آخرین خبر

  • • سرشار، ساعی و خیراندیش، مهمان رادیو ایران
  • پنجشنبه 05 خردادماه 90

    اين سه چهره از ساعت 17 فردا (جمعه) به مدت 180 دقيقه براي شنوندگان راديو صحبت مي‌كنند.

    5 خرداد 1390 ساعت 12:46
    محدرضا سرشار، گوهر خیراندیش و هادی ساعی در سه آیتم برنامه رادیویی «گذر هفتم» حضور می‌یابند. سرشار نویسنده پیش از هر چیز به دلیل پیشکسوتی‌اش در قصه‌گویی رادیویی، گوهر خیراندیش به عنوان بازیگر رادیو و ساعی به عنوان تکواندوکار در کنار هم قرار می‌گیرند.\

    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برنامه «گذر هفتم» رادیو ایران که فردا (جمعه ششم خرداد) روی آنتن می‌رود، میزبان این سه خواهد بود. 

    رادیو ایران با شعار «جامعه ایرانی صدای ملی»روی فرکانس ۹۰ مگاهرتز برنامه‌های خود را در سراسر کشور پخش می‌کند. این برنامه کاری است از گروه «ایران و جامعه» رادیو ایران و به‌نظر می‌رسد صبغه اجتماعی آن موجب شده از سه فرد اثرگذار در حوزه‌های مختلف ورزشی و فرهنگی و هنري دعوت به‌عمل آورد. 

    محمدرضا سرشار 
    محمدرضا سرشار با نشان درجه یک هنری(معادل دکترا) و شمارگان بیش از پنج میلیونی آثارش تا امروز (بنا به مندرجات سایت شخصی وی)، تا کنون ۳۶ جایزه کشوری را در حوزه‌های مختلف ادبیات دریافت داشته است. تا کنون ۷ نویسنده، هر کدام یک کتاب خود را به سرشار  تقدیم کرده‌اند و ۵ عنوان کتاب درباره او و آثارش تالیف شده است. ۴ فیلم اقتباسی از آثار داستانی این قصه‌گوی پیشکسوت و ۵ ترجمه از آثارش به زبان‌هایی چون اردو، انگلیسی و عربی، بخش دیگری از کارنامه فرهنگی این نویسنده را تشکیل می‌دهد. 

    این نویسنده که اصالتا شیرازی است، به‌زودی و در همین ماه ۵۸سالگی خود را پشت سر خواهد گذاشت. به باور کارشناسان، نکات برجسته قصه‌گویی او، اجرای هنرمندانه، زنگ صدای دلنشین و ویرایش دقیق متن برای اجرای رادیویی بوده است. سرشار مهمان آیتم «گذر رادیو» این برنامه خواهد بود.

    گوهر خیراندیش 
    خیراندیش بی‌کتاب است و حتا مقاله‌ای نیز تا کنون به قلم خود در نشریات سینمایی کشور به چاپ نرسانده است. برخی منتقدان که تعدد گریم‌های یک بازیگر را مد نظر داشته‌اند، اکبر عبدی و وی را به ترتیب به عنوان «مرد هزارچهره» و «زن هزارچهره» سینمای ایران معرفی کرده‌اند. می‌توانید در این زمینه مطلب حسن رضایی را در بخش «سایه/روشن» ماهنامه فیلم، شماره ۳۹۵ (خرداد ۸۸) ببینید. خیراندیش تنها یک سال از سرشار کوچک‌تر است؛ او سال ۱۳۳۳ متولد شد. 

    بهترین بازی خیراندیش به باور داوران جشنواره فیلم فجر، در فیلم «رسم عاشق‌کشی» بوده است که برای بازی در این فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را در بهمن ۸۲ به دست آورد. این بازیگر شیرازی که همسر هنرمند برجسته کشور، مرحوم جمشید اسماعیل‌خانی بوده است، سال‌ها بازیگری برنامه «صدای عبرت» رادیو ایران را در کارنامه دارد. 

    هادی ساعی 
    ساعی نیز چون سرشار خردادماهی است؛ تاریخ تولدشان به حساب ماه تنها دو روز اختلاف نشان می‌دهد: ساعی متولد ۲۱ خرداد است و سرشار متولد ۲۳ خرداد. ساعی در تعداد کتاب‌هایی که درباره‌اش نوشته شده نیز با محمدرضا سرشار رقابت نزدیکی دارد. تا کنون چهار کتاب درباره ساعی نوشته شده‌اند. آکادمی ملی المپیک و پارا المپیک ایران، سازمان ورزش شهرداری تهران و واحد انتشارات فرهنگسرای طبرستان، دست‌اندرکاران چاپ سه عنوان از این کتاب‌ها بوده‌اند. 

