آخرین خبر

  • • اعضای کارگاه نقد حوزه هنری « لحظه ها جا می مانند» را نقد کردند/ ابوالفضل طاهرخانی
  • جمعه 10 بهمنماه 93

    تاریخ: پنجشنبه نهم بهمن 1393 ساعت: 11
    اعضای کارگاه نقد حوزه هنری « لحظه ها جا می مانند» را نقد کردند

    اعضای کارگاه نقد حوزه هنری روزهای سه شنبه (ابوالفضل طاهرخانی، یوسف یزدیان، موسوی، شهین عالی، فاطمه دانشور جلیل، سهیلا ازگلی، پروانه بابک، شیرین حمزه، رقیه مهری، رقیه ذاکری، یوسف صالحی، علیرضا عیوضی، زینب آقاشریعتمداری، ندا خیریان و...) در سی ام دی ماه ، داستان بلند «لحظه ها جا می ماند» نوشته یوسف قوجق را که با حضور استاد سرشار ، نویسنده ، پژوهشگر و منتقد ادبی ، نویسنده داستان و دست اندرکاران نشر شهرستان ادب ، در سالن کنفرانس معاونت پژوهش این حوزه برگزار شده بود ، نقد و بررسی کردند . قبلا در دوقسمت به خلاصه داستان و نقد محمد رضاسرشار (رضارهگذر) و صحبتهای یوسف قوجق، نویسنده داستان اشاره شده بود. در این قسمت به مهمترین نکات نقد اعضاء اشاره می شود .

    زمان جاری داستان در هشت ماه می گذرد( داستان از تاریخ 9/1/57شروع و در 5/9/57به پایان می رسد )

    در قسمت هایی از پیرنگ داستان ، رابطه علّی پیرنگ منطقی به نظر نمی رسد که به نمونه هایی از آن اشاره می شود : به چه علت براین یافتن سارقی که به ویلای تیمسار مزین دستبرد است، تیمسار از رییس آگاهی کل کشور درخواست می کند که از تهران مامورزبده ای بفرستد تا مراتب را پی گیری و سارق را دستگیر کند . (سارق (شاهین ) از ویلای تیمسار انگشتری را به سرقت برده بود که قراربود تیمسار آن را در جشن تولد شهبانو فرح به او هدیه بدهد ). آیا منطقی نبود ابتدا مسئله توسط اداره آگاهی استان گرگان پی گیری می شد و سپس در صورت موفق نشدن ماموران آگاهی استان ، ازمرکز کمک می گرفت .
    پیرمرد ی که سرایدار ویلای تیمسار مزین است ، در جایی از داستان اشاره می کند که نه چشمانش به خوبی جایی را می بیند و نه سواد دارد ، آنگاه همین پیرمرد به سروان احمدی (مامور آگاهی اعزامی ار تهران ) می گوید که من دیدم سارق با وانتی به طرف گرگان می رفت که پشت وانت نوشته شده بود :«عشق من گرگان » حال پرسش اینجاست چگونه پیرمردی که نه سواد داشت و نه چشمانش بینایی کافی داشتند، توانسته بود کلمه مزبور را بخواند !؟

    وقتی تیمور قبلا گزارش داده بود که در خانه انقلابیون اطلاعیه تکثیر و پخش می کنند چرا ماموران تاآن زمان برای پیدا کردن دستگاه پلی کپی ا زخانه مذکور بازرسی نمی کنند. همین که شاهین دستگاه پلی کپی رامی برد بفروشد به خانه مزبور می روند و می بینند که ردپایی از دستگاه تکثیر نمی بینند .

    عنصر غالب داستان پی رنگ آن است که ساده و خطی نوشته شده و پیچیدگی خاصی ندارد .

    برخی از فصل ها ی داستان زائد به نظر می رسد و نویسنده می توانست بعضی از فصل ها راتجمیع کند ، ضمن اینکه تعداد فصول داستان نسبت به قصه آن زیاد به نظر می رسد . همچنین فصل های داستان کوتاه است ؛ فصل بلند داستان نشان از فنی بودن پیرنگ دارد، در حالی که در این داستان این مسئله رعایت نشده است .

