد جوان، نیکی کریمی، شاهرخ فروتنیان و ارسلان قاسمی بازیگران اصلی این فیلم هستند و اکران فیلم در گروه سینمایی مخاطب خاص انجام خواهد شد.

    پس از گلچهره، بدرود بغداد، گلوگاه شیطان و معبد جان، این ششمین فیلم از سلسله فیلمهای مخاطب خاص است که با همکاری معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اعضای انجمن قلم ایران به نمایش درمی آید.

    .

آخرين نظرات خوانندگان

  • آرزو خمسه كجوري: سلام آقاي سرشار من مامور را خواندم و نقدش را ادامه
  • مدیر: سلام.و البته یکی از عوامل موثر در این امر ، ادامه
  • یوسف نیک فام: با سلام و احترام بسیار نشست پربار و خوبی بود ادامه
  • مدیر: دوست عزیز ؛ چرا از نوشتن اسمتان ابا دارید؟!انسان وقتی ادامه
  • هادي: آقاي سرشار شما چگونه با اطمينان مي گوييد فيض خداوند ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • سرشار از به چاپ سپردن آثار تازه‌اي خبر داد

  • به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سرشار گفت كه اخيرا كتاب‌هاي «راه‌هاي علاقه‌مندي كودكان و نوجوانان به مطالعه»، «سلول‌ بنيادي داستان» و همچنين «داستان‌هاي تاريخي و مذهبي کودکان و نوجوانان» را به انتشارات كانون انديشه‌ي جوان سپرده است.

    به گفته‌ي او، اين كتاب‌ها از مجموعه‌اي درباره‌ي داستان است كه پيش‌تر سه مجلد آن منتشر شده است.

    او همچنين چندي پيش، كتاب «نگاهي داستاني به سوره‌ي يوسف» را براي چاپ به نشر يادشده سپرده است. اين كتاب به بحث درباره‌ي شأن نزول سوره‌ي يوسف پرداخته است و در ادامه نيز به اين مي‌پردازد كه منظور از «قصه» در قرآن چيست، آيا هدف خداوند از بيان «قصص» در قرآن، «قصه‌گويي» به معناي متعارف است؟، «احسن القصص» کدام است؟ و منظور از «عبرت براي اولوالالباب» چيست؟

    همچنين برخي مختصات و تفاوت‌هاي «قصه‌ي يوسف (ع)» با ديگر قصص قرآن، «قصه‌ي يوسف» در عهد عتيق، بعضي تفاوت‌هاي «قصه‌ي يوسف» در عهد عتيق و قرآن، اشکال‌هاي حاشيه‌يي وارد به روايت توراتي «قصه‌ي يوسف»، برخي ظرافت‌هاي زباني و نکات تفسيري «قصه‌ي يوسف»، پاسخ به چند پرسش منطقي در مورد «قصه‌ي يوسف»، درونمايه‌ها: درونمايه‌هاي آشکار، درونمايه‌هاي پنهان، سه نکته‌ي ديگر محتوايي - ساختاري: رؤياها، پيراهن يوسف (ع)، عشق يا گرايش جنسي، ساختار، شخصيت‌پردازي، ابزارهاي روايت، توصيف‌ها، زاويه‌ي ديد، لحن و زبان از ديگر مسائل مورد بحث در اين كتاب است.


سرشار: داستان بلند «مامور» جنبه ديني و اسلامي ندارد

خبرگزاري فارس: محمدرضا سرشار با بيان اين كه چيزي كه ما در اين اثر نمي بنييم معنويت است گفت: اين يك داستان بلند فانتزي است و مطلقا جنبه آسماني و حتي اسلامي ندارد.

به گزارش خبرگزاري فارس جلسه نقد كتاب «مامور» اثر علي موذني در جلسه نقد داستان حوزه هنري به مديريت محمدرضا سرشار برگزار شد.