    انتشارات سبزخامه که یک بار کتاب «گام اول پشتکار و استقامت: هادی ساعی قهرمان تکواندوکار المپیک» را در سال ۸۴ منتشر کرده بود، به یمن این سابقه، در سال بعد سفارش سازمان ورزش شهرداری تهران را برای انتشار کتابی درباره زندگی ساعی دریافت کرد و این کتاب را در همان سال به چاپ رساند. 

    نویسنده این کتاب اخیر تا کنون بارها در اخبار خبرگزاری کتاب ایران محور گفت‌وگو یا خبر بوده است: فریدون حیدری مُلْک‌میان، نویسنده زندگینامه شیخ طوسی، مقدس اردبیلی، سید بن طاوس، سید رضی، شیخ آقابزرگ تهرانی، محیط طباطبایی و بازنویس «البدء و التاریخ». 

    خوی ادبی ملک‌میان، این نویسنده برخاسته از روستای ملک‌میان در شرق استان گیلان، خود را در نام این کتاب به خوبی نشان می‌دهد: «ساعی، از قعر گمنامی تا قله قهرمانی». سه نوبت تکرار حرف «قاف» در نام کتابی که زندگی فردی را حکایت می‌کند که به باور نویسنده، قله قاف قهرمانی را در رشته تکواندو فتح کرده است. دو اضافه بیانی «قعر گمنامی» و «قله قهرمانی» به لحاظ فیزیک کلام وزن نزدیکی دارند و دو حرف اضافه «از» و «تا» هر یک به هوشمندی پشت یکی از این دو ترکیب قرار گرفته است. 

    ولی اگر به‌زودی ساعی میهمان رادیو ایران می‌شود تا از آیتم «گذر موفقیت» برنامه «گذر هفتم» بگذرد، نویسنده کتابش چندی پیش میهمان رادیوی پایتخت، رادیو تهران بود، در برنامه «جام ارگ»، که به بررسی آخرین کتاب او «روز هزار ساعت دارد» اختصاص داشت. این برنامه چهار هفته پیش در چنین روزی، یعنی در روز پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۹۰، از آنتن رادیو تهران پخش شد. 

    دست آخر هم بخوانيد كه ساعت دقیق برنامه "گذر هفتم" از سوی روابط عمومی رادیو ایران اعلام نشده است! ولی با مراجعه به سایت اطلاع‌رسانی رادیو ایران، مشخص می‌شود که این برنامه ۱۸۰ دقیقه‌ای از ساعت ۱۷ روی آنتن می‌رود.

آخرين تصاوير

  • IMG_3513.JPG
  • IMG_3505.JPG
  • IMG_3451.JPG
  • IMG_1301.JPG
  • IMG_1427.JPG
  • IMG_1243.JPG
  • IMG_1201.JPG
  • IMG_1540.JPG

آخرین کتاب

  • • مقايسه‌ي محمدرضا سرشار با گلشيري و براهني
  • سه شنبه ، ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ ، ۱۱:۲۸

    فرهنگخانه: مجموعه‌ي «درباره‌ي ادبيات داستاني» محمدرضا سرشار عصر روز گذشته (دوشنبه، ۱۹ ارديبهشت‌ماه) در نمايشگاه كتاب تهران رونمايي شد.

    به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محسن پرويز در اين نشست با بيان اين‌كه ما در حوزه ادبيات داستاني، بويژه در بخش رمان و داستان بلند با فقر روبه‌رو هستيم، گفت: اين فقر به دلايل مختلفي رخ داده است. تقريبا آن چيزي كه در ادبيات داستاني ما توليد شده است، يا مورد نياز ما نيست، يا بخش عمده‌اي از اشخاص از روي دست هم مي‌نويسند و از سويي، ما در فضاي ادبيات داستاني متأسفانه مراكز و اشخاصي را نداريم كه بدون حب و بغض و با آگاهي و دانش، نكات مثبت و منفي آثار داستاني را بررسي كنند.

    او افزود: البته در مقطع زماني اواخر دهه ۷۰ و اوايل دهه ۸۰، يك موج رمان‌نويسي در ادبيات ايران راه افتاد كه به نوعي به اعتلاي ادبيات كمك نمي‌كند و بسياري از ماجراهاي آن تكراري است كه نه از خواندن آن‌ها كسي لذت مي‌برد و نه نيازي از ما را پاسخ مي‌دهد.

    اين نويسنده خاطرنشان كرد: اين‌كه اين‌گونه موج‌ها چگونه راه مي‌افتد، جاي بحث مفصلي دارد. يكي از مسائل اساسي كه وجود دارد، اين است كه ناشر نگاهي به اثر نمي‌اندازد و آن را منتشر مي‌كند. ما در حوزه نقد ادبي هم شاهد اين مسأله هستيم.

