آخرین خبر

  • • افتتاح حوزه هنري كودك و نوجوان
  • دوشنبه 07 اسفندماه 91

    حوزه هنري كودك و نوجوان فردا در حالي افتتاح مي شود كه قرار است در اموري همچون توليد كتاب، فيلم، بازي هاي رايانه اي، انيميشن و اسباب بازي فعاليت كند و بودجه اين مركز جديد هم از حوزه هنري تامين مي شود.
    به گزارش جام جم، نشست رسانه اي آيين تاسيس حوزه هنري كودك و نوجوان روز گذشته با حضور محمد حمزه زاده معاون هنري حوزه هنري و محمد سرشار رئيس حوزه هنري استان تهران برگزار شد.
    حمزه زاده در اين نشست گفت: حدود 20 ميليون نفر از جمعيت كشور را افراد زير 17 سال تشكيل مي دهند كه 28 درصد جمعيت كل كشور مي شود. ما در زمينه هاي فرهنگي براي اين جمعيت بي برنامه هستيم. با نگاهي به كتاب ها، اسباب بازي ها، انيميشن ها، فيلم ها و بازي هاي رايانه اي اين جمعيت متوجه مي شويم زمين مناسبي را در اختيار غربي ها قرار داديم كه هرچه دلشان مي خواهد در آن مي كارند و برداشت مي كنند.
    او افزود: نهادي مثل حوزه هنري كه وظيفه اش ترويج اهداف و آرمان هاي انقلابي است نمي تواند به اين مخاطب بي اعتنا باشد. بررسي ها نشان مي دهد در طول اين 30 سال فعاليت حوزه هنري كارهاي زيادي در زمينه ادبيات كودك و نوجوان در حوزه هنري انجام گرفته است.
    حمزه زاده ادامه داد: حوزه هنري با تاسيس يك سازمان وابسته با عنوان حوزه هنري كودك و نوجوان، فعاليت هاي خود را در زمينه توليد محتوا و محصول در زمينه هاي اسباب بازي، انيميشن، بازي هاي رايانه اي و كتاب و موسيقي و تئاتر سازماندهي مي كند.
    به گفته معاون هنري حوزه هنري، موضوعات انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و نيز سبك خانواده ايراني ـ اسلامي و چگونگي زندگي كودك در اين خانواده، از اولويت هاي موضوعي كار در اين مركز است.
    در ادامه محمد سرشار نيز گفت: اتفاقي كه قرار است رخ دهد اين است كه در ابتداي حلقه توليد اثر براي كودكان و نوجوانان يك ذائقه سنجي صورت گيرد و بر اساس آن براي توليد محتوا تلاش شود. در حلقه آخر نيز تلاش شود بازارهاي جديدي براي كودكان و نوجوانان ايجاد شود.
    در ادامه اين نشست خبري، خبرنگاران به طرح پرسش هاي خود پرداختند. حمزه زاده در پاسخ به خبرنگار جام جم درباره رئيس و تشكيلات حوزه هنري كودك و نوجوان گفت: اكنون حوزه هنري كودك و نوجوان به رياست محمد سرشار در حوزه هنري استان تهران افتتاح مي شود.
    به گفته او، از اين به بعد هر كدام از بخش ها و مراكز حوزه هنري كه بخش كودك و نوجوان دارد، به عنوان بخش هاي حوزه هنري كودك و نوجوان فعاليت مي كند و مراكزي هم كه بخش كودك و نوجوان ندارد، راه اندازي خواهد شد.
    در پايان اين نشست عنوان شد حوزه هنري كودك و نوجوان روز سه شنبه هشتم اسفند همزمان با روز ملي تربيت اسلامي افتتاح مي شود.

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • «خواب های خوش نوجوانی» با محمدرضا سرشار تعبیر می شود
  • خبرگزاری فارس: «خواب های خوش نوجوانی» جدیدترین کتاب محمدرضا سرشار است که وی 60 عنوان از خواب های جذاب نوجوانان را در قالب یک مجلد گردآوری کرده است.