    برخی از واژه ها و کلمات بکار برده شده توسط شخصیت ها ی داستان ، مربوط به آن زمان نمی شود ، بلکه در زمان فعلی کاربرد دارد، که این مسئله باعث می شود زمان گذشته در ذهن خواننده متبادر نگردد.

    داستان از نثر و پرداخت روانی برخوردار است به طوریکه خواننده به خوبی و روانی داستان رامی خواند و نثر و پرداخت باعث رنجش و سردرگمی خواننده نمی شود .

    بعضمی از فصل ها به صورت روایی و برخی قسمت ها با پرداخت ریزی نوشته شده است . قسمت هایی که وقایع انقلاب در آن درج گردیده ، به صورت روایی و مستند پیش می رود و عناصر داستانی کمتر در آن دیده می شود .

    در پایان داستان، اعضای نقد، موضوع و مضمون داستان «لحظه ها جا می مانند » را یک موضوع ارزشی دانستند و باتوجه به اشاره ها ، صحنه ها و نمودهای ارزشی که در داستان بکار برده شده است آن را یک داستان ارزشی عنوان کردند که به آرمانهای والای انقلاب اسلامی وفادار بوده است

آخرين نظرات خوانندگان

  • مدیر: سلام. متشکرم. آن نظر از طرف رهبر معظم انقلاب، حضرت ادامه
  • نامشخص: سلام جناب آقای سرشار. من بی بی امان قوللرعطا از ادامه

آخرین کتاب

  • • رمانی از زندگی پیامبر(ص) به قلم محمد رضا سرشار
  • چاپ هشتم رمان «آنک آن یتیم نظر کرده» که به قلم محمدرضا سرشار نگاشته شده در مورد زندگی پیامبر(ص) است که توسط سوره مهر در آستانه سالروز وفات نبی مکرم اسلام به علاقه مندان کتاب معرفی می‌شود.

    به گزارش پایگاه خبری سوره مهر، سرشار درباره انگیزه خود برای نوشتن نسخه نوجوانانه این اثر گفت: «فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که می‌‌دیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.دوم اینکه میدانستم که اگر چنین کاری صورت بگیرد، در نگاه خواننده‌ی نوجوانان این اثر نسبت به دین‌‌شان یک تحول اساسی مثبت به وجود خواهد آمد. ضمن آنکه زندگی پیامبر ما آنقدر و پرکشش است که جدا از جنبه‌ی الهی و دینی آن، به خودی خود، می‌‌تواند موضوع یک داستان بسیار جذاب و پرهیجان باشد. به شرط آنکه این موضوع، در دست یک نویسنده، به معنی درست کلمه، قرار بگیرد. و البته، طمعِ بردن ثواب و اجرا آخرتی نیز، در این کار بی‌‌تاثیر نبود».

    این کتاب که پیش از این، توسط انتشاراتی دیگری منتشر می شد، سرانجام پس از حدود دو سال وقفه در تجدید چاپ و نایاب بودن ، به وسیله انتشارات سوره مهر، به چاپ هشتم خود (اول سوره مهر) رسید و به بازار نشر عرضه شد.«آنک آن یتیم نظر کرده» پیش از انتشار به صورت کتاب، در قالب یک برنامه روایت - نمایشی رادیویی با عنوان «از سرزمین نور»، صبحهای جمعه, از ساعت 8 تا 8:30 از شبکه سراسری صدای جمهوری اسلامی پخش می شد، و طی بالغ بر 70 برنامه، توانست نظرات بسیاری از مخاطبان، و در راس آنها مقام معظم رهبری را به خود جلب کند.

    این اثر، پس از چاپ به صورت کتاب در دو قالب ویژه نوجوانان و بزرگسالان موفق به دریافت جوایز معتبری از سوی جشنواره های کشوری قرار گرفت. که از آن جمله می توان به عنوان اثر برگزیده دومین جشنواره قصه های قرآنی، پیامبران و ائمه» (مربوط به بررسی کتابهای ده سال سالهای 1374 تا 1384) برای آن اشاره کرد؛ که خود منجر به برگزاری مراسمی مستقل و با شکوه - با همکاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی - برای تجلیل از نویسنده کتاب در سال 1384 شد.