    او در ادامه يادآور شد: تجربه نشان مي‌دهد اگر آموزش‌هاي خوبي در اختيار علاقه‌مندان قرار گيرد، افرادي به توانايي اين مي‌رسند كه با نگاهي علمي و دقيق و منتقدانه، آثار را بررسي كنند.

    پرويز تأكيد كرد: كتاب‌هاي متعددي در حوزه نقد ادبي از سوي استادان دانشگاه و همين‌طور افراد علاقه‌مند تأليف شده‌اند؛ اما اين مسائل كم‌تر توانسته‌اند فرصتي را براي آموزش جوانان علاقه‌مند در حوزه نقد فراهم بياورند. ولي من فكر مي‌كنم اين سه جلد اثر آقاي سرشار اين امكان را فراهم مي‌آورد كه علاقه‌مندان با مطالعه دقيق و پي‌گير آن به يك سطح از توانايي در حوزه نقد برسند و اگر جايي و مركزي از اين آثار به عنوان مرجعي براي آموزش مباحث نقد ادبي استفاده كند، مي‌تواند به تربيت منتقدان كمك كند.

    پرويز با بيان اين‌كه هيچ‌وقت به طور مستقيم افتخار شاگردي محمدرضا سرشار را نداشته است، گفت، برخي از شاگردان سرشار نمك‌نشناسي مي‌كنند و از اين موضوع انتقاد كرد.

    او در ادامه متذكر شد: من همواره با مطالعه آثار جناب سرشار به طور غيابي يكي از شاگردان وي بوده‌ام و البته من به طور غيابي شاگرد ۱۵ - ۲۰ نفر ديگر هم بوده‌ام كه با مطالعه آثارشان، چيزهاي زيادي آموخته‌ام و بي‌شك، جناب سرشار در صدر اين فهرست قرار دارد.

    معاون فرهنگي پيشين وزارت ارشاد در ادامه متذكر شد: دو نكته مهم در آثار سرشار به چشم مي‌خورد؛ نخست اين كه در اين سه جلد ما شاهد تكرار مطالب ديگران نيستيم. هر چند از منابع متعددي در تأليف اين اثر استفاده كرده؛‌ اما رونويسي نكرده است و از سوي ديگر، شاهديم كه مطالبي تازه و بديع را به اين آثار اضافه كرده است كه به نوعي جامع و مانع هستند. البته ضرورت دارد كه هر سال بازنگري‌هايي در آن‌ها انجام شود و ويرايش‌هاي تازه منتشر شود.

    در ادامه اين نشست نيز شهريار زرشناس با بيان سخناني در نسبت تاريخ با ادبيات و همچنين تأكيد بر اين نكته كه ادبيات تجلي‌گاه روح تاريخي يك ملت در مقاطع مختلف تاريخي است، با اشاره به ادبيات دوران معاصر با آغاز غرب‌زدگي، متذكر شد: دوران جديد فاصله‌اي را بين ما و هويت فرهنگي كه در ادبيات ما ظاهر شده بود، ايجاد كرد و اين مسأله تا ظهور انقلاب اسلامي ادامه يافت. در واقع بعد از انقلاب اسلامي ما شاهد تجلي روحي ديگر در ادبيات هستيم كه متذكر به عهد ديني است. در واقع ما شاهد ظهور رئاليسم و آرمان‌گرايي شيعي در فضاي ادبيات هستيم و محمدرضا سرشار برجسته‌ترين چهره واقع‌گرايي آرمان‌خواهي شيعي است و ما به وضوح اين را در آثار وي مي‌بينيم. در واقع بعد از ۱۵۰ سال انقطاع از ميراث تفكر خويش، براي اولين‌بار با ظهور انقلاب اسلامي و ارائه آثار محمدرضا سرشار، ما اين پيوند را شاهد هستيم.
    اين نويسنده و پژوهشگر در ادامه عنوان كرد: محمدرضا سرشار از برجسته‌ترين چهره‌هاي ادبيات انقلاب اسلامي است كه هم نگارش آثار ادبي را دارد و هم اين‌كه در حوزه نقد به نوشتن چند آثار متعدد مي‌پردازد و اين مسأله نه تنها در بين نويسندگان انقلاب كه در ميان روشنفكران هم وجود ندارد و در بين جماعت روشنفكر هم افرادي نيستند كه هم توانايي جمع بين تأليف آثار داستاني و منتقدانه را با هم داشته باشند. مثلا در بين جريان روشنفكري، هوشنگ گلشيري يك داستان‌نويس است و اگر هم نقد‌هايي مي‌كند، يكپارچه و منظم و واجد فلسفه نيستند و يا رضا براهني بيش‌تر يك منتقد است تا نويسنده. شما به كتاب «طلا در مس» براهني يك نگاه بيندازيد و از طرفي به كتاب محمدرضا سرشار درباره «بوف كور» نگاه كنيد. كتاب استاد سرشار واجد فلسفه، اخلاق، جهان‌بيني و نگاه ادبي است.

