آخرین خبر

  • • دیدار 75 دقیقه ای هیئت مدیره انجمن قلم ایران با سرپرست معاونت فرهنگی وزارت ارشاد
  • پنجشنبه 06 مهرماه 91


    دیدار چهار تن از اعضای هیئت مدیره انجمن قلم ایران با آقای اسماعیلی؛ سرپرست معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
    سه شنبه چهارم مهرماه جاری، ساعت 30/13، طبق قرار قبلی، چهار تن از اعضای هیئت مدیره انجمن قلم ایران، با آقای اسماعیلی، سرپرست محترم معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در دفتر ایشان، دیدار کردند.
    در این ملاقات که 75 دقیقه به طول انجامید، محمدرضا سرشار - رئیس -، عباسعلی براتی پور - خزانه دار - ، کامران پارسی نژاد شیرازی و پدرام پاک آیین، از اعضای هیئت مدیره انجمن قلم حضور داشتند.
    پس از خوش آمدگویی توسط آقای اسماعیلی، سرشار، ضمن گفتن تبریک انتصاب مشارالیه به این سمت و آرزوی موفقیت وی در مسئولیتش در فرصت کوتاه باقی مانده تا پایان عمر دولت دهم، تاریخچه ای کوتاه از انجمن قلم ایران و نحوه تاسیس و فعالیت آن تا کنون بیان کرد. سپس به تشریح سه طرح مهم مشترک پیشکسوتان ادبیات معاصر ایران، صد اثر از صد نوقلم، و زندگینامه داستانی مشاهیر، و میزان پیشرفت و مشکلات سر راه آنها( از جمله چهار برابر شدن قیمت کاغذ از سال 86 تا کنون) پرداخت؛ و خواهان حمایت بیشتر ارشاد از اهالی قلم متعهد کشور و کمک بیشتر برای حل این مشکلات شد.
    پدرام پاک آیین به بیان مسائلی دیگر در مورد نحوه تعامل انجمن قلم با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت. پارسی نژاد نیز در مورد لزوم تعیین تکلیف قطعی طرح صد اثر از صد نویسنده - که در زمان معاونت دکتر پرویز به وسیله نشر تکا اجرا می شد، گردید ؛ که بعد قرار شد به صد وهفتاد اثر افزایش یابد. اما در دوران معاونت فرهنگی آقای دری، پس از آماده سازی نوزده اثر دیگر متوقف گردید.
    آقای اسماعیلی بر لزوم توجه بیشتر به اصل الفت و همدلی میان انجمن و مسئولان فرهنگی وزارت ارشاد تاکید؛ و از اظهار برخی مسائل دلسرد کننده در رسانه های جمعی توسط برخی اعضا گله کرد. در عوض، وی خواستار بیان این تذکرات به صورت مستقیم و خصوصی به وزیر و دیگر مسئولان این وزارت شد. او افزود: ما نیز از این مسائل و مشکلات آگاهیم؛ اما مضایقی وجود دارد که مانع حل فوری این مشکلات می شود.
    او ضمن اشاره به کاهش اعتبار فرهنگی به حدود یک سوم در سال جاری و هزینه شدن قسمت اعظم این بودجه در همان ماههای اول سال اظهار داشت: با توجه به کثرت مؤسسات فرهنگی و لزوم حمایت ارشاد از همه آنها،ما ناچاریم همان امکانات محدود را، را عادلانه میان این مؤسسات تقسیم کنیم.
    این نشست که در فضایی صمیمی برگزار شد، با اعلام آمادگی انجمن قلم ایران برای هر گونه همکاری فکری و معنوی که بتواند به پیشبرد امر فرهنگ و ادب در کشور کمک کند، و استقبال سرپرست معاونت فرهنگی از این پیشنهاد، در ساعت 45/14 به پایان رسید.

آخرين نظرات خوانندگان

  • ساره محمدی: ساره محمدی سلام آقای سرشار دلم تنگ شده برای کتاب ادامه

آخرين تصاوير

  • -IMG_3451.jpg
  • محمدرضا سرشار-3.jpg
  • محمدرضا سرشار-1.jpg
  • محمدرضا سرشار4.jpg
  • سندساواک در باره جشن هنر.jpg
  • قبا7.jpg
  • قبا6.jpg
  • قبا5.jpg
  • قبا4.jpg
  • قبا3.jpg

آخرین کتاب

  • • جلوه هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران
  • دوشنبه, 20 شهریور 1391 ساعت 11:51

    رمان‌های «جزیره سرگردانی»، «ساربان سرگردان»، «بهشت خاکستری» و «شهری که زیر درختان سدر مرد» مهم‌ترین داستان‌های سیاسی معاصر هستند که مؤلف به نقد و بررسی آنها پرداخته است.

