آخرین خبر

  • • مجری خانمی که حاضر نشد برنامه مصاحبه با رئیس جمهور را اجرا کند
  • جمعه 18 بهمنماه 92

    تاریخ انتشار : جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۴۱
    قرنطینه مجریان از ظهر روز مصاحبه و قطع موبایل آنها و نیز مجبور کردن آنها به انجام پرسشهای تصنعی و متملقانه از جمله مواردی است که کار را برای مجریان سیما سخت نموده است.
    مجری که حاضر نشد برنامه رئیس جمهور را اجرا کند
    به گزارش جهان، حاشیه های گفتگوی متفاوت مجریان برنامه گزارش 100 روزه رئیس جمهور و شیوه برخورد با مجریان و توقعات عجیبی که دفتر رئیس جمهور از آنها دارد باعث شده است که هر مجری براحتی زیر بار اجرای برنامه های حسن روحانی نرود.

    قرنطینه مجریان از ظهر روز مصاحبه و قطع موبایل آنها و نیز مجبور نمودن مجریان به پرسشهای تصنعی و متملقانه از جمله مواردی است که در گزارش 100 روزه رئیس جمهور اتفاق افتاد و مردمی که از پشت صحنه این برنامه خبر نداشتند مجریان تلویزیونی و صداوسیما را مورد انتقاد قرار دادند.

    نظیر همین برخوردها باعث شده است کار برای مسئولان دفتر رئیس جمهور که اصرار دارند خودشان مجریان را انتخاب کنند، سخت شده و با مشکلاتی از جمله زیر بار نرفتن برخی مجریان تلویزیونی برای اجرای برنامه مواجه شوند و همین امر باعث شده است که از مجریانی که تسلط کمتری برای اجرای چنین برنامه هایی دارند، استفاده نمایند.

    در همین زمینه خبرنگار جهان باخبر شد خانم س یکی از مجریان صداوسیما پس از دعوت دفتر رئیس جمهور از وی برای اجرای برنامه و معرفیش به صداوسیما، از دسترس خارج می شود و تلاشهای صداوسیما و دفتر رئیس جمهور برای پیدا کردن وی تا هنگام شروع برنامه بی نتیجه می ماند و همراهان رئیس جمهور تصمیم می گیرند خانم پوریامین را جایگزین وی نمایند که همین موضوع و حواشی پس از آن موجب تاخیر در اجرای برنامه می شود.

    گفتنی است اجرای ضعیف مجریان انتخابی دفتر رئیس جمهور با انتقاداتی همراه شده است.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • چاپ سوم "پیامبری که دوست بچه‌ها بود" منتشر شد
  • سومین چاپ "پیامبری که دوست بچه‌ها بود"، نوشته محمدرضا سرشار انتشار یافت.
    این کتاب که ابتدا در دهه 1370 با نام "داد و ستد کودکانه" به وسیله انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، با تصویرگری محمدحسین صلواتیان منتشر شد، پس از سه با چاپ به وسیله آن ناشر، از سال 1377 دیگر ناشر به تجدید چاپ آن اقدام نکرد. تا آنکه پس از یک وقفه هشت ساله، از سال 1385 با تصویرگری سعید رزاقی، با نام «پیامبری که دوست بچه‌ها بود» به وسیله انتشارات سروش انتشار یافت. اکنون این نسخه از کتاب، در انتشارات سروش به چاپ سوم رسیده است.
    «پیامبری که دوست بچه‌ها بود»، بر اساس واقعه تاریخی مستند شیرینی از زندگی رسول اکرم (ص) نوشته شده، که بیانگر توجه و عطوفت ویژه آن رسول بزرگوار نسبت به بچه‌هاست.
    این کتاب در 12 صفحه قطع خشتی با تصاویر چهار رنگ، برای سالهای اول دبستان (اول، دوم و سوم) به قیمت 2000 تومان، با شمارگان 1500 نسخه انتشار یافته، و از طریق فروشگاههای کتاب سروش (وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) یا شماره تلفن 8 - 88345063 قابل دریافت است. مجموع شمارگان دو چاپ قبلی این اثر توسط سروش، 6000 نسخه است.


درخت انار سحرآمیز، ترجمه محمدرضا سرشار

در زمان‌های دور در حاشیه‌ی یک ده، دو برادر در یک کلبه‌ی گلی فرسوده زندگی می‌کردند. تنها دارایی آنان یک گاو نر و دو قطعه زمین بود. برادر کوچک این گاو را خیلی دوست می‌داشت...

نویسنده: زهرا رازقی

, "در زمان‌های دور در حاشیه‌ی یک ده، دو برادر در یک کلبه‌ی گلی فرسوده زندگی می‌کردند. تنها دارایی آنان یک گاو نر و دو قطعه زمین بود. برادر کوچک این گاو را خیلی دوست می‌داشت. روزی برادرش به او گفت وقتش رسیده که دیگر از هم جدا شویم. او با وجود ناراحتی برادر کوچک، گاو را برای خود برداشت. و رفت. برادر کوچک ماند و یک خرمگس و یک کلبه‌ی گلی کهنه. او به تدریج به آن خرمگس علاقه‌ پیدا کرد، اما روزی که به خانه‌ی عمویش رفته بود خروس عمویش خرمگس را خورد. زن عمویش که ناراحتی او را دید خروس را به او بخشید. اما مدت‌زمانی بعد خروس نیز به وسیله‌ی سگی خورده شد و صاحب سگ، سگ را به برادر کوچک داد. زمستان گذشت، وقتی همه‌ی کشاورزان مشغول شخم زدن مزرعه‌هایشان بودند برادر کوچک غمگین به گوشه‌ای نشسته بود که ناگهان سگ به زبان آمد و گفت: غصه نخور که گاو نر نداری. خودم کمکت می‌کنم تا زمینت را شخم بزنی. او روز بعد سگش را به مزرعه برد. سگ حتی از یک گاو نر هم تندتر زمین را شخم می‌زد تا این‌که تعریف سگ عجیب خیلی زود به گوش برادر بزرگ رسید. او آمد و سگ را با اصرار با خود برد. و آن‌قدر با او بدرفتاری کرد و شلاقش زد که سگ نیز مرد. برادر کوچک سگ را دفن کرد و روی قبر او یک درخت انار کاشت، درخت خیلی زود رشد کرد و میوه داد. روزی یکی از انارهای درخت به زمین افتاد، برادر کوچک آن را برداشت، انار سنگین‌تر شد و ترک برداشت، ناگهان تبدیل به یک خانه‌ی زیبا شد. برادر بزرگ تا خبر را شنید به سراغ درخت انار رفت و تمام انارهای آن را چید و با خود به خانه برد اما انارها کم‌کم ترک برداشتند و از یکی تعداد زیادی خرمگس، از یکی خروس و از دیگری سگ بیرون آمد و همه به سمت او آمدند. برادر بزرگ غش کرد و وقتی به هوش آمد خودش بود و بدنی زخمی و پوست انارها."

باز پرداخته: زیائو دینگ

تصویرگر: زونگ شونگ

مترجم: محمدرضا سرشار

چاپ چهارم: ۱۳۸۹

انتشارات: موسسه فرهنگی منادی تربیت

گروه سنی ب_ ج

 

ارسال نظر