* مامور يك داستان بلند است
محمدرضا سرشار در ابتداي جلسه درباره كتاب گفت: اين كتاب يك داستان بلند است. از زمان مشروطه تاكنون اكثر كتاب‌هاي داستان تاليفي چاپ شده در كشور ما رمان نيست بلكه داستان بلند است، حتي اكثر كتاب‌هاي رمان مطرح در قرن بيستم در غرب هم رمان به معناي واقعي نيست بلكه افراد ناآگاهانه و يا به تسامح اين آثار را رمان مي‌گويند.
وي در ادامه به بيان تفاوت‌‌هاي رمان و داستان بلند پرداخت و افزود: در رمان فاصله زماني‌اي كه از زندگي قهرمان داستان مطرح مي‌شود اغلب فاصله‌اي زماني به اندازه يك عمر از زندگي او را در برمي‌گيرد. در حالي كه در داستان بلند فاصله زماني كه از زندگي شخصيت اصلي مطرح مي‌شود كوتاه‌تر و اغلب فقط يك برهه از آن است. تعدد شخصيتها در داستان بلند از داستان كوتاه بيشتر است ولي خيلي زياد نيست، در همين كتاب مامور احمد عبادي، ايليا نوايي، الهام، هما و... شخصيت‌هاي اثر هستند كه براي يك رمان كم است در حالي كه مثلا كتاب رمان جنگ و صلح حدود پانصد شخصيت دارد.
سرشار ادامه داد: ما در كشورمان رمان با 150 شخصيت داريم. با اين همه ما در زبان فارسي نهايتا بيشتر از ده رمان به معناي واقعي كلمه نداريم.
وي ادامه داد: تفاوت ديگر در پيرنگ است كه انشعابات زيادي در پيرنگ رمان ايجاد مي‌شود ولي در داستان كوتاه و بلند اين اتفاق نمي‌افتد. در پيرنگ رمان گاه زندگاني ده‌ها شخصيت مطرح در قالب دهها انشعاب از بدنه اصلي مطرح مي‌شود اما در داستان بلند يك داستان اصلي داريم كه نهايتا يك يا دو داستان فرعي محدود نيز در ارتباط با آن مطرح مي‌شود. تفاوت ديگر در درونمايه است كه در داستان بلند معمولا يك درونمايه مهم وجود دارد كه از ابتدا تا انتها دنبال مي‌شود ولي در رمان درونمايه‌هاي متعدد وجود دارد كه تك‌تك آنها درونمايه‌هاي عميقي هستند .البته يك درونمايه بر ديگر درونمايه ها غلبه دارد.
وي ادامه داد: تفاوت ديگر در طول و حجم كتاب است. به لحاظ تعدد صفحات بعيد است كسي بتواند رمان به معناي واقعي بنويسد كه زير هزار صفحه باشد.