    ادبیات کلاسیک و معاصر همیشه تأثیر پذیر از سیاست و واقعیت‌های اجتماعی دوران خود بوده‌اند. در دوران معاصر و ورود مضامین اجتماعی ـ سیاسی به ادبیات امروزین نظم و نثر، این موضوع وارد پروسه‌ای جدید شد. نویسندگان و به خصوص داستان نویسان معاصر اکثرا به نحله‌های فکری و گاهی احزاب سیاسی وابسته بودند. گاهی مثل جلال آل احمد مدتی را در حزب توده به سر برده بودند و گاهی صبغه روشنفکری داشتند. این نویسندگان تحت تأثیر جو اجتماعی و ذهنیت سیاسی خود داستان و رمان می‌نوشتند و به گونه‌ای ظریف حرف خود را در لا به لای آن می‌گنجاندند.

    به باور محمد رضا سرشار رمان‌های «جزیره سرگردانی»، «ساربان سرگردان»، «بهشت خاکستری» و «شهری که زیر درختان سدر مرد» مهم‌ترین داستان‌های سیاسی معاصر هستند که وی به نقد و بررسی آنها پرداخته است.

    این رمان‌ها پس از انتشار مورد نقد قرار گرفته و گاهی از طرف روشنفکران و گاهی از طرف منتقدان مذهبی نقد شده است. اما اکنون محمدرضا سرشار با واکاوی درونمایه‌های سیاسی این رمان‌ها به نقد آنها پرداخته است. افزون بر آن چند رمان سیاسی خارجی که به فارسی ترجمه شده، توسط وی نقد شده است. در پیشگفتار کتاب آمده است:

    ادبیات بیانگر افکار و اندیشه‌هایی است که در پس پرده قالب‌های مختلف پنهان و مستتر شده است و بدون تردید مطالعه در آن حوزه تعمیق‌بخش نگرش‌ها و ادراک انسان است، به طوری که ادبیات ما را وامی‌دارد تا آنچه را دیده‌ایم با دقت نگاه کنیم و دوباره ببینیم؛ لذا کمکی برای درک مشهودات ماست. معمولاً گرایش‌ها و دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی نویسنده جزو عوامل مهم دخیل در آفرینش هر اثر ادبی محسوب می‌شود و در بررسی یک اثر ادبی، علاوه بر محتوای خود اثر مراجعه به اظهارنظرها و گفته‌های نویسنده را در جاهای دیگر و در سایر آثار غیرادبی یا مصاحبه‌ها عامل مهمی قلمداد می‌کنند یا دست کم اینکه در بررسی یک اثر ادبی نمی‌توان اظهارنظرها و اعتقادات نویسنده را به‌کلی کنار نهاد ولی فقط هم نباید به آنها اکتفا نمود.

    نویسنده به‌عنوان موجود اجتماعی از جامعه تأثیر می‌پذیرد و از زبان که خود آفریده اجتماع می‌باشد بهره می‌برد. لذا ادبیات زاده نهادهای اجتماعی خاصی است و علاوه بر اینکه از جامعه و تحولات آن تأثیر می‌پذیرد، دارای کارکردهای سیاسی اجتماعی و... است.

    از طرفی سیاست نیز در تمام شئون زندگی بشر حضور دارد و هیچ بخشی از حیات انسان را نمی‌توان یافت که از حیطه نفوذ سیاست و یا از اثرات آن برکنار مانده باشد. از این رو بازتاب و انعکاس دیدگاه‌های سیاسی نویسنده و گروه‌های مختلف در آثار ادبی امری بعید و دور از انتظار نیست که البته چنان که گفته شد به‌گونه‌ای مستتر و گاه با زبان رمزی و ویژه بیان می‌شود.

    اثر پیش رو مجموعه نقدهای استاد سرشار (رهگذر) به برخی از داستان‌هایی است که بعد از پیروزی انقلاب در ایران نوشته یا ترجمه شده است. پیروزی انقلاب اسلامی که یک انقلاب فرهنگی بود، طبعاً حوزه ادبیات و فرهنگ را نیز تحت تأثیر خود قرار داد و باعث خلق آثار ادبی متفاوت از پیش شد. در کنار جریان ادبی غالب انقلاب، جریان‌های روشنفکری نیز که از قافله انقلاب و حرکت مردم به دور مانده بودند آثاری درباره انقلاب اسلامی پدید آوردند و بیهوده کوشیدند تا با تحقیر دستاوردهای انقلاب و سیاه‌نمایی وضع موجود، ملت را نسبت به آرمان‌های انقلاب اسلامی بدبین سازند. نویسنده این اثر با واکاوی و بررسی آثار برخی از این روشنفکران، عناصر و مواردی از این دست را کشف و توضیح دهد. (ص 13 ـ 14)