    زرشناس در پايان گفت: به اعتقاد من، محمدرضا سرشار دقيق‌ترين نقد‌هاي ادبي را پس از ۱۵۰ سال انقطاع در ميراث فرهنگي ما به شيوه‌ي مدرن نوشته است.

    در پايان اين نشست، محمدرضا سرشار در سخناني با تشكر از حضور منتقدان در اين نشست، گفت: تأليف اين سه جلد اثر به دنبال احساس كمبود و نياز شديد به تأليف آثاري در اين حوزه بود و خوشحال‌ام كه اين اثر ناچيز مورد توجه دوستان بزرگوار صاحب قلمي كه در اين نشست بودند، قرار گرفت.

    او افزود: ضرورت دارد هر نسلي تأليفات خاص خودش را داشته باشد.

    سرشار در پايان خاطرنشان كرد: ما در حوزه علوم انساني با كمبود پژوهش‌ روبه‌رو هستيم و به دليل اين كمبود ناگزير از ترجمه شروع مي‌كنيم و همين است كه از دانشكده‌هاي علوم انساني ما افرادي غرب‌زده و سست‌ايمان بيرون مي‌آيند؛ بنابراين ضرورت دارد كه ما با اتكا به نوع نگاه به جامعه خويش، بر دامنه تأليف‌ها در اين حوزه‌ دامن بزنيم.


اظهارات «سرشار» در نقد آخرين رمان «سيدمهدي شجاعي»خبرگزاري فارس:

تاريخ انتشار: دوشنبه،۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
محمد‌رضا سرشار در بررسي «طوفان ديگري در راه است» نوشته سيدمهدي شجاعي، نقدهايي به اين رمان وارد كرده است.89/02/06 - 11:21:30شيوا: مديرا
به گزارش خبرنگار فارس، در یکصدوسی‌و یکیمن جلسه دوره جدید نقد داستان حوزه هنری تهران (مرکز) کتاب «طوفان دیگری در راه است» اثر سیدمهدی شجاعی با حضور محمدرضا سرشار و اعضای جلسه نقد شد.محمدرضا سرشار درباره این اثر گفت : این کتاب در سال 1384 منتشر شده که تا سال 1387 به چاپ ششم رسیده و جمعا 22 هزار نسخه از این اثر تاکنون منتشر شده است.
به گفته نویسنده نگارش اول در سال 1365 و بازنویسی آن در سال 1385بوده است. حال چه طور چاپ اول آن در سال 84 بوده است معمایی است که باید حل شود؟وی ادامه داد: کتاب دارای 10 فصل است که اسامی فصل‌ها باد، رعد و برق، تگرگ، طوفان، باران، سیل، ابرهای متراکم، رگبار پراکنده، طوفان دیگر و رنگین کمان است.*کتاب درونمایه برجسته و قابل دفاعی نداردسرشار درباره شخصیت‌های مهم داستان گفت: یکی از شخصیت‌های مهم داستان زینت است که ما تازه بعد از مدتی که از کتاب می‌گذرد تازه متوجه می‌شویم که سید هم هست و در واقع شخصیت اصلی داستان است، چون سرتاسر اثر حول محور او شکل می‌گیرد.
دیگر شخصیت مهم داستان کمال است. مش خدیجه، پدر کمال حاجی امینی و دیگر شخصیت‌هایی که به تناوب در داستان حضور دارند در زمره افراد مهم داستان محسوب می‌شوند.این کتاب به نسبت حجمش، داستان خیلی پر شخصیتی نیست و نوشته خلوتی محسوب می‌شود.دبیر جایزه کتاب سال ادامه داد: اگر بنا باشد اصلی‌ترین شخصیت کتاب را مشخص کنیم طبعا زینت است.
چرا که هم حضور بیشتر و هم نقش پررنگ‌تری در داستان دارد.سرشار افزود: کل زمان جاری در داستان حدود یک هفته است. زمان یک هفته برای ایجاد یک تحول اساسی در فرد کم است.در ثانی واقعا تحول آن چنانی هم در حاج امینی صورت نمی‌گیرد. لذا به نظر می‌رسد باید نظر افرادی را که عضو غالب را پیرنگ می‌دانند بپذیریم.نویسنده کتاب «قصه پر غصه ما» ادامه داد: برای این که عنصر غالب این اثر شخصیت نیست چند دلیل خوب گفته شد.
از جمله این که زینت در ابتدای داستان تا آخر داستان عوض نمی‌شود، اگر داستانی بود از آخر به اول، می‌توانستیم تحول زینت را جزو داستان حساب کنیم و عنصر غالب آن را شخصیت بگیریم، ولی چون حاج‌امینی هم تحولش اساسی و جدی نیست بنابراین چاره‌ای نداریم جز اینکه عنصر غالب را پیرنگ بگیریم. آن هم چون به طور نسبی عنصر پیرنگ قوی‌تر از عنصر شخصیت است.
و گرنه داستان پیرنگ قوی‌ای هم ندارد؛ حتی درونمایه را نیز نمی‌توانیم عنصر غالب بگیریم؛ چون درونمایه برجسته و قابل دفاعی هم ندارد.*تصنعی‌بودن روایت در داستان مشخص استسرشار در ادامه درباره روایت داستان نیز گفت: یکی از مشکلات این اثر این است که تصنعی‌بودن روایت آن مشخص است. ما وقایع را یا می‌شنویم و یا از طریق نامه‌ها متوجه می‌شوم.
وقایعی که عموما نقاط مهم رمان را تشکیل می‌دهند، فرار زنیت و کامی در جشن عروسی، رفتن کامی به آمریکا، و تحصیل در آنجا، بازگشت کامی به ایران و رفتن به جبهه و شهادت او از مهمترین وقایع داستان است که به شکلی ضعیف بیان می‌شوند بدون اینکه برای خواننده ایجاد همذات‌پنداری کنند.وی گفت: این داستان همدلی مخاطب را به خودش جلب نمی‌کند.
یک بخش این قضیه به سبب مسائل محتوایی و یک بخش هم به علت مسائل ساختاری در داستان است.*تک‌گویی‌ها داستان را کسل‌کننده کرده استوی درباره شیوه روایت داستان نیز اضافه گرد: نویسنده در بسیاری از آثارش اصرار زیادی در استفاده از روش تک‌گویی، خاصه نوع نمایشی آن دارد و در این داستان نیز به سیاق داستان‌های دیگر خود عمل کرده است.
یعنی داستان را طوری ترتیب داده است تا در قسمت زیادی از کتاب، همان روش مالوف خود را در زاویه دید پیاده کند. جالب این جاست که نویسنده اثر رشته نمایشنامه‌نویسی نیز خوانده است.سرشار ادامه دا: اصلا اساس نمایشنامه‌نویسی دیالوگ و گفت‌وگوی دو طرفه است نه مونولوگ. اما عجیب است که هنوز وی نتوانسته در دیالوگ‌نویسی به آن پایگاه برسد که نیازی به استفاده از این ترفندهای ضعیف و تکراری پیدا نکند.