* «مامور» يك اثر معمولي است
سرشار در ادامه درباره كتاب مامور گفت: زمان جاري داستان حدود يك هفته است و زمان تاريخي وقوع اثر از دوازده بهمن 1372 به بعد است.
وي همچنين گفت: ما معمولا در داستاني عنصر غالب را پيرنگ مي‌دانيم كه ماجراهاي بسيار، كشمكش بيروني ،روابط علي و معلولي و تعليق قوي داشته باشد و ما را دنبال خود بكشد. در اين كتاب اين عناصر را معمولي مي‌بينيم و اگر نحوه ظهور الهام را از داستان حذف كنيم از اين نظر يك اثر خيلي معمولي‌ است. الهام فقط نقش عجيب و غريبي داستان دارد.
وي ادامه داد: تازگي پيرنگ به خاطر الهام است. اگرچه داستان، در شخصيت و هم موضوع تازگي دارد، ولي بقيه آن نكته برجسته و تازه‌اي ندارد، اگر قسمت عجيب داستان را حذف كنيم نكته خاصي نمي‌ماند كه در آن، عنصر شخصيت را غالب بدانيم.
سرشار اضافه كرد: درونمايه كتاب، برگزيده شدن افراد براي انجام كاري خاص در دنيا است اما چيز چندان تازه‌اي نيست .در داستان‌هايي كه عنصر غالب درونمايه است، نويسنده بايد حرف تازه‌اي بزند و واقعا پيشنهاد جديدي را به خواننده بدهد يا گرهي از معضلات فكري مخاطب باز كند كه اين داستان اين كار را انجام نمي‌دهد.
نويسنده كتاب «آنك آن يتيم نظر كرده» ادامه داد: اگر بنا باشد با تسامح عنصري را غلبه دهيم عنصر درونمايه را بايد انتخاب كنيم. بنابراين عنصر غالب را درونمايه مي گيريم؛ حال در اين ارتباط بايد مشخص كنيم كه شخصيت اصلي داستان كيست؟ ايليا را مي‌توانيم شخصيت اصلي بگيريم. بعد الهام، هما و بعد عبادي.
سرشار ادامه داد: مشكل اصلي ايليا اين است كه هما براي نوشتن داستان پيامبران به او فشار مي‌آورد. نويسنده كتاب در واقع احساس‌هاي درستي را در اين ارتباط براي ايليا تصوير كرده و اين احساس‌ها اصيل است.

* انتخاب درونمايه بر پايه جدل، ضعيف‌ترين نوع داستان است
سرشار: داستاني كه درونمايه اصلي مورد نظر خود را در قالب ديالوگ‌ها و جدل گفتاري روايت مي‌كند ضعيف‌ترين نوع داستان است. داستاني كه منضور خود را القاء مي‌كند بهترين نوع داستان است. در خيلي از مواقع اسم داستان ذهن خواننده را به سمت عنصر غالب مورد نظر نويسنده هدايت مي‌كند. نام اين كتاب مامور است و در آن هما، ايليا، الهام و عبادي هر يك در ارتباط با نگارش داستان پيامبران ماموريتي دارند.به نظر مي رسد كه بتوان درونمايه اصلي اين اثر را در قالب عبارت ذيل بيان كرد: "هركس در زندگي بر اساس قابليت‌هايي كه در وجودش هست مأموريتي دارد كه در صورتي كه از هواهاي نفساني خود بگذرد موفق به انجام آن خواهد شد ".
وي اضافه كرد: اما در نقد درونمايه بايد ببينيم كه آيا نويسنده توانسته به بهترين و مؤثرترين شكل ممكن درونمايه مورد نظر خود را به مخاطب القاء و او را در ارتباط با آن متقاعد كند!

* اين كتاب به هيچ وجه جنبه ديني و اسلامي ندارد
سرشار گفت: اين يك داستان بلند فانتزي است و مطلقا جنبه آسماني و حتي اسلامي ندارد. ظهور ناواقع در واقع يكي از نمود‌هاي فانتزي در داستان است. البته اگر در احاديث اسلامي و يا سيره پيامبر و اولياء نمونه‌اي مشابه اين مي‌داشتيم مي‌توانستيم بگوييم يك داستان واقعيت‌گراي اسلامي است. الهام در داستان مطلقا خصوصيات يك فرشته را ندارد و هيچگاه در روايات نداشته‌ايم كه فرشته به زن صورت درآيد و اين موضوع از هر نظر مردود و از اسرائيليات وارده شده در افكار عوام است، فرشتگان اگر هم به صورت انسان مجسم شده‌اند هميشه به صورت مرد ظاهر شده‌اند.
وي خاطر نشان كرد: الهام زني است كه نزد هر كسي مي‌رود دلربايي مي‌كند و باعث پيدايش ميل به گناه در مردها مي‌شود. ما نمي‌توانيم در رئاليسم اسلامي وقتي وارد حيطه غيب مي‌شويم از خودمان چيزي اختراع كنيم. در نگاه اسلامي، به عكس آنچه در اين داستان آمده است،وقتي فرشته در جايي حاضر مي‌شود اشتياق معنوي را در فضا پراكنده مي‌كند نه مغناطيسي از شهوت و ميل جنسي نامشروع و و انحرافي را. چيزي كه ما در اين اثر نمي بنييم معنويت است. به عكس ضدمعنويت‌هاي زيادي در داستان وجود دارد.
سرشار با بيان اين كه نمي‌توانيم الهام را در داستان به عنوان يك نماد فرض كنيم گفت: متأسفانه نويسنده وقتي كه الهام را به صورت يك زن كامل با همه جاذبه‌هاي جنسي او مجسم مي‌كند اين اختيار را از ما مي‌‌گيرد؛ و خاصه درخواست رسمي ازدواج ايليا از الهام باعث مي‌شود كه جنبه نمادين وي در داستان از بين برود.