    فهرست مطالب کتاب به ترتیب زیر است:

    نقد داستان‌های ایرانی

    هفت وادی حیرت در آخرین رمان سیمین دانشور

    (نقد رمان دو مجلدی جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان)

    شهریاری روحانی که زیر درختان سدر فروپاشید

    (نقد شهری که زیر درختان سدر مرد نوشته خسرو حمزوی)

    اندر حکایت آلودن ساحت ادبیات به اغراض سیاسی

    (بررسی بهشت خاکستری به روایت عطاء الله مهاجرانی)

    در غیاب داستان کوتاه

    (نقد مجموعه داستان مهتاب نوشته زهرا زواریان)

    نقد داستان‌های خارجی

    گذری بر مرگ ایوان ایلیچ

    (نوشته لتون تولستوی ترجمه احمد گلشیری)

    نگاهی به مجموعه داستان رندا

    (21 داستان کوتاه از 20 نویسنده سوری، ترجمه عبدالمحمد آیتی)

    مروری بر مجموعه هزار توی داستان

    (دوازده داستان از دوازده نویسنده غربی؛ ترجمه نسرین مهاجرانی)

    بررسی داستان کوتاه در جنگل

    (نوشته آکوتا گاوا؛ ترجمه سیمین دانشور)

    نمایه

    مشخصات کتاب:

    جلوه‌هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران (نقد داستان‌هایی از سیمین دانشور، عطاء الله مهاجرانی، خسرو حمزوی و ...)، محمدرضا سرشار، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1391، 264 صفحه، 5300 تومان.

    ماخذ: سایت کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


نگاهی به مجموعه داستان "هستم اگر می روم"/علی الله سلیمی

قصه‌هایی با طعم نوجوانی

خبرگزاری فارس: مجموعه داستان «هستم اگر می‌روم» نوشته محمدرضا سرشار شامل سه داستان کوتاه با حال و هوای دوره نوجوانی در سال های نه چندان دور است که برای بسیاری از مخاطبان امروزی رنگ و بوی خاطره‌انگیزی دارد.

خبرگزاری فارس: قصه‌هایی با طعم نوجوانی

به گزارش خبرگزاری فارس، مجموعه داستان «هستم اگر می‌روم» نوشته محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)، شامل سه داستان کوتاه با عناوین «خانم بزرگ»، «پس از سه سه روز» و «هستم اگر می‌روم» برای گروه سنی نوجوانان است که اخیراً چاپ هشتم آن توسط انتشارات سوره مهر در تهران چاپ و منتشر شده است. در شناسنامه کتاب اشاره شده که مجموع شمارگان چاپ‌های قبل67100 نسخه بوده و همین مجموعه در سال 1362، از سوی یکی از موسسات دست اندرکار ادبیات کودک و نوجوان، به عنوان کتاب برگزیده سال 1361 کشور برای نوجوانان، انتخاب شد. این کتاب در جریان تجمیع آثار یک نویسنده توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده که در کنار سایر آثار محمدرضا سرشار، کتاب اخیر هم با همان طراحی متحدالشکل قطع و ماکت ثابت آثار نویسنده (طراحی روی جلد، فونت کلمات و نحوه صفحه آرایی) منتشر شده است.

داستان اول کتاب (خانم بزرگ) در نگاه اول یک خاطره نوستالژیک از دوران نوجوانی است که نویسنده با بهره‌گیری از ادراک احساسی توانسته برای مخاطب نوجوان هم این داستان را خاطره انگیز بکند. به این معنا که یاد کردن از مادر بزرگ‌های مهربان برای هر نوجوان و کسی که این مرحله سنی پر خاطره را پشت سر گذاشته همواره خاطره‌انگیز است و حالا نویسنده کتاب «هستم اگر می‌روم» با انگشت گذاشتن روی این موضوع احساسی و خاطره انگیز، مخاطبان نوجوان را به دنیای شیرین در کنار مادربزرگ بودن می‌برد و این مسئله در همه حال شیرین و خاطره انگیز است. داستان با توصیف حالات بیرونی و درونی خانم بزرگ شروع می‌شود و از همان ابتدا لحن راوی مانند یک خاطره گو، احساسی و آمیخته به نوعی حسرت گذشته است:
«یادش به خیر باد. هنوز هر زمان به یادش می‌افتم، هیکل گرد و گلوله و تپلش، با آن گوشت‌های نرم و آویزان که هنگام راه رفتن تکان تکان می‌خورد، و آن موهای سفید پشمکی، آن صورت گرد، با آن خال گوشتی کنار بینی‌اش، در نظرم مسجم می‌شود؛ و صدای دورگه‌اش، که هنگام عصبانیت تیز می‌شد، در گوشم می‌پیچید.
خانم بزرگ را می‌گویم؛ مادر پدر را. عمواینها، «آبی بی» صدایش می‌کردند، اما ما بهش می‌گفتیم«خانم بزرگ». (ص 9)