    بعدها با ترجمه به زبانهای عربی، انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی - به همت حوزه هنری - و چاپ مجلد اول ترجمه عربی آن در لبنان توسط انتشارات دارالتراث العربی و رونمایی از این ترجمه در کویت و ورود به بازارهای کتاب عربی همچون عراق، مورد استقبال مخاطبان عرب زبان نیز واقع شد. همچنین چاپ ترکی استانبولی این اثر به تازگی توسط حسن علیمی بکتاش ترجمه و منتشر شده است.


محمد رضا سرشار : داستان بلند «لحظه ها جامی مانند» مضمون ارزشمندی دارد

محمد رضا سرشار (رضا رهگذر) نویسنده ، پژوهشگرو منتقد ادبی ، در جلسه نقد « لحظه ها جا می مانند»، نوشته یوسف قوجق که با حضور نویسنده داستان ، دست اندرکاران نشر شهرستان ادب ، اعضای کارگاه نقد روزهای سه شنبه معاونت پژوهش و آموزش حوزه هنری (ابوالفضل طاهرخانی، یوسف یزدیان، موسوی، شهین عالی، فاطمه دانشور جلیل، سهیلا ازگلی، پروانه بابک، شیرین حمزه، رقیه مهری، رقیه ذاکری، یوسف صالحی، علیرضا عیوضی، زینب آقاشریعتمداری، ندا خیریان،...) در سی ام دی ماه در سالن کنفرانس معاونت پژوهش حوزه هنری برگزار شد ، با بیان اینکه داستان بلند « لحظه ها جامی مانند » مضمون ارزشمندی دارد ، اظهار داشت: نویسنده ای که در ضبط و ثبت هنری رویدادهای انقلاب اسلامی نقش دارد ، کار ارزشمندی انجام داده است و باید ار او تشکر و قدردانی کرد.
وی افزود : انقلاب اسلامی و دفاع مقدس فرازهای مهم تاریخی در کشور ماهستند که باید بوسیله داستان ، فیلم ، نمایش و دیگر قالب های روایی به نسل های بعد منتقل شود .
محمد رضا سرشار با برشمردن ویژگی های رمان واینکه از مشروطه به این طرف بیش از ده رمان بیشتر نداریم ، داستان ششصد صفحه ای «لحظه ها جا می مانند» را یک داستان بلند عنوان کرد .
وی با بیان اینکه داستان محورش انسان است نه رویداد و مانند آن، و انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می تواند برای داستان بستر اصلی باشد نه مرکزثقل، افزود : ازجمله اشکالات ساختاری این داستان آن است که مرکز ثقل ندارد که حوادث بر حول محور آن شکل بگیرند و به پیش بروند و فقط سلسله حوادثی با رشته نازکی به هم پیوند می خورند و این داستان رابه پیش می برند .
محمد رضاسرشار اظهار داشت: لازم است که در داستانهای جدی (عقیدتی وسیاسی) با مایه طنز و شوخ طبعی فضای داستان را برای خواننده تلطیف کرد .
محمد رضاسرشار، دیدگاه نویسنده در داستان بلند « لجظه ها چا می مانند» رایک دیدگاه مثبت نسبت به انقلاب اسلامی دانست و گفت : نویسنده به خوبی توانسته است رویدادهای انقلاب در گرگان رادر قالب داستانی با نثر روان و جذاب و خوانش خوب به خواننده ارائه دهد .
این پژوهشگر با بیان اینکه در یکی دو سال اخیر در داستانهای انقلاب اسلامی شخصیت های مطرود جامعه در جریان انقلاب نقش موثری ایفا می کنند و در بستر داستان متحول می شود ،افزود : واقعیت انقلاب اصلا این نبود که این قبیل افراد چنین نقشهای مهم و موثری در آن داشته باشند؛ و در داستانهای انقلاب ، نقش دانشجویان و روشنفکران اسلامی مورد غفلت و کم لطفی واقع شده است.
وی با اشاره به اینکه مطلبی که در داستان واقعیتگرا مطرح می شود به کل جامعه تعمیم داده می شود ، به شخصیت شاهین سارق که د رداستان در جریان انقلاب متحول می شود اشاره کرد و افزود : من نتوانستم با این شخصیت غیر واقعی همذات پنداری کنم .
در پایان این جلسه یوسف قوجق نویسنده داستان بلند « لحظه ها جا میمانند »، با اظهار گله مندی از بعضی دوستان که در فضای مجازی ، گل به دروازه خودی زده اند ، اظهار داشت ، من در نوشتن این داستان ، مصاحبه ها و تخقیقات میدانی زیادی انجام داده ام و به مهتمرین آنها در مقدمه کتاب نیز اشاره کرده ام .
وی با اشاره به اینکه در نوشتن رمان وداستان که از اطلاعات عمومی استفاده می شود ، نیازی به ذکر منبع در بایان داستان نیست ، تاکید کرد: بعضی از دوستان در فضای مجازی گله مند بودند که چرا منابع تاریخی مورد نظر آنها در نوشتن این داستان را ذکر نکرده ام . در حالی که مجموعه منابع ، مصاحبه ها و تحقیقات میدانی که در این زمینه انچام داده ام ، مطالب بسیار غنی ومعتبری در اختیارم گذاشت ، حال اگر بنا بود ذکر کنم بایستی به همه این منابع اشاره می کردم. در حالی که اصلا در نوشتن داستان و رمان این مسئله مرسوم نیست ، اما در نوشتن مقالات علمی اگر مطلب و تعریف خاصی از منبعی استفاده شود ، ذکر منبع در مقاله لازم و ضروری است .
وی افزود : ذکر چزوه شصت صفحه ای مورد مطالعه که برای داستانم استفاده کرده ام در مقدمه کتاب، به این دلیل بود که بهترین و معتبرترین روزنگاشت انقلاب گرگان را که کاملا شخصی هم بود در اختیار بنده گذاشته بود .
ماخذ: وبلاگ «یک نقد»/ به قلم ابوالفضل طاهرخانی