* شخصيت‌هاي داستان مذهبي نيستند
سرشار گفت: مشكل اصلي شخصيت‌هاي مذهبي داستان اين است كه به خلاف ادعاي تلويحي يا مصرح خود، واقعا مذهبي نيستند و حتي اطلاع كافي از احكام پيش پاافتاده و مشهور اسلامي ندارند، داعيه عرفان كه جاي خود دارد! لزوم رعايت دقيق حدود شرعي در رابطه محرم و نامحرم از مطالب اوليه در عرفان اسلامي است. در حالي كه ايليا راحت دست ثريا (زن عبادي) را مي‌گيرد و حتي مي‌بوسد.يا زن عبادي سر او را مي‌بوسد. در ديالوگ‌هاي ميان اين دو نيز اصلا حدود شرعي رعايت نشده است. نه عبادي به اين مسائل پايبند است نه ايليا و همسرش و اين نشان مي‌دهد كه اين افراد اگر نسبت به اين احكام جاهل نباشند، به آنها باور ندارند.

* درونمايه اين اثر يا آيات قرآن تعارض دارد
سرشار در ادامه افزود: اما مهمترين عنصر تازگي اين رمان كه آمدن فرشته به زمين است خيلي هم تازه نيست كه شباهت آن با يكي از فيلم‌هاي غربي (پرواز فرشتگان برفراز برلين؛ كه آقاي نيكفام اشاره كردند) مويد اين موضوع است. مورد ديگر اشكال درونمايه‌اي اين اثر، اين است كه در هيچ جاي قرآن گفته نشده كه شيطان ابتدا حوا را فريب داد و حوا آدم را، بلكه قرآن هر دو را با هم ذكر كرده و اين موضوع كه در اين كتاب ذكر شد، ظاهرا از اسرائيليات است.
سرشار ادامه داد: در داستان‌هايي كه به نظر مي رسد نويسنده قصد استفاده از نماد را داشته بايد موارد نمادين احتمالي آن را مشخص كنيم. مهمترين نماد اين اثر عنوان مأمور است .در اين داستان چند نفر مأمورند كه ايليا نوايي مهمترين آنهاست. بعد هما، بعداحمد عبادي و بعد الهام فرشته الهام است. چهار نفر در اين داستان مأمور هستند.
وي افزود: اسم نويسنده، ايليا نوايي مي‌تواند يك نماد باشد كه از آن و بعضي كدهاي ديگر مي‌شود برداشت كرد كه نويسنده منظورش از او، خودش بوده، در حالي كه اصل معني ايليا، الياس است.(ايليا:در ذهن مردم ما يعني علي؛ و نوايي؛ كه ظاهرا نظيره موذني گرفته شده است.) در حالي كه ايليا الياس است و نه علي.
وي ادامه داد: نكته دوم الهام است و اين شبهه در ذهن مي آيد كه اين الهامي است كه طبق يك باور عوامانه قديمي به نويسنده مي‌شود. كه اشاره كرديم: نويسنده با شخصيت‌پردازي كاملا زنانه الهام و درخواست ايليا از خدا براي تجسد بخشيدن به الهام در قالب يك زن زميني براي همسري او آن را باطل مي‌كند. در مجموع از كتاب جنسي است. همچنين مواردي در داستان هست كه مسائل را نقض برمي‌آيد كه احساس راوي داستان نسبت به الهام يك احساس كاملاجنسي است.
سرشار گفت: اگر اصل قضيه واقعيت داشتن الهام هنري را بپذيريم، اين فرشته بايد فقط بر هنرمندي مثل ايليا الهام ‌شود كه بايد داستان را بنويسد، در حالي كه الهام را همه مي‌بينند.