در ادامه، شخصیت خانم بزرگ به عنوان مرکز ثقل داستان، وقایع کوچک و بزرگ را تحت الشاع خود قرا می‌دهد و هر یک از وقایع داستان به نسبت ارتباط خود با شخصیت و دنیای خانم بزرگ معنا پیدا می‌کند. به عنوان مثال، نحوه مرتب و منظم درس خواندن راوی با تشویق‌های مخصوص به خود خانم بزرگ ارتباط مستقیمی دارد.
از نظر فرم و ساختار داستانی، این اثر طرح و پیرنگ مستحکمی ندارد، چرا که عنصر کشمکش در این اثر کمرنگ است و مخاطب اگر به ابعاد احساسی و خاطره انگیز روایت تعلق خاطری نداشته باشد، انگیزه‌ای برای دنبال کردن خاطرات پراکنده از یک مادر بزرگ که شخصاً هیچ گونه تعلق خاطری نسبت او ندارد پیدا نمی‌کند.
راوی داستان خانم بزرگ، در زمان روایت داستان از مرحله سنی نوجوانی گذشته و از آن دوران(زمان حیات خانم بزرگ) با حسرت و نوعی احساس نوستالژیک یاد می‌کند:
«...خانم بزرگ مدتهاست از میان ما رفته است؛ و حالا اقوام و آشناها، مثل سیّاره‌های یک منظومه متلاشی شده، از هم پاشیده‌اند. اما، هنوز هم، گاهی- جمعه یا روز وفاتی- قبرش میعادگاه یک ملاقات پیش بینی نشده و نا خواسته، بین اقوام و آشناهاست...» (ص 16)
جمله پایانی متن «خداوند رحمتش کند!» بار دیگر خاطره گونه بودن اثر را به مخاطب یادآوری می‌کند. در پایان داستان تاریخ آخرین پاکنویس، سال 1357 درج شده که نشان می‌دهد این اثر از نوشته‌های اولیه نویسنده محسوب می‌شود که طبعاً پیش از تاریخ یادشده هم نوشته شده است.

داستان بعدی کتاب «پس از سه روز» است که نسبت که اثر قبلی از طرح به مراتب مستحکم‌تری بر خوردار است. راوی این داستان یک نوجوان (غلام) است که ماجرای یک اتفاق معمول در بین توده‌های عام اجتماعی (پیدا کردن اشیای گمشده از طریق رمّالی) و رفتار ناصحیح فردی به نام میرزاهادی را روایت می‌کند که به نوعی کلاهبرداری و شیادی دست زده و از راوی که در سن نوجوانی قرار دارد به عنوان ابزار کار استفاده می‌کند. در این داستان بخشی از فرهنگ عامه جامعه روایت شده که باز هم با خاطرات یک نوجوان گره خورده است:
«صدای میرزا هادی، ذره ذره هوای کثیف اتاق را شکافت و توی گوشم نشست:
- حالا خوب دقت کن! باید کوچه‌تان را توی جام ببینی.
این بار سعی کردم دقیق‌تر باشم. حدقه چشمهایم را گشاد کردم. سرم را کمی پایین‌تر بردم؛ و با تمام وجود به آب خیره شدم. ولی آب از آب تکان نخورده بود.
کوشیدم از میان سایه‌های کمرنگی که روی آب افتاده بود، کوچه‌مان را مجسم کنم. اما نشد. عجب! یعنی چه؟!
برای یک آن به نظرم رسید که عکس کوچه، توی جام است. می‌خواستم فریاد بزنم: «دیدم! دیدم!» ولی، خوب که دقت کردم، متوجه شدم چیزی نیست. واقعاً به نظرم رسیده بود.
شرمنده گفتم: «هیچ چیز نمی بینم.» صدایم آهنگ گریه داشت. میرزا هادی- بی حوصله و عصبانی- گفت:«نه...همان است که گفتم. این پسره نمی‌تواند جام ببیند.» (ص 25 و 26)
این داستان نثر ساده‌ای دارد که با دیالوگ‌های متناسب با موقعیت و جایگاه شخصیت‌ها عجین شده و در مجموع، داستان حالت یکدستی پیدا کرده است. در پایان این داستان هم تاریخ نگارش آن، اردیبهشت ماه 1355 درج شده است.