2 نظر

سلام جناب آقای سرشار. من بی بی امان قوللرعطا از آق قلا هستم.وقتی نظر شما را راجع بکتاب خواندم خیلی خوشحال شدم. چون من این کتاب را خوانده ام و بسیار از آن خوشم آمده بود ولی با خواندن برخی سایتها در گرگان تعجب میکردم که چرا آن حرفها را نوشته اند چون در کتاب از امام و روحانیت خوب گفته شده بود تا اینکه نظر شما را در سایت اولکامیز خواندم و خوشحال شدم. در کامنت آن سایت نظری درباره شما نوشته شده بود که میخواستم بپرسم دستخط امام راحل به شما درست است؟ چون این کامنت در آنجا بود در این لینک:
http://www.ulkamiz.com/modules/news/article.php?storyid=9411
با تشکر از اینکه جواب خواهید داد.

باسلام. استاد محمدرضا سرشار يا همان رضا سرشار شخصيتی فرهيخته، انقلابی، نويسنده ای مشهور و منتقدی منصف است و خوشحالیم چنین نظری نسبت به این کتاب ارزشمند داده است. رضا رهگذر تنها نویسنده مسلمانی است که حضرت امام (ره) به شخصه با اهدای کتاب، با دستخط مبارکشان از ایشان تشکر نموده اند و جای خوشحالی برای ما و آقای قوجقی دارد که چنین نظری داشته است. اما نمیدانم چرا وبسایت هایی که شدیدا و کورکورانه و ندانسته به این کتاب حمله میکردند، الان کجا هستند و چرا این خبر را انعکاس نمیدهند؟ اگر ترکمن و غیرترکمن نمیکردند و فقط برای دلسوزی برای نظام فعالیت میکردند، باید این خبر را کار کنند. معلوم میشود که یارکشی ها فقط دلیل شخصی و خصومت قومی داشته و نه دلسوزی برای انقلاب. دغدغه های برخی ها که خود را سینه چاک نظام می دانند و دیگران را معاند و مغرض میدانند، اینجاست که مشخص می شود. وقتی کسی که داستان را می فهمد، نظر میدهد که کار قوجقی مثبت و در جهت نظام است، آنوقت همین وبسایتها چون به مزاق شان سازگار نیست، منعکس نمیکنند. این دوگانگی در جهت گیری ها نشانه چیست؟! به والله اینها دلسوزان به انقلاب و نظام نیستند.

ارسال نظر