* حضور الهام مانعي براي نوشتن داستان پيامبران است
سرشار در ادامه اين جلسه گفت: دليل دوم كه باعث مي‌شود بگوييم حضور الهام باعث بازماندن ايليا از نوشتن داستان زندگي پيامبر است اين است كه كارش به بيمارستان رواني مي كشد. قبلا زن ايليا را از او گرفت و بعد هم او را روانه بيمارستان رواني كرد و به اين ترتيب او كاملا كاركرد فرشته‌اي خودش را از دست مي‌دهد.
وي اضافه كرد: اصلا در اين داستان شخصيت ايليا آدم سالمي نيست. او با زنان متعددي كه خود مي‌گويد همه هم انتخاب خود او بوده روابطي داشته و در واقع مرد هوسراني بوده.حال چه شده كه خداوند چنين فردي را يراي نوشتن داستان پيامبران اولوالعزمش برمي گزيد و آن قدر او را مشمول عنايات ويژه خود قرار مي‌دهد؟!
سرشار ادامه داد: امتحان‌هاي سخت خداوند براي بندگان خاص است كه خدا مي‌خواهد امتحان آخر را نيز از آنان به عمل آورد.حضرت ايوب نمونه روشن اين مسئله است. در حالي كه ايليا فرد فاسدي است نكته ديگر اين است كه جان‌هاي غيرپاك نمي‌توانند داستان زندگي پيامبران را به شكل موثر بر مخاطبان بنويسند. در حالي كه - جدا از آنچه ذكر شد - ايليا در جايي مي‌گويد وقتي براي اولين بار قرآن خواند دچار انقلاب دروني ‌شد؛ و نويسنده در اين بخش يك قرينه‌سازي بين ايليا و پيامبر اسلام - زمان نزول اولين وحي به ايشان ـ صورت مي‌دهد!
وي ادامه داد: ما در اين داستان يك فرد مذهبي متوسط هم نمي بينيم. چون هيچ يك از شخصيت‌هاي داستان مذهبي نيستند. حتي عبادي نيز در دوره‌اي با زنها سر و سري داشته است.

* پيرنگ داستان تنبلانه است
سرشار گفت: به لحاظ پيرنگ،داستان در بخش بزرگي يك ساختار روايي دارد كه تنبلانه‌ترين شكل داستان پردازي است. تعليق اين داستان يك تعليق كاذب است و اطلاعاتي را كه نويسنده در ابتدا مي‌توانسته به مخاطب بدهد نمي‌دهد و نويسنده سعي كرده انتظاري را به طور كاذب به مخاطب تحميل كند.
وي گفت: نكته بعدي حاشيه روي‌هايي است كه راوي داستان بيان مي‌كند، ذكر بحثهايي در باره ديگر پيامبران در اين داستان وجهي ندارد. اين داستان با حذف زوايد نهايتا مي‌توانست يك داستان كوتاه بلند شود نه يك اثر با چنين حجمي. به علاوه، تكلف و تصنع از سر و روي اين داستان مي‌بارد.
سرشار گفت: اين داستان اطناب و پرگويي بسيار دارد كه خواننده را خسته و كسل مي‌كند. نثر اين كتاب خوب و قابل قبول است، و در اين بعد نكته‌هايي دارد كه هوشمندي نويسنده را نشان مي‌دهد. هر چند خالي از اشكال‌هاي نگارشي هم نيست.