سرشار ادامه داد: عمده داستان‌های وی تک‌گویی و مونولوگ است. من در سال 1368 تمام داستان‌های جنگ شجاعی را نقد کردم و در آن نقد، به همین نکته نیز اشاره کردم؛ و امیدوار بودم بعد از سال‌ها روشش عوض شده باشد. اما این طور نشده بود. به هر حال، گفتگو‌نویسی سخت است.در حالی که تک‌گویی - آن هم به این شیوه‌ای که در آثار شجاعی متداول است - کاری بسیار ساده و سهل‌الوصول است.
با این همه، استفاده زیاد از مونولوگ و روایت خواننده را خسته می‌کند. یکی از دلایل کسل‌کننده‌گی این داستان هم، همین تک‌گویی‌های دراز آن است.نویسنده کتاب «غیر از خدا هیچ کس نبود» درباره فصول داستان نیز گفت: فصل اول داستان زاویه دیدش به ظاهر عمومی (دانای کل) است، ‌فصل دوم تک‌گویی زینت است، فصل سوم تک‌گویی حاج امین از زبان زینت است (تک‌گویی در تک‌گویی!).
فصل چهارم ادامه تک‌گویی زینت است راجع به خودش، و جالب این است که در وسط این تک‌گویی، فصل پیدا می‌شود؛ بدون توجیه و توضیح. فصل پنجم هم با دانای کل شروع می‌شود، فصل ششم حاجی امینی تک‌گویی می‌کند. فصل هفتم به شکل دانای کل شروع می‌شود اما بعد از مدتی مجدداً‌ زینت تا پایان فصل شروع به تک‌گویی می‌کند. (البته این فصل در مجموع زاویه‌دیدش دانای کل است) فصل هشتم که نامه‌های کامی و زینت است 170 صفحه است؛ و اغلب خیلی سرد، کسل‌کننده و در جاهایی - با عرض معذرت - لوس است.
فصل نهم با زاویه دید دانای کل شروع می‌شود ولی در وسط این فصل از قول مهندس سیف یک تک‌گویی‌ شروع می‌شود و فصل دهم تک‌گویی زینت خانم است.سرشار درباره این شیوه نیز گفت: نکته اول این است که تک‌گویی در این داستان‌ها حتماً به توجیه احتیاج دارد. یعنی نویسنده باید خواننده را قانع کند که غیر از استفاده از این روش ، نمی‌توان داستان را نوشت.
این کار ، در داستان شجاعی توجیه ندارد. هرجایی که نویسنده - در قالب شخصیت‌هایش - می‌خواهد شروع به تک‌گویی کند بقیه به زور واداشته می‌شوند تا سکوت کنند.* تعلیق در داستان مصنوعی استوی ادامه داد: نکته دیگر ایجاد تعلیق مصنوعی در داستان است. اول داستان حاجی به اصرار زینت به خانه‌اش می‌رود تا بداند چرا زینت حاضر نیست خانه‌اش را برای مدرسه‌سازی بفروشد، بعد از آن که زینت را می‌شناسد قضیه کامران پیش می‌آید.
ممکن است فردی به هر دلیل در دوره‌ای از پسر خود فاصله بگیرد و بعد از مدتی دوباره به فکرش بیفتد. این زن، 395 صفحه همه را به دنبال خود می‌کشاند تا بعد از آن بگوید کمال شهید شده است. تا این که این فرد (حاج امینی؛ و در واقع خواننده کتاب ) به حرف‌های او (در واقع نویسنده) گوش کند. و جالب این‌جاست برخی جاها زینت حاجی امینی را به سخن گفتن اجباری وادار می‌کند.
وی ادامه داد: این تعلیق، یک تعلیق مصنوعی است. آن‌هم مثلا ازسوی زنی که به صورت یک عارفه معرفی می‌شود. حالا اگر یک زن عوام بود و قصد دیگری داشت قابل قبول بود.سرشار همچنین گفت: داستان به لحاظ پیرنگ تنک،خلوت و کم‌مایه‌ است. به همین سبب می‌توان گفت ظرفیت 395 صفحه حجم را نداشته و بی‌خود چاق و پروار شده و کش آمده است.
* شخصیت‌های داستان متدین نیستندسرشار در ادامه نقد کتاب «طوفان دیگری در راه است» گفت: یکی از اشکالات شخصیت‌پردازی داستان این است که ما در سلوک این شخص (زینت) اغلب نشانی از تدین هم نمی‌بینیم، عارف بودن که جای خود دارد! یک زن سی‌وهشت ساله که زیبا هم هست، ساعت‌ها و روزها، تک و تنها با حاجی می‌نشیند و حرف می‌زند و یک ذره هم پرهیز در این روابط نیست.
خداوند، شرع و قرآن، در ارتباط زن و مرد نامحرم با یکدیگر، محدودیت‌هایی جدی قائل شده‌اند. برای مثال، اولا تا نیازی جدید ایجاب نکند، باید از چنین ارتباطی پرهیز شود. بعد، زنان مسلمان وقتی می‌خواهند با مردان نامحرم صحبت کنند نباید با لحن نرم و ملایم صحبت کنند ( لحنشان جدی باشد). بعد این صحبت‌ها باید در حداکثر اقتصاد کلمه و زمان باشد.