    به گزارش خبرگزاری فارس، محمدرضا سرشار نویسنده و منتقد ادبیات داستانی درباره کتاب «خواب های خوش نوجوانی» گفت: هشت سال پیش زمانی که سردبیر یک مجله نوجوان بودم مسابقه ای را برای مخاطبان طرح کردم و از نوجوانان خواستم خواب های جالب خود را با جزییات و زمان دیدن به صورت نوشته روایت کنند.
    وی افزود: حاصل مسابقه طراحی شده دریافت تعداد زیادی نامه بود که از میان آن ها بیش از 60 نامه قابل چاپ شناخته شد و البته همان زمان نیز به تدریج در شماره های مختلف آن مجله به چاپ رسید.
    سرشار با بیان این که «خواب های خوش نوجوانی» شامل بیش از 60 خواب نوجوانان به روایت خودشان است، گفت: من در این روایت ها فقط ویرایش رسم الخطی انجام داده ام و اگر غلط فاحشی وجود داشت اصلاح کردم و اصل نگارش، نثر و زبان خواب ها متعلق به خودِ نوجوانان است.
    این منتقد ادبی در ادامه افزود: سال ها بود که می خواستم این مجموعه را تنظیم و چاپ کنم که امسال توفیق آن فراهم شد و انتشارات «سوره مهر» انتشار آن را در قالب کتابی با عنوان «خواب های خوش نوجوانی» بر عهده گرفت.
    سرشار ادامه داد: البته نوجوانانی که خواب هایشان را برای من فرستادند الان در سن جوانی هستند اما این کتاب در کنار مخاطبان نوجوان خود برای والدین، اولیا و مربیان تربیتی و حتی روان پزشکان مفید خواهد بود چراکه از طریق آن از یکی از عوالم کاملا خصوصی نوجوانان آگاه می شوند.
    رییس هیات مدیره انجمن قلم ایران در بخش دیگری از صحبت های خود درباره نوع روایات «خواب های خوش نوجوانی» توضیح داد: معمولا خواب ها به سه دسته رویاهای صادقه «که مختص انبیاء و اولیاء و البته گاهی انسان های معمولی می شود»، خواب هایی که بازتاب مسائل روز و درگیری های ذهنی است و خواب های بی پایه و اساس (آشفته) تقسیم می شوند. اغلب خواب های منتشر شده در این کتاب از نوع دوم و درگیری های ذهنی نوجوانان است.
    وی در پایان گفت: این خواب ها نشان می دهد در ذهن نوجوانان چه می گذرد و از سویی بسیاری از آن ها از لحاظ وجود جنبه های تخیلی همچون داستان جذاب هستند.


دریچه ای به دنیای نوجوانان دیروزی(نگاهی به مجموعه داستان "جایزه")




محمدرضا سرشار - کتاب جایزه شامل سه داستان کوتاه برای نوجوانان گروه‌های سنی سال‌های آخر دبستان و دوره راهنمایی تحصیلی نوشته شده است. در مجموع، داستان‌های کتاب جایزه برای مخاطبان نوجوان امروزی به منزله دریچه ای برای دیدن گوشه‌هایی از زندگی و دغدغه‌های نوجوانان دیروزی است که اکنون کمتر نشانی از آنها در پیرامون خود خواهند یافت.
  

کتاب«جایزه» نوشته محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) شامل سه داستان کوتاه برای نوجوانان با عناوین«ساعت طلا»،«جایزه» و«دوستان» است که برای گروه های سنی سال های آخر دبستان و دوره راهنمایی تحصیلی نوشته شده است. این کتاب از آثار موفق نویسنده برای نوجوانان محسوب می شود که تا به حال چاپ های متعددی را پشت سر گذاشته و اکنون در چاپ جدید آن(دوم توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنری)، مجموع تیراژهای قبلی این کتاب به 29200 نسخه می رسد که در مقایسه با کتاب های مشابه آمار قابل توجهی است.

