آخرین خبر

  • • ملک عبدالله پادشاه عربستان مرد
  • جمعه 03 بهمنماه 93

    منابع خبری عربستان سعودی دقایقی پیش رسما از مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان خبر دادند.

    به گزارش رجانیوز در حالی که طی یک ماهه اخیر خبرهای ضد و نقیضی از وخیم شدن حال پادشاه عربستان و مرگ او حکایت می‌کرد؛ دقایقی پیش دفتر پادشاه عربستان سعودی در بیانیه ای که از تلویزیون این کشور پخش شد مرگ ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در ساعت یک بامداد (به وقت محلی) را اعلام کرد.

    گفتنی است بنا بر نقل این رسانه‌ها، «ملک سلمان» به عنوان پادشاه جدید عربستان و شاهزاده «مقرن» نیز به عنوان ولیعهد منصوب شده است.

    کد خبر:217415 -

آخرین کتاب

  • • رمانی از زندگی پیامبر(ص) به قلم محمد رضا سرشار
  • چاپ هشتم رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» که به قلم محمدرضا سرشار نگاشته شده در مورد زندگی پیامبر(ص) است که توسط سوره مهر در آستانه سالروز وفات نبی مکرم اسلام به علاقه مندان کتاب معرفی می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، سرشار درباره انگیزه خود برای نوشتن نسخه نوجوانانه این اثر گفت: «فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که می‌‌دیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.دوم اینکه میدانستم که اگر چنین کاری صورت بگیرد، در نگاه خواننده‌ی نوجوانان این اثر نسبت به دین‌‌شان یک تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنکه زندگی پیامبر ما آنقدر و پرکشش است که جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یک داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنکه این موضوع، در دست یک نویسنده، به معنی درست کلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این کار بی‌‌تاثیر نبود».

    این کتاب که پیش از این، توسط انتشاراتی دیگری منتشر می شد، سرانجام پس از حدود دو سال وقفه در تجدید چاپ و نایاب بودن ، به وسیله انتشارات سوره مهر، به چاپ هشتم خود (اول سوره مهر) رسید و به بازار نشر عرضه شد.«آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبحهای جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری قرار گرفت. که از آن جمله می توان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد.

    بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی - به همت حوزه هنری - و چاپ مجلد اول ترجمه عربی آن در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. همچنین چاپ ترکی استانبولی این اثر به تازگی توسط حسن علیمی بکتاش ترجمه و منتشر شده است.


خلاصه داستان بلند لحظه ها جا می مانند نوشته یوسف قوجق/ مهدیه ارطایفه

خلاصه داستان

داستان ابتدا با سه ماجرا به طور موازی شروع می شود . شاهین نامی که فردی انقلابی است و قرار است به گرگان برود و با انقلاببون پیوند همکاری داشته باشد . شاهین به ستاره نوه مش رحمان که از انقلابیون گرگان است علاقه دارد و قرار است با او ازدواج کند .

سرگرد تیموری از ساواک گرگان در جاده منتهی به شمال شاهین را تعقیب می کند و بعد در نهایت او را به قتل می رساند .

فردی (که بعد ها می فهمیم او نیز شاهین نام دارد ) به ویلای تیمسار مزین در شمال دستبرد می زند و انگشتر قیمتی او را از گاو صندوق داخل ویلا سرقت می کنند. بعد با وانتی از محل فرار می کند در بین راه راننده با او دوست می شود و او را به گرگان می برد و به مطب شکسته بندی معرفی می کند تا دررفتگی بایش را که برا ثر افتادن در حین فرار ، ایجاد شده بهبود یابد .

و تجمع انقلابیون گرگانی در مسجد گلشن .

شاهین در مطب با مش رحمان و ستاره آشنا می شود . ستاره نیز به خاطر دررفتگی دستش با برادر و پدربزرگش به مطب شکسته بند مراجعه کرده اند .

شاهین در خانه ای که محل جلسات و کارهای تبلیغاتی انقلابیون است ، می ماند و به آنها در کارهای تبلیغاتی کمک می کند و در کنار انقلابیون و مردم در راهپیمایی شرکت می کند و کم کم سعی می کند خوی خصلت گذشته خویش را فراموش کند و فردی درستی باشد .