داستان سوم و پایانی (هستم اگر می‌روم) که عنوان کتاب هم از آن برگرفته شده است، سرگذشت پنج نوجوان(احمد، کریم، فریبرز، صفدر و راوی) را روایت می‌کند که در مقطع سال دوم هنرستان(نظام قدیم) تحصیل می‌کنند. آنها تصمیم می‌گیرند در رشته ساختمان تحصیل کنند، اما ناظم هنرستان (آقای حصارکی) به آنها می‌گوید برای باز شدن هر رشته جدید، اقلاً باید پانزده نفر داوطلب باشد؛ وگرنه آن رشته تشکیل نمی‌شود. تلاش‌های پیگیر پنج محصل برای دایر کردن رشته ساختمان در هنرستان محل تحصیل خود، محور اصلی این داستان است که استقامت شخصیت‌های نوجوان در رسیدن به خواسته‌های خود را به نمایش می‌گذارد. در زیر پوسته ظاهری این داستان نوعی اندیشه حق طلبی دیده می‌شود که یکی از محرک‌های این اندیشه، مهندس سرور، از استادان هنرستان است:
«وقتی تصمیمی گرفتید، اگر به درستی‌اش ایمان دارید، دیگر از هیچ چیز نترسید. تا پای جان، پایش بایستید، و تا به خواسته‌تان نرسیده‌اید، حتی یک ذره هم کوتاه نیایید. مطمئن باشید در مقابل یک اراده محکم، هیچ قدرتی تاب مقامومت ندارد.» (ص 46)
در این داستان استقامت پنج نوجوان در روند حق طلبی آنها به یک اندازه نیست و به مرور از تعداد این گروه کوچک کاسته می‌شود؛ تا جایی که در پایان داستان از پنج نفر ابتدای ماجرا فقط یک نفر، آن هم راوی می‌ماند که به سمت مسیری که انتخاب کرده است می‌رود. 
 

1 نظر

ساره محمدی

سلام آقای سرشار
دلم تنگ شده برای کتاب هاتون، برای داستان هاتون، برای کودکی و نوجوانیم، برای اون روزایی که بابام میومد خونه و دستش یکی از کتاب هاتون بود و من با خوشحالی از دستش می قاپیدم و میدودم تو اتاق خودمون که بخونمش و یه وقتایی هم با خواهرم دعوامون میشد که کی اول کتاب رو بخونه! یادش بخیر...خوش به حال ما بچه ها که دوران نوجوانیمون رو با کتابای شما پشت سر گذاشتیم..یادمه یه بار شهرستان رفته بودیم خونه مادر بزرگم..بابام یکی از کتابای شما رو گذاشته بود تو کیفش که اگه اونجا حوصلمون سر رفت بهمون بده بخونیم..اتفاقا چند روز هم اونجا بودیم و حوصله من و خواهرم هم حسابی سر رفته بود و کلافه بودیم که بابام کتاب رو داد بخونیم و من و خواهرم همش در حال دعوا سر کتابتون بودیم که اول دست کی باشه..دقیق خاطرم نیست ولی فکر کنم کتاب "هستم اگر میروم" تون بود..یادش بخیر..آقای سرشار یه صحنه از یه داستانی سال هاست پس ذهنمه ولی نمیدونم این داستان رو تو کدوم کتابتون خوندم..شایدم تو کتابای شما نبود..این صحنه که یه پسری بود که مادرش کرم گذاشته بود رو یخچالشون که فکر کنم به پاهاش بماله و پا دردش خوب شه و اون پسر با این تصور که کره است گذاشته بود لای نون و حسابی ازش خورده بود..نمی دونم حالا اصلا این شخصیت از شخصیت های داستان های شما بود یا یه نویسنده ی دیگه!! اگه از کتابای شما بوده ممنون میشم بهم بگین کدوم کتابتون.
آقای سرشار دلم برا بچه های الان می سوزه..اصلا مزه ی دنیای بدون کامپیوتر رو نمیفهمن..اصلا نمیدونن بعد از ظهرای تابستون دراز کشیدن و غرق شدن در کتاب یعنی چه..
آقای سرشار شما پر رنگ ترین نویسنده دوران کودکی و نوجوانی من هستید...امیدوارم هر جا که هستید موفق باشید و تنتان از گزند بیماری و کسالت در امان تا سال های سال بتونید برای بچه ها بنویسید.

ارسال نظر