همچنین این کتاب در دهه فجر سال 1362، به عنوان «کتاب برگزیده سال 1361» برای مقطع سنی«نوجوان» معرفی و از آن تجلیل شده است.
داستان اول کتاب(ساعت طلا)سر گذشت دو دوست، سعید و صادق است که علاوه بر همکلاس بودن، با هم رفاقت و صمیمیتی هم دارند که باعث می شود بیشتر به هم نزدیک شوند. در یکی از روزها صادق برای مرور درس ها به خانه خانواده سعید می رود. در زمان حضور صادق ساعت طلایی سعید گم می شود و از این لحظه به بعد شک سعید به دوستش که تصور می کند او ساعتش را دزدیده است شروع می شود. طرح اصلی این داستان بر اساس یک ایده، سوءتفاهم شکل گرفته و بقیه ماجراها حول محور این موضوع می چرخد و در نهایت داستان با مشخص شدن پایان این مسئله( رفع سوء تفاهم) به پایان می رسد. انتخاب چنین طرحی جهت قصه گویی برای مخاطبان نوجوان، انتخاب هوشمندانه ای است، چرا که مسئله دوستی و سوءتفاهم در بین نوجوانان یک موضوع آشنایی است که همواره مخاطبان خاص خود را دارد. پایان داستان به یک عادت رایج در میان نوعی پرنده(کلاغ) ختم می شود که در عین برخورداری از نوعی پایان بندی مناسب داستانی، به یک مسئله آموزشی هم تکیه دارد؛ یادآوری علاقه کلاغ ها به فلز طلا که در پایان این داستان هم معلوم می شود ساعت گم شده سعید را کلاغی که در بالای درخت حیاط آنها لانه دارد برده است.«...از توفان دیگر اثری نبود...درخت کاجی که پیرترین درخت خانه هم بود، شکسته بود و قسمت بزرگی از حیاط را پوشانده بود. کنار درخت، جسد پرنده ای به چشم می خورد. سعید بی اختیار به یاد کلاغی افتاد که روی درخت کاج لانه داشت. با خودش گفت:«حیف! حیوان بیچاره حتماً مرده!» نزدیک تر رفت. یکدفعه از آنچه دید، سر جا خشکش زد. توی لانه کلاغ که حالا روی زمین افتاده بود، ساعتش مثل یک نکه طلا برق می درخشید...» ( ص 12 و 13)
در پایان داستان ساعت طلا تاریخ آبان ماه سال 1354 درج شده است که نشان می دهد این داستان از آثار اولیه نویسنده در بخش داستان نویسی برای نوجوانان است.
داستان دوم(جایزه) که عنوان کتاب هم از آن بر گرفته شده است، به سرگذشت یک نوجوان در ایام امتحان نهایی می پردازد که در مقطع ششم ابتدایی(نظام قدیم تحصیلی) قرار دارد.  این داستان هم طرح ساده ای دارد؛ پدری به فرزند خود قول می دهد وقتی در امتحان نهایی شاگرد اول شد برایش جایزه، دوچرخه بخرد، اما تنگناهای مالی این اجازه را به او نمی دهد و در پایان داستان پسر متوجه موقعیت پدر می شود و با نوشتن نامه ای به پدرش اطلاع می دهد که از خواستن دوچرخه منصرف شده است. شالوده اصلی این داستان نشان دادن نوع رابطه اعضای یک خانواده(بیشتر پدر و پسر) است که نوع رابطه آنها در آستانه شکل گیری یک سوءتفاهم ناخواسته است، اما با یک اتفاق(ناخواسته بیدار شدن پسر و شنیدن حرف های پدر)، این موضوع برطرف می شود. همان مسئله ای که در داستان قبلی کتاب باعث شکل گیری پیرنگ اصلی اثر شده بود(سوءتفاهم)، در این داستان به مرحله پختگی نمی رسد و در همان ابتدای شکل گیری آشکار و برطرف می شود. شخصیت نوجوان داستان، محمد وقتی به رفتار پدرش مشکوک می شود، در ذهن خود تصوراتی را پیش می کشد، اما خیلی زود با شنیدن حرف های پدرش به او ایمان می آورد و برای کمک به ذهن آشفته او دست به کار می شود.
«...لامپ را روشن کردم و تا آنجا که می توانستم خوش خط شروع کردم به نوشتن: بابا جان!  من که دوچرخه نمی خواهم. اصلا از اول هم شما خودتان گفتید؛ وگرنه من که نمی خواستم. بابا! شما را به خدا خودتان را ناراحت نکنید. من توی قلکم نزدیک به ده تومان پول دارم. همین امروز قلکم را می شکنم...» ( ص 21)
در پایان این داستان هم تاریخ آذر ماه سال 1359 درج شده است.
آخرین داستان کتاب(دوستان) باز هم سرگذشت نوجوانی را روایت می کند که او این بار از ناآشنایی با محیط تازه ای که قدم گذاشته است رنج می برد. یونس، شخصیت نوجوان و اصلی این داستان به همراه خانواده از شهر شیراز به شهر تبریز مهاجرت می کند و هنگام حضور در مدرسه این شهر با فضای تازه و غریبه ای مواجه می شود که تحمل آن برایش تا حدودی دشوار است. او زبان دانش آموزان در تبریز را که ترکی است بلد نیست و همین مسئله باعث می شود به سراغ یکی از دانش آموزان(مهدی) برود که او هم اتفاقاً شیرازی است و همزبان یونس محسوب می شود. مهدی که دانش آموز بی انضباطی است باعث فرار چند روزه یونس از مدرسه می شود، اما بچه های مدرسه یونس را به سر کلاس بر می گردانند و به این وسیله دوستی آنها عمق بیشتری پیدا می کند و او به مدرسه و دوستان جدید علاقه مند می شود.
در این داستان بر خلاف دو اثر قبلی، جغرافیای محل وقوع حوادث داستان مشخص است و شخصیت ها هم به نوعی هویت معینی دارند. از زبان آذری به عنوان بخشی از دیالوگ های داستان استفاده شده که البته نویسنده با آوردن زیر نویس معنای کلمات و جمله های آذری را در انتهای همان صفحه توضیح داده است. این داستان در ردیف آثار اقلیمی قرار می گیرد که در آن نشانه های یک داستان بومی به وضوح دیده می شود.«...وارد کلاس که شدم، همه با تعجب نگاهم کردند. پسری که معلوم بود مبصر کلاس است، به ترکی گفت:«تزه گلیپسن؟»(تازه آمدی؟) هاج و واج او را نگاه کردم. نمی فهمیدم چه می گوید. وقتی دید جواب نمی دهم، با تشر گفت:«نیه جاواب ورمیسن؟» (چرا جواب نمی دهی؟)  (ص 23 و 24)
در انتهای این داستان هم تاریخ اخرین پاکنویسی: فروردین ماه 1360 درج شده است.
در مجموع، داستان های کتاب جایزه برای مخاطبان نوجوان امروزی به منزله دریچه ای برای دیدن گوشه هایی از زندگی و دغدغه های نوجوانان دیروزی است که اکنون کمتر نشانی از آنها در پیرامون خود خواهند یافت. 

منبع: سایت سازمان تبلیغات اسلامی

ارسال نظر