* داستان فضاي غيراخلاقي و غيرمذهبي دارد
وي ادامه داد: داستان فضاي غيراخلاقي و غيرمذهبي دارد. قهرمانان آن يا شرع را نمي‌شناسند يا جدي نمي‌گيرند. در اين اثر فيض خدا شامل يك انسان نالايق و فاسد مي‌شود كه من اين موضوع را يك تحريف براي داستان نويسي مذهبي مي‌دانم.
محمدرضا سرشار در پايان گفت:با اين همه، اين اثر برجسته‌ترين كتاب داستان سال 88 ايران است كه اين موضوع نشان دهنده سيمايي از ادبيات داستاني كشور است!

* درونمايه بر تمام عناصر داستان غلبه دارد
اقدس ارطايفه نيز در اين جلسه گفت: در اين داستان درونمايه از ابتدا تا انتها بر تمام عناصر اصلي داستان غلبه دارد و پيام داستان در تمام كتاب سايه انداخته است. ايليا شخصيت خاصي نيست چرا كه لوس و متوقع است. شخصيت جديدي ندارد. درگيري دروني ندارد بلكه با اطرافيان خود درگيري دارد.
وي گفت: نويسنده در فصل شانزده در بحث استفاده ميوه ممنوعه، از منابع معتبر استفاده نكرده بلكه از منابع تورات استفاده كرده كه چنين مسائلي در آيات قرآن بيان نمي‌شود كه همه تقصيرات گردن حوا است و آدم مقصر نيست. با توجه به اين بحث، خطاي آدم و حوا در سوره بقره بعد از آيه سي آمده و نشان مي‌دهد كه خدا انسان را از ابتدا براي جانشيني خود در زمين انتخاب كرده است. ديگر اينكه آدم از ابتدا در بهشت زميني زندگي مي‌كرد و نه بهشت خدا كه به تعبير ايليا خدا برنامه‌ريزي جديدي داشته باشد براي زندگي انسان در زمين.

* پيرنگ داستان مستحكم نيست
يوسف نيك‌فام داستان‌نويس هم در اين جلسه گفت: به نظر من بايد روي شخصيت داستان صحبت كرد. در هيچ رماني نداشتيم كه نويسنده شخصيت اصلي است كه مي‌خواهد داستان زندگي حضرت رسول را بنويسد و نمي‌تواند.
نيك‌فام افزود: پيرنگ داستان زياد مستحكم نيست و نمي‌توان آن را عنصر غالب گرفت چرا كه پيرنگ آن از فيلمي به نام «فرشتگان بر فراز برلين» گرفته شده است. خود آقاي مؤذني با توجه به اين كه كار تلويزيوني و تئاتر انجام مي‌دهد مطمئنا اين فيلم را ديده است.
وي درباره مشكل اصلي داستان نيز گفت: مشكل ايليا از جايي شروع مي‌شود كه شرط مي‌گذارد در صورتي داستان زندگي پيامبر را مي‌نويسد كه فرشته با او ازدواج كند كه الهام ناراحت مي‌شود و مي‌رود. اين مشكل را بايد ايليا تلاش كند كه حل شود اما ما تلاشي از ايليا نمي‌بينيم، در حالي كه مي‌فهميم ايليا در بيمارستان بستري شده كه نويسنده دلايل بستري شدن او را هم توضيح نمي‌دهد. اين يكي از ضعف‌هاي پيرنگ است. مشكل اين است كه ايليا زندگي چهار تن از انبياء اولوالعزم را نوشته ولي حاضر نيست زندگي حضرت رسول را بنويسد چون مي‌خواهد الهام را ببيند.
نيك‌فام گفت: قسمتي از پيرنگ مربوط به هما است كه تأثير زيادي در داستان دارد كه باعث حضور الهام هم در داستان هست اما سابقه وي در فال قهوه، شخصيت خرافاتي را به خواننده نشان مي‌دهد.
نيك فام ادامه داد: پيرنگ به نوعي پيرنگ جديدي نيست و مي‌توان گفت كه دستمايه آثار ديگري هم بوده است. اگر ما در اين داستان بلند خيلي قصدهاي فرعي نمي‌بينيم چرا كه شخصيت‌هاي آن محدودند. در فصل 30 ايليا به نوعي توبه مي‌كند به خاطر اينكه مي‌خواسته داستان حضرت رسول را بنويسد!نمي‌تواند چون نويسنده نمي‌خواسته اين اتفاق بيفتد.در واقع توبه كردن ايليا منطقي نيست و بهتر بود عبادي داستان پيامبر را مي‌نوشت.