یعنی اگر می‌توانند منظورشان را در دو کلمه برسانند، مجاز نیستند سه کلمه به کار ببرند. در جای خلوت و دور از اغیار نباید با یکدیگر گرد بیایند، در خانه تنها و دربسته و دو نفری که مطلقا حرام است. (حدیث داریم که می‌گوید اگر چنین شود، نفر سوم آنها، قطعا شیطان است.) و ....سرشار گفت: اینها مطالبی نیست که نویسنده‌ای مثل شجاعی نداند.
چرا که عوام مسلمان هم این مسائل را می‌دانند. اما معلوم نیست چرا در این داستان به آنها توجه نشده است.* کتاب مروج افکار صوفیانه و منحرف استسرشار در مورد درونمایه حاکم بر «طوفان دیگری در راه است» گفت: این اثر، نوعی افکار شبه‌مذهبی نادرست را، که در ساده‌ترین تعبیر می‌توان گفت نوعی افکار صوفیانه انحرافی - با همان مضمون تساهل و تسامح خاص آن - را ترویج و تبلیغ می‌کند؛ که با تعالیم واقعی اسلام، زاویه جدی دارد.
ما الان چند نویسنده داریم که با شهرت مسلمانی این تفکرات ناصواب را، در آثار جدیدشان، به نام اسلام، تبلیغ می‌کنند. یکی از آنها، شجاعی در این اثرش است. و جالب این است که از قضا، همین آثارشان هم مشتری دارد؛ نه به این سبب که داستان‌های قوی نوشته‌اند. بلکه به دلیل مطرح کردن این مسائل است که مشتری دارند.وی اضافه کرد: خطر اینجاست که جوان‌های مذهبی چون پرهیز دارند کارهای نویسندگان غیر مذهبی را بخوانند، بنا به سابقه اسلامی‌نویسی این نویسندگان، فکر می‌کنند این کارهایشان هم به لحاظ درونمایه، سالم است.
در حالی که در واقع این نویسندگان، در قالب این آثارشان، دارند یک نوع اباحیگری را ترویج می‌کنند.وی درباره درونمایه اثر افزود: خود این بحث که یک زن روسپی، رقاصه و بدکاره، با این نیت که می‌خواهد برای رضای خدا(!) به یک جوان منحرف کام بدهد و به ادعای آن روسپی، خداوند - نعوذ بالله - خود نیز راه را به او یاد می‌دهد و مقدماتش را هم آماده می‌کند این خلاف عقاید اسلامی است.
* اعتقادات نویسنده برخلاف احکام اسلام استسرشار ادامه داد: کتاب می‌خواهد بگوید تنها کسانی در ایمان راسخند که قبلا مرتکب گناهان بزرگی شده و سپس از آن گناه توبه کرده و پشیمان شده باشند. و افرادی که پاک زیسته‌اند، در واقع نمی‌توانند به مدارج ایمانی این افراد بدسابقه برسند! این حکم هم در مورد زینت صادق است هم در مورد کمال.
در حالی که در اینجا هم، اسلام درست عکس این موضوع را می‌گوید. سرشار گفت: به صراحت در حدیثی از امام صادق گفته می‌شود که اگر کسی بگوید اگر می‌خواهی مقرب خدا شوی گناه بزرگی مرتکب شو و سپس توبه بکن، این القایی کاملا شیطانی است. و متاسفانه نویسنده این اثر از زبان و عمل شخصیت‌های اصلی‌اش در این داستان، به صراحت، همین موضوع را می‌خواهد به مخاطبانش القا کند!وی ادامه داد: در کتاب «طوفان دیگری در راه است»، زینت، که یک زن خواننده و رقاصه کاباره‌ها و مجالس فسق و فجور، و یک روسپی رسمی است، ادعا می‌کند از وقتی تصمیم می‌گیرد کامی را به کام دلش - که همان گرفتن تمتع جنسی نامشروع از اوست - برساند و به تدارک این کار می‌پردازد، - نعوذ بالله - خدا درهای معرفت را بروی او باز می‌کند و پرده‌ها از جلوی چشمش می‌افتد.
زینت می‌گوید "مقدمات کار را خدا فراهم کرد. " (نغوذ بالله)، می‌گوید او در دل من انداخت که چنین کاری را انجام دهم. بعد می‌گوید: "اون معرفت‌هایی را که من بعد از این کار بهش رسیدم به دلیل این تصمیم بود. " سرشار اضافه کرد: زینت در بخشی از کتاب می‌‌گوید: "او ثروت و دارایی نمی‌خواست چیز دیگری می‌خواست [یعنی تن او را] و من همان لحظه تصمیم گرفتم آن چیز دیگر را به او بدهم به خاطر خدا.
"در جایی دیگر هم می‌گوید: "اصل کاری همان خدایی بود که من به خاطر او این تصمیم را گرفته بودم و او هم باور و قبول کرده بود و الان بیش از ده سال است که من دارم ثمره آن قبول را می‌چشم که خدا این عمل را از من پذیرفته بود. این را هم بگویم این تصمیم برای آن لحظه و آن شرایط و موقعیت خاصی که من بودم ارزش داشت [نویسنده درصد توجیه است] اما حالا اگر دست از پا خطا کنم خدا آن چنان عقوبتم می‌کند که آن سرش ناپیداست.
