ريحانه فتحي ثاني

مجموعه
داستان «پشت ديوار شب» نوشته محمدرضا سرشار (رضا رهگذر) شامل 12 داستان
بزرگسال با عنوانهاي «همسفران»، «جاده»، «يک اسب يک ماجرا»، «مدرسه»، «چشم
حسود بترکه»، «بوي خوش سلامت»، «کولي»، «خداحافظ برادر»، «پشت ديوار شب»،
«مانداب»، «حضور» و «انشاهاي فريدون و زلفعلي» است.
بهگزارش روابط
عمومي سازمان تبليغات اسلامي، بنا به گفتههاي برخي از منتقدان كشورمان،
تعليق و انتظار در «همسفران»، «خداحافظ برادر» و «مانداب» بسيار نيرومند
است. اين داستان كه از نظر معيارهاي داستاننويسي از فضاهاي گوناگوني
برخوردار است بهگونهاي نگاشته شده كه مخاطب نميتواند از آن دل بكند.
در
چند داستان اين مجموعه نويسنده به مسائل اجتماعي از جمله خرافهگرايي
پرداخته است و در «خداحافظ برادر» هم به مسائل دوره انقلاب اشاره دارد؛ ولي
در داستان «مانداب» سطح تهمايه و پيام داستان از داستانهاي ديگر فراتر
است.
همچنين، در داستان «پشت ديوار شب» كه يك داستان جنگي است، در
انتهاي داستان به گرهگشايي واقعگرايانه ميرسيم. ولي «مانداب» به يكي از
مسايل مبتلابه جامعه ما اشاره دارد. در اينجا به مقايسه تصميم دو دوست در
رفتن به جبهه پرداخته شده است و نويسنده در آن ماندن عدهاي را پشت جبهه
جنگ به بهانههاي مختلف، تجزيه و تحليل ميكند.
جلال زنوزي يكي از
منتقدان اين كتاب، ميگويد: دليل توجه من به داستان «مانداب» تعلق خاطر به
مسئله رفتن به جنگ يا ماندن پشت جبههها است و ميتوان به بهانه يك موضوع
ساده، به مسايل بسيار عميقي پرداخت. آنچه جانمايه «مانداب» است بسيار
عميقتر از مسايلي است كه در سطح جامعه جريان دارد.
بنابهنظر
منتقدان، دو نگاه ميتوان به اين كتاب داشت، يكي اينكه اين مجموعه را بر
اساس زمان نگارش داستانها مورد بررسي و تحليل قرار دهيم و ديگري اين كه
بدون توجه به تاريخ آثار به لحاظ ارزشي آنرا نقد كنيم و به بيان ارزشها
بپردازيم؛ درواقع داستان واكنش هنرمندانه نويسنده به تجربيات خود و وقايع
خارجي است و داستانها معمولا روند روبهرشدي دارند.
شاكري به قديمي
بودن اين داستانها اشاره كرد و گفت: به نظر ميآيد برخي داستانها در اين
مجموعه مربوط به 15 يا 20 سال گذشته است و ايده داستانها به دليل گذر
زمان تازگي لازم را ندارند؛ البته اين نكته برجستهاي است كه يك نويسنده
پاي كاري كه سالها پيش انجام داده است بايستد.
وي درباره نقد يك
نويسنده كه خود نيز منتقد است گفت: هر نويسنده دو چهره دارد، چهره انتقادي و
چهره نويسندگي. معمولا مواضع انتقادي ما چد پله جلوتر از مواضع مهارتي ما
است. زيرا تبديل دانش نظري به عمل كار سادهاي نيست و البته اين به نقد
لطمهاي نمي زند و يك منتقد لزوما يك نويسنده نيست.
شاكري درباره
داستانهاي اين مجموعه اظهار كرد: مجموعه اين داستانها اغلب به درد گروهي
از مخاطبان ميخورد كه خيلي داستان نخوانده باشند و تجربه آنها را بهلحاظ
ذائقه مشكلپسند نكرده باشد و بيشتر بهدنبال سرگرمي باشند.
پارسينژاد،
نيز گفت: من بر اين باورم كه ايشان از نويسندگان آرمانگرا هستند و بر
پايه اين اصل داستان مينويسند. من فكر ميكنم بنمايه و مضاميني كه در اثر
وجود دارد از اساسيترين جنبههاي داستانهاي ايشان است.
گوينده
«قصه ظهر جمعه»، ادامه داد: براي اين نويسنده داستان وسيلهاي است براي
ابراز آرا و انديشههاي شخصي، هر چند در اينجا داستانها شعاري نيستند و
حالت آموزشي پيدا نميكنند.
نويسنده اين كتاب نيز، گفت: نقد يك اثر،
بهويژه در زمانه ما، صرفنظر از اين كه چه چيز راجع به آن گفته مي شود،
به شهرت نويسنده آن اثر كمك ميكند.
وي در ادامه به تاريخ نگارش هر
يك از 12 داستان چاپ شده در اين مجموعه اشاره كرد و با تاكيد بر شمارگان
بسيار بالاي آثارش گفت: من نويسنده بسيار خوشاقبالي بودهام و فكر نميكنم
در اين دوره آثار نويسندگان به چنين تيراژي برسد.
وي همچنين درباره
مجموعه «تكا» گفت: هدف ما چاپ مجموعهاي خواندني و شكيل براي مردم بوده
است.
سرشار متولد ۱۳۳۲ کازرون است. او که در رشته مهندسي صنايع از
دانشگاه علم و صنعت فارغالتحصيل شده است، نخستين مجموعه داستانش را در سال
۱۳۵۵ منتشر کرد و تاكنون مسووليتهايي همچون دورههايي از آموزش
داستاننويسي در اواسط دهه ۶۰ را در حوزه هنري بر عهده داشته است.
از
فعاليتهاي او بعد از انقلاب ميتوان به داستاننويسي، پژوهش و نقد در
زمينه ادبيات کودک و نوجوان و بزرگسالان اشاره کرد.
اين نويسنده تا
به حال ۲۶ جايزه را در سطح کشور به خود اختصاص داده است. وي سردبيري بسياري
از نشريههاي ادبي و هنري کودک و نوجوان را برعهده داشته و غير از سردبيري
سه برنامه راديويي، ۲۴ سال گوينده قصه ظهر جمعه بوده است.
ارسال نظر