*شخصيت ايليا در داستان بسيار نو و جديد است
مريم شريف رضويان نيز در اين جلسه نقد گفت: عنصر شخصيت در داستان غلبه دارد چرا كه كشمكش‌هاي زيادي در داستان وجود دارد و حالات شخصيتها بيان مي‌شود. شخصيت ايليا در داستان بسيار نو و جديد است.
شريف رضويان ادامه داد: در داستان الهام مي‌گويد من به اين دليل به شكل زن نازل شدم كه ايليا و هما را امتحان كنم در حالي كه وجهي بر اين موضوع نيست چرا كه نوع روابط ايليا و الهام باعث مي‌شود كه او درخواست ازدواج كند و در واقع خود الهام باعث وقوع اين ماجراست.

5 نظر

آقاي سرشار شما چگونه با اطمينان مي گوييد فيض خداوند شامل انسانهاي غير مذهبي يا متوسط نمي شود ؟ مگر شما تقسيم كننده فيض خداوند هستيد ؟چقدر در تاريخ اسلام داشته ايم كساني را كافر بودند و خدا خواست كه برگردند .كاش كتابهاو شخصيت ها را با خط كش توضيح المسائل نمي سنجيديد.كتاب مامور رمان ارزشمندي است كه در آن با انسانهاي معمولي ارزشمندي روبرو مي شويم به خدا ما چهارده معصوم بيشتر نداريم نگرديد بيشتر نيست آن هم توي شخصيتهاي داستان انتظار زيادي از آدمها داريد ما آدميم با همه ضعفها و قوتها در سن شما آرمانگرايي عجيب است

با سلام و احترام
بسیار نشست پربار و خوبی بود و به شخصه از مطالب گفته شده بسیار استفاده بردم.با سپاس و امتنان
موفق باشید!

سلام آقاي سرشار
من مامور را خواندم و نقدش را هم در وبلاگم گذاشته ام راستش به تنها چيزي كه توي خواندن رمان فكر نكردم اين بود كه چرا يك آدمي مثل ايليا توي آن وضعيت روحي و رواني آشفته دست زني كه از لحاظ سني و شرعي ديگر جاذبه زنانه اي ندارد و در رمان هم ايليا به چشم مادرش به او نگاه مي كند را مي بوسد ؟ يا الهام براي من شخصيت باور پذيري بود . در ضمن اين آدمها هيچ كدام ادعا نكردند قديسند مثل درصد زيادي از مردم ما متشرعند اما گرفتار نفسانيات مي شوند اگر احتمال بروز گناه در انسان نبود پس اين همه بشير و نذير و ثواب و جزا براي چه بود ؟ مامور را دوست داشتم و آن را رماني مي دانم كه دغدغه اش مذهب است اصلا آشفتگي ايليا براي همين لغزش هايش است براي اين خوف و رجاي غلتيدن در لذتهاي دنيوي و از دست دادن مقامي است كه خدا به او داده يك انسان غير مذهبي فقط دغدغه اخلاقي دارد كه آن هم هميشه قابل توجيه است اما نگراني هاي ايليا از اين دست نيست .با اين ملاك ها تخيل نويسندگانمان را محدود نمي كنيم ؟

ارسال نظر