سرگرد هوشنگ تیموری که در دوران نوجوانی ، با خانواده مش رحمان در یک حیاط زندگی می کرده اند و اکنون در ساواک گرگان کار می کند ،نیز به ستاره علاقه مند است اما مش رحمان و ستاره به او علاقه ای نشان نمی دهند.

در دومین روز اقامت شاهین در محل دستگاه پلی کپی را از حانه انقلابیون می دزد و می برد که بفروشد اما دست فروش هایی که اجناس دست دوم می خرند به او می گویند که خرید و فروش این دستگاه جرم است اگر دستگاههای امنیتی بفهمند زندان دارد . شاهین دستگاه رامی برد که سر جایش بگذارد . به هنگام رفتن شاهین با راپورد مخبر ، ماموران به آنجا می ریزند اما از آنجایی که شاهین دستگاه را بیرون برده بود ، دست خالی برمی گردند .

وقتی شاهین به محل برمی گردد ، مش رحمان رامی بیند . اما مش رحمان به روی او نمی آوردو چیزی نمی گوید .شاهین می ماند و در چهار راه پیمایی بزرگی که در گرگان برگزار می شود همراه انقلابیون و مردم شرکت می کند و در دیوار نویسی و پخش اعلامیه نیز فعالیت می کند . مش رحمان و دیگران متوجه می شوند که شاهین انقلابی اولی توسط ساواک کشته شده است .

سه تن از علمای گرگان تبعید می شوند . معلم انقلابی آقای صالحی که به ستاره نیز علاقه مند است ، توسط ساواک گرگان کشته می شود .

مادر ستاره مریض می شود . برای عملش نیاز به پول دارند . شاهین انگشتر گرانبهایی که از ویلای تیمسار مزین ربوده ( انگشتری که قرار بود تیمسار مزین در سالروز تولد فرح به او هدیه دهد ) به طلافروشی می برد تا بفروشد ، اما متوجه می شود که طلا فروش قصد دارد او را لودهد . لذا انگشتری را به مش رحمان می دهد تا ببرد و نزد تاجری به گرو بگذارد و پول عمل دخترش را دریافت کند .

مش رحمان انگشتری را می برد نزد حاج مرتضی نامی که تبعیدی انقلابی است و دوست مش رحمان است . او می گوید که این انگشتری یک میلیون تومان ارزش دارد و بعد پنجاه هزار تومانی به رحمان می دهد و بعد انگشتری را نیز به او برمی گرداند . مش رحمان به شاهین مشکوک می شود که این انگشتری را از کجا آورده است . اما به روی او نمی آورد . وشاهین همچنان به فعالیت انقلابی خود ادامه می دهد .

تیمسار مزین با تیسمار شاهپوری (رییس کل آگاهی تهران تماس می گیرد تا سارقی که به ویلایش دستبرد زده است بیابد و دستگیر کند . تیمسار شاهپوری سروان نامی را به ماموریت می فرستد .

سروان احمدی پی گیر قضیه می شود و حتی یک بار شاهین را می یابد ولی شاهین از دست او می گریزد.

سه نفر از علمای گرگان که سخنران مساجدگرگان هستند توسط دستگاه امنیتی استان به شهرهای دیگر تبعبد می شوند .

درآخرین راهپیمایی ( پنجم آذر ) چند نفری از انقلابیون شهید و تعد ا د زیادی مجروح می شوند . سروان احمدی در حین تعقیب شاهین در موقع راهپیمایی و تیراندازی مامورین در فرصتی به شاهین کمک می کندواو را به بیمارستان می رساند در بیمارستان ستاره و مش رحمان نبز به ملاقات او می روند . سروان به هتل برمی گردد وسایلش را برمی دارد و دوباره به بیمارستان برمی گردد و با شاهین صحبت می کند و می گوید که من تورا به تهران می برم تا پزشکی حاذق تو را جراحی کند و تیر را از بدنت در بیاورد و بعد به خاطر سرقت از ویلای تیمسار مزین تو را به مامورین قضایی معرفی می کنم . سروان احمدی ره شاهین امیدواری می دهد که با که فقط به جرم دزدی اشاره می کند و فعالیت سیاسی اش را ندید می گیرد و بنابر این جرمش آنچنان سنگین نخواهد بود . فردای آن روز آن دو بمیارستان را ترک می کنند و به طرف تهران حرکت می کنند در حالی که شاهین امیدوار است برگردد و دوباره با ستاره ازدواج کند .
ماخذ: وبلاگ هنر و اندیشه.

ارسال نظر