آخرین خبر

  • • انتشار شصت و چهارمین کتاب از مجموعه "صد اثر از صد نوقلم"
  • دوشنبه 22 خردادماه 91

    برای همین شروع کرد به فراموش کردن.سعی کرد خبرنگار را فراموش بکند.او را می توانست آسان تر از همه فراموش کند.بااو تجربه های ترسناک،دردآور،مرگ آلود یا احساسی نداشت.با اوفرار نکرده بود.با او در خرابه ها نان نپخته بود.با او از جنگیدن یا مردن حرف نزده بود.مرگ او را ندیده بود.در لحظه مرگش نگریسته بود.
    در ادامه اجرای طرح انتشار "صد اثر از صد نوقلم"به  تازگی شصت وچهارمین عنوان از این مجموعه منتشر شد.
    این اثر مجموعه داستان „جای خالی هیجان„نام دارد ونویسنده آن الهام سید حسینی (1355-        )  است. این کتاب در136صفحه قطع رقعی ،باشمارگان2200نسخه،به بهای 1700تومان منتشر شده است.
    „جای خالی هیجان„را علاقمندان می توانند از طریق فروشگاه کتاب انجمن قلم ایران به نشانی تهران-خیابان سید جمال الدین اسد آبادی -بالاترازمیدان سیدجمال الدین اسدآبادی بعد از کوچه44-پلاک 358-شماره تلفن 88214440تهیه کنند.
     
     

     

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • دریچه ای به دنیای نوجوانان دیروزی(نگاهی به مجموعه داستان "جایزه")



  • محمدرضا سرشار - کتاب جایزه شامل سه داستان کوتاه برای نوجوانان گروه‌های سنی سال‌های آخر دبستان و دوره راهنمایی تحصیلی نوشته شده است. در مجموع، داستان‌های کتاب جایزه برای مخاطبان نوجوان امروزی به منزله دریچه ای برای دیدن گوشه‌هایی از زندگی و دغدغه‌های نوجوانان دیروزی است که اکنون کمتر نشانی از آنها در پیرامون خود خواهند یافت.
      

    کتاب«جایزه» نوشته محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) شامل سه داستان کوتاه برای نوجوانان با عناوین«ساعت طلا»،«جایزه» و«دوستان» است که برای گروه های سنی سال های آخر دبستان و دوره راهنمایی تحصیلی نوشته شده است. این کتاب از آثار موفق نویسنده برای نوجوانان محسوب می شود که تا به حال چاپ های متعددی را پشت سر گذاشته و اکنون در چاپ جدید آن(دوم توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنری)، مجموع تیراژهای قبلی این کتاب به 29200 نسخه می رسد که در مقایسه با کتاب های مشابه آمار قابل توجهی است.