"*امر به معروف و نهی از منکر در این اثر نفی می‌شودسرشار با اشاره به محتوای اثر و موارد مطرح شده در آن گفت: در همین کتاب در جایی دیگر، امر به معروف و نهی از منکر - باز به همان روش تصوف انحرافی - نفی می‌شود. آنجایی که زینت درباره مش‌خدیجه می‌گوید: "من آدمی به وفاداری و صفای این زن تو عمرم ندیدم.
یک آدم خدایی به تمام معنای کلمه. به شدت ساده و در عین حال با هوش... از همه اینها مهم‌تر ظرفیت و سعه‌صدرش بود. وقتی مهمان داشتیم بساط عرقمان را می‌چید. تا هر زمانی که نیاز داشتیم دست به سینه می‌ایستاد و با خوشرویی خدمت می‌کرد. دست آخر هم اجازه می‌گرفت و می‌رفت به نماز و ذکر و عبادتش می‌رسید. یک بار نشد که رو ترش کند یا تذکر بدهد یا امر به معروف و نهی از منکر کند.
ولی همان حضور آرام و نجیب و مهربانش همه را تحت تاثیر قرار می‌داد. "سرشار گفت: در جایی که ائمه ما می‌گویند نشستن بر سفره‌ای که در آن مشروب است ولو این که نخورید حرام است، شجاعی این را جزو محاسن این زن ذکر می‌کند؛ که به فسق و فجور و مجلس لهو و لعب این زن روسپی خدمت می‌کند و مقدمات آنها را آماده می‌کند! او حتی پا را از این هم فراتر می‌گذارد، و کسی را که سال‌ها خدمتکار یک زن روسپی است و سال‌ها نان حرام این زن را می‌خورده، به عنوان الگوی مسلمانی معرفی می‌کند!*کتاب بانوان را به رفتارهای خلاف شرع راهنمایی می‌کندوی ادامه داد: زینت در ادامه درباره آن شب کذایی می‌گوید: "بعد از آن شب، خدا پرده‌ها را از جلوی چشمم کنار زد و حقایقی را نشانم داد که اگر یک عمر تحصیل و تهذیب می‌کردم عایدم نمی‌شد.
"سرشار گفت: عبارات فوق می‌خواهد بگوید که ای بانوان جوان، به جای تحمل آن همه رنج و زحمت و محرومیت برای تهذیب نفس و جلب رضای خدا، از راه ارتکاب گناه کبیره روسپیگری، می‌توان یک‌شبه به همه جا رسید. فقط در این کار، باید نیت خدایی(!)داشته باشید!وی اضافه کرد: نویسنده در جایی دیگر از قول زینت می‌نویسد: "من هفت هشت سالم بود که پدرم مرد.
آیت‌الله سعیدی برای عرض تسلیت به منزل ما آمد. من دوست داشتم من را بغل کند که من را در بغل گرفت و روی زانویش نشاند. " حکم شرع می‌گوید دختر که به شش سال رسید نامحرم نمی‌تواند او را ببوسد؛ چه رسد به موارد دیگر! آن هم از طرف یک روحانی مثل آیت‌الله سعیدی!وی گفت: اگر بخواهیم بگوییم که نویسنده مواردی از این دست را نمی‌داند که درست نیست.
طبعا باید به این نتیجه رسید که لابد اینها را جدی نمی‌گیرد.*رابطه کمال و زینت غیرشرعی استنویسنده کتاب «هستم اگر می‌روم» خاطرنشان کرد: نکته‌ای دیگر درباره رابطه کمال با زینت است. به هر حال این افراد قبل از توبه ناپاک بودند. بعد از رسیدن زینت به عرفان و هدایت شدن کمال، نامه‌های این دو به هم، آن هم به این شکل، از نظر شرعی درست نیست.
صرف این که کسی بگوید شما مثل فرزند منی که حکم حلیت و محرمیت بین آنها جاری نمی‌شود! زمانی که زینت با کمال آشنا می‌شود حدود 22 سال داشته و کمال هم 17 ، 18 سال دارد. تفاوت سنی‌شان با هم، حدود 5 سال است. آن وقت سال‌ها در یک خانه با هم زندگی می‌کنند ولو در یک اتاق مجزا! در نامه‌هایی هم که به هم نوشته‌اند شرع و حدود رعایت نشده است.
*نویسنده غربی‌ها را در معنویت به مسلمانان ترجیح داده استسرشار اضافه کرد: نکته دیگر در کتاب ترجیح غربی‌ها در معنویت نسبت به مردم مسلمان ایران است. در یکی از نامه‌ها کمال به زینت می‌نویسد: "این فرنگی‌ها که نه خدا و ائمه ما را دارند و نه تعالیم و معارف متعالی ما را چرا این قدر به مسائل اخلاقی و عرفانی و انسانی پایبندترند تا ما که کامل‌ترین دین و زیباترین تعالیم اخلاقی و انسانی را در کتابهایمان داریم؟ " سرشار اضافه کرد: وی در بخش‌هایی هم تز آزاد گذاشتن حجاب را می‌دهد.
انتهای پیام/م

کلمات کلیدی:
▫ زینت ▫ سرش ▫ سرشار بیشتر ...
▫ زینت ▫ سرش ▫ سرشار ▫ شخصیت
ساعت انتشار: ۱:۵۸ | کد خبر: 75577 | منبع: خبرگزاری فارس

ارسال نظر