    همچنین این کتاب در دهه فجر سال 1362، به عنوان «کتاب برگزیده سال 1361» برای مقطع سنی«نوجوان» معرفی و از آن تجلیل شده است.
    داستان اول کتاب(ساعت طلا)سر گذشت دو دوست، سعید و صادق است که علاوه بر همکلاس بودن، با هم رفاقت و صمیمیتی هم دارند که باعث می شود بیشتر به هم نزدیک شوند. در یکی از روزها صادق برای مرور درس ها به خانه خانواده سعید می رود. در زمان حضور صادق ساعت طلایی سعید گم می شود و از این لحظه به بعد شک سعید به دوستش که تصور می کند او ساعتش را دزدیده است شروع می شود. طرح اصلی این داستان بر اساس یک ایده، سوءتفاهم شکل گرفته و بقیه ماجراها حول محور این موضوع می چرخد و در نهایت داستان با مشخص شدن پایان این مسئله( رفع سوء تفاهم) به پایان می رسد. انتخاب چنین طرحی جهت قصه گویی برای مخاطبان نوجوان، انتخاب هوشمندانه ای است، چرا که مسئله دوستی و سوءتفاهم در بین نوجوانان یک موضوع آشنایی است که همواره مخاطبان خاص خود را دارد. پایان داستان به یک عادت رایج در میان نوعی پرنده(کلاغ) ختم می شود که در عین برخورداری از نوعی پایان بندی مناسب داستانی، به یک مسئله آموزشی هم تکیه دارد؛ یادآوری علاقه کلاغ ها به فلز طلا که در پایان این داستان هم معلوم می شود ساعت گم شده سعید را کلاغی که در بالای درخت حیاط آنها لانه دارد برده است.«...از توفان دیگر اثری نبود...درخت کاجی که پیرترین درخت خانه هم بود، شکسته بود و قسمت بزرگی از حیاط را پوشانده بود. کنار درخت، جسد پرنده ای به چشم می خورد. سعید بی اختیار به یاد کلاغی افتاد که روی درخت کاج لانه داشت. با خودش گفت:«حیف! حیوان بیچاره حتماً مرده!» نزدیک تر رفت. یکدفعه از آنچه دید، سر جا خشکش زد. توی لانه کلاغ که حالا روی زمین افتاده بود، ساعتش مثل یک نکه طلا برق می درخشید...» ( ص 12 و 13)
    در پایان داستان ساعت طلا تاریخ آبان ماه سال 1354 درج شده است که نشان می دهد این داستان از آثار اولیه نویسنده در بخش داستان نویسی برای نوجوانان است.
    داستان دوم(جایزه) که عنوان کتاب هم از آن بر گرفته شده است، به سرگذشت یک نوجوان در ایام امتحان نهایی می پردازد که در مقطع ششم ابتدایی(نظام قدیم تحصیلی) قرار دارد.  این داستان هم طرح ساده ای دارد؛ پدری به فرزند خود قول می دهد وقتی در امتحان نهایی شاگرد اول شد برایش جایزه، دوچرخه بخرد، اما تنگناهای مالی این اجازه را به او نمی دهد و در پایان داستان پسر متوجه موقعیت پدر می شود و با نوشتن نامه ای به پدرش اطلاع می دهد که از خواستن دوچرخه منصرف شده است. شالوده اصلی این داستان نشان دادن نوع رابطه اعضای یک خانواده(بیشتر پدر و پسر) است که نوع رابطه آنها در آستانه شکل گیری یک سوءتفاهم ناخواسته است، اما با یک اتفاق(ناخواسته بیدار شدن پسر و شنیدن حرف های پدر)، این موضوع برطرف می شود. همان مسئله ای که در داستان قبلی کتاب باعث شکل گیری پیرنگ اصلی اثر شده بود(سوءتفاهم)، در این داستان به مرحله پختگی نمی رسد و در همان ابتدای شکل گیری آشکار و برطرف می شود. شخصیت نوجوان داستان، محمد وقتی به رفتار پدرش مشکوک می شود، در ذهن خود تصوراتی را پیش می کشد، اما خیلی زود با شنیدن حرف های پدرش به او ایمان می آورد و برای کمک به ذهن آشفته او دست به کار می شود.
    «...لامپ را روشن کردم و تا آنجا که می توانستم خوش خط شروع کردم به نوشتن: بابا جان!  من که دوچرخه نمی خواهم. اصلا از اول هم شما خودتان گفتید؛ وگرنه من که نمی خواستم. بابا! شما را به خدا خودتان را ناراحت نکنید. من توی قلکم نزدیک به ده تومان پول دارم. همین امروز قلکم را می شکنم...» ( ص 21)
    در پایان این داستان هم تاریخ آذر ماه سال 1359 درج شده است.
    آخرین داستان کتاب(دوستان) باز هم سرگذشت نوجوانی را روایت می کند که او این بار از ناآشنایی با محیط تازه ای که قدم گذاشته است رنج می برد. یونس، شخصیت نوجوان و اصلی این داستان به همراه خانواده از شهر شیراز به شهر تبریز مهاجرت می کند و هنگام حضور در مدرسه این شهر با فضای تازه و غریبه ای مواجه می شود که تحمل آن برایش تا حدودی دشوار است. او زبان دانش آموزان در تبریز را که ترکی است بلد نیست و همین مسئله باعث می شود به سراغ یکی از دانش آموزان(مهدی) برود که او هم اتفاقاً شیرازی است و همزبان یونس محسوب می شود. مهدی که دانش آموز بی انضباطی است باعث فرار چند روزه یونس از مدرسه می شود، اما بچه های مدرسه یونس را به سر کلاس بر می گردانند و به این وسیله دوستی آنها عمق بیشتری پیدا می کند و او به مدرسه و دوستان جدید علاقه مند می شود.
    در این داستان بر خلاف دو اثر قبلی، جغرافیای محل وقوع حوادث داستان مشخص است و شخصیت ها هم به نوعی هویت معینی دارند. از زبان آذری به عنوان بخشی از دیالوگ های داستان استفاده شده که البته نویسنده با آوردن زیر نویس معنای کلمات و جمله های آذری را در انتهای همان صفحه توضیح داده است. این داستان در ردیف آثار اقلیمی قرار می گیرد که در آن نشانه های یک داستان بومی به وضوح دیده می شود.«...وارد کلاس که شدم، همه با تعجب نگاهم کردند. پسری که معلوم بود مبصر کلاس است، به ترکی گفت:«تزه گلیپسن؟»(تازه آمدی؟) هاج و واج او را نگاه کردم. نمی فهمیدم چه می گوید. وقتی دید جواب نمی دهم، با تشر گفت:«نیه جاواب ورمیسن؟» (چرا جواب نمی دهی؟)  (ص 23 و 24)
    در انتهای این داستان هم تاریخ اخرین پاکنویسی: فروردین ماه 1360 درج شده است.
    در مجموع، داستان های کتاب جایزه برای مخاطبان نوجوان امروزی به منزله دریچه ای برای دیدن گوشه هایی از زندگی و دغدغه های نوجوانان دیروزی است که اکنون کمتر نشانی از آنها در پیرامون خود خواهند یافت. 

    منبع: سایت سازمان تبلیغات اسلامی


انتشار چهارمین چاپ "شب گرفتن ماه"(داستان زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی)


چاپ چهارم "شب گرفتن ماه"، توسط انتشارات سوره مهر، روانه بازار شد.
این کتاب، داستانی شیرین و دلکش از زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی، داستانسرا و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم هجری قمری و سراینده میراث جاویدان زبان و ادب فارسی، شاهنامه است.
داستان مذکور، در اصل، با نام "بسی رنج بردم" توسط ساتم الوغ زاده، نویسنده مشهور تاجیک، به فارسی تاجیکی نوشته شده است. کتاب مذکور، یک سال پس از انتشار، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به عنوان یکی از کتابهای خارجی برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران معرفی، و از نویسنده آنع تقدیر به عمل آمد. سپس، به وسیله محمدرضا سرشار، تا حدود 1/4 تلخیص، و به فارسی ایرانی مناسب نوجوانان، گردانیده شد.
چاپای اول و دوم آن توسط ناشری دیگر منتشر، و از چاپ سوم، به وسیله انتشرات سوره مهر، انتشار یافت.
آخرین و چهارمین چاپ این اثر - تا کنون - 296 صفحه قطع وزیری کوتاه، در شمارگان 2،500 نسخه، به بهای 4900 تومان، منتشر شده است.

